انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1040 100 1

عبری

/'ebri/

مترادف عبری: عبرانی، کلیمی، یهودی

معنی عبری در لغت نامه دهخدا

عبری. [ ع ُ ری ی ] (ع اِ) کنار باساق که بر لب جوی روید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). کنار باساق که بر لب جوی روید و بزرگ شود. (اقرب الموارد). سدر کنار جوی. (مهذب الاسماء). || نزد بعضی کنار بی ساق است. (منتهی الارب ).

عبری. [ ع َ را ] (ع ص ) امراءة عبری ؛ زن با اشک. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، عباری. || عین عبری ؛ چشم پر اشک. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج العروس ) (اقرب الموارد).

معنی عبری به فارسی

عبری
۱ - قوم بنی اسرائیل عبرانی . یا عبری یا عبرانی زبانی است از شعب زبان های سامی و آن زبانی است که عبرانیان یا اسرائیلیان در زمانی که ملتی مستقل داده بودند بدان مکالمه میکردند . کتب مقدس عهد عتیق ( تورات ) بدین زبان است و قدیمترین قسمت آن سروده دبوره ( داوران فصل وی ) است که تاریخ آنرا مقدم بر سال ۱٠٠٠ ق.م. میدانند . تقویم جزر ( قر. ۹ ق .م .) کتیبه سیلوئه ( پایان قر. ۸ ق.م .) و قریب ۲٠ کتیبه کم اهمیت تر بزبان عبری باقی است . بعری در تورات بنامهای زبان کنعان کنعانی و زبان یهودی نامیده شده . در زمان عیسی ۴ زبان عبرانی بزبانی که در فلسطین بدان سخن میگفتند و در آن عناصر آرامی غلبه داشت و آنرا غالبا سوری کلدانی مینامند اطلاق میشد . یا خط عبری خطی است منشعب از فنیقی . در آغاز زبان عبری با حروفی شبیه بزبان فنیقی نوشته میشد.سپس از روی الفبای آرامی حروف عبری مربع متداول گردید که کتاب مقدس را هنوز هم بدان خط نویسند . این خط را ازراست بچپ نویسند . الفبای آن داری ۲۲ حروف ( صامت ) است . حروف مصوت نوشته نمیشود.
عبرانی، یهودی، لغت یهود
( صفت ) ۱ - یهودی عبرانی . ۲ - زبان یهود عبرانی .
امراه عبری زن با اشک
ابو الفرج کشیش سریانی ( و . ۶۲۲ - ف . ۶۸۵ ه ق . ) . پدرش اصلا یهودی و بکیش نصرانیت در آمده بود . ابن عبری در شهر ملاطیه متولد شد و با علوم دینی نصرانی علم طب و فلسفه و زبان عرب را نیز بیاموخت . مدتی اسقف شهر گوبای حلب و خلیفه حلب و تکریت بود و مدتی از عمر خود را بمسافرت گذرانید و در آخر عمر به مراغه رفت و در همانجا در گذشت . کتب بسیاری بزبان سریانی داشته و در تاریخ و فلسفه و کلام موافق کیش نصاری بود و یک جزو از تاریخ عمومی خود را که موسوم به مختصر تاریخ الدول است از سریانی بعربی ترجمه کرده و از تورات نیز چیزی بر آن افزوده است . اختصار مصور دیسقوریدس و تفسیر فصول ابقراط نیز ازوست .
کشیش سریانی
دانشگاهی است که در اورشلیم ( فلسطین ) بسال ۱۹۱۸ م .تاسیس شد . دانشگاه مذکور دارای دانشکده های ادبیات حقوق پزشکی علوم و کشاورزی میباشد.

معنی عبری در فرهنگ معین

عبری
(عِ) [ ع . ] (ص نسب .) نک عبرانی .

معنی عبری در فرهنگ فارسی عمید

عبری
۱. زبانی از شاخۀ زبان های سامی که میان یهودیان رایج است.
۲. خطی که این زبان با آن نوشته می شود.
۳. (اسم، صفت) [قدیمی] هریک از افراد قوم یهود، یهودی.

عبری در جدول کلمات

معنی عبری به انگلیسی

hebrew (اسم)
عبری ، زبان عبری ، عبرانی ، یهودی

معنی کلمه عبری به عربی

عبری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

واژگا ١٠:٢١ - ١٣٩٧/٠٥/١٠
عبری=ابرا =پدر آسمانی
اب=پدر
را=روح آسمانی
ابراهیم= آن پدر آسمانی
هیم=آن مذکر
هان=آن مونث
هون=آنها
|

رضا ١٠:٣٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠٨
یهودی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نسترن > نسترن
سارا > آهی سرد
محدثه فرومدی > carthaginian
مهتاب > سه قلو
احمد آیتی > بهدشت
زهرا > avalanche
افشین > تالش
Sarina > Cause

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عبری در جدول   • معنی عبری   • عبری به فارسی   • آموزش زبان عبری pdf   • الفبای زبان عبری   • خط عبری باستان   • عبری یعنی چه   • آموزش زبان عبری به روش نصرت   • مفهوم عبری   • تعریف عبری   • معرفی عبری   • عبری چیست   • عبری یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی عبری
کلمه : عبری
اشتباه تایپی : ufvd
آوا : 'ebri
نقش : اسم
عکس عبری : در گوگل


آیا معنی عبری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )