انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1059 100 1

عباس میرزا

/'abbAsmirzA/

معنی عباس میرزا به فارسی

عباس میرزا
نایب السلطنه ابن فتحعلی شاه قاجار ( و. ۱۲٠۲ - ف. مشهد ۱۲۴۹ ه.ق .). وی چهارمین فرزند فتحغی شاه و در زمان پدر ولیعهد و فرمانفرمای آذربایجان بود. عباس میرزا تنظیم قشون ایران را بر اصول اروپایی آغاز کرد و ابتدا از روسها یاری خواست و بعد از وجود صاحب منصبان فرانسوی و انگلیسی استفاده کرد و برای غلبه بر تعصبات هموطنانش این شاهزاده خود لباس متحدالشکل نظام اروپایی می پوشید و در تمرینهای روزانه شرکت می کرد. در جنگ روس و ایران فرماندهی کل با او بود و او در ۱۲۱۹ه.ق . سیسیانوف را در اچیازین شکست داد و بار دیگر در قراباغ روسها را شکست داد ولی در پایان مغلوب گردید. وی مردی شجاع اصلاح طلب روشنفکر خودخواه و مستبد بود.

عباس میرزا در دانشنامه اسلامی

عباس میرزا
عباس میرزا، چهارمین پسر فتحعلی شاه بوده است. فتحعلی شاه که عباس میرزا را از دیگر فرزندان خود باهوش تر و دلیرتر و مستعدتر می دید به ولیعهدی خود در آورد.
طایفۀ "قاجار" که نژاد و ریشه آنها به قوم "سالور" می رسید از ساکنین سرزمین چرکَس و از سه تیره مختلف: سلدوس، اونک قوت و جلایر تشکیل می شدند که از میان آنها سلدوسها اصلاً به ایران نیامدند ولی قاجار ها به طرف ایران و بخشهای قفقاز آمدند و بخشی از قوم جلایر بودند بعد از مرگ هلاکوخان سرتاق نویان که یکی از افراد دلاور و برگزیده قاجار بود، به ریاست و رهبری این طایفه انتخاب شد و در بخش دشت مغان به حکومت رسید و سالهای متمادی در این ناحیه وسیع و نسبتاً خوش آب و هوا زندگی کردند و در زمان صفویه به ایران وارد و در دشت گرگان مستقر شدند و صفویه و مخصوصاً شاه عباس به عنوان مرزبان از آنها استفاده کرد.
زمان طفولیت
چهارمین پسر فتحعلی شاه "عباس میرزا" در سال ۱۳۰۳ در قصبه (نوا) از توابع لاریجان قدم به عرصۀ وجود گذاشت و فتحعلی شاه نام این مولود را عباس میرزا گذاشت و نسبت به وی مهر و انسی خاص یافت، او بر خلاف پسران دیگرش در دوران کودکی، طفلی مریض المزاج و فوق العاده مؤدب و سر بزیر و محجوب بود و در سن ده سالگی به کسالت و درد مفاصل و استخوان مبتلا گشته بود. او در کودکی بسیار مورد علاقه آقا محمد خان قاجار سر سلسلۀ سلاطین قاجار بود و خود تعلیمات نظامی مخصوص را به او می آموخت عباس میرزا ضمن فرا گرفتن تعالیم مختلف و روش های گوناگون فنون سواری و جنگ در ایام فراغت و بیکاری به مطالعه کتب سودمند و مفید می پرداخت و به آسانی به بیشتر زبان های شرقی آشنا شده بود.
ولایت عهدی
فتحعلی شاه در سال دوم جلوس سلطنت خود، مجلس با شکوهی ترتیب می دهد و جمع کثیری از بزرگان و علماء و رجال سرشناس و درباریان و وابستگان صاحب رای و نظر و همچنین سرکردگان خاندان قاجار را دعوت می کند تا آنها در زمینۀ تفویض ولیعهدی به فرزند قابل و کاردانش، عباس میرزا به مشورت و گفتگو بپردازند.فتحعلی شاه که عباس میرزا را از دیگر فرزندان خود باهوش تر و دلیرتر و مستعدتر می دید وقتی در این مجلس، عموم بزرگان و سران قاجار نسبت به شجاعت و امتیازات برجسته عباس میرزا و درایت و قابلیت او اتفاق نظر داشتند، این انتخاب شاه را شایسته دانستند و فردای آن روز شاه او را به حکومت آذربایجان تعیین می نماید.
ازدواج
...
عباس میرزا ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • عباس میرزا پسر فتحعلی شاه، چهارمین پسر فتحعلی شاه و انتخاب شده به عنوان ولیعهد فتحعلی شاه• عباس میرزا ملک آرا، پسر دوم "محمدشاه" و برادر کوچکتر "ناصرالدین شاه"
...
عباس میرزا، چهارمین پسر فتحعلی شاه بوده است. فتحعلی شاه که عباس میرزا را از دیگر فرزندان خود باهوش تر و دلیرتر و مستعدتر می دید به ولیعهدی خود در آورد.
طایفۀ "قاجار" که نژاد و ریشه آنها به قوم "سالور" می رسید از ساکنین سرزمین چرکَس و از سه تیره مختلف: سلدوس، اونک قوت و جلایر تشکیل می شدند که از میان آنها سلدوسها اصلاً به ایران نیامدند ولی قاجار ها به طرف ایران و بخشهای قفقاز آمدند و بخشی از قوم جلایر بودند بعد از مرگ هلاکوخان سرتاق نویان که یکی از افراد دلاور و برگزیده قاجار بود، به ریاست و رهبری این طایفه انتخاب شد و در بخش دشت مغان به حکومت رسید و سالهای متمادی در این ناحیه وسیع و نسبتاً خوش آب و هوا زندگی کردند و در زمان صفویه به ایران وارد و در دشت گرگان مستقر شدند و صفویه و مخصوصاً شاه عباس به عنوان مرزبان از آنها استفاده کرد.
سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، به اهتمام جمشید کیانفر، چاپ اول: ۱۳۷۷، دیبا، اساطیر، ج۱ و ۲، ص۷.
چهارمین پسر فتحعلی شاه "عباس میرزا" در سال ۱۳۰۳ در قصبه (نوا) از توابع لاریجان قدم به عرصۀ وجود گذاشت و فتحعلی شاه نام این مولود را عباس میرزا گذاشت و نسبت به وی مهر و انسی خاص یافت، او بر خلاف پسران دیگرش در دوران کودکی، طفلی مریض المزاج و فوق العاده مؤدب و سر بزیر و محجوب بود و در سن ده سالگی به کسالت و درد مفاصل و استخوان مبتلا گشته بود. او در کودکی بسیار مورد علاقه آقا محمد خان قاجار سر سلسلۀ سلاطین قاجار بود و خود تعلیمات نظامی مخصوص را به او می آموخت عباس میرزا ضمن فرا گرفتن تعالیم مختلف و روش های گوناگون فنون سواری و جنگ در ایام فراغت و بیکاری به مطالعه کتب سودمند و مفید می پرداخت و به آسانی به بیشتر زبان های شرقی آشنا شده بود.
نجمی، ناصر، عباس میرزا، چاپ اول، بهار۱۳۷۴، مهارت، علمی، ص۲۵.
فتحعلی شاه در سال دوم جلوس سلطنت خود، مجلس با شکوهی ترتیب می دهد و جمع کثیری از بزرگان و علماء و رجال سرشناس و درباریان و وابستگان صاحب رای و نظر و همچنین سرکردگان خاندان قاجار را دعوت می کند تا آنها در زمینۀ تفویض ولیعهدی به فرزند قابل و کاردانش، عباس میرزا به مشورت و گفتگو بپردازند.فتحعلی شاه که عباس میرزا را از دیگر فرزندان خود باهوش تر و دلیرتر و مستعدتر می دید وقتی در این مجلس، عموم بزرگان و سران قاجار نسبت به شجاعت و امتیازات برجسته عباس میرزا و درایت و قابلیت او اتفاق نظر داشتند، این انتخاب شاه را شایسته دانستند و فردای آن روز شاه او را به حکومت آذربایجان تعیین می نماید.
سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، به اهتمام جمشید کیانفر، چاپ اول: ۱۳۷۷، چاپ دیبا، انتشارات، اساطیر، ج۱و۲، ص۱۰۱.
...
ملک آرا، پسر دوم "محمدشاه" و برادر کوچکتر "ناصرالدین شاه" می باشد و در تاریخ رجب سال ۱۲۵۵ه.ق، در تهران متولد شد؛ وی پس از مرگ پدر به حکومت قم منصوب گردید، و بعد از مدتی نیز با زدن اتهام توطئه به عراق تبعید شد. ملک آرا پس از بیست و هفت سال اقامت در بغداد به تهران بازگشت و پس از ورود به تهران، شاه او را ملقب به ملک آرا نمود. وی بر اثر عارضه سکته درگذشت و جنازه او را به قم حمل کردند و در جنب قبر پدرش محمدشاه به خاک سپردند.
"عباس میرزا" پسر دوم "محمدشاه" و برادر کوچکتر "ناصرالدین شاه" می باشد و در تاریخ رجب سال ۱۲۵۵ه.ق. در تهران متولد شد و قریب هشت سال از ناصرالدین شاه کوچک تر است. مادر او "خدیجه خانم" دختر "یحیی خان چهریقی" کرد بود که مدعی رساندن نسب خویش به خلفای بنی عباس بودند.
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، گلشن، چاپ سوم، ۱۳۶۲، ج۲، ص۲۲۲.
"حاجی میرزا آقاسی" که در دوران سلطنت محمدشاه به صدارت عظمی برگزیده شده بود و با استبداد و بی کفایتی مملکت را اداره می کرد، پس از مرگ شاه از ترس دشمنان خویش، کوشید عباس میرزا را نزد خود نگه دارد، تا زمان ورود ناصرالدین شاه تحت حمایت او در امان باشد ولی رضاقلی خان هدایت، حاضر به انجام این درخواست حاج میرزا آقاسی نشد و در نتیجه "مهدعلیا" کینه و عداوت بیشتری از عباس میرزا و مادرش به دل گرفت و پس از ورود ناصرالدین شاه مصمم شد که او را کور کند ولی اطرافیان عباس میرزا، مخصوصاً "فرهاد میرزا معتمدالدوله" عموی او، از این امر اطلاع یافتند و او را تحت حمایت "کلنل فرانت" کاردار سفارت انگلیس قرار دادند.
رائین، اسماعیل، حقوق بگیران انگلیس در ایران، تهران، علمی، چاپ نهم، ۱۳۷۳، ص۱۱۵.
"عباس میرزا" پس از بیست و هفت سال اقامت در عتبات و بغداد و مدت کمی هم در استامبول، در محرم سال ۱۲۹۵ه.ق. به تهران بازگشت و پس از ورود به تهران، شاه او را ملقب به ملک آرا نمود، شش هزار تومان مواجب سالیانه برای او و یک هزار و پانصد تومان برای "محمدمیرزا" پسرش برقرار نمود و چندی بعد، به وساطت "حاج میرزا حسین خان سپهسالار" صدر اعظم به حکومت زنجان منصوب و روانه آن دیار گردید اما چیزی از حکومتش نگذشت که او از آنجا به قفقازیه فرار کرد ولی در ذی القعده ۱۲۹۶ه.ق. به وساطت "حاجی میرزا حسین خان سپهسالار" باز به ایران مراجعت نمود و حکمران قزوین شد، سپس استعفا کرد و خانه نشین بود تا در رمضان ۱۳۱۱ه.ق. به حکومت گیلان معین گشت و تا شعبان ۱۳۱۳ه.ق. در این سمت بود. زمانی که استعفا کرد و به تهران آمد، شاه به اصرار وزیر مختار روس، او را به «سفارت فوق العاده» برای تبریک جلوس "نیکلای دوم" برگزید. عباس میرزا پس از قتل ناصرالدین شاه به امر "مظفرالدین شاه" به روسیه رفت و پس از مراجعت و مدت کوتاهی که سمتی را عهد ه دار نبود، در تاریخ ۱۳۱۴ه.ق. به جای "میرزا محسن خان مشیرالدوله" به «وزارت عدلیه» انتخاب شد.
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، گلشن، چاپ سوم، ۱۳۶۲، ج۲، ص۲۲۴-۲۲۳.
...

عباس میرزا در دانشنامه ویکی پدیا

عباس میرزا
نبو
عبّاس میرزا (زادهٔ ۴ ذی الحجهٔ ۱۲۰۳ ه‍.ق/۲۶ اوت ۱۷۸۹ م در نوا، مازندران – درگذشتهٔ ۱۰ جمادی الثانی ۱۲۴۹ ه‍.ق/۲۵ اکتبر ۱۸۳۳ م در مشهد) نامدار به عبّاس میرزا نایِبُ السَّلطَنه از شاهزادگان قاجار و فرزند فتحعلی شاه و آسیه خانم بود که در فاصلهٔ سال های ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۳ م ولایتعهدی ایران و نیابت سلطنت پدرش در آذربایجان را بر عهده داشت. او قبل از مرگ پدرش درگذشت.
قاجاریان
عنوان
عکس عباس میرزا
عباس میرزا ابوطالبی (متولد سال ۱۳۳۳ خورشیدی، کرج) سیاستمدار اصلاح طلب است.
وی در سال ۱۳۳۳ در کرج در خانواده ای مذهبی و با اصالت متولد و پس از تحصیلات دوره متوسطه در رشته ریاضی در سال ۱۳۵۳ در رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران مجتمع آموزش عالی دهخدا مشغول تحصیل شد. میرزاابوطالبی در سال های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ به دلیل فعالیت سیاسی علیه حکومت شاهنشاهی ابتدا از شرکت در امتحانات دانشگاه محروم و پس از دستگیری و مجروح شدن از دانشگاه اخراج گردید. وی عضو فعال گروه انقلابی ندای اسلام بود و در برگزاری راهپیمایی ها در شهرهای تهران و قزوین نقش فعال داشته و از مؤسسین انجمن اسلامی مجتمع آموزش عالی دهخدای قزوین بود. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته مدیریت ادامه داد و موفق به اخذ دو مدرک کارشناسی ارشد گردید. وی در طول زندگی سیاسی و اجتماعی خویش نقش بسزایی در شکل گیری و ادامه جمهوری اسلامی ایران دارا بوده است. وی همچنین از سیاستمداران مؤثر جریان اصلاح طلب درون نظام جمهوی اسلامی ایران می باشد.
عباس میرزاابوطالبی در انتخابات سال ۱۳۸۸ معاونت ستاد آقای مهندس میرحسین موسوی را عهده دار بود، وی در آن زمان ریاست شورای هماهنگی جبهه اصلاحات را بعده داشت که سرانجام در تاریخ ۱۹ تیر ماه سال ۱۳۸۸ توسط مأمورین امنیتی بازداشت و مدت ۲ ماه را در زندان انفرادی گذراند.
عباس میرزا شریفزاده (به ترکی آذربایجانی: Abbas Mirzə Şərifzadə) در ۲۲ مارس سال ۱۸۹۳ در شهرستان شماخی آذربایجان چشم به دنیا گشوده است. وی بازیگر تئاتر، کارگردان فیلم و ویراستار فیلم سرشناس آذربایجانی می باشد.
عباس میرزا شریفزاده در ۲۲ مارس سال ۱۸۹۳ در خانواده ای تحصیل کرده در شهرستان شاماخی جمهوری آذربایجان به دنیا آمد. پدر وی «میرزا رسول» آدمی تحصیل کرده و جهان دیده بود. «میرزا رسول» که در مدرسه تأسیس شده از سوی «سید عظیم شیروانی» به نام «اصول جدید» مشغول تدریس بود، یکی از معلمان محترم شاماخی تلقی می گردید.
با وجود اینکه عباس میرزا شریفزاده در شاماخی تولد یافته بود، ولی تمامی عنفوان جوانی و عمرش را در باکو سپری کرد. وی به همراه خانواده اش مانند سایرین پس از وقوع زمین لرزه ای مهیب در شاماخی در سال ۱۹۰۲ این شهر را ترک گفته و به باکو منتقل گردید.
«میرزا محمد تقی» عموی عباس میرزا شریفزاده نقش بزرگی در آشنایی وی با تئاتر و نمایش ایفا کرده است. «میرزا محمد تقی» که تمایل بسیار زیادی به حرفهٔ تئاتر داشت، نمایش های مذهبی تهیه می کرد. روزی وی ایفای نقش دختر اسیر را در نمایش «شبیه» به عباس محول نمود. خودش نیز ایفای نقش «شومور» را عهده دار بود؛ ولی عباس نتوانست این نقش را به خوبی ایفا نماید. وی در حین نمایش جیغ زنان نزد مادرش که در میان تماشاچیان به نمایش تماشا می کرد، دوید.
عباس میرزا مُلک آرا (۶ آذر ۱۲۱۸ - ۲۵ فروردین ۱۲۷۶) شاهزادهٔ قاجار و برادر ناتنی ناصرالدین شاه است. پدرش محمدشاه او را به یاد پدر خود عباس میرزا، عباس نامید. عباس همچنین نام مرشد و صدراعظم او، حاجی میرزا آقاسی نیز بود. عباس میرزا از ناصرالدین شاه کوچکتر بود و مادرش نیز کرد و سنی بود و این دو مانع از ولیعهدی او می شد. محمدشاه عباس میرزا را بیش از سایر فرزندانش دوست می داشت و به او لقب «نایب السلطنه» بخشیده بود. عباس میرزا همواره مورد سوء ظن ناصرالدین شاه قرار داشت، چرا که شاه او را مدعی تاج و تخت می پنداشت. او مدت بیست و هفت سال را در تبعید در بغداد و استانبول به سر برد. در ۱۲۹۴ (قمری) با کسب اجازه از ناصرالدین شاه به ایران بازگشت. شاه به او لقب مُلک آرا داد و حکومت زنجان را به او سپرد. بعد از مدتی عباس میرزا از ترس به قفقاز گریخت و این بار با وساطت میرزا حسین مشیرالدوله در ۱۲۹۶ (قمری) به ایران بازگشت. او در سال ۱۳۱۴ (قمری) به جای محسن مشیرالدوله وزیر عدلیه شد و دو سال بعد در هنگام اسب سواری به دلیل سکتهٔ قلبی در گذشت. عباس میرزا زیر نظر رضاقلی هدایت تربیت یافته بود و سواد ادبی خوبی داشت. او کتابی در شرح حال خود نوشته است.
امانت، عباس (۱۳۸۴)، قبلهٔ عالم، تهران: کارنامه، شابک ۹۶۴-۴۳۱-۰۴۹-۷
فریدون آدمیت، امیرکبیر و ایران، چاپ هفتم، اسفندماه ۱۳۶۲، انتشارات خوارزمی.
محمدشاه، پدر عباس میرزا، به همان اندازه که از مهدعلیا، مادر ناصرالدین شاه، بیزار بود، شیفته خدیجه کردستانی، مادر عباس میرزا، بود. پدر خدیجه با شیوخ نقشبندیه ارتباط داشت و دخترش را به توصیه پدر شیخ عبیدالله نهری به عقد شاه درآورده بود. با توجه به این موارد، مهد علیا، کینه عمیقی از این مادر و فرزند داشت. پس از مرگ محمد شاه، مادر عباس میرزا، اندیشناک بود که پسرش را به نیرنگ مهدعلیا مسموم گردانند. از اینرو از کاردار سفارت انگلیس درخواست حمایت کرد. فرانت، کاردار سفارت، به او اطمینان داد که سفارت سلامت پسرش را تضمین میکند، و اگر لازم افتد مادر و فرزند را در سفارت پناه خواهد داد. فرانت همچنین پیامی به مهد علیا فرستاد. در جواب آن نامه، مهدعلیا اطمینان داد که هیچ نیت بدی ندارد و نمی گذارد آزاری به او وارد آید و حتی جانب آن بانو را نگاه خواهد داشت.
از وقایع دوران نوجوانی عباس میرزا، همراهی او با شاه و امیرکبیر در سفر اصفهان در واپسین روزهای صدارت امیر بود. در این زمان ناصرالدین شاه رفته رفته توسط اطرافیان خود نسبت به امیر بدبین شده بود. حتی چنین شایع کرده بودند که امیر قصد برکناری ناصرالدین شاه و به تخت نشاندن عباس میرزا را دارد تا پس از آن به سبک نادرشاه که طهماسب دوّم را کنار زد، خود جای او را بگیرد. عباس میرزا بعدها در خاطرات خود، به صراحت این موضوع را رد می کند و می گوید که میان او و امیر «هیچ خصوصیتی نبوده است».
در راه بازگشت، به قم که رسیدند شاه مقرر داشت که عباس میرزا و مادرش «یک چندی در قم باشند». عباس میرزا خود در خاطراتش نوشته است: «اسماعیل جدیدالاسلام که از پیشخدمتان مقرب بود با دستخط همایون آمد، و مختصر مطلب این بود که چون در تهران مفسدین بسیارند، تو باید در قم بمانی، طهران آمدنت صلاح نیست. چون بجز اطاعت چاره ای نبود، ماندم.»
مسجد عباس میرزا (به ارمنی: Աբաս Միրզայի մզկիթ، به ترکی آذربایجانی: Abbas Mirzə məscidi) مسجدی سدهٔ نوزدهمی و متعلق به شیعیان در شهر ایروان در ارمنستان بود. این مسجد در اوایل سدهٔ نوزدهم در دوران زمامداری حسین خان، آخرین خان خانات ایروان ساخته شد و به افتخار عباس میرزا، پسر فتحعلی شاه قاجار و ولیعهد ایران، مسجد جامع عباس میرزا نام گرفت. سردر این مسجد با شیشه های آبی و سبز که انعکاس دهندهٔ معماری ایرانی بود پوشیده شده بود.
به دنبال تسخیر ایروان توسط نیروهای روسی، از این مسجد به عنوان زرادخانه استفاده می شد و پس از آن، به سربازخانهٔ روس ها بدل شد. با تشکیل اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی این مسجد همراه با دیگر سازه های مذهبی از جمله کلیساها و صومعه های ارامنه متروک شد و امروزه تنها دیواری ویران از این مسجد بر جای مانده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با عباس میرزا

عباس میرزا را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قبر عباس میرزا   • گلناز دختر عباس میرزا   • محمد میرزا   • محل دفن عباس میرزا   • همسران عباس میرزا   • عباس میرزا شاعر   • وصیت نامه عباس میرزا   • خسرو میرزا   • معنی عباس میرزا   • مفهوم عباس میرزا   • تعریف عباس میرزا   • معرفی عباس میرزا   • عباس میرزا چیست   • عباس میرزا یعنی چی   • عباس میرزا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عباس میرزا
کلمه : عباس میرزا
اشتباه تایپی : ufhs ldvch
آوا : 'abbAsmirzA
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس عباس میرزا : در گوگل


آیا معنی عباس میرزا مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )