انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1023 100 1

عبدالله بن عمر

عبدالله بن عمر در دانشنامه اسلامی

عبدالله بن عمر
عبدالله بن عمر بن خطاب یا ابن عمر(۳ بعثت- ۷۳ق) از صحابه پیامبر (ص) و فرزند خلیفه دوم بود. او در ده سالگی همراه پدرش مسلمان شد و پیش از او به مدینه هجرت کرد. منابع اهل سنت او را شخصیتی ضعیف و ساده معرفی کرده اند که اعتراض علیه حاکم فاجر را جایز نمی دانست. او با سه خلیفه اول بعد از پیامبر (ص) بیعت کرد. عمر او را به عنوان مشاور برای تعیین خلیفه بعد از خود مشخص کرد. عثمان به او قضاوت را پیشنهاد داد اما نپذیرفت. عبدالله در دوران خلافت علی (ع) با وجود بیان فضیلت های بسیار برای ایشان با حضرت بیعت نکرد اما با یزید بن معاویه بیعت کرد. وقتی امام حسین (ع) به طرف کوفه می رفت او امام را از جنگ با یزید منع کرد ولی امام نپذیرفت. ابن عمر سرانجام در سال ۷۳ قمری در ۸۴ سالگی درگذشت و در قبرستان مهاجران در منطقه فَخ دفن شد.
عبد الله بن عمر بن خطاب یا ابن عمر از صحابه پیامبر (ص)، فرزند خلیفه دوم و برادر همسر پیامبر (ص) بود. کنیه او عبدالرحمن و در سال سوم بعثت به دنیا آمد. مادرش زینب دختر مظعون نام داشت. او در ده سالگی همراه پدرش مسلمان شد و پیش از او به مدینه هجرت کرد.
ابن عمر در زندگی بسیار احتیاط می کرد و به همین دلیل در فتوا دادن نیز محتاط بود. منابع اهل سنت او را شخصیتی ضعیف و ساده معرفی کردند که از درگیری مردم با حکومت فراری بود و حتی اعتراض علیه حاکم فاجر را جایز نمی دانست. و می گفت من در فتنه جنگ نمی کنم و پشت سر هر کس که پیروز شود نماز می خوانم.
عبدالله بن عمر
عبدالله فرزند عمر بن خطاب، در ده سالگی همراه پدرش مسلمان شد و پیش از او به مدینه هجرت کرد. او پس از مرگ عثمان با معاویه و پس از او یزید بیعت کرد.او فردی زاهد نما بود و و به عنوان صحابی پیر تا سه نسل بعد از پیامبر اسلام، شناخته می شد و از اواخر زمان معاویه بیشتر مورد توجه قرار گرفت. داستان بیعت او با حجاج به صورت خفت باری در تاریخ نقل شده است. عبدالله بن عمر در سال 74 هجری قمری در مکه درگذشت.
عبدالله بن عمر، کنیه او عبدالرحمان از صحابه پیامبر اسلام. پدرش عمربن الخطاب (خلیفه دوم) و مادرش زینب نام داشت. در آغاز سال بعثت یا اندکی قبل از آن در مکه، به دنیا آمد با مسلمان شدن پدرش، مسلمان شد و همراه مهاجرین از مکه به مدینه رفت.
او نخستین بار در سن 15 سالگی در جنگ خندق شرکت کرد بعد از آن در جنگ «موته» و بعضی از جنگهای دوران خلفا مانند جنگ یرموک در سال 7 هـ.ق و فتح آفریقا، فتح مکه و جنگ با مسلیمه کذاب، در لشکرکشی مسلمانان به جرجان و طبرستان در سال 30 هـ.ق و غیره شرکت داشت. عبدالله بن عمر، علاقه زیادی به آثار به جا مانده از رسول گرامی اسلام از خود نشان می داد و خود را ملزم کرده بود به هر جایی که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم رفته، سر بزند و در جایی که پیامبر نماز خوانده نماز بخواند.
عبدالله مردی نادان و کم خرد بود و دشمنی نسبت به علی بن ابیطالب را از گذشتگان خود به ارث برده بود و این که حضرت علی علیه السلام برادرش را به خاطر قتل هرمزان، مهدورالدم دانسته بود به زهد معروف بود آنچنان که گفته اند هرگز دکمه پیراهن و لباسش را نمی بست.
البته بیشتر «زاهدنمایی» می کرد تا «زهد ورزی» و به دلیل اعتقاد به «پرهیز از جنگ و خونریزی، هر چند که بر حق باشد» ضعف اعتقادی داشت. وی چون پدرش عمر در تفکر دینی و سیاسی اهل سنت، از اهمیتی برخوردار بود از طرفی فرزند خلیفه دوم و راوی احادیث نسبتاً زیادی است و اهل تسنن او را از بزرگان اهل حدیث دانسته و در مسائل فقهی به او استناد می کنند، 2630 حدیث در صحیحین از او نقل شده است.
او به نسبت پدرش بیشتر از سنت رسول خدا اهمیت می داد. به دلیل عمر طولانی اش در زمانی که از صحابه بزرگ هیچکس حیات نداشت، او به عنوان صحابی پیر تا 3 نسل بعد از پیامبر اسلام، شناخته می شد از این رو از اواخر زمان معاویه بیشتر مورد توجه بود.
ابن عمر بعد از عثمان از بیعت با علی علیه السلام سرپیچی کرد، یاری نکردن حق و خارنکردن باطل دو ویژگی منفی او در نگاه امیرمؤمنان بود. او خلافت معاویه را به رسمیت شمرد و با وی بیعت کرد،
آن هنگام که معاویه برای یزید بیعت می ستاند، ابن عمر به گروه مخالفان پیوست، اما معاویه از او بیمناک نبود و به وفاداری او در آینده ایمان داشت. فاما عبدالله بن عمر، فرجل قد وقذته العباده و اذا لم یبق احد غیره بایعک،
عبدالله بن عمر ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • عبدالله بن عمر کندی، بنابر نظر برخی مورخان، یکی از شهدای کربلا• عبدالله بن عمر بن خطاب، پسر عمر بن خطاب و فردی مفرط در احتیاط• عبدالله بن عمر بیضاوی، مکنّی به ابوالخیر و ابوسعید و ملقب به ناصرالدین، قاضی، فقیه شافعی، مفسر و متکلم اشعری قرن هفتم
...
عبدالله بن عمر بامخرمه (۹۰۷-۹۷۲ق /۱۵۰۱- ۱۵۶۵م )، فقیه و هیأت شناس و از افراد مشهور خاندان بامخرمه بود.
وی در شحر به دنیا آمد ، و نزد پدر و عمویش ، طیب و قاضی عبدالله باسرومی دانش آموخت و برای تکمیل دانش خود به شهرهای زبید، عدن ، تعز و جاهای دیگر سفرها کرد. عبدالله به زودی در علوم مختلف از جمله هیأت و به ویژه فقه ، صاحب نظر گردید، به گونه ای که عمویش عبدالله طیب هرگز خود را در حل مشکلات و مسائل پیچیده همتای او نمی دید و حتی او را «شافعی صغیر» می خواندند.
مناصب مختلف
وی در ۹۴۳ق مسئولیت قضای شحر را پذیرفت ، اما کرسی استادی را بر منصب قضای شحر ترجیح داد و به عدن بازگشت و تا پایان عمر همان جا ماند و ضمن تصدی منصب افتاء، نظارت بر امور اوقاف و تدریس در مدرسه های طاهریه ، منصوریه و فرحاتیه را برعهده داشت .
آثار
عبدالله نه تنها در فقه و هیأت ، که در تاریخ نیز صاحب نظر بود و آثار بسیاری در همین زمینه ها به رشته تحریر درآورده است . اشعاری که از وی برجای مانده ، بیشتر مدح پیامبر (صلّی الله علیه و آله)، دانشمندان ، امیران به ویژه سلطان بدر کثیری و سلطان سند بن محمد وداد است . سقاف برخی از آن ها، و عیدروس ، به ویژه دوبیتی هایی از وی را آورده است . آثار: فهرست بخشی از آثار خطی او چنین است : ۱. رسالة فی العمل بالربع المجیب ، موجود در کتاب خانه آل البار در یمن . ۲. شرح الرحبیة فی الفرائض ، که نسخه ای از آن در کتاب خانه دانشگاه ملک سعود موجود است ۳. الفتاوی ، موجود در کتاب خانه آل یحیی در تریم . ۴. الفتاوی العدنیة یا الفتاوی الهجرانیة. ۵. اللمعة فی علم الفلک ، موجود در خزانه رباط به شماره ۳۰۲۳. ۶. مسائل ملقطة. ۷. مشکاةالمصباح لشرح العدة و السلاح ، که نسخه های متعددی از آن در برخی کتاب خانه ها موجود است . ۸. نبذة فی علم الفلک . نسخه ای عکسی از آن در کتاب خانه الکاف در سیوون نگهداری می شود.
عبدالله بن عمر فرزند عمر بن خطاب فردی مفرط در احتیاط و ترسو بوده و از دین، فهم درستی هم نداشت که در تاریخ مطالبی که مربوط به ایشان موجود هست به خوبی این مطلب را می رساند
عبدالله بن عمر بن خطاب بن نفیل قرشی عدوی، پدرش عمر، خلیفه دوم و مادرش زینب، بنت مظعون جمحیه، خواهر عثمان بن مظعون بود. دو سال پیش از بعثت در مکه به دنیا آمد. در ده سالگی همراه پدرش مسلمان شد و پیش از او به مدینه، هجرت کرد.
عبدالله بن عمر در دوره پیامبر
گر چه برخی اسلام او را همراه خواهرش حفصه و قبل از اسلام پدرش دانسته اند، اما خود وی آن را انکار می کرد. او در جنگ بدر و احد کودک بود و به این جهت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) حضور وی را در این جنگ ها نپذیرفت. خندق اولین جنگی بود که وی اجازه ی حضور در آن را از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) کسب نمود. او در این جنگ ۱۵ سال داشت. پس از این در جنگ ها، چون حدیبیه، فتح مکه، فتح خیبر، جنگ مؤته، نهاوند و فتح مصر شرکت کرد.
← ابن عمر در نبرد موته
وی را از علمای اهل سنت دانسته اند که شصت سال پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) فتوا داد. مورخین اهل سنت فضایل بسیاری برای عبدالله نقل کرده اند. منابع او را اهل ورع، زهد و علم و در فتوا دادن بسیار محتاط و پرهیزگار و بی رغبت به دنیا معرفی کرده اند. گفته شده بسیار حج می گذارد و صدقه می داد، به طوری که گاه در یک مجلس سی هزار درهم صدقه می داد. هر گاه یکی از غلامانش را می دید که برای نماز به مسجد می رود، وی را آزاد می کرد و گاهی اطرافیانش به او می گفتند که غلامان با او خدعه می کنند، اما او به این کار ادامه می داد. وی کنیزی داشت که وی را بسیار دوست می داشت، اما او را آزاد کرده و به ازدواج یکی از غلامانش درآورد هنگامی که فرزند آن ها را در آغوش می گرفت، می گفت بوی فلانی را می دهد. او در علت این کار خود به این آیه تمسک می کرد: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ».
احوالات معنوی ابن عمر
...
عبدالله بن عمر بن خطاب بن نفیل بن عبدالعزی، فرزند خلیفه دوم، از صحابه و راویان مکه است. او موضع یکسانی در مورد بیعت با خلفای متعدد نداشت؛ از بیعت با امام علی(ع) سر باززد و تا آخر عمرش از این کار پشیمان بود ولی ذلیلانه با پای حجاج بیعت کرد. نقش انگشتری او عبدالله بن عمر بود. به گزارش برخی منابع، او در برخی از غزوه ها و جنگ ها شرکت کرد. عبدالله البته از گریزندگان جنگ موته بود. وی از پیامبر(ص) روایت نقل کرده. به گزارش شعبی وی در حدیث ورزیده بود اما در فقه اینگونه نبود. برخی از صحابه و تابعین از وی روایت کرده اند. او تا زنده بود، حج را ترک نکرد.
ابو عبدالرحمن عبدالله بن عمر بن خطاب بن نفیل بن عبدالعزی از طایفه عدی یکی از طوایف نه چندان مهم قریش است. به گفته خودش آن گاه که پدرش در سال ششم بعثت مسلمان شد، او شش سال داشت. به گفته برخی، او همراه پدرش اسلام آورد. بر پایه این گزارش، او متولد سال ششم بعثت است. برخی گفته اند: او در جنگ اُحد ۱۴ ساله بوده است. طبق این گفته، او در سال دوم یا سوم بعثت زاده شده است. مادرش زینب بنت مظعون مادر عبدالرحمن و حفصه نیز بود. عبدالله، بزرگ ترین فرزند عمر بود.
او ۱۶ فرزند داشت: ابوبکر، ابوعبیده، واقد، عبدالله، عمر، حفصه، و سوده که مادرشان صفیه دختر ابوعبیده ثقفی، خواهر مختار ثقفی بود؛ عبدالرحمن که مادرش ام علقمه بود؛ سالم، عبیدالله، حمزه، زید، عایشه، بلال، ابوسلامه، و قلابه که مادرانشان کنیز بودند. عمر، پس از خود از میان فرزندانش به عبدالله وصیت کرد.
بیضاوی، عبدالله بن عمربن محمد، مکنّی به ابوالخیر و ابوسعید و ملقب به ناصرالدین، قاضی، فقیه شافعی، مفسر و متکلم اشعری قرن هفتم است.
تاریخ دقیق تولد او معلوم نیست. تنها ابن حبیب دمشقی در دره الاسلاک او را در زمان وفات صدساله دانسته است؛ ولی از آن جا که در سال وفات او نیز اختلاف هست، از این نقل بدرستی نمی توان زمان تولد او را به دست آورد. خانواده در بیضای فارس، در خانواده ای اهل علم و قضا متولد شد. پدرش، امام الدین عمربن محمد بیضاوی، نیز فقیه و قاضی القضات شیراز و، در عهد ابوبکربن سعد، از اتابکان فارس و حاکم سلجوقی شیراز (۶۲۳ـ ۶۵۸)، قاضی الممالک ولایت فارس بود. پدربزرگ او، فخرالدین علی بیضاوی، نیز منصب قاضی القضاتی داشته است. بیضاوی بیشترین تحصیل خود را نزد پدر انجام داد. وی نسب علمی خویش را تا پیامبر اکرم می رساند و، چنانکه خود برمی شمارد، جدّ پدریش با دو واسطه (محمودبن ابی المبارک بغدادی از ابی منصور سعیدبن محمدبن عمر الرزاز) از محضر ابی حامد محمد غزالی (متوفی ۵۰۵) کسب علم کرده است. جز پدر، از دیگر اساتید بی واسطه او اطلاع روشنی در دست نیست. اساتید و شاگردان برخی نام تنی چند از استادان و شاگردان احتمالی او را آورده اند، اما این گفته کازرونی درسلّم السموات که «بیضاوی صحبت خواجه نصیر طوسی و سهروردیِ عارف را درک کرده است» نامحتمل می نماید. فعالیت سیاسی وی در حوالی ۶۷۸، به فرمان اباقاخان، فرزند ارشد و جانشین هلاکو، قاضی الممالک فارس شد. پس از مرگ اباقاخان در ۶۸۰، منصب قضای شیراز را نیز کسب کرد. بنا به برخی روایات ، وی پس از شش ماه ، این مقام را به مجدالدین اسماعیل بن یحیی (متوفی ۷۵۶)، جوانی از خاندان متنفذ فالی (بالی)، واگذار کرد؛ اما در عهد ارغون خان (حک: ۶۸۳ـ۶۹۰)، قاضیِ موطن خود شد. در شرح چگونگی اهدای تفسیر انوار التنزیل به ارغون خان و دریافت مقام قضا از وی به عنوان پاداش حکایاتی آمده است که بر آن ها نمی توان چندان اعتماد کرد بویژه آن که حاجی خلیفه پاره ای از این وقایع را نه در شیراز بلکه در تبریز و درباره حاکم آن شهر نقل می کند. سکونت در شهر تبریز بیضاوی سالهای آخر عمر خود را در تبریز گذراند. علت مهاجرت وی از شیراز بدرستی معلوم نیست. ماجرای مشهوری در شرح کیفیت ورود بیضاوی به تبریز آمده است که بنابر آن، وی ناشناس در مجلس درسی شرکت کرد و ماهرانه به پرسش استاد، که همه شاگردان از حلّ آن فرو مانده بودند، پاسخ گفت و سبب حیرت و تجلیل استاد از وی گردید. در پایان ماجرا، بیضاوی به استاد می گوید که وی در طلب قضا به تبریز آمده است، اما هیچ مدرکی در دست نیست که وی در تبریز هم این منصب را به دست آورده باشد. در تبریز گویا مدتی از مصاحبت و ملازمت شیخ محمد کیخانی (کحتائی) برخوردار بوده و به وی ارادت بسیار می ورزیده است، تا آن جا که بنا به وصیتش او را در قبرستان چرنداب در کنار قبر شیخ خود به خاک سپردند. تاریخ وفات تاریخ وفات بیضاوی سخت مورد اختلاف است؛ نخستین منابع نزدیک به زمان او سالِ ۶۸۵ را ذکر کرده اند. کسانی هم تاریخهای ۶۹۱ و ۶۹۲ را گفته اند. برخی نیز به سالهای ۷۰۸، ۷۱۰، ۷۱۶ و ۷۱۹ اشاره کرده اند. خفاجی (متوفی ۱۰۶۹)، از شارحان تفسیر بیضاوی ، سال ۷۱۹ را معتمد می داند. شواهدی چند یکی از چهارتاریخ اخیر را تأیید می کند؛ از جمله، مکاتبه ای که میان بیضاوی و علاّمه حلّی (متوفی ۷۲۶) درباره یکی از مسائل قواعدالاحکام صورت گرفته است، و از آن جا که محتملترین تاریخ تألیف قواعد، ۶۹۹ است، این نامه ها می بایست پس از آن تاریخ نگاشته شده باشند. خوانساری هم خاطرنشان کرده است که مقام و منزلت علاّ مه حلّی نزد سلطان محمد خدابنده از تمامی علمای آن زمان، از جمله بیضاوی، قاضی عضدالدین ایجی، محمدبن محمود آملی (صاحب نفائس الفنون) و مولی بدرالدین شوشتری برتر بود. این مسئله که چندان نادرست به نظر نمی آید، یقیناً پس از گرویدن سلطان به مذهب تشیع در ۷۱۰ بوده است و نشان می دهد که بیضاوی دست کم اندکی پس از این سال زنده بوده است. هر چند شواهدی از این دست، احتمال فوت او را در سالهای بعد از ۷۱۰ تقویت می کند، بسیار بعید می نماید که نزدیکترین منابع زمانی به خود بیضاوی، در سال وفات او حدود سی سال اشتباه کرده باشند. همچنین، معقول نیست که صفدی (متولد ۶۹۶) در زمان وفات بیضاوی حدوداً بیست ساله بوده باشد، اما وفات او را یازده سال قبل از تولد خود ثبت کرده باشد. آثار علمی آثار علمی بیضاوی نشانه دانش فراگیر و دائره المعارفی اوست. موضوعات این آثار که عموماً اصیل نیست و از نوشته های دیگران مایه گرفته، منطق ، فقه ، اصول فقه ، تفسیر قرآن ، کلام و عقاید ، تاریخ ، هیئت و نحو است و شمار آن ها بالغ بر بیست است؛ گو اینکه بیشترشان امروزه در دست نیست. تفسیر بیضاوی یکی از آقار ارزشمند اوست. دیگر آثار باقی مانده او از این قرار است: الغایه القصوی فی درایه الفتوی '. مهمترین کتاب فقهی اوست که در حقیقت ملخّص وسیط غزالی است. علی محیی الدین قره داغی آن را با مقدمه ای مفصل، تصحیح و چاپ کرده است. شروحی بر این کتاب نوشته شده است که نام هشت شرح آن در مقدمه مصحح آمده است منهاج الوصول فی معرفه علم الاصول. مختصری است از الحاصل من المحصولِ ارموی (وفات ۶۵۶) که بارها همراه با شرح یا بدون شرح به چاپ رسیده است. بیضاوی خود آن را شرح کرده و علاوه بر آن نام بیش از سی شرح و تعلیقه دیگر بر این کتاب در دست است که برخی از آن ها به چاپ رسیده است طوالع الانوار در کلام و اصول دین . این کتاب به همراه شرح علامه شمس الدین محمود اصفهانی (وفات ۷۴۹) و حواشی میرسیّد شریف جرجانی (وفات ۸۱۶) بر آن در استانبول (۱۳۰۵) به چاپ رسیده است. حاجی خلیفه نام هجده شرح آن را آورده است نظام التواریخ، تنها کتاب فارسی بیضاوی است که در آن تاریخ جهان از زمان آدم علیه السلام تا ۶۷۴ بیان شده است. مؤلف در این کتاب تاریخ انبیا ، خلفا ، خلافت امویان ، عباسیان و حوادث سلسله های صفاریان ، سامانیان ، غزنویان ، دیلمیان ، سلجوقیان ، سلغریان ( اتابکان فارس )، خوارزمشاهیان و مغولان را بازگو می کند. این متن فارسی همراه با توضیحاتی از سید منصور به اردو ، در حیدرآباد (۱۹۳۰میلادی) به چاپ رسیده است. در انتساب آن به بیضاوی، تنها مؤلف ریحانه الادب به نقل از قاموس الاعلام تردید کرده است که موجّه نمی نماید. لبّ الالباب فی علم الاعراب، مختصری است از کافیه ابن حاجب (متوفی ۶۴۶) در علم نحو . حاجی خلیفه از سه شرح آن نام می برد، که از آن میان شرح خواجه محمدبن پیرعلی معروف به برکلی یا بِرگوی (متوفی ۹۸۱) معروف به امتحان الاذکیاء است رساله فی موضوعات العلوم و تعاریفها، که نسخه ای از آن باقی مانده و شامل مباحثی است در باب تعاریف و موضوعات علوم ادبی ، طبیعی ، هندسه ، موسیقی ، حساب و اخلاق . آثار ذکر شده در کتب تراجم در فهرستها و کتب تراجم ، آثار دیگری نیز از بیضاوی نام برده شده که اکنون از آن ها اثری در دست نیست. این آثار عبارت اند از: تحفه الابرار فی شرح مصابیح السنّه شرحی است بر مصابیح السنه فَرّاء بَغَوی در موضوع حدیث. شرح المطالع، شرحی است بر مطالع الانوار فی الحکمه و المنطق تألیف سراج الدین ارموی (متوفی ۶۸۲). شرح التنبیه، شرحی است بر التنبیه، اثر امام ابی اسحاق شیرازی (متوفی ۴۷۶) در موضوع فقه . شرح منهاج الوصول شرحی است بر منهاج الوصول، اثر خود مؤلف، در موضوع اصول فقه که گویا کامل نبوده است. شرح المنتخب فی اصول الفقه، برخی احتمال داده اند که این کتاب همان منهاج الاصول باشد؛ شرح المحصول، شرحی است بر المحصول فی اصول الفقه غزالی و بعید نیست که با کتاب پیشین یکی باشد. مرصاد الافهام الی مبادی الاحکام. شرحی مَزجی است بر منتهی السؤل و الامل الی علمی الاصول و الجدل، تألیف ابن حاجب . برخی آن را شرح مختصر ابن حاجب در اصول خوانده اند مصباح الارواح. تلخیصی است از دیگر کتاب کلامی خودِ وی با عنوانِ طوالع الانوار؛ الایضاح فی اصول الدین؛ منتهی المُنی فی شرح اسماءالله الحسنی. بیضاوی در اواخر تفسیرش بر سوره حشر از این کتاب خود یاد می کند؛ شرح الکافیه. که شرح کافیه ابن حاجب در نحو است و نامحتمل نیست که همان لب الالباب فی علم الاعراب باشد، بویژه از آنرو که صفدی و سیوطی از شرح الکافیه نام برده اند، اما از لب الالباب سخنی نگفته اند؛ مختصر فی الهیئه.برخی رساله ای منتسب به بیضاوی به نام منازل القمر را بخشی از این کتاب دانسته اند؛ شرح الفصول.شرحی است بر فصول خواجه نصیر طوسی در هیئت ؛ التهذیب و الاخلاق. از آن با نام تهذیب الاخلاق فی التصوف یاد کرده است. جز این آثار، برخی از جمله بغدادی و کتبی سه کتاب الارشاد فی الفقه، التبصره فی الفقه و التذکره فی الفروع را به بیضاوی نسبت داده اند که صحیح نیست. این سه کتاب تألیف قاضی القضات ابی بکر محمدبن احمدبیضاوی است. قره داغی در مقدمه خود، به نقل از ابن شاکر کتبی، کتاب تفسیری به نام العین را نیز از آن بیضاوی می داند. فهرست منابع (۱) علاوه بر قرآن. (۲) ابن عاشور، التفسیر و رجاله، تونس ۱۹۶۶. (۳) ابن عماد، شذرات الذّهب فی اخبار من ذهب، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹. (۴) ابن کثیر، البدایه والنهایه فی التاریخ، قاهره ۱۳۵۱/۱۹۳۲. (۵) عبدالرحیم بن حسن اسنوی، طبقات الشافعیه، چاپ کمال یوسف حوت، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷. (۶) عبدالله بن عیسی افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۱. (۷) محسن امین، اعیان الشیعه، چاپ حسن امین، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳. (۸) اسماعیل بغدادی، ایضاح المکنون، ج ۱ـ۲، در حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج ۳ـ۴، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰. (۹) اسماعیل بغدادی، هدیه العارفین، ج ۱، در حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج ۵، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰. (۱۰) محمدحسن بکائی، کتابنامه بزرگ قرآن کریم، ج ۹، تهران ۱۳۷۷ ش. (۱۱) عبدالله بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، چاپ عبدالقادر عرفان العشا حسونه، بیروت ۱۴۱۶/ ۱۹۹۶. (۱۲) عبدالله بن عمر بیضاوی، الغایه القصوی فی درایه الفتوی '، چاپ علی محیی الدین قره داغی، قاهره (تاریخ مقدمه ۱۹۸۰). (۱۳) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰. (۱۴) محمدباقربن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، چاپ اسداللّه اسماعیلیان، قم ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲. (۱۵) محمدحسین ذهبی، التفسیر و المفسرون، بیروت (بی تا). (۱۶) ابراهیم بن عبدالله رفیده، النحو و کتب التفسیر، بنغازی ۱۹۸۲. (۱۷) محمد زحیلی، القاضی البیضاوی، دمشق ۱۴۰۸/۱۹۸۸. (۱۸) محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت (بی تا). (۱۹) عبدالوهاب بن علی سبکی، طبقات الشافعیه الکبری، چاپ محمود محمدطناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ۱۹۶۴ـ ۱۹۷۶. (۲۰) یوسف الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیه والمعربه، قاهره ۱۳۴۶/ ۱۹۲۸، چاپ افست قم ۱۴۱۰. (۲۱) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، بغیه الوعاه فی طبقات اللغویین والنحاه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۴. (۲۲) خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، ج ۱۷، چاپ دوروتیا کرافولسکی، ویسبادن ۱۴۰۲/۱۹۸۲. (۲۳) محسن عبدالحمید، الرازی مفسّراً، بغداد ۱۳۹۴/۱۹۷۴. (۲۴) محمدبن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، قاهره (بی تا)، چاپ افست تهران (بی تا). (۲۵) محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانه الادب، تهران ۱۳۶۹ ش. (۲۶) نامه دانشوران ناصری، قم (تاریخ مقدمه ۱۳۳۸ ش). (۲۷) عبداللّه بن احمدنسفی، تفسیرالقرآن الجلیل المسمی بمدارک التنزیل و حقائق التأویل، بیروت (بی تا). (۲۸) عبداللّه بن اسعد یافعی، مرآه الجنان و عبره الیقظان، بیروت ۱۴۱۷/ ۱۹۹۷.
بِیْضاوی، ناصرالدین عبدالله بن عمر بن محمد شیرازی، مکنّی به ابوالخیر و ابوسعید و ملقب به ناصرالدین، قاضی، فقیه شافعی، مفسر و متکلم اشعری در سده های ۷ و ۸ ق/۱۳ و ۱۴م، است. با گرایش کلامی اشعری که به ویژه ارزشمندی برخی آثار او در زمینه های تفسیر اصول فقه و کلام، اسباب اشتهار او را فراهم آورده است.
انتساب او به بیضا، یکی از توابع فارس است. و به سبب عهده داری قضای شیراز، لقب شیرازی هم به او داده شده است. کنیۀ او را گاه ابوالخیر و گاه ابوسعید آورده اند. نمود و بروز حیات فرهنگی، در کنار ارزشمندی جایگاه علمی و آثار گران قدر بیضاوی، حیات تقویمی او را نزد نویسندگان تحت تأثیر قرار داده است. انباشتگی توجه به این امر، جنبه های تاریخی زیست او را از نظر انداخته است و از همان قدیم نیز، حتی معاصران او، از تولد، روند تعلیم و تعلم، و مسیر سفرهای او کمتر آگاه بوده اند، یا در یک تقابل ارزشی، کمتر بدان پرداخته اند.تاریخ دقیق تولد او معلوم نیست. تنها ابن حبیب دمشقی در دره الاسلاک او را در زمان وفات صدساله دانسته است؛ ولی از آن جا که در سال وفات او نیز اختلاف هست، از این نقل بدرستی نمی توان زمان تولد او را به دست آورد. در بیضای فارس، در خانواده ای اهل علم و قضا متولد شد. پدرش، امام الدین عمر بن محمد بیضاوی، نیز فقیه و قاضی القضات شیراز و، در عهد ابوبکر بن سعد، از اتابکان فارس و حاکم سلجوقی شیراز (۶۲۳ـ ۶۵۸)، قاضی الممالک ولایت فارس بود.پدربزرگ او، فخرالدین علی بیضاوی، نیز منصب قاضی القضاتی داشته است. بیضاوی بیشترین تحصیل خود را نزد پدر انجام داد. وی نسب علمی خویش را تا پیامبر اکرم می رساند و، چنانکه خود برمی شمارد، جدّ پدریش با دو واسطه (محمود بن ابی المبارک بغدادی از ابی منصور سعید بن محمد بن عمر الرزاز) از محضر ابی حامد محمد غزالی (متوفی ۵۰۵) کسب علم کرده است. جز پدر، از دیگر اساتید بی واسطه او اطلاع روشنی در دست نیست.
اساتید
آن چنان که بیضاوی خود در مقدمۀ الغایة القصوی آورده، فقه را نزد پدرش (که اصلی ترین استاد او بوده) آموخته. همچنین نام شرف الدین عمر بن زکی بوشکانی (د۶۸۰ق/۱۲۸۱م)، در میان استادان او به چشم می خورد که بیضاوی از شاگردان طراز اول او بود، و گفته شده که وی مبنا و اصل بسیاری از آثارش را از این شیخ کسب کرده بوده است. رودانی بدون آن که از شخصی به خصوص نام برد، یادآور شده که او نزد شماری از شاگردان تاج الدین ارموی و نیز صفی الدین ارموی (از عالمان منطقۀ آذربایجان) دانش آموخته بوده است. اینکه برخی شهاب الدین سهروردی (د۶۳۲ق) و نصیرالدین طوسی (د۶۷۲ق) را از استادان او شمرده اند. در مورد نخست ناپذیرفتنی، و در مورد اخیر تأیید نشده است.برخی نام تنی چند از استادان و شاگردان احتمالی او را آورده اند، اما این گفته کازرونی در سلّم السموات که «بیضاوی صحبت خواجه نصیر طوسی و سهروردیِ عارف را درک کرده است» نامحتمل می نماید.
شاگردان
در حلقۀ شاگردان او هم نام کسانی چون کمال الدین عمر بن الیاس مراغی، احمد بن جاربردی (چهاربرتی)، زین الدین هنکی، جمال الدین محمد بن ابی بکر مقری کسایی و عبدالرحمان بن احمد اصفهانی آمده است که غالباً آثار او را روایت کرده اند.
فعالیت سیاسی
...
نام وی عبدالله بن عمر بن محمد بن علی بیضاوی شیرازی است.
وی را از آن جهت بیضاوی گویند که اهل بیضا واقع در حوالی شیراز بوده و تاریخ نویسان و دانشمندان علم انساب وی را از نژاد فارس می دانند نه عرب.شاید مهارت وی در زبان فارسی این مطلب را تقویت نماید زیرا همانگونه که همگان می دانند ایشان در ادبیات فارسی تسلط فوق العاده ای داشته و فارسی را بخوبی می نوشته و سخنرانی می کرده و گاهی نیز به فارسی شعر می سروده است.
وی به لقب «ناصر الدین» شهرت داشته و این لقب را شاگردان وی برای ایشان انتخاب نموده اند و بیشتر تاریخ نویسان وی را بدین لقب بیان کرده اند.البته باید دانست که این لقب(ناصر الدین) بیشتر بر پادشاهان، حاکمان و زمامداران اطلاق می شده ولی دانشمندان این لقب را برای خود انتخاب نمی نموده اند بلکه شاگردان و پیروان آنان این لقب را برای آنان بر می گزیدند.
کنیۀ وی «ابوالخیر» و به قول بعضی «ابوسعید» است و البته لازم نیست وی را فرزندی بدین نام باشد تا کنیه وی قرار گیرد.
تاریخ ولادت وی معلوم نیست زیرا تاریخ نویسان و شرح حال نگاران اهتمام زیادی در ثبت تاریخ وفات دارند.به همین خاطر در تذکره ها و تراجم سال میلاد وی مجهول است حتی بصورت تقریبی هم بیان نشده است.
زندگی وی در بیضا محل تولدش بوده است.این شهر یکی از شهرهای استان فارس در جنوب ایران نزدیک به خلیج فارس است.

عبدالله بن عمر در دانشنامه ویکی پدیا

عبدالله بن عمر
عبدالله بن عمر بن خطاب یکی از مشهورترین افراد نسل اول اسلام و یکی از بزرگترین راویان حدیث است.
در زمانی که مسلمانان درگیر جنگهای داخلی (دوران علی) بودند، وی از شرکت در این جنگها خودداری کرد. او در انجام دستورهای دینی بسیار مقید بود و حتی جزئیات زندگی اش مانند نحوه کوتاه کردن و خضاب کردن ریشش در منابع آمده است. روایات زیادی در منابع در مورد علم و دانش، تقوا، ملایمت، عفت و زهد وی آمده است. دانشنامه اسلام بر این باور است گرچه ممکن است برخی از این روایات ساختگی باشد، اما نجابت عبدالله را نمی توان انکار نمود. وی در روایت کردن احادیث بسیار دقیق بود و تمام سعی اش را می کرد که حدیث را بدون کم کردن یا اضافه کردن منتقل نماید.
سه بار به وی پیشنهاد خلافت داده شد، بلافاصله پس از قتل عثمان در ۳۵ هجری/۶۵۶ میلادی، در هنگام مذاکرات حکمین بر سر نزاع علی و معاویه در صفین در ۳۷ هجری/۸–۶۵۷ میلادی و پس از مرگ یزید در سال ۶۴ هجری/۶۸۳ میلادی که در هر سه بار به علت اینکه تمایل داشت مردم بر خلافتش متفق القول باشند و هیچ گونه خون ریزی برای حفظ آن نیاز نباشد، این پیشنهاد را رد کرد. این مهم احتمالاً به تعبیر لامنز به علت روحیات صلح جویانه و آرامش طلبانهٔ وی بوده است. عبدالله از لحاظ جسمی ضعیف بوده است و پدرش عمر نیز به این موضوع پی برده بود.
عبدالله پیش از هجرت و در سالی نامعلوم به دنیا آمد. وی به همراه پدرش مسلمان شد و مدتی پیش از پدرش به مدینه مهاجرت کرد. عبدالله خواهان مشارکت در غزوات بدر و احد بود، اما محمد به علت پایین بودن سن عبدالله به وی اجازه نداد. اما در غزوه خندق و هنگام محاصره مدینه که به سن ۱۵ سالگی رسیده بود، به وی اجازه داده شد. پس از آن وی در لشکرکشی های پر خطری مانند غزوه موته (۷ هجری)، فتح مکه (۸ هجری)، در جنگهایی علیه کسانی مانند مسلیمه و طلیحه که ادعای پیامبری کرده بودند (۱۲ هجری)، در لشکر کشی به سوی مصر (۱۸ تا ۲۱ هجری)، در جنگ نهاوند (۲۱ هجری)، در جنگ گرگان و طبرستان (۳۰ هجری) و در جنگ قسطنطنیه به رهبری یزید در سال ۴۹ هجری شرکت کرد.
عکس عبدالله بن عمر
مسجد عبدالله بن عمر یکی از مسجدهای تاریخی استان کرمانشاه است که در شهرستان دالاهو و شهر ریجاب قرار دارد و در دوران صدر اسلام بنا شده است. این مسجد در وسط روستای ریجاب قدیم (ریجاب بالا) قرار دارد. بنای این مسجد مستطیل شکل بوده و از قلوه سنگ و ملاط ساخته شده است. این بنا از ابنیه های قبل از اسلام بوده که در روزگار اسلامی به مسجد تبدیل شده است. محققین بنای این مسجد را به»عبدالله بن عمر» فرزند خلیفه دوم نسبت می دهند. محراب مسجد بر خلاف تمام مساجد اسلامی از دیوار جنوبی بیرون نیامده است بلکه به وسیله گچ بری به دیوار مسجد اضافه شده و کاملاً از دیوار متمایز است.
مناره مسجد مدت ها بعد از بنای مسجد ساخته شده است. آن را بر روی بام مسجد در زاویهٔ جنوب غربی ساخته اند. سبک معماری مناره شباهتی به برج های خاموشی عموماً و به خصوص به برج خاموشی ریجاب دارد.
منبر مسجد پشت به محراب ساخته شده و از سنگ و گچ بنا گردیده است و دارای ۵ پله می باشد. ظاهراً این مسجد اگر از مسجد «تاریخانه» دامغان که قدیمی ترین مسجد ایران است، قدیمی تر نباشد بعید نیست مقارن با بنای آن ساخته شده باشد.
این مسجد به مرور زمان ۹۰ درصد تخریب و غیرقابل استفاده شده بود که توسط میراث فرهنگی در سال ۱۳۷۰ بازسازی شد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عبدالله بن عمر در دانشنامه آزاد پارسی

عَبدُالله بن عُمَر (مکه ۱۰قبل از هجرت ـ۷۳ق)
صحابی پیامبر اسلام (ص ) و فرزند عمر خطاب. پس از پذیرش اسلام، همراه پدرش به مدینه هجرت کرد و در غزوات خندق (۵ق) و مؤته (۷ق)، و فتح مکه (۸ق) حضور داشت . پس از آن، در جنگ یرموک (۱۵ق)، فتح مصر (۱۸ـ۲۱ق)، نبرد نهاوند (۲۱ق) و لشکرکشی مسلمانان به گرگان و طبرستان (۳۰ق) شرکت کرد . هنگامی که امیرالمؤمنین (ع ) به خلافت رسید، حاضر به بیعت با آن حضرت و شرکت در جنگ ها با مخالفانش نشد. وی راوی شمار فراوانی از احادیث پیامبر (ص) بوده است و بسیاری از تابعین از او حدیث نقل کرده اند. عبدالله بن عمر آخرین کس از صحابه بود که در مکه درگذشت.

عبدالله بن عمر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

داوود > ماخون
محمد > انتلکتوئل
فاطمه محمدی منش > فاطمه
کایدمحمد > کاید
نازنین عظیمی > loose limbed
عاطفه موسوی > Associate
۰۹۳۶۲۷۲۷۵۹۵ ع > اجاره کردن
يازا > psy

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی عبدالله بن عمر   • مفهوم عبدالله بن عمر   • تعریف عبدالله بن عمر   • معرفی عبدالله بن عمر   • عبدالله بن عمر چیست   • عبدالله بن عمر یعنی چی   • عبدالله بن عمر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عبدالله بن عمر
کلمه : عبدالله بن عمر
اشتباه تایپی : ufnhggi fk ulv
عکس عبدالله بن عمر : در گوگل


آیا معنی عبدالله بن عمر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )