انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1096 100 1

عبادت

/'ebAdat/

مترادف عبادت: بندگی، پرستش، طاعت، عبودیت، نسک، نیایش

برابر پارسی: پرستش، ستودن، ستایش، نیایش

معنی عبادت در لغت نامه دهخدا

عبادت. [ ع ِ دَ ] (ع مص ) عبادة. پرستش کردن. بندگی کردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || طاعت و نهایت تعظیم برای خدای متعال. (از اقرب الموارد) :
جان تو از بهر عبادت شده ست
بسته در این خانه ٔ پراستخوان.
ناصرخسرو.
گفتم عبادتی که به یک حرف باشد آن
گفتا که عابدونی فی النار والسقر.
ناصرخسرو.
پس اگرچند روزی صبر باید کرد در رنج عبادت. (کلیله و دمنه ).
نان از برای کنج عبادت گرفته اند
صاحبدلان نه کنج عبادت برای نان.
سعدی (گلستان ).
عبادت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست.
سعدی (گلستان ).

عبادة. [ ع ِ دَ ] (ع مص ) عبادت. پرستش و بندگی. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || قولهم عبدت ُ به اوذیه ؛ یعنی ورغلانیده شدم بر اذیت او. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به عبادت شود.

عبادة. [ ع ُ دَ ] (اِخ ) ابن صامت بن قیس الانصاری الخزرجی ، مکنی به ابوالولید. از صحابه بود و در بیعت عقبه و فتح مصر و دیگر جنگها حاضر بود. او نخستین کسی است که قضاوت فلسطین یافت. در سال 38 قبل از هجرت متولد شد و به سال 34 هجرت درگذشت. (از الاعلام زرکلی ). و رجوع به عقدالفرید ج 3 ص 33 و ج 5 ص 102 شود.

عبادة. [ ع َ دَ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ معروف به ابن ماء السماء. پیشوای شاعران دولت عامریه ٔ اندلس بود وی همان است که توشیحات را پایه گذاشت و در تهذیب الفاظ آن کوشید و بدین امر شهرت داشت. وی به سال 422 هَ. ق. به مالقه درگذشت. (از الاعلام زرکلی ).

عبادة. [ ع ُ دَ ] (اِخ ) ابن عُقیل بن کعب بن عامربن صعصعة. از مردم هوازن و از عدنان و جدی جاهلی است. (از الاعلام زرکلی ). و رجوع به معجم قبائل العرب شود.

معنی عبادت به فارسی

عبادت
بندگی کردن، پرستش کردن، پرستیدن خدا، بندگی، پرستش
۱ - ( مصدر ) پرستش کردن بندگی کردن . ۲ - طاعت کردن خدای را. ۳ - ( اسم ) پرستش ۴ - طاعت خدار را جمع عبادات .
( اسم ) مکان عبادت جای پرستش معبد.
[liturgical work] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] هریک از متونی که از آنها در مراسم عبادی و نیایش های یک دین استفاده می شود
( صفت ) آن که عبادت خود را برخ مردم کشد عابد یا کار .
( مصدر ) پرستش کردن .
صومعه
خوش تقریر آن کس که کلام موزون و با عبارات خوب آورد .

معنی عبادت در فرهنگ معین

عبادت
(عِ دَ) [ ع . عبادة ] ۱ - (مص م .) بندگی کردن و پرستیدن خدا. ۲ - (اِمص .) پرستش ، بندگی .

معنی عبادت در فرهنگ فارسی عمید

عبادتگاه، معبد، جای عبادت و پرستش.
ویژگی آن که پیش چشم خلق عبادت می کند و عبادت خود را به رخ مردم می کشد، ریاکار: گنهکار اندیشناک از خدای / به از پارسای عبادت نمای (سعدی۱: ۱۱۸).
ویژگی آن که کارش عبادت است، عابد، پارسا.

عبادت در دانشنامه اسلامی

عبادت
واژه «عبادت» در اصل به نظر بسیاری از واژه شناسان به معنی «خضوع» طبری در تفسیر «جامع البیان» می گوید: اصل عبودیت « که به نظر او شامل عبادت نیز می شود » نزد همه عرب به معنی ذلت و خاکساری است. قرطبی نیز می گوید: «اصل عبادت خضوع است» لازم به ذکر است برخی از منابع یاد شده به جای «خضوع» لفظ «ذلت» آورده اند، که نزدیک به خضوع است. یا «نهایت خضوع» است.
مفهوم «عبادت» در استعمال متداول و شایع آن تا حدودی مورد اختلاف است و در این زمینه چند نظر وجود دارد:
← نهایت خضوع
نظریه سوم، که عبادت را چند مفهومه گرفته است، هر چند ممکن است صحیح باشد، اما سؤال اصلی این است که مفهوم اولی و شایع عبادت کدام است؟به عبارت دیگر، عبادت ممکن است معنای حقیقی اولی و ثانوی داشته باشد، در این صورت باید مفهوم متداول و نخستین آن که بدون قرینه از آن فهمیده می شود روشن گردد.نظریه چهارم، یعنی عملی که با قصد قربت و جهت گیری الاهی باشد، مورد قبول اکثر عالمان فقه و اصول و برخی دیگر است. خاطر نشان می شود، مقصود اکثر عالمان فقه و اصول از این تعریف، عبادتی است که در اسلام مطرح است، نه دقیقا بیان معنای لغوی آن (چنان که در متن توضیح داده شده است)به نظر می رسد این معنا نزدیک ترین معنا به مفهوم عبادت باشد، با این توضیح که، بنابر اینکه مفهوم اصلی عبادت خضوع و خشوع باشد، منظور از آن خضوعی است که همراه با نوعی «تقدیس» مقصود از «تقدیس» هرگونه تقدیسی نیست (مثل تقدیس امام یا پیامبر»، بلکه مقصود قداستی است که جنبه الوهیت و ربوبیت داشته باشد.باشد، یعنی خضوعی که با اعتقاد به الوهیت و ربوبیت معبود اعم از اینکه خدای حقیقی باشد یا پنداری و اعم از اینکه رب مطلق باشد یا رب النوع و ... انجام شود. این تفسیر از عبادت را «علامه بلاغی» و همچنین «شهید مطهری» ، بیان کرده است مرحوم حاج مصطفی خمینی نیز در تفسیر خود آن را به عنوان «وضع تعینی» (و نه تعیینی» برای عبادت تأیید می کند. زیرا اگر خشوع توأم با تقدیس (به مفهومی که بیان شد) نباشد، مثلا در برابر انسانی بدون اعتقاد به ربوبیت ویخضوع کند، مصداق «ادب» و احترام است، نه «عبادت». شاید مقصود برخی اهل لغت و تفسیر که عبادت را به مفهوم «نهایت خضوع» یا «اطاعت خاشعانه» دانسته اند نیز همین معنا باشد. لسان العرب» در یک مورد، «عبد» را به «تأله» تفسیر کرده که شاید به مفهومی که گفته شد نزدیک تر باشد.این مفهوم، لااقل معنای حقیقی اولی و شایع عبادت است عبادت می تواند معنای «اسم مصدری» داشته باشد، که بدین معنا بر نماز و روزه و مانند آن اطلاق می شود و می تواند «مصدر متعدی» باشد که به معنای «عبادت کردن» (بجا آوردن نماز و ...» است و اگر معنایی درگیر چون خضوع، اطاعت و ... دارد، معنای حقیقی ثانوی (یا مجاز) است (که نیاز به قرینه دارد). مؤید این مطلب، سخن امام صادق علیه السلام درباره حقیقت عبادت است که فرمود: «نیت خوب - قصد قربت - داشتن در اطاعت، آن گونه که خدا دستور داده است»
مفهوم قصد قربت
منظور از «قصد قربت» در تعریف عبادت، آن است که عمل، انگیزه و جهت الاهی داشته باشد، اعم از اینکه به خاطر محبت و رضای حق باشد یا امتثال امرا و یا شکرگذاری به درگاه او یا دستیابی به بهشت یا فرار از عذاب و ....
معادل فارسی عبادت
...
عبادت
عبادت به معنای اطاعت و پیروی خاضعانه، حالتی در وجود انسان است که خود را در اختیار حقیقتی که او را آفریده، می بیند. هدف از خلقت جهان، یاد و ذکر خدا و نیاز انسان به خدا را فلسفه و چرایی عبادت نامیده اند. عبادت را به اجباری و اختیاری تقسیم کرده اند. در قرآن و روایات آثاری مانند آمرزش گناهان، آرامش و سرور انسان، افزایش رزق و روزی، امامت، تقرب الهی و استواری در دین برای آن، ذکر شده است. همچنین خلوص، اعتدال، صبر، علم، خشوع و طهارت را از آداب و شرایط عبادت دانسته اند. عبادت منحصر در مناسک عبادی نیست. دعا، تفکر و کسب روزی حلال را از مصادیق آن برشمرده اند. در آیات و روایات تفاخر، تکبر، جهل، دنیاگرایی و حرام خواری از موانع عبادت محسوب شده است. کتاب مقدس عبادت را به عنوان میثاقی با بنی اسرائیل مطرح کرده است.
عبادت را به پرستش، اطاعت و پیروی خاضعانه و خاشعانه و در مواردی به نهایت خضوع و فروتنی معنا کرده اند. عبادت به این معنا حالتی در وجود انسان است که خود را نیازمند و در اختیار حقیقتی که او را آفریده است، ببیند. علامه طباطبایی حقیقت عبادت را این می داند که بنده، خود را در مقام ذلت و عبودیت قرار داده و از هر چیز دیگر بریده، به یاد پروردگار خود باشد و او را ذکر گوید. میل به خدمت و تقدیس موجودی برتر که مستحق این خدمت و تقدیس باشد نیز به عنوان حقیقت عبادت بیان شده است. عبادت در اصطلاح قرآنی معنایی عام دارد و بسیاری از رفتارهای انسان را اگرچه پیروی از شیطان و هوای نفس باشد، در برمی گیرد. بر اساس آیات قرآن مفهوم عبادت شامل عبادت دیگر انسان ها، عبادت هوای نفس، عبادت شیطان، عبادت بت ها و عبادت خداوند می شود. مفهوم عبادت در علم فقه بر خلاف کاربرد عام قرآنی آن، فقط بر اعمال و مناسکی که به شرط قصد قربت انجام شود، اطلاق می شود و از آنها به احکام تعبدیه نام برده می شود. مفهوم عبادت در عرف مردم در ضمن بعضی از مصادیق آن مانند نماز، روزه، حج، دعا و تسبیح شناخته می شود که از معنای قرآنی و فقهی آن محدودتر است.
برای چرایی عبادت خداوند چند علت ذکر شده است. هدف خلقت جهان، یاد و ذکر خدا و نیاز انسان به خدا از جمله دلائل عبادت قرار داده شده است.
عبادت
«عبادت» در لغت به معنی ذلیل و رام شدن می باشد، «عبادت» به معنی پرستش کردن، بندگی کردن و نهایت تعظیم برای خدای متعال است.
عبادت نوعی از سپاس و مرتبه والای آن است زیرا حقیقت عبادت خضوع است در حد اعلای آن که با عالی ترین مراحل تعظیم توأم بوده و از این رو تنها کسی مستحق عبادت است که نعمت های اساسی و پایه ای مانند آفرینش و زندگی و قدرت از او باشد و جز خداوند متعال کسی بدین امور قادر نباشد. پس عبادت خاص ذات احدیت می باشد.
«عبادت» خداکردن دو نوع است: اطاعت از دستورات او در همه شئون زندگی که آن را عبادت عام گویند و دیگر عبادت بمعنی تذلل توأم با تقدیس و نهایت خضوع و آن را عبادت خاص نامند مانند نماز و امثال آن.
آیات و روایات درباره عبادت بیش از حد و حصر است که به برخی از آنها اشاره می شود:
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «بهترین مردم کسی است که دلباخته عبادت بوده آن را به آغوش کشد و از عمق جان آن را دوست داشته به آن بچسبد و خود را در اختیار آن نهد و چنین کسی در غم دنیای خویش نباشد که به خوشی و رفاه می گذراند، یا در سختی و شدت».
امیرالمؤمنین علیه السلام در بیانات شیوای خود در این زمینه می فرمایند: «لو عاینوا کنه ما خفی علیهم منک لحقّروا اعمالهم، و لزروا علی انفسهم، ولعرفوا انهم لم یعبدوک حق عبادتک، ولم یطیعوک حق طاعتک». اگر مردم ببینند آنچه از ذات تو بر آنها مخفی است، اعمال خود را کوچک شمارند و خود را سرزنش کنند و خواهند دانست که حق طاعت و عبادت تو را به جا نیاورده اند.
اَفْضَلُ النّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ وَ عانَقَها وَ باشَرَها بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَها. بهترین مردم آن کسی است که به پرستش و نیایش عشق بورزد
اولین اثر عبادت که انسان را به خدا نزدیک می کند از اینجا شما بفهمید کدام عبادت قبول است و کدام قبول نیست. عبادت بدون اینکه انسان را به خدا نزدیک کند عبادت نیست، یعنی باور نکنید که انسان عبادت کند ولی به خدا نزدیک نشود و عبادتش را هم درست انجام داده باشد؛ چنین چیزی محال است.
عبادت، مرکب تقرب و نزدیک شدن به خداوند است. آن وقت عبادت بنده و جنابعالی مقبول است که ما را به خدا نزدیک کند. و باور نکنید که انسان به خدا، این کانون لایتناهای هستی نزدیک بشود ولی بر بصیرت و ایمان و روشنایی اش افزوده نشود، بر قدرت و حیات و اراده و تسلطش افزوده نشود. اولین مرحله که اولین نشانه است برای اینکه ما بفهمیم آیا عبادت ما مورد قبول پروردگار هست یا نیست، ارزش اجتماعی عمل ماست. یعنی چه؟ یعنی اگر ما عبادت کنیم، این عبادت- که مکرر هم هست و مخصوصاً درباره ی نماز بیشتر صدق می کند- برای چیست؟ برای اینکه ما همیشه یادمان باشد که بنده هستیم و خدایی داریم. گاهی افرادی سؤال می کنند فایده ی نماز خواندن ما برای خدا چیست؟ برای خدا چه فایده ای دارد که من نماز بخوانم؟ دیگری می گوید: شما می گویید من نماز بخوانم، نزد خدا اعلام بندگی کنم؛ مگر خدا نمی داند که من بنده اش هستم که مرتب بروم آنجا بایستم اعلام بندگی کنم، تعظیم کنم، چاپلوسی کنم تا خدا یادش نرود که چنین بنده ای دارد. اگر خدا یادش برود، چنین خدایی که خدا نیست. شما که می گویید خدا هرگز یادش نمی رود. پس عبادت کردن برای چیست؟ خیر، نماز برای این نیست که خدا یادش نرود چنین بنده ای دارد؛ نماز برای این است که بنده یادش نرود خدایی دارد؛ نماز برای این است که ما همیشه یادمان باشد که بنده هستیم، یعنی چشم بینایی در بالای سر ما وجود دارد، در قلب ما وجود دارد، در تمام جهان وجود دارد؛ یادمان نرود به موجب اینکه بنده هستیم خلقت ما عبث نیست؛ بنده هستیم پس تکلیف و وظیفه داریم. پس اینکه من نماز می خوانم، مرتب می گویم: اللّه اکبر، لاحول ولا قوة الا باللّه، سبحان اللّه ، و اعلام عبودیت می کنم که من بنده هستم، برای این است که همیشه یاد خدا در دل من باشد. فایده ی آن چیست؟ در این مرحله فایده اش این است: یادمان هست که بنده هستیم، یادمان هست که وظیفه داریم، یادمان هست که قانون خدایی عادلانه ای در دنیا وجود دارد؛ به این قانون باید عمل بشود.
از این مرحله که ما بگذریم، یک مرحله ی بالاتر و عالیتری است و آن تسلط بر اندیشه و قوه ی خیال است؛ یعنی الآن ما و شما که اینجا نشسته ایم، روزها حرکت می کنیم دنبال کار و کسب خودمان می رویم، این جور خیال می کنیم که اندیشه ی ما دراختیار ماست و این ما خودمان هستیم که حاکم هستیم و نمی دانیم آن که بر ما فرمان می راند اندیشه است (اینجا مقصودم از اندیشه قوه ی خیال است) یعنی یک اندیشه های پراکنده ای بر ما حاکم است. شما در یک جلسه بنشینید، اگر توانستید ذهن خودتان را یک ساعت روی یک موضوع بالخصوص متمرکز کنید به طوری که قوه ی خیال از چنگال شما فرار نکند، آن وقت معلوم می شود که شما بر اندیشه ی خودتان مسلط هستید.
نماز برای حضور قلب است. اصلاً حضور قلب یعنی چه؟ این مسئله ی حضور قلب خیلی تعبیر عجیبی است. حضور قلب یعنی دل حاضر باشد و غایب نباشد؛ یعنی تو وقتی نماز می خوانی و رویت به طرف قبله است، حاضر غایب کن، ببین دلت در نماز حاضر است یا غایب؟ شما در اول نماز دلتان را حاضر غایب می کنید و او حاضر می شود. دلتان هم می خواهد حاضر باشد. تا می گویید اللّه اکبر، بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ، `اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ اَلْعالَمِینَ ، یک وقت می بینید این شاگرد کلاس فرار کرده؛ شما درس را از اول تا آخر داده اید ولی خود شاگرد در کلاس نبوده است. وقتی که ما نماز می خوانیم و می گوییماَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ اَلْعالَمِینَ ، داریم به دل خودمان تفهیم می کنیم، به روح خودمان تلقین می کنیم. اما وقتی السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته گفتیم می بینیم این جسم ما، یعنی زبان ما، اعضا و جوارح ما، مشغول درس دادن به دل ما بوده است و شاگرد کلاس، این دل بوده است اما متأسفانه در اینجا وضع به گونه ای بوده که ما درس را داده ایم، شاگرد، اول کلاس گفته حاضر و فرار کرده است و ما درس را داده ایم و هدر درس داده ایم.
به ما گفته اند حضور قلب، دل تو در نماز حاضر باشد و غایب نباشد. در این زمینه هم باز مطالب زیادی است؛ روایتی هست از علی بن موسی الرضا علیه السلام، حدیثی هست از رسول اکرم صلی الله علیه و آله، و از علما کسی که بهتر از همه این مطلب را بیان کرده شیخ الرئیس بوعلی سیناست. در باب عبادت عارف می گوید: «و العبادة عند العارف ریاضةٌ ما لهممه و قواه المتخیلة و المتوهمة لیجرّها بالتعوید عن جناب الغرور الی جناب القدس ( این مضمون عین مضمون حدیث است، درسی است که بوعلی از پیغمبر و ائمه گرفته است) می گوید آدم عارف که عبادت می کند، یک آدم دانا و شناسا وقتی که عبادت می کند، در عبادت بیش از هر چیزی به تمرکز قوه ی خیال خودش اهمیت می دهد که ذهن متوجه خدا بشود و قوه ی خیال همیشه حاضر باشد و از سر این کلاس فرار نکند.
آیا مراحل دیگری هم هست؟ اگرچه این مراحل از سطح فکر و تصورات ما دور است ولی به صرف اینکه دور است عذری برای ما نمی شود که ما اینها را نشناسیم و از اینها بی خبر بمانیم. بله، مرحله بالاتری هم هست. (باز خیال نکنید این مراحل که می گویم، مال امام یا پیغمبر است. تا برسد به مرحله ی امام و پیغمبر، خیلی مراحل است. ) انسان درنتیجه ی تقرب به خداوند- و تقرب به خداوند در نتیجه ی عبودیت و اخلاص و خود را فراموش کردن و تذلل در نزد پروردگار و اطاعت محض در برابر پروردگار- می رسد به این مرحله که درعین اینکه بدنش نیازمند به روح است، روحش از بدنش بی نیاز می شود، چطور؟ ما الآن، هم روحمان نیازمند به بدنمان است، هم بدنمان نیازمند به روحمان. الآن اگر آن روح و قوه ی حیات ما نباشد این بدن ما زنده نیست؛ اگر هم این بدن ما نباشد این روح ما در اینجا کاری از او ساخته نیست، نمی تواند کاری بکند. اما آیا همه ی انسانها همین جورند؟ هم بدنشان نیازمند به روح است و هم روحشان نیازمند به بدن؟ یا اینکه انسانهایی در نتیجه ی تقرب به خدا و عبودیت پروردگار، می رسند به این حد که لااقل روحشان از بدنشان بی نیاز می شود. چطور بی نیاز می شود؟ یعنی این قدرت را پیدا می کنند که به اصطلاح روح را از این بدن تخلیه کنند (البته در اینجا تخلیه به معنی مردن نیست) ، یعنی همان استقلال روح را در مقابل بدن حفظ می کنند.
در زمان خودمان، هستند چنین اشخاصی که قدرت دارند تخلیه کنند، یعنی روح را از بدن منفک کنند به طوری که خودش را مسلط بر این بدن می بیند. بدنِ خودش را می بیند که در اینجا مثلاً مشغول عبادت است و خودش در جای دیگر سیر می کند، افق وسیعتری را دارد می بیند. شیخ شهاب الدین سهروردی، معروف به «شیخ اشراق» عبارتی دارد، می گوید ما حکیم را حکیم نمی شماریم مگر آن وقتی که قدرت داشته باشد بر اینکه روح خودش را از بدنش خلع کند. میرداماد می گوید ما حکیم را حکیم نمی شماریم مگر در آن مرحله ای که خلع بدن برایش ملکه شده باشد، یعنی هر وقت که اراده کند بتواند روح خودش را از بدنش مستقل و جدا کند.
اصحاب صفه در هـمـه حال و تمام عمر به یاد خدا هستند. آن ها در این امر اخلاص دارند. آنها از خداوند خود او را می خواهند، حتی به خـاطـر بهشت (هـرچـنـد نـعمت هایش بزرگ و پرارزش است) و به خاطر ترس از دوزخ و مجازات هایش (هر چند عذاب هایش دردناک است) بندگی خدا نمی کنند؛ بلکه فقط به خاطر ذات پـاک او، او را مـی پـرسـتـنـد و این بالاترین درجه اطاعت و بندگی و عشق و ایمان به خداست.
عبادت خالصانه و دائمی، از ویژگی های اصحاب صُفّه است:• «وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَیْکَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَیْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِکَ عَلَیْهِم مِّن شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظَّالِمِینَ؛ و کسانی را که صبح و شام خدا را می خوانند، و جز ذات پاک او نظری ندارند، از خود دور مکن! نه چیزی از حساب آن ها بر توست، و نه چیزی از حساب تو بر آن ها! اگر آنها را طرد کنی، از ستمگران خواهی بود!».
← تفسیر آیه
 ۱. ↑ انعام/سوره۶، آیه۵۲.    
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «عبادت اصحاب صفه».    
...
پرستش انصاب، در دوران جاهلیت امری رایج بوده، که ابزار شیطان برای بازداشتن مردم از یاد خدا و نماز بوده، و خداوند آنرا عملی پلید و شیطانی خوانده و حرام کرده.
← عملی پلید و شیطانی
 ۱. ↑ مائده/سوره۵، آیه۹۰.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۵، ص۲۳۱، برگرفته از مقاله «عبادت انصاب».    
...
عبادة بن حرث انصاری یکی از شهدای کربلا است.
تنها منبعی که از او نام برده «عشره کامله» است. در این کتاب آمده است: عباده روز عاشورا خدمت امام حسین علیه السلام آمد، سلام کرد .
اعمال مشروط به امتثالِ به قصد قربت را عبادت به معنای اخص می گویند.
عبادت به معنای اخص، مقابل عبادت به معنای اعم بوده و عبارت است از اعمال و افعالی که فقط باید به قصد " تقرب الی الله تعالی " انجام شود؛ یعنی شرط صحت آنها و سقوط امرشان، امتثال با قصد قربت است و در غیر این صورت، امر آنها امتثال نگردیده و ساقط نمی شود و سبب اشتغال ذمه مکلف به اعاده و یا قضا می گردد، مانند: نماز و روزه.

مستندات مقاله
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج۱، ص۳۲۱.
مکارم شیرازی، ناصر، انوارالاصول، ج۱، ص۶۰۵.
محمدی، علی، شرح اصول فقه، ج۲، ص۳۲۱.

منبع
مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی    
...
آلات عبادت یا آلات طاعت به وسائل مورد استفاده در عبادت اطلاق می شود.
آلات عبادت به وسائلی که در عبادات و طاعات به کار گرفته می شود گفته می شود.
مصادیق آلات عبادت
بت و صلیب و مانند آن که به جهت عبادت و طاعت اتخاذ مى شود و نیز ابزارى که براى عبادت از آن کمک گرفته مى شود مانند ظرف آب وضو و غسل و خاک تیمم و نیز ابزار جهاد مانند شمشیر، نیزه و سپر و ابزارى از قبیل سجاده، تربت و تسبیح که استفاده از آن ها در عبادت متعارف است، آلات عبادت گفته مى شود.
احکام آلات عبادت در ابواب فقه
از آلات عبادت در باب زکات و تجارت سخن گفته شده است.
← اقسام آلات عبادت و حکم هر کدام
...
مراد و هدف از ثبات و مداومت در عمل این است که اگر انسان یک عمل خیر و نیکی مانند نماز اول وقت را شروع نمود، آن را آرام آرام و به طور مستمر و طولانی مدت انجام دهد تا روان و نفس آدمی با آن خو گرفته و در دراز مدت بر اثر تکرار و ممارست از حال به صورت ملکه و صفت راسخ نفس در آید.
در منابع اهل سنت، از عائشه نقل شده است: «حدیث رواه الشیخان و الترمذی عن عائشة قالت: «ان رسول اللّه سئل ایّ العمل احبّ الی اللّه؟ قال: ادومه و ان قلّ؛ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) سؤال شد کدام عمل نزد خدا دوست داشتنی تر است؟ آن حضرت فرمودند: عملی که بادوام و پایدار باشد، هر چند کم باشد».روایت دیگری نیز به همین مضمون از عائشه از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نقل شده است: «خیر الاعمال ما دیم علیه»؛ بهترین عمل آن عملی است که بر آن مداومت شود.این مضمون در روایات شیعی نیز با عناوین مختلف وارد شده و مورد تایید و تاکید قرار گرفته است. برای نمونه به ذکر چند روایت بسنده می کنیم:
← روایت امام سجاد
مراد و هدف از ثبات و مداومت در عمل این است که اگر انسان یک عمل خیر و نیکی مانند نماز اول وقت را شروع نمود، آن را آرام آرام و به طور مستمر و طولانی مدت انجام دهد تا روان و نفس آدمی با آن خو گرفته و در دراز مدت بر اثر تکرار و ممارست از حال «کیفیت ناپایدار و زودگذر نفسانی» به صورت ملکه «صفت ثبوتی در نفس که به راحتی از نفس جدا نمی شود». و صفت راسخ نفس در آید و روح، مالک آن عقیده و عمل گردد، در نتیجه هیچ گاه از انجام آن خسته نشده، بلکه به خود عادت داده که تا آخر عمرش آن عمل را انجام خواهد داد.کار اندک و مداوم، بهره اش بیش از آن است که انسان چندین کار؛ مانند «نماز اول وقت»، «نخوابیدن بین الطلوعین»، «شب زنده داری»، «روزه مستحبی» و... ، را به یک باره آغاز کرده، اما این رفتار عبادیش ادامه دار و ثابت نباشد و سبب خستگی و پریشانی و گاه منجر به ناامیدی و ترک آن عمل برای همیشه شود. چنانچه امام علی (علیه السّلام) می فرماید: «کار اندکی که بر آن مداومت کنی، امیدبخش تر از کار بسیاری است که از آن ملول گردی».
مدت مداومت بر عمل خیر
اکنون این پرسش پدید می آید که یک عمل تا چه مدت باید انجام شود تا بتوان بدان مداومت در عمل گفت؟!پاسخ آن است که حداکثر مداومت، ادامه عمل تا پایان عمر است، اما در نگاهی محدودتر، حداقل مداومت بر یک عمل آن است که یک عمل خیر در مدت زمان خاصی که از نظر عرف بر آن صدق مداومت نماید انجام شود، هر چند در روایات، استحباب مداومت و پایداری در عمل خیر تا یک سال مورد تاکید قرار گرفته است.چنان که امام صادق (علیه السّلام) در این زمینه می فرمایند: «هر گاه شخصی عملی انجام می دهد، تا یک سال ادامه دهد، سپس اگر خواهد به عمل دیگری منتقل شود؛ زیرا شب قدری که تقدیرات و مشیت های الاهی در آن محقق می شود ضمن یک سال خواهد بود». از طرفی بهتر است وقتی انسان تصمیم به مداومت بر عمل خیری گرفته در انجام آن کوتاهی و امروز و فردا نکند، بلکه هر چه زودتر و در کمتر از یک سال اقدام بر انجام آن نماید. چنان که امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: «مبادا عملی را بر خودت واجب گردانی و آن گاه یک سال تمام آن را انجام ندهی و رهایش کنی». یعنی هر گاه تصمیم بر مداومت بر انجام عملی گرفتی در مدت زمان یکسال آن را شروع کن و بین تصمیم تو و انجام عمل بیش از یک سال فاصله نیفتد و یا این که در نگاهی حداقلی اگر تصمیم گرفتی که یک عمل را به صورت مداوم انجام دهی، دست کم، سالی یک بار آن را انجام بده.
ثمره مداومت بر عمل خیر
...
نفی هر گونه شریکی در عبادات و پرستش برای خدا را توحید در عبادت گویند. که همان یگانه پرستی و یکتا پرستی است.
مراتب سه گانه توحید که در جلسات گذشته به آنها اشاره شد از نوع نظری بودند.اما توحید در عبادت توحید عملی است که جزء برنامه اصلی تمام پیامبران و سفیران الهی شمرده می شود.توحید در عبادت لازمه مراتب سه گانه توحید است. چون وقتی واجب الوجود منحصر در او شد و مظهریت تمام در ذات او است و تدبیر این جهان پیوسته در دست با کفایت او قرار دارد راهی جز این نیست که عبادت مخصوص او باشد و شخص دیگر شایسته عبادت نیست.
توحید از منظر ابراهیم نبی
توحید در عبادت همان توحیدی است که حضرت ابراهیم علیه السّلام گفت:«انی وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفاً و ما انا من المشرکین» «من به سوی کسی رو می کنم که خالق آسمان ها و زمین است و من از مشرکان نیستم.»و در جای دیگر می فرماید:«قل ان صلواتی و نسکی و محیای و مماتی للَّه رب العالمین. لا شریک له و بذالک امرت.» « نماز و عبادت، زندگی و مرگ من همه برای خداوند پروردگار جهانیان است، همتایی برای او نیست و به همین مامور شده ام.»
توحید عبادی در قرآن
۱- «و قضی (مراد از «قضی» در آیه قضای تشریعی است. یعنی: دستور چنین است که عبادت غیر خدا را انجام ندهید.) ربک الا تعبدوا الا ایاه» «پروردگارت دستور داه که جز او را نپرستید.»۲- «ان الحکم الا للَّه امر الا تعبدوا الا ایاه ذالک الدین القیم ولکن اکثر الناس لا یعلمون.» «حکم نمودن تنها از آن خدا است؛ فرمان داده که غیر از او را نپرستید! دین و شریعت استوار و پا بر جا همین است ولی بیشتر مردم نمی دانند.»۳- «و ما امروا الا لیعبدوا اللَّه مخلصین له الدین حنفاء.» «فرمانی به آنها داده نشده جز این که صرفاً و خالصاً عبادت او را انجام بدهند و دین را پاک نگاه دارند.»۴- «و لقد بعثنا فی کل امة رسولاً ان اعبدوا اللَّه و اجتنبوا الطاغوت» «ما برای هر امتی پیامبر و رسولی فرستادیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید.»۵- «و ما امروا الا لیعبدوا الهاً واحداً لا اله الا هو سبحانه عما یشرکون» «فرمانی به آنها داده نشد جز این که خدای یکتا را که هیچ معبودی غیر از او نیست بپرستند پاک و منزه است از آنچه شریک او قرار دهند.»
اهمیت توحید عبادی
...
دعوت به پرستش خدای یکتا و ترک پرستش خدایان دروغین از مهمترین اهداف همه پیامبران الهی بوده است، چنان که قرآن کریم می فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ».
مذاهب اسلامی، در اختصاص عبادت به خداوند اتفاق نظر دارند ولی برخی از فرقه ها (وهابی ها) در تفسیر عبادت دچار خطا شده اند و در نتیجه بسیاری از کارهایی را که مسلمانان به عنوان تعظیم و تکریم پیامبران و صالحان انجام می دهند را عبادت آنها پنداشته و آنان را شرک در عبادت انگاشته اند، لذا لازم است با رجوع به قرآن کریم حقیقت عبادت را بدست آوریم.
قرآن کریم در مسأله توحید در عبادت بر امور زیر تکیه نموده است:
یعنی تنها آن موجودی شایسته پرستش است که دارای صفات مزبور باشد و چون صفات یاد شده جز در خداوند یافت نمی شود، بنابراین پرستش تنها شایسته او است و اینک نمونه هایی از آیات در این باره:
1. در سوره حمد، نخست ربوبیت و مالکیت خدا را یادآور شده، آنگاه عبادت را مخصوص او دانسته و چنین می فرماید: «الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ × الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ × مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ × إِیَّاکَ نَعْبُدُ و إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ».
2. در یک دعوت عمومی، انسانها را به پرستش پروردگاری که آفریدگار همه انسانها است فراخوانده، می فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ».
3. به رسولان و پیامبران الهی یادآور می شود که «الوهیت» اختصاص به خداوند دارد، بدین جهت باید تنها او را پرستش کنند چنان که می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ».
به انحصار عبادت در بندگی خدا ، توحید عبادت یا توحید عبادی گفته می شود که به صورت های گوناگون در قرآن مورد تأکید قرار گرفته است.
به نظر مجلسی مخاطبان اولیه قرآن در وحدت خالق و ربّ اختلافی نداشتند، اختلاف اساسی آنان در توحید عبادت (به تعبیر او: توحید اِله) بود. مراد از عبادت، گفتار و رفتار کرنش آمیزِ برخاسته از باور به الوهیت معبود است. شاید به همین سبب، برخی توحید عبادت را مترادف توحید الوهیت یا ثمره آن دانسته اند.
توحید عبادت در قرآن
از قرآن، در این باره چند آموزه استنباط می شود:
← وجوب عبادت
موضوع دیگری که در بحث توحید عبادت در قرآن محل توجه قرار گرفته، معنای وحدت است. قرآن در اشاره به دیدگاه نصارا درباره عیسی علیه السلام و دیدگاه کسانی که فرشتگان را دختران خدا می خواندند، پیوسته بر فرزند نداشتن خدا تأکید کرده و این نسبت را چنان ناروا و زشت دانسته (لَقَدْ جِئتُم شیئاً اِدّاً) که گفته نزدیک است براثر آن آسمان ها از هم بشکافند.
← دیدگاه تفسیری
...
از مهمترین سؤالاتی که هر کس از خود می کند این است که «ما برای چه آفریده شده ایم؟» و « هدف آفرینش انسان ها و آمدن به این جهان چیست؟»
قال الله تبارک و تعالی: «وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» «من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این طریق تکامل یابند و به من نزدیک شوند».آیات فوق به این سئوال مهم و همگانی با تعبیرات فشرده و پرمحتوایی پاسخ می گوید و می فرماید: «من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند.»«وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون»آیات مورد بحث تنها روی مساله ی عبودیت و بندگی تکیه می کند، و با صراحت تمام آن را به عنوان هدف نهایی آفرینش جن و انس معرفی می نماید.هدف اصلی همان «عبودیت» است که در آیات مورد بحث به آن اشاره شده، و مساله ی «علم و دانش» و «امتحان و آزمایش» اهدافی هستند که در مسیر عبودیت قرار می گیرند، و «رحمت واسعه ی خداوند» نتیجه ی این عبودیت است.به این ترتیب روشن می شود که ما همه برای عبادت پروردگار آفریده شده ایم، اما مهم این است که بدانیم حقیقت «عبادت» چیست؟آیا تنها انجام مراسمی مانند رکوع و سجود و قیام و قعود و نماز و روزه منظور است؟ یا حقیقتی است ماورای اینها؟ هر چند عبادات رسمی نیز همگی واجد اهمیتند.
معنی عبد در لغت
برای یافتن پاسخ این سئوال باید روی واژه ی «عبد» و «عبودیت» تکیه کرد و به تحلیل آنها پرداخت.«عبد» از نظر لغت عرب به انسانی می گویند که سر تا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد، اراده اش تابع اراده ی او، و خواستش تابع خواست او است. در برابر او مالک چیزی نیست، و در اطاعت او هرگز سستی به خود راه نمی دهد. و به تعبیر دیگر «عبودیت» ـ اظهار آخرین درجه ی خضوع در برابر معبود است، و به همین دلیل تنها کسی می تواند معبود باشد که نهایت انعام و اکرام را کرده است و او کسی جز خدا نیست. بنابراین عبودیت نهایت اوج و تکامل یک انسان و قرب او به خدا است. عبودیت نهایت تسلیم در برابر ذات پاک او است.عبودیت اطاعت بی قید و شرط و فرمان برداری در تمام زمینه هاست و بالاخره عبودیت کامل آن است که انسان جز به معبود واقعی یعنی کمال مطلق نیندیشد جز در راه او گام برندارد، و هر چه غیر او است فراموش کند حتی خویشتن را!
شایستگی خداوند برای عبادت
«یا ایها الذین آمنوا ارکعوا واسجدوا واعبدوا ربکم وافعلوا الخیر لعلکم تفلحون» «ای کسانی که ایمان آورده اید رکوع کنید و سجود بجا آورید و پروردگارتان را عبادت کنید و کار نیک انجام دهید تا رستگار شوید.» ابتداء آیه خطاب به افراد با ایمان است.یک سلسله دستورات کلی و جامع را که حافظ دین و دنیا و پیروزی آنها در تمام صحنه ها است برای مؤمنین بیان می کند.نخست به چهار دستور مهم اشاره کرده می گوید: ای کسانی که ایمان آورده اید ۱ـ رکوع کنید، ۲ـ سجده بجا آورید، ۳ـ پروردگارتان را عبادت کنید، ۴ـ کار نیک انجام دهید تا رستگار شوید.بیان دو رکن رکوع و سجود از میان تمام ارکان نماز به خاطر اهمیت فوق العاده آنها در این عبادت بزرگ است.دستور عبودیت به طور مطلق که بعد از این دو بیان شده هر گونه عبادت و بندگی خدا را شامل می شود.تعبیر به «ربکم» (پروردگار شما) در حقیقت اشاره ای است به شایستگی او برای عبودیت و عدم شایستگی غیر او، زیرا تنها مالک و صاحب و تربیت کننده او است. دستور به فعل خیرات هر گونه کار نیکی را بدون هیچ قید و شرط شامل می شود.
از عبادت او تکبر نورزید
...


عبادت در دانشنامه آزاد پارسی

پرستش و بندگی خدا یا خدایان. عرض بندگی متضمن تکریم، خوف و اعجاب است و چه بسا شکل های متفاوت بسیاری پیدا کند. عبادت اغلب به صورت شرکت دسته جمعی در آیین هاست، هرچند در آیین هایی از قبیل سیک و هندو عبادت فردی در خلوت نیز رواج دارد. مراد از عبادت نشان دادن احترام، یادآوری ایمان و نتایج آن به مؤمنان، و سهیم شدن عملی در ایمان دیگران است. در سنت های ادیانی مانند مسیحیت، تأکید بر حالت دل، به عنوان لازمۀ عبادت حقیقی است، در آیین هندو، شکل اصلی عبادت منترا یا ذکر است که در آن الوهیت در قالب صوت تجسم می یابد. منترا برای تمرکز ذهن و تحصیل ثواب تکرار می شود. در آیین بودا، آیین جین و هندو، عبادت را پوجا می نامند. در تعدادی از ادیان، عابدان هدایایی از قبیل گل و غذا به عبادتگاه می آورند، شمع و چراغ و کندر می افروزند، و متون مقدس قرائت یا ترنم می کنند. موسیقی هم نقش مهمی در عبادت دارد. عبادت را غالباً کاهن یا کشیشی رهبری می کند. برخی از ادیان روز خاصی در هفته را روز عبادت تعیین می کنند، مانند یکشنبه در مسیحیت و سبت (غروب جمعه تا غروب شنبه) در یهودیت. ولی سیک ها عبادات اصلی خود را در روز تعطیل هر کشوری که محل اقامت شان باشد برگزار می کنند. عبادت های خاصی نیز در اعیاد و جشن های مذهبی انجام می گیرد. عبادت در فقه اسلامی به آن دسته از احکام شرعی گفته می شود که غرض مهم در آن آخرت است. عبادت یا برای جلب منافع اخروی است؛ مانند همه عبادات دینی و یا برای دفع ضرر اخروی است؛ مانند کفارات که در پی ارتکاب عمل حرام، باید انجام شود. به این معنی، عبادات، شامل کفارات هم می شود. عبادات یا واجب است مانند نماز واجب، یا مستحب است، مانند نماز یا روزۀ مستحب، یا حرام است مانند نماز برای حایض و یا مکروه؛ مانند نماز در جاهای مکروه مانند حمام. کراهت در عبادات به معنی قلّت ثواب است. شرط عبادات آن است که به قصد قربت به خدای متعال و نیز با اخلاص انجام شود؛ ورنه باطل خواهد بود. این که در عبادات باید قصد وجه، یعنی وجوبی یا استحبابی آن مشخص شود، اختلاف است. عبادت در اصطلاح اخلاق اسلامی، دوازدهمین نوع از انواع فضایل دوازده گانه ای است که تحت جنس فضیلت عدالت قرار دارد و آن چنان است که انسان، بندگی حق تعالی و بزرگداشت و ستایش خداوند و مقرّبان درگاه وی چون فرشتگان و پیامبران و امامان و اولیاء الله و پیروی از ایشان و گردن نهادن به اوامر و نواهی صاحب شریعت (= پیامبر) را ملکه سازد و پرهیزگاری (= تقوی) را که مکمّل این معانی است پیشۀ خود کند.

ارتباط محتوایی با عبادت

عبادت در جدول کلمات

عبادت
نسک
عبادت روزانه
نماز
عبادت زرتشتیان
یشت
عبادت غیر واجب
نافله
عبادت ماه مبارک رمضان
روزه
عبادت کردن
تعبد
عبادت کنندن
عابد
عبادت کننده
عابد, ناسک
عبادت کننده | پارسا
عابد
به فرموده امام جواد(ع) برترین عبادت است
نسخه

معنی عبادت به انگلیسی

devoutness (اسم)
پارسایی ، عبادت
service (اسم)
لوازم ، کمک ، کار ، یاری ، سابقه ، وظیفه ، خدمت ، بنگاه ، تشریفات ، عبادت ، استخدام ، اثاثه ، سرویس ، نوکری ، زاوری ، درخت سنجد ، یک دست ظروف ، نظام وظیفه
worship (اسم)
ستایش ، پرستش ، ستایشگری ، سجود ، عبادت
ministration (اسم)
خدمت ، اداره ، عبادت ، اجراء ، وزارت ، تهیه
meditation (اسم)
اندیشه ، خیال ، مراقبت ، تفکر ، تعمق ، عبادت
devotionalism (اسم)
عبادت
godliness (اسم)
عبادت
officiation (اسم)
عبادت

معنی کلمه عبادت به عربی

عبادت
عبادة
تامل

عبادت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمد باقر ١٨:٤٠ - ١٣٩٧/٠٥/١٧
بندگی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عبادت در جدول   • مفهوم عبادت   • انواع عبادت   • عبادت یعنی چه   • معنای لغوی عبادت   • عبادت چیست   • معنی عبادت   • معنی عبادت در جدول   • تعریف عبادت   • معرفی عبادت   • عبادت یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی عبادت
کلمه : عبادت
اشتباه تایپی : ufhnj
آوا : 'ebAdat
نقش : اسم
عکس عبادت : در گوگل


آیا معنی عبادت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )