برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1155 100 1

عبادت

/'ebAdat/

مترادف عبادت: بندگی، پرستش، طاعت، عبودیت، نسک، نیایش

برابر پارسی: پرستش، ستودن، ستایش، نیایش

معنی عبادت در لغت نامه دهخدا

عبادت. [ ع ِ دَ ] (ع مص ) عبادة. پرستش کردن. بندگی کردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || طاعت و نهایت تعظیم برای خدای متعال. (از اقرب الموارد) :
جان تو از بهر عبادت شده ست
بسته در این خانه ٔ پراستخوان.
ناصرخسرو.
گفتم عبادتی که به یک حرف باشد آن
گفتا که عابدونی فی النار والسقر.
ناصرخسرو.
پس اگرچند روزی صبر باید کرد در رنج عبادت. (کلیله و دمنه ).
نان از برای کنج عبادت گرفته اند
صاحبدلان نه کنج عبادت برای نان.
سعدی (گلستان ).
عبادت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست.
سعدی (گلستان ).

عبادة. [ ع ِ دَ ] (ع مص ) عبادت. پرستش و بندگی. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || قولهم عبدت ُ به اوذیه ؛ یعنی ورغلانیده شدم بر اذیت او. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به عبادت شود.

عبادة. [ ع ُ دَ ] (اِخ ) ابن صامت بن قیس الانصاری الخزرجی ، مکنی به ابوالولید. از صحابه بود و در بیعت عقبه و فتح مصر و دیگر جنگها حاضر بود. او نخستین کسی است که قضاوت فلسطین یافت. در سال 38 قبل از هجرت متولد شد و به سال 34 هجرت درگذشت. (از الاعلام زرکلی ). و رجوع به عقدالفرید ج 3 ص 33 و ج 5 ص 102 شود.

عبادة. [ ع َ دَ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ معروف به ابن ماء السماء. پیشوای شاعران دولت عامریه ٔ اندلس بود وی همان است که توشیحات را پایه گذاشت و در تهذیب الفاظ آن کوشید و بدین امر شهرت داشت. وی به سال 422 هَ. ق. به مالقه درگذشت. (از الاعلام زرکلی ).

عبادة. [ ع ُ دَ ] (اِخ ) ابن عُقیل بن کعب بن عامربن صعصعة. از مردم هوازن و از عدنان و جدی جاهلی است. (از الاعلام زرکلی ). و رجوع به معجم قبائل العرب شود.

معنی عبادت به فارسی

عبادت
بندگی کردن، پرستش کردن، پرستیدن خدا، بندگی، پرستش
۱ - ( مصدر ) پرستش کردن بندگی کردن . ۲ - طاعت کردن خدای را. ۳ - ( اسم ) پرستش ۴ - طاعت خدار را جمع عبادات .
( اسم ) مکان عبادت جای پرستش معبد.
[liturgical work] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] هریک از متونی که از آنها در مراسم عبادی و نیایش های یک دین استفاده می شود
( صفت ) آن که عبادت خود را برخ مردم کشد عابد یا کار .
( مصدر ) پرستش کردن .
صومعه
خوش تقریر آن کس که کلام موزون و با عبارات خوب آورد .

معنی عبادت در فرهنگ معین

عبادت
(عِ دَ) [ ع . عبادة ] ۱ - (مص م .) بندگی کردن و پرستیدن خدا. ۲ - (اِمص .) پرستش ، بندگی .

معنی عبادت در فرهنگ فارسی عمید

عبادتگاه، معبد، جای عبادت و پرستش.
ویژگی آن که پیش چشم خلق عبادت می کند و عبادت خود را به رخ مردم می کشد، ریاکار: گنهکار اندیشناک از خدای / به از پارسای عبادت نمای (سعدی۱: ۱۱۸).
ویژگی آن که کارش عبادت است، عابد، پارسا.

عبادت در دانشنامه اسلامی

عبادت
واژه «عبادت» در اصل به نظر بسیاری از واژه شناسان به معنی «خضوع» طبری در تفسیر «جامع البیان» می گوید: اصل عبودیت « که به نظر او شامل عبادت نیز می شود » نزد همه عرب به معنی ذلت و خاکساری است. قرطبی نیز می گوید: «اصل عبادت خضوع است» لازم به ذکر است برخی از منابع یاد شده به جای «خضوع» لفظ «ذلت» آورده اند، که نزدیک به خضوع است. یا «نهایت خضوع» است.
مفهوم «عبادت» در استعمال متداول و شایع آن تا حدودی مورد اختلاف است و در این زمینه چند نظر وجود دارد:
← نهایت خضوع
نظریه سوم، که عبادت را چند مفهومه گرفته است، هر چند ممکن است صحیح باشد، اما سؤال اصلی این است که مفهوم اولی و شایع عبادت کدام است؟به عبارت دیگر، عبادت ممکن است معنای حقیقی اولی و ثانوی داشته باشد، در این صورت باید مفهوم متداول و نخستین آن که بدون قرینه از آن فهمیده می شود روشن گردد.نظریه چهارم، یعنی عملی که با قصد قربت و جهت گیری الاهی باشد، مورد قبول اکثر عالمان فقه و اصول و برخی دیگر است. خاطر نشان می شود، مقصود اکثر عالمان فقه و اصول از این تعریف، عبادتی است که در اسلام مطرح است، نه دقیقا بیان معنای لغوی آن (چنان که در متن توضیح داده شده است)به نظر می رسد این معنا نزدیک ترین معنا به مفهوم عبادت باشد، با این توضیح که، بنابر اینکه مفهوم اصلی عبادت خضوع و خشوع باشد، منظور از آن خضوعی است که همراه با نوعی «تقدیس» مقصود از «تقدیس» هرگونه تقدیسی نیست (مثل تقدیس امام یا پیامبر»، بلکه مقصود قداستی است که جنبه الوهیت و ربوبیت داشته باشد.باشد، یعنی خضوعی که با اعتقاد به الوهیت و ربوبیت معبود اعم از اینکه خدای حقیقی باشد یا پنداری و اعم از اینکه رب مطلق باشد یا رب النوع و ... انجام شود. این تفسیر از عبادت را «علامه بلاغی» و همچنین «شهید مطهری» ، بیان کرده است مرحوم حاج مصطفی خمینی نیز در تفسیر خود آن را به عنوان «وضع تعینی» (و نه تعیینی» برای عبادت تأیید می کند. زیرا اگر خشوع توأم با تقدیس (به مفهومی که بیان شد) نباشد، مثلا در برابر انسانی بدون اعتقاد به ربوبیت ویخضوع کند، مصداق «ادب» و احترام است، نه «عبادت». شاید مقصود برخی اهل لغت و تفسیر که عبادت را به مفهوم «نهایت خضوع» یا «اطاعت خاشعانه» دانسته اند نیز همین معنا باشد. لسان العرب» در یک مورد، «عبد» را به «ت ...


عبادت در دانشنامه آزاد پارسی

پرستش و بندگی خدا یا خدایان. عرض بندگی متضمن تکریم، خوف و اعجاب است و چه بسا شکل های متفاوت بسیاری پیدا کند. عبادت اغلب به صورت شرکت دسته جمعی در آیین هاست، هرچند در آیین هایی از قبیل سیک و هندو عبادت فردی در خلوت نیز رواج دارد. مراد از عبادت نشان دادن احترام، یادآوری ایمان و نتایج آن به مؤمنان، و سهیم شدن عملی در ایمان دیگران است. در سنت های ادیانی مانند مسیحیت، تأکید بر حالت دل، به عنوان لازمۀ عبادت حقیقی است، در آیین هندو، شکل اصلی عبادت منترا یا ذکر است که در آن الوهیت در قالب صوت تجسم می یابد. منترا برای تمرکز ذهن و تحصیل ثواب تکرار می شود. در آیین بودا، آیین جین و هندو، عبادت را پوجا می نامند. در تعدادی از ادیان، عابدان هدایایی از قبیل گل و غذا به عبادتگاه می آورند، شمع و چراغ و کندر می افروزند، و متون مقدس قرائت یا ترنم می کنند. موسیقی هم نقش مهمی در عبادت دارد. عبادت را غالباً کاهن یا کشیشی رهبری می کند. برخی از ادیان روز خاصی در هفته را روز عبادت تعیین می کنند، مانند یکشنبه در مسیحیت و سبت (غروب جمعه تا غروب شنبه) در یهودیت. ولی سیک ها عبادات اصلی خود را در روز تعطیل هر کشوری که محل اقامت شان باشد برگزار می کنند. عبادت های خاصی نیز در اعیاد و جشن های مذهبی انجام می گیرد. عبادت در فقه اسلامی به آن دسته از احکام شرعی گفته می شود که غرض مهم در آن آخرت است. عبادت یا برای جلب منافع اخروی است؛ مانند همه عبادات دینی و یا برای دفع ضرر اخروی است؛ مانند کفارات که در پی ارتکاب عمل حرام، باید انجام شود. به این معنی، عبادات، شامل کفارات هم می شود. عبادات یا واجب است مانند نماز واجب، یا مستحب است، مانند نماز یا روزۀ مستحب، یا حرام است مانند نماز برای حایض و یا مکروه؛ مانند نماز در جاهای مکروه مانند حمام. کراهت در عبادات به معنی قلّت ثواب است. شرط عبادات آن است که به قصد قربت به خدای متعال و نیز با اخلاص انجام شود؛ ورنه باطل خواهد بود. این که در عبادات باید قصد وجه، یعنی وجوبی یا استحبابی آن مشخص شود، اختلاف است. عبادت در اصطلاح اخلاق اسلامی، دوازدهمین نوع از انواع فضایل دوازده گانه ای است که تحت جنس فضیلت عدالت قرار دارد و آن چنان است که انسان، بندگی حق تعالی و بزرگداشت و ستایش خداوند و مقرّبان درگاه وی چون فرشتگان و پیامبران و امامان و اولیاء الله و پی ...

ارتباط محتوایی با عبادت

عبادت در جدول کلمات

عبادت
نسک
عبادت روزانه
نماز
عبادت زرتشتیان
یشت
عبادت غیر واجب
نافله
عبادت ماه مبارک رمضان
عبادت کردن
تعبد
عبادت کنندن
عابد
عبادت کننده
عابد, ناسک
عبادت کننده | پارسا
عابد
به فرموده امام جواد(ع) برترین عبادت است
نسخه

معنی عبادت به انگلیسی

devoutness (اسم)
پارسایی ، عبادت
service (اسم)
لوازم ، کمک ، کار ، یاری ، سابقه ، وظیفه ، خدمت ، بنگاه ، تشریفات ، عبادت ، استخدام ، اثاثه ، سرویس ، نوکری ، زاوری ، درخت سنجد ، یک دست ظروف ، نظام وظیفه
worship (اسم)
ستایش ، پرستش ، ستایشگری ، سجود ، عبادت
ministration (اسم)
خدمت ، اداره ، عبادت ، اجراء ، وزارت ، تهیه
meditation (اسم)
اندیشه ، خیال ، مراقبت ، تفکر ، تعمق ، عبادت
devotionalism (اسم)
عبادت
godliness (اسم)
عبادت
officiation (اسم)
عبادت

معنی کلمه عبادت به عربی

عبادت
عبادة
تامل

عبادت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد باقر
بندگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عبادت در جدول   • مفهوم عبادت   • انواع عبادت   • عبادت یعنی چه   • معنای لغوی عبادت   • عبادت چیست   • معنی عبادت   • معنی عبادت در جدول   • تعریف عبادت   • معرفی عبادت   • عبادت یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی عبادت
کلمه : عبادت
اشتباه تایپی : ufhnj
آوا : 'ebAdat
نقش : اسم
عکس عبادت : در گوگل

آیا معنی عبادت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )