انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1102 100 1

عبد

/'abd/

مترادف عبد: برده، بنده، زرخرید، عبید، غلام، نسمه، نوکر

متضاد عبد: آزاد، حر

برابر پارسی: بنده، برده، زر خرید

معنی عبد در لغت نامه دهخدا

عبد. [ ع َ ] (ع اِ) بنده. غلام. خلاف حُرّ از مردم. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). ج ، عَبدون و عَبید و آن نادر است و اَعْبُد و عِباد و عُبدان و عِبدان و عِبّدان و عُبُد و عُبود و عِبَّدة و عَبَدة. و جمعالجمع آن اَعابد و مَعابد و اعَبَدَة و اسم جمع عِبدَّی و عِبدّاءو مَعبوداء و مَعبَدة. (اقرب الموارد) :
سعدی رضای دوست طلب کن نه حظ خویش
عبد آن کند که رأی خداوندگار اوست.
سعدی (بدایع).
کسی را که درج طمع درنوشت
نباید به کس عبد چاکر نوشت.
سعدی.
- عبد مدبر ؛ برده ای است که مولایش بشرط مرگ خود و بعد از آن آزادش کرده باشد به جمله ٔ «أنت حرّ بعدوفاتی » یا «اًذا مت ّ فأنت حرا و عَتیق أو معتق ».(شرایع صص 207 - 208). و چنین عبدی به مرگ مولایش آزاد میشود.
- عبد مکاتب ؛ برده ای است که با مولایش در مورد آزادیش قراردادی بسته باشد که هرگاه بها و قیمت خود را بدهد آزاد شود به جمله ٔ «اًن أدّیت فانت حرﱡ» و آن یا مطلق است یا مشروط. مطلق آن است که اکتفا شود به عقد و مدت و عوض و نیت ، و مشروط آن است که شرط کند اگر نتوانست بهای خود را بدهد برده شود. در مکاتب مطلق عبد هر اندازه از قیمت خود را بدهد به همان اندازه آزاد میشود و در مکاتب مشروط مادام که تمام بها و قیمت را نپرداخته است عبد است : اذا مات المکاتب و کان مشروطاً بطلت الکتابة و کان ما ترکه لمولاه و أولاده رق ّو اًن لم یکن مشروطاً تحرَّر منه بقدر ما أداه و کان الباقی رقاً لمولاه. (شرایع صص 209 - 213).
- عبدقن ؛ برده ٔ خالص را گویند که به هیچ وجه در معرض آزادی نباشد. رجوع شود به شرح لمعه.
|| انسان اعم از آزاد و برده. (اقرب الموارد) (لسان العرب ). || نام گیاهی است خوشبوی که شتر را خورانند برای آنکه او را فربه کند و به شیرش بیفزاید. (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || پیکان کوتاه پهن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || سیماب و جیوه. (ناظم الاطباء).

عبد. [ ع َ ] (اِخ ) کوه کوچک سیاهی است که دو کوه کوچک تر دیگر او را احاطه کرده اند که ثدیین نامند. (معجم البلدان ).

عبد. [ ع َ ] (اِخ ) کوهی است مر بنی اسد را. (معجم البلدان ).

عبد. [ ع َ ] (اِخ ) موضعی است به سبعان در بلاد طی. (معجم البلدان ).

عبد. [ ع َ ب ِ ] (ع ص ) مرد با ننگ و عار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || غضبان. (اقرب الموارد).

عبد. [ ع َ ب َ ] (ع اِ) خشم. (تاج العروس ) (منتهی الارب ). || گر سخت. (منتهی الارب ). جرب سخت که درمان نپذیرد. (لسان العرب ) (تاج العروس ). جرب. (تاج العروس ). || عار. (منتهی الارب ). || پشیمانی و ملامت نفس. (منتهی الارب ) (تاج العروس ) (لسان العرب ). || آز. حرص. || ابا و انکار. (منتهی الارب ) (تاج العروس ).

عبد. [ ع َ ب ُ ] (ع اِ) جمع عبد. (منتهی الارب ). رجوع به عبد شود.

عبد. [ ع َ ] (اِخ ) ابن احمدبن محمدبن عبداﷲبن عُفَیر ملقب به ابوذر انصاری هروی از فقهاء مالکی بود. او را تألیفات زیاد است از جمله : تفسیر قرآن و مستدرک بر صحیحین. السنة و الصفات. معجمان. (از الاعلام زرکلی ). و رجوع به ابوذر هروی شود.

عبد. [ ع َ ] (اِخ ) ابن قصی بن کلاب بن مرة، جدجاهلی است پسران وی از قبائل «قریش البطاح » اند. مسکن و مأوای آنان در بطحه ٔ مکه بود. این طایفه در حدود سال 185 هَ. ق. منقرض شدند. (از الاعلام زرکلی ).

معنی عبد به فارسی

عبد
بنده، برده، غلام، بنده خدا، انسان اعم از آزادیابرده
( اسم ) ۱ - بنده . ۲ - بنده خدا جمع عباد عبده عبید .
ابن قصی بن کلاب بن مره جد جاهلی است پسران وی از قبائل قریش البطاح اند مسکن و ماوای آنان در بطحائ مکه بود این طایفه در حدود سال ۱۸۵ ه ق منقرض شدند
دهی است از دهستان پائین رخ بخش کد کن شهرستان تربت حیدریه واقع در ۱۸ هزار گزی خاور کد کن سر راه مالرو عمومی کد کن ناحیه ایست دامنه آب و هوای آن معتدل است محصولات آن غلات و چغندر قند است
سازنده اسطرلاب و استاد رسم دوایر فلکی ( قر. ۹ ه.). از ساخته های وی دو اسطرلاب بزرگ در تهران موجود است : یکی در مدرسه سپهسالار ناصری و دیگری در تصرف آقای سید جلال الدین تهرانی و هیچیک دارای تاریخ نیست و فقط بخط نسخ نوشته شده : صنعه عبدالائمه .
شرف الدین بن یوسف عاملی موسویدانشمند و متکلم شیعی ( و. ۱۲۹٠ - ف. ۱۳۷۷ ه.ق .). وی نزد محمد کاظم خراسانی و شریعت اصفهانی و محمد کاظم یزدی تحصیل کرد. از مولفات اوست: تنزیل الایات غایه المرام فصول المهمه کلمه الغرائ المراجعات اجوبه السئله موسی جارالله .
آخرین سلطان نسبه مستقل مغرب اقصی ( مراکش ) ( و. ۱۲۸٠ ه.ق ./ ۱۸۶۳ م .- جل. ۱۳۲۵ ه.ق.- ف.انگن ( فرانسه ) ۱۳۵۶ ه.ق ./ ۱۹۳۷ م .) دولت فرانسه بر او استیلا یافت و او را در شهر انگن (شمال پاریس) زندانی نگاه میداشت . وی مغنی البیب ابن هشام را بنظم در آورده .
نخستین از امرای بنی مرین مراکش ( جل. ۵۹۱ ه.ق ./ ۱۱۹۵ م . ۶۱۴ ه.ق ./ ۱۲۱۷ م .)
ابن اسماعیل بن عبد کلال وی از بنی حمیر شاعر رقیق الغزل بود بسال ۹٠ هجری قمری بامرولید بقتل رسید
ابن احمد بن علی بن مخرمه الحمیری الشیبانی الهجرانی الحضرمی العدنی فقیه و مدرس و مفتی عدن بوده بسال ۸٠۳ به الهجرین متولد شد و بسال ۹٠۳ قمری به عدن درگذشت او را تصانیفی است از جمله : شرح الملحمه للحریری رسائل فی علم الهندسه
ابن عبد مناف از بزرگان عرب از فرزندان اوست بنوامیه : که بنوامیه اکبر و بنو امیه اصغرند و آنها قبیله اول از عبد مناف بن قصی اند .
ابن عبد مناف از فرزندان اواست : بنوامیه که بنوامیه اکبر و بنوامیه اصغراند و آنها قبیله اول از عبد مناف بن قصی اند
قبیله ششم از عرب بادیه است و آنان بنو عبد ضخم بن ارم بن سام بن نوح اند مسکن آنان طائ بود سپس نابود شدند گویند آنان اولین کس اند که بخط عربی نوشته اند
محمد حسن بن ( مولانا ) احمد نطنزی کاشانی عارف ( ف. ۱۳٠۲ ه.ق .). وی از مریدان رحمتعلی شاه و مجاز از مستعلیشاه است .
بطنی است از جدیله و آنان بنو عبدالقیس بن اقصی ابن دعمی بن جدیله اند. سرزمین مسکونی آنان تهامه بود سپس به بحرین رفتند و با قبیله بکربن وائل تصادم کردند و آن سرزمین را تقسیم نمودند .
بطنی است از جدیله و آنان بنو عبدالقیس بن اقصی بن دعمی بن جدیله اند سرزمین مسکونی آنان تهامه بود سپس به بحرین رفتند و با قبیله بکر بن و ائل تصادم کردند و آن سرزمین را تقسیم نمودند
ابن قصی بن کلاب از قریش از عدنان است و بنی عبد مناف از اشراف طائفه قریش بودند
فرع دوم از کنانه است و آنان بنوت عبد مناه بن کنانه اند و آنان را چند بطن است
کنیت دیگر ابن مسعود صحابی
وی از حسن و ابن المنکدر و جز این دو حدیث روایت می کند و از او سلم بن قتیبه حدیث دارد .

معنی عبد در فرهنگ معین

عبد
(عَ بْ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - بنده ، برده ، غلام . ۲ - بندة خدا. ج . عباد.

معنی عبد در فرهنگ فارسی عمید

عبد
۱. بنده، برده، غلام.
۲. بندۀ خدا.

عبد در دانشنامه اسلامی

عبد
معنی عَبَدَ: پرستيد - عبادت کرد
معنی عَبْدُ: بنده
معنی عِبَادَةِ: عبادت - رفتاری که عبد و بنده بودن را نشان دهد (عبادت و پرستش ازعبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت یعنی رفتاری که عبد و بنده بودن را نشان دهد )
معنی مَا عَبَدْنَا: نپرستيديم(عبادت و پرستش ازعبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت یعنی رفتاری که عبد و بنده بودن را نشان دهد )
معنی مَا عَبَدْنَاهُم: آنان را نمی پرستيديم(عبادت و پرستش ازعبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت یعنی رفتاری که عبد و بنده بودن را نشان دهد )
معنی عِبَادَتِهِ: عبادتش(عبادت و پرستش ازعبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت یعنی رفتاری که عبد و بنده بودن را نشان دهد )
معنی عِبَادَتِهِمْ: عبادتشان(عبادت و پرستش ازعبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت یعنی رفتاری که عبد و بنده بودن را نشان دهد )
معنی عَبِيدِ: بندگان (جمع "عبد".عباد بيشتر در مورد بندگي خدا و عبيد بيشتر در مورد بردگي انسانها استعمال ميشود )
معنی يَعْبُدُ: مي پرستد - عبادت مي کند (عبادت و پرستش عبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت يعني رفتاري که عبد و بنده بودن را نشان دهد )
معنی يَعْبُدُواْ: که بپرستند - که عبادت کنند (عبادت و پرستش عبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت يعني رفتاري که عبد و بنده بودن را نشان دهد )
معنی يَعْبُدُونَ: مي پرستند - عبادت مي کنند (عبادت و پرستش عبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت يعني رفتاري که عبد و بنده بودن را نشان دهد )
ریشه کلمه:
عبد (۲۷۵ بار)
کلیدواژه: یاران امام حسین علیه السلام، شهدای کربلا، عبدالاعلی بن یزید کلبی
از شهدای نهضت حسینی در کوفه. وی از جوانان کوفه بود که با مسلم بن عقیل بیعت کرد. پس از دستگیرشدن «هانی» توسط ابن زیاد، هنگامی که مسلم اعلان قیام کرد، عبدالاعلی سلاح برگرفت و از خانه بیرون آمد تا در محله «بنی فتیان» به مسلم بپیوندد. او را دستگیر کرده، نزد ابن زیاد بردند. دستور داد تا به زندانش افکنند. پس از شهادت هانی و مسلم به دستور ابن زیاد احضارش کردند و گردن زدند. سلام خدا بر او باد.
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا.
عبدالأعلی بن یزید کلبی یکی از شهدای کربلا است.
برخی او را عبدالله الأعلی یزید کلبی گفته اند. به سبب انتسابش به عُلیم بن جَناب به عُلَیمی نیز مشهور است.
ویژگی های عبدالاعلی
عبدالأعلی بن یزید کلبی قاری قرآن و جوانی شجاع، فداکار و سوارکار ماهر بود.
نحوه شهادت عبدالاعلی
این جوان کوفی با حبیب بن مظاهر از مردم برای حضرت مسلم علیه السلام بیعت می گرفت. هنگامی که مسلم علیه السلام با ابن زیاد اعلان جنگ کرد، لباس رزم پوشید و از منزل بیرون آمد تا در محله بنی فتیان به او بپیوندد. ولی کثیر بن شهاب و بنا به قولی حصین بن تمیم، عبدالاعلی را دست گیر و زندانی کرد. پس از شهادت مسلم و هانی، عبیدالله وی را احضار کرد و پرسید: چرا از خانه بیرون آمدی؟ در اجتماع مسلم چه کاره بودی؟ گفت: من تماشاچی بودم. می خواستم ببینم مردم چه می کنند.عبیدالله گفت: اگر راست می گویی سوگند بخور؛ ولی او از سوگند خوردن دریغ کرد. ابن زیاد دستور داد او را به جبّانة السبیع برده و گردنش را بزنند. مأموران او را به آنجا بردند و به فیض شهادت رساندند.
«دکتر حجت الاسلام شیخ عبد الجبار بن حمد شراره»، در سال ۱۳۶۴ ق، در خانواده ای معروف و لبنانی الاصل در شهر حمزه شرقی در استان قادسیه (دیوانیه) عراق به دنیا آمد.
وی در سال ۱۳۸۶ ق، در رشته علوم اسلامی و لغت عربی، از دانشگاه بغداد - دانشکده شریعت- لیسانس گرفت، در سال ۱۳۹۲ ق، موفق به اخذ فوق لیسانس در رشته علوم شریعت و فقه مقارن گردید و سرانجام در سال ۱۴۱۰ ق، دکترای خود را در رشته بررسی های اسلامی و دینی اخذ نمود. بعد از تکمیل تحصیلات، عهده دار تدریس علوم اسلامی در تعدادی از دانشکده های عراق گردید. بعد از انتفاضه مردم عراق در سال ۱۳۶۹ ش و سرکوب شدن آن به دست حکومت بعث عراق، به جمهوری اسلامی ایران مهاجرت کرد و در قم نزد اساتیدی چون آیت الله سید محمود هاشمی و سید کاظم حائری تلمذ نمود و به تدریس در دانشگاه امام صادق علیه السّلام در تهران پرداخت. در مدت اقامت در ایران، موفق گردید در راه اندازی مراکز و مؤسساتی در قم مشارکت نماید و از این طریق خدمات فراوانی را به عراقی های مقیم ایران ارائه کند؛ مؤسساتی چون مؤسسة الامام علی علیه السّلام ، مرکز الرسالة و مدرسه ابتدائی امام علی علیه السّلام . وی سپس به استرالیا مهاجرت کرد و در شهر سیدنی موفق به تاسیس «مرکز اهل البیت الاسلامی» گردید. این مرکز، نقش مهمی در رسیدگی به امور فرهنگی مسلمانان استرالیا، به ویژه شیعیان و عراقی های مقیم سیدنی ایفا کرده است. ایجاد مدرسه برای کودکان، اقامه نماز جمعه ، گفت وگوهای فرهنگی و اقامه عزاداری امام حسین علیه السّلام ، از جمله فعالیت های این مرکز می باشد.
آثار
۱. نظریة فی الضرر فی الفقه الاسلامی المقارن (که در واقع رساله دکترای ایشان می باشد و مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ، آن را در تهران به چاپ رسانده است)؛ ۲. احکام الغصب فی الفقه الاسلامی (رساله فوق لیسانس که در بیروت در سال ۱۳۹۵ ق، از جانب دارالتربیة به چاپ رسید و در قم تجدید چاپ گردید). ۳. الحروف المقطعة فی القرآن الکریم (در بغداد ، در سال ۱۹۸۰ م، مطبعة الارشاد آن را به چاپ رساند). ۴. بحوث فی القرآن الکریم. ۵. دعوی التناقض بین نصوص القرآن الکریم. ۶. حواریة الاسلام و المسیحیة (ردیه ای بر ابراهیم لوقا در کتاب المسیحیة فی الاسلام). ۷. حواریة المواجهات (در رمضان سال ۱۴۲۰ ق، در رادیو صوت الاسلامی گفت وگوها و مناظراتی بین ایشان و مفتی اهل سنت در استرالیا (شیخ تاج الدین هلالی) در مسائل اعتقادی و فقهی انجام گرفت که مجموعه این گفت وگوها در قم به چاپ رسیده است). ۸. تحقیق کتاب های «نشئة التشیع و الشیعة»، «فدک فی التاریخ» و «بحث حول المهدی» اثر شهید آیت الله سید محمدباقر صدر و «الفصول المهمة فی تالیف الامة» اثر علامه سید عبد الحسین شرف الدین. و...
فعالیتهای ایشان
عمده فعالیت های فرهنگی و سیاسی ایشان: ۱. عضویت در کادر مرکزی حزب الدعوة الاسلامی. ۲. عضویت در هیئت تحریره مجله «التوحید» و همچنین کتاب « التوحید ». ۳. حضور فعال در کنگره وحدت اسلامی در تهران. ۴. مشارکت در برنامه ریزی مرکز تحقیقات مجمع تقریب بین مذاهب . ۵. شرکت فعال در تاسیس مرکز اهل البیت الاسلامی در سیدنی استرالیا و اشراف و مدیریت آن از سال ۱۹۹۷ م- ۲۰۰۲ م. ۶. تدریس در دانشکده های عراق و دانشگاه امام صادق علیه السّلام . این دانشمند فرزانه، سرانجام در تاریخ شنبه ۲۲ ربیع الاول سال ۱۴۲۶ ق، در ۶۲ سالگی در شهر برث در غرب استرالیا رحلت نمود. پیکر ایشان به عراق منتقل گردید و در وادی السلام شهر نجف ، به خاک سپرده شد.
منبع
...
نصیر الدین عبد الجلیل مشهور به واعظ قزوینی صاحب النقض از بزرگان علمای قرن ششم است. عبدالجلیل دانشمندی فاضل و فقیهی فصیح و زبان آور بود بعضی او را به نام کتابش صاحب النقض می شناسند. النقض ردیّه ای است مستند بر کتاب نواصب و اتهامات بر أعلام شیعه. عبدالجلیل اثر دیگری به نام براهین در امامت خیرالاوصیاء و جانشینی او و فرزندانش به رشته تحریر درآورد. قاضی شهید صاحب مجالس می نویسد: واعظ قزوینی مدتها در ری تبلیغ می نمود و دانشمندی بلند همت بود، شیعیان ایران در جو آن روزگار (که اغلب پیرو مذاهب دیگر بودند) از مکتوبات نواصب و بعضی اتهامات بی مورد خیلی ناراحت می شدند و در این زمینه مطالب مثالب و نواصب را به رخ شیعیان می کشیدند. تا اینکه به درخواست نقیب شریف محمد بن علی مرتضی و یا به درخواست سید مرتضی که از اعیان با نفوذ شهر ری بوده از عبدالجلیل کتابی مستدل و مستند در نقض بر مثالب (مثالب نواصب) درخواست می شود. سپس این دانشمند بزرگوار کتاب «  النقض » را به رشته تحریر درآورد. باید دانست النقض با استفاده از اخبار صحیح فریقین پس از ضرورت به رشته تحریر می رود. صاحب ریاض العلماء ضمن نقل قول صاحب مجالس اضافه می کند نسخه ای از کتاب النقض نزد ما موجود است این کتاب در عصر خود بی نظیر بوده است و تاریخ تألیف آ ن سال 556 به درخواست سید مرتضی محمد بن علی نقیب شیعیان آن زمان صورت گرفته است. نویسنده محقق مرحوم خوانساری صاحب روضات در ذیل کلمه عبدالجلیل، به شرح حال مرحوم ابوسعیدعبدالجلیل رازی که از مشاهیر علمای شیعه در عراق بوده می پردازد و کتاب نقض التفصح را از او می داند. صاحب روضات اضافه می کند ابن شهر آشوب مازندرانی در معالم العلماء اظهار می دارد. عبدالجلیل رازی فرزند عیسی از اساتید با کفایت من بود و نقضی بر کتاب ابوحسین بصری سنی مرقوم داشت.
عبد الحسین میرزا فرمان فرما کتاب مسافرت نامه کرمان و بلوچستان را نگاشته است.
«عبد الحسین میرزا، ملقب به فرمان فرما»، در سال ۱۲۷۴ ق (۱۲۳۶ ش) متولد شد. پدرش، فیروز میرزا، ملقب به نصرت الدوله، پسر شانزدهم عباس میرزای نایب السلطنه و عموی ناصر الدین شاه بود. مادرش، شاهزاده حاجیه هما خانم، دختر بهمن میرزا بهاء الدوله، پسر فتحعلی شاه و کوچک ترین فرزند خانواده بود.
تحصیلات
تحصیلات عبد الحسین میرزا همانند دیگر شاهزادگان آن دوره نبود؛ معمولا شاهزادگان بعد از فراگرفتن ادبیات فارسی و عربی و آداب دینی و تعلیم خط، به تیراندازی و شکار مشغول می شدند، آن گاه در دربار حضور می یافتند، اما برای عبد الحسین میرزا، معلم سرخانه آوردند. او ادبیات فارسی، عربی و آداب دینی را فراگرفت. فارسی را خوب می دانست و در نوشتن، سبک خاصی داشت. مطلب را صریح، مؤثر و بدون زواید ادا می کرد. بعد او را به مدرسه نظام اتریشی که در تهران دایر بود، فرستادند و در آنجا زبان فرانسه را یاد گرفت و بعد از مدتی مسئول تعلیم سربازان و انتظامات جنگی شد.بعد از اتمام مدرسه اتریش، زیر نظر کامران میرزا نائب السلطنه، وزیر جنگ و پسر ناصر الدین شاه مشغول خدمت گردید. در سال ۱۲۹۹ ق، به درجه سرهنگی رسید و ریاست افواج کرمان به عهده او واگذار شد و او بعد از مدتی به تهران بازگشت.
لقب نصرت الدوله
وی در جوانی به کمک پدر توانست قناتی را برای تهران حفر کند که به قنات فرمان فرما معروف شد و چون پدرش، فیروز میرزا، به فرمان فرما ملقب شد، شاه لقب نصرت الدوله را به عبد الحسین میرزا اعطا کرد. وی در سال ۱۳۰۱ ق، به منصب سرتیپی نائل گردید و سال بعد عازم آذربایجان شد و به نام نصرت الدوله در آن ایالت، معروف گردید.
حاکم کرمان
...
اُمِّ وَهَب بنت عبد، (شهادت ۶۱ ق) همسر عبدالله بن عمیر کلبی و از شهدای کربلا.
ام وهب، زنی که در واقعه کربلا با همسرش شبانه از کوفه به کربلا آمد و به یاران امام حسین(ع) پیوست. روز عاشورا هنگامی که همسر ام وهب به میدان رفت او نیز می خواست راهی میدان شود، ولی امام حسین(ع) به او اجازه نداد. هنگامی که شوهرش به شهادت رسید، سرگرم پاک کردن خون از چهره او بود که به دست رستم، غلام شمر بن ذی الجوشن به شهادت رسید. او در میدان فرستادن پسرش، وهب نیز نقش داشت.
ام وهب دختر عبد و از تیره نمر بن قاسط بود که در کوفه زندگی می کرد. همسرش عبدالله بن عمیر و فرزندش وهب بن عبدالله در روز عاشورا به شهادت رسیدند. شهرت او به کنیه «ام وهب» به سبب فرزندش وهب بوده است.
رد یا قبول مسلک حق اطاعت مولى بر عبد تألیف آیت الله شیخ جعفر سبحانى، یکی از مجموعه مقالاتى است که با نام رسائل أصولیة و با هدف تحقیق پاره اى از مسائل اصولى که نقش مهمى در استنباط احکام دارند، تدوین شده است. این رساله، در نقد نظریه حق الطاعة، به نگارش درآمده است. این نظریه، از طرف شهید، آیت الله سید محمدباقرصدر ابراز شده و در نقطه مقابل نظریه مشهور اصولى قبح عقاب بلا بیان قرار دارد. بر اساس نظریه مشهور، عقاب از طرف مولى تا زمانى که بیان و تکلیفى از سوى وى قطعى نشده قبیح است. در مقابل، شهید صدر قرار دارد که دایره مولویت ذاتى خداوند متعال را گسترده دانسته و آن را شامل تکالیف ظنى و محتمل نیز مى داند.
آیت الله سبحانى، در این رساله، با طرح دلایل ایشان به ارزیابى و نقد آن مى پردازد و از نظریه مشهور دفاع مى کند.
نقش عقل در استنباط حکم شرعى
نقش عرف و سیره عقلا در استنباط احکام
جمع بین حکم واقعى و ظاهرى
قطعى بودن یا ظنى بودن دلالت ظواهر بر معانى خود


عبد در جدول کلمات

عبد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کلمه عبد   • معنی ابد   • عبد در قران   • عبد به چه معناست   • عبد یعنی چه   • عبد صالح   • معنی اسم ابد   • معنی معبود   • معنی عبد   • مفهوم عبد   • تعریف عبد   • معرفی عبد   • عبد چیست   • عبد یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی عبد
کلمه : عبد
اشتباه تایپی : ufn
آوا : 'abd
نقش : اسم
عکس عبد : در گوگل


آیا معنی عبد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )