انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1079 100 1

عجم

/'ajam/

مترادف عجم: پارس، فارس، ایرانی، پارسی، غیرعرب

متضاد عجم: تازی، عرب

برابر پارسی: گُنگ، لال، بيگانه

معنی عجم در لغت نامه دهخدا

عجم. [ ع َ ] (ع مص ) نقطه نهادن بر حرف و اعراب حروف. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نقطه نهادن حروف کتاب را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || دندان فروبردن یا خائیدن جهت خوردن. (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || دندان فروبردن در چیزی بخاطر دانستن سختی و سستی آن. || جنبانیدن شمشیر را جهت آزمودن.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || گویند: ما عجمتک عینی کذا؛ یعنی نگرفت چشم من تراو نیافت. (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). || حرکت دادن گاو، شاخ خود را و زدن به درخت جهت آزمودن. (اقرب الموارد). گویند: الثور یعجم قرنه ، هرگاه دو شاخ به درخت زند تا آن را بیازماید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

عجم. [ ع َ ج َ ] (اِخ ) خلاف عرب. (اقرب الموارد). غیر عرب از مردم. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ایران و توران و مردم غیر عرب را نیز عجم گویند. (غیاث اللغات ). || مردم ایران. ایرانی :
کجا شد فریدون و ضحاک و جم
مهان عرب خسروان عجم.
فردوسی.
مرغان بر گل کنند جمله به نیکی دعا
بر تن و بر جان میر بارخدای عجم.
منوچهری.
مرد را چون هنر بباشد کم
چه ز اهل عرب چه ز اهل عجم.
سنایی.
تا آخر ایام یزدجردبن شهریار که آخر ملوک عجم بود بدین قرار بماند.(کلیله و دمنه ).
تو کعبه ٔ عجم شده او کعبه ٔ عرب
او و تو هر دو قبله ٔ انسی و جان شده.
خاقانی.
غم ترکان عجم کان همه ترک ختنند
نخورم چون دل شادان به خراسان مانم.
خاقانی.
همه ملک عجم خزانه ٔ من
در عرب ماند خیلخانه ٔ من.
نظامی.
یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی (ص ) فرستاد. (گلستان ).
که را دانی از خسروان عجم
ز عهد فریدون و ضحاک و جم.
سعدی (بوستان ).
چنین گفت شوریده ای در عجم
به کسری که ای وارث ملک جم.
سعدی (بوستان ).
|| (ع اِ) هسته ٔ خرما و انگور و مانند آن ، عجمة یکی آن است. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || شتران ریزه. (منتهی الارب ). اشتران خرد. (مهذب الاسماء).

عجم. [ ع ُ ] (ع اِ) غیرعرب. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (اقرب الموارد). کندزبانان و باشندگان ملک عجم. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). || شتران ریز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

عجم. [ ع ُ ج ُم م ] (ع ص ) ابل ٌ عُجُم ﱡ؛ شتران که بخوردن خار از شوره خورسند شوند. (منتهی الارب ).

معنی عجم به فارسی

عجم
غیرعرب اعم ازایرانی وترک واروپاییکشورایران راهم میگویند، جمع اعجم به معنی گنگ وکسی که لکنت زبان دارد
جمع اعجم گنگان : آنک کتاب مرزبان نامه که از زبان حیوانات عجم وضع کرده اند ...
اهل عجم شتران که بخوردن خار از شوره خورسند شوند
یکی از شعرای عثمانی که در زمان سلطان سلیم خان ثانی میزیست
دهی است از دهستان ساری سوبا ساز بخش پلاشت شهرستان ماکو . دارای ۲۹۱ تن سکنه آب آن از ساری سو و محصول آن غلات و پنبه و توتون و حبوبات و کرچک و شغل اهالی زراعت و راه شوسه است .
شعبه ای است از موسیقی قدیم مناسب با حسینی که در راست پنجگاه نواخته شود ٠ شعبه ای است از مقام رهاوی از ششمین نغمه است و سه بانگ دارد ٠
مولف مر آت الخیال نویسد : (( چشمه ایست در عراق عجم ))
نام یکی از روستاهای ناحیه شبانکاره بلوک دشتستان فارس .
دهیست از دهستان شبانکاره بخش برازجان شهرستان بوشهر .
ناحیه ایست در مرکز ایران شامل ایالات و ولایات مرکزی واقع بین اصفهان و همدان و تهران ( سازمان صفوی ۲٠۱ ) و مشتمل بر شهرهای ذیل کرمانشاهان همدان ملایر اراک ( سلطان آباد ) گلپایگان و اصفهان مقابل عراق عرب . توضیح اصطلاح عراق عجم در تقسیمات کشوری ایران تا انقلاب مشروطیت معمول بود و پس از آن نیز در نقشه های جغرافیایی و تقسیمات کشوری باز مورد توجه بود ولی پس از تقسیم کشور به استانهای مختلف اصطلاح مذکور متروک گردید .
ایالت جبال را در قرون وسطی غالب اوقات عراق عجم نامیده اند تا با عراق عرب اشتباه نشود ایالات جبال شهرهای بزرگی داشت از قبیل کرمانشاه همدان و در شمال خاوری آن ری و در جنوب خاوری اصفهان بود
لقب خاقانی است

معنی عجم در فرهنگ معین

عجم
(عَ جْ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) نقطه گذاشتن . ۲ - (اِ.) نقطه .
(عَ جَ) [ ع . ] (ص .)۱ - غیرعرب (مطلقاً). ۲ - ایرانی (خصوصاً).

معنی عجم در فرهنگ فارسی عمید

عجم
۱. = اعجمی
۲. (صفت) گنگ، بی زبان.
۳. (اسم) حرکتی که روی حرف می گذارند.
۱. غیر عرب.
۲. (اسم) کشور ایران.

عجم در دانشنامه اسلامی

عجم
معنی أَعْجَمِيٌّ: کسي که سخن گفتنش غير عربي و غير بليغ است، چه اينکه اصلا عرب نباشد ، يا آنکه عرب باشد ولي لکنتي در زبانش باشد -کسي که نمي تواند درست صحبت کند (عجم به معناي غير عرب است و عجمي کسي را گويند که به غير عرب منسوب باشد و اعجم کسي را گويند که زبانش لکنت باشد...
تکرار در قرآن: ۴(بار)
غیر فصیح یعنی آن که نمی‏تواند مطلوب خویش را بهتر بیان دارد راغب گوید: «اَلاَعَجَمُ مَن کانَ فی لِسانِهِ عُجمَةً عَرَبِیاً کانَ اَوغَیرَ عَرَبّیِ» جوهری گفته: «وَ الاَعجَمُ الَّذی لایُفصح وَ لا یُبَّینُ کلاُمهُ وَ لَو کانَ مِنَ العَرَبِ» عبارت اقرب الموارد نیز عین همین است. جوهری و ابن اثیر گوید: علّت تسمیه حیوان به عجماء عدم تکلم آن است و هر آن که قدرت تکلم نداشته باشد اعجم است. راغب گفته نماز ظهر و عصر را «صلوة عجماء» گویند که قرائتش آهسته خوانده می‏شود. . گفتیم: اعجم به معنی غیر فصیح است خواه عرب باشد یا غیر عرب علی هذا، اعجمّی در آیه غیر فصیح است نه لغت غیر عرب یعنی اگر قرآن را غیر فصیح نازل میکردیم و الفاظ و معانیش منظّم نمی‏شد، می‏گفتند: چرا آیاتش مفصّل و روشن نشده آیا می‏شود که: کتاب اعجمی (غیر فصیح) و پیغمبر یا مخاطبین عربی (فصیح) باشد؟!!. از «عربّی» در آیه فصاحت اراده شده راغب گوید: «العربّی: المفصح» طبرسی رحمه اللّه اعجمی را در آیه لغت غیر عربی فرموده ولی ظاهراً غیر فصیح مراد است چنانکه در المیزان و کشّاف آمده. * . بعقیده راغب اصل اعجمین اعجمّیین است یاء نسبت حذف شده. بیضاوی نیز آن را جمع اعجمی گرفته بحذف یاء نسبت. ولی ظاهراً آن جمع اعجم است چنانکه در صحاح و اقرب و تفسیر جلالین آمده و اینکه گفته‏اند: اعجم و عجماء بر وزن افعل و فعلی است و آن جمع سالم ندارد صحاح و اقرب خلاف آنرا میرساند. المیزان گوید نحاة کوفیّون آنرا جایز دانسته‏اند علی هذا در«اعجمین» چیزی حذف نشده است. ظاهراً مراد از آن در آیه شخص غیر عرب است و می‏شود که غیر فصیح مراد باشد یعنی: اگر قرآن را به بعضی از غیر عرب به لغت آنها نازل می‏کردیم و او بر عربها می‏خواند ایمان نمی‏آوردند. *. یعنی می‏دانیم که کفّار می‏گویند: قرآن را بشری به او تعلیم می‏دهد، زبان آن که تعلیم را به او نسبت می‏دهند غیر فصیح است ولی این قرآن زبان فصیح آشکار است. آیه روشن است در اینکه شخصی غیر فصیح (و غیر عرب بنابر آن که لسان بمعنی لغت باشد) در مکه بوده که کفّار می‏گفتند: قرآن را او به محمد می‏آموزد و از جانب خدا نیست. در تفسیر برهان ضمن حدیثی از تفسیر عیاشی از حضرت صادق «علیه السلام» نقل شده: آن زبان ابی‏فکیهه مولی بنی حضرمی است اعجمی اللسان بود از پیامبر خدا پیروی کرده و ایمان آورده بود و از اهل کتاب بود، قریش گفتند: بخدا محمد را او تعلیم می‏دهد... ولی این مطلب در تفسیر عیاشی که اخیراً طبع شده نیست. در مجمع اسم آن شخص به قول ابن عباس به لعام است او غلام رومی بود در مکّه بر دین نصرانیت، به قول مجاهد و قتاده غلام رومی بود از آن بنی الحضرمی که نامش عایش یا یعیش بود، بقولی دو غلام بودند بنام یسار و خیر، به نظر ضحّاک او سلمان فارسی است. در المیزان قول ضحّاک را از در المنثور نقل کرده و فرموده: آن با مکّی بودن آیات ملائم نیست. یعنی سلمان در مدینه خدمت رسول خدا «صلّی اللّه علیه و آله و سلم» رسیده است. عجم‏ در روایات راجع به ایمان عجم و استقبال آنها از اسلام ذکری به میان آمده بهتر است اشاره شود در تفسیر صافی ذیل آیه . از امام صادق «علیه السلام» نقل شده: «لَونُزِّلَ القُرآنُ عَلَی العَجَمِ ما آمَنَت بِهِ العَرَبُ وَلکِن نُزِّلَ عَلَی العَرَبِ فَآمَنَت بِهِ العَجَمُ» آنگاه آمده «فَهذِهِ فَضیلَةُ العَجَمِ» ظاهراً آن تتمه حدیث است و می‏شود آن از کلام مرحوم فیض باشد ولی از سفینة البحار ماده عجم روشن می‏شود که ذیل روایت است. در سفینه از مستدرک حاکم از ابن عمر نقل شده که رسول خدا «صلّی اللّه علیه و آله و سلم» فرموده: در خواب گوسفندانی سیاه دیدم که گوسفندان سفید بسیار میان آنها وارد شدند. گفتند: آنرا چه تعبیر کرده‏اید؟ فرمود:عجم. آنها در دین و انساب شما شریک می‏شوند. گفتند: عجم یا رسول اللّه؟! فرمود:«لَو کانَ الایمانُ مُتَعَلَّقاً بِالثُّرَیّآ لَنالَهُ رِجالٌ مِنَ العَجَمِ». از اینگونه روایات در کتب اهل سنت نیز آمده از آن جمله در صحیح ترمذی جلد 5 باب فضل العجم نقل کرده که رسول خدا «صلّی اللّه علیه و آله و سلم» سوره جمعه را را وقت نزول بر اصحاب میخواند تا رسید به آیه «و آخَرینَ مِنهُم لَمّا یَلحَقوا بِهِم» مردی گفت: یا رسول اللّه اینها کیانند که هنوز به ما لاحق نشده‏اند؟ حضرت به او جواب نداد راوی گوید: سلمان در میان ما بود حرت دست خویش را بر سلمان نهاد و فرمود «وَ الّذی نَفسی بَیدِهِ لَو کان الایمانُ بِالثُّرَیّا لَتَناوَلَهُ رِجالُ مِن هوُلاءِ». در صافی ذیل «... لَمّا یَلحَقُوا...» از مجمع از امام باقر «علیه السلام» نقل کرده: «هُمُ الاَعاجِمَ وَمَن لایَتَکَّلَمُ بِلُغةِ العَرَبِ» بعضی از این روایات نصّ در ایرانیان است و بعضی دیگر شامل آنها و غیر آنهاست که عجم مطلق غیر عرب است. و شاید از این روایات در تفاسیر ذیل آیه . و ایضاً ذیل آیه فوق از سوره جمعه پیدا کرد.
خلاف عرب. چنانکه در مفردات و صحاح و قاموس و غیره آمده. عجمّی منسوب به عجم است خواه فصیح باشد یا غیر فصیح. عجمه به معنی لکنت در زبان و عدم فصاحت است «عَجُمَ عُجمَةً: وَجِدَ فی لِسانِهِ لُکنَةً وَ عَدَمُ فَصاحَةٍ».
آثارعجم، توسط محمد نصیر حسینی شیرازی، مشهور به فرصت و ملقب به فرصت الدوله 1339 - 1271ق نگاشته شده است. این کتاب چندی قبل توسط دکتر منصور رستگار فسایی تصحیح و تحشیه شده است.
فرصت الدوله شیرازی، بنا به اظهار خود در سال های پایانی سلطنت ناصری؛ یعنی در سال 1307ق دستور نقشه برداری و تهیه تصاویر از آثار باستانی و نقش های قدیمی و تعیین فاصله مناطق از یکدیگر، آن هم عمدتا در فارس را از مقامات دولتی قاجار دریافت نمود.
بر اساس آنچه از مطالب کتاب مستفاد می شود، فرصت الدوله در گام نخست شروع به مسافرت و نقشه برداری کرد، لیکن زمانی که یادداشت های خود را به تهران فرستاد بنا به دلایلی آن یادداشت ها از بین رفت، به همین دلیل پس از مدتی، ظاهرا در 1311ق مجددا اقدام به مسافرت و نگارش در سطحی وسیع تر نمود. سختی و صعوبت قضیه و دوباره نویسی با توجه به نداشتن و فقدان اولیه، بر اهمیت این کتاب افزود. فرصت در 1314ق مطالب کتاب خود را به اتمام رساند.
کتاب از دو جلد تشکیل شده که زندگی مؤلف، بخشی عظیمی از جلد اول تشکیل می دهد و جلد دوم با فهرست مطالب و متن شروع شده و با تقریظات و تعلیقات ادامه پیدا کرده و با فهرست اعلام دو جلد به اتمام می رسد.
عنوان کتاب تا حدی معرف محتوا و نوشتار کتاب می باشد. کتاب از دو بخش تشکیل شده است:
بَهار عَجم، لغت نامه فارسی از جمله تألیفات مشهور هندی قرن دوازدهم، همراه با شواهد ادبی است.
این اثر تألیف لاله تیک چند (پیک چَند یا لالاتیک ) متخلص به بهار، و مشتمل بر حدود ده هزار واژه است مؤلّف، که خود شاعر بوده، از جوانی به تحقیق در لغات فارسی و اصطلاحات و امثال آثار معاصران و گذشتگان پرداخته و در بیست سال آن ها را از کتاب های مشهور و دیوان های شاعران جمع آوری کرده و سرانجام در پنجاه و سه سالگی به تألیف بهار عجم پرداخته است. سال تألیف آن را به حساب جُمّل «یادگار فقیر حقیر بهار» برابر با ۱۱۵۲ ذکر می کند.
← چگونگی ترتیب لغات در بهار عجم
(۱) لاله تیک چند بهار، بهارعجم، چاپ مولوی هادی علی، لکهنو ۱۳۳۴/ ۱۹۱۶.
(۲) محمدعلی داعی الاسلام، فرهنگ نظام، تهران ۱۳۶۲ـ ۱۳۶۴ ش.
(۳) محمد دبیرسیاقی، فرهنگ های فارسی و فرهنگ گونه ها، تهران ۱۳۶۸ ش.

دانشنامه شعر عاشورایی؛ انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم، تألیف مرضیه محمدزاده، دربرگیرنده زندگی شاعران عرب و غیر عرب و نمونه هایی از اشعار و مراثی آنان است.
کتاب با دو مقدمه از بهاءالدین خرمشاهی و نویسنده آغاز و مطالب در دو جلد، در دو بخش اصلی و هر بخش در چندین فصل، تنظیم شده است.
در مقدمه نخست، به امام حسین(ع) و قیام او از منظر قرآن کریم نگریسته شده و در مقدمه دوم، به بررسی شعر و جایگاه و ارزش آن، پرداخته شده است.
نویسنده در این مقدمه می نویسد: اثر حاضر، در بردارنده‏ ادبیات شیعه و عقاید و احساسات و جهت‏گیری شاعران عرب و پارسی گوی، در طول تاریخ به ‏ویژه بر محور حادثه جان سوز کربلا می‏باشد و سعی شده است در آن از ارزشمندترین آثار عاشورایی این شعرا نمونه‏هایی آورده شود، تا بر مبانی مذهبی و حق‏جویی شیعه استدلال گردد که چگونه شاعران اندیشمند از جان، مایه می‏گیرند تا خصلت‏های نیکوی آل محمد(ص) را نمودار سازند و این کار سترگ، هنر شعر و شاعری است که حقیقت را با جلوه خاصی نشان می‏دهد و در دیدگاه نسل های آینده که تشنه‏ی حق‏جویی‏اند، قرار می‏دهد.
وی به این نکته اشاره دارد که در زبان عربی، از همان آغاز، پس از حادثه کربلا، آن واقعه‏ی عظیم به شعر راه یافت و بازماندگان شهدا از اهل بیت(ع) به سرودن مرثیه پرداختند. سپس شاعران دیگر در سال ها و قرون متمادی، همواره در ترسیم نهضت کربلا و بیان مصائب اهل بیت(ع) از سلاح شعر مدد گرفتند و در این راه هر شاعری به فراخور زمان از سبک‏ها و روش های گوناگون بهره برده است. برخی در قالب سوزناک‏ترین مرثیه‏ها، عواطف را برانگیختند و به جنبه‏های عاطفی و روحی بیشتر تکیه کردند و برخی روش مقتل و واقعه‏نگاری و ثبت قضایا را برای شرح ماجرا در پیش گرفتند. بر همین اساس نباید انتظار داشت که شعر همه شاعران از لحاظ عمق و تأثیر یکسان باشد و یا توانایی و قدرت آنها را در خلق آثار منظوم به یکسان ارزیابی نمود.
سفرنامه عراق عجم نوشته ناصرالدین قاجار است که پیرامون سفر وی به کشور عراق که آخرین سفرنامه ای که ناصرالدّین شاه تحریر و تنظیم نموده است، سفرنامه عراق عجم و بلاد مرکزی ایران است که در اواسط ماه شوّال 1309 قمری (اواخر اردیبهشت 1271 شمسی) آغاز و تا اواسط محرّم 1310 قمری (اواخر مردادماه همان سال) به مدّت 97 روز به طول انجامیده و خطّ سیر مسافرت از پیش تعیین شده خود را با اسب و کالسکه به همراه انبوه سواران و خدمه با تشریفات خاصّی پیموده است.
ناصرالدین شاه، روز به روز حرکت خود را با ذکر روز و تاریخ آن به ترتیب در این سفرنامه نوشته و در ذیل آن اتفاقاتی که برای وی روی داده و کارهایی را که انجام داده است، متذکر می شود.
سفرنامه نویسی در ایران دارای سوابق کهنی است؛ ولی در عصر صفویّه متداول و پس از آن رواج یافت و روز به روز بر اهمیّت سفرنامه نویسی و تدوین خاطرات افزوده گردید تا اینکه به عصر درخشان خود در زمان قاجاریّه رسید و برگ زرّین آن متعلّق به زمان ناصرالدّین شاه قاجار می باشد.
در این زمان علاوه بر سفرنامه های فراوانی که غیر ایرانیان درباره ایران زمان قاجار به رشته تحریر کشیده اند، خود ایرانیان هم سفرنامه ها و خاطرات فراوانی از خود بر جای گذارده اند که برخی از آن ها متعلّق به اوضاع داخلی ایران و بعضی به خارج از ایران اختصاص دارد و نسخه های منتشر نشده فراوانی از این سفرنامه ها به شکل اوّلیّه خود در کتابخانه های مختلف پراکنده است.
ناصرالدّین شاه قاجار تحت تأثیر این موج سفرنامه نویسی در طول حدود 50 سال سلطنت خود در سفرهای متعدّدی که به مناطق مختلف ایران می نموده و شرح بخشی از آن ها در کتاب «المآثر و الآثار» مندرج است، درباره بعضی از این سفرها شخصا مبادرت به نوشتن سفرنامه کرده است.



عجم در دانشنامه ویکی پدیا

عجم
عجم (Ajam-Ajaam-Hajam) در زبان فارسی و در بیشتر زبان های آسیایی مانند زبان هندی، زبان اردو، زبان پشتو، زبان بلوچی، زبان کردی، زبان ترکی، معنی ایرانی و زبان فارسی می دهد.
عجم در زبان های مختلف به صورت های گوناگون مانند هجم - هخم - هیم- ایم- حیم نیز تلفظ شده است. گمان می رود بین واژه هخامنش و کلمه عجم ارتباط وجود داشته باشد. زیرا کلمه جم و یم که ریشه اصلی عجم هستند در زبان لاتین به صورت خ Haxâm تلفظ می شود. شاید کلمه جمشیدیان در نگارش لاتین به هخامنشیان تبدیل شده باشد. زیرا در ادب کلاسیک فارسی جمشید - جم و عجمیان هست اما هخامنشیان یا اخامنید وجود ندارد. تلفظ مختلف کلماتی مانند یعقوب- جاکوب=خاکوپ= یاکوب = هاکوپ - جوان = یوان = هوان= خواوان و ... نیز می تواند این فرضیه را اثبات کند. در قدیمی ترین متون فارسی، جمشیدیان، جم، عجمیان و عجمان به چشم می خورد اما واژه هخامنشیان در ادبیات فارسی بعد از اسلام نیست. کما اینکه کلمات کوروش - خشایار - اردشیر و .... نیز در پارسی قدیم شکل دیگری داشته اند به طوری که کوروش برگشت یافته به فارسی است. گمان می رود اصل آن کوروس یا خروش باشد و لفظ کوروش تلفظ عبری آن است.
واژه عجم در طول تاریخ کاربردهای متعددو مفهوم مختلف داشته است. در برهه ای از تاریخ به کسی که زبان عربی را متوجه نمی شد عجمی می گفتند که این لقب در دوره موالی بیشتر به ایرانیان اطلاق می شد. برای اولین بار در دوره بنی امیه کاربرد تحقیر آمیز کلمه عجم برای مترادف پارسی و مجوس بیان شده است. در گذشته کاربرد معنای تحقیر آمیز "زبان کند (الکن)"و لال به ندرت در ادبیات عرب جایگاه دارد. البته هنوز هم در بعضی از شهرهای خلیج فارس بعضی اعراب سنی تندرو یا عده ای قوم گرایان، کلمه عجم را به ویژه به شکل "عجمی " برای تحقیر ضد شیعیان و ایرانیان به کار می برند. کلمه عجم قبل از این که به این معنی به کار رود بیشتر برای پارسیان به کار می رفت کما اینکه امروزه در خوزستان، اعراب هنوز هم به پارسی عجم می گویند و این عبارت نه تنها تحقیر آمیز نبود بلکه موجب افتخار هم بود به طوری که بعضی از عرب ها حتی در دوره جاهلی داستان های شکوه کسرایان عجم و ملک جم را با افتخار نقل می کردند.
بعدها به دلیل قالب ها و صرفی بودن زبان عربی جم عجم به واژه های متعدد و در قالب های فعلی صرف شده است و معانی دیگری هم بر آن بار شده است مانند معجم، تعجیم، عجمه عجمی عجمان و غیره.(رک:آنندراج)
.sanskrit" Jama" or Yami.Jami: यमी) جمی یمی در سانسکریت اولین زن است و معادل حوا در ادیان ابراهیمی است.یم (جم) برادر اوست و معادل آدم در ادیان ابراهیمی است. در فرهنگ ژاپنی و چینی و در بودایی نیزیم و یما اساطیر مشابهی با اسطوره های هندی و ایرانی هستند. یَمَهیما - یم Yama (سانسکریت: यम)، در هند یَمَراجه (यमराज) نیز نامیده می شود، در تبت: شینجِه (གཤིན་རྗེ།)، در چین: یان لووَنگ (閻羅王) و به طور ساده تر یان (閻)، در ژاپن: اِنمَه دای-اّو (閻魔大王)، ایزد مرگ، نخستین بار در وداها آمده است. شخصیت مشابه در اساطیر ایرانی آئین مزدیسنا ییمَه خشائیتَه است که در اوستا آمده است. و با جم و ییمه جمشید پیوند دارد. واژه ییمه و یما و یمی می تواند یک ریشه داشته باشد. "یمی"Yami همچنین الهه رودیمونا یا جمنا است و با خدای هندوها کریشنا نیز پیوند دارداز طرفی جم در داستان های ایرانی اولین پادشاه جهان و فرمانروای همه موجودات از جن و انس است.»۱۰۵ قدیمی ترین نامی که عربها برای کشور پارس بکار برده اند مَلک جم است که عربهای دوره جاهلیت آن را معرب نموده، اجم و عجم گفتند و کلمات عجمه عجمو اعجمی و الاعاجم را از آن ساختند. سپس در دوره های بعدی عجم و اعجمی را در معنی های مختلف بکار بردند. ابتدا این کلمه را اختصاصاً برای پارسیان و مترادف با فارسی بکار می بردند. در سده های بعد از اسلام این کلمه کاربرد بیشتری پیدا کرد و گاهی به خود اعراب نیز عجمی می گویند مثلاً به شیعیان بحرین و عمان (عربی شده هومان، هامان) عجمی می گویند. یا عراقی ها به مردم پارسی خوزستان عجم می گفتند. در یک دوره به زرتشتیان یا به مجوس عجم می گفتند. در بعضی موارد به مردم خراسان عجم گفته اند بطور بسیار معدودی به آذریها نیز ترکان عجم گفته اند.
عکس عجم
عجم (باند) یک گروه موسیقی ایرانی است که موسیقی نوین را با استفاده از عناصر موسیقی بومی ایرانی خلق می کند. در واقع تمرکز این پروژه بر روی موسیقیِ مردمی است.
عجم پروژه ای ست موسیقایی که از اوایل سال ۲۰۱۰ در شهر لندن تشکیل شده و سعی دارد با زبانی امروزی عرضِ ادبی کند به موسیقی های بومیِ ایران. تمرکز اصلی گروه عجم روی موسیقی های مردمی ست که عبارتند از موسیقی های ویژهٔ انجام کار، موسیقی های مراسم و آیین های گوناگون، موسیقی های اوقات فراغت و مناسبات اجتماعی و …. موسیقی گروه عجم تلاشی ست برای آشنا کردن شنوندهٔ امروزی با روحیهٔ حماسی و هیجان انگیز موسیقیِ بومی ایران در قالب های نوین. امید بر آن است که با استفاده از فرم ها و حالت هایی که از سبک های شناخته شدهٔ روز الهام گرفته، گوشِ شنوندهٔ غیر ایرانی هم به اصوات و الحان موسیقی ایرانی عادت کند.
قطعات این گروه عموماً از ارائهٔ بخش هایی از موسیقی بومی و پیدا کردن بعضی از مشترکاتِ آن سنت موسیقایی با موسیقی روز، شکل می گیرد. صوت آراییِ موسیقی عجم ملغمه ای ست پسا مدرن، که از اصوات سنتی، محلی و ایلاتی، تا اصوات کوبنده و لرزندهٔ موسیقیِ شهریِ روز تشکیل شده است. سبکِ خواندن در عجم، از فرم های موجود و متداول در فرهنگِ عام ایرانی الهام گرفته است؛ به خصوص فرم ها و شیوه های خواندن گفتاری و آوازی مانند: بحر طویل، نقالی، ضربی خوانی، برخی فرم های آوازیِ محلی و سنتی، نوروز خوانی، روایت خوانی، انواع داستان گویی، نمایش های طنز و روحوضی، انواع حالت های متعلق به موسیقی مذهبی و آیینی، و…. این سبک ها تا حدودی به عنوانِ جایگزین های بومی، برای فرم های بیگانهٔ رایج در موسیقی امروز در نظر گرفته شده است. شیوه اجرای عجم ریشه در انواع نمایش های مردمی مانند پرده خوانی، معرکه گیری، نقالی و تعزیه خوانی، و… دارد.
عجم از چهار عضو اصلی به عنوان «خانوادهٔ عجم» و چند عضو فرعی از نوازندگان ایرانی که به عنوان «خانواده عجم» شناخته می شوند و در ضبط ها و کنسرت ها به گروه کمک می کنند، تشکیل شده است.
حسان العجم لقبی است که به خاقانی شروانی می دهند، به علت آن که در مدح پیامبر اسلام، مانند حسان بن ثابت، قصاید بسیار دارد.
سعدی در تمام نوشته های خود عجم را مترادف با پارسی بکار برده است.
یکی را از ملوک عجم (پادشاهان قبل از اسلام) حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده تا به جایی که خلق از مکاید فعلش (دغل کاری اش) به (دگر سوی) جهان برفتند و از کربت (غم و رنج) جورش راه غربت گرفتند چون رعیت کم شد ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند.
باری به مجلس او در کتاب شاهنامه همی خواندند در زوال مملکت ضحّاک و عهد فریدون وزیر ملک (شاه) را پرسید هیچ توان دانستن که فریدون که گنج و ملک و حشم نداشت چگونه برو مملکت مقرر شد؟ شاه گفت آن چنان که شنیدی خلقی برو به تعصب گرد آمدند و تقویت کردند و پادشاهی یافت. گفت ای ملک (شاه) چو گرد آمدن خلقی موجب پادشاهی است تو مر خلق را پریشان برای چه می کنی مگر سر پادشاهی کردن نداری؟
آثار عجم یا شیراز نامه اثر فرصت الدوله شیرازی، کتابی است در زمینه های تاریخ، جغرافیا، آثار باستانی که توضیحاتی راجع به زندگینامه شخصیت ها و شاعران خوش نویسان نقاشان واهل صنایع مشهور شیراز و منطقه فارس را هم شامل می شود. گرچه بیشتر مطالب این کتاب راجع به منطقه فارس است ولی مطالبی راجع به مناطق دیگر ایران و جهان نیز در کتاب آمده است. اولین بار آثار عجم در ماه ذی الحجه سال ۱۳۱۴ هجری قمری در بندر معمورهٔ بمبئی تعداد ۶۰۴ صفحه در مطبع ناصری چاپ شد. و دفعه دوم در ماه جمادی الاول سال ۱۳۵۲ هجری قمری در مطبع نادری باهتمام عبدالله طهرانی در بمب ئی در ۵۹۶ صفحه چاپ شد.و نسخه سوم در سال ۱۳۶۲ خورشیدی در ابانماه توسط انتشارات بامداد به چاپ رسید. در سال ۱۳۷۹ هـ.ش نسخهٔ معتبری از این کتاب، با تصحیح و تحشیهٔ منصور رستگار فسایی از سوی انتشارات امیرکبیر چاپ و منتشر شده است.نبو
مهندس احمد عجم ششمین استاندار قزوین بود.
«نقش جریان انحرافی در برکناری استانداران چیست؟ - شفاف».
«تغيير استاندار قزوين چهار ماه قبل از انتخابات - رجانیوز».
احمد عجم در سابقه کاری خود سرپرستی استانداری سمنان، معاون سیاسی ـ امنیتی استانداری سمنان، رئیس اداره سیاسی فرمانداری گنبدکاووس، معاون لشکر ۲۵ کربلا در مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور و مسئول ارزیابی سپاه پاسداران مازندران را دارد.
بارانی عجم، روستایی از توابع بخش محمدیار شهرستان نقده در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان حسنلو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۱ نفر (۶۷خانوار) بوده است.
بئر عجم (به عربی: بئر عجم) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در شهرستان القنیطرة واقع شده است.
فهرست شهرهای سوریه
بئر عجم ۳۵۳ نفر جمعیت دارد و ۹۴۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
بنه عجم، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان هفتکل در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان گزین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۱ نفر (۲۶خانوار) بوده است.
بیانچلی عجم، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شوط در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان یولاگلدی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۴۴ نفر (۱۴۸خانوار) بوده است.
تپه بارانی عجم مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در شهرستان نقده، بخش محمدیار، روستای بارانی عجم واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۳۹۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تپه کهریزه عجم مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان - دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان نقده، بخش مرکزی، روستای کهربزه عجم واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۲۲۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تل عجم، روستایی از توابع بخش ویسیان شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان شوراب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۵ نفر (۲۳خانوار) بوده است. دارای آب و هوای خوب و خوش و زادگاه تحصیل کرده های بسیار زیادی می باشد. شغل اصلی مردم دامداری و کشاورزی می باشد، و مشکلات فروانی از جمله نبود خانه بهداشت، نبودن اطلاعات کافی راجب محصولات دامی و کشاورزی، سطح کوچه ها آسفالت نیست و …
تیکمه عجم، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ماکو در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان قلعه دره سی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۰ نفر (۳۰خانوار) بوده است.



چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عجم در دانشنامه آزاد پارسی

عَجَم
(به معنی ناتوان از سخن رسا) مردم غیر عرب، به ویژه ایرانیان. سرزمین مردمان غیر عرب و اختصاصاً ایرانی را هم عجم گویند. در قرآنواژۀاعجمی (نحل، ۱۰۳؛ فُصّلت، ۴۴) به معنی غیر عرب آمده است. اعراب بیشتر این عنوان را برای کشورهای غیر عرب به کار می برند. این کلمه برای نخستین بار در دورۀ بنی امیه به صورت تحقیرآمیز به کار رفت که به معنای مجوس بود. اکنون بعضی اعراب سنّی تندرو در بعضی از کشورهای حاشیۀ خلیج فارس از کلمه عجم برای تحقیر شیعیان و ایرانیان استفاده می کنند.

ارتباط محتوایی با عجم

عجم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آرسام آرامیس ٢١:٣٧ - ١٣٩٦/١٢/٢٠

هر کلمه یا حرف برای معنا شدن نیاز به فرهنگ خود دارد؛

اسم: ژم
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: نام پسر قباد برادر انوشیروان پادشاه ساسانی

ز انبوه پیلان و شیران�ژم�
گذرهای جیحون پر از باد و دم.
به اشکش بفرمود [ کیخسرو ] تا سوی�ژم�
برد لشکر و پیل وگنج و درم.
فردوسی

در سروده فردوسی بزرگ ژم را به دشت یا بیشه مفهوم داده

ازم:

لغت‌نامه دهخدا

ازم . [ اَ ] (اِ) فرزند. (برهان ) (جهانگیری ). ولد

در پارسی حروف پ گ چ ژ وجود دارد که اعراب کلمه اژم را به زبان خود تکلم کردند و در آخر اژم (عجم) مفهومه فرزند بیشه می باشد ؛
�اَژمان (عجمان) به معنی بیشه نشینان هست.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عجم دهخدا   • اهنگ عجم   • عرب و عجم   • فول البوم عجم   • گروه موسیقی عجم   • عجم در واز کن   • معنی عجم در لغت نامه دهخدا   • اعضای گروه عجم   • مفهوم عجم   • تعریف عجم   • معرفی عجم   • عجم چیست   • عجم یعنی چی   • عجم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عجم
کلمه : عجم
اشتباه تایپی : u[l
آوا : 'ajam
نقش : اسم
عکس عجم : در گوگل


آیا معنی عجم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )