انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1099 100 1

عرفی

/'orfi/

مترادف عرفی: متداول، متعارف، مرسوم

متضاد عرفی: شرعی

معنی عرفی در لغت نامه دهخدا

عرفی. [ ع َ رَ می ی ] (ص نسبی ) منسوب به عرفات. (منتهی الارب ). رجوع به عرفات شود.

عرفی. [ ع ُ ] (ص نسبی ) منسوب به عرف. رجوع به عرف شود. مقابل شرعی. (یادداشت مرحوم دهخدا). || آنچه بر فعل متوقف باشد چون مدح و ثنا. (از تعریفات جرجانی ). || مبالغه شده. || معروف. || جمعشده و زیاد گشته. || متجاوز. || عمومی. (ناظم الاطباء).

عرفی. [ ع َ رَ ] (اِخ ) زَنفَل بن شداد عرفی. از روات حجاز و ساکن عرفه بود. وی از ابن ابی مُلَیکة روایت کرده است و ابوالحجاج و نصربن طاهر از او روایت کرده اند. (از معجم البلدان ). و رجوع به اللباب فی تهذیب الانساب شود.

معنی عرفی به فارسی

عرفی
جمال الدین محمد بن بدرالدین شیرازی شاعر معروف ایرانی ( و. شیراز ۹۶۳ ه.ق . / ۱۵۵۵ م .ف.لاهور ۹۹۹ ه.ق./ ۱۵۹٠ م .). وی بکسب علوم و ادبیات پرداخت و در جوانی بهند رفت و بدربار اکبر شاه راه یافت و بیشتر عمرش در هندوستان گذشت . عرفی در سرودن قصاید و غزلیات و قطعات و ترجیح و ترکیب مهارت داشت . مخصوصا غزلهای او از حیث اشتمال برتاثرات قلبی شاعر و غمزدگی و نومیدی و همچنین مضامین جدید قابل توجه و او یکی از بهترین شاعران سبک هندی است . عرفی بتقلید مخزن الاسرار و خسرو و شیرین نظامی دو مثنوی ساخته و رساله ای صوفیانه نیر بنام [ نفیسه ] دارد . دیوان اشعار او هم بطبع رسیده .
( صفت ) ۱ - منسوب به عرف مقابل شرعی: امر عرفی . ۲ - عرفیه .
زنفل بن شداد عرفی از روات حجاز و ساکن عرفه بود وی از ابن ابی ملیکه روایت کرده است و ابوالحجاج و نصر بن طاهر از او روایت کرده اند
محمد ابن بدرالدین ملقب به جمال الدین از شاعران مشهور ایران در قرن دهم هجری است که زندگانیش بیشتر در هندوستان گذشت ولادتش بسال ۹۶۳ قمری در شیراز اتفاق افتاد و در جوانی به هندوستان رفت و به دربار جلال الدین اکبر شاه امپراطور مغولی هند راه یافت و در آن سامان بود تا اینکه به سال ۹۹۹ قمری در شهر لاهور درگذشت
[secular shrine] [باستان شناسی] پدیده ای طبیعی یا اثر یا بنایی یادمانی و برساخته که در فرهنگ جاری مردمان امروز محل توجه و نوعی ارج گذاری است
[social mother] [علوم سلامت] زنی که کودک را پس از به دنیا آوردن یا به دنیا آمدن بزرگ می کند
دهی است از دهستان قصب. معمر. بخش قصب. معمره شهرستان آبادان : در ۶ هزار گزی نهر قصر و ۳۱ هزار گزی جنوب شرقی جاده خسرو آباد به آبادان در دشت گرمسیری واقع است . آبش از اروند رود محصولش خرما و حنا شغل مردمش زراعت و ماهیگیری است ٠

عرفی در جدول کلمات

اززنان شاعر هند متخلص به مخفی که از عرفی شیرازی پیروی میکرد
زیب النسا

معنی عرفی به انگلیسی

common (صفت)
معمولی ، پیش پا افتاده ، روستایی ، متعارفی ، عرفی ، اشتراکی ، مشاع ، مشترک ، متداول ، عام ، عمومی ، عادی ، مرسوم ، عوام ، عوامانه
civil (صفت)
مدنی ، کشوری ، غیر نظامی ، حقوقی ، متمدن ، عرفی ، با ادب ، مودب
secular (صفت)
عرفی ، دنیوی ، غیر روحانی ، وابسته بدنیا
traditional (صفت)
عرفی ، مرسوم ، نقلی
laic (صفت)
عرفی ، وابسته بشخص دنیوی وغیر روحانی
temporal (صفت)
جسمانی ، عرفی ، دنیوی ، موقتی ، غیر روحانی ، زمانی ، وابسته به گیجگاه ، شقیقهای ، زودگذرفانی

عرفی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اشعار عرفی شیرازی   • معنی عرفی   • غزلیات عرفی شیرازی   • عرفی شیرازی شاعر قرن   • آثار عرفی شیرازی   • هلالی جغتایی   • دیوان عرفی شیرازی   • گنجور اهلی شیرازی   • مفهوم عرفی   • تعریف عرفی   • معرفی عرفی   • عرفی چیست   • عرفی یعنی چی   • عرفی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عرفی
کلمه : عرفی
اشتباه تایپی : uvtd
آوا : 'orfi
نقش : صفت
عکس عرفی : در گوگل


آیا معنی عرفی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )