انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1037 100 1

عدلیه

/'adliyye/

مترادف عدلیه: دادگاه، دادگستری، محکمه

برابر پارسی: دادگستری

معنی عدلیه در لغت نامه دهخدا

عدلیه.[ ع َ لی ی َ ] (اِخ ) معتزله. فرقه ٔ معتزله. «معتزله خود را عدلیه نامند، زیرا گویند چون خداوند حکیم است و از حکیم جز خیر و صلاح نیاید و به حکم عقل رعایت مصالح عباد بر او واجب است ، قبیح است بر او که بنده را مجبور کند بر عملی قبیح یا حَسَن ، پس او را بدان عمل عقوبت نماید یا ثواب دهد، و این اصل را عدل نامند. بر خلاف اشعریه که گویند از روی عقل بر خداوند چیزی واجب نیست ، نه صلاح و نه اصلح ، و خدا فعال مایشاء است ، اگر همه ٔ بندگان خود را به بهشت برد یا خود همه را به دوزخ فرستد، حیف و جوری نکرده است ». (قزوینی تعلیقات چهارمقاله چ معین ص 52) (فرهنگ فارسی معین ).

عدلیه. [ ع َ لی ی َ ] (اِ) نام پول است و آن بر دو قسم است : قدیم و جدید، و هر دو نام پول مصری است که از طلا و ارزش آن بر حسب زمان و مکان مختلف بوده است مثلاً عدلیه ٔ جدیده در سال 1256 هَ. ق. شانزده قروش بوده است. عدلیه را مردم عراق عادلی گفته اند (عادلی صائغ و عادلی مکرر). (از نقودالعربیة ص 179).

عدلیه. [ ع َ لی ی َ ] (اِخ ) (وزارت...) وزارت دادگستری. یکی از چند وزارتخانه ٔ کشور ایران. عدلیه نخستین بار در سال 1275 هَ. ق ، به امر ناصرالدین شاه تأسیس گردید. طرز کار عدلیه چنین بود که شکایات و دعاوی حقوقی را به حکام شرع ارجاع میکردند و حاکم شرع یعنی روحانی و مجتهد درباره ٔ شکایات حکم میداد این احکام ضمانت اجرائی نداشت. دعاوی غیرحقوقی در ادارات دولتی حل و فصل می شد، در شهرستانها نیز امور شرعی را علما و امور جزائی و انتظامی را حکومت ها حل و فصل میکردند. در سال 1324 هَ. ق. بر طبق قانون اساسی کشور قوه ٔ قضائیه مرجع جداگانه ای پیدا کرد. در سالهای 1324 و 1325 هَ. ق. در وزارت عدلیه محاکمی بنام محکمه ٔجزا، محکمه ٔ تجارت و محاکم دیگر تشکیل شد ولی بعداًبه محاکم صلحیه ، ابتدائی ، استیناف و تمیز تغییر یافت. محکمه ٔ جزا در سال 1325 هَ. ق. تشکیل شد و در سال 1328 مشیرالدوله قانون تشکیلات عدلیه را به مجلس آورد و پس از مذاکرات و مخالفتهای شدید به تصویب رسید.در سال 1305 هَ. ق. در سلطنت رضاشاه پس از لغو کاپیتولاسیون سازمان موجود عدلیه منحل گردید و اجازه ٔ تشکیل مجدد وزارت عدلیه داده شد و مرحوم داور عدلیه رابر اساس نوینی بنیاد نهاد. فرهنگستان نام عدلیه را به دادگستری تبدیل کرد. سازمان قضائی وزارت دادگستری در حال حاضر بموجب قوانین مصوب تیر ماه 1307 و 1315و لایحه ٔ قانونی اسفند 1333 و قوانین اصلاحی 1335 تشکیلات عدلیه مشتمل است بر دادگاه های عمومی و دادگاه های اختصاصی و دیوان عالی کشور. دادگاههای عمومی از لحاظ ترتیب و ترتب در صلاحیت و اهمیت عبارتند از: دادگاههای استان ، دادگاههای شهرستان ، دادگاههای بخش. (در سرتاسر کشور 66 شعبه ٔ دادگاه استان و 169 شعبه ٔ دادگاه شهرستان و 192 شعبه ٔ دادگاه بخش دائر بوده است ).
دادگاههای اختصاصی عبارتند از دادگاه عالی انتظامی قضات دادگاه عالی تجدید نظر انتظامی قضات و دادگاه دیوان کیفر.
دادگاه شرع ، هیأت های تجدید نظر املاک واگذاری. در مرکز هر شهرستان و یا استان که دادگاه شهرستان و دادگاه استان دایر است یک دادسرای شهرستان و یک دادسرای استان انجام وظیفه می کندو بعلاوه در معیت دادگاه دیوان کیفر و دادگاه عالی انتظامی قضات نیز دادسرای دیوان کیفر و دادسرای انتظامی قضات وجود دارد. مافوق کلیه ٔ محاکم ، دیوان عالی کشور است که عالی ترین مرجع قضائی محسوب میشود و تصمیماتش قطعی و نهائی است و پاره ای از تصمیمات آن که در موارد خاص اتخاذ میگردد در حکم قانون تلقی میشود و برای تمام محاکم و مراجع قضائی لازم الاتباع میباشد. دیوان مزبور دارای 12 شعبه و یک دادسرا است و دادستان کل کشور ریاست دادسرای آن را بعهده دارد. برای اداره ٔ امور دادگاهها و دادسراها و دیگر مراجع قضائی تا اول سال 1347 مجموعاً 1697 قاضی شاغل وجود داشته است. علاوه بر مراجع قضائی مذکور با شرکت دادن مردم در حل و فصل امور قضائی 1337 خانه ٔ انصاف و 49 شورای داوری تا تیرماه 1347 در کشور تشکیل شد.

معنی عدلیه به فارسی

عدلیه
دادگستری
۱ - ( صفت ) مونث عدلی . ۲ - وزارت یا اداره دادگستری .
نام پول است و آن بر دو قسم است قدیم و جدید و هر دو نام پول مصری است که از طلا و ارزش آن برحسب زمان و مکان مختلف بوده است

معنی عدلیه در فرهنگ معین

عدلیه
(عَ یِّ) [ ع . عدلیة ] (اِ.) ادارة دادگستری .

معنی عدلیه در فرهنگ فارسی عمید

عدلیه
= دادگستری

عدلیه در دانشنامه اسلامی

عدلیه
عَدلیه، یا اصحاب عدل اصطلاحی کلامی برای اشاره به شیعه و معتزله است. سبب این نام گذاری، اعتقاد شیعه و معتزله به عدل خداوند بوده، بر خلاف اشاعره که صفت عدل را باعث محدود کردن خداوند می دانند. عدل یکی از اصول پنج گانه مذهب شیعه و معتزله است. عدلیه، قرآن، سنت، اجماع و عقل را از ادله شرعیه می دانند. اما غیر عدلیه این دیدگاه را قبول ندارد و در احکام تعبدی هستند. درباره غیرعدلیه نقل می کنند، آن ها قرآن را ترجمه و تفسیر ناپذیر می دانستند. مرتضی مطهری می گوید، هیچ فرقه­ ای از فِرَق اسلامی منکر عدل به عنوان یک صفت از صفات الهی نیست و اشاعره عدل را به گونه­ ای تفسیر می­ کنند که از نظر معتزله مساوی با انکار عدل است.
عدلیه، اصطلاحی کلامی که به شیعه و معتزله گفته می شود. نام هایی مانند اهل توحید و عدل نیز درباره آن ها استفاده شده است، چراکه شیعه و معتزله برخلاف اهل سنت و مجبره قائل به عدل خداوند بودند و به همین دلیل آنها را عدلیه نامیدند. عدل یکی از اصول پنج گانه شیعه و معتزله است. نقل می کنند، اشعری ها به عنوان شایع ترین مذهب از میان مذاهب مجبره، چنین قولی را قبول ندارند.
گفته اند، به واسطه نفی و اثبات مسئله عدل، متکلمان، به دو دسته عدلیه و غیر عدلیه تقسیم شدند.
اصل حسن و قبح عقلی در کلام عدلیه جایگاه برجسته ای دارد، و به عنوان مبنا و شالوده بحث های عدل در کلام اسلامی به شمار می رود. بدین جهت، متکلمان عدلیه در آغاز مبحث عدل الهی به بحث درباره این اصل پرداخته اند.
مفاد قاعده حسن و قبح عقلی دو چیز است: ۱. افعالی که از فاعل های آگاه و مختار صادر می شوند در نفس الامر از دو قسم بیرون نیستند، یا صفت حسن و یا صفت قبح (مقام ثبوت). ۲. عقل انسان به طور مستقل می تواند حسن و قبح برخی از افعال را تشخیص دهد (مقام اثبات). توضیح مطلب نخست این است که بر افعال انسان دو گونه عناوین مترتب می گردد. عناوین اولیه و عناوین ثانویه. عناوین اولیه عناوینی اند که افعال را از جنبه تکوینی از یکدیگر جدا می سازند، مانند عناوین اکل، شرب، قیام، قعود، تکلم، حرکت، سکون و نظایر آنها که افعال از نظر این عناوین به حسن و قبح وصف نمی شوند و فقط حسن تکوینی دارند. عناوین ثانویه عناوینی اند که بر عناوین نخست مترتب می شوند، و به اعتبار آنها افعال به حسن یا قبح وصف می شوند مانند عناوین، عدل، ظلم، صدق، کذب و عمل به عهد، نقض عهد، وفای به وعده، خلف وعده و نظایر آنها. این عناوین را به اعتبار این که منشا اتصاف افعال به حسن و قبح بر می گردند، عناوین محسن و مقبح نیز می گویند. و حسن و قبح ذاتی مربوط به همین عناوین است، نه عناوین اولیه. بنابراین مفاد حسن و قبح عقلی این است که اولا: از نظر عقل افعال فاعل های آگاه و مختار با توجه به عناوین ثانویه آنها یا صفت حسن دارند و یا صفت قبح. ثانیا: عقل انسان به طور مستقل می تواند برخی از این حسن و قبح ها را بشناسد و برخی دیگر را از طریق وحی و شرع می شناسد.
عقل نظری و عقل عملی
عقل، از «عقال البعیر» گرفته شده است. عقال البعیر ریسمانی است که بازوان شتر را بدان می بندند تا در جای خویش بماند. پیشانی بند را نیز عقال گویند. بنابراین عقل قوه ای است که انسان را از انحراف از مسیر اعتدال منع می کند. البته، بازدارندگی عقل در حد تشخیص و داوری است، نه منع عملی. آنچه عقل می شناسد دو گونه است: الف: خارج از قلمرو خواست و توان انسان است. مانند معارف و ادراکات عقلی مربوط به جهان طبیعت یا ماوراء طبیعت، این گونه شناخت را که به جهان بینی مربوط می شود. حکمت نظری گویند، و آن گاه که به عقل نسبت داده شود آن را عقل نظری می نامند. ب: در قلمرو اراده و اختیار انسان است، یعنی افعال اختیاری انسان. این گونه شناخت و معرفت عقلی را که مربوط به ایدئولوژی است، «حکمت عملی» گویند، و آن گاه که به عقل نسبت داده شود آن را عقل عملی می نامند. بنابراین، قوة عاقله یک چیز است، و نقش آن شناخت و ادراک است، ولی مدرکات آن دو گونه است، برخی مربوط به جهان بینی است و معرفت و شناخت به خودی خود مطلوب است. (ادراکات نظری) عقل را به این اعتبار «عقل نظری» گویند و برخی مربوط به ایدئولوژی است و معرفت و شناخت مقدمه عمل است. (ادراکات عملی) عقل را به این اعتبار «عقل عملی» گویند. و در بحث حسن و قبح عقلی، عقل عملی مقصود است. (آنچه در متن دربارة عقل نظری و عقل عملی گفته شده نظریه مشهور است، در این باره اقوال دیگری نیز وجود دارد.)
مثبتان و منکران حسن و قبح
متکلمان امامیه و معتزله از طرفداران جدی حسن و قبح عقلی می باشند. آنان بر این باورند که عدل الهی را جز بر پایة این اصل نمی توان تفسیر کرد، و انکار این اصل را مستلزم انکار عدل الهی می دانند. از این روی، عدل را از اصول مذهب خود قرار داده اند تا بدین وسیله به دیگران اعلان کنند، که تنها آنان هستند که عدل الهی را گرامی داشته اند. همان گونه که پیش از این یادآور شدیم، متکلمان عدلیه در آغاز مبحث عدل الهی به اثبات حسن و قبح عقلی پرداخته اند. علامه حلی (متوفای ۷۲۶ هـ) گفته است: «امامیه و معتزله بر این عقیده اند که حسن و قبح پاره ای از افعال را عقل به صورت روشن و بدیهی درک می کند». احمد امین مصری گفته است: «از آنجا که معتزله خداوند را عادل و حکیم دانسته اند، مساله حسن و قبح اعمال را مطرح کرده اند». گذشته از امامیه و معتزله، ماتریدیه نیز حسن و قبح عقلی را پذیرفته اند، اگر چه در پاره ای از مسائل با تعابیر امامیه و معتزله همداستان نیستند. چنان که تفتازانی (متوفای ۷۹۳ هـ) گفته است: «برخی از اهل سنت یعنی حنفیه بر این عقیده اند که حسن و قبح برخی از افعال را عقل درک می کند، مانند وجوب نخستین واجب، و وجوب تصدیق پیامبر و حرمت تکذیب او». اشاعره از منکران عمده اصل حسن و قبح عقلی می باشند. اصولا همه کسانی که عقل و معرفت عقلی را ارج نمی نهند و نمی پذیرند، به حسن و قبح عقلی نیز اعتقاد ندارند، براین اساس اهل الحدیث از اهل سنت، و اخباریون شیعه نیز منکران حسن و قبح عقلی اند. البته برخی از اخباریون احکام عقل در بدیهیات را پذیرفته اند، و در غیر بدیهیات، راه درک حقایق (اعم از نظری و عملی) را شرع دانسته اند.
مدح و ذم و ثواب و عقاب
...

عدلیه در دانشنامه ویکی پدیا

عدلیه
عدلیه می تواند به موارد زیر اشاره کند:
وزارت دادگستری (ایران)
وزارت عدلیه افغانستان
عدلیه، عثمانلی
معتزله
عدلیه، عثمانلی (به لاتین: Adliye, Osmaneli) یک Köy در ترکیه است که در استان بیله جک واقع شده است.
فهرست شهرهای ترکیه
عدلیه ۶۷ نفر جمعیت دارد.
وزارت عدلیه افغانستان یکی از وزارتخانه های افغانستان می باشد که وظیفه حل اختلافات، مجازات نقض کنندگان قانون و اجرای صحیح قوانین را بر عهده دارد. تاریخچه وزارت عدلیه افغانستان به سال های ۱۲۹۸ و در زمان امان الله خان بازمی گردد. وزیر کنونی عدلیه افغانستان عبدالبصیر انور می باشد.
قانون اساسی
قوه اجرائیه
شورای ملی
قوه قضائیه
سیاست و حکومت افغانستان
اشرف غنی
عبدالرشید دوستم


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عدلیه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

نفیسه ١٤:٤٣ - ١٣٩٦/٠٥/٢٩
محل برگذاری عدالت
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرقه عدلیه   • وزارت عدلیه چیست   • وزارت عدلیه قوانین   • عدل ایران   • اعلان کاریابی وزارت عدلیه   • معنی عدلیه   • مفهوم عدلیه   • تعریف عدلیه   • معرفی عدلیه   • عدلیه یعنی چی   • عدلیه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عدلیه
کلمه : عدلیه
اشتباه تایپی : ungdi
آوا : 'adliyye
نقش : اسم
عکس عدلیه : در گوگل


آیا معنی عدلیه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )