انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1072 100 1

عشا

/'eSA/

مترادف عشا: شام، شامگاه، شب، غروب، مغرب

متضاد عشا: بامداد

برابر پارسی: شامگاه

معنی عشا در لغت نامه دهخدا

عشا. [ع َ ] (ع مص ) شبکور گردیدن و ضعیف شدن بینائی. (از ناظم الاطباء). ضعیف شدن بینائی در شب و روز، و گویند نابینا شدن ، و گویند بینا بودن در روز و نابینا شدن در شب. (از اقرب الموارد). || در شبانگاه چریدن شتر. (از ناظم الاطباء). شام خوردن شتران ، و دراین صورت آنان را عاشیة گویند. (از اقرب الموارد). || خوردن شام را: عشی العشاء؛ شام را خورد، و چنین شخصی را عشیان نامند. (از اقرب الموارد).

عشا. [ ع َ ] (ع اِ) شب کوری ، و یا عام است. (منتهی الارب ). شب کوری. (غیاث اللغات ). سوء بصر در شب و در روز، و گویند دیدن در روز و ندیدن در شب ، و یا کوری و نابینایی. (از اقرب الموارد). از عیوب اسب است در آفرینش ، و آن این است که در شب نبیند و در واقع بصورت نیم اسب درآید زیرا جز در روز نمیتوان از آن استفاده ای کرد. (ازصبح الاعشی ج 2 ص 24). عَشاوة. و رجوع به عشاوة شود.

عشا. [ ع َ ] (از ع ، اِ) عَشاء. طعامی که بشب خورند. (غیاث اللغات ). غذای شب : یکی تحریمه ٔ عِشا بسته و دیگری منتظر عَشا نشسته. (گلستان سعدی ). رجوع به عَشاء شود.

عشا. [ ع ِ ] (از ع ، اِ) عِشاء. شبانگاه. (زمخشری ). تاریکی شب که وقت نماز شب است. (غیاث اللغات ) : یکی تحریمه ٔ عِشا بسته و دیگری منتظر عَشا نشسته. (گلستان سعدی ). رجوع به عِشاء شود.

معنی عشا به فارسی

عشا
( اسم ) طعامی که در شب خورند شام جمع اعشیه .
شب کوری و یا عام است شب کوری

معنی عشا در فرهنگ معین

عشا
(عَ) [ ع . عشاء ] (اِ.) شام ، غذای شب .
(عِ) [ ع . عشاء ] (اِ.) اول شب ، شامگاه . ،~ ی ربانی دعا یا نماز ویژه مسیحیان .

معنی عشا در فرهنگ فارسی عمید

عشا
شام، غذای شب، غذایی که در شب می خورند.
۱. اول تاریکی، اول شب.
۲. [قدیمی] شامگاه، از مغرب تا نیمه شب.

عشا را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ساعت نماز عشا   • معنی عشا   • نماز عشا چند رکعت است   • نماز عشا کی قضا میشه   • اموزش نماز عشا   • نماز عشا چگونه است   • خواندن نماز عشا   • ساعت قضا شدن نماز مغرب و عشا   • مفهوم عشا   • تعریف عشا   • معرفی عشا   • عشا چیست   • عشا یعنی چی   • عشا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عشا
کلمه : عشا
اشتباه تایپی : uah
آوا : 'eSA
نقش : اسم
عکس عشا : در گوگل


آیا معنی عشا مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )