برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1290 100 1

عتبه

/'atabe/

مترادف عتبه: آستانه، آستان، جناب، حضرت، درگاه، زن، زوجه، همسر

معنی عتبه در لغت نامه دهخدا

عتبة. [ ع َ ت َ ب َ ] (ع اِ) آستانه ٔ در یا بالایین ازهر دو. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || هر پله از نردبان. یک پایه نردبان. (منتهی الارب ). || زن مرد. (منتهی الارب ). زن. (اقرب الموارد). || (ص ) ناخوش. (اقرب الموارد) (آنندراج ) (منتهی الارب ). یقال ، حُمِل َ فلان علی عَتَبَة؛ أی امر کریه من البلاء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (اِمص ) سختی. (منتهی الارب ).

عتبة. [ ع ُ ب َ ] (ع اِ) خم رودبار. (اقرب الموارد).

عتبة. [ ع ُ ب َ] (اِخ ) ابن ابی سفیان بن حرب بن امیةبن عبدشمس است که معاویه به سال 43 هَ. ق. وی را ولایت مصر داد سپس به اسکندریه شد و در آنجا برای خود خانه ای بساخت و به سال 44 هَ. ق. بدانجا درگذشت. (از الاعلام زرکلی ).

عتبة. [ ع ُ ب َ ] (اِخ ) ابن الحباب انصاری شاعری غزل سرای و از مردم مدینه و از شعرای عصر اموی است. وی نزدیک مدینه به قتل رسید. (از الاعلام زرکلی ).

عتبة. [ ع ُ ب َ ] (اِخ ) ابن ربیعةبن عبدشمس مکنی به ابوالولید. از بزرگان قریش در عصر جاهلی است. اسلام را دریافت و در جنگ بدر با مشرکان بود و چون سری بزرگ داشت خودی که برای او مناسب باشد یافت نشد و پارچه ای بر سر خود بست. وی در این جنگ به سال 2 هَ. ق. به قتل رسید. (از الاعلام زرکلی ).

عتبة. [ ع ُ ب َ ] (اِخ ) ابن غزوان بن جابربن وهیب الحارثی. بانی شهر بصره وصحابی و قدیم الاسلام است. وی به حبشه عزیمت کرد و درجنگ بدر و قادسیه حاضر بود. عمر او را ولایت بصره داد در آن وقت بصره را «الابلة» یا «أرض الهند» مینامیدند. عتبه طرح شهر را بیفکند سپس به میسان و ابزقباذبرفت و آنجا را بگشود. عمر او را به مدینه خواند و هنگام بازگشت به سال 17 هَ. ق. در راه بمرد. وی قامتی بلند و چهره ای زیبا داشت و از تیراندازان نامی بود و صحیحین از او چهار حدیث آورده است. (از الاعلام زرکلی ) (نزهة القلوب ص 37) (عیون الاخبار ج 1 ص 217).

معنی عتبه به فارسی

عتبه
آستانه، آستانه در، درگاه
( اسم ) ۱ - آستانه در چوب پایین در که پای بر آن نهند . ۲ - هر پله از نردبان ۳ - زن زوجه جمع عتبات .
ابن غزوان بن جابر بن وهیب الحارثی بانی شهر بصره و صحابی و قدیم الاسلام است وی به حبشه عزیمت کرد و در جنگ بدر و قادسیه حاضر بود عمر او را ولایت بصره داد در آن وقت بصره را الابله یا ارض الهند مینامیدند عتبه طرح شهر را بیفکند سپس به میسان و ابزقباذ برفت و آنجا را بگشود عمر او را بمدینه خواند و هنگام بازگشت بسال ۱۷ قمری در راه بمرد وی قامتی بلند و چهره ای زیبا داشت و از تیراندازان نامی بود در صحیحین از او چهار حدیث آورده است
ظاهرا چاهی بوده در نزدیکی شهر (( مدینه ))
یکی از سه ناحیه فزان

معنی عتبه در فرهنگ معین

عتبه
(عَ تَ بِ) [ ع . عتبة ] (اِ.) آستانه ، آستانة در، درگاه .

معنی عتبه در فرهنگ فارسی عمید

عتبه
۱. آستانۀ در، آستانه، درگاه.
۲. مقبرۀ هریک از امامان و بزرگان تشیع.

عتبه در جدول کلمات

عتبه
درگاه ، آستانه

عتبه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
درگاه و سردر ورودی
مصیب مهرآشیان مسکنی
عزیز و متبوعه و متبوع
مصیب مهرآشیان مسکنی
کسی که تابعینی دارد که از او تبعیت کنند مانند اداره متبوعه یا عتبه یا عتبات
مثل شرکت متبوعه و عتبه یا علتبات و لذا شخص و مکان عزیزی که دارای قرب و متزلت می باشد مثلا من تابع امام رضا و امامان دیگر هستم استان وصحن سراییش برای من تابع چون دارای عزت و عزیز است عتبات عالیات من است و مخفف ان عتبه است
توحید
هوالعلیم

عتبه: بارگاه؛ درگاه؛ آستان ؛ حضرت ؛ محل حضور
جمع آن عتبات:درگاهان؛ حضرات
توحيد

هوالعلیم

عتبه: بارگاه؛ درگاه؛ آستان ؛ حضرت ؛ محل حضور
جمع آن عتبات:درگاهان؛ حضرات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سایت عتبه   • ابوحذیفه بن عتبه   • عتبه درجدول   • انجمن دانشگاهی عتبه   • عتبه بن ربیعه   • کاروان عتبه   • معنی عتبه   • atabe   • مفهوم عتبه   • تعریف عتبه   • معرفی عتبه   • عتبه چیست   • عتبه یعنی چی   • عتبه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عتبه
کلمه : عتبه
اشتباه تایپی : ujfi
آوا : 'atabe
نقش : اسم
عکس عتبه : در گوگل

آیا معنی عتبه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )