انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 954 100 1

عدل

/'adl/

مترادف عدل: انصاف، داد، عدالت، معدلت، بار، بسته، جوال، لنگه، هاله

متضاد عدل: ستم، ظلم

برابر پارسی: داد، دادگری، دادمندی، داوری، نیم خروار

معنی اسم عدل

اسم: عدل
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: دادگری، داد

معنی عدل در لغت نامه دهخدا

عدل. [ ع َ ] (ع اِمص ) مقابل ستم. مقابل بیداد. داد. (دستوراللغة). مقابل جور. ضد جور. نقیض جور. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). مقابل ظلم. نصفت. قسط. عدالت. انصاف. امری بین افراط و تفریط. (از قطرالمحیط) (از اقرب الموارد). مساوات در مکافات به نیکی نیکی ، و بد بدی بدی. داوری به حق. مساوی آزرم :
بدان ای گرامی ّ نیکونهاد
بباید که کوشی به عدل و به داد.
فردوسی.
همان سهم او سهم اسفندیاری
همان عدل او عدل نوشیروانی.
منوچهری.
آن رسوم و دامن و عدل... هیچ جای نیست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 109). اردشیر بابکان... سنتی از عدل میان ملک بنهاد و پس از وی گروهی بر آن رفتند. (تاریخ بیهقی ). نفس گوینده پادشاه است. مستولی... بایدکه او را عدلی و سیاستی باشد. (تاریخ بیهقی ).
خلق ببینی همه خفته ز علم
عدل نهان گشته و فاش اضطراب.
ناصرخسرو.
عدل است مراد حق از آن هر کس
دلشاد شود چه گویی ای عادل.
ناصرخسرو.
دیدن و دانستن عدل خدای
کار حکیمان و ره انبیاست.
ناصرخسرو.
عدل است اصل خیر که نوشروان
اندر جهان به عدل مسمی شد.
ناصرخسرو.
هر که را سایه ٔ عدل تو نباشد بر سر
آفتاب املش بر لب دیوار بود.
معزی.
شیعیان چون زور تو بینند خوانندت علی
سنیان چون عدل تو بینند خوانندت عمر.
معزی.
هر کجا عدل روی بنموده ست
نعمت اندر جهان بیفزوده ست.
سنائی.
عدل سلطان به از فراخی سال.
سنائی.
عدل بازوی شه قوی دارد
قامت ملک مستوی دارد.
سنائی.
عدل شمعی بود جهان افروز
ظلم شد آتشی ممالک سوز.
سنائی.
و با آنچه ملک عادل انوشیروان کسری بن قباد را سعادت ذات... و شمول عدل... حاصل است می بینیم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد. (کلیله و دمنه ). صیت عدل و رأفت او بر روی روزگار باقی است. (کلیله و دمنه ). و پادشاه در سیاست رعیت و بسط عدل و رأفت... بدان حاجت افتد. (کلیله و دمنه ).
امید عدلش ملک را چون عقل در جان پرورد
خورشیدفضلش خلق را چون لعل در کان پرورد.
خاقانی.
عدل تو تا ز اهتمام حامی آفاق شد
بر گل و مل کس دگر خار ندید و خمار.
خاقانی.
جور بس کن خامه چون کسری به عدل
شاه زنجیر امان آویخته.
خاقانی.
جفاپیشگان را بده سر بباد
ستم بر ستم پیشه عدل است و داد.
سعدی.
عدل یک ساعته ات را به قیاس
شصت ساله عمل خیرشناس.
جامی.
عدل تو و امن ، عروه و عفرا
طبع تو و جود، ویسه و رامین.
قاآنی.
تعدیل ، عدل خواندن. (تاج المصادر).
- اصحاب عدل و توحید ؛ معتزله. رجوع به عدلی مذهب وعدلیه (اوّلی ) شود.
- عدل تقدیری . رجوع به این کلمه در ردیف خود شود.
- عدل عُمر ؛ عدالت خلیفه ٔ دوم از خلفای راشدین ، دادگری او :
گیتی از عدل بیاراید تا درگذرد
عدل و انصاف ملک مسعود از عدل عمر.
فرخی.
بریده نیست امید خلاص و راحت من
در این زمانه که تازه شده ست عدل عمر بر.
مسعودسعد (دیوان چ نوریان ج 1 ص 355).
کهف ملت شاه ترک و چین علاءالدین که او
سیرت و نام پیمبر دارد و عدل عمر.
معزی.
امروز در این دور دریغی نخورد هیش
از عدل تو یک سوخته بر عدل عمر بر.
سنائی (دیوان ص 252).
دوری ازجهل همچو علم علی
پاکی از جور همچو عدل عمر.
سنائی.
فزوده حرمت عدل عمر به دین درست
نموده حجت علم علی ز رای مصیب.
ادیب صابر.
مکارم را چو برخیزد امل جود علی یابد
مظالم را چوبنشیند جهان عدل عمر گیرد.
سید حسن غزنوی.
به عمر عدل عمر ورز و جاودان زی زانک
به عدل نام عمر زنده ماند جاویدان.
سوزنی.
محمد آنکه ز جاهش گرفت ملت و ملک
همان نظام که دین زابتدا به عدل عمر.
انوری.
- مذهب عدل ؛ : در عهد او مزدک زندیق پدید آمد و اباحت پدید آورد و آن را مذهب عدل نام نهادند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 84). رجوع به عدلی مذهب شود.
- امثال :
ظلم به تساوی یا بالسویه عدل است .
|| (ص ) مرد راست وپسندیده. (دستوراللغة ادیب نطنزی ). مرد صالح. مرد نیک. (مهذب الاسماء). مرد شایسته ٔ گواهی. (از اقرب الموارد). || گواه راست. (مهذب الاسماء). گواه.ج ، عُدول.
- ساعت عدل ؛ یک قسمت از بیست و چهار قسمت شبانروز است و این تقسیم راحکمای اسلامی کرده اند.
- گواه عدل ؛گواه راست. شاهد عادل.
|| حق. (مهذب الاسماء). راست. درست. برابر. تمام ؛ به سنگ عدل ، به سنگ تمام. (در تداول فارسی زبانان ) : بیاعان معتمد باشند که قیمت عدل بر آن نهند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 146). || (اِمص ) راستی. برابری. توازن. استقامت. (اقرب الموارد) :
با همه کم بیش که در عالم است
عدل نگوئی که در اینجا کجاست.
ناصرخسرو.
دین که قوی دارد بازوت را
راست کند عدل ترازوت را.
نظامی.
|| میانه روی. قصد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی. صفتی است از صفات خدای تعالی ، و آن صفتی است که بواسطه ٔ آن دنیا و مافیها قرار و پایدار است. (قاموس کتاب مقدس ). هوالذی لا یمیل به الهوی فیجور فی الحکم. (بحرالجواهر). || (ع ص ) عادل. دادگر. (منتهی الارب ).منصف : گواه عدل و خانه ها برجایست. (تاریخ بیهقی ص 511).
اعتقاد تو چنین است ولیکن بزبان
گویی آن حاکم عدل است و حکیم الحکماست.
ناصرخسرو.
روزی است از آن پس که در آن روز نیابد
خلق از حکم عدل نه ملجا و نه منجا.
ناصرخسرو.
و ترسل و شعر او بر این دعوی دو شاهد عدل اند و دو حاکم راست. (چهارمقاله ٔ نظامی عروضی ). مرافعه ٔ این سخن به قاضی بردیم و به محاکمه ٔ عدل راضی شدیم. (گلستان ). معتمدی صادق القول و شاهدی امین عدل. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 74). داددهنده. (دستور اللغة) (مهذب الاسماء). || قاضی و حاکمی که در صدور احکام خود مراعات حق کند. (از اقرب الموارد) :
لیکن نکند حکم عادل عدل
تا وقت نیاید فراز و هنگام.
ناصرخسرو.
|| (اِ) میزان. || رطل. (منتهی الارب ). || کیل. (اقرب الموارد). || همتا. ج ، أعدال و عُدول. (مهذب الاسماء). مانند. مثل. نظیر. مانند از غیر جنس. (اقرب الموارد). || همسر. (مهذب الاسماء). || لنگه ٔ بار. تنگ. (زمخشری ). یک طرف بار که بفارسی تنگ گویند. عِکم. تا. تاه.تاچه. بهار. تابار. تای. جزء از دو جزء. بار. نصف بار. (مهذب الاسماء). عب. صندوق : در اصفهان دوازده من تبریز است و حملی و این بیشتر در جامه و قماش مستعمل است ؛ یک عدل چیت ، یک عدل ماهوت. مقابل لنگه که در هندوانه و خربزه و امثال آن معمول است ومقابل تنگ که در شکر و مانند آن مصطلح است. || قیمت. (مهذب الاسماء). || فدیه. (از قطرالمحیط) (از اقرب الموارد). || نافله. (اقرب الموارد). || فریضه. (از قطرالمحیط)(از اقرب الموارد). || فریضه. (قطرالمحیط) (اقرب الموارد). || (اِخ ) نام مردی است بسیار کشنده و بی رحم. || (ع مص ) داد کردن.(زوزنی ) (دستوراللغة). || برابر کردن باچیزی. (زوزنی ). برابر کردن چیزی با چیزی. (دستور اللغة). برابر کردن چیزی به چیزی. (تاج المصادر). برابر کردن میان دو تنگبار. (منتهی الارب ). || برابر کردن میان کسان. (منتهی الارب ). || خمیدن راه و کج گردیدن. || پیمودن. || برابر آمدن چیزی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || برابر شدن. مثل شدن. || برابری و بی تفاوت بودن هر دو کفه ٔ ترازو. ( از آنندراج ). || بگردانیدن چیزی. (زوزنی ). || از گشن بازایستادن گشنی. (از اقرب الموارد). || بازگردانیدن ِ ساربان گشنی را. || سوار گردیدن همراه کسی در کجاوه. || راست کردن و برابر نمودن. || هموزن گردانیدن چیزی را. || بیرون آوردن کلمه ای از کلمه ای. رجوع به عدل تقدیری شود. || متردد شدن در اختیار یکی از دو چیز. || پاداش دادن. || شرک کردن با پروردگار خود. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || میل کردن. (قطرالمحیط). || (اِ) مانند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). مثل چیزی در وزن و قدر. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). تقول عندی عدل غلامک. (اقرب الموارد). || (اِمص ) (اصطلاح اخلاقی ) در مقابل ظلم است و بمعنای احقاق حق و اخراج حق از باطل است و امر متوسط میان تفریط و افراط را گویند چنانکه گویند: قوت غضبیه ٔ انسان در مرتبت افراط تهور، و درمرتبت تفریط جبن و در مرتبت متوسط شجاعت است و قوّت شهوانیه در مرتبت افراط فجور و در مرتبت تفریط جمودو در مرتبت متوسط عفت است و قوت عقلیه در مرتبت افراط جربزة و در مرتبت تفریط بلادت و در مرتبت متوسط حکمت است ، و حد متوسط این قوی عدالت است. (از دستور العلماء ج 1 ص 297). || (اصطلاح فقهی ) اجتناب کردن از کبائر و اصرار نکردن بر گناهان صغیره و از کارهای پست رو گرداندن ، مانند خوردن در راه و بول درطریق و جز آن. و گفته اند عدل عبارت از اعتدال و استقامت است و آن میل به حق باشد. (از ترجمان علامه ). || (اصطلاح نحوی ) خروج کلمه است از صیغه ٔاصلی خود مانند عُمَر که در اصل عامر و زُفر که در اصل زافر بوده است و آن یکی از اسباب منع صرف باشد. (هدایة فی النحو) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از تعریفات جرجانی ). رجوع به عدل تقدیری شود.

عدل. [ ع ِ ](ع اِ) عوض. بدل. معادل. مقابل. برابر :
گفتم که مرغ نبود دهقان امام را
گفتا که مرغ نبود عِدلی دهد خُره.
سوزنی.
|| هم بار.

عدل. [ ع َ ] (ع مص ) داد دادن. (منتهی الارب ).

معنی عدل به فارسی

عدل
( سید ) مصطفی بن ( حاج ) میرزا ابراهیم خلیل رکن العداله طباطبائی تبریزی ملقب به منصور السلطنه ( و. ۱۲۵۸ ه.ش . ف. بیست و دوم تیره ماه ۱۳۲۹ ه.ش .) حقوقدان ایرانی و از رجال دوره رضا شاه پهلوی . وی سمتهای دولتی مختلفی یافت از جمله در سال ۱۲۸۳ ه.ش . نایب دوم سفارت ایران در مصر گردید و در سال ۱۲۸۸ ه.ش . مدعی العموم استیناف مرکز شد و در سال ۱۲۸۹ ه.ش . بمعاونت وزارت عدلیه برگزیده شد. در ۱۲۹٠ ه.ش . مدیریت کل معارف را بر عهده گرفت و در سال ۱۲۹۹ ه.ش . کفیل وزارت عدلیه گردید . در سال ۱۳۱۶ ه.ش . نماینده ایران در مجمع اتفاق ملل بود که بریاست یکصدمین دوره اجلاسیه شورای جامعه انتخاب شد . چندی هم وزیر کشاورزی بود . در سال ۱۳۲٠ ه.ش . بمقام استادی دانشکده حقوق نایل آمد . از آثار او [ حقوق مدنی ] است که در تهران چاپ شده .
( اسم ) ۱ - یک لنگه بار . ۲ - ( صفت ) مثل و نظیر چیزی در وزن و بها و غیره جمع عدول اعدال .
عوض بدل
[کشاورزی- علوم باغبانی] ← بسته 1
[ گویش مازنی ] /adl/ واحدی برای بسته بندی پنبه و توتون که در قالب کیسه های گونی و بزرگتر از حد معمول بوده است
پرورنده عدل مربی عدالت
و خروج اسم از صیغه اصلی خود است و آن دو قسم است تحقیقی و تقدیری تحقیقی خروج آن از اصل محقق باشد و دلالت کند بر وی دلیل بدون منع صرف چون ثلث و مثلث که معدول است از ثلثه ثلثه زیرا که چون یافتند اینها را غیر منصرف پس محتاج شدند بوجود سببین و یافتند در آن وصف و آن بدون سبب دیگر سبب منع صرف نباشد و سبب دیگر در آن موجود نبود پس دانسته شد اینکه در اینها عدل است و دلالت میکند برو دلیل دیگر سوای منع صرف و آن این است که چون معنی مکرر باشد لفظ هم مکرر باشد و در اینجا معنی مکرر است نه لفظ پس دانسته شد که اصل اینها لفظ مکرر باشد و آن ثلثه است و عدل تقدیری که خروج اسم باشد از اصل مقید و دلیل نباشد بر وی غیر منع صرف چون عمرو که معدول است از عامر و چون یافته شد غیر منصرف و نبود در وی سببی غیر علمیت و آن کفایت نمیکند فقط در سبب منع صرف پس فرض کرده شد خروج او از عامره
آنکه دستور بعدل دهد مرد عادل و مجری عدالت
عمل عدل فرمای دادگری : سنت او عدل فرمایی و سیرت او مملکت آرایی
عدل گستری . عمل عدل گستر دادگستری عدالت .
عدالت مظفر الدین شاه قاجار و این دو کلمه ماده تاریخ مشروطیت ایران است بحساب جمل مطابق ( ۱۳۲۴ هجری قمری ) یعنی تاریخ افتتاح مجلس است و بر سر در مجلس این جمله را نوشته اند که نشانه مشروطیت و نام اولین پادشاه امضا کننده و اجرا کننده آنست
کتاب و نامه عدل
دادگر عادل
دادگری
همه عدل ورز و همه محمدت کن همه مال بخش و همه محمدت خر
عدالت کردن بعدل رفتار کردن
معتزله خود را بدین نام می خواندند از آن روی می گفتند می گفتند خداوند اگر خلق را بارتکاب گناه مجبور کند و آنگاه در پاداش عقاب نماید مرتکب ظلم شده و حال آنکه او عادل است و به همین سبب است که اعتقاد به عدل مانند اعتقاد به توحید جزو اصول عقاید معتزله است .
خداوند داد .
کنایه از قوت و قدرت و شفاعت عدل باشد
دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز

معنی عدل در فرهنگ معین

عدل
(عَ) (ق .) درست ، دقیقاً، راست .
(عَ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) دادگری کردن ، داد دادن . ۲ - (اِمص .) دادگری . ۳ - (اِ.) داد.
(عِ) [ ع . ] ۱ - (اِ.) یک لنگه از دو لنگة بار. ۲ - (ص .) مثل و مانند چیزی در وزن و بها.

معنی عدل در فرهنگ فارسی عمید

عدل
۱. داد دادن، دادگری کردن.
۲. (قید) [عامیانه] دقیقاً، درست: حرف هایم را عدل گذاشت کف دستش.
۳. (صفت) [قدیمی] کسی که شهادت او مقبول باشد، عادل.
۴. (اسم، صفت) [قدیمی] از نام های خداوند.
۱. مثل و نظیر.
۲. مثل و مانند چیزی در وزن.
۳. یک لنگه از دو لنگۀ بار.
۴. جوال.
= عادل

عدل در دانشنامه اسلامی

عدل
عدل قرار گرفتن هر چیزی در جایگاه متناسب خود است.
عدل
معنی عَدْل: عدالت - معادل (کلمه عدل به معناي حد وسط در بين افراط و تفريط است . در عبارت "أَوْ عَدْلُ ذَ ٰلِکَ صِيَاماً " معني معادل يا مساوي مي دهد)
معنی قِسْطِ: عدل
معنی تَعْدِلْ: که جايگزين کني (عدل به معناي حد وسط در بين افراط و تفريط است)
معنی ﭐعْدِلُواْ: به عدالت رفتار کنيد(کلمه عدل به معناي حد وسط در بين افراط و تفريط است )
معنی أَعْدِلَ: تا عادلانه رفتار کنم (کلمه عدل به معناي حد وسط در بين افراط و تفريط است )
معنی تَعْدِلُواْ: که عدالت را رعايت کنيد(کلمه عدل به معناي حد وسط در بين افراط و تفريط است )
معنی قِسْطَاسِ: ترازو و ميزان ( قسطاس مستقيم به معناي ترازوي عدل است که هرگز در وزن خيانت نميکند )
معنی ذَوَا: دو صاحب (تثنيه "ذا" اصلش ذوان بوده که چون در عبارت "ذَوَا عَدْلٍ "مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده)
معنی ذَوَيْ: دو صاحب (تثنيه "ذا" اصلش ذوين بوده که چون در عبارت "ذَوَيْ عَدْلٍ "مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده)
معنی لَّا تُقْسِطُواْ: که مراعات عدل و داد نکنيد (در عبارت "أَلَّا تُقْسِطُواْ " جزمش به دليل "أن" ناصبه است كه البته نون آن هم با ادغام يرملون حذف شده است)
معنی لَّا تَعْدِلُواْ: که عدالت را رعايت نکنيد(کلمه عدل به معناي حد وسط در بين افراط و تفريط است - جزمش در عبارت "يَجْرِمَنَّکُمْ شَنَئَانُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُواْ "جزمش به دلیل حرف "أن" بوده که البته نون آن در حرف لام ادغام شده است )
معنی يَعْدِلُونَ: معادل و همتا مي گيرند - به عدالت حکم مي کنند - عدول مي کنند - منحرف مي شوند (کلمه عدل به معناي حد وسط در بين افراط و تفريط است . عبارت "مِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِـﭑلْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ " يعني : از آنان که آفريديم گروهی هستند كه مردم...
ریشه کلمه:
عدل‌ (۲۸ بار)

منظور از «عدل» در سوره «مائده» همان عدالت به معنای پرهیز از گناه کبیره و مانند آن است، ولی این احتمال در معنای آیه نیز هست که مراد از عدالت، «امانت در امور مالی» و عدم خیانت باشد، مگر این که با دلائل دیگر ثابت شود که شرائط بیشتری در چنین شاهدی لازم است.
«عدل» در سوره «انعام» به معنای «معادل» و چیزی است که به عنوان جبران کار خلاف داده می شود، تا طرف آزاد گردد; در حقیقت معنای آن شبیه «غرامت و جریمه و فدیه» است.
برابری. وآنچه گفته‏اند از قبیل: مثل، فدیه، ضّد جور، همه از مصادیق معنی اول‏اند در اقرب آمده: «عَدَلَ فلاناً: وازَنَهُ - عَدَلَ القاضی عَدلاً: انصف» عدل مصدر و اسم هر دو آمده است. ایضاً عدل و عدول به معنی میل کردن و ظلم آمده است. در تفسیر صافی ذیل آیه . و در مفردات از رسول خدا «صلّی اللّه علیه و آله و سلم» نقل شده: «بِالعَدِل قامَتِ السَّمواتُ وَ الاَرضُ» یعنی با موازنه و برابری اجزاء عالم، آسمانها و زمین ایستاده‏اند. در مجمع فرموده: فرق بین عِدل (بکسر اول) و عَدل (بفتح اول) آنست که اولی مثل شی‏ء است از جنس آن و دومی بدل آن است هر چند از غیر جنس باشد چنانکه فرموده . راغب گوید: اولی در محسوس بحاسّه است مثل موزون و مکیل و معدود. دومی در محسوس به بصیرت است. . اگر بیم آن داشتید که میان زنان به عدالت رفتار نکنید، فقط یکی را تزویج کنید . از ائمه علیهم السلام نقل شده: که مراد از آن عدالت در محبت و علاقه قلبی است یعنی آن از اختیار شخص خارج است راغب نیز چنین گفته است. * . مراد از عدل فدیه است یعنی برابر گناه چیزی از شخص گرفته نمی‏شود بلکه عذاب فقط بر وجود آدمی است مثل . * . شاید مراد از یعدلون عدول باشد یعنی آنانکه به خدایشان کفر ورزیده‏اند از حق عدول می‏کنند و شاید «بِرَبِّهِم» مفعول یعدلون باشد یعنی به خدایشان مثل و نظیر قائل می‏شوند ایضاً . ممکن است از عدول یا از عدل باشد یعنی تابع هوای نفس نشوید تا از حق عدول و میل کنید، یا تابع هوای نفس نشوید تا عدالت کنید در مجمع از فرّاء نقل کرده: این مثل آنست که گویند: «لا تَتِّبِع هَواکَ لِتَرضی رَبَّکَ». * . این آیه نظیر آیه 159. همین سوره است که گوید: . «با» در هر دو آیه در «بِالَحَقِ» و «بِهِ» برای آلت است یعنی مردم را به وسیله حق هدایت می‏کنند و بوسیله حق میان مردم عدالت می‏کنند. «یَهْدُونَ النَّاسَ بِالْحَقِّ وَ بِالْحَقِّ یَعْدِلُونَ بَیْنَهُمْ» و شاید به معنی ملابست باشد یعنی در حالی که بر حق‏اند هدایت و عدالت می‏کنند. مراد از آیه دوم قوم موسی و از آیه اول با ملاحظه ما قبل و ما بعد آن مردم اسلام است ولی همه قوم موسی و مردم اسلام این چنین نیستند بلکه از هر یک امتّی است. به نظر می‏آید مراد از آن در قوم موسی پیامبران و اوصیاء بعد از موسی است. و در اسلام هم به ائمّه طاهرین «علیهم السلام» تطبیق می‏شود. در تفسیر عیاشی از حمران از امام باقر «علیه السلام» نقل شده که درباره آیه فرمودند: «هُمُ الْاَئِمَّةُ» و محمد بن عجلان از آن حضرت نقل نموده که فرمود: «نَحْنُ هُمْ» در مجمع فرموده از ابیجعفر و ابیعبدالله «علیهما السلام» نقل شده که فرموده‏اند: «نَحْنُ هُمْ». در المیزان از کافی از عبداللَّه بن سنان از امام صادق «علیه السلام» نقل شده که فرمود: «هُمْ الْاَئِمَّةُ». ایضاً در تفسیر عیاشی از ابن صهبان بکری نقل شده که از امیر المؤمنین «علیه السلام» شنیدم فرمود: «وَالَّذی نَفْسی بِیَدِهِ لَتُفَرِّقِنَّ هذِهِ الْاُمَّةُ عَلی ثَلاثٍ وَ سَبْعینَ فِرْقَةً کُلُّها فِی النَّارِ الَّا فِرقَةٌ «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یِعْدِلُونِ» فَهذِهِ الَّتی تَنْجُو مِنْ هذِهِ الْاُمَّةِ» در مجمع نیز آن را از عیاشی نقل کرده است. و آن در المیزان از برهان از ذاذان از علی «علیه السلام» به لفظ «یَفْتَرِقُ هذِهِ الْاُمَّة...» نقل شده است. و در آخر آن هست: «اَنَا وَشیعَتی». ایضاً عیاشی از یعقوب بن زید نقل می‏کند که «قالَ اَمیرُالمؤمِنینَ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ قالَ یعنی: اُمَّةُ مُحَمَّدٍ صلّی اللَّه علیه و آله و سلم». روایت اخیر با ظاهر آیه سازگار نیست و تطبیق «یَفْترِقُ هذِهِ الْاُمَّةِ...» نیز به آن جای گفتگو است. در اسناد روایاتی که افتراق به سبعین گفته شده باید دقت کرد اثبات حصر در نهایت اشکال است. وآنگهی ظهور آیه اعم از ائمه «علیهم السلام» است شاید غرض از روایات بیان مصداق حقیقی و اولی آیه است مؤید آن حدیثی است که در المیزان از دّرالمنثور نقل شده که حضرت فرموده‏اند: «اِنَّ مِنْ اُمَّتی قَوْماً عَلَی الْحَقِّ حَتَّی یَنْزِلَ عیسَی بْنُ مَرْیَمَ مَتی ما نَزَلَ». درباره «وَ مِنْ قَوْمِ مُوسی اُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ» در مجمع از ابن عباس، سدّی، ربیع و ضحاک نقل شده: آن امّت قومی هستند در ما بعد مملکت چین، میان آنها و چین صحرائی هست پر از ریگ روان، آنها شریعت را تغییر و تبدیل نکرده‏اند و آن از ابی جعفر «علیه السلام» منقول است. گفته‏اند: هیچ یک از آنها مال به خصوصی ندارد و همه مشترکند، شبها باران می‏بارد، روزها آفتابی است زراعت می‏کنند، کسی از آنها به ما و از ما به آنها نمی‏رسد... ابن جریح گفته: شنیده‏ام چون بنی‏اسرائیل پیامبران خود را کشته و کافر گشتند طائفه‏ای از آنها از این کار بیزاری کرده و اعتذار نمودند و از خدا خواستند که میان آنها و کفّار جدائی افکند، خداوند یک راه زیر زمینی برای آنها گشود یک سال و نیم در آن راه رفتند تا از ماوراء چین بیرون آمدند، آنها در آنجااند و طالب حق‏اند. به قبله اسلام رو می‏کنند، به قولی جبرئیل شب معراج نزد آنها رفت ده سوره از قرآن که در مکّه نازل شده بود بر آنها خواند. ایمان آوردند و تصدیق کردند، جبرئیل دستور داد که در همانجا بمانند و شنبه را تعطیل نکنند و نماز بخوانند و زکوة بدهند و آن روز فقط نماز و زکوة واجب شده بود آنها نیز چنین کردند. در المیزان بعد از نقل قسمتی از این مطلب گفته: روایت ضعیف و غیر مسّلم است و از این امّت یهودی هدایت یافته تا به امروز خبری نرسیده، و اگر بوده باشند هادی و مهتدی نمی‏شوند که شریعت موسی با شریعت عیسی و هر دو با شریعت اسلام نسخ شده است لذا بعضی از حاکیان این قصه خرافیّه اضافه کرده که رسول خدا «صلّی اللّه علیه و آله و سلم» در شب معراج به آنها وارد شد و به اسلام دعوت کرد و نماز را تعلیم نمود آنها نیز ایمان آوردند پس از نقل بعضی از آنچه نقل شد به اضافه نقل نسبت‏های دیگر فرموده: همه اینها ساخته است. نگارنده گوید: آری ساخته است. * . ظاهراً مراد از عدل، عدل اجتماعی است و آن این است که با هر یک از افراد اجتماع به استحقاق آن فرد رفتار شود یکی را جای دیگری نگیریم و عملی را جای عمل دیگر نگذاریم. احسان نیز ظاهراً احسان اجتماعی و نکوئی در حق دیگران است مثل ایصال خیر به مردم و انجام کارهای نیک برای رفاه مردم و احسان زیاد در مقابل احسان متعارف و انتقام کم از جنایت بزرگ نیز از اقسام احسان است.
واژه عدل ممکن است در معانی ذیل به کار رفته و یا دارای کاربردهای ذیل باشد؛ همچنین عدل ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: معانی• عدل الهی، یکی از صفات خداوند به معنای تعادل و تناسب، تساوی و برابری، اعتدال یا رعایت حد وسط در امور، استوار و استقامت• عدل (قرآن)، یکی از اوصاف قرآن کریم ذکر شده در آیات قرآن• عدل (حدیث)، یکی از الفاظ توثیق راوی• عدل (قاعده)، رعایت جانب انصاف در حلّ دعاوی و رفع اختلاف• مد عدل، مد در حرف مشدد واقع شده بعد از حرف مد و لین اعلام و اشخاص• خاندان عدل، یکی از خاندان های شاخص در عصر معاصر و عمدتا دارای شخصیت های سیاسی • سیدمصطفی عدل، ملقب منصورالسلطنه (۱۲۶۱ در محلهٔ انگج تبریز - ۱۳۲۹ در تهران) حقوق دان و سیاست مدار ایرانی• احمدحسین عدل، احمدحسین عدل (۱۲۷۷ تبریز - ۱۳۴۱ تهران)، وزیر کشاورزی، مؤسس دانشکده کشاورزی کرج و یکی از بنیان گذاران کشاورزی جدید ایران• یحیی عدل، جراج و پزشک معروف، فرزند میرزا یوسف خان قائم مقام آذربایجانی یکی از پسران حاج سید حسین شام غازانی
...
عدل می تواند به یکی از موارد ذیل دلالت کند:
یکی از اسامی و صفات قرآن که در آیه 115 سوره انعام آمده «عدل» است: «وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِکَلِمَاتِهِ...»؛ کلام خدای تو از روی راستی و عدالت به حد کمال رسید و هیچ کس نمی تواند در آن کلمات تبدیل و تغییر ایجاد کند...».
«عدل» در لغت به معنای دادگری، انصاف، راستی و استقامت آمده است. قرآن از آن رو به «عدل» وصف شده که احکام شرعی موجود در آن و نیز اخبار آن مانند وعد و وعید، ثواب و عقاب و... همه از روی عدالت است و نیز قرآن از همان حال و صفتی که بر آن نازل شده است، انحراف و تبدیل ندارد.
عدل، یکی از الفاظ توثیق راوی بوده و به عقیده شیخ طوسی، عدالت معتبر در مرحله روایت ، راستگویی راوی می باشد.
در صورتی که واژه عدل در منابع رجال شیعه بکار رفته باشد به صورت دلالت تضمنی یا التزامی دال بر امامی بودن، یا ضابط بودن راوی نیز خواهد بود؛ زیرا عدالت مطلق فرع اسلام و ایمان است و بر کافر و پیروان سایر فرق اسلامی به صورت مطلق عادل گفته نمی شود.از سوی دیگر در میان رجالیون شیعه کمتر مرسوم است که به امامی بودن، یا ضابط بودن راوی تصریح کنند. بنابراین وقتی می گویند: عدل، مقصود آنان امامی و ضابط بودن در کنار عدالت است. با این حال باید پذیرفت که دلالت این لفظ به صراحت لفظ عدل و امامی ضابط نیست.
مأخذ
نصیری، علی، آشنایی با علوم حدیث.
عدل (قرآن)، یکی از اوصاف قرآن می باشد.
یکی از اسامی و صفات قرآن که در آیه ۱۱۵ سوره انعام آمده «عدل» است: (وتمت کلمت ربک صدقا وعدلا لا مبدل لکلماته…)؛ «کلام خدای تو از روی راستی و عدالت به حد کمال رسید و هیچ کس نمی تواند در آن کلمات تبدیل و تغییر ایجاد کند…».«عدل» در لغت به معنای دادگری، انصاف ، راستی و استقامت آمده است. قرآن از آن رو به «عدل» وصف شده که احکام شرعی موجود در آن و نیز اخبار آن مانند وعد و وعید ، ثواب و عقاب و… همه از روی عدالت است و نیز قرآن از همان حال و صفتی که بر آن نازل شده است انحراف و تبدیل ندارد.
عدل، یکی از مسائل علم کلام و حاصل اختلاف اشاعره و معتزله درباه رفتار عادلانه خداوند است. همه گروه های مسلمان خدا را عادل می دانند؛ ولی تفسیر آنان از عدل و ظلم تفاوت دارد. عدل الهی از نظر شیعه بدین معناست که خداوند پاداش و کیفر الاهی نظام مند و بر اساس حسن و قبح ذاتی افعال است؛ به گونه ای که خداوند در داوری ها و احکامش ستم نمی کند: به نیکوکاران پاداش می دهد و می تواند گناهکاران را به اندازه استحقاقشان مجازات کند.
دیدگاه ها درباره عدل در فرقه های مختلف اسلام متفاوت است.
معنای عدل این است که خداوند فیض و رحمت و همچنین بلا و نعمت خود را بر اساس استحقاق های ذاتی و قبلی می دهد و در نظام آفرینش از نظر فیض و رحمت و بلا و نعمت و پاداش و کیفر الهی نظم خاصّی برقرار است.
در آیات قرآن کریم، عادل بودن و قیام به عدل به عنوان یک صفت مثبت برای خداوند ذکر شده است یعنی در قرآن تنها به تنزیه خداوند از ظلم و ستم در آیات قرآن قناعت نشده است بلکه به طور مستقیم نیز صفت عدالت برای خداوند اثبات شده است چنانکه می فرماید: «شهدالله انه لا اله الا هو والملائکة واولوالعلم قائما بالقسط؛ خدا و فرشتگان و دارندگان دانش گواهی می دهند که معبودی جز خدای یکتا که بپادارنده عدل است، نیست». بنابراین از نظر اسلام، عدل الهی حقیقی است و عدالت از صفاتی است که قطعا باید خداوند را به آن موصوف نمود.
در فرهنگ های لغت عربی برای عدل معانی یا کاربردهایی ذکر شده است که مهمترین آنها عبارتند از: تعادل و تناسب، تساوی و برابری، اعتدال یا رعایت حد وسط در امور، استوار و استقامت. می توان گفت: جامع معانی یا کاربردهای یاد شده این است که هر چیزی در جایگاه متناسب خود قرار گیرد به گونه ای که سهم مناسب و شایسته خود را از هستی و کمالات آن دریافت کند و به حق و سهم دیگران تجاوز نکند. بنابراین می توان گفت: سخن امام علی (علیه السّلام) که در تعریف عدل فرموده است: «العدل یضع الامور مواضعها» دقیق ترین تعبیر در این باره است. عبارت: «وضع کل شیء فی موضعه و اعطاء کل ذی حق حقه» نیز که فلاسفه در تعریف عدل به کار برده اند، بیانگر معنای یاد شده است.مولوی معنای مزبور را این گونه به نظم آورده و به تمثیل کشیده است:عدل چه بود؟ وضع اندر موضعش ظلم چه بود؟ وضع در نا موضعشعدل چه بود؟ آب ده اشجار را ظلم چه بود، آب دادن خار را
حکمت در لغت و اصطلاح
در کاربردهای لغوی واژه حکمت، استواری و منع از نقص و خلل و تباهی ماخوذ و مقصود است. چنان که لجام اسب را «حکمه» گویند، زیرا اسب را از سرکشی و حرکت های ناموزون باز می دارد، شارع را بدان جهت مولی و حاکم گویند که مکلف را از انجام کارهای ناروا باز می دارد. قاضی را بدان جهت حاکم گویند که از ضایع شدن حق افراد و تعدی به حقوق دیگران جلوگیری می کند. تصدیق علمی را از آن رو حکم نامیده اند که شک و تردید ذهن را برطرف می سازد. هرگاه چیزی از استواری و استحکام برخوردار باشد، از اختلال مصون خواهد بود.بنابراین، کلمه حکمت ملازم با خلل ناپذیری، استواری و استحکام است، خواه مربوط به علم باشد و خواه مربوط به عمل.
عدل الهی از دیدگاه حکمای اسلامی
عدل الهی از نظر حکیمان مسلمان آن است که خداوند در افاضه وجود و کمال به موجودات، قابلیّت و لیاقت آنها را نادیده نیانگاشته است. تناسب و موزونیّت از ویژگی های نظام آفرینش است. در این نظام، توازن و تناسب پدیده ها در نظر آمده است. عدل به معنای برابری نیست. میان پدیده های جهان بر اساس حکمت الهی تفاوت هایی وجود دارد که از برابری حکایت نمی کنند؛ امّا عادلانه اند.
← دیدگاه علامه طباطبایی
...
در آیات قرآن کریم، عادل بودن و قیام به عدل به عنوان یک صفت مثبت برای خداوند ذکر شده است یعنی در قرآن تنها به تنزیه خداوند از ظلم و ستم در آیات قرآن قناعت نشده است بلکه به طور مستقیم نیز صفت عدالت برای خداوند اثبات شده است چنانکه می فرماید: «شهدالله انه لا اله الا هو والملائکة واولوالعلم قائما بالقسط؛ خدا و فرشتگان و دارندگان دانش گواهی می دهند که معبودی جز خدای یکتا که بپادارنده عدل است، نیست».(سوره آل عمران/18) بنابراین از نظر اسلام، عدل الهی حقیقی است و عدالت از صفاتی است که قطعا باید خداوند را به آن موصوف نمود.
«عدل» در لغت به معنی مساوات و برابری است. و در اصطلاح به چند معنی آمده است از جمله:
با توجه به معانی ذکر شده معنای اجمالی «عدل الهی» آن است که خداوند با هر موجودی، آنچنان که شایسته آن است، رفتار کند و او را در جایگاهی که در خور آن است، بنشاند و چیزی را که مستحق آن است به او عطا کند.
متکلمین برای اثبات عدل الهی به دلایلی استناد کرده اند از جمله:
- الف: یا این عمل ناشی از جهل است که این با علم مطلق الهی ناسازگار است. - ب: یا این عمل از نیاز و فقر سرچشمه می گیرد و در بحث غنی بودن خداوند ثابت شده که خداوند غنی مطلق است. - ج: یا ظلم، مقتضای ظلم است. با این که در بحث حسن و قبح عقلی ثابت شد که خداوند فعل زشت و قبیح انجام نمی دهد و تمام افعال خداوند عادلانه است.
- الف: عدالت در مقام تکلیف:
اگر خدای متعال، تکلیفی بالاتر و فوق طاقت بندگان تعیین کند، امکان عمل نخواهد داشت و کار لغو و بیهوده ای خواهد بود و حکمت الهی اقتضا می کند که این تکالیف، متناسب با توانایی های مکلفین باشد تا نقض غرض لازم نیاید زیرا غرض خداوند انجام تکالیف بندگان است برای بدست آوردن خیر و مصلحت و رسیدن به سعادت واقعی، وقتی خداوند تکالیفی به عهده آنها بگذارد که نتوانند انجام دهند چگونه این غرض ایجاد خواهد شد.
- ب: عدالت در مقام قضاوت بین بندگان:
عدل الهی ممکن است در معانی ذیل به کار رفته و یا عنوان برای کتاب های ذیل باشد: • عدل الهی (اعتقادات)، عدل و عادل بودن و قیام به عدل، صفتی از صفات خداوند• عدل الهی (کتاب)، کتاب عدل الهی نوشته شهید مطهری، در مبحث عدل الهی و مجموعه ای از مسائل و شبهات مرتبط با آن
...
در آیات قرآن کریم، عادل بودن و قیام به عدل به عنوان یک صفت مثبت برای خداوند ذکر شده است یعنی در قرآن تنها به تنزیه خداوند از ظلم و ستم در آیات قرآن قناعت نشده است بلکه به طور مستقیم نیز صفت عدالت برای خداوند اثبات شده است چنانکه می فرماید: «شهدالله انه لا اله الا هو والملائکة واولوالعلم قائما بالقسط؛ خدا و فرشتگان و دارندگان دانش گواهی می دهند که معبودی جز خدای یکتا که بپادارنده عدل است، نیست».
در فرهنگ های لغت عربی برای عدل معانی یا کاربردهایی ذکر شده است که مهمترین آنها عبارتند از: تعادل و تناسب، تساوی و برابری، اعتدال یا رعایت حد وسط در امور، استوار و استقامت.
معجم مقابیس اللغة، ابن فارس، ج ۴، ص ۲۴۶.    
در کاربردهای لغوی واژه حکمت، استواری و منع از نقص و خلل و تباهی ماخوذ و مقصود است. چنان که لجام اسب را «حکمه» گویند، زیرا اسب را از سرکشی و حرکت های ناموزون باز می دارد، شارع را بدان جهت مولی و حاکم گویند که مکلف را از انجام کارهای ناروا باز می دارد. قاضی را بدان جهت حاکم گویند که از ضایع شدن حق افراد و تعدی به حقوق دیگران جلوگیری می کند. تصدیق علمی را از آن رو حکم نامیده اند که شک و تردید ذهن را برطرف می سازد. هرگاه چیزی از استواری و استحکام برخوردار باشد، از اختلال مصون خواهد بود.بنابراین، کلمه حکمت ملازم با خلل ناپذیری، استواری و استحکام است، خواه مربوط به علم باشد و خواه مربوط به عمل.
فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ج۱، ص۱۷۸.
عدل الهی از نظر حکیمان مسلمان آن است که خداوند در افاضه وجود و کمال به موجودات، قابلیّت و لیاقت آنها را نادیده نیانگاشته است. تناسب و موزونیّت از ویژگی های نظام آفرینش است. در این نظام، توازن و تناسب پدیده ها در نظر آمده است. عدل به معنای برابری نیست. میان پدیده های جهان بر اساس حکمت الهی تفاوت هایی وجود دارد که از برابری حکایت نمی کنند؛ امّا عادلانه اند.
← دیدگاه علامه طباطبایی
...
کتاب عدل الهی نوشته شهید مرتضی مطهری، مبحث عدل الهی و مجموعه ای از مسائل و شبهات مرتبط با آن را به تفصیل توضیح می دهد.
مولف این کتاب شهید مرتضی مطهری متولد ۱۳۵۸ ش است.
← زندگینامه
در این اثر، مبحث عدل الهی و مجموعه ای از مسائل و شبهات مرتبط با آن، به تفصیل بررسی شده است. مهم ترین عناوین کتاب عبارت اند از: عدل بشری و عدل الهی، روش ها و مشرب ها در مسئله عدل، تعاریف چهارگانه عدل، تبعیض ها، شرور، مرگ و میرها، مجازات های اخروی، شفاعت و هفت اشکال بر آن، عمل خیر از غیر مسلمانان، طرح اصل عدل در حوزه فقه، عدل و حکمت الهی، ثنویت در اندیشه ایرانی و تأثیر اسلام در از بین بردن آن، شیطان در اسلام، سخنان ابوالعلاء مَعرّی و خیام، قضا و قدر و مسئله جبر، نظریه فلسفه اسلامی درباره تضادها.
وضعیت نشر
این کتاب در یک جلد به زبان فارسی به همت انتشارات صدرا، به قطع وزیری بارها چاپ شده و به عربی و انگلیسی نیز ترجمه شده است.
منبع
...
در میان اوصاف الهی «صفات فعل» وصف «عدالت» دارای ویژگی ها و خصوصیت هایی است و همین سبب شده که علمای علم عقاید آن را مستقلا به طور مشروح مورد بحث قرار دهند، تا آن جا که در میان اصول دین شکل استقلالی به خود گرفته و به عنوان یک اصل از اصول پنجگانه عقاید اسلامی معرفی شده است، در حالی که به ظاهر با بقیه صفات تفاوتی ندارد، و باید در مباحث خدا شناسی در بحث «اسماء و صفات» ادغام گردد.
شرح این ویژگی ها پیش از بحث درباره ی اصل مساله ممکن نیست، لذا همین اندازه می گوئیم که مساله ی عدل الهی از یک سو با اصل ایمان به وجود خدا ارتباط دارد، و از سوی دیگر با مساله ی معاد، و از سوی سوم با مساله ی نبوت، و از سوی چهارم با مسائلی مانند: پاداش و جزا، جبر و تفویض، توحید و وثنیت، فلسفه ی احکام و امثال آن، لذا اعتقاد به این اصل یا نفی آن می تواند چهره ی تمام معارف و اعتقادات دینی را دگرگون سازد. اضافه بر این بازتاب عدل الهی در جامعه بشری در مساله عدالت اجتماعی، و عدالت اخلاقی و مسائل تربیتی نیز قابل انکار نیست.
آیات دال بر عدل الهی
به خاطر جهات فوق، ما هم این مساله را به طور جداگانه و به صورت مشروح تر مورد بحث قرار می دهیم، اما همانگونه که روش بحث تفسیر موضوعی ایجاب می کند قبل از هر چیز باید به سراغ آیات قرآن مجید در این زمینه برویم، تا در پرتو آن مشکلات پیچیده ی این مساله مهم گشوده شود، با این اشاره به آیات زیر گوش جان می سپاریم:۱ـ ان الله لا یظلم الناس شیئا و لکن الناس انفسهم یظلمون. . خداوند هیچ به مردم ستم نمی کند، این مردمند که به خویشتن ستم می نمایند.۲ـ و لا یظلم ربک احدا. . و پروردگارت به احدی ظلم نمی کند.۳ـ فما کان الله لیظلمهم و لکن کانوا انفسهم یظلمون. . خداوند به آنها ستم نکرد اما خودشان بر خویشتن ستم می کردند.۴ـ فالیوم لا تظلم نفس شیئا و لا تجزون الا ما کنتم تعملون. . امروز به هیچ کس ستم نمی شود و جز آنچه را عمل می کردید جزا داده نمی شوید.۵ـ و ما تنفقوا من خیر یوف الیکم و انتم لا تظلمون. . جز برای رضای خدا انفاق نکنید و آنچه از خوبی ها انفاق می کنید به شما داده می شود و به شما ستم نخواهد شد.۶ـ بل الله یزکی من یشاء و لا یظلمون فتیلا. . خدا هر کس را بخواهد مدح و ستایش می کند، و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد.۷ـ و ما الله یرید ظلما للعالمین. . و خدا (هیچگاه) ستمی بر جهانیان نمی خواهد.۸ـ شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولوا العلم قائما بالقسط. . خداوند (با ایجاد نظام واحد جهان هستی) گواهی می دهد که معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش گواهی می دهند، در حالی که (خداوند) قیام به عدالت دارد.۹ـ انه یبدؤا الخلق ثم یعیده لیجزی الذین آمنوا و عملوا الصالحات بالقسط. . او خلق را آغاز کرد سپس آن را باز می گرداند، تا کسانی را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام دادند به عدالت جزا دهد.۱۰ـ و نضع الموازین القسط لیوم القیامة فلا تظلم نفس شیئا. . ما ترازوهای عدل را در روز قیامت نصب می کنیم، لذا به هیچ کس کمترین ستمی نمی شود.۱۱ـ و ما ربک بظلام للعبید. . و پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمی کند.۱۲ـ ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار. . (آیا کسانی را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند همچون مفسدان در زمین قرار دهیم؟ یا پرهیزگاران را همچون فاجران؟! (این با عدالت سازگار نیست).آیات فراوان دیگری در این زمینه در قرآن مجید آمده است که ما از آیاتی که یک مضمون با دو عبارت، و یا حتی با یک عبارت داشتند از هر کدام نمونه ای انتخاب کردیم، از جمله آیات زیر نیز گویای این مطلب است؛ ، (به اضافه ۱۴ ایه دیگر که همه تعبیر «لایظلمون» دارد و بدون استثنا اشاره به نفی ظلم از خداوند می کند)، .
شرح مفردات
اینک به شرح بعضی از مفردات آیات بالا توجه کنید:
← ظلم
...
احمدحسین عدل (۱۲۷۷ تبریز - ۱۳۴۱ تهران)، وزیر کشاورزی، مؤسس دانشکده کشاورزی کرج و یکی از بنیان گذاران کشاورزی جدید ایران است. او سه بار در کابینه های مختلف قوام السلطنه و یک بار در کابینه حکیم الملک و یک بار کابینه سپهبد زاهدی به مقام وزارت کشاورزی منصوب شده و همچنین ریاست سندیکای صاحبان صنایع اصفهان را بر عهده داشته است.
احمدحسین عدل متولد سال ۱۲۷۷ (ه. ش) در تبریز است. پدرش مسعود عدل الملک و پدربزرگش حاج سیدحسین شام غازانی از اعیان و مالکین آذربایجان بود. پس از انجام تحصیلات مقدماتی در مدارس تبریز، برای ادامه تحصیل عازم فرانسه شد. تحصیلات متوسطه خود را در پاریس طی کرد و وارد دانشکده کشاورزی شده، درجه لیسانس گرفت.
مشاغل
مدتی در فرانسه به شغل دبیری اشتغال داشت تا این که در سال ۱۳۰۲ و در بازگشت به کشور، وارد وزارت فواید عامه و تجارت شد و به تأسیس مدرسه کشاورزی پرداخت و مدیر و استاد و رئیس مدرسه کشاورزی کرج شد. این مدرسه بعداً تبدیل به دانشکده کشاورزی شد.
← سال ۱۳۰۹
 ۱. ↑ مرسلوند، حسن، زندگی نامه رجال و مشاهیر ایران (۱۲۹۹-۱۳۲۰ه. ش)، ج۴، ص۳۱۳، تهران، انتشارات الهام، چاپ اول، ۱۳۶۹.۲. ↑ مرسلوند، حسن، زندگی نامه رجال و مشاهیر ایران (۱۲۹۹-۱۳۲۰ه. ش)، ج۴، ص۳۱۳، تهران، انتشارات الهام، چاپ اول، ۱۳۶۹.۳. ↑ مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج۶، ص۴۱۷، تهران، انتشارات علمی، چاپ اول، ۱۳۷۴.۴. ↑ عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۱۹۲، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.۵. ↑ هروی، مهدی و سمیعی، احمد، ۲۲ نخست وزیر در ۳۷ سال، ص۴۶۵، تهران، نوگل، چاپ اول، ۱۳۸۴.۶. ↑ هروی، مهدی و سمیعی، احمد، ۲۲ نخست وزیر در ۳۷ سال، ص۴۵۸، تهران، نوگل، چاپ اول، ۱۳۸۴.۷. ↑ مرسلوند، حسن، زندگی نامه رجال و مشاهیر ایران (۱۲۹۹-۱۳۲۰ه. ش)، ج۴، ص۳۱۳، تهران، انتشارات الهام، چاپ اول، ۱۳۶۹.۸. ↑ عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۲۴۸، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.۹. ↑ عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۲، ص۳۹.۱۰. ↑ فراماسونرها، روتارین ها و لاینزهای ایران، ص۳۲۷، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۷.۱۱. ↑ مرسلوند، حسن، زندگی نامه رجال و مشاهیر ایران (۱۲۹۹-۱۳۲۰ه. ش)، ج۴، ص۳۱۳، تهران، انتشارات الهام، چاپ اول، ۱۳۶۹.۱۲. ↑ معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج۵، ص۱۱۶۴، تهران، امیرکبیر، چاپ نهم، ۱۳۷۵.
منبع
...
حاج سیدحسین شام غازانی ملقب به عدل الملک از سادات حسینی تبریز و در عصر خود از اعیان فاضل به حساب می آمد، فرزند بزرگ او حاج میرزا مسعودخان پس از فوت پدر ملقب به لقب عدل الملک گردید. وی از متشخصین تبریز بود و مدتی روزنامه ناصری را منتشر می نمود. چندین نفر از فرزندان این خانواده توانسته اند، به قله های موفقیت های سیاسی و علمی دست یازند. در این نوشتار به معرفی چند تن از این افراد پرداخته خواهد شد.
مصطفی عدل معروف به منصورالسلطنه، فرزند حاج ابراهیم خلیل در ۱۲۶۱ (ه. ش) در تبریز تولد یافت. پدرش از سرشناسان و بزرگان تبریز بود که به شغل قضاوت اشتغال داشت. مصطفی عدل تحصیلات ابتدایی و مقدماتی خود را در تبریز و زیر نظر معلمین خصوصی به پایان رسانید و به علت استعداد و هوش ذاتی در مدت کوتاهی توانست زبان فارسی و ادبیات عرب را فرا گیرد. سپس در سن شانزده سالگی عازم مصر شد و دوره متوسطه را در آن جا گذرانید و از ادیبان عربی دان ایران محسوب می گردد. مصطفی عدل بعد از آن در پاریس و در رشته حقوق مدرک لیسانس گرفت.
← مشاغل
در سال ۱۳۱۳ (ه. ش) دولت عراق درباره اختلافات مرزی و شط العرب به جامعه ملل شکایت کرد و هیئتی به ریاست باقر کاظمی وزیر امور خارجه برای دفاع از حقوق ایران به سازمان ملل رفت. سید مصطفی خان عدل مدیر کل قوانین وزارت دادگستری از اعضای برجسته این کمیسیون بود.
حضور مصطفی در کابینه های گوناگون
در سال ۱۳۱۴ (ه. ش) از وزارت عدلیه به وزارت امور خارجه انتقال یافت و سمت وزیر مختاری ایران در ژنو و نمایندگی دائمی در جامعه ملل به او تفویض شد و در همین سمت ریاست صدمین دوره اجلاسیه شورای جامعه ملل را عهده دار گردید. در ۱۳۱۶ به ایران بازگشت و به سمت معاونت وزارت امور خارجه منصوب و چندی نیز عهده دار کفایت آن وزارت خانه شد. در ۱۳۱۷ (ه. ش) به وزیر مختاری ایران در ایتالیا تعیین گردید و تا مهرماه ۱۳۲۰ (ه. ش) (۱۹۴۱م) در آن سمت انجام وظیفه می کرد.
← ریاست دانشکده حقوق
...
سید مصطفی عدل ملقب منصورالسلطنه (۱۲۶۱ در محلهٔ انگج تبریز - ۱۳۲۹ در تهران) حقوق دان و سیاست مدار ایرانی بود. وی از اولین اساتید حقوق ایران بود که در پی ریزی دادگستری نوین ایران در دوران رضاشاه از جمله تدوین قانون تجارت و قانون مجازات عمومی نقش مهمی را ایفا کرده و دو بار وزیر فرهنگ و دو بار وزیر دادگستری (عدلیه) در دوره پهلوی اول بود و همین طور ریاست صدمین دوره اجلاسیه شورای جامعه ملل را نیز عهده دار شد.
مصطفی عدل معروف به منصورالسلطنه، فرزند حاج ابراهیم خلیل در سال ۱۲۶۱ (ه. ش) در تبریز تولد یافت. پدرش از سرشناسان و بزرگان تبریز بود که به شغل قضاوت اشتغال داشت. مصطفی عدل تحصیلات ابتدایی و مقدماتی خود را در تبریز و زیر نظر معلمین خصوصی به پایان رسانید و به علت استعداد و هوش ذاتی در مدت کوتاهی توانست زبان فارسی و ادبیات عرب را فرا گیرد. سپس در سن شانزده سالگی عازم مصر شد و دوره متوسطه را در آن جا گذرانید و از ادیبان عربی دان ایران محسوب می گردد. مصطفی عدل بعد از آن در پاریس و در رشته حقوق مدرک لیسانس گرفت.
مشاغل
در سال ۱۲۸۲ (ه. ش) به ایران بازگشت و در وزارت امور خارجه استخدام شد و اولین مأموریت او نایب دومی سفارت ایران در مصر بود. که وی در ضمن انجام این مأموریت به عنوان طلبه وارد دانشگاه الازهر مصر شد و به فراگیری حقوق اسلامی پرداخت. بعد با سمت نایب دوم مأمور تفلیس گردید و چندی در آن جا انجام وظیفه کرد تا سرانجام به تهران احضار شد و معاونت دارالترجمه وزارت امور خارجه را به او سپردند.وی مدتی به عنوان کفیل وزارت امور خارجه دولت محمود جم فعالیت نمود. در ۱۲۸۶ (ه. ش) به وزارت عدلیه انتقال یافت و سمت قضایی گرفت و کتابی تحت عنوان حقوق اساسی نوشت و به استادی مدرسه علوم سیاسی برگزیده شد. منصورالسلطنه در جریان لغو کاپیتولاسیون در دولت صصمام السلطنه، یکی از اعضای هیئتی بود که برای بررسی و تنظیم قوانین جدید انتخاب شدند. عدل در وزارت عدلیه مراحل ترقی را پیمود و به معاونت آن وزارت خانه رسید. در کودتای ۱۲۹۹ (ه. ش) در کابینه صد روزه سید ضیاءالدین طباطبایی به کفالت وزارت عدلیه منصوب شد. در این هنگام سید ضیاء قصد داشت، تعداد زیادی از بازداشت شدگان جریان کودتا را در سیستم قضایی وی به اعدام محکوم نماید. در این سمت قوانین مهمی مانند قانون ثبت اسناد و قانون مرور زمان را تهیه و به تصویب رسانیده، مورد اجرا قرارداد؛ ولی پس از سقوط کابینه سید ضیاءالدین، مدتی بیکار ماند. بعد از مدتی به عنوان کفیل وزارت عدلیه در دولت میرزا حسن خان مستوفی معرفی و مشغول به کار گشت. مدتی به تدریس در مدرسه عالی حقوق پرداخت. در تشکیلات نوین عدلیه که در سال ۱۳۰۶ علی اکبر داور بنیاد نهاد، عدل به خدمات قضایی دعوت شد و با رتبه ۹ قضایی مدیر کل تهیه قوانین و احصائیه شد و در تهیه و تصویب قوانین مهمی که در آن تاریخ ضرورت کامل داشت، تلاش بسیار نمود و قریب ۸ سال در این سمت باقی و برقرار بود.
حل مناقشات خارجی
در سال ۱۳۱۳ (ه. ش) دولت عراق درباره اختلافات مرزی و شط العرب به جامعه ملل شکایت کرد و هیئتی به ریاست باقر کاظمی وزیر امور خارجه برای دفاع از حقوق ایران به سازمان ملل رفت. سید مصطفی خان عدل مدیر کل قوانین وزارت دادگستری از اعضای برجسته این کمیسیون بود.
حضور در کابینه های گوناگون
...
مراد، واقعیّت‏هایی در جهان است که با عدل الهی سازگار نمی‏نمایند؛ همانند وجود مرگ، تفاوت‏ها میان موجودات، فقر و آفت‏ها، مصیبت ها، بلایای طبیعی و مکافات دنیایی.
متکلّمان امامیّه از دو منظر بدین شبهه‏ها پاسخ گفته‏اند:

منظر درون‏دینی و ایمان مذهبی
خداوند، عالم و حکیم و مهربان است و ریشه ‏های ستمگری، همانند نادانی، ناتوانی و عقده‏های روانی به ساحت ربوبی او راه ندارند و بدین روی انگیزه‏ای برای اینکه خداوند به کسی ستم روا دارد، نمی‏توان یافت.
حکمت پاره‏ای از شرور و ناملایمات زندگی دنیایی بر بشر روشن نیست و او را یارای رسیدن بدان نیست
کسانی که از این منظر به وقایع جهان می‏نگرند، خود را با چون و چراهای مسئله شرور درگیر نمی‏کنند و می‏کوشند تا به حکمت و فلسفه شرور راه یابند.

منظر برون‏دینی و تأمّلات کلامی و فلسفی
متکلّمان و فیلسوفان از این منظر پاسخ‏هایی برای شبهه‏ها پیش کشیده‏اند که مهم‏ترین آنها عبارت‏اند از:

← عدمی بودن شرور
...
مد در حرف مشدد واقع شده بعد از حرف مد و لین را مد عدل گویند.
ابوبکر احمد بن حسین بن مهران بنا بر نقل سیوطی مدهای قرآن را ده نوع شمرده و یکی از آن ها مد عدل است.مد عدل در جایی است که پیش از حرف مشددی حرف مد یا لین باشد؛ مثل: «ضالین».این مد را از آن جهت مد عدل گفته اند که معادل یک حرکت و بین دو حرف ساکن قرار گرفته است.
سید مصطفی عدل ملقب منصورالسلطنه (۱۲۶۱ در محلهٔ انگج تبریز - ۱۳۲۹ در تهران) حقوق دان و سیاست مدار ایرانی بود. وی از اولین اساتید حقوق ایران بود که در پی ریزی دادگستری نوین ایران در دوران رضاشاه از جمله تدوین قانون تجارت و قانون مجازات عمومی نقش مهمی را ایفا کرده و دو بار وزیر فرهنگ و دو بار وزیر دادگستری (عدلیه) در دوره پهلوی اول بود و همین طور ریاست صدمین دوره اجلاسیه شورای جامعه ملل را نیز عهده دار شد.
مصطفی عدل معروف به منصورالسلطنه، فرزند حاج ابراهیم خلیل در سال ۱۲۶۱ (ه. ش) در تبریز تولد یافت. پدرش از سرشناسان و بزرگان تبریز بود که به شغل قضاوت اشتغال داشت. مصطفی عدل تحصیلات ابتدایی و مقدماتی خود را در تبریز و زیر نظر معلمین خصوصی به پایان رسانید و به علت استعداد و هوش ذاتی در مدت کوتاهی توانست زبان فارسی و ادبیات عرب را فرا گیرد. سپس در سن شانزده سالگی عازم مصر شد و دوره متوسطه را در آن جا گذرانید و از ادیبان عربی دان ایران محسوب می گردد. مصطفی عدل بعد از آن در پاریس و در رشته حقوق مدرک لیسانس گرفت.
پروفسور دکتر یحیی عدل در سال ۱۲۸۷ شمسی در تهران و در خانواده ای متمکن به دنیا آمد که از اعیان تبریز بودند. پدرش یوسف عدل (مکرم الملک و بعداً قائم مقام) بود که اکثرا حاکم ولایات می شد. تولد یحیی در زمان احمدشاه قاجار بود. پدرش در زمان ولی عهدی احمدشاه، کفالت حکومت آذربایجان را داشته و در دوره رضاخان، چهار دوره وکیل مجلس می گردد. مادرش دختر مقتدرالدوله (پسر عباس میرزای ولی عهد) بوده است. پدر بزرگش حاج علی آقا معمم و مالک بود و می گویند او پل آجی چای (تلخه رود) را در حوالی تبریز احداث کرده است.
پروفسور یحیی عدل، جراج و پزشک معروف، فرزند میرزا یوسف خان قائم مقام آذربایجانی یکی از پسران حاج سید حسین شام غازانی، متولد ۱۲۸۷ (ه. ش) است. در نوجوانی همراه برادر بزرگ ترش غلام رضا عدل به فرانسه اعزام شدند، غلام رضا موفق به اخذ دکترا در رشته کشاورزی شد و یحیی در رشته فلسفه و ریاضی دیپلم گرفت.
سخنی از یحیی عدل
پرفسور خود درباره تحصیل در فرانسه چنین می گوید: «در پاریس دوره متوسطه را به پایان رسانیدیم و چون در ایران فرانسه خوانده بودیم، برای ادامه درس جز دو سه ماه اولیه مشکلی نداشتیم. در سال آخر تحصیلات متوسطه یا باید ریاضیات می خواندیم یا فلسفه. من رشته ریاضی را تمام کردم و قصد داشتم مهندسی بخوانم؛ چون ریاضیاتم قوی بود. دو سه ماهی آن را شروع کرده بودم که دکتر حبیب عدل عمویم، مرا تشویق کرد که پزشک شوم، چون معتقد بود هر که مهندسی بخواند، باید کارمند دولت شود و نمی تواند مستقل کار کند». به همین علت به دانشکده پزشکی پاریس وارد گردید و پس از هشت سال تحصیل موفق به اخذ مدرک دکترا و تخصص در جراحی عمومی شد.
مشاغل
یحیی عدل سِمت هایی را بر عهده داشت که در ذیل می آید:
← سال ۱۳۱۸
...


عدل در دانشنامه ویکی پدیا

عدل
عدالت به معنی عدل و عدالت
عدل (کلام) یکی از اصول شیعه و معتزله
عدل یکی از نام های خدا در قرآن
مراجعه شود به عبدالوهاب تبریزی
عدل برابر داد، یکی از اصول تشیع و معتزله است.
عدل به معنای قضاوت و پاداش به حق است، یعنی باور به اینکه خداوند پاداش و جزای هیچ عملی را هرچند ناچیز و کوچک باشد ضایع نمی کند و بدون تبعیض به هر کس جزای عملش را خواهد داد: «فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره»، «پس هر کس ذره ای کار خوب انجام دهد آن را خواهد دید و هر کس ذره ای کار بد بکند آن را خواهد دید.»
دلیل انتخاب این اصل به عنوان یکی از اصول شیعه در اصل برداشت سیاسی و فلسفی از عدالت خداوند، نقش عقل در تشخیص عدل و ظلم، و نیز حسن و قبح است؛ چرا که اهل سنت نیز به دادگری خداوند باور دارند.
این اصل به این معنی است که قضاوت عقل در مورد حسن و قبح و نیز عدل و ظلم معتبر است و نمی توان با اتصال رفتار شخصی (به ویژه سلطان یا خلیفه) به خداوند، ظلم وی را توجیه کرد و عقل را ناتوان از درک درست مفهوم حسن و قبح دانست.
البته برای مفهوم عقل در مباحث مختلف فلسفی، کلامی، فقهی و اصولی، و عرفی معانی متفاوتی وجود دارد و در این بحث، معنای منطقی و فلسفی عقل مد نظر قرار دارد.»
مطرح شدن این اصل در اعتقادات شیعه در پی اختلافات کلامی و فلسفی بین معتزله و اشاعره رخ داد. اهل سنت امروزی در برداشت از اصل عدالت خداوند به اشاعره نزدیک اند و معتزله نیز پیروان رسمی ندارند.
عدل آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
عدل آباد (آرادان)
عدل آباد (سلسله)
مختصات: ۳۵°۱۰′۳۳″ شمالی ۵۲°۳۲′۳۱″ شرقی / ۳۵.۱۷۵۹۲° شمالی ۵۲.۵۴۲۰۵° شرقی / 35.17592; 52.54205
عدل آباد، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آرادان در استان سمنان ایران است.
عدل آباد (سلسله)، روستایی از توابع بخش فیروزآباد شهرستان سلسله در استان لرستان ایران است.
مختصات: ۳۵°۱۰′۳۳″ شمالی ۵۲°۳۲′۳۱″ شرقی / ۳۵.۱۷۵۹۲° شمالی ۵۲.۵۴۲۰۵° شرقی / 35.17592; 52.54205
عدل آباد (گرمسار)، روستایی از توابع بخش آرادان شهرستان گرمسار در استان سمنان ایران است.
عدل الحاقی رمانی علمی تخیلی است که  ان لکی  در سال ۲۰۱۳ منتشر کرده است. این کتاب، اولین رمان  لکی است که اولین جلد سه گانه «امپراتوری رادچ» نیز است. کتاب های بعدی این مجموعه به ترتیب، شمشیر الحاقی (۲۰۱۴) و رحمت الحاقی (۲۰۱۵) نام دارند. داستان درباره سربازی به نام برک (Breq) است که اولین بازمانده یک سفینه جنگی است که در طی توطئه ای نابود شده است و حال به دنبال گرفتن انتقام سفینه فضایی اش است.
این کتاب موفق شد جوایز بسیاری از جمله جایزه هوگو، جایزه نبیولا، جایزه آرتور سی. کلارک، جایزه لوکاس را از آن خود کند.
عدل الملک یک لقب قاجاری است و ممکن است به هریک از افراد زیر اشاره داشته باشد:
سید حسن عدل الملک، از بزرگان تبریز در اواخر دوره قاجار
حسین دادگر، از سیاست مداران دوره پهلوی
عدل الهی یکی از اصول شیعه و معتزله
عدل الهی فیلمی به کارگردانی توکرانیان اوغلو
عدل الهی کتابی از مرتضی مطهری.
عدل الهی فیلمی به کارگردانی تورکر اینان اوغلو و نویسندگی منوچهر کی مرام محصول سال ۱۳۴۸ است.
عدل هاشمی پور نمایندهٔ دورهٔ دهم از حوزهٔ انتخابیهٔ کهگیلویه و بهمئی در استان کهگیلویه و بویراحمد است. وی با کسب ۵۸٬۹۹۵ رای از مجموع ۱۳۶٬۵۱۸ رای معادل ۴۳٫۲۱٪ درصد آرا به مجلس راه پیدا کرد.
احمدحسین عدل (۱۲۷۷ تبریز - ۱۳۴۱ تهران)، وزیر کشاورزی، مؤسس دانشکده کشاورزی کرج و یکی از بنیان گذاران کشاورزی جدید ایران است. او سه بار در کابینه های مختلف قوام السلطنه و یک بار در کابینه حکیم الملک و یک بار کابینه سپهبد زاهدی به مقام وزارت کشاورزی منصوب شده و همچنین ریاست سندیکای صاحبان صنایع اصفهان را بر عهده داشته است.
پرویز عدل (۲۱ مرداد ۱۳۰۲– ۸ بهمن ۱۳۹۵) دیپلمات ایرانی و نخستین سفیر ایران در کانادا بود.
پدر او فضل الله عدل، صاحب منصب عالی رتبه دولت و پدربزرگش سید حسن عدل الملک از بزرگان تبریز در دوره قاجار بود.
مادرش ماری لوئیس از خوانندگان سرشناس اپرا در انگلستان بود.
او دوران کودکی و نوجوانی را در خوی و تبریز گذراند و در سال ۱۳۲۵ در رشته حقوق از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. مدرک دکترای خود را در سال ۱۳۳۱ از دانشگاه کاتولیک لوون در بلژیک دریافت کرد. ابتدا در اداره اطلاعات و دیپلماسی وابسته به سازمان ملل متحد در تهران سرگرم کار شد و در همان ایام با هما اتحادیه ازدواج کرد و باجناق دکتر مصطفی مصباح زاده، بنیان گذار موسسه کیهان، شد و در سال ۱۳۳۳ به عنوان سخنگوی دولت سپهبد زاهدی نخست وزیر وقت منصوب گردید. در سال های بعد به عنوان وابسته فرهنگی و مطبوعاتی برخی از سفارتخانه های ایران در اروپا فعالیت کرد تا آنکه به عنوان سرکنسول ایران در سان فرانسیسکو و سپس سفیر ایران در کانادا منصوب شد. او نخستین سفیر ایران در کانادا بود. شش ماه پیش از انقلاب در مقام سفیر فوق العاده ایران در برزیل به آن کشور رفت. پس از انقلاب با همسرش که مایل به بازگشت به ایران بود متارکه کرد و به ترکیه رفت. پس از دو سال به بوستون رفت و به علت بیماری پارکینسون در روز ۲۷ ژانویه ۲۰۱۶ در همان شهر درگذشت.
حمام عدل مربوط به اواخر دوره قاجار است و در شهرستان مشکین شهر، بخش مرکزی، داخل شهر مشکین شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۴۰۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مختصات: ۳۵°۴۵′۲۹″ شمالی ۵۱°۱۹′۴۷″ شرقی / ۳۵.۷۵۸۰۲۵۵° شمالی ۵۱.۳۲۹۷۲۰۴° شرقی / 35.7580255; 51.3297204
خانه پروفسور یحیی عدل مربوط به دوره پهلوی است و در تهران، خیابان ولیعصر، روبروی کاخ مرمر، پلاک ۴ و ۶ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۰۸۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
خانهٔ پروفسور عدل اکنون در مالکیت دولت قرار دارد و به عنوان ساختمان پژوهشکدهٔ هنر (وابسته به فرهنگستان هنر) استفاده می شود.
خانه عدل مربوط به دوره قاجار است و در دزفول، محله قدیمی مسجد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۵۶۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
عدل نام یکی از مطبوعات استان فارس در دوران قاجاریه است.
این روزنامه از سال ۱۳۳۳ هـ.ق به وسیله محمدصادق شریف مشهور به ستوده، در شیراز به چاپ رسیده است.
سلطنت عدل سلطان نشینی چندقومی در دورهٔ میانهٔ اسلامی در شاخ آفریقا بود. بنیاد سلطنت عدل پس از سقوط سلطنت ایفات به دست صدرالدین دوم گذارده شد. دوران شکوه این حکومت در فاصلهٔ میان سال های ۱۴۵۵ تا ۱۵۷۷ میلادی بود. در اوج اقتدار، سلطنت عدل سراسر مناطق شاخ آفریقا تا شرق امپراتوری اتیوپی را در دست داشت. این سلطنت به دست باشندگان فلات هرر ساخته شد.
combination of three banners used by Ahmad al-Ghazi
شهریار عدل (۱۳۲۲ در تهران- ۱۳۹۴ در پاریس) باستان شناس ایرانی، کارشناس تاریخ هنر و معماری و کارشناس پرونده های ثبت میراث جهانی در ایران بود.
غلامرضا عدل در ۱۲۸۸ در تبریز به دنیا آمد. وی برای تحصیلات به فرانسه رفت پس از فراغت از تحصیل در بازگشت به کشور، در دوره ۱۸ مجلس شورای ملی از تبریز به نمایندگی برگزیده شد. وی در دوره های ۱۹، ۲۱، ۲۲، ۲۳ و ۲۴ مجلس شورای ملی نیز نماینده تبریز در آن مجالس بود. وی برادر یحیی عدل می باشد.
سید مصطفی عدل ملقب منصورالسلطنه (۱۲۶۱ در محلهٔ انگج تبریز - ۱۳۲۹ در تهران) حقوقدان و سیاست مدار ایرانی بود. وی از اولین اساتید حقوق ایران بود که در پی ریزی دادگستری نوین ایران در دوران رضاشاه از جمله تدوین قانون تجارت و قانون مجازات عمومی نقش مهمی را ایفا کرده و دو بار وزیر فرهنگ و دو بار وزیر دادگستری (عدلیه) در دوره پهلوی اول بود و همین طور ریاست صدمین دوره اجلاسیه شورای جامعه ملل را نیز عهده دار شد.
یحیی عدل (زادهٔ ۱۲۸۷ در تبریز – درگذشتهٔ ۱۳۸۱ در تهران) جراح ایرانی بود که وی را «پدر جراحی ایران» می نامند.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با عدل

عدل در جدول کلمات

عدل
داد
عدل بی پایان
عد
عدل و انصاف
داد
عدل و داد
انصاف
عدل و داد کردن
انصاف
عدل و قسط
داد
رعایت عدل و داد
انصاف
زندگی آزاد در پناه عدل و در سایه نظم و قانون
امنیت
سمبل عدل و داد در بسیاری از کشورها
ترازو
علامت عدل های تجاری
انگ

معنی عدل به انگلیسی

bale (اسم)
رنج ، مصیبت ، عدل ، محنت ، لنگه ، تا ، تاچه ، بلاء
justice (اسم)
درستی ، عدل ، انصاف ، عدالت ، دادگستری ، داد
equity (اسم)
عدل ، انصاف ، تساوی حقوق ، قاعده انصاف ، انصاف بی غرضی
fairness (اسم)
عدل ، خوبی ، خوبرویی ، عدالت
package (اسم)
عدل ، بسته ، قوطی ، بستهبندی کردن

معنی کلمه عدل به عربی

عدل
بالة
ربط , رزمة

عدل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی عدل

سحر ٢١:٠٨ - ١٣٩٦/٠٧/٢٩
دادگری
|

شهریار آریابد ١٤:٣٦ - ١٣٩٧/٠٨/١٣
عدل : در اوستا " اشتاد و دات " آمده ، و واژه های دادگری ، دادستان ، دادور ، دادار ، دادگستری و.... از آن گرفته شده و از اینرو واژه های " اشتادور (دادور) ، اشتادیار (دادیار) و اشتادین ( عدالت ) " نیز می تواند جایگزین های واژگان تازی گردد.
|

پیشنهاد شما درباره معنی عدل



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی عدل   • عدل شیراز   • تعاونی عدل اصفهان   • عدل کرمان   • تعاونی عدل یزد   • تعاونی عدل ارومیه   • عدل تهران   • عدل جی   • مفهوم عدل   • تعریف عدل   • معرفی عدل   • عدل چیست   • عدل یعنی چی   • عدل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عدل
کلمه : عدل
اشتباه تایپی : ung
آوا : 'adl
نقش : اسم
عکس عدل : در گوگل


آیا معنی عدل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )