انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1043 100 1

عصمت

/'esmat/

مترادف عصمت: پارسایی، پاکدامنی، پاکی، عفت، ناموس، نجابت، بازداشتن، منع

معنی اسم عصمت

اسم: عصمت
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: esmat) (عربی) معصوم بودن، بی گناهی، پاک دامنی، ناموس و عفت زنان، (در قدیم) نگهداری و محافظت، (در فلسفه قدیم) ملکه ی اجتناب از گناه - بی گناهی، پاکدامنی

معنی عصمت در لغت نامه دهخدا

عصمت. [ ع ِ م َ ] (ع اِمص ) عصمة. پاکدامنی و نبناد و ناآلودگی به گناه. (ناظم الاطباء). نگاهداری نفس از گناه. (فرهنگ فارسی معین ). بازداشتن خود را از گناه ، و به اصطلاح اطلاق این لفظ بر پاکی است که از ابتدای وجود تا انتهای عمر گناه کبیره خصوصاً زنا نکرده باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). در مورد عصمت ملائکه اختلاف نظر است و برخی آن را موجود می دانند و برخی آن را نفی می کنند، و هر یک از دو فرقه را دلایلی است. اما در مورد وجوب عصمت انبیا، جمیع ملل و شریعت ها اتفاق نظر دارند، جز اینکه آن را در برخی امور لازم می دانند و در برخی جایز، و هر کدام را دلایلی است. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون وشرح مواقف و شرح طوالع شود. بی گناهی. عفاف. عفت. خودداری. خویشتن داری. و رجوع به عصمة شود :
یونان که بود مادر یونس ز بطن حوت
یادی نکرد و کرد ز عصمت جهان بخود.
دقیقی.
ایزد عز ذکره ما را و همه ٔ مسلمانان را در عصمت خویش نگاه دارد. (تاریخ بیهقی ص 254).
ز رحمت مصور ز حکمت مقدر
به نسبت مطهر به عصمت مشهر.
ناصرخسرو.
دانش من گواه عصمت اوست
بشنو آنچ این گواه میگوید.
خاقانی.
عقل و عصمت که مرا تاج فراغت دادند
بر سرمنصب دیوان شدنم نگذارند.
خاقانی.
عصمتیان در حرمش پردگی
عصمت از او یافته پروردگی.
نظامی.
پشت دار جمله عصمتهای من
گوئیا هستند خود اجزای من.
مولوی.
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود.
حافظ.
- زن باعصمت ؛ زن پاکدامن که دامن آن به هیچگونه فسق و فجور و معصیتی آلوده نشده باشد. (ناظم الاطباء).
- بی عصمت ؛ بی ناموس. بدکار.
- بی عصمتی ؛ گناهکار بودن. نداشتن عصمت. زشتکاری.
- عصمت کبری ؛ لقب فاطمه ٔ زهراء سلام اﷲ علیها. (ناظم الاطباء).
- عصمت مقومه ، عصمت مؤثمه . رجوع به عصمةالمقومة و عصمةالمؤثمة در ترکیبات عصمة شود.
|| نگهداری. نگهبانی. محافظت : بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد عصمت دوستان کرد. (کلیله و دمنه ).
اعتمادی دارد اوبر عصمت بخت آنچنانک
هر سلاحی در خزانه ٔ او بیابی جز سپر.
سنائی.
گفتی این مرسوم هر سالست اینک سال شد
ظن مبر کز دادن مرسوم اندر عصمتی.
سوزنی.
نه از بادیه بل ز طوفان نوح
به کشتی ّ عصمت درون آمدیم.
خاقانی.
|| پیوستگی. استحکام. پناه :
بنده ز بی دولتی نیست به حضرت مقیم
دیو ز بی عصمتی نیست به جنت مکین.
خاقانی.
عقده ٔ الفت و عصمت مستحکم شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 233). || در نزد اشاعره ، اینست که خداوند گناهی را در بنده نیافریند، چه آنان تمام اشیاء را ازابتدا به فاعل مختار اسناد میدهند، و نیز آنان گویند عصمت عبارت از آفریدن قدرت اطاعت است در بشر، که شامل «لطف » میشود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به لطف شود. || در نزد حکما، ملکه ای است نفسانی که صاحب خود را از ارتکاب فسق و فجور و گناهان بازمیدارد، و آن بسبب اعتقاد آنها است به ایجاب و قائل بودن به استعداد قوابل. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || (اصطلاح حقوق جزا) مانند اصطلاح «هتک ناموس » در جرائم راجع به مواقعه استعمال میشود، بر خلاف اصطلاح «منافیات عفت » که در اعم از مواقعه و غیر آن استعمال شده است. (از فرهنگ حقوقی ).

عصمت. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) (خواجه...) نام او خواجه عصمةاﷲ بخاری ، مشهور به خواجه عصمت است. وی شاعری ایرانی بود و در عهد تیموری میزیست. در نظم اشعار پیرو امیرخسرو دهلوی بود و مضامین و معانی او را عیناً در اشعار خود نقل میکرد. یکی از فاضلان درباره ٔ او چنین گفته است :
میرخسرو را علیه الرحمه شب دیدم بخواب
گفتمش : عصمت تو را یک خوشه چین خرمن است
شعر او چون بیشتر از شعر تو شهرت گرفت ؟
گفت : باکی نیست شعر او همان شعر من است.
عصمت قصیده ای در رثای امیر تیمور ساخته است به مطلع ذیل :
ای فلک خرگاه ویران کن که سلطان غایبست
تخت گو بر خاک بنشین ، چون سلیمان غایبست.
میرزا خلیل سلطان بجهت این قصیده او را انعام و احسان فراوان کرد. وفات خواجه عصمت بسال 829 هَ.ق. رخ داد. (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به رجال حبیب السیر و مجالس النفائس شود.

عصمة. [ ع ِ م َ ](ع مص ) بازداشتن و نگاه داشتن از گناه و جز آن. (ازمنتهی الارب ). نگاه داشتن. (دهار) (المصادر زوزنی ) (ترجمان القرآن جرجانی ). منع. (تاج المصادر بیهقی ).

عصمة. [ ع ِ م َ ] (ع اِ) گردن بند و حمیل. (منتهی الارب ). قلاده و گردن بند و حمایل. (ناظم الاطباء). قلاده. (اقرب الموارد). رسن. (دهار) (مهذب الاسماء). عُصمة. و رجوع به عُصمة شود. ج ِ، عِصَم ، أعصُم ، و عِصَمة ، أعصام. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || بازداشتگی از گناه و جز آن. (ناظم الاطباء). منع و خودداری ، و گویند آن ملکه ٔ اجتناب از گناهان است با وجود امکان ارتکاب گناه. (از اقرب الموارد) (از تعریفات جرجانی ). عصمت. رجوع به عصمت شود.
- عصمة المقوِّمة (الَ...) ؛ عصمتی است که بوسیله ٔ آن قیمت انسان ثابت گردد، و هر کس آن را هتک کند قصاص یا دیه بر او خواهد بود. (از تعریفات جرجانی و اقرب الموارد).
- عصمةالمؤثِّمة (الَ...) ؛ عصمتی است که هر کس آن را هتک کند گناهکار و آثم خواهد بود. (از تعریفات جرجانی و اقرب الموارد).

عصمة. [ ع ِ ص َ م َ ] (ع اِ) ج ِ عِصمة. (اقرب الموارد). جج ِ عِصْمة و عُصْمة. (منتهی الارب ). رجوع به عصمة شود.

عصمة. [ ع ُ م َ ] (ع اِمص ) سپیدی بازوی آهو و مانند آن ، و سپیدشدگی دست و پای آهو و بز کوهی. (منتهی الارب ). اسم مصدر است از صفت اعصم. (از اقرب الموارد). رجوع به اعصم شود. || (اِ) قلاده. (اقرب الموارد). عِصمة. رجوع به عصمة شود. || حمیل و حلقه ای که در گردن سگ باشد. (منتهی الارب ).عذبة و شمله ٔ دستار که در گردن سگ باشد. (از اقرب الموارد). ج ، أعصام. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) مکنی به ابوحکیمة و مشهوربه عصمة البصری. محدث است. رجوع به ابوحکیمة شود.

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) مکنی به ابوعاصم. تابعی است. رجوع به ابوعاصم شود.

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) دختر محمدبن رشیدالدین دختر شمس ابرقوهی. از زنان محدث بود. و در رجب سال 711 هَ.ق. متولد شد و عمری طولانی کرد. طاووسی
بعضی کتب حدیث را نزد او فراگرفته است. (از اعلام النساء از الضوء اللامع سخاوی ).

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) ابن جشم بن معاویه ٔ هوازنی عدنانی. جدّی است جاهلی ، و فرزندان او بطنی از جشم را تشکیل می دهند. ابوالاحوص عوف بن مالک تابعی از نسل او بوده است. (از الاعلام زرکلی از نهایة الارب و السبائک و جمهرةالانساب ).

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) ابن حدرةبن قیس یربوعی تمیمی. شاعر و سوارکار عهد جاهلیت. بنی عبس ،پسرعم او را بقتل رساندند و او نذر کرد که تا هفتادتن از آنان را بقتل نرساند لب به خمر و گوشت نزند، و چون به نذر خود وفا کرد رجزی سرود که المرزبانی آن را ذکر کرده است. (از الاعلام زرکلی از المرزبانی ).

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) ابن حی بن السیدبن مالک ضبی. از شاعران جاهلیت. وی ارقم بن جون را بقتل رسانده است و درباره ٔ او شعری دارد. (از الاعلام زرکلی از المرزبانی ).

معنی عصمت به فارسی

عصمت
( خواجه عصمه الله ) بخاری شاعر ایرانی در عهد تیموری ( ف. ۸۲۹ ه.ق .). وی در نظم اشعار پیرو امیر خسرو دهلوی بود و مضامین و معانی او را عینا در اشعار خود نقل میکرد . یکی از فاضلان درباره او چنین گفته [ میر خسرو را علیه الرحمه - شب دیدم بخواب - گفتمش عصمت ترا یک خوشه چین خرمن است . ] [ شعر او چون بیشتر از شعر تو شهرت گرفت ? گفت : باکی نیست شعر او همان شعر من است . ] عصمت قصیده ای در رثای امیر تیمور ساخته بمطلع ذیل : [ ای فلک خرگاه ویران کن که سلطان غایبست - تخت گو بر خاک بنشین چون سلیمان غایبست .] میرزا خلیل سلطان بجهت این قصیده او را انعام و احسان فراوان کرد .
منع، نگاهداری نفس ازگناه، پاکدامنی، ملکه اجتناب ازگناه وخطا
۱ - ( مصدر ) باز داشتن منع کردن . ۲ - نگاه داشتن نفس را از آلودگی و گناه . ۳ - ( اسم ) منع . ۴ - نگاهداری نفس از گناه پاکدامنی . ۵ - ملکه اجتناب از معاصی هنگامی که تمکن عمل بدان حاصل باشد.
نام او خواجه عصمه الله بخاری مشهور به خواجه عصمت است وی شاعری از ایران بود و در عهد تیموری میزیست در نظم اشعار پیرو امیر خسرو دهلوی بود و مضامین و معانی او را عینا در اشعار خود نقل میکرد
دهی است جزو دهستان زهرا بخش بوئین شهرستان قزوین واقع در ۹ کیلومتری بوئین و سر راه شاه عباسی معروف بجاده اصفهان جلگه و معتدل ۱۴۴۳ تن سکنه قنات محصول غلات چغندرقند یونجه زراعت قالی بافی گلیم بافی و جاجیم بافی .
ده از دهستان حومه بخش مهریز شهرستان یزد
حرمخانه با عصمت حرمسرایی که همه پردگیان آن با عصمت باشند
ناپاک . زشتکار . آلوده به گناه

معنی عصمت در فرهنگ معین

عصمت
(عِ صْ مَ) [ ع . عصمة ] ۱ - (اِمص .) پاک دامنی ، نگاهداری نفس از گناه و خطا. ۲ - (اِ.) فرشتة اجتناب از گناه .

معنی عصمت در فرهنگ فارسی عمید

عصمت
۱. منع.
۲. نگه داری نفس از گناه، پاکدامنی.
۳. (اسم) ملکۀ اجتناب از گناه و خطا.
آن که از فسق و گناه پرهیز نکند، بی عفت، بی ناموس.

عصمت در دانشنامه اسلامی

عصمت
عصمت ملکه دوری از گناه و خطا است.
واژه «عصمت» معانی متعدّدی دارد؛ مانند پاکدامنی، دوری از گناه و خویشتنداری.
عصمت در باور شیعه
منظور از عصمت در باور شیعه، وجود ملکه ای است در انسان معصوم که او را از گناه و خطا بازمی دارد.خداوند به معصومان گونه ای دانش و آگاهی بخشیده است که به واسطه آن گناه و خطا نمی کنند. بدین ترتیب، از معصومان، گناهی سر نمی زند- خواه صغیره باشد و خواه کبیره. عصمت از مقوله علم است و از این رو، منافاتی با اختیار و اراده انسان ندارد.
اختلاف در باره عصمت معصومان
عقیده مسلمانان درباره عصمت و معصومان یکسان نیست.شیعیان دوازده امامی معتقدند که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله)، امامان دوازده گانه (علیهم السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها)، همگی معصوم اند؛ ولی اهل سنّت، فقط پیامبر را معصوم می دانند.مسلمانان همه پیامبران الهی را معصوم می شمارند؛ ولی درباره چگونگی عصمت آنان اختلاف نظر دارند. دسته ای از مسلمانان، پیامبران را از دروغ معصوم می دانند و برخی دیگر معتقدند که عصمت از دروغ ، فقط در تبلیغ وحی لازم است.اعتقاد شیعه بر این است که پیامبران، امامان دوازده گانه (علیهم السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) در همه عمر خویش از هرگونه گناه و خطا- کوچک و بزرگ و عمدی و سهوی- پاک و مبرّایند.
عصمت
عصمت، به معنای اجتناب و دوری از گناه و نافرمانی خداوند است. اعتقاد به عصمت پیامبران و امامان، از گناهان عمدی و سهوی، از آموزه ها و اعتقادات شیعیان است. عصمت از سهو و خطا در امور روزمره زندگی این افراد، مورد اختلاف بین علمااست.
اعتقاد به حقانیت هر دینی و عمل بر اساس آموزه های آن، وابسته به اثبات عصمت پیامبر آن دین است. در مباحث درون دینی، عصمت پیامبران در دریافت و ابلاغ وحی، با دلیل عقلی اثبات می شود؛ اما عصمت در حیطه عملی زندگی آنان، بیشتر متکی به دلیل نقلی است.
عصمت، اسم مصدر از ریشه "ع ص م" و به معنای محفوظ ماندن، مصونیت پاکدامنی و نگهداشتن نفس از گناه، «وسیله بازداشتن» و «ابزار مصونیت» به کار رفته است.
عصمت
کلیدواژه: عصمت، معصوم، معصیت، خطا، پیامبران، اعتقادات شیعه، امامان
عصمت به معنای پاکدامنی و ناآلودگی به گناه است. در این که پیامبران باید معصوم باشند، جمیع ملل و شریعت ها اتفاق نظر دارند، جز این که آن را در برخی امور لازم می دانند و در برخی جایز و هر کدام را دلایلی است.
فاضل مقداد در تعریف عصمت می گوید: «عصمت، لطفی است که خداوند در حق مکلف به جای می آورد، به گونه ای که انگیزه ای برای ترک اطاعت و یا انجام معصیت در او باقی نمی ماند، هر چند این لطف، توان انجام گناه را از وی نمی ستاند».
این متکلم برجسته امامیه در ادامه، اسباب تحقق لطف الهی را چنین برمی شمارد:
علامه مجلسی در مورد اعتقاد امامیه در بحث عصمت می گوید: بدان که علمای امامیه رضوان اللّه علیهم اجماع کرده اند بر عصمت انبیا و اوصیا از گناهان کبیره و صغیره که صادر نمی شود از ایشان هیچ نوع از گناهان نه بر سبیل سهو و نسیان و نه بر سبیل خطای در تأویل و نه بر سبیل مهاونه، نه پیش از پیغمبری و نه بعد از آن، نه در کودکی و نه در بزرگی.
و کسی در این باب مخالفت نکرده مگر ابن بابویه و شیخ محمد بن الحسن بن الولید رحمة اللّه علیهما که ایشان تجویز کرده اند که حق تعالی ایشان را برای مصلحتی سهو بفرماید که فراموش کنند چیزی را که متعلق به تبلیغ رسالت نباشد.
«عصمت» در لغت به معنای منع کردن و بازداشتن است و به همین معنا در برخی از آیات قرآن کریم به کار رفته است مانند:
از دیدگاه آیات و روایات، پیامبران و امامان از هر گونه گناه و خطایی در امان اند. برای بیان این حقیقت، الفاظ و تعابیر گوناگونی به کار رفته که واژه ی «عصمت» نیز یکی از آن ها است؛ چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «أنَا وَ عَلی وَالحَسن وَالحُسَین وَ تِسعَة مِن وُلدِ الحُسَین مُطَهَّروُن مَعصومُون»؛ (من و علی و حسن و حسین و نُه نفر از فرزندان حسین، پاک و «معصوم» هستیم.)
مصونیت پیامبران از گناه و خطا، به طور اجمال، از سوی همه مسلمانان، بلکه همه صاحبان ادیان و ملل پذیرفته شده است؛ ولی در ویژگی های آن، نظریه های گوناگون وجود دارد.
عصمت در لغت به معنای منع و در اصطلاح نگاه داشتن خدا، بنده اش را از چیزی که موجب عقوبت و عذاب می شود
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۴، بیروت، دارالصادر، ۱۴۱۴ ه ق، چاپ سوم.    
از جمله کسانی که قائل به عدم عصمت پیامبران و به تبع آنها ائمه اطهار (علیهم السلام) شده اند، سلفی ها می باشند که به اعتراف بزرگانشان عصمت را برای پیامبران و ائمه اطهار قبول ندارند. ابن تیمیه از بزرگان اهل سنت در یکی از اقوالش مدعی شده که هیچ کس معصوم نیست نه پیغمبر نه غیر پیغمبر
أحمد بن عبدالحلیم بن تیمیه الحرانی أبوالعباس، منهاج السنه النبویه، ج۷، ص۸۵، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، مصر، مؤسسه قرطبه - ۱۴۰۶، چاپ اول.
در رابطه با عصمت پیامبران دلایل مختلفی وجود دارد؛ مثلاً چون انبیا انسان ها را به پاکی و پاکیزگی فرار می خواندند؛ پس اگر خود آلوده به گناه باشند، این فراخوان، ره آوردی نخواهد داشت و به تعبیر قرآن مورد مواخذه و خشم خداوند متعال قرار می گیرند:
← آیه ۲ و ۳ سوره صف
...
عصمت به دکی از اوصاف قرآن اطلاق می شود.
«عصمت» یکی از نام ها و اوصاف قرآن و برگرفته از آیه ۱۰۳ آل عمران است: (واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا…).
در میان آل عمران افرادی وجود داشتند که از عصمت برخوردار بودند.
از آیات قرآن کریم و روایات استفاده می شود افرادی که از طرف خداوند برگزیده شده اند، باید معصوم باشند.ان الله اصطفی ءادم و نوحا و ءال ابرهیم و ءال عمرن علی العلمین. (لازمه اصطفای خداوند این است که انسان های آلوده به گناه برگزیده نشوند چنان که در بعضی روایات، از این آیه بر عصمت انبیا استدلال شده است.)
مصونیت پیامبران از گناه و خطا، به طور اجمال، از سوی همه مسلمانان، بلکه همه صاحبان ادیان و ملل پذیرفته شده است؛ ولی در ویژگی های آن، نظریه های گوناگون وجود دارد.
عصمت در لغت به معنای منع و در اصطلاح نگاه داشتن خدا، بنده اش را از چیزی که موجب عقوبت و عذاب می شود و معصوم یعنی کسی که هیچ یک از حرام های الهی از او سر نمی زند. در متون دینی و تاریخی کهن مثل عهدین (منظور تورات و انجیل است) مطالبی در رابطه با عصمت و یا عدم آن نسبت به پیامبران به چشم می خورد و یا حتی در کتب تاریخ نگاری جدید و یا کتب های اسلامی مثل برخی تفاسیر، اقوالی به چشم می خورد که متأثر از اسرائیلیات بوده و رفته رفته در بین ذهن علما نفوذ کرده و در آنجا راسخ شده است که با شرع مقدس و مقام پیامبران پیشین سازگاری نداشته و ما را در شناخت اسلام ناب با مشکل مواجه می کند؛ مثلا در آیاتی از تورات و انجیل گناهانی از قبیل زنا، شراب خواری، جنایت، حقه بازی، چشم چرانی و... را به پیامبران بزرگ الهی نسبت داده اند.
دیدگاه وهابیت
از جمله کسانی که قائل به عدم عصمت پیامبران و به تبع آنها ائمه اطهار (علیهم السلام) شده اند، سلفی ها می باشند که به اعتراف بزرگانشان عصمت را برای پیامبران و ائمه اطهار قبول ندارند. ابن تیمیه از بزرگان اهل سنت در یکی از اقوالش مدعی شده که هیچ کس معصوم نیست نه پیغمبر نه غیر پیغمبر و می گوید: «فإنه لا معصوم بعد الرسول و لاتجب طاعه أحد بعده فی کل شیء»؛ به درستی که هیچ معصومی بعد از رسول نیست و طاعت هیچ کسی بعد از پیغمبر در هیچ چیزی واجب نیست.او می گوید: امت پیغمبر جمعاً معصوم هستند و چون امت معصوم اند، دیگر نیازی به عصمت امام نیست.وی در منهاج می نویسد:أحدها أن یقال لا نسلم أن الحاجه داعیه إلی نصب إمام معصوم وذلک لأن عصمه الأمه مغنیه عن عصمته.
دیدگاه امامیه
در رابطه با عصمت پیامبران دلایل مختلفی وجود دارد؛ مثلاً چون انبیا انسان ها را به پاکی و پاکیزگی فرار می خواندند؛ پس اگر خود آلوده به گناه باشند، این فراخوان، ره آوردی نخواهد داشت و به تعبیر قرآن مورد مواخذه و خشم خداوند متعال قرار می گیرند:
← آیه ۲ و ۳ سوره صف
...
«عصمة الانبیاء و الرسل» اثر علامه سید مرتضی عسکری تالیف قرن حاضر به زبان عربی می باشد.
موضوع عصمت انبیا از جمله مسائل مورد اختلاف میان شیعه و سنی بوده است. بدین شکل که آیا انبیاء عظام در اعمال و رفتار خود مصون از گناه و معصیت هستند یا خیر؟ شیعه معتقد به عصمت تمامی انبیاء الهی از هر گناه کبیره ای است و در مقابل اهل سنت قائل به عصمت انبیاء نبوده و تنها پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم را آن هم فقط در موضوع وحی و دریافت و القاء آن به مخاطبان معصوم دانسته است. (نظر مشهور اهل سنت).
انگیزه تالیف
روشن ساختن موضع شیعه در مساله مورد اختلاف. با این توضیح که انگیزه مؤلف پایان دادن به اختلافی است که در این مساله اعتقادی میان مسلمانان وجود داشته و به این شکل وحدت کلمه بیشتری میان مسلمانان محقق گردیده و مانع ایجاد شکاف بیشتر در برخی مباحث کلامی می گردد که این مهم حاصل نمی گردد مگر با تمسک به قرآن کریم و سنت نبوی صلی الله علیه و آله وسلّم .
ساختار کتاب
عصمة الانبیاء و الرسل در حقیقت کتابچه ای می باشد که با فهرست و مقدمه ای نسبتا کوتاه اما فراخور با حجم کتاب آغاز گردیده و بدون فصل و یا باب بندی بلکه با شماره اعدادی در چند قسمت مجزا مطالبی ارائه و کتاب به پایان برده شده است.
گزارش محتوا
...
آیه پاک بودن اهل بیت (ع) از هر نوع پلیدى را آیه عصمت یا آیه تطهیر گویند.
به آیه ۳۳ سوره احزاب "آیه تطهیر" مى گویند: "... انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیراً ؛ همانا خداوند مى خواهد که از شما اهل بیت هر پلیدى را بزداید و شما را چنان که باید و شاید پاکیزه دارد " .
معنای تطهیر
تطهیر در لغت پاک کردن است و در این آیه به معناى پاک گردانیدن از پلیدى شرک و گناه به کار رفته است .
مراد از اهل بیت
این که مراد از اهل بیت چه کسانى هستند، سه قول است .
← خویشاوندان پیامبر
...
عصمت و مصونیت از خطا و لغزش، یکی از شرایط نبوت است، زیرا بدون آن غرض از بعثت تحقق نمی پذیرد. از این رو، در اصل لزوم عصمت پیامبران الهی، میان علمای ادیان و مذاهب اختلافی نیست.
عصمت پیامبران مراحلی دارد که یادآور می شویم:۱.مصونیت از خطا در دریافت وحی و ابلاغ آن.۲.مصونیت از مخالفت با احکام الهی در عمل. (مانند این که واجبی را ترک نماید یا کار حرامی را انجام دهد)۳.مصونیت از اشتباه در موضوعات و مصادیق احکام. (مانند این که در تشخیص وقت نماز یا جهت قبله یا تعداد رکعات نماز یا مقدار بدهی مالی به افراد اشتباه کند)۴.مصونیت از اشتباه در مسایل مربوط به مصالح و مفاسد اجتماعی (مثل این که درجایی که صلح به صلاح جامعه است، جنگ را ترجیح دهد، یا برعکس) و فردی.۵.مصونیت از اشتباه در مسایل عادی زندگی فردی.
عصمت در دریافت و ابلاغ وحی
عصمت در دریافت و حفظ و ابلاغ وحی، در واقع خمیر مایه نبوت است و بدون آن، نبوت و ارسال پیامبران بی فایده خواهد بود.بنابراین، همان دلیلی که بر ضرورت نبوت اقامه شده است، دلیل بر لزوم عصمت در تبلیغ الهی نیز هست.توضیح این که: در باب ضرورت نبوت، گفته شده است از آن جا که ادراک های عادی انسان ها، برای شناسایی کامل راه سعادت و شقاوت، کافی نیست، پس خدا باید این نقص و کمبود را از راه وحی و ارسال پیامبر جبران کند.در غیر این صورت، هدف از خلقت انسان ـ که تکامل اختیاری می باشد ـ نقض می شود، زیرا تکامل اختیاری در گرو شناخت صحیح و کافی است، و آن امر نیز بدون بعثت انبیاء حاصل نخواهد شد.پس اگر خداوند پیامبری بفرستد، ولی این پیامبر در دریافت وحی یا حفظ و ابلاغ آن دچار خطا گردد، هدف از بعثت نقض خواهد شد، و این کار با حکمت خدا منافات دارد.
← آشکار کردن اسرار غیب
متکلمان امامیه معتقدند؛ این نوع از عصمت قبل و بعد از بعثت، و نیز گناهان کبیره و صغیره هر دو را ـ خواه به صورت عمدی یا سهوی ـ شامل می شود. دو دلیل زیر، این مسئله را اثبات می کند:
← گفتار و رفتار
...
خانم دکتر «عصمت ستارزاده»، در سال 1290ش، در تبریز زاده شد و در سال 1316ش، به عنوان معلم به وزارت فرهنگ پیوست.
وی پس از مدتی، تحصیلات خود را ادامه داد تا اینکه در سال 1344با مدرک دکتری زبان و ادبیات فارسی و با رساله «شعرای ترک مقلد نظامی» به راهنمایی استاد سعید نفیسی، فارغ التحصیل شد.
خدمت ارزشمندی که این بانوی دانشور تبریزی به جامعه ادبی ایران کرده است، ترجمه شرح سودی می باشد.
وی از همان آغاز به سبب تسلطی که بر زبان ترکی اسلامبولی داشت، تلاش خویش را صرف ترجمه آثاری کرد که دوستداران فرهنگ پربار فارسی به زبان ترکی نگاشته بودند؛ تا بدین طریق بتواند ارتباط کهن این دو سرزمین را گسترش بخشد.
ایشان در این میان، کتب متعددی ترجمه نمود که از آن جمله عبارتند از:
سرانجام، این محقق و مترجم توانا، در سوم مردادماه 1372ش، در 82 سالگی، در تهران درگذشت.


عصمت در دانشنامه ویکی پدیا

عصمت
عصمت در لغت به معنای منع و امساک است. و در اصطلاح به معنی بازداشتن و نگاه داشتن از گناه است. به اصطلاح اطلاق این لفظ بر پاکی و پاکدامنی است که از ابتدای وجود تا انتهای عمر گناه نکرده باشد.نبو
عصمت در مسیحیت به معنی محافظت الهی از خطا می باشد و بر پایه این ایده بنا شده است که امکان ندارد که خداوند خود را بر مردم آشکار کند بدون اینکه اطلاعات موثقی از مضمون آن آشکارسازی یا وحی فراهم کند. در مسیحیت بجز عیسی سه نامزد برای عصمت در نظر گرفته شد: عصمت کتاب مقدس، عصمت شوراهایی که بیانگر کلیسا هستند و عصمت پاپ.
به صورت تاریخی میان مسلمانان در مورد انجام یا عدم انجام گناه کبیره، صغیره و خطا توسط محمد و ماهیت آن در صورت پذیرش خطاپذیری، در دوران قبل یا بعد از تبلیغش اختلاف نظر وجود داشته است. به عنوان مثال حنبلیها معتقد بوده اند که محمد تنها عصمت در انتقال وحی داشته ولی خود از گناه مصون نبوده است. پال والکر، ادعا میکند که «قرائت لفظی» از متن قرآن و احادیث آزادانه به محمد گناه و خطا نسبت می دهد و همچنین مدعی است که مسلمانان اولیه نیز ظاهراً چنین برداشتی داشته اند. والکر میگوید که دیدگاه خطاناپزیر بودن از محمد ابتدا توسط شیعیان به محمد منتسب شده است. ویلفرد مادلونگ، مورخ غربی، به پشتبانی والکر برخواسته و تکامل عصمت (که به گمان او لفظ یا مفهومش در قرآن یافت نمی شود) در میان شیعیان را به نیمه اول قرن دوم هجری یا قبل از آن بازمی گرداند.
هشام بن حکم، متکلم شیعه، عصمت را به امامان نسبت می داد ولی معتقد بود که پیامبران ممکن است از دستورات خدا تخلف کنند که در آن صورت توسط وحی مورد نقد قرار می گیرند. شیعیان بعدی عصمت را به پیامبران و امامان به شکل یکسانی نسبت می دادند. شیخ صدوق معتقد بود که پیامبران و امامان از گناهان کبیره و صغیره مصون بوده اند، اگر چه به صورت سهوی (غیرعمدی) ممکن بود دچار خطا شوند. شیخ مفید این نظر را رد کرده و پیامبران و امامان را از خطای عمدی، سهوی و فراموشی مصون می دانست، اگر چه قبول داشت که پیامبران (بجز محمد) ممکن است قبل از تبلیغ گناهان صغیره غیررسوایی آور را انجام داده باشند. پس از آن شریف مرتضی (از شاگردان شیخ مفید) استدلال کرد که پیامبران و امامان کاملاً معصوم بودند. این دیدگاه به دیدگاه رسمی شیعیان بعدی تبدیل شد.
عصمت آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
عصمت آباد (بم)
عصمت آباد (بوئین زهرا)
عصمت آباد (تفت)
عصمت آباد (مهریز)
عصمت آباد (نیشابور)
مختصات: ۳۵°۵۰′۴۴″شمالی ۵۰°۰۳′۴۱″شرقی / ۳۵٫۸۴۵۵۷°شمالی ۵۰٫۰۶۱۲۹°شرقی / 35.84557; 50.06129
عصمت آباد (بوئین زهرا)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بوئین زهرا در استان قزوین ایران است.
این روستا در دهستان زهرای بالا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳٬۵۱۰ نفر (۸۴۸خانوار) بوده است.
عصمت آباد (تفت)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تفت در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان دهشیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵ نفر (۱۳خانوار) بوده است.
عصمت آباد (بم)، روستایی از توابع بخش فهرج شهرستان بم در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان فهرج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۴ نفر (۲۱خانوار) بوده است.
عصمت آباد (مهریز)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مهریز در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان خورمیز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۸۰ نفر (۲۲۳خانوار) بوده است.
عصمت آباد (نیشابور)، روستایی از توابع بخش زبرخان شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان اسحق آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۸۷ نفر (۱۴۱خانوار) بوده است.
عصمت الدوله لقب دو تن از شاهزادگان قاجار بوده است:
عصمت الدوله (دختر فتحعلی شاه)، همسر ابراهیم خان ناظر پسر محمدحسین خان صدر اصفهانی
عصمت الدوله (دختر ناصرالدین شاه)، همسر دوستمحمدخان معیرالممالک
خدیجه سلطان خانم، ملقب به عصمت الدوله شاهزاده قاجار و دختر پانزدهم فتحعلی شاه بود.
عصمت الدوله از آی باجی دختر مجنون خان پازوکی متولد شد.
عصمت الدوله را محمدحسین خان صدر اصفهانی صدراعظم فتحعلی شاه، در زمانی که در اوج قدرت بود، برای پسرش ابراهیم خان خواستگاری کرد. چون پیش از آن فتحعلی شاه هیچ یک از دخترانش را به فردی خارج از طایفه قاجار شوهر نداده بود، محمدحسین خان واسطه های بسیاری در حرمسرا و دربار برانگیخت تا شاه را به این ازدواج راضی کنند. به محض پخش شدن خبر خواستگاری، تمام رؤسای ایل قاجار شمشیر به کمر بستند و در اتاق نقاشخانه در کنار تخت مرمر جمع شدند و اعلام کردند در صورت وقوع این وصلت که مایه بی اعتباری شئونات سلطنت خواهد شد، از مقام خود استعفا می دهند. سرانجام شاه میرزا محمدخان بیگلربیگی دوانلو را به نمایندگی از ایل قاجار به مشورت خواند و به همراه علی نقی میرزا رکن الدوله مجلسی تشکیل داد و رؤسای ایل را وادار کرد رأی مجلس را که مجاز شمردن ازدواج عصمت الدوله با ابراهیم خان بود، تصدیق کنند. محمدحسین خان، عصمت الدوله را با شکوه و تشریفاتی به خانه بخت برد که مانندش در عروسی هیچ یک از دختران فتحعلی شاه سابقه نداشت.
عصمت الدوله از ابراهیم خان چهار فرزند یافت؛ یک دختر و سه پسر. اسامی پسرانش عبارت بودند از صدرالدوله، آصف الدوله و محمدباقرخان.
عصمت الدوله (۱۲۳۴، تهران-۱۲۸۵، تجریش) دختر ناصرالدین شاه. مادرش تاج الدوله دومین زن عقدی ناصرالدین شاه و دختر سیف الله میرزا پسر فتحعلی شاه بود. عصمت الدوله نخستین زن ایرانی بود که نواختن پیانو را آموخت. او را در دوازده سالگی به ازدواج دوستمحمدخان معیرالممالک درآوردند. عصمت الدوله از معیرالممالک صاحب چهار فرزند شد:
عصمت الدین خاتون (عربی: عصمة الدين خاتون‎) (درگذشته: ۲۶ ژانویه ۱۱۸۶) دختر معین الدین آنر حاکم دمشق بود که در سال ۱۱۴۷ میلادی با نورالدین زنکی ازدواج نمود و بعد از فوت وی در سال ۱۱۷۶ به همسری صلاح الدین ایوبی درآمد.
۱۱۴۷ میلادی همسر نورالدین زنکی
۱۱۷۶ میلادی همسر صلاح الدین ایوبی
پدرش در سال ۱۱۳۸ حاکم دمشق شد و به نیابت از شاهزادگان سلسله بورون حکومت کرد. در طول این مدت، دمشق یک رقیب بزرگ در شمال در حلب و موصل داشت و این ایالت ها تحت حکومت عمادالدین زنکی بودند. دمشق در آن زمان همپیمانی با پادشاهی بیت المقدس را حفظ کرده بود، اما در سال ۱۱۴۷، عصمت الدین به عنوان بخشی از این پیمان با نورالدین زنکی ازدواج کرد. پدر عصمت الدین خاتون در سال ۱۱۴۹ درگذشت و همسر وی توانست در سال ۱۱۵۴ کنترل کامل دمشق را بدست آورد. صلاح الدین در سال ۱۱۷۶ پس از آنکه خود را به عنوان نگهبان تخت سلطنتی در دمشق اعلام کرد، با وی ازدواج کرد. بدنبال آن نیز خودش را حاکم تمامی شام و مصر معرفی نمود.
عصمت الدین خاتون در ۲۶ ژانویه ۱۱۸۶ درگذشت درحالی که خبر درگذشت وی تا سه ماه بعد از وفات از صلاح الدین مخفی مانده بود.
امامزاده بی بی عصمت مربوط به دوره صفوی است و در دهدشت، ضلع جنوبی بافت تاریخی شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۵۵۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عصمت در دانشنامه آزاد پارسی

عِصمَت
اصطلاحی کلامی و دینی به معنای مصونیت از گناه و اشتباه که غالباً دربارۀ پیامبران به کار می رود، هرچند بر فرشتگان، و در تشیّع به امامان، و در مسحیت به رهبران کلیسا نیز اطلاق می شود. مصون بودن پیامبران از گناه و اشتباه، حد اعلای قابلیت اعتماد را به آن ها می دهد و این لازمۀ نقش پیامبری است چه، در غیر این صورت دستگاه آفرینش در اجرای برنامۀ هدایت خود خطا نموده و این، محال است. از این رو، پیامبران هم در دریافت وحی و هم در نگهداری آن و هم در تبلیغ آنچه فرا گرفته اند مصون هستند. در تبیین عصمت، در حیطۀ مصونیت از گناه، گفته اند که افراد آدمی ازنظر ایمان و توجه به آثار گناهان متفاوت اند؛ اگر درجۀ ایمان درحدّ شهود و عیان برسد، به حدی که آدمی حالت خود را در حین ارتکاب گناه حالت شخصی ببیند که می خواهد زهر کشنده ای را بنوشد، در این جا احتمال اختیار گناه به صفر می رسد همچنان که انسان عاقل علاقه مند به حیات هرگز دانسته زهر کشنده را نمی نوشد، بنابراین پیامبران نه تحت مراقبت یک نیروی غیبی اند که مانع از ارتکاب آن ها به گناه شود، و نه دربرابر گناه فاقد اختیار و مسلوب القدرةاند که اگر چنین بود، عصمت برای آن ها کمالی نبود. در مورد مصونیت از اشتباه نیز گفته شده است که آن، مولود نوع بینش پیامبران است به این معنا که پیامبران الهی از درون خود و با علم شهودی با واقعیت هستی ارتباط و اتصال دارند و به عبارت دیگر، با بُنِ هستی و ریشۀ وجود متصل و یکی می شوند، و در متن واقعیت اشتباه فرض نمی شود، لذا از هرگونه اشتباه مصون و معصوم خواهند بود. دربارۀ جزئیات مسئلۀ عصمت و این که آیا همۀ پیامبران از همۀ گناهان حتی گناهان صغیره نیز معصوم اند یا تنها در حیطۀ دریافت و ابلاغ وحی چنین مصونیتی دارند و در مسائل شخصی نیازی به چنین عصمت نیست، در میان پیروان ادیان مختلف و نیز فرق مذهبی در عالم اسلام اختلافاتی هست. در کتاب مقدس گناهانی به انبیا نسبت داده شده که همۀ آن ها از نگاه قرآن کاملاً خلاف و عاری از حقیقت است، هرچند برخی از آن ها از طریق اسرائیلیات به روایات اسلامی نیز راه یافته است. برخی اشارات که در قرآن دربارۀ پیامبران وجود دارد و از ظاهر آن ها خلاف عصمت برمی آید، همگی از دیدگاه محققین اسلامی قابل تأویل و توجیه اند چنان که امامان شیعه و نیز مفسران قرآن آن ها را تبیین و توجیه کرده اند. کتاب تنزیه الانبیا و الائمه، از تألیفات سید مرتضی، نمونه ای از آن است. در این کتاب پیامبران و امامان شیعه از هر گونه گناه صغیره و کبیره حتی ترک اولی تنزیه شده اند. فقهای اهل سنّت قائل به بری از خطابودن اجماع عالمان اند، امّا شیعیان اجماع اندیشمندان دینی را تنها در صورتی که کاشف از قول معصوم باشد، معتبر و بری از خطا می دانند. نیز ← عصمت_کلیسا

ارتباط محتوایی با عصمت

معنی کلمه عصمت به عربی

عصمت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

نازی ٠٠:٠٦ - ١٣٩٥/٠٩/٢٩
یعنی پاکدامنی جلوگیری از خطر
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عصمت پیامبران در قرآن   • تحقیق در مورد عصمت انبیا   • عصمت انبیاء   • اسم عصمت   • مراتب عصمت   • عصمت چیست   • عصمت پیامبران اکتسابی است یا خدادی ؟   • تعریف عصمت   • معنی عصمت   • مفهوم عصمت   • معرفی عصمت   • عصمت یعنی چی   • عصمت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عصمت
کلمه : عصمت
اشتباه تایپی : uwlj
آوا : 'esmat
نقش : اسم
عکس عصمت : در گوگل


آیا معنی عصمت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )