انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1084 100 1

عصر غیبت

عصر غیبت در دانشنامه اسلامی

عصر غیبت
عصر غیبت یعنی دوران غایب بودن امام معصوم علیه السّلام از انظار عموم است.
عصر غیبت بر دوران غیبت امام دوازدهم، حضرت حجة بن الحسن العسکری علیهما السّلام اطلاق می شود. غیبت آن حضرت از سال ۲۵۵ هجری قمری، همزمان با ولادت آن گرامی آغاز شده است و همچنان ادامه دارد.
اقسام دوران غیبت
دوران غیبت به غیبت صغری و کبری تقسیم می شود. دوران غیبت صغری ۷۴ سال (۲۵۵ - ۳۲۹ ه. ق) است. در این دوران چهار نایب خاص، به ترتیببه نامهای ابو عمرو، عثمان بن سعید؛ فرزندش محمد بن عثمان؛ ابوالقاسم، حسین بن روح، و ابوالحسن، علی بن محمد سَمُری رضوان اللّه علیهم به عنوان رابط میان امام علیه السّلام و مردم ایفای رسالت می کردند و مرجع امور آنان بودند با درگذشت چهارمین سفیر در ۳۲۹ (ه. ق) غیبت کبری آغاز گردید. در آخرین نامه ای که از امام زمان علیه السّلام خطاب به علی بن محمد سمری صادر گردیده، آمده است: «کمتر از یک هفته از دنیا خواهی رفت؛ به احدی پس از خود وصیّت نکن؛ به راستی که زمان غیبت تامّه فرا رسیده است».
مرجع امور دینی در عصر غیبت
در دوران غیبت کبری فقهای واجد شرایط و آگاهان به علوم اهل بیت علیهم السّلام مرجع امور دینی شیعیان اند؛ چنان که در توقیع شریفِ رسیده از امام عصر علیه السّلام آمده است: «در رخدادهایی که پدید می آید به راویان حدیث ما مراجعه کنید که آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم».
عصر حضور مقابل عصر غیبت
...
اوتاد از یاران برجستۀ حضرت مهدی (علیه السّلام) هستند.
از آن جا که «اوتاد» جمع «وتد» به معنای میخ است، به نظر می رسد این گروه، از مردان بسیار خالص و دلاور هستند که همچون کوه استوار، در خدمت به آن حضرت به سر می برند.
تعداد اوتاد
از روایات استفاده می شود که «اوتاد» سی تن از یاران خاص حضرت مهدی (علیه السّلام) هستند که همواره در خدمت آن حضرت به سر می برند. هریک از آنان که از دنیا بروند، فرد شایستۀ دیگری جانشین او می شود. امام صادق (علیه السّلام) و امام باقر (علیه السّلام) فرمودند:«لا بد لصاحب هذا الامر من غیبة و لا بد له فی غیبته من عزلة و نعم المنزل طیبة و ما بثلاثین من وحشة»، به ناگزیر، برای صاحب این امر، غیبتی است و به ناگزیر در غیبت او کناره گیری است. و نیکو جایگاهی است مدینه. و با وجود سی نفر ملازم هیچ گونه وحشتی نخواهد بود.
عناوین مرتبط
غیبت، فرید، وحید، یاران حضرت مهدی (علیه السلام) .
در این حدیث شریف، حضرت امام زمان (علیه السّلام) به وظیفه شیعیان در حوادث پیش آمده در عصر غیبت اشاره کرده اند.
«اَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعوُا فیها اِلی رُواةِ حَدیثِنا، فَاِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَاَنَا حُجَّةُ اللّهِ عَلَیْهِمْ؛ امّا در رویدادهای زمانه، به راویان حدیث ما رجوع کنید. آنان، حجت من بر شمایند و من، حجّت خدا بر آنانم».
شرح توقیع
این حدیث ، از جمله مطالبی است که امام زمان (علیه السّلام) در جواب مسائل اسحاق بن یعقوب فرموده اند. در این حدیث شریف، حضرت به وظیفه شیعیان در حوادث پیش آمده در عصر غیبت اشاره کرده اند.حضرت، شیعیان را برای فهمیدن احکام شرعی و سایر مسائل اجتماعی، به راویان احادیث، که همان فقهای شیعه هستند، ارجاع می دهد؛ زیرا آنان هستند که احادیث را خوب فهمیده اند، و عام و خاص ، محکم و متشابه ، و صحیح و باطل را می شناسند.«روات حدیث» از نظر حضرت (علیه السّلام) کسانی نیستند که روایت را فقط نقل می کنند بدون این که آن را درست بفهمند؛ زیرا چنین افرادی، نمی توانند گره از مشکلات فقهی و... بگشایند.رجوع به فقها در عصر غیبت، نه یک امر مستحب ، بلکه یک واجب شرعی است؛ زیرا، آنان منصوب امام برای این کار هستند و از فرمان حضرت نمی توان تخلف کرد.
حیرت از ویژگی های مردم و حضرت مهدی (علیه السّلام) در عصر غیبت می باشد.
از ویژگی های مهم دوران غیبت سرگردانی است؛ به ویژه هرچه به زمان ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک تر می شویم، بر شدت آن افزوده می شود. در این دوران، انسان ها به سبب پنهان بودن رهبر الهی خود، در تحیر، و برخی نیز در گمراهی به سر خواهند برد. البته افراد بسیاری نیز به دلیل اهتمام جدی به پروای الهی، از این آزمون ها با سربلندی به سلامت عبور کرده، ایمان خود را تا واپسین لحظه ها به خوبی حفظ می کنند.
حیرت مردم در غیبت
عبدالعظیم بن عبدالله حسنی، از امام نهم جواد الائمه (علیه السلام)، از پدرانش حدیث کرده است که امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: للقائم منا غیبة امدها طویل، کانی بالشیعة یجولون جولان النعم فی غیبته، یطلبون المرعی فلا یجدونه، الا فمن ثبت منهم علی دینه و لم یقس قلبه لطول امد غیبتة امامه فهو معی فی درجتی یوم القیامة... .برای قائم ما غیبتی است که مدتش طولانی است. گویا شیعه را می بینم که در غیبتش چون چهارپایان جولان می زنند و چراگاه می جویند و به دست نمی آورند. آگاه باشید هرکدامشان بر دین خود ثابت بماند و برای طول غیبت امام، دلش دچار قساوت نشود، او در روز قیامت در درجۀ من، با من است... .
حیرت حضرت مهدی
در برخی روایات، این حیرت، به خود حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز نسبت داده شده است. حیرت از نظر لغت هنگامی به کار می رود که شخص، در کار خود سرگردان است و گشایشی در آن نمی بیند. که این، به تناسب افراد متفاوت خواهد بود، از این رو سرگردانی آن حضرت، با آنچه درباره عموم مردم گفته شده، کاملا متفاوت است.اصبغ بن نباته گوید: بر امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) وارد شدم و دیدم در حالی که در اندیشه فرو رفته است، با انگشت بر زمین خط می کشد. پرسیدم: ای امیرالمؤمنین! چرا شما را اندیشناک می بینم و چرا بر زمین خط می کشید؟ آیا به زمین و خلافت در آن رغبتی دارید؟ فرمود: نه به خدا سوگند! نه به آن و نه به دنیا هیچ روزی اشتیاقی نداشته ام؛ لکن در فرزندی می اندیشم که از سلالۀ من و یازدهمین فرزند من است. او مهدی است و زمین را پر از عدل و داد می سازد؛ همانگونه که پر از ستم و جور شده باشد. او را سرگردانی و غیبتی است که اقوامی در آن گمراه شده و اقوامی دیگر در آن هدایت یابند. البته این احتمال قوی می نماید که مقصود از سرگردانی در این روایت، سرگردانی مردم باشد؛ چرا که فرموده است برای او غیبت و حیرت (هر دو) هست و غیبت زمانی معنا پیدا می کند که حضرت در مواجهه با مردم تصور شود. مسلم است حضرت نزد خود غایب نیست و اگر گفته می شود برای او غیبت است، یعنی در مواجهۀ با مردم پنهان است.حیرت نیز این گونه است؛ یعنی حالتی برای حضرت پدید می آید که حاصل آن برای مردم، سرگردانی و عدم گشایش در کارها خواهد بود.
← قرینه بر حیرت مهدی
...
آغاز و شکل گیری شیعه به زمان پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) می رسد و پیامبر این نام را بر پیروان امام علی (علیه السلام) نامید. در زمان خلفا نیز دست از حمایت امام علی برنداشتند. پس از خلفا آن حضرت را به عنوان خلیفه و امام معرفی نمودند. و در راستای تثبیت امامت گام بر می داشتند. گر چه از سوی معاویه آسیب های بسیاری دیدند.شیعیان در عصر دیگر امامان نیز تحت سرپرستی آنان به رشد و ترقی خود ادامه دادند و البته از سوی دشمنان اهل بیت دشواری های خاصی را از سر گذراندند که به آنها اشاره خواهد شد.
گروهی از صحابه در زمان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم) با شنیدن آیات و روایات در امر امامت و ولایت و خلافت امام علی (علیه السّلام) بعد از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم) به او اعتقاد پیدا کرده زعامت و امامت او را پذیرفتند و از ارادتمندان آن حضرت قرار گرفتند. این گروه از همان زمان به «شیعه علی (علیه السّلام)» معروف شدند:
← کلمات علما
شیعیان هنگام وفات پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) با توجه به دستورهای آن حضرت در صدد تثبیت و تنفیذ دستورات بر آمدند، از آن جمله:۱. با تاکید و اصرار پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) به آوردن دوات و قلم برای نوشتن وصیت، در آن دسته و جماعتی بودند که اصرار به آوردن دوات و قلم داشتند تا پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) وصیت خود را مکتوب دارد، ولی از آنجا که طرف مقابل قوی بود نتوانستند این دستور را عملی سازند.۲. بعد از آن که پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) به جهت عمل نکردن به دستورش جمعیت را از خود دور کرد، افرادی از شیعیانِ امام علی (علیه السّلام) امثال مقداد و ابوذر را نزد خود نگاه داشت، آنگاه وصیت خود را نسبت به امامان بعد از خود نزد آنان مطرح نمود. ۳. بنابر نقل مظفر در «السقیفه» پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) گروهی از شیعیان و ارادتمندان امام علی (علیه السّلام) را هنگام فرستادن لشکر اسامه به جنگ و مقابله با لشکر روم نزد خود نگاه داشت، تا چنانچه مرگ او فرا رسید این چند نفر با بیعت با امام علی (علیه السّلام) خلافت و حکومت را برای آن حضرت تمام کنند، ولی متاسفانه عمر، ابوبکر و برخی دیگر با تخلّف از لشکر اسامه بن زید این نقشه و تدبیر عالی پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) را بر هم زدند تا مبادا خلافت از دست آنان گرفته شود.۴. هنگامی که برخی، به جهت رسیدن به ملک و سلطنت بعد از فوت پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) به سقیفه بنی ساعده رفته و مشغول تقسیم قدرت یا تصاحب آن برای خود بودند، در حالی که جنازه رسول خدا (صلّی الله علیه و آله وسلّم) هنوز دفن نشده بود، شیعیان به پیروی امامشان علی (علیه السّلام) مشغول دفن رسول خدا (صلّی الله علیه و آله وسلّم) و عزاداری برای آن حضرت بودند.
شیعه در ایام خلافت ابوبکر
شیعیان بعد از وفات رسول خدا (صلّی الله علیه و آله وسلّم) نیز به تلاش خود در راه عملی کردن دستور پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) در رابطه با امام علی (علیه السّلام) ادامه دادند، و در این راه اقداماتی انجام دادند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
← کاندیدا کردن امام علی
...
با ظهور اسلام مکتب انتظار منجی نیز تبیین می شود؛ چنانکه در ادیان گذشته مکتب انتظار به عنوان معرفتی نهائی و غائی اعلام می شد. با استمرار مکتب اسلام و رسیدن امامت به مهدی(عجّل الله فرجه الشریف) این عقیده وارد مرحله جدیدی در عرصه اجتماع شد. ارتباط آن حضرت با مردم از جمله مسائل مهمی بود که به صورت های مختلف انجام می پذیرفت؛ اما صورت موثر آن، ارتباط با واسطه وکلائی خاص و تعیین شده از سوی آن حضرت با عموم مردم بود که خلاء نبود ارتباط بی واسطه را پر می کرد. اما آسیب هائی که عده ای بی دین به این رویه وارد می کردند باعث شد تا آن حضرت به شیعیان هشدار دهد تا از دام گسترده شیادان در این راه مطلع شوند و این آسیب را کنترل کنند. در این مقاله به مدعیان ارتباط و بابیت با آن حضرت اشاره می کنیم.
ادعای بابیت منحصر به زمان غیبت صغری نسبت به امام زمان(علیه السّلام) نیست بلکه بعد از غیبت صغری و قبل از آن نسبت به ائمه(علیه السّلام) سابقه داشته و معمولا این افراد از جمله گزافه گویان و غالیان بوده اند که معتقد به الوهیت ائمه(علیه السّلام) می شدند. از جمله این افراد علی بن حسکه است که خود را باب و نائب و فرستاده امام هادی(علیه السّلام) معرفی می کرد و معتقد به الوهیت آن حضرت بود. همچنین حسن بن محمد بابای قمی با نمیری فعالیت های خود را انجام می داد. به همین دلیل امام هادی(علیه السّلام) و امام حسن عسگری(علیه السّلام) نمیری و حسن بن محمد بن بابای قمی را لعنت نمودند و به افشای سود جوئی ایشان از نام و مقام اهل بیت(علیه السّلام) پرداختند. او از شاگردان علی بن حسکه است و مدعی بود که باب و نائب امام حسن عسگری (علیه السّلام) است.
مدعیان بابیت در عصر غیبت صغری
در زمان غیبت صغری نائبان حضرت ولی عصر (عجّل الله فرجه الشریف) توسط آن حضرت تعیین می شدند که در طول این دوران چهار نفر مسئولیت نیابت خاص آن حضرت را به عهده داشتند که عبارتند از: عثمان بن سعید العمری، محمد بن عثمان العمری، حسین بن روح نوبختی، علی بن محمد سمری. وجود نواب خاص قطعا در میان شیعیان باعث خنثی شدن بسیاری از فتنه ها و روشن شدن وظیفه شیعیان می شد؛ اما مقبولیت نیابت در جامعه شیعه با آسیب هایی روبرو بود، به همین دلیل در دوران این نواب عده ای سودجو ادعای نیابت از طرف حضرت حجت(عجّل الله فرجه الشریف) داشتند و خود را در ارتباط و ملاقات با امام عصر (عجّل الله فرجه الشریف) معرفی می کردند که علاوه بر انحراف مردم از مسیر حقیقی مهدویت و نیابت خاصه باعث خروج مساله مهدویت از یک رکن دینی به یک مساله عرفی شدند تا جائی که حتی برخی صوفیه چون حسین بن منصور حلاج برای پیشبرد اهداف خود ادعای نیابت می نمود. وجود نائبان خاص و فقهاء و علماء در این دوران آسیب رسانی مدعیان دروغین را به حداقل می رساند و دفع می کرد. اکنون به ذکر مدعیان دروغین نیابت خاصه در دوران غیبت می پردازیم که عبارتند از :
← ابومحمد حسن شریعی
 ۱. ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۱۶، بیروت - لبنان، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ ه ق.    
...



عصر غیبت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رضا > کرتیلان
اجاقی > اجاقی
Mahdi > شربت (دارو)
Behnaz > guidelines
مهدی ورمزیار > ورمزیار
دینا حسین پناهی > بر می خیزد
ماد > ریناز
ناهید > establishing

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی عصر غیبت   • مفهوم عصر غیبت   • تعریف عصر غیبت   • معرفی عصر غیبت   • عصر غیبت چیست   • عصر غیبت یعنی چی   • عصر غیبت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عصر غیبت
کلمه : عصر غیبت
اشتباه تایپی : uwv ydfj
عکس عصر غیبت : در گوگل


آیا معنی عصر غیبت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )