برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1276 100 1

عریان

/'oryAn/

مترادف عریان: برهنه، پتی، عور، لخت

متضاد عریان: پوشیده، مستور

برابر پارسی: برهنه

معنی عریان در لغت نامه دهخدا

عریان. [ ع ُرْ ] (ع ص ) برهنه. (منتهی الارب ) (دهار). آنکه لباسهای خود را کنده باشد. (از اقرب الموارد). عاری. عار. عور. لخت. لوت. روت. رود. روده. روخ. تهمک. ورت. ج ، عریانون. (منتهی الارب ) :
ز علم و طاعت جانت ضعیف و عریانست
بعلم کوش و بپوش این ضعیف عریان را.
ناصرخسرو.
زنهار چنانک آمده ای اول از آنجا
خیره نروی گُرْسنه و تشنه و عریان.
ناصرخسرو.
نیست پوشیده که شاه حیوانی تو
که نه عریانی و ایشان همگان عریان.
ناصرخسرو.
وقت پیکار نقش خانه ٔ فتح
نفس آن حله پوش عریان باد.
مسعودسعد.
چون صفر و الف تهی و تنها
چون تیر و قلم نحیف و عریان.
خاقانی.
عریان ز حوض ماهی سوی بره روان شد
همچون بره برآمد پوشیده صوف اصفر.
خاقانی.
تو زین احرام و زین کعبه چه دانی کز برون چشمت
ز کعبه پوشش دیده ست و از احرام عریانی.
خاقانی.
از برونم پرده ٔ اطلس چه سود
چون برون پرده عریان میزیَم.
عطار.
قفاخورد و گریان و عریان نشست
جهاندیده ای گفتش ای خودپرست.
سعدی.
سفر کرد بامدادان ، دیدند عرب را گریان و عریان. (گلستان سعدی ).
کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد
فکر خورشید قیامت کن و عریانی چند.
نظیری.
از نور مهر و ماه چه میکاهد
گر کسوتی ببخشد عریان را.
قاآنی.
از لعاب سنگ تابد شعله ٔ عریان عشق
پرده چون پوشد کسی بر سوزش پنهان عشق.
صائب (از آنندراج ).
- عریان النَّجی ّ ؛ زن و نیز مردی که راز را نتواند پوشید. (منتهی الارب ). آنکه سرّ و راز را کتمان نکند. (از اقرب الموارد).
|| بمجاز، بری. دور. محروم :
بسان آدم دور اوفتاده ایم از خلد
از آن ز لهو و نشاط و سرور عریانیم.
مسعودسعد.
|| ریگستانی که هیچ نرویاند. (منتهی الارب ): رمل عریان ؛ قطعه ای از ریگ است که بصورت محدب حرکت کند، و یا توده ای از ریگ که درختی بر آن نبا ...

معنی عریان به فارسی

عریان
دهی است از دهستان خواشید بخش ششتمد شهرستان سبزوار در ۳۵ کیلومتری جنوب ششتمد سر راه شوسه سبزوار به کاشمر کوهستانی و معتدل ۶۳۵ تن سکنه قنات غلات پنبه گردو بادام شغل زراعت و کرباس بافی .
ده از دهستان خورشید بخش ششتمد شهرستان سبزوار
( اسم ) بازدانگان
دهی است جزو دهستان هرزندات بخش زنوز شهرستان مرند واقع در ۳۲ کیلومتری شمال غربی مرند و ۲ کیلومتری شوسه و خط آهن مرند بجلفا جلگه و سردسیر ۹۳۵ تن سکنه آب از چشمه و قنات محصول غلات نخود زرد آلو شغل زراعت گله داری .
ده جزئ دهستان هرزندات بخش زنوز شهرستان مرند
لخت شدن برهنه شدن
لخت کردن برهنه کردن
بسان عریان عریان مانند
برهنه کردن عاری کردن
ظاهرا کنایه از چشم نابیناست
[bare-rooted] [کشاورزی- علوم باغبانی] شیوه ای در انتقال گیاهان که در آن گیاه را با ریشۀ بدون خاک جابه جا کنند

معنی عریان در فرهنگ معین

عریان
(عُ) [ ع . ] (ص .) لخت ، برهنه .

معنی عریان در فرهنگ فارسی عمید

عریان
برهنه، لخت.

عریان در دانشنامه ویکی پدیا

عریان
عریان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تربت حیدریه در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا در دهستان پایین ولایت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۲۶ نفر (۱۱۰خانوار) بوده است.
عریان یک فیلم کمدی امریکایی به کارگردانی مایکل تیداس است که بازسازی فیلم سوئدی عریان (2000) می باشد.
Marlon Wayans به عنوان Rob Anderson
رجینا هال در نقش Megan Swope
جاناتان تاد جکسون
Scott Foley در نقش Cody Favors
Eliza Coupe در نقش Vicky
Loretta Devine در نقش Carol
Brian McKnight در نقش خود
Dennis Haysbert در نقش Reginald Swope
Cory Hardrict به عنوان Drill
Dave Sheridan در نقش افسر مایک بنتلی
نیل براون جونیور در نقش افسر ریک مک براید
Jwaundace Candece در نقش Shaundra
جیسون دیویس در نقش Principal Melon
در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۶ اعلام شد Marlon Wayans و Regina Hall در فیلم هنرنمایی می کنند. در ۲۰ اکتبر ۲۰۱۶ Cory Hardrict به بازیگران این فیلم پیوست. در ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ عکاسی اصلی آغاز شد.
در ۱۱ اوت ۲۰۱۷ فیلم توسط Netflix منتشر شد.
عریان تپه یا آیران دیبی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان هرزندات غربی بخش مرکزی شهرستان مرند واقع شده است.
این روستا یکی از روستاهای شهرستان مرند میباشد. فاصله ی این روستا از مرکز شهر حدود 35 کیلومتر و از جاده ی بین المللی مرند-جلفا حدود 2 کیلومتر میباشد.
جمعیت این روستا حدود 1700 نفر میباشد.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عریان در جدول کلمات

عریان
رت
عریان و برهنه
رت

معنی عریان به انگلیسی

bare (صفت)
ساده ، اشکار ، عریان ، لخت ، عاری
naked (صفت)
برهنه ، عریان ، لخت ، پاک
nude (صفت)
برهنه ، عریان ، لخت
bald (صفت)
برهنه ، طاس ، عریان ، کچل ، بی مو ، کل ، بی لطف ، بی ملاحت

معنی کلمه عریان به عربی

عریان
اصلع , عاري
تعري
مباهاة

عریان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس عریانی گلشیفته فراهانی بدون سانسور   • عریانی زنان اوکراینی   • عریانی زنان ایرانی   • عکس عریانی زنان   • عریانی دختر مصری   • عکسهای کاملا برهنه بهنوش بختیاری   • عریانی مردان   • زن کاملا برهنه بدون سانسور   • معنی عریان   • مفهوم عریان   • تعریف عریان   • معرفی عریان   • عریان چیست   • عریان یعنی چی   • عریان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عریان
کلمه : عریان
اشتباه تایپی : uvdhk
آوا : 'oryAn
نقش : صفت
عکس عریان : در گوگل

آیا معنی عریان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )