انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1076 100 1

عثمان

/'osmAn/

معنی اسم عثمان

اسم: عثمان
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: osmān) (عربی) (در اعلام) سومین خلیفه از خلفای راشدین و سومین خلیفه ی اسلام - نام خلیفه سوم

معنی عثمان در لغت نامه دهخدا

عثمان. [ ع ُ ] (ع اِ) چوزه ٔشوات. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). فرخ الحباری. (اقرب الموارد). || بچه ٔ اژدها. || مار یا بچه ٔ مار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
- ابوعثمان ؛ کنیت مار. (اقرب الموارد).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قعله ٔ شاهین بخش پل ذهاب شهرستان قصرشیرین ، واقع در 12 هزارگزی جنوب خاوری سرپل ذهاب کنار راه فرعی به قلعه شاهین ، واقع در دشت. هوای آن گرمسیر است و 70 تن سکنه دارد. آب آن از سراب قلعه شاهین تأمین می شود. محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ، ج 5).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) کوهی است به مدینه بین آن و بین ذی المرة در راه شام از مدینه. (معجم البلدان ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن ابی العاص بن بشربن عبد دهمان از ثقیف صحابی و از مردم طائف بود در وفد ثقیف اسلام آورد. رسول (ص ) او را عمل طائف داد. عبد عمر بدان سمت بود تا عمر وی را عامل بحرین ساخت و سپس معزول شده به بصره سکونت جست تاسال 51 هَ. ق. در آنجا درگذشت. در بصره محلی است بنام شط عثمان که بدو منسوب است. (از الاعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن احمدبن سعیدبن عثمان معروف به ابن قائد. فقیه و از افاضل نجدیین بود و به سال 1097 هَ. ق. به قاهره درگذشت. او راست : هدایة الراغب فی شر عمدة المطالب در فقه حنبلی ، حواشی علی منتهی الارادات ، در فقه. رسالة فی الرضاع ، نجاةالخلف فی اعتقاد السلف و جز آن. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن جنی الموصلی مکنی به ابوالفتح و ملقب به ابن جنی. رجوع به الاعلام زرکلی و روضات الجنات ص 466 و نیز ابن جنی شود.

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن حمزةبن عبیداﷲبن عمربن الخطاب از اشراف و از کسانی بود که به اندلس رفت و به طلیطلة اقامت گزید چون عبدالرحمن الاموی بر اندلس تسلط یافت عثمان با جماعتی از پذیرفتن او خودداری کرد وعبدالرحمن با آنان نبرد کرد و در نتیجه عثمان گرفتار شد و در قرطبه بدار آویخته شد. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن حنیف بن وهب الانصاری الاوسی. صحابی است. در جنگ احد و جنگ های پس از آن شرکت کرد. از جانب عمر ولایت سواد و بصره را یافت و هنگامی که فتنه ٔ جمل برخاست یاران عایشه وی را بر ضد علی خواندند و او نپذیرفت پس موی ریش و ابرو و سر وی را کندند و او به علی (ع ) پیوست و در جنگ جمل به سال 35 هَ. ق. کشته شد. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن حیان بن معبد المری. ولیدبه سال 93 هَ. ق. وی را برکنار ساخت و به سال 103 عهده دار جنگهای تابستانی شد. به سال 104 با قیصر نبرد کرد و در حدود سال 105 درگذشت. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن ربیعة الاندلسی ، ادیب بود. او راست : طبقات الشعراء بالاندلس. وی در حدود سال 310 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن سعیدبن خالد الدارمی السجستانی. محدث هرات بود. او را مسندی بزرگ و تصانیفی در رد «جهمیه » است. وی به سال 200 هَ. ق. متولد شد و به سال 280 به هرات درگذشت. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن سعیدبن عثمان معروف به ابن صیرفی از موالی بنی امیه و از حُفّاظ حدیث و از ائمه ٔ علم قرآن و روایات و تفسیر بود. وی به سال 372 هَ. ق. بدانیه ٔ اندلس متولد شد و به مشرق رفت و حج گزارد و به مصر شد. سپس بازگشت و به سال 444 به موطن خود درگذشت. اوراست بیشتر از یکصد تصنیف از جمله : التیسیر فی مذاهب القراء السبعة، جامع البیان فی القراآت و طبقات القراء و جز آن. (از اعلام زرکلی ) (روضات الجنات ص 467).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) (110 - 197 هَ. ق.) ابن سعیدبن عدی المصری. از قراء بزرگ بود. وی را «ورش » لقب دادند. اصل او از قیروان و مولد و وفاتش به مصر بود. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) (1180 - 1242 هَ. ق.) ابن سند النجدی الوائلی. معروف به ابن سند البصری ملقب به بدرالدین. مورخ ، ادیب و از نوابغ متأخران است. اصلش از عرب عنیزه بود. به نجد متولد و به بصره ساکن شد و به بغداد درگذشت. از کتب اوست : الغررفی وجوه القرآن ، مطالع السعود بطیب اخبارالوالی داود، منظم الجوهر فی مدائح حمیر، نظم المغنی اللبیب ، نظم الورقات امام الحرمین و شرح آن و سبائک العسجد فی اخبار الاحمد. وی شاعری مکثر بود. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) (567 - 595 هَ. ق.) ابن صلاح الدین یوسف بن ایوب معروف به الملک العزیز. از ملوک ایوبیة مصر بود. از جانب پدر نیابت مصر یافت. به سال 589 پس از مرگ پدر مستقل گشت و بر آن شد که دمشق را از دست برادر خود افضل بیرون سازد ونتوانست. سپس به سال 592 بر دمشق تسلط یافت و عم خود عادل را بدانجا گمارد. وی از فقه و احادیث اطلاعی داشت. تولد و وفاتش در قاهره بود. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن طلحةبن طلحة العبدری صحابی و از بنی عبدالدار است. باخالدبن الولید در صلح حدیبیه اسلام آورد. در فتح مکه حاضر بودو رسول (ص ) کلید کعبه را بدو و به پسر عمش شیبةبن عثمان بن ابی طلحة سپرد. وی در حدود سال 42 هَ. ق. به مکه درگذشت. (از الاعلام زرکلی و الاصابة ج 4 ص 220).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن عامربن عمروبن کعب التیمی القرشی. رجوع به ابوقحافه شود.

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن عثمان شهرزوری ملقب به ابن صلاح. رجوع صلاح در این لغتنامه و اعلام زرکلی شود.

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن ابراهیم الطرسوسی مکنی به ابوعمرو. قاضی و از کُتّاب ادباء بود. قضاوت معرة النعمان به وی واگذار شد و به سال 400 هَ. ق. به کفر طاب بین حلب و معرة درگذشت. اوراست اخبار الحجاب. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن الحسن الکرمانی مکنی به ابومحمدو معروف به شیخ صفی الدین. عالمی متورع و متبحر بود. به حجاز و عراق مسافرت کرد و با شیخ شهاب الدین سهروردی مصاحبتی داشت. در حدیث و تصوف و کلام و ادبیات وجز آن کتابها نوشته است. او راست : الکنز الخفس من اختیارات الصفی. او 104 سال بزیست و 50 سال در جامع سنقری شیراز خطبه خواند. وی مردی صاحب کشف و فراست بوده و حکایتها از او نقل کنند. (از شدالازار ص 400).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن عفان بن ابی العاص بن امیة. ملقب به ذوالنورین. سومین از خلفاء راشدین و از عشره ٔ مبشره است. به سال 47 قبل از هجرت به مکه متولد شد و اندکی پس از بعثت اسلام آورد. وی مردی ثروتمند و از اشراف مکه بود. از کارهای بزرگ او در اسلام مجهز کردن نیمی از «جیش العسرة» است وی سیصد شتر و هزار دینار در این راه داد. پس از عمربن خطاب به سال 23 هَ. ق.از طریق شورایی که اعضای آن را عمر معین کرد به خلافت رسید. عثمان پس از رسیدن به خلافت تا یک سال والیان عمر را بر کارشان باقی داشت سپس آنان را عزل کرد و بیشتر کسان خود را بجای ایشان فرستاد و معاویة همچنان بر حکومت شام ماند. بدین سبب مورد ملامت عامه ٔ مسلمین واقع شد. رفتار عثمان موجب آزردگی و ناخشنودی مسلمانان شد تا آنجا که گروهی از مردم کوفه و مصر به مدینه رفتند و عزل او را خواستار شدند و عثمان نپذیرفت شورشیان او را در خانه محاصره کردند و مدت محاصره ٔ وی چهل روز طول کشید و سرانجام صبح روز عید اضحی 35 هَ. ق. به مدینه در خانه اش بقتل رسید. در خلافت عثمان ارمنیه ، قفقاز، خراسان ، کرمان ، سجستان ، افریقا و قبرس بتصرف مسلمانان درآمد. در زمان خلافت عثمان برای رفع اختلاف در قراآت مختلف قرآن کریم ، بر نسخه ٔ واحدی از بین قرأتها اتفاق نظر حاصل شد و بقیه ٔ نوشته ها معدوم گردید. عثمان مسجدالحرام و مسجد پیغمبر را وسعت داد و در نماز عید خطبه را بر نماز مقدم داشت. وی نخستین کسی است که «شرطه » گرفت. از او نیز در صحیحین 146 حدیث نقل شده است. رجوع به طبقات الکبری تألیف ابن سعد و الاصابه و الاعلام زرکلی و کتب تراجم شود.

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن علی بن ابی بکربن علی الجبلجیوی (یا جبلجیلوی ) کوه گلوئی ملقب به بهاالدین مکنی به ابوالمحاسن. قاضی شیراز است از عزالدین جماعة حدیث شنید مولدش قبل از قرن هفتم هجری است. نزد لسان الدین نوح بن محمد سمنانی و خطیب شمس الدین مظفربن محمد خطیبی خلخالی فقه آموخت. وی مفتی مذاهب اربعة بود قضاء فارس و نواحی آن را یافت و در مدرسه عضدیه درس میگفت در تبریز با علاءالدین طاوسی و فخرالدین جالردی و شرف الدین طیبی و شمس خطیبی سابق الذکر مصاحبت کرد. از کتب اوست : بیان الفتاوی فی شرح الحاوی ، شرح الشامل الصغیر لابن المفسر، شرح المنظومة فی الفرائض ، الرسالة البالغة فی الاجتهاد، ایجاز المختصر لابن الحاجب ، و او راست : اساتید عالیه. وی به سال 782 هَ. ق. به شیراز درگذشت. (از شدالازار ص 361 و حاشیه ٔ آن ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن علی بن عثمان العمری ملقب به عصام الدین العمری. شاعر و ادیب بود. به سال 1134 هَ. ق. به موصل متولد و در 1193 بدانجا درگذشت. از اوست : الروض النفرقی ، تراجم ادباءالعصر، راحةالروح. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن علی بن محجن ملقب به الزیلعی. فقیه حنفی است به سال 705 هَ. ق. به قاهره رفت و بدانجا درس گفت و فتوی داد. و به سال 743 هَ. ق. بدانجا درگذشت. از کتب اوست : الحقایق فی شرح کنزالدقایق ، برکة الکلام علی احادیث الاحکام ، شرح الجامع در فقه. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن عمربن ابی بکربن یونس مکنی به ابوعمرو جمال الدین و ملقب به ابن حاجب. رجوع به ابن حاجب و رجوع به الاعلام زرکلی و روضات الجنات شود.

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن عمربن ادّبن طانجة. جد جاهلی از عدنانیان است. فرزندان او فرقه ای از بنی مزینةاند و از آنان زهیربن ابی سلمی است. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن عمربن موسی التیمی ، قاضی و از مردم مدینه است. به سال 75 هَ. ق. نزد عبدالملک بن مروان رفت و در عهد مروان بن محمد قضاء مدینه را یافت و سپس منصور عباسی او را قضاوت داد و پیش از بناء بغداد با وی در حره بود. و به سال 145 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن عیسی بن درباس مارانی ملقب به ضیاءالدین. از اعلم شافعیان درفقه بود نسبت او به بنی ماران است در مروج (نزدیک موصل ) وی به اربل نشأت یافت و به دمشق شد و سپس به مصر رفت و قضاوت غریبه (از توابع مصر) را یافت و سپس سلطان صلاح الدین قضاوت دیار مصر را در 566 هَ. ق. بدوداد. وی مانده ٔ عمر خود را به قاهره به تدریس پرداخت. او راست : الاستقصاء لمذهب الفقهاء در بیست مجلد، شرح اللمع در اصول فقه. تولد او به سال 516 هَ. ق. است و به سال 602 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن عیسی بن منصور بلیطی مکنی به ابوالفتح از علمای ادب و اخبار بود و او را شعری است. در شهری نزدیک موصل متولد شد سپس به دمشق و به مصر شد و به سال 599 هَ. ق. بدانجا درگذشت. شعر نیک می گفت. او راست :کتاب العروض یکی بزرگ و دیگری کوچک ، العظات و الموقظات المنیر، اختبار المتنبی ، علم اشکال الخط، التصحیف والتحریف. (ازاعلام زرکلی و خاندان نوبختی ص 72).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن قطن. در عراق با حجاج بن یوسف بود و بفرماندهی برخی از لشکریان او رسید و آخرین بار فرمانده لشکری بود که به جنگ شبیب بن یزید رفت و به سال 76 هَ. ق. در همان جنگ به دست مصاد برادر شبیب کشته شد. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابی شیبة الکوفی. معروف به ابن ابی شیبة و مکنی به ابوالحسن. از حُفّاظ حدیث است. او راست : المسند و التفسیر. وی مردی ثقه و امین بود و به سال 156 هَ. ق. متولد شد و به سال 239 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن خالدبن زبیربن العوام معروف به عثمان الزبیری. در مدینه بهمراهی محمدبن عبداﷲبن حسن بر منصور عباسی خروج کرد و پس از قتل محمد به بصره پناه برد و سپس دستگیر شد و او را بنزد منصور عباسی بردند و به سال 145 هَ. ق. بقتل رسید. (از اعلام زرکلی ).

عثمان. [ ع ُ ](اِخ ) ابن مظعون بن حبیب بن وهب الجمحی مکنی به ابوالسائب. صحابی و از حکماء عرب جاهلیت بود. وی سیزدهمین مردی است که اسلام آورد و دوبار به حبشه مهاجرت کرد.در جنگ بدر حاضر شد و به سال دوم هجری درگذشت. موقعی که مرد حضرت رسول او را بوسید. (از اعلام زرکلی ).

معنی عثمان به فارسی

عثمان
فخرالدین منصور از ممالیک برجی ( مصر و شام ) ( فقط ۸۵۷ ه.ق ./ ۱۴۵۳ م .).
( اسم ) ۱ - جوجه هوبره . ۲ - مار . ۳ - بچه مار . ۴ - از اعلام مردان است .
ابن مظعون بن حبیب بن وهب الجمحی مکنی بابو السائب صحابی و از حکمائ عرب جاهلیت بود وی سیزدهمین مردی است که اسلام آورد و دو بار به حبشه مهاجرت کرد در جنگ بدر حاضر شد و بسال دوم هجری درگذشت موقعی که مرد حضرت رسول او را بوسید
دهی است از دهستان آجر لو بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ۷٠ هزار گزی جنوب خاوری مراغه و ۲۱ هزار گزی شمال خاوری راه شوسه شاهین دژ به میاندو آب ناحیه ایست کوهستانی و هوای آن معتدل است آب آن از چشمه تامین میشود محصولاتش غلات نخود بزرک است شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنها جاجیم بافی است راه مالرو دارد
( مقت. ۱۱۴۵ ه.ق .). یکی از وزیران دوره سلطان محمود خان اول و از اهالی موره میباشد. وی در سال ۱۱۲۸ ه.ق . براهنمایی شهید علی پاشا بمقام میرمیرانی رسید. سرانجام پس از طی مدارج ترقی بمقام وزارت نایل آمد . عثمان پاشا سپاهیانی را که سر بشورش برداشته بودند سرکوب نمود و پس از کسب این موفقیت بمرکز احضار و بمقام نخست وزیری منصوب گردید . اما این وزارت دوام نیافته بعللی پس از شش ماه از مقام وزارت معزول شد و به حکومت تبریز مامور گردید و بعد باستانداری ارزروم و تفلیس و سپس بفرماندهی نیروی اعزامی به ایران منصوب گشت و با نادر شاه بجنگ پرداخت و با وجود کسب پیروزیهایی در سال ۱۱۴۵ ه.ق. بسبب بیماری مغلوب و کشته و در شهر زور بخاک سپرده شد.
ده کوچکی است از دهستان لنگا شهرستان شهسوار واقع در ۳۱ هزار گزی جنوب خاوری شهسوار و ۴ هزار گزی جنوب راه شوسه شهسوار به چالوس
[ گویش مازنی ] /osmaan saraa/ از توابع لنگای شهر عباس آباد
ابوالمفاخر خواجه حکیم سراج الدین ابو عمر عثمان بن عمر مختاری غزنوی از شاعران بزرگ دربار غزنویان در اواخر قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری است وی با ابراهیم بن مسعود غزنوی و مسعود بن ابراهیم و عضد الدوله شیرزاد بن مسعود بن ابراهیم و جز آنها معاصر بوده است علاوه بر سلاطین غزنویان قاوردیان کرمان مخصوصا سلطان ارسلانشاه سلجوقی را مدح گفته است
دهستانی است از بخش حومه شهرستان کرمانشاه و حوزه ۷ آمار کنگاور. این دهستان در منطقه کوهستانی جنوب شرقی کرمانشاه بین دهستانهای ماهی دشت زردلان و جلالوند واقع است . هوای آن سردسیری و سالم است . آب قری از چشمه ها و رودخانه آهوران تامین میگردد . محصول عمده غلات و لبنیات است.زغال و هیزم هم تهیه میکنند. شغل سکنه زراعت گله داری و حمل زغال و هیزم بشهر است . دهستان مزبور از ۱۵ آبادی مرکب است که جمعیت کل آنها حدود ۵٠٠٠ تن است . قرای مهم آن از این قرار است : بوژانخشکرود مستعلی مسکره سرجوب .
دهی است از دهستان کلاردشت بخش مرکزی شهرستان بوشهر واقع در پنج هزار گزی خاور حسن کیف کنار راه شوسه حسن کیف مرزان آباد ناحیه کوهستانی و سردسیر است
[ گویش مازنی ] /osmaan kalaa/ از توابع کلاردشت واقع در منطقه ی عباس آباد
خلفای عثمانی پادشاهان ترک که از سال ۶۹۹ ه. ق . تا سال ۱۳۴۲ ه. ق . در آسیای صغیر سلطنت داشته اند . موسس این سلسله عثمان بن ارطغرل بود و سلسله مزبور بنام او نامیده شده . شماره این پادشاهان ۳۸ است . و آخرین آنان عبد العزیز ثانی است . این دود مان در نتیجه بر قرار شدن حکومت جمهوری منقرض گردید . آل عثمان یا پادشاهان عثمانی قریب سه قرن کمال اقتدار را داشتند . قلمرو حکمرانی خود را از بوداپست و ساحل دانوب تا آبشار آسوان در مصر و از ساحل فرات تا تنگه جبل الطارق وسعت داده ممالک شبه جزیره بالکان شام مصر و عربستان را مسخر ساختند پس از سه قرن دوره ضعف و انحطاط آنان شروع و بسیاری از ممالک مفتوح از تصرف ایشان خارج شد . مشهور ترین فرد این سلسله سلطان محمد دوم معروف به فاتح است که در سال ۸۵۷ ه. ق قسطنطنیه را فتح کرد سلاطین این سلسله از این قرارند : عثمان اول ارخان مراد اول با یزید اول محمد اول مراد دوم محمد دوم ( فاتح قسطنطنیه ) با یزید دوم سلیم اول سلیمان اول سلیم دوم مراد سوم محمد سوم احمد اول مصطفی اول ( مجددا ) مراد چهارم ابراهیم اول محمد چهارم سلیمان دوم احمد دوم مصطفی دوم احمد سوم محمود اول عثمان سوم مصطفی سوم عبد الحمید اول سلیم سوم مصطفی چهارم محمود دوم عبد المجید اول عبد العزیز اول مراد پنجم عبد الحمید دوم محمد پنجم محمد ششم عبد المجید دوم عبد العزیز دوم . این سلسله با روی کار آمدن آتا تورک و اعلام جمهوریت منقرض گردید .
پادشاهان ترکیه
معروف به ابان احمر صاحب کتاب مغازی در سیرت رسول اکرم
از صحابه رسول اکرم
نام چند تن از زنان صحابی بوده
عثمان پاشا. سردار عثمانی که با نادرشاه افشار در صفر ۱۱۴۵ در حوالی بغداد جنگید و لشکر ایران را شکست داد . و در جنگ دیگر از نادرشاه شکست خورد و کشته شد .
یکی از ناشرین کتب علمی و ادبی در اوایل قرن چهاردهم هجری در استانبول
دهی است از دهستان قلقل رود شهرستان تویسرکان
شویعر صفوان بن عبد یا لیل از قبیله بنی سعد بن لیث شاعر عرب که صاحب البیان و التبیین ازو شعری آورده و در حاشیه از قول یاقوت حموی با آوردن شعری دیگر از وی بنام شویعر کنانی یاد کرده و گوید همان ربیعه بن عثمان است .
یا شاطئ الوادی یا شاطئ النهر و مراد از آنها شاطئ دجله است و آن سرزمینی است در بصره که عثمان بن عفان بعوض خانه ای که در مدینه از عثمان بن ابی العاصی الثقفی گرفته و به جامع مدینه اضافه کرده بود بوی بخشید و گویند که عثمان بن عفان از عثمان بن ابی العاصی در طائف مالی خرید و بعوض آن زمین مذکور را بوی داد .

معنی عثمان در فرهنگ معین

عثمان
(عُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - جوجة هوبره . ۲ - مار. ۳ - بچه مار. ۴ - از اعلام مردان است .

عثمان در دانشنامه اسلامی

عثمان اصفهانی، ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • عثمان بن محمد شهرآبادی اصفهانی، از فضلای قرن ششم هجری در اصفهان• ابوعمرو عثمان بن محمد سنوی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری• ابوعمرو عثمان بن طلحه صالحانی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری• ابوالفرج عثمان بن احمد کاتب برجی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری
...
«ابن جنی، ابوالفتح عثمان بن جنی موصلی» ( ۳۲۱- ۳۹۲ ق)، عالم به صرف و نحو، لغت و ادب عرب می باشد.
«ابن جنی، ابوالفتح عثمان بن جنی موصلی» ( ۳۲۱- ۳۹۲ ق)، عالم به صرف و نحو، لغت و ادب عرب می باشد.
پدر ابن جنی
پدر او برده ای رومی از آن سلیمان بن فهد ازدی موصلی بود که «جنی» نام داشت و جنی خود به گفته سیوطی معرب گنی است.
محل تولد
ابن جنی در موصل زاده شد.
آشنایی با ابوعلی فارسی
...
عثمان بن حُنَیف اوسی انصاری از صحابه پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع). عثمان در حکومت امام علی(ع) تا قبل از جنگ جمل، والی بصره بود. هنگامی که برپاکنندگان جنگ جمل به بصره وارد شدند عثمان با آنها مقابله کرد و پس از جنگی شدید که میان آنها درگرفت با آنها پیمان بست که تا ورود امام علی(ع) اقدامی نکنند. اما زبیر و یارانش پیمان شکنی کردند و شبانه به عثمان و یارانش حمله کردند؛ بسیاری از یاران عثمان را کشتند و عثمان را پس از شکنجه رها کردند. وی پس از رهایی به اردوگاه امیرالمؤمنین(ع) پیوست.
عثمان بن حنیف بن واهب اوسی انصاری، که پس از شهادت امام علی(ع) در دوره معاویه، در کوفه درگذشت.
مادر وی ام سهل دختر رافع بن قیس بن معاویه بن امیه ابن زید بن مالک بن عوف بود. کنیه عثمان، ابوعبدالله است.
اَبانِ بنِ عُثْمان، ابوسعید، ابان بن عثمان بن عفّان قرشی اموی مدنی (د ۱۰۵ق/۷۲۳م)، فرزند سومین خلیفه (از خلفای راشدین) است.
او محدّث و تابعی مشهور سدۀ ۱ق/۷م و از حکام بنی امیه که گاه او را ابوعبداللـه یا ابوعبداللـه مدنی خوانده اند. ابان برادر تنی عمرو و مادرشان ام عمرو، دختر جندب بن عمرو بن حُمَیه بن حارث دوسی بوده است.
فرزندان
سعید که ابان بدو مکی بود (مادر سعید، دختر عبداللـه بن عامر بن کریز بن ربیعه بن حبیب بن عبد شمس بود)؛ عمرو؛ عبدالرحمن؛ ام سعید (مادرشان ام سعید، دختر عبدالرحمن بن حارث بن هشام بود)؛ عمراصغر؛ مروان؛ ام سعید صغری (مادرشان کنیز آزاد شده یا ام ولد بود).
زندگی
چندان چیزی از ابان در مدارک موجود نیست. همین اندازه می دانیم که او به خاطر پدرش عثمان بن عفان که از بزرگان خاندان اموی بود، نزد خلفا و امرای آنان احترام داشت، چنانکه چون گماشته ای؟ معاویه نخستین خلیفۀ اموی به سفر حج آمد، مروان بن حکم را فرمان داد که حرمت ابان را پاس بدارد. تقرب او به دستگاه خلافت اموی به اندازه ای بود که نزد معاویه رفت و از دختر او خواستگاری کرد. معاویه به او گفت که بیش از دو دختر ندارد که یکی از آنان با عمرو برادر او ازدواج کرده و دیگری با عبداللـه بن عامر. ابان تلخ کام از نزد معاویه بیرون آمد و طی شعر زیبایی آرزو کرد که یا ابن عامر بمبرد یا برادرش عمرو دختر معاویه را طلاق دهد، تا او به مقصود نایل شود. نحوۀ انتصاب وی به حکومت مدینه چنین بود که در ۷۶ق/۶۹۵م که عبدالملک بن مروان به سوی مدینه می آمد، حاکم وقت این شهر یحیی بن حکم بن ابی العاص بن امیه که گفته شده مردی کم خرد بوده، بی اجازۀ عبدالملک به نزد وی شتافت. عبدالملک از این که او بی اجازه شهر را ترک کرده، سرزنشش کرد و گفت که چه کسی را به جای خود گذارده ای، یحیی پاسخ داد که ابان بن عثمان را. پس عبدالملک او را عزل، و ابان را حاکم مدینه کرد، و وی مدت ۷ سال بر مدینه فرمان راند. ابان همینکه به حکومت رسید، عبداللـه بن قیس بن کَخْرمه را از منصب قضاوت مدینه برکنار کرد و به جای او نوفل بن مساحق را برگماشت. او در مدت فرمانروایی خود بر مدینه دوبار و به گفتۀ طبری سه بار امیر الحاج شد و به گفتۀ مسعودی بر جسد محمد بن حنفیّه (د ۸۱ق/۷۰۰م) فرزند حضرت علی (علیه السلام) و عبدالله بن جعفر برادر زادۀ وی نماز خواند. به دلایلی که برای ما روشن نیست، عبدالملک او را در جمادی الثانی ۸۲ق/ژوئیۀ ۷۰۱م، از حکومت مدینه برکنار کرد و به جای او هشام بن اسماعیل مخزومی را برگماشت. طبری سال برکناری ابان را ۸۳ق/۷۰۳م یاد کرده که درست نمی نماید. به گفتۀ ابن عساکر، ابان بعد ها بر ولید بن عبدالملک وارد شد و به فرمان او امیرالحاج گردید.
دجار پیسی شدید
...
فقیه، ادیب، نسّابه و مورخی آشنا به اخبار شعرا و ایّام عرب و از اصحاب و شاگردان امامان صادق و کاظم علیهماالسلام بوده و از آن دو امام همام، روایت نقل می کند. از ابان بن عثمان با نام های دیگری نیز در کتب رجال و در اسناد روایات یاد شده است: أبان بن الأحمر، أبان الأحمر، أبان الأحمری.
کشی او را فقیه و از اصحاب اجماع می داند. محمد بن ابی عمیر می گوید: ابان از همه انسانها بیشتر حافظ حدیث بوده است.
حافظه این محقق، چنان قوی بوده است که برای حفظ هر کتابی، یک بار مطالعه آن برایش کافی بوده و پس از آن کل کتاب را بدون یک حرف پس و پیش تکرار می کرده است.
شماری از مشایخ او عبارت انداز: زرارة بن اعین، اسحاق بن عمّار، ابان بن تغلب، فقیه، ادیب، نسّابه و مورخی آشنا به اخبار شعرا و ایام عرب و از اصحاب و شاگردان امامان صادق و کاظم علیهماالسلام بوده و از آن دو امام همام، روایت نقل می کند.
کشی، او را فقیه و از اصحاب اجماع می داند. محمد بن ابی عمیر می گوید: ابان از همه انسانها بیشتر حافظ حدیث بوده است. حافظه این محقق، چنان قوی بوده است که برای حفظ هر کتابی، یک بار مطالعه آن برایش کافی بوده و پس از آن، کلّ کتاب را بدون یک حرف پس و پیش، تکرار می کرده است.
شماری از مشایخ او عبارت انداز: زرارة بن اعین، اسحاق بن عمّار، ابان بن تغلب، معاویة بن عمّار، ابوبصیر، فضیل بن یسار، بشیر نبّال، زید شحّام، صفوان بن مهران جمّال و محمد بن مسلم.
بزرگانی چون: ابن ابی عمیر و بزنطی و از بصریان: ابوعبیدة معمّر بن مثنّی، ابوعبداللّه بن مثنّی و ابوعبداللّه محمد بن سلاّم عجمی نیز از او اخذ روایت کرده اند.
افزون بر روایات بسیار و پراکنده ابان بن عثمان در کتب حدیث امامیه، آثاری را نیز از وی نام می برند که از این قرارند: المبتدأ، المبعث، المغازی، الوفاة، السقیفة والردّة. وی این شش کتاب را در یک جلد گرد آورده؛ ولی متأسفانه جملگی از میان رفته است.
علی بن عثمان بن مصطفی الماردینی مشهور به ابن الترکمانی در سال 683 ه‍.ق در خاندانی علمی دیده به جهان گشود.
حیات علمی وی از دوران کودکی با حفظ قرآن آغاز گشت و او توانست از محضر علما و دانشمندان بزرگ عصر خویش در دانش ها و فنون گوناگون خوشه چینی کند.وی در علم تفسیر، حدیث(سماع و قرائت)،فقه، اصول، فرائض، لغت، نحو،شعر، تاریخ مهارتی تام یافت.
در سال 748 ه‍.ق در دوران سلطنت مظفر حاجی بن ناصر منصب قضاوت را در صالحیة عهده دار شد و تا پایان عمر در این منصب باقی ماند.برخی مشایخ وی عبارتند از:أبرقوهی،دمیاطی، ابن الصواف،شهاب المحسنی و ابن ابی القاسم.
شماری از شاگردان وی عبارتند از:
اختصار بوادر التصحیف و الوهم خطیب بغدادی، بهجة الأریب فی بیان، فی کتاب اللّه العزیز من الغریب، تخریج أحادیث الهدایة، الجوهر النقی فی الرد علی البیهقی، الدّرة السّنیه فی القصیدة السینیة، السعدیة فی اصول الفقه، الضعفاء و المتروکون و...
ابن ترکمانی سرانجام در سال 750 ه‍.ق(براساس قول مشهور)در اثر ابتلا به بیماری طاعون درگذشت.
اِبن سَنَد، عثمان (۱۱۸۰- بعد از ۱۲۴۲ق /۱۷۶۶- بعد از ۱۸۲۶م )، ملقب به بدرالدین ، مورخ ، ادیب ، شاعر و فقیه بود.
وی در نجد به دنیا آمد، ولی کحاله
کحاله ، عمر رضا، معجم المؤلفین ، ج۶، ص۲۵۶، بیروت ، ۱۹۵۷م .
ابن سند در جوانی در جست وجوی دانش ، راهی عراق شد، نخست در بصره اقامت کرد و از این رو به بصری نیز شهرت دارد
کحاله ، عمر رضا، معجم المؤلفین ، ج۶، ص۲۵۵، بیروت ، ۱۹۵۷م .
برخی او را حنبلی دانسته اند
مراغی ، عبدالله مصطفی ، فتح المبین ، ج۳، ص۱۴۳، بیروت ، ۱۳۹۴ق /۱۹۷۴م .
...



عثمان در دانشنامه آزاد پارسی

عُثمان (طائف ۶عام الفیل ـ مدینه ۳۵ق)
(عثمان بن عَفّان، ملقب به ذوالنورین) سومین خلیفه از خلفای راشدین (حک: ۲۳ـ۳۵ق)، صحابی مشهور و از عشرۀ مبشره از نظر اهل سنّت. مادرش أروی بنت کریز از نوادگان عبدمناف بود. عثمان در زمرۀ کسانی بود که در سال های نخست به دعوت ابوبکر، اسلام آورد. برخی مسلمان شدن او را به سبب ازدواج وی با رقیه دختر رسول خدا دانسته اند. وی تاجری ثروتمند از خاندان بنی امیه و از اشراف مکه بود. پس از رقیه، با ام کلثوم، دختر دیگر رسول خدا که هر دو از خدیجه بودند، ازدواج کرد و از این جهت به ذوالنورین (صاحب دو نور) ملقب شد. چندی از ازدواج با آن ها نگذشته بود که رقیه و ام کلثوم درگذشتند. عثمان ازجمله کسانی بود که به حبشه هجرت کرد، اما اندکی پس از هجرت به مکه بازگشت و سپس به مدینه رفت. به سبب بیماری همسرش رقیه در جنگ بدر شرکت نداشت و در جنگ احد نیز در شمار فراریان بود. به طور کلی عثمان در زمان پیامبر اسلام (ص) نقش عمده ای نداشت و جز در صلح حُدیبیه که به عنوان پیک نزد مشرکان رفته بود، نامی از او در تاریخ دیده نمی شود. وی در حکومت ابوبکر از اشخاص نزدیک به خلیفه بود و کاتب وی به شمار می رفت. در دورۀ عمر بن خطاب نیز نفوذ داشت و نمایندۀ بنی امیه بود. بعد از قتل عمر بن خطاب، عثمان از بین شورای شش نفره ای که عمر تشکیل داده بود، با قبول شرط عبدالرحمان بن عوف مبنی بر عمل به کتاب خدا، سنت پیامبر و سنت شیخین (ابوبکر و عمر) به خلافت برگزیده شد؛ چراکه حضرت علی (ع) شرط عمل به سنت شیخین را نپذیرفته بود. در خلافت عثمان سرزمین های بسیاری ازجمله قفقاز، خراسان، کرمان، قبرس و بخش هایی از شمال افریقا فتح شد. در روم و ایران نیز فتوحات مسلمانان ادامه یافت و یزدگرد سوم در حدود مرو به قتل رسید. بر اثر این فتوحات، ثروت ها و غنایم بسیاری به مرکز خلافت سرازیر شد. اما تقسیم ناعادلانۀ غنایم، در کنار بدعت های دینی، واگذاری فرمانداری شهرها به خاندان بنی امیه، بذل و بخشش های بی حساب عثمان به اعضای خاندان اموی و آزار بعضی از اصحاب بزرگ رسول خدا مانند ابوذر و عمار یاسر، ازجمله عواملی بود که در بروز شورش علیه او نقش مؤثری داشت. او در دورۀ خلافتش، خویشاوندان خود از بنی امیه و نیز کسانی که مطرودین از سوی رسول خدا بودند را در مناصب مهمی گمارد؛ ازجمله مروان بن حکم را بر امور مسلط کرد. بدین سبب، بسیاری از بزرگان صحابه چون طلحه، زبیر، عمار یاسر، عبدالرحمان بن عوف و به ویژه عایشه به شکلی علنی با او مخالفت کردند. رفته رفته اعتراض ها بالا گرفت و اهل بصره، کوفه و مصر علیه وی شوریدند و درصدد قتل او برآمدند. حضرت علی شورشیان را متفرق کرد و مقرر شد که از آن پس عثمان در کارها با صحابه مشورت، و بنی امیه را از خود دور کند. اما این پیمان شکست و حتی مخالفان و شورشیان آزار و اذیت شدند. این بار، شورشیان از خلیفه خواستند که از خلافت کنار رود، و چون او نپذیرفت به مدینه رفتند، خانه اش را محاصره کردند و پس از چند روز او را به قتل رساندند (۱۱ ذی حجه ۳۵ق). مخالفان حضرت علی (ع)، ازجمله طلحه و زبیر و عایشه، قتل عثمان را دستاویزی برای جنگ با علی قرار دادند که به جنگ جمل انجامید. در خلافت عثمان، کار جمع آوری قرآن که از دورۀ ابوبکر آغاز شده بود، به اتمام رسید و به شکل کنونی آن ترتیب یافت.

عثمان در جدول کلمات

عثمان
مار , بچه مار
به عمر | ابوبکر | حضرت علی (ع) و عثمان می گویند
خلفای راشدین
صحابی پیامبر اسلام (ص) که در زمان عثمان به روستای ربذه تبعید شد | وی مخالف تجمل و ثروت اندوزی دستگاه حکومتی بود
ابوذر غفاری

عثمان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

عثمان ٢٢:٤٩ - ١٣٩٧/٠٧/٢٠
شکست ناپذیر
|

حمزه ٢٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٥/٢٩
من میخواهم پسر خودم را عثمان بزارم چون وهابی های عوضیحسودی شون بشه چون من عثمانی هستم ...مرگ بر وهابی ها
|

A R V ٢٠:٥٩ - ١٣٩٨/٠٧/١٦
غاصب خلافت
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قاتل عثمان   • زندگی نامه حضرت عثمان   • نام قاتل عثمان   • معنی عثمان   • عثمان فرزندان   • عثمان بن عفان فرزندان   • عثمان همسر   • ابان بن عثمان   • مفهوم عثمان   • تعریف عثمان   • معرفی عثمان   • عثمان چیست   • عثمان یعنی چی   • عثمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عثمان
کلمه : عثمان
اشتباه تایپی : uelhk
آوا : 'osmAn
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس عثمان : در گوگل


آیا معنی عثمان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )