انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 987 100 1

عام

/'Amm/

مترادف عام: همگان، همه، عمومی، کلی، همگانی، عامی، عمیم، فراگیر

متضاد عام: خاص

برابر پارسی: توده، مردم، همگان، همه

معنی عام در لغت نامه دهخدا

عام. [ عام م ] (ع ص ، اِ) مقابل خاص. (منتهی الارب )(المنجد) (اقرب الموارد). || همگانی. همگان. تمام مردم. (منتهی الارب ) (آنندراج ) :
ناممکن است این سخن بر خاص
لفظی است این در میانه ٔ عام.
فرخی.
مجوی از وحدت محضش برون از ذات او چیزی
که او عامست و ماهیات خاص اندر همه اشیاء.
ناصرخسرو.
و آگاه کن ای برادر از غدرش
دور و نزدیک و خاص و عامش را.
ناصرخسرو.
در آن مجلس که بهر عام کردند
میی همچون شفق در جام کردند.
نظامی.
تکاپوی ترکان و غوغای عام
تماشاکنان بر در و کوی و بام.
سعدی.
|| تمام ، هرچه باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || نادان. در تداول مردم عوام یعنی مردم جاهل و نادان :
سلام کن ز من ای باد مر خراسان را
مر اهل فضل و خرد را نه عام و نادان را.
ناصرخسرو.
عام نادان پریشان روزگار
به ز دانشمند ناپرهیزکار.
سعدی (گلستان ).
اندر آیینه چه بیند مرد عام
که نبیند پیر اندر خشت خام.
مولوی.
با زاهد بی ذوق مگو سر انا الحق
اسرار سلاطین چو به عامان نتوان گفت.
اسیری لاهیجی.
- اسم عام ؛ در مقابل اسم خاص که در عربی علم گویند.
- بار عام ؛ ملاقات عمومی. اجازه ٔ همگانی :
زمین را زیرتخت آرام داده
برسم خاص بار عام داده.
نظامی.
- شارع عام ؛ راه عمومی.
- وقف عام ؛ در مقابل وقف خاص. رجوع به وقف شود.

عام. (ع اِ) سال. ج ، اَعوام. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد)(غیاث اللغات ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) :
تا عام نام سال بود شهر نام ماه
اقبال را نظر بسوی شهر و عام نیست.

معنی عام به فارسی

عام
همه رافرارسنده، همه رافراگیرنده، شامل، همگان، همگانی خلاف خاص، سال، اعوام جمع
۱ - همه را فرا گیرنده عموم را فرا رسنده . ۲ - تمام ( هر چه باشد ) . ۳ - همگان همه مردم مقابل خاص . ۴ - مردم جاهل نادان مقابل خاص . ۵ - غیر سید مقابل سید علوی .
سال اندک باران
( اسم ) گرفتاری عمومی بلوی عام سختی همگانی رنجی همه رس .
مبتلا به همگان . گرفتاری همگانی
سال قحط
سال هشتادم هجری بود که سیلی بر خواست و خانه های مکه و رکن را فرا گرفت .
سال دهم بعثت که ابو طالب عم حضرت رسول و سی و پنج روز بعد خدیجه کبری و زوجه آن حضرت درگذشتند و پیغمبر از فوت آن دو بسیار محزون شدند و از آن جهت آن سال را عام الحزن نام نهادند .
سالی که حبشیان با پیلان خود بر حجاز حمله بردند ( اواسط قرن ۶ م .) و میخواستند بر کعبه مسلط گردند و سدانت کعبه درین زمان بدست عبد المطلب جد محمد ( ص ) بود ولی حبشیان بمقصود نرسیدند و نابود شدند. این سال خود یکی از مبداهای تاریخ عرب دوره جاهلیت است .
سال ۵۷٠ میلادی است و بدین سال رسول ( ص ) تولد یافت و از آن رو آن را عام الفیل خوانند که ابرهه با لشکریان خود که سوار فیل بودند به قصد ویران کردن کعبه روان شدند و سر انجام چون به مکه رسیدند مرغانی کوچک به نام ابابیل با سنگ ریزه که در منقار داشتند باسمان پرواز کردند و آن سنگ ها بر سر آنها رها کردند و بدن آنها سوراخ گردید و بدین ترتیب ابرهه و لشکریانش بقتل رسیدند .
( اسم ) سال قحط .
آنچه که سودش بعموم مردم رسد . یا امور ( کارهای ) عام المنفعه . کارهایی که نفع آنها بهمه مردم رسد . از قبیل راهسازی تاسیس آموزشگاهها و بیمارستانها .
کارهائی که برای عام سود بخشد که به همه بهره رساند و شامل همه مخلوق گردد .
( صفت ) آن چه مقبول عامه است مردم پسند عامه پسند .
اسم عام یا اسم جنس آنست که ما بین افراد همجنس مشترک است و بر هر یک از آنها دلالت کند : مرد پسر دختر .
[complete information] [اقتصاد] وضعیتی در بازی که در آن بازیگران، شناختی مشترک از همۀ عوامل دارند
خواجه نصیر در ذیل عنوان : خصوص و عموم قضایای مطلقه و موجهه آرد : هر محمول که بر موضوعی حمل توان کرد بضرورت یا امکان یا اطلاق اقل ما فی الباب آن بود که آن حمل محال نبود و هر چه محال نبود ممکن عام بود .
عبارت است از سلب ضرورت از یکطرف
( اسم ) اجاز. ورود بمجلس بزرگی یا جشنی را بهنگام دادن .
[general combining ability] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری، کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] متوسط نمود یک رگه در تلاقی با چند رگۀ دیگر که به صورت انحراف از میانگین جمعیت یا تمام دورگه ها نشان داده می شود
[universal service obligation, USO] [مهندسی مخابرات] تعهد به ارائۀ خدمات پایۀ تلفنی یا سایر خدمات مخابراتی به کل جمعیت کشور یا یک ناحیه با بهایی که در استطاعت عموم مردم باشد
همه همه افراد
[generic weapon] [علوم نظامی] سلاحی که در برابر هر نوع سلاحی قابل استفاده باشد، فارغ از میزان کارایی آن
شاه راه راه عمومی و کوچه ای که بن بست نباشد .

معنی عام در فرهنگ معین

عام
[ ع . ] (اِ.) سال .
(مّ) [ ع . ] ۱ - (اِفا.) همه را فراگیرنده ، شامل . ۲ - (اِ.) همه ، همگان ، همگانی .
(مُّ لْ مَ فَ عَ) [ ع . عام المنفعة ] (ص مر.) آن چه که سودش به عموم برسد.

معنی عام در فرهنگ فارسی عمید

عام
سال.
۱. فراگیر.
۲. (اسم) مردم کم سواد.
۳. (اسم) همگان، همۀ مردم.
ویژگی آنچه سودش به همۀ مردم می رسد، کاری یا چیزی که همۀ مردم از آن بهره می برند.

عام در دانشنامه اسلامی

عام
لفظ شامل تمام مصادیق مدخول آن را عام می گویند.
عام، در لغت ، به معنای فراگیر بودن و شامل شدن، و عموم، به معنای شمول و فراگیری است. در کتاب " انوار الاصول " آمده است: " ان العام معناه الشمول لغة و عرفا ".
تعریف عام
در اصطلاح علم اصول، از عام تعریف های متفاوتی ارایه شده است.عام لفظی است که مفهوم آن همه افراد و مصادیقی را در بر می گیرد که صلاحیت انطباق بر آنها را دارد. در کتاب " انوار الاصول " آمده است: " ما یکون مستوعباً لجمیع الافراد التی یصدق علیها بمفهوم اللفظ ".عام لفظی است مانند " کل " در مثال " اکرم کل عالم " که همه مصادیق مدخول خود ( عالم ) را که صلاحیت انطباق بر آنها را دارد در بر می گیرد. در کتاب " تهذیب الاصول " آمده است: " مادل علی تمام مصادیق مدخوله مما یصح ان ینطبق علیه ".برخی معتقدند مفهوم عام و خاص از مفاهیم روشنی است که به تعریف نیاز نداشته و تعریف های موجود از نوع شرح لفظ می باشد.
رابطه میان عام و خاص
رابطه میان عام و خاص، رابطه نسبی و اضافی است.
اطلاق لفظ عام بر حکم
...
عام
معنی عَامٍ: سال
معنی مَعَاشاً: زندگی - مکان زندگی - زمان زندگی (کلمه معاش مصدر ميمي و هم اسم زمان و مکان از عيش است ، و عبارت " وَجَعَلْنَا ﭐلنَّهَارَ مَعَاشاً " به این معنی است که: ما روز را زمان زندگي شما و يا محل زندگي شما قرار داديم ، تا در آن از فضل پروردگارتان طلب کنيد . واگ...
ریشه کلمه:
عوم‌ (۹ بار)

سال. . خدا او را صد سال بمیراند سپس برانگیختش. راغب گفته: عام مثل سنه است لیکن سنه بیشتر در سال مشقّت و قحطی گفته می‏شود لذا به قحطی سنه گویند و به سال فراوانی و آسایش اطلاق نشود رجوع شود به «سنة». استعمال قرآن مؤیّد قول راغب است که فرموده: . که به سال باران و فراوانی «عام» اطلاق شده و مثل . چون آن پنجاه سال زمان مشقّت نبوده به لفظ عام استثنا شده است برخلاف «اَلْفَ سَنَةٍ». در آیه . ظاهراً اعتبار فوق ملحوظ است زیرا سال اجازه برای مشرکان سال خوشی بود ولی در آیاتی نظیر . ظاهراً وجه فوق ملحوظ نشده است.
عام (عام و خاص)، لفظ شامل همه افراد و مصادیق ممکن را می گویند.
مراد از «عام» لفظی است که تمام افراد و مصادیق ممکن را، بدون حصر کمی و عددی شامل شود؛ مانند: (والسارق والسارقة فاقطعوا ایدیهما…) که الفاظ «سارق» و «سارقه» در این آیه عامند.
در قرآن
عام در قرآن کریم به صیغه های گوناگونی آمده است که مهم ترین آن ها عبارتند از:۱. اسم جنس مفرد معرف به «ال» استغراق ؛ مانند: آیه پیش گفته؛۲. اسم جنس جمع معرف به «ال»؛ مانند: (ان المسلمین والمسلمات والمؤمنین والمؤمنات) ؛۳. اسم جنس معرف به اضافه ؛ مانند: (فقاتلوا ائمة الکفر) ؛۴. الفاظ کل، جمیع ، اجمع ، کافه ، «من» شرطیه و….
اقسام عام
عام به طور کلی سه گونه است:۱. عام باقی بر عمومیت خویش؛ یعنی عامی که هیچ تخصیصی نپذیرفته است؛ مانند: (حرمت علیکم امهاتکم وبناتکم واخواتکم وعماتکم وخالاتکم) ؛۲. عام هایی که مراد از آن ها افراد خاصی است (العام المراد به الخصوص)؛ مانند: (ام یحسدون الناس علی ما آتاهم الله من فضله) که مراد از «الناس» رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم است؛۳. عام هایی که تخصیص پذیرفته اند (العام المخصوص)؛ مانند: (ما کان لاهل المدینة ومن حولهم من الاعراب ان یتخلفوا عن رسول الله). به حکم عقل ، بدیهی است افراد بیمار و ناتوان و پیر و زن و کودک از این حکم مستثنا هستند.
اشکال تخصیص عام
...
لفظ مفید شمول حکم به حسب حالات مختلف موضوع را عام احوالی می گویند.
عامی که شمول و سریان آن به حسب احوال افرادش می باشد، عام احوالی نام دارد، مانند: " اکرم زیدا فی کل حالة "، که حکم اکرام به زید تعلق گرفته است و چون زید یک فرد بیشتر نیست نمی توان شمول افرادی را برای او تصور کرد، ولی چون حالات متفاوتی دارد، شمول نسبت به حالات او لحاظ شده و اکرام زید در هر حالتی، مورد توجه مولا است، چه در حال فقر چه در حال غنا، و چه در حال عدالت چه در حال فسق و چه غیر آن ها.
لفظ مفید شمول حکم نسبت به زمان های مختلف موضوع را عام ازمانی می گویند.
عام ازمانی، عامی است که شمول و سریان آن به حسب زمان لحاظ شده است، مانند: " یجب الصدق ابداً " یا " یحرم الخمر دائما "؛ یعنی راست گویی در همه زمان ها ضرورت دارد و میگساری همیشه حرام است.
لفظ مفید شمول حکم نسبت به همه افراد موضوع به طور مستقل را عام استغراقی می گویند.
عامی که موضوع حکم قرار گرفته، به گونه ای که حکم بر تک تک افراد موضوع به طور جدا گانه بار شده است، عام استغراقی نام دارد. در عام استغراقی، شمول و سریان افرادی به گونه ای لحاظ شده است که نسبت به هر فردی از افراد عام، حکمی مستقل و اطاعت و عصیان جداگانه ای مطرح است؛ برای مثال، اگر مولا بگوید: " اکرم کل فقیه " معنایش این است که اگر زیدِ فقیه اکرام شود یک اطاعت محقق شده است و اگر تعداد فقیهان _ بر فرض _ بیست نفر باشد و همه به جز یک نفر از آنها اکرام شوند، نوزده امتثال تحقق یافته و یک معصیت رخ داده است.
فرق عموم استغراقی و عام استغراقی
فرق عموم استغراقی و عام استغراقی این است که عموم، بیشتر در مورد معنا و عام در مورد لفظ به کار می رود.
مقابل عام استغراقی
عام استغراقی، مقابل عام بدلی و عام مجموعی می باشد که در هر سه آنها عمومیت به حسب افراد است اما چگونگی شمول آنها بر افراد و نیز تعلق حکم به آنها در هر یک با دیگری تفاوت دارد.
لفظ مفید شمول حکم به حسب افراد موضوع را عام افرادی می گویند.
عام افرادی، مقابل عام احوالی بوده و به عامی گفته می شود که شمول و سریان آن به حسب افرادش لحاظ می شود، مانند: " اکرم کل فقیه " که حکم اکرام بر روی تک تک افراد فقیه رفته است؛ در مقابل مواردی که شمول آنها نسبت به افراد، لحاظ نمی شود.
آیات عام به آیات دربرگیرنده تمام افراد اطلاق می شود.
"عام" لفظی است که تمام افراد و مصادیق را (بدون حصر کمی و عددی) شامل شود.
عام در قرآن
عام در قرآن کریم به صیغه های گوناگونی آمده که مهم ترین موارد آن به شرح ذیل است:۱. اسم جنس معرف به "الـ" استغراقی: (والسارق والسارقة فاقطعوا ایدیهما).
مائده/سوره۵، آیه۳۸.    
 ۱. ↑ مائده/سوره۵، آیه۳۸.    
...
اصل عملی عام به اصل جاری در تمام ابواب فقهی اطلاق می شود.
اصل عملی عام، مقابل اصل عملی خاص بوده و به اصلی گفته می شود که در تمام ابواب فقه ، یعنی از کتاب طهارت تا دیات ، جریان دارد. برخی از این اصول، فقط عقلی است، مثل: « اصالة التخییر » و برخی فقط شرعی است، مثل: اصل استصحاب البته قدما آن را اماره عقلی می دانند و بعضی، هم شرعی و هم عقلی است، مثل: « اصالة البرائه » و « اصالة الاحتیاط ».
اطلاق خاص بر عام به ذکر لفظ خاص و اراده عام اطلاق می شود و از اقسام مجاز لغوی می باشد.
یکی از اقسام مجاز لغوی «اطلاق خاص بر عام» است که برخی از علمای بیان، آن را از علاقات مجاز شمرده و از آن به «خصوص» تعبیر کرده اند؛
مثال
مانند: (فاتیا فرعون فقولا انا رسول رب العالمین)؛ "پس به سوی فرعون بروید و بگویید ما پیامبر پروردگار جهانیانیم". منظور از (رسول رب العالمین) «رسل» است. این آیه بیانگر ماموریت حضرت موسی و هارون علیه السّلام است، و لفظ «رسول» خاص است؛ ولی از آن اراده عام شده است.
الازهر فی الف عام، نوشته دکتر محمد عبدالمنعم خفاجی است، به زبان عربی، درباره ی دانشگاه الازهر مصر و سرگذشت فرهنگی و دینی و سیاسی در طی 1000 سال گذشته است.
دانشگاه الازهر یک مؤسسه ی بزرگ دینی اسلامی است که وظیفه اش پاسداری از شریعت اسلام و زبان عربی و نشر آن و تعلیم دانشجویانی است که پس از فراغت از تحصیل، عهده دار تدریس علوم دین و زبان عربی و متصدی امور شرعی شوند. در ضمن دانشجویان مسلمان از هر نقطه از کشورهای اسلامی با تفاوت های نژادی و ملیتی در آن پذیرفته می شوند.
با آراء مفکرین در الازهر آغاز می گردد و در ادامه دو مقدمه از مؤلف و سپس در 12 باب، طی سه جلد به رشته تحریر در آمده است. جلد اول؛ شامل سه باب است که باب اول آن شامل هشت فصل، باب دوم شامل چهار فصل، باب سوم شامل دو فصل می باشد.
جلد دوم با اشعاری درباره اباظه آغاز می گردد و شامل سه باب، که از باب چهارم شروع و تا باب ششم ادامه می یابد.
از باب هفتم تا دوازدهم در جلد سوم قرار دارد که بعد از این ابواب، در بخشی از کتاب اسلام معاصرین مؤلف ذکر شده و در پایان عکسهایی از دانشگاه الازهر به تصویر در آمده است.
امامت در قرآن عام است و به امامت حق و پیشوایی باطل تقسیم می شود.
امامت حق نیز بر دوگونه است: امامت بالاصاله که برای پیامبران جعل می شود و امامت بالاستخلاف که در آن از امامت جانشینان انبیا (امامان) سخن به میان می آید.
ویژگی امامت باطل
مهم ترین ویژگی امامت باطل دعوت به سوی آتش است: «و جَعَلنهُم اَئِمَّةً یَدعونَ اِلَی النّارِ» مراد از فرا خواندن به آتش دعوت به معصیت و کفر و افعالی است که استحقاق عذاب جهنم و آتش را در پی دارد، ازاین رو از امامان باطل به «ائمه کفر» یاد شده است: «فَقتِلوا اَئِمَّةَ الکُفرِ»
← پیمان شکنی
براساس آیات قرآن، امامت بر حق باشد یا باطل به جعل الهی است: «قالَ اِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ اِمامًا»، «وجَعَلنهُم اَئِمَّةً یَهدونَ بِاَمرِنا»، «و جَعَلنا مِنهُم اَئِمَّةً یَهدونَ بِاَمرِنا»، «ونَجعَلَهُم اَئِمَّةً ونَجعَلَهُمُ الورِثین»، «وجَعَلنهُم اَئِمَّةً یَدعونَ اِلَی النّارِ» جعل امامت حکایت از آن دارد که امامت صرف نظر از حق یا باطل بودن آن، ویژگی خاص و نادری است که تنها در برخی افراد وجود دارد، به گونه ای که می توانند توجه دیگران را جلب کنند تا به آنان اقتدا کنند.
جعل امامت
...


عام در جدول کلمات

عام
سال
عام تر
اعم
لقب عام ملوک گرگان بود
آناهید

معنی عام به انگلیسی

vernacular (صفت)
بومی ، محلی ، کشوری ، عام
common (صفت)
معمولی ، پیش پا افتاده ، روستایی ، متعارفی ، عرفی ، اشتراکی ، مشاع ، مشترک ، متداول ، عام ، عمومی ، عادی ، مرسوم ، عوام ، عوامانه
general (صفت)
معمولی ، جامع ، متداول ، عام ، عمومی ، همگانی ، قابل تعمیم ، کلی ، همگان
illiterate (صفت)
بی سواد ، عام ، عامی ، درس نخوانده
ignorant (صفت)
نادان ، عام ، عامی
folksy (صفت)
خوش مشرب ، عام ، عامیانه
substandard (صفت)
عام
slangy (صفت)
عام ، عامیانه

معنی کلمه عام به عربی

عام
عالمي , عام
سد
طريق
ابادة جماعية , ذبح , محرقة ، إسالة الدماء

عام را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی عام

آتنا ٠٤:٠٦ - ١٣٩٥/١٢/١٥
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پراک (سنسکریت: پْراکرتَ)
ایدار (سنسکریت: ایتارَ)
مادیم (سنسکریت: مادهیَمیکا)
لوکیک (سنسکریت: لَئوکیکا)
|

فاطمه شید عنبرانی ١٧:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/٠٧
مترادف عام: همگان
|

حسن موحدی ٠٢:٥٦ - ١٣٩٧/١٠/١٥
سال
|

اشکان ١٣:٣١ - ١٣٩٨/٠١/١٣
این واژه ایرانی است و درست ان آم است یعنی همه
|

جان ١٧:٥٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٨
اصل
(Arabic Hadith Translation of the Commonwealth (Original
ترجمه حدیث عربی حوزه مشترک المنافع (اصل)
Translation of the Hadith of Arabic Societies
ترجمه کردن زبان حدیث عربی جوامع عام (اصل)
|

پیشنهاد شما درباره معنی عام



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرزین > desolvation
شهرام > برگزیده از هر چیز
مبینا > degree
Z.SHAFIE.TKD. > funfair
be to che > Boss
امینم > ibric
امینم > cezve
داریوش زندی > مهرنجان

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی عام   • عام افرادی   • عام بدلی   • مطلق و مقید   • عام مجموعی   • تعریف عام و خاص   • عام استغراقی   • نسبیت عام به زبان ساده   • مفهوم عام   • معرفی عام   • عام چیست   • عام یعنی چی   • عام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عام
کلمه : عام
اشتباه تایپی : uhl
آوا : 'Amm
نقش : صفت
عکس عام : در گوگل


آیا معنی عام مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )