مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 321 100 1

عشق

/'eSq/

مترادف عشق: تعشق، خلت، دوستی، شیفتگی، علاقه، محبت، مودت، مهر، وداد

متضاد عشق: نفرت

برابر پارسی: دلدادگی، دل باختگی، دل بردگی، دل دادگی، شیدایی، شیفتگی

معنی عشق در لغت نامه دهخدا

عشق. [ ع َ ش َ ] (ع مص ) عشق آوردن و چیره گردیدن دوستی بر کسی. (از منتهی الارب ). عاشق شدن. (المصادر زوزنی ). نیک شگفت داشتن. (تاج المصادر بیهقی ). تعلق قلب به کسی. (از اقرب الموارد). || چسبیدن. (از منتهی الارب ). التصاق به چیزی. (از اقرب الموارد). عِشق. مَعشَق. و رجوع به عشق و معشق شود.

عشق. [ ع َ ش َ ] (ع اِ) ج ِ عَشَقة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عشقة شود.

عشق. [ ع ِ ] (ع مص ) عَشَق است درتمام معانی. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). به حد افراط دوست داشتن. (فرهنگ فارسی معین ). بسیار دوست داشتن چیزی. (غیاث اللغات ). رجوع به عَشَق شود.

عشق. [ ع ِ ] (ع اِمص ) شگفت دوست به حسن محبوب ، یا درگذشتن ازحد در دوستی ، و آن عام است که در پارسایی باشد یا در فسق ، یا کوری حس از دریافت عیوب محبوب ، یا مرضی است وسواسی که میکشد مردم را بسوی خود جهت خلط، و تسلیط فکر بر نیک پنداشتن بعضی صورتها. (منتهی الارب ). یامرضی است از قسم جنون که از دیدن صورت حسن پیدا میشود، و گویند که آن مأخوذ از عَشَقه است و آن نباتی است که آن را لبلاب گویند، چون بر درختی بپیچد آن را خشک کند، همین حالت عشق است بر هر دلی که طاری شود صاحبش را خشک و زرد کند. (از غیاث اللغات ). اسم است از مصدر عشق [ ع َ ش َ / ع ِ ]، و آن بمعنی افراط است درحب از روی عفاف و یا فسق ، و گویند اشتقاق آن از عشقه است بمعنی لبلاب که بر درخت می پیچد و ملازم آن میباشد. (از اقرب الموارد). بیماریی است که مردم آن را خود به خویشتن کشد و چون محکم شد بیماری باشد با وسواس مانند مالیخولیا. و خود کشیدن آن به خویشتن ، چنان باشد که مردم اندیشه همه اندر خوبی و پسندیدگی صورتی بندد و امید اصل او اندر دل خویشتن محکم کند و قوت شهوانی او را بر آن مدد میدهد تا محکم گردد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). به معنی بسیار دوست داشتن است ، و گران سنگ ، بلنداقبال ، بلندبالادست ، چابک دست ، آتش دست ، جوانمرد، دریادل ، دل افروز، بنده نواز، گره گشای ، سخت بازو، سرکش ، بی پروا، بی قرار، ستم پیشه ، غیور، شورانگیز، شعله خوی ، هستی سوز، جگرسوز، عالم سوز، خانه سوز، خانه پرداز، خونخوار و خون آشام از صفات اوست. و با لفظ باختن ، سنجیدن ، ورزیدن ، خاستن ، روئیدن و نشاندن مستعمل است. (از آنندراج ). بسیاری ِ محبت. (تاج المصادر بیهقی ). دوستی مفرط و محبت تام ، و آن در روانشناسی یکی از عواطف است که مرکب میباشد از تمایلات جسمانی ، حس جمال ، حس اجتماعی ، تعجب ، عزت نفس و غیره. علاقه ٔ بسیار شدید و غالباً نامعقولی است که گاهی هیجانات کدورت انگیز را باعث میشود، و آن یکی از مظاهر مختلف تمایل اجتماعی است که غالباً جزو شهوات بشمار آید. (فرهنگ فارسی معین ). پشک و اشتیاق و محبت و دوستی بسیار، و مهر و بیقراری و دوستاری صورت خوب و خوشگل. (ناظم الاطباء).
|| (اصطلاح تصوف و عرفان ) عشق به معبود حقیقی ،اساس و بنیاد هستی بر عشق نهاده شده و جنب وجوشی که سراسر وجود را فراگرفته بهمین مناسبت است. پس کمال واقعی را در عشق باید جستجو کرد. (فرهنگ فارسی معین ).جمعیت کمالات را گویند که در یک ذات باشد، و این جز حق را نبود. (آنندراج ). تعریف آن نزد اهل سلوک آن است که آنچه تو را از متاع دنیا سودمند باشد ببخشائی بدیگران ، و آنچه از دیگران بر تو رسد و زیان آور باشد به بردباری بپذیری و تحمل آن کنی. و عشق آخرین پایه ٔمحبت است و فرط محبت را عشق گویند. و گویند عشق آتشی است که در دل آدمی افروخته میشود و بر اثر افروختگی آن آنچه جز دوست است سوخته گردد. و نیز گفته اند که عشق دریائی است پر از درد و رنج. دیگری گوید عشق سوزش و کشته شدن است ، اما بعد از شهادت با لطف ایزدی عاشق را زندگانی جاویدان نصیب گردد بطریقی که فنا و نیستی را در پیرامون او ره نباشد. و هم گفته اند عشق جنونی الهی است که بنیان خود را ویران سازد. و نیز گفته اند ثبات و استواری دل با معشوق باشد بلاواسطه. و گویند عشق مأخوذ است از عشقه ، و آن گیاهی است که بر تنه ٔ هر درختی که پیچد آن را خشک سازد و خود به طراوت خویش باقی ماند، پس عشق بر هر تنی که برآید جز محبوب را خشک کند و محو گرداند و آن تن را ضعیف سازد و دل و روح را منور گرداند. و گویند در مقام عشق گاه باشد که عاشق از خود بیخود و بیخبر شود بنحوی که معشوق را در حال حضور نشناسد و جویای او باشد همچنانکه از مجنون لیلی حکایت کنند که روزی لیلی از جانب مجنون میگذشت ، خواست با مجنون صحبت کند، او را بخواند، مجنون چندان در فکر و یاد لیلی فرورفته بود که او را نشناخت و گفت عذر من بپذیر و دست از من بازدار که یادلیلی مرا از ذکر و اندیشه ٔ هر موجودی فارغ و به یادخویش مشغول داشته و مرا سخن گفتن با غیر نیست. و این مرتبه پایان مقامات وصول و قرب باشد. و در این مقام است که معروف و عارف متحد شوند و دوئی از میانه برخیزد و عاشق و معشوق یکی گردند، و جز عشق هیچ باقی نماند. پس عشق ذاتیست صِرف و خالص که تحت اسم و رسمی و لغت و وصفی داخل نشود. و در آغاز پیدایش عاشق را به وادی فنای محض کشاند بنحوی که نام و نشان و وصفی از او باقی نگذارد و ذات او را محو کند و در پایان امر نه عاشقی و نه معشوقی در کار باشد، و آنجاست که عشق به هر دو صورت جلوه گر گردد و به هر دو وصف متصف شود، زمانی بصورت عاشق و زمانی بصورت معشوق درآید. و مراتب آن را پنج درجه نوشته اند: اول ، فقدان دل که «من لیس بمفقود القلب لیس بعاشق ». دوم تأسف ، عاشق درین مقام بی معشوق خویش هر دم از حیات متأسف بود. سوم وجد. چهارم بی صبری ، چنانکه گویند:
الصبر عندک مذموم عواقبه
و الصبر فی سائر الاشیاء محمود.
پنجم صبابت ، عاشق درین مقام مدهوش بود و از غلبه ٔ عشق بیهوش.
و عشق را جمعیت کمالات نیز گفته اند، و این جز حق را نبود. و آن را ذات احدیت نیز ذکر کرده اند. و عاشق آن را گویند که اثر عقل در او نباشد و خبر از سر و پا ندارد و خواب خود بر خود حرام گرداند، زبان به ذکر و دل بفکر و جان به مشاهده ٔ او مشغول دارد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). عشق چون به کمال خود رسد قوا را ساقط گرداند و حواس را از کار بیندازد و طبع را از غذا بازدارد و میان محب و خلق ملال افکند و از صحبت غیر دوست ملول شود یا بیمار گردد و یا دیوانه شود و یا هلاک گردد. و گویند عشق آتشی است که در قلب واقع شود و محبوب را بسوزد، عشق دریای بلا است و جنون الهی است و قیام قلب است با معشوق بلاواسطه. عشق مهمترین رکن طریقت است که آخرین مرتبت آن عشق پاک است و این مقام را تنها انسان کامل که مراتب ترقی و تکامل را پیموده است درک می کند. و شکی نیست که محبت و عشق و علاقه پایه و اساس زندگی و بقاء موجودیت عالم است زیرا تمام حرکات و سکنات و جوش و خروش جهانیان بر اساس محبت و علاقه و عشق است و بس.و عرفا گویند حتی وجود افلاک و حرکات آنها بواسطه ٔ عشق و محبت است. و گویند سلطان عشق خواست که خیمه به صحرا زند، درِ خزائن بگشود گنج بر عالم پاشید، ورنه عالم با بود و نابود خود آرمیده بود و در خلوتخانه ٔ شهود آسوده ، «کان اﷲ و لم یکن معه شی ٔ». (از فرهنگ مصطلحات عرفاء از لمعات و طرائق و کشاف و شرح تعرف و مقدمه ٔ نفحات الانس و محبت نامه ).
|| (اصطلاح فلسفه ) مسأله ٔ عشق یکی از مسائلی است که در فلسفه ٔ افلاطون و افلاطونیان اخیر و فلسفه ٔ اشراقی ایران و فلسفه ٔ باطنیه مورد توجه و بحث قرار گرفته است. بعضی عشق را رذیلت و بعضی فضیلت میدانند. اخوان الصفا و صدرالدین شیرازی گویند: عشق به معنی عام خود ساری در تمام موجودات و ذرات عالم بوده و هیچ موجودی در عالم وجود نیست مگر آنکه به حکم عشق فطری ساری در موجودات در جریان و حرکت است ، و آن را به سه قسمت تقسیم کرده اند: عشق اصغر، عشق اوسط وعشق اکبر. و نیز از جهت دیگر آن را به عفیف و عقلی و وضیع تقسیم کرده اند. و از دیدگاه دیگر به حقیقی و مجازی تقسیم شده است (رجوع به هر یک از این ترکیبات شود). اما فلاسفه در مورد عشق به زیبارویان اختلاف کرده اند که آیا این نوع عشق ممدوح است یا مذموم. بعضی آن را مذمت کرده اند و بعضی خوب دانسته اند، و بعضی از رذایل دانند و بعضی از فضایل شمرند، بعضی گویند مرض نفسانی است و بعضی گویند جنون الهی است. صدرالدین و اخوان الصفا را عقیده بر آن است که این نوع عشق که نتیجه ٔ آن التذاذ به صورتهای زیبا است و محبت مفرط به زیبارویان است که در نفوس اکثر ملت ها و امم موجود است. نیز از قراردادهای الهیه است که تابع مصالح و حکم خاصی است و از این جهت مستحسن و ممدوح است و اینگونه عشق ها اکثر منشاء صنایع ظریفه است. عشق به زیبارویان منشاء نکاح و زواج و بقای نوع است. عشق به صبیان و غلمان که در میان بزرگان علم و حکمت است جهت تعلیم و تأدیب و آموختن علم و صنعت است و عنایت حق تعالی ایجاب میکند که این نوع عشقها باشد تا معلم به متعلم خود توجه کند، و محبت و علاقه میان افراد عامل مهم است که آنها را بیکدیگر پیوند داده و نظام خاص اجتماعی و تعاونی را مستقر میدارد و هیچ نوع عشقی اعم از عشق اناث به ذکور و ذکور به اناث و ذکور به ذکور بیهوده نیست و تمام عشقها از امور ممدوحه اند و برای مصالح خاص میباشند. معشوقات نیز برحسب توجه و نظر اشخاص متفاوت و متکثرند از این قرار:
1- محبت نفوس حیوانیه به نکاح. 2- محبت رؤساء برای ریاسات و حفظ آن. 3- محبت و عشق تجار برای جمعآوری ثروت و مال. 4- محبت علماء و حکما در اندوختن علوم و معارف و احکام و مسائل علمی. 5- محبت و عشق اهل صنعت بر اظهار صنع خود و به وجود آوردن مصنوعات خوب.
عشق مجرد از شوق مخصوص عقول مجرده است که از هر جهت بالفعلند و درموجوداتی که از جهتی بالفعل و از جهتی دیگر بالقوه اند عشق و شوق غریزی هر دو موجود است و بالاخره عشق ساری در تمام موجودات است ، «کل واحد من البسائط الغیرالحیة قرین عشق غریزی لایتخلی عنه البتة». «فی بیان طریق آخر فی سریان معنی العشق فی کل الاشیاء». تمام ارتباطات صور و اتصالات ترکیبات و تألیفات موجودات از عشق و شوق خاصی است که آنها را به طرف کمال میکشاند وهمان عشق و شوق است که مبداء حرکات و تحولات آنها است. و ذات حق خود عاشق ذات خود است و معشوق ذات خود است و عشق کل و منبع تمام عشقها است که از او عشق به تمام موجودات افاضه میشود و در تمام کائنات سریان یابد. (از فرهنگ علوم عقلی از اخوان الصفا و رسائل فلسفیه ٔ رازی ). از حد درگذشتن دوستی. شیفتگی. شیفتن. مهربانی. دلشدگی. دوستگانی. هوی. دل دوستی. کام. کامه. بیدلی. شعف. شغف. غرام. شیدائی. خاطرخواهی. خواهانی. صبابة.
شواهد ذیل راجع به عشق است در همه ٔ معانی :
عشق او عنکبوت را ماند
بتنیده ست تفنه گرد دلم.
شهید.
ای آنکه من از عشق تو اندر جگر خویش
آتشکده دارم صد و بر هر مژه ای ژی.
رودکی.
روی مرا هجر کرد زردتر از زر
گردن من عشق کرد نرمتر ازدخ.
شاکر بخاری.
چه مایه زاهد پرهیزکار صومعگی
که نسک خوان شد از عشقش و ایارده گوی.
خسروانی.
یا رب مرا به عشق شکیبا کن
یا عاشقی به مرد شکیبا ده.
اورمزدی.
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد.
فردوسی.
دل زال یکباره دیوانه گشت
خرد دور شد عشق فرزانه گشت.
فردوسی.
بخندد بگوید که ای شوخ چشم
ز عشق توگویم نه از درد و خشم.
فردوسی.
نباید که برخیره از عشق زال
نهال سرافکنده گردد همال.
فردوسی.
عشق خوش است ار مساعدت بود از یار
یار مساعد نه اندک است نه بسیار.
فرخی.
وای آنکو بدام عشق آویخت
خنک آنکو ز دام عشق رهاست
عشق برمن در عنا بگشاد
عشق سرتابسر عذاب و عناست.
فرخی.
به دلْشان نماند از غم عشق تیو
به یک ره زهر دو برآمد غریو.
عنصری.
حکیمان زمانه راست گفتند
که جاهل گردد اندر عشق عاقل.
منوچهری.
چنان کز سال و مه تنین شود مار
شود عشق از ملامت صعب و دشوار.
(ویس و رامین ).
نبرّد عشق راجز عشق دیگر
چرا یاری نگیری زو نکوتر.
(ویس و رامین ).
عشق محالست و نباشد هگرز
خاطر پرنورمحل محال.
ناصرخسرو.
ای عشق به خویشتن بلا خواسته ام
آنگه که به آرزو تو را خواسته ام.
ابوالفرج رونی.
بیخودان را ز عشق فایده ایست
عشق و مقصود خویش بیهده ایست
نیست در عشق خط خود موجود
عاشقان را چه کار با مقصود
عشق و مقصود کافری باشد
عاشق از کام خود بری باشد.
سنائی.
پشت بنفشه از غم پیری بخم بماند
گوئی که عشق و مفلسی او را بهم گرفت.
ادیب صابر.
تو خورشیدی و خورشیدی جوانی
ز عشقت بر سر دیوار دارم.
عمادی.
عشق مهمان دل است و جان و دل مهمان تو
من دل و جان پیش مهمان درکشم هر صبحدم.
خاقانی.
صورت عین شین قاف در سر یعنی که عشق
نقش الف لام میم در دل یعنی الم.
خاقانی.
دولت عشق تو آمد عالم جان تازه کرد
عقل کافر بود آن رخ دید و ایمان تازه کرد.
خاقانی.
عشق خوبان و سینه ٔ اوباش !
نور خورشید و دیده ٔ خفاش !
ظهیر فاریابی.
در لغت عشق سخن جان ماست
ما سخنیم این طلل ایوان ماست.
نظامی.
عشق مغز کاینات آمد مدام
لیک نبود عشق بی دردی تمام (کذا)
قدسیان را عشق هست و درد نیست
درد را جز آدمی درخورد نیست.
عطار.
مرد را بی عشق کاری چون بود
این چنین خر بی فساری چون بود.
عطار.
تو به یک خاری گریزانی ز عشق
تو بجز نامی چه میدانی ز عشق
عشق را صد ناز و استکبار هست
عشق با صد ناز می آید به دست
عشق چون وافی است وافی میخرد
در حریف بیوفا می ننگرد.
مولوی.
عشق گر زیبا بود معشوق گو زیبا مباش
عشق را با صورت زیبا و نازیبا چه کار
تا نپنداری که سلمان را نظر بر شاهد است
مست جام عشق را با شاهدرعنا چه کار.
شیخ فخرالدین عراقی (از آنندراج ).
سعدیا عشق نیامیزد و شهوت با هم
پیش تسبیح ملایک نرود دیو رجیم.
سعدی.
چه نغز آمد این نکته در سندباد
که عشق آتش است و هوس تندباد.
سعدی.
ما را نظربه خیر است از عشق خوبرویان
آنکو به شر کند میل او خود بشر نباشد.
سعدی.
عذرم پذیر و جرم بذیل کرم بپوش
عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار.
حافظ.
لطیفه ای است نهانی که عشق ازو خیزد
که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست.
حافظ (از آنندراج ).
عشق که رقص فلک از نور اوست
خوان سخن را نمک از شور اوست.
جامی.
عشقت بمیان جان نهادم
مهر همه بر کران نشاندم.
صائب (از آنندراج ).
میرساند چو ضعیفان تهیدست ز دور
ماه نو عشق بلندی خم ابروی تو را.
سالک یزدی (از آنندراج ).
ناتوانی عاقبت دلدار ما خواهد شدن
دوستان عشقی که غم غمخوار ما خواهد شدن.
عبداﷲ سلطان (از آنندراج ).
عشق خسرو کرد شکّر را به شیرینی مثل
ورنه شکّرنام بسیارستی اندر اصفهان.
قاآنی.
جنس شما آدمیان کم بقاست
عشق بود باقی و باقی فناست.
ایرج میرزا.
استهاءة؛ نیکو نمودن عشق را بر کسی. جَوی ̍؛ اندوه عشق. شَعَف ؛ عشق که دل برد. عَلَق ؛ عشق و محبت دائمی. غاش ؛ عاشقی که عشق او بدرجه ٔ کمال رسیده باشد. هُوام ؛ نوعی از جنون و عشق. هَوی ̍؛ عشق ، در خیر باشد یا در شر: هوی لاعج ؛ عشق سوزان و مولم. (از منتهی الارب ).
- امثال :
عشق است و هزار بدگمانی .
عشق بر مرده نباشد پایدار.
عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند.
عشق را بنیاد بر ناکامی است .
عشق و رشک جدا نمی شود.
عشق و مشک پنهان نمی ماند.
عشق و جنون همسایه ٔ دیوار به دیوارند.
گر عشق حرم باشد سهل است بیابانها.
به عشق شیطان در چاه چهل ذرعی افعی گرفتن ، به عشق عمر یا معاویه از چاه چهل گزی مار گرفتن ؛ به دلخواه ناکسی بی مزدی ، یا بامزدی ناچیز کاری دشوار و خطیر انجام دادن. (امثال و حکم دهخدا).
عشقهایی کز پی رنگی بود
عشق نبودعاقبت ننگی بود.
مولوی.
ای بی خبر از سوخته و سوختنی
عشق آمدنی بود نه آموختنی.
سنائی.
نظیر: لیس فی الحب مشورة؛ و کاکای امیر اعظم است عاشق است بهر کس که شما صلاح بدانید.
گرچه تفسیر زبان روشنگر است
لیک عشق بیزبان روشن تر است.
مولوی.
شرع را دست عقل کی سنجد
عشق در ظرف حرف کی گنجد.
سنائی.
بایدم دایم به راه او سِتاد
عشق شاگرد است و حسنش اوستاد.
عطار.
عشق و پس التفات زی دگران !
سوی غیری به غافلی نگران !
سنائی.
هنوز اول عشق است اضطراب مکن
تو هم به مطلب خود میرسی شتاب مکن.
؟
مصراع ثانی را به مزاح به دخترانی که از جهاز یا شوهر رفتن عروسی حکایت کنند، گویند. (امثال و حکم دهخدا).
- عشق است ؛ در اصطلاح عامیانه ، خوشیم. شادیم. (فرهنگ فارسی معین ).
- فلان را عشق است ؛ در اصطلاح متصوفه ، مورد کمال توجه است و شایان احترام است ، مثلاً گویند: جمال مولی را عشق است. (از فرهنگ فارسی معین ).
- عشقم نیست ؛ در اصطلاح عامیانه ، دلم نمیخواهد. (فرهنگ فارسی معین ).
- عشق کسی دبه کردن ؛ دگرباره خواهانی کردن. خواهش مجدد و طمع زیادت کردن وی. (فرهنگ فارسی معین ).
- عشق کسی کشیدن ؛ در اصطلاح عامیانه ، دلش خواستن. (فرهنگ فارسی معین ). تمایل پیدا کردن. میل کردن. (از فرهنگ عوام ).
|| در مصطلحات به معنی سلام و وداع آمده است ، چه اصطلاح آزادان است که بجای سلام ، علیک عشق اﷲ گویند. (از غیاث اللغات ). رجوع به عشق زدن و عشق گفتن شود. || معشوق. (فرهنگ فارسی معین ).

عشق. [ ع َ ش ُ ] (ع اِ) نیکو و برابر کنندگان در نشاندن درختهای ریاحین را. (منتهی الارب ). اصلاح کنندگان و صاف کنندگان غرسهای ریاحین ، مفرد آن عَشیق یا عَشوق است. (از اقرب الموارد).

معنی عشق به فارسی

عشق
دوست داشتن بحدافراط، شیفتگی، دلدادگی، دلبستگی ودوستی مفرط
( مصدر ) ۱ - به حد افراط دوست داشتن . ۲ - ( اسم ) دوستی مفرط محبت تام . توضیح ۱ یکی از عواطف است که مرکب می باشد از تمایلات جنسی حس جمال حس اجتماعی تعجب عزت نفس و غیره . علاقه بسیار شدید و غالبا نامعقولی است که گاهی هیجانات کدورت آمیز را باعث می شود و آن یکی از مظاهر مختلف تمایل اجتماعی است که غالبا جزو شهوات به شمار آید . توضیح ۲ به عقیده صوفیان اساس و بنیاد جهان هستی بر عشق نهاده شده و جنب و جوشی که سراسر وجود را فرا گرفته به همین مناسبت است . پس کمال واقعی را باید در عشق جستجو کرد . یا عشق افلاطونی . افلاطون گوید : روح انسان در عالم مجردات قبل از ورود به دنیا حقیقت زیبایی و حسن مطلق یعنی خیر را بدون پرده و حجاب دیده است . پس در این دنیا چون حسن ظاهری و نسبی و مجازی را می بیند از آن زیبایی مطلق که سابقا درک نموده یاد می کند غم هجران به او دست می دهد و هوای عشق او را بر می دارد و مانند مرغی که در قفس است می خواهد به سوی او پرواز کند . عواطف و عوالم محبت همه همان شوق لقای حق است اما عشق جسمانی مانند حسن صوری مجاز است و عشق حقیقی سودایی است که به سر حکیم می زند و همچنان که عشق مجازی سبب خروج جسم از عقیمی و مولد فرزند و مایه بقای نوع است عشق حقیقی هم روح و عقل را از عقیمی رها داده مایه ادراک اشراقی و دریافتن زندگی جاودانی یعنی نیل به معرفت جمال حقیقت و خیر مطلق و حیات روحانی است و انسان به کمال علم وقتی می رسد که به حق واصل و به مشاهده جمال او نایل شود و اتحاد عالم و معلوم و عاقل و معقول حاصل گردد . یا عشق اکبر . اشتیاق به لقای حق تعالی و معرفت ذات و شهود صفات در ذات را عشق اکبر نامند . فلاسفه و عرفا گویند اگر از عشق عالی نمی بود موجودات طرا مضمحل می شدند و آن چه حافظ ممکنات و معلولات نازله است عشق است ( عشق عالی ) که مساوی در تمام ممکنات و موجودات جهان هستی می باشد زیرا همه موجودات عالم طالب و عاشق کمال اند و غایت این مرتبه از عشق تشبه به ذات خدای متعال است . یا عشق اوسط . عشق حکما و علما به تفکر و تعمق در صنع خدای متعال و حقایق و موجودات . یا عشق جسمانی . عشقی که مبنای آن بر شهوت باشد مقابل عشق معنوی عشق روحانی . یا عشق حقیقی . عشق به حق تعالی . یا عشق خدا . عشق به حق تعالی . یا عشق روحانی . عشقی که هدف آن لذت روحی باشد عشق معنوی مقابل عشق جسمانی . یا عشق ظاهری . عشق مجازی . یا عشق مجازی . عشق غیر حقیقی و موقت و زود گذر عشق ظاهری مانند عشقی که در موجودات زنده سبب جلب و جذب یکی دیگری را می شود و نتیجه این جذاب و انجذای بقای نسل و نوع است . یا عشق معنوی . عشق روحانی . یا عشق کسی دبه کردن . خواهش مجدد و طمع زیادت کردن وی . یا عشق کسی کشیدن . دلش خواستن .یا عشقم نیست . دلم نمی خواهد . ۳ - عشق به معبود حقیقی . ۴ - معشوق . یا عشق است . خوشیم شادیم . یا ... را عشق است ... مورد کمال توجه است شایان احترام است : جمال مولی را عشق است .
نیکو و برابر کنندگان در نشاندن درختهای ریاحین را اصلاح کنندگان و صاف کنندگان غرسهای ریاحین مفرد آن عشیق یا عشوق است
یکی از دهستانهای بخش فدیشه شهرستان نیشابور و آن محدود است از طرف شمال بدهستان تحت جلگه از مشرق بدهستان ریوند از مغرب بدهستان مرکزی فدیشه از جنوب به شورکال جلگه هوا در قسمت جنوب دهستان گرمسیر آب مزروعی از قنوات . سکنه از طوایف عرب قاضی طاقار شکم غضنفری میباشد . این دهستان از ۶۹ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمع نفوس آن حدود ۱۶۴٠٠ تن است . قرای مهم آن عبارتست از اردمه احمد آباد .
شهریست در اتحاد جماهیر شوروی واقع در نزدیکی مرز ایران و شوروی در کنار راه آهن کرسی ترکمنستان
دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد واقعه در ۱۲ کیلومتری جنوب فریمان و ۸ کیلومتری جنوب شوسه عمومی مشهد ۹۸۶ تن سکنه .
ده از دهستان دستگردان بخش طبس شهرستان فردوس
ده از دهستان درب قاضی بخش حومه شهرستان نیشابور
عاشق عشیق
( صفت ) آن که با زیبایی خود در کسان تولید عشق می کند .
آمیخته به عشق : و در اثنای رقعه کلمات دلاویز و سخنان عشق آمیز درج کرد
عاشق شدن عشق ورزیدن
در اصطلاح فلاسفه عشق ظاهری است
در اصطلاح فلاسفه اشاره به عقیده افلاطون است که گوید : روح انسان در عالم مجردات قبل از ورود به دنیا حقیقت زیبایی و حسن مطلق یعنی خیر را بدون پرده و حجاب دیده است پس در این دنیا چون حسن ظاهری و نسبی و مجازی را می بیند از آن زیبایی مطلق که سابقا درک نموده یاد میکند غم هجران باو دست میدهد و هوای عشق او را بر میدارد فریفته جهان میشود و مانند مرغی که در قفس است میخواهد بسوی او پرواز کند
عشق انگیزنده برانگیزنده عشق و شیفتگی
در اصطلاح فلاسفه عشق حکمائ و علمائ است به تفکر و تعمیق در صنع خدای متعال و حقایق موجودات
در اصطلاح فلاسفه اشتیاق به لقای حق تعال و معرفت ذات و شهود صفات در ذات است فلاسفه و ظرفا گویند اگر عشق عالی و اکبر نمی بود موجودات طرا مضمحل میشدند و آنچه حافظ ممکنات و معلولات نازله است عشق عالی است که ساری در تمام ممکنات و موجودات جهان هستی میباشد زیرا تمام موجودات عالم طالب و عاشق کمالند و غایت این مرتبه از عشق تشبه به ذات خدای متعال است
( مصدر ) اظهار عشق و دوستی شدید کردن عشق بازی کردن عشق ورزیدن .
( مصدر ) اظهار عشق و دوستی شدید کردن عشق بازی کردن عشق ورزیدن .
( صفت ) کسی که عشق را دوست دارد عاشق پیشه .
[genital love] [روان شناسی] عشق به جنس مخالف در مرحله ای که فرد به رشد کامل جنسی رسیده باشد
[object love] [روان شناسی] در نظریۀ روانکاوی، عشق فرد به غیر از خودش
عشقی که آلوده به خواهشهای جسمانی نباشد عشق افلاطونی

معنی عشق در فرهنگ معین

عشق
(عِ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - به شدت دوست داشتن . ۲ - (اِمص .) شیفتگی ، دلدادگی . ۳ - لذت ، کیف . ،~ افلاطونی عشقی که با گرایش های جنسی همراه نیست .
( ~ . تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) عشق ورزیدن ، دوستی کردن .

معنی عشق در فرهنگ فارسی عمید

عشق
۱. دوست داشتن به حد افراط.
۲. شیفتگی، دلدادگی، دلبستگی و دوستی مفرط.
۳. (اسم) [عامیانه] معشوق.
* عشق ورزیدن: (مصدر لازم) عشق داشتن، عشق بازی کردن.
عشق آفریننده، آن که با زیبایی خود عشق و دلدادگی در مردم ایجاد می کند.
عاشق، عاشق پیشه، کسی که عشق بازی می کند، آن که کارش عشق ورزی است: تو که در بند خویشتن باشی / عشق بازی دروغ زن باشی (سعدی: ۱۳۴).
عمل عشق باز، عاشقی.

معنی عشق در دانشنامه اسلامی

عشق
محبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون ، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست: قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی
در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:
نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل است
شوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل است
یکچنین حالتی را " عشق " می نامند.عیب اساسی این حالت این است که از اختیار انسان خارج است. این قابل توصیه نیست. برخی امور است که اگر پیدا بشود، به شرط این که انسان در برخورد با آن به نحو احسن رفتار کند مفید واقع می شود ولی خودش قابل توصیه نیست، مثل مصیبت . مصیبت برای انسان می تواند آثار بسیار مفیدی داشته باشد اما قابل توصیه نیست که به انسان بگویند تو به دست خودت برای خودت مصیبت به وجود بیاور چون مصیبت و بلا یک کوره خیلی خوبی است برای اصلاح انسان. این مسأله ای که به نام " عشق " نامیده می شود نیز چیزی است که اگر پیش آمد ممکن است یک کسی را خراب کند، ممکن هم هست یک کسی را آباد کند، ولی به هر حال یک امر قابل توصیه نیست.

نظریات در مورد ماهیت عشق
اگر عرفا عشق را توصیه کرده اند آن ها یک ادعایی دارند، ادعاشان این است که می گویند آدم کامل مثل یک آدمی است که شنا را خوب بلد است که اگر یک کسی را که شنا بلد نیست در دریا هم بیاندازد، اگر دید غرق می شود می تواند او را بگیرد و بیرون بیاورد. آن ها معتقدند که یک آدم کامل اگر بر یک ناقص اشراف داشته باشد، می تواند مراقب و مواظب او باشد و نگذارد هلاک بشود.
مثل آن تمرینی که بچه ها را در استخر می دهند. به بچه نمی شود توصیه کرد که به تنهایی برو در استخر، اما تحت مراقبت یک نفر مربی مانعی ندارد، او مراقبش است، اگر دید دارد غرق می شود نجاتش می دهد. همچنین این ها معتقدند که این (عشق) یک امری است که اگر رخ بدهد، در انسان وحدت و تمرکز ایجاد می کند، یعنی او را از هزاران رشته تعلق جدا می کند.
یک عیب اساسی در ما این است که در روح ما صدها رشته وابستگی به صدها شیء وجود دارد نه به یک شیء، به صدها شیء. از نظر روح و معنا وابسته هستیم، مثل یک انسانی یا یک حیوانی که با رشته های مختلف به صد جا بسته باشد، اگر یکی از آن ها بریده شود نود و نه تای دیگر هست، دو تا بریده شود نود و هشت تای دیگر هست. انسان برای این که به خدا از نظر عمل موحد باشد و همه رشته های متصل به او از خدا سرچشمه بگیرد باید همه این ها را قطع بکند تا بتواند به او وصل بکند و مصداق " «فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله» " (پس کسی که به طاغوت کافر شد و به خدا ایمان آورد) بشود.
این ها معتقد هستند که همین چیزی که اسمش " بلا " است (یعنی عشق)، سبب می شود که انسان از همه آن صد شیء می برد، به همان یکی وصل می شود و این حالت تمرکز در او پیدا می شود. آنگاه مدعی هستند همین قدر که این تمرکز ولو نسبت به یک مظهر و یک شیء باطل در او پیدا شد بعد امکان این که این تمرکز تحت مراقبت یک " کامل " از اینجا برداشته شود و به مرکز اصلی خودش گذاشته شود هست. آنچه گفته اند روی این حساب است.

کاربرد کلمه عشق در قرآن و روایات اسلامی
...
کتاب عشق برتر کتابی است از جواد محدثی که با رهنمود احادیث، سیره بزرگان و روش های کاربردی، راه های ایجاد محبت آل محمد (ع) را در قلب های کودکان و نوجوانان معرفی می کند.
محدثی به سال 1331 در شهرستان سراب از استان آذربایجان شرقی متولد شد. پدرش روحانی بود و بدین سبب از کودکی در قم بسر برد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در این شهر گذراند. از سال 1344 تحصیلات حوزوی را آغاز کرد و از جمله در مدرسه حقانی به تحصیل پرداخت. از اساتید وی در این دوران می توان از، آیت الله دکتر محمد مفتح، قدوسی شاه آبادی و آیات علی مشکینی، وحید خراسانی، شبیری زنجانی، احمد جنتی، مصباح یزدی، گرامی، حسن زاده آملی، آذری قمی، یوسف صانعی، حائری شیرازی، مقتدایی نام برد. پیش از انقلاب به سبب مبارزات سیاسی و سخنرانی دو بار دستگیر و زندانی شد. پس از پیروزی انقلاب به تلاش های فرهنگی و تبلیغی در شهرستان ها پرداخت. از ویژگی های خاص او بعد ادبی و قلمی است.
برای صیانت جوانان عزیز از آفت ها و توطئه ها از سنین کودکی و نوجوانی باید برنامه داشت و هوشیارانه و دقیق، در جهت تغدیه فکری و روحی و عاطفی و هدایت آنان در بستر صراط مستقیم و بر اساس قرآن و عترت تلاش کرد.
ایجاد محبت اهل بیت (ع) در دل کودکان و نوجوانان و گره زدن اندیشه و عاطفه و محبت آنان با این خاندان پاک و نمونه می تواند یکی از این شیوه ها و برنامه ها به شمار آید.
برای آنان که در پی مهروزی و دل باختن و محبوب گزیدن و دوست داشتن اند، اهل بیت پیامبر(ص)، بهترین و برترین محبوب و معشوق اند و عشق به این خاندان، ارزنده ترین و ماندگارترین عشق هاست.
مؤلف با در نظر گرفتن چنین هدفی اقدام به نگارش این اثر کرده است.
«جایگاه محبت در دین»، «حقوق اهل بیت(ع) و وظایف ما»، «راه های ایجاد محبت»، «چند نکته تکمیلی» و «یک میدان و دو هجوم»، عناوین بخش های متنوع کتاب را تشکیل می دهد.
در بخشی از این کتاب آمده است: «زیارت، همراه است با سلام دادن به اولیاءالله. اگر زائر بداند که پیامبر یا امام یا هر یک از اهل بیت(ع) مدفون در حرم، زائر را می بینند و می شناسند و سلامشان را جواب می دهند، محبت پیدا می کند. مهم، تفهیم این نکات ظریف به کودکان و نوجوانان است.
عشق در عرفان مولوی و کریشنامورتی اهمیت والایی دارد؛ مولوی و کریشنا ویژگی هایی را برای عشق شمرده اند که در مواردی مشترک بوده و در مواردی متفاوت از هم اند؛ ازجمله اساسی ترین تفاوت هایی که این دو در ویژگی های عشق دارند این است که در عشق مولوی، خدا بروز و ظهور زیادی دارد؛ به طوری که عشق منهای خدا و بدون محوریت خدا را هرگز عشق نمی داند، در حالی که در عشق کریشنامورتی، خدا کمترین نقش را داراست.
عشق حقیقی، قدمتی به طول تاریخ دارد. عرفا، فیلسوفان و اندیشمندان زیادی از چهار سوی این کره خاکی و در اعصار و امصار گوناگون در مورد این حقیقت رمزآلود قلم فرسایی کرده و ایراد مطالب کرده اند. شاید بتوان ادعا کرد که هیچ فیلسوف و عارفی را نمی توان یافت که با هستی و چیستی عشق دست وپنجه نرم نکرده و آثاری ولو اندک به رشته تحریر نیاورده باشد. اهمیت عشق و ضرورت بحث در مورد آن را با مراجعه به آثار و نوشته هایی که از بدو خلقت تا به امروز نگاشته شده است به وضوح می توان دریافت.همچنان که گفته شد همه عرفا، فیلسوفان و اندیشمندان اعم از متدین و غیر متدین، شرقی و غربی، متقدم و متأخر، عشق را مورد بررسی قرار داده اند؛ اما بحث و گفت وگو در مورد عشق به این وسعت نه مراد نگارنده است و نه در وسع او؛ بلکه هدف اصلی این نوشته پرداختن به ویژگی های احصاء شده عشق توسط دو تن یکی از اندیشمندان و عرفا اسلامی و دیگری غیر اسلامی است.اندیشمند، شاعر و عارف اسلامی که در این نوشته ویژگی های عشق از دید ایشان مورد بررسی قرار گرفته است، کسی جز مولوی نیست و اندیشمند و عارف غیراسلامی که در این نوشته آراء او مورد بررسی قرار خواهد گرفت، جیدو کریشنا مورتی عارف هندی است.
آشنایی با مولوی و مورتی
جلال الدین محمد بلخی ( ۶ ربیع الاول ۶۰۴، بلخ - ۵ جمادی الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) از مشهورترین شاعران فارسی زبان ایرانی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می شده است. در قرن های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته اند.جیدو کریشنا مورتی، عارف هندی در دهکده ی «ماراناپال» واقع در بخش «چی تور» در «آندرا پرادش» در قسمت جنوبی هندوستان در روز دوازدهم ماه مه سال ۱۸۹۵، به دنیا آمد و در سال ۱۹۸۶ در کالیفرنیا از دنیا رفت.
عشق در اندیشه مولوی
عشق در نزد مولوی دارای اهمیتی بس عظیم است.
← محور اشعار
...
نخستین اثر عرفانی که درباره عشق نوشته شده است، رساله ی « سوانح العشاق احمد غزّالی » است. این رساله همواره مورد توجّه عرفا بوده؛ به طوری که شیخ فخرالدین عراقی بنای کتاب خود را بر سوانح گذاشته است. غزّالی در این کتاب احوال و اسرار عشق را بدان نحو که مورد توجه و تامل صوفیان است، به رشته ی تحریر در آورده و هر یک از اسرار و معانی را در فصلی مورد بحث قرار می دهد. وی در ضمن این فصول تمیثلات کوتاه و حکایات مختصر برای توضیح بیان خود آورده و به اشعار مختلف از غزل و رباعی فارسی و عربی استشهاد نموده است. نثر سوانح لطیف و ساده و دلنشین است و به طور کلّی می توان گفت سوانح العشاق غزالی یکی از مهم ترین گنجینه های ادب و عرفان فارسی بشمار می رود.
اثر حاضر حاوی سه شرح نفیس بر سوانح العشّاق است که به اهتمام احمد مجاهد به زیور طبع آراسته شده است. اولین شرح سوانح رساله ی «کنوز الاسرار و رموز الاحرار» است که توسط عزّالدین محمود کاشانی به نظم کشیده شده است. در این منظومه مطالب زیر بیان می شود: نعت انبیاء خصوصا خاتم المرسلین(ص)، بیان منقبت شیخ احمد غزّالی و اشاره غیبی به نظم در آوردن این کتاب، وصف عشق، کیفیّت ارتباط بین عشق و روح و علّت امتزاج آنها، وحدت عشق، مقاله ای در فرق میان عشق قدیم و محدث، مشاهده جمال در صنع، بذر و ثمره عشق، حکایتی در توضیح معنای آیه شریفه «یحبّهم و یحبّونه»، غیرت عشق و لوازم آن، تسلیم عاشق، در غیبت و شهود، بلای عشق و فایده آن، ملامت عشق و فوائد آن، بحث درباره اطوار و خلع و همت و شهود عشق، در انزوای معشوق، در نهایت ادراک علم از عشق، در قرب و بعد و حکایتی در تبیین معنای آن و تمثیلی در توضیح این معنا، مقاله ای در وصل و فصل، در رجاء وصل و فصل و حکایتی در توضیح این معنی و بحثی در رابطه با احکام وصل و فصل، بیان سکرو صحو و حکایتی در تبیین این معنا، مقاله ای در بقای بعد از مناء، لازم به ذکر است که برخی به اشتباه عشق نامه ی سنائی را همان کنوز الاسرار کاشانی شمرده اند؛ ولی آنچه مسلّم است اینست که این رساله از سنائی نیست و مرحوم مدّرس رضوی در مقدّمه مثنوی های حکیم سنائی به اشتباه خود اعتراف نموده است. دومین شرح سوانح، شرح شیخ حسینی ناگوری از اکابر عرفای هند است که در سال 901 ه‍.ق در گذشته است. صاحب خزینة الاصفیاء وی را در اصول شریعت و طریقت و حقیقت ممتاز دانسته و کراماتی را به وی نسبت می دهد با دقت در کلمات ناگوری می توان دریافت که وی از عرفان ابن عربی بشدّت متأثّر است. به نظر وی ذات مطلق به جهت ظهور متوقّف بر روح است، اگر روح نبود، ظهور و تجلّی امکان نداشت و ذات مطلق به مجرّد قبول تقیید و ظهور دو گانگی پدید آمد. مقیّد طالب مطلق و مطلق مشتاق مقیّد شد. شارح معتقد است که حقیقت ادراک عبارت است، از غرق شدن و فانی گشتن در معشوق و چون فانی از ادراک فناء عاجز است. پس اگر چه ادراک عبارت از فناست حاصل آید؛ امّا از ادراک آن ادراک عجز باشد، «العجز عن درک الادراک ادراک» درست شد. در مشرب شارح اشتقاق عشق در حقیقت از عاشق است و منشأ عشق از اوست و از او مشتق و منشعب شده است، چون عاشق محل ولایت عشق و مرکب اوست؛ ولی معشوق به حقیقت از عشق مشتق نشده، لذا لازم نیست که متصٌف به صفت عاشقی گردد.
در مکتب عشق عقل را راه نیست و حوزه ی مفاهیم و قیل و قال نه تنها از چهره ی حقیقت کشف الغطاء نمی کند، بلکه به غموض و کون آن می افزاید. عاشقان به شیفتگان علوم نقلی هشدار می دهند که مغرور به تعلیّات نگردند، زیرا ورای آنها معارفی است که در رهگذر شهود مکشوف عارف و عاشق واقع می گردد. به نظر اهل عرفان علم الاسرار فوق علم العقل بوده و آن را القای روح القدس معرّفی می کنند که مخصوص به نبی و ولی است و این علم از راه ریاضت و مجاهدت و خلوت با حضرت حق بدست می آید و این علم همان علم لدنی است که مخصوص بندگان خاص خداست.
به نظر مرحوم مینوی سومین شرح سوانح متعلّق به حدود قرن نهم هجری است. این شرح در کتابخانه ی نور عثمانیّه استانبول بدون ذکر نام شارح و تاریخ کتابت موجود است. این شرح که به صورت سؤال و جواب تنظیم شده کوشیده تا دقائق عرفانی را به عبارات ادبی به رشته ی تحریر درآورد. به نظر شارح عشق دارای دو تعلّق است، تعلّقی به ذات عاشق و تعلّقی به ذات معشوق اگر اتّصال عشق با عاشق حقیقی باشد، مغلوب جذبه ی قهر او می شود و اگر به خلاف آن باشد، عاشق مغلوب جذبه ی معشوق می شود. به عقیده ی وی عشق به اصالت ذات خود مستقّل است و او به هیچ چیزی محتاج نمی باشد و جمال حق قدیم الاصل است و هر جمالی که در مظاهر وجود دارد، از موهبت و نتیجه ی حسن وی است. در کمال عشق فنای ذات عاشق از بقای معشوق حاصل می شود. لازم به ذکر است که با تأمّل در چنین عشقنامه های عرفانی فهمیده می شود که مسأله ی وحدت وجود اساس و بنیان آن را تشکیل می دهد، چون همواره از وحدت مطلق و مقیّد صحبت کرده و به ظاهر و مظهر اشاره می کند، توضیح اینکه بر اساس وحدت شخصی وجود در دار هستی موجود واقعی و نفس الامری غیر از حق تعالی وجود ندارد و عالم منحصر به یک وجود و هستی صرف و بسیط من جمیع الجهات است و تعدّد و تکثّر در آن راه ندارد، بلکه در ظهورات آنست. بنابراین هر محسوسی را که مشاهده می کنیم، اطوار و انوار و مظاهر تجلیّات اویند و چیزی غیر از حضرت حقّ از وجود و هستی بهره و حظّی نبرده است. عاشق که مظهر اعلای حق تعالی است. در فنای ذات همه کائنات را در عین اختلاف متّحد می بیند. وی در این منظر عظیم و دلنشین از عرش تجرد اعلی تا فرش خاک ادنی را همچون نگارستانی زیبا می بیند که با قلم تجلّی حضرت حق منقش شده و سرتاسر هستی را نغمه ای موزون می بیند که از عالم ربوی تجلّی نموده است و دقیقاً در این مرحله که نه برای او و نه برای سایر ممکنات هویّتی باقی نمی ماند، بلکه همه هویّات را در تجلّی ذات حق مضمحل و متلاشی می بیند.
مطالعه کتاب دو رساله عرفانی در عشق در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور
صحیفه ی عشق، اثر محمدرضا نکونام ، به زبان فارسی، شرحی است کوتاه بر دعای مکارم الأخلاق امام سجاد(ع).
مطالب این کتاب، گزیده و برگرفته ای کوتاه از درس هایی است که نگارنده سالیانی پیش در حوزه علمیه قم داشته است .
کتاب، مشتمل بر یک پیشگفتار و بیست و یک فراز است. مؤلف در هر فراز، بخشی از دعای مکارم الأخلاق را ذکر کرده و در ذیل عناوین متعدد، به شرح آن پرداخته است.
درباره محتوا و ویژگی های این اثر، نکات زیر قابل توجه است:
در اخلاق حکمی و فلسفی، حکیم متخلّق و فیلسوف هوشمند در حکمت نظری و عملی می کوشد تا با عنایت به این دو سرمایه ی ارزشمند و تخلق و تحقق به عالم عقلی، مظهر علم و حکمت الهی گردد...
نجوای عشق، مجموعه مناجات هایی است که با الهام از دعاهای ائمه اطهار(ع) توسط علی راجی به زبان فارسی نوشته شده است.
مؤلف در ابتدا، جملاتی در قالب مناجات ذکر کرده و بر روی هر بند آن شماره ای قید کرده است، سپس در پایان، پی نوشت هایی آورده که حاوی متن عربی آن مناجات از زبان ائمه اطهار(ع) است.
کتاب، شامل پیشگفتار مؤلف و چهار نیایش به ترتیب: نیایشی برگفته از دعاهای مأثوره، دعای کمیل، دعای عرفه، دعای ابوحمزه و مناجات خمس عشر می باشد.
لازم به ذکر است که کتاب در واقع ترجمه آزاد (در ترجمه آزاد مترجم، خود را در بند و اسیر عبارات نمی سازد و به دلخواه خود، دست به تغییراتی می زند) از این ادعیه و مناجات ها می باشد؛ لذا بسیاری از مطالب و مناجات های کتاب ابداع خود مؤلف بوده و برگرفته از ادعیه و مناجات های مذکور نمی باشد. ایشان جملاتی را که جزء ادعیه و مناجات های مأثوره می باشد با شماره گذاری معین نموده است.
ایشان در قسمتی از کتاب خود برگرفته از دعای کمیل می نویسد:
بنده آلوده به گناهت سرخورده از تمرد برگشته؛

معنی عشق در دانشنامه ویکی پدیا

عشق
عشق، لذّتی اغلب مثبت یا احساسی عمیق، علاقه ای لطیف و یا جاذبه ای شدید است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
عشق (فیلم ۱۹۱۹)، فیلم راسکو آربوکل
عشق (فیلم ۱۹۲۰)، فیلم وسلی راگلز
عشق (فیلم ۱۹۲۷)، فیلم ادموند گولدینگ و جان گیلبرت
عشق (فیلم ۱۹۳۰)، فیلم کلارنس براون
عشق (فیلم ۱۹۷۱)، فیلم کارولی ماک
عشق (فیلم ۱۹۹۷)، فیلم ایندرا کومار
عشق (فیلم ۲۰۰۱)، فیلم جان مک کی
عشق (فیلم ۲۰۱۲)، فیلمی به کارگردانی میشاییل هانکه
عشق (فیلم ۲۰۱۵)، فیلم گاسپر نوئه
«عشق» (به انگلیسی: Love) تک آهنگی از اینا است که در سال ۲۰۰۹ میلادی منتشر شد.
این تک آهنگ در چارت های در رتبه اول و در چارت های ، جزو ده ترانه اول قرار گرفت.
«عشق» (عنوان شده اصلی «جوان و در عشق») ترانه ای است توسط خواننده اهل ایالات متحده آمریکا لانا دل ری که در ۱۸ فوریه ۲۰۱۷ (۲۰۱۷-02-۱۸) بوسیله پالیدور رکوردز و اینتراسکوپ رکوردز بعنوان تک آهنگ پیشگام پنجمین آلبوم استودیویی وی که به زودی منتشر می شود، منتشر شد. ترانه توسط لانا دل ری، بنی بلانکو، امیلی هینی و ریک نولز و با تهیه کنندگی اضافی کایرون منزیس نوشته و تهیه شد. نماهنگ عشق در عرض یک هفته بیش از ۱۹ میلیون بازدید به دست آورد.
«عشق (چیست)؟» (به انگلیسی: (What Is) Love?) ترانه ای از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا جنیفر لوپز است که در ۲۲ آوریل ۲۰۱۱ (۲۰۱۱-04-۲۲) منتشر شد. این ترانه در آلبوم عشق؟ قرار داشت.
عشق (انگلیسی: Love) یک فیلم کمدی کوتاه به کارگردانی و بازی راسکو آربوکل است که در سال ۱۹۱۹ منتشر شد.
«عشق» (انگلیسی: Love) یک فیلم در سبک رمانتیک به کارگردانی وسلی راگلز است که در سال ۱۹۲۰ منتشر شد.
«عشق» (انگلیسی: Love (1927 film)) یک فیلم به کارگردانی ادموند گولدینگ و جان گیلبرت است که در سال ۱۹۲۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جان گیلبرت، گرتا گاربو، و جورج فاست اشاره کرد.
عشق (به انگلیسی: Romance) فیلمی ۷۶ دقیقه ای به کارگردانی کلارنس براون با بازی گرتا گاربو است.
عشق (به انگلیسی: Luv) فیلمی محصول سال ۱۹۶۷ و به کارگردانی کلایو دانر است. در این فیلم بازیگرانی همچون جک لمون، پیتر فالک، الین می، نینا وین، ادی مایهوف، پل هارتمن، هریسون فورد ایفای نقش کرده اند.
عشق (مجاری: Szerelem) فیلمی مجارستانی است که در سال ۱۹۷۱ منتشر شد.
عشق (به انگلیسی: The Loveless) فیلمی محصول سال ۱۹۸۲ و به کارگردانی کاترین بیگلو است. در این فیلم بازیگرانی همچون ویلم دفو، رابرت گوردون، جی.دان فرگوسن ایفای نقش کرده اند.
«عشق» (انگلیسی: Love (1991 film)) یک فیلم در سبک درام و رمانتیک است که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به سلمان خان اشاره کرد.
عشق یک کمدی-درام هندی ساختهٔ ۱۹۹۷ به کارگردانی ایندرا کومار است. داستان فیلم روایت گر دو عشق است. یکی راجا و مادو (عامر خان و جوهی چاولا) و دیگری آجای و کاجال (آجای دیوگان و کاجول). که در هر کدام از این عشق ها یکی دارا و دیگری ندار است و در راه رسیدن به هم رویدادهای جالبی را پشت سر می گذارند؛ راجا و مادو هر دو سرکش و آشتی ناپذیر ، آجای و کاجال هر دو خردپیشه.
عشق (به انگلیسی: Crush) فیلمی ۱۱۲ دقیقه ای به کارگردانی جان مک کی با بازی اندی مک داول محصول کشور ایالات متحده آمریکا است.
«عشق» (کاناده ای: ಲವ್) یک فیلم در سبک رمانتیک است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد.
«عشق» (انگلیسی: Love (2005 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد.
عشق (انگلیسی: Love) فیلمی در سبک علمی–تخیلی و ماجراجویی به کارگردانی ویلیام یوبنک است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به امبر چایلدرز اشاره کرد.
عشق (به فرانسوی: Amour) نام فیلمی به کارگردانی میشائیل هانکه و محصول ۲۰۱۲ می باشد که توانست در جشنوارهٔ کن سال ۲۰۱۲ نخل طلای بهترین فیلم را از آن خود کند. این فیلم ۱۲۷ دقیقه ای روایتی دردناک از زوج سالخورده ایست که دچار زوال عقلی شده اند. استفادهٔ هانکه از دو بازیگر قدیمی سینما یعنی ژان لویی ترنتینیان و امانوئل ریوا، بسیار نوستالژیک و خاطره انگیز است. افتخارات این فیلم، مرزهای اروپا را هم در نوردید و توانست جایزهٔ بهترین فیلم خارجی زبان جشنواره های آمریکایی اسکار و گلدن گلوب را در سال ۲۰۱۳ کسب کند.
عشق (انگلیسی: Love) فیلمی سه بعدی در سبک درام به کارگردانی گاسپر نوئه محصول ۲۰۱۵ فرانسه است.
عشق + ۲ فیلمی به کارگردانی و نویسندگی رضا کریمی ساختهٔ سال ۱۳۷۷ است.
آزمون عشق (انگلیسی: The Love Test) یک فیلم در سبک کمدی-درام به کارگردانی مایکل پاول است که در سال ۱۹۳۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جودی گان، لوئیس هیوارد و برنارد میلز اشاره کرد.
آسمان عشق، نام آلبومی است با صدای محمدرضا شجریان و با هم نوازی داریوش پیرنیاکان که در دستگاه سه گاه اجرا شده است. در این اجرا همایون شجریان نیز با پدر همکاری می کند.
آشیانه عشق (انگلیسی: Love Nest) یک فیلم در سبک کمدی-درام به کارگردانی جوزف م. نیومن است که در سال ۱۹۵۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جون هیور، مریلین مونرو، فرانک فی، لیاتریس جوی، و مارتا ونتورت اشاره کرد.
آوارگان عشق نام یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی «علاءالدین رحیمی» است که در سال ۱۳۷۱ تولید و از شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.
آواز پرندگان عشق (انگلیسی: Singing Lovebirds) یک فیلم در سبک موزیکال به کارگردانی ماکینو ماساهیرو است که در سال ۱۹۳۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به تاکاشی شیمورا اشاره کرد.
آینه عشق یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۸۱ به کارگردانی محمدتقی رنجبر، نویسندگی و تهیه کنندگی می باشد که از شبکه پخش شد.
«احمق در عشق» ترانه ای از هنرمند اهل باربادوس ریانا است. این ترانه در آلبوم درجه آر (آلبوم ریانا) قرار داشت.
از پاریس با عشق (به انگلیسی: From Paris with Love) نام یک فیلم اکشن محصول ۲۰۱۰ ساختهٔ آمریکا به کارگردانی پیر مورل است. هر ۳ فیلم این کارگردان در پاریس فیلمبرداری شده اند. این فیلم سومین فیلم این کارگردان فیلم، انتقادات متعددی را متوجه خود کرد که از مهم ترین آنها می توان انتقاد به شخصیت آشوبگرِ جان تراولتا اشاره کرد.
فیلم در هفتهٔ اول اکرانش در آمریکا توانست در حدود ۸٬۱۶۰ دلار فروش کند. فیلم در طول ۵ هفته اکرانش در آمریکا توانست در حدود ۲۴میلیون دلار کسب کند. ۲۸میلیون دلار نیز مجموع فروش فیلم در سایر کشورها بود. نسخهٔ دی وی دی فیلم نیز در تاریخ ۸ ژوئن ۲۰۱۰ منتشر شد و توانست با فروش حدود ۶۲۴٬۸۰۰ دلار، درآمدی ۱۱میلیون دلاری را عاید تهیه کنندگانش کند.
از روسیه با عشق (به انگلیسی: From Russia with Love) می تواند یکی از موارد زیر باشد:
از روسیه با عشق (کتاب)، رمانی از یان فلمینگ به سال ۱۹۵۷
از روسیه همراه با عشق (فیلم)، ازسری فیلم های جیمز باند (۱۹۶۳) بر اساس رمان یان فلمینگ
از روسیه با عشق (موسیقی متن)، موسیقی متن فیلم و همچنین ترانهٔ اصلی با همین نام به خوانندگی مت مونرو
از روسیه با عشق (بازی ویدئویی)، ساخته شده بر پایهٔ کتاب و فیلم در سال ۲۰۰۵
«اسرار عشق» تک آهنگی از هنرمند اهل آلمان ساندرا کرتو، دی جی بوبو است که در سال ۲۰۰۶ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم Greatest Hits قرار داشت.
این تک آهنگ در چارت های جزو ده ترانه اول قرار گرفت.
اسکادران عشق فیلمی به کارگردانی سعید حاجی میری و نویسندگی سعید حاجی میری، ابراهیم حاتمی کیا ساختهٔ سال ۱۳۷۵ است.
آسیه و اولین عشق نام یک کتاب ادبی است که توسط ایوان تورگنیف، نویسندهٔ اهل روسیه نوشته شده است. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است.
اکسیر عشق (به ایتالیایی: L'elisir d'amore) یک اپرای کمدی در دو پرده می باشد که توسط آهنگساز ایتالیایی، گائتانو دونیزتی، ساخته شده است و اپرانامه آن اثر فلیس رومانی می باشد. اکسیر عشق، که ظرف ۶ هفته ساخته شد، برای اولین بار به تاریخ ۱۲ مه ۱۸۳۲ در Teatro della Conbbiana, به روی صحنه رفت و بسیار مورد توجه قرار گرفت؛ بین سالهای ۱۸۳۸ تا ۱۸۴۸، پر اجراترین اپرا در ایتالیا بود و همچنان نیز محبوبیت خود را در صحنه های بین المللی حفظ کرده است. امروزه این اثر، یکی از پرطرفدارترین اپراهای دونیزتی بوده و در لیست پر اجراترین اپراها در سراسر دنیا، رتبه سیزدهم را به خود اختصاص داده است (بین سالهای ۲۰۱۳ - ۲۰۰۸). همچنین آریتای اونا فورتیوا لاگریما، که در صحنه دوم پرده دو خوانده می شود، بسیار محبوب و شناخته شده بوده و در بسیاری از کنسرتها، به تنهایی اجرا می شود.
در اصل، دونیزتی، این اپرا را به شکلی رمانتیک تر از نسخه قبلی آن - که Le philtre با آهنگسازی "دنیل ابر" و اپرانامه "یوجین اسکرایب" بود، درآورد. او، در اکسیر عشق؛ سه دوئت بزرگ بین تنور و سوپرانو را به نمایش می گذارد. همچنین بخشی از زندگی وی، شبیه به رویدادی در این داستان رقم می خورد؛ چرا که دونیزتی هم به خدمت سربازی نمی رود و دوران خدمتش توسط بانوی ثروتمندی خریداری می شود.
ایالات متحده عشق (لهستانی: Zjednoczone Stany Miłości و انگلیسی: United States of Love) یک فیلم درام به کارگردانی توماش واشیلفسکیاست که در سال ۲۰۱۶ میلادی منتشر شد.
این فیلم برای رقابت اصلی بر سر کسب خرس طلایی در شصت و ششمین جشنواره بین المللی فیلم برلین انتخاب، و در نهایت واشیلفسکی، جایزهٔ خرس نقره ای برای بهترین فیلم نامه، از این جشنواره را از آن خود کرد.
این عشق ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
این عشق (ترانه)
این عشق (ترانه مارون فایو)
باران عشق یک آلبوم بی کلام اثر ناصر چشم آذر در سبک پاپ است.
این آلبوم که در سال ۱۳۷۳ در ایران منتشر شده دارای ۸ آهنگ بوده است، در اسفند ۱۳۹۴ کتابی با همین نام که شامل زندگی نامه ناصر چشم آذر است منتشر شده است.
بازی عشق فیلمی به کارگردانی و نویسندگی فاروق عجرمه محصول سال ۱۳۴۷ است.
== خلاصه داستان == «شاهین» مرد ثروتمندی را از غرق شدن نجات می دهد و سپس بدون هیج چشم داشتی مرد و دخترش را که سپاسگزار او هستند، ترک می گوید...
باغ عشق، عنوان یکی از زیباترین باغهای شهر کرمان بود که توسط ابراهیم خان ظهیرالدوله، حاکم نامدار کرمان در عهد قاجاریه بنا شده بود. این باغ در سرآسیاب فرسنگی که هم اکنون نیز از محلات کرمان است، واقع بود، امّا پس از درگذشت ابراهیم خان توسط ورثه او تقسیم و تفکیک شد و گرچه تا مدتها از جمله تفریحگاههای مردم کرمان به شمار می آمد، ولی سرانجام رونق و آبادانی خود را از دست داد.
برده عشق (روسی: Раба любви) یک فیلم در سبک کمدی-درام به کارگردانی نیکیتا میخالکوف است که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد.



چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عشق در جدول کلمات

عشق بیگانه
لاو
عشق خارجی
لاو
عشق فرنگی
لاو
عشق و محبت
حال
از مثنوی های اهلی شیرازی که 520 بیت دارد و موضوع آن عشق پاک « جم » به دختر پسر عم خود « گل » است
سحر حلال
از کشورهای آسیای میانه به پایتختی عشق آباد
ترکمنستان
الهه عشق ازدواج یونان
یونو
الهه عشق و ازدواج در یونان باستان
یونو
الهه عشق و امید
ونوس
الهه عشق و زیبایی
ونوس

معنی عشق به انگلیسی

- اسم -
love
مهربانی ، محبت ، مهر ، عشق ، معشوقه ، خاطرخواهی
amour
عشق
passion
عشق ، شور ، هوای نفس ، اشتیاق و علاقه شدید ، هوی ، احساسات تند و شدید ، تعصب شدید ، احساسات شدید ، اغراض نفسانی
mania
دیوانگی ، عشق ، شیدایی ، علاقمندی غیر عقلانی ، هیجان بی دلیل و زیاد

معنی کلمه عشق به عربی

عشق
هب , هوس
عمل مسرحي مثير
هب
عقد
غضب
اعجاب
محکمة , هجوم

پیشنهاد کاربران درباره معنی عشق

محمدرضا ١٣:٣٤ - ١٣٩٥/٠٦/٠٢
این واژه از اساس پارسى است و تازیان (اربان) آن را از واژه ایشکا Ishka (اوستایى: عشق، تمنا- در اوستا "ایشish" : خواستن، تمنا کردن) و یا اَشاک Ashak (پهلوى: اَشا ، راستى ، درستى ، مهر ، محبت) برداشته اند و عاشق و معشوق و عشاق و معاشقه و ... ساخته اند!!!
البته خود تازیان براى این معنا از لفظ "حب" استفاده مى کنند. پس درست است که این واژه را اِشگ Eshg نوشته و بخوانیم. همتایان این واژه در پارسى مهر Mehr ، شیپ Ship (پهلوى: بن کُنشِ شیفتن : عاشق شدن: عشق) ، دُشارْمْDosharm (پهلوى: مهر ، عشق ، محبت، علاقه) ، دُشارمیهْ
Dosharmih (پهلوى: عشق، مهر، علاقه) ، دُشَکیهْ Doshakih (پهلوى: عشق، علاقه، دوستى) ، دُشِش Doshesh ( پهلوى: شرح عشق ، عاشقى- در پهلوى دُشیدن (عاشق شدن، دوست داشتن، علاقه داشتن) ، کامیهْ Kamih (پهلوى: عشق، میل قلبى) ، زُش (پهلوى: (دراوستا: زوش) : عشق ، علاقه
، دوستدارى) شیفتگىShiftegi ، والگى valegi ، شیدایى Sheydayi ، دلدادگىDeldadegi ، دوستدارىDustdari و ...

محیا ٠٤:٥٠ - ١٣٩٥/٠٨/٢٩
این نام معرب شده ی واژه ی پارسی " ایشکا" می باشد. اعراب برای این معنی واژه ی "حب' را استفاده می کنند.

نگار ٢٠:٤٠ - ١٣٩٥/١٠/٠٣
دیوانگی

hamid ١٣:١٦ - ١٣٩٥/١٠/١١
علاقه ی شدید قلبی

آرش رضایی کلانتری ٠٠:٠٨ - ١٣٩٦/٠١/٠٦
گرایش به پر کردن یک جا، عشق درباره ی فاصله و دوری و نزدیکی است و برترین مرتبه ی آن پر کردن یک فضا توسط عاشق و معشوق است

Ronia ١٤:٣٩ - ١٣٩٦/٠٢/١٦
به نوعی وابستگی شدید به خصوص در مقابل جنس مخالف.به نوعی دیگر بیماری قلبی (از نظر احساسی)

آوا ٠٨:٠٧ - ١٣٩٦/٠٣/٢٩
ایسم ،دوستیته ،آرمیتی ،دوشَست ،سودا ،الیک ،ایلگ ،ایشک ،(پارسی نو)

یزدان ٢١:٠٥ - ١٣٩٦/٠٣/٣١
یک رابطه ی دوستانه بین افراد.دیوانه بودن به یک نفر

مملی ١١:٢٠ - ١٣٩٦/٠٤/٠٧
علاقه شدید قلبی

محدثه ١٧:١٢ - ١٣٩٦/٠٤/١٤
لرزش قلب

انارکالی ٠٠:٤٩ - ١٣٩٦/٠٥/٠٥
عشق ، دوست داشتن بینهایت فرد

مبینا ١٣:١٤ - ١٣٩٦/٠٥/٣٠
نهایت ازخودگذشتگی نسبت به یک نفر

مهسا ٠٣:٠١ - ١٣٩٦/٠٦/٠٨
نفس زندگی

دوقلو ٠٦:١٨ - ١٣٩٦/٠٦/٠٩
یک حالت روحی که انسان فکر میکند بهترین حالت ممکن در جهان است

میترا ٢٣:٢١ - ١٣٩٦/٠٧/١٧
یعنی دوست داشتن بی نهایت خدا

محبوب ١٦:٢٨ - ١٣٩٦/٠٨/٠٤
از خود بی خود شدن

پیشنهاد شما درباره معنی عشق



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

معنی عشق
کلمه : عشق
اشتباه تایپی : uar
آوا : 'eSq
نقش : اسم
عکس عشق : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با عشق در گوگل



آیا معنی عشق مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 95% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
نرم افزاری مریم
فروشگاه آنالی