انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 952 100 1

عصمت

/'esmat/

مترادف عصمت: پارسایی، پاکدامنی، پاکی، عفت، ناموس، نجابت، بازداشتن، منع

معنی اسم عصمت

اسم: عصمت
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: esmat) (عربی) معصوم بودن، بی گناهی، پاک دامنی، ناموس و عفت زنان، (در قدیم) نگهداری و محافظت، (در فلسفه قدیم) ملکه ی اجتناب از گناه - بی گناهی، پاکدامنی

معنی عصمت در لغت نامه دهخدا

عصمت. [ ع ِ م َ ] (ع اِمص ) عصمة. پاکدامنی و نبناد و ناآلودگی به گناه. (ناظم الاطباء). نگاهداری نفس از گناه. (فرهنگ فارسی معین ). بازداشتن خود را از گناه ، و به اصطلاح اطلاق این لفظ بر پاکی است که از ابتدای وجود تا انتهای عمر گناه کبیره خصوصاً زنا نکرده باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). در مورد عصمت ملائکه اختلاف نظر است و برخی آن را موجود می دانند و برخی آن را نفی می کنند، و هر یک از دو فرقه را دلایلی است. اما در مورد وجوب عصمت انبیا، جمیع ملل و شریعت ها اتفاق نظر دارند، جز اینکه آن را در برخی امور لازم می دانند و در برخی جایز، و هر کدام را دلایلی است. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون وشرح مواقف و شرح طوالع شود. بی گناهی. عفاف. عفت. خودداری. خویشتن داری. و رجوع به عصمة شود :
یونان که بود مادر یونس ز بطن حوت
یادی نکرد و کرد ز عصمت جهان بخود.
دقیقی.
ایزد عز ذکره ما را و همه ٔ مسلمانان را در عصمت خویش نگاه دارد. (تاریخ بیهقی ص 254).
ز رحمت مصور ز حکمت مقدر
به نسبت مطهر به عصمت مشهر.
ناصرخسرو.
دانش من گواه عصمت اوست
بشنو آنچ این گواه میگوید.
خاقانی.
عقل و عصمت که مرا تاج فراغت دادند
بر سرمنصب دیوان شدنم نگذارند.
خاقانی.
عصمتیان در حرمش پردگی
عصمت از او یافته پروردگی.
نظامی.
پشت دار جمله عصمتهای من
گوئیا هستند خود اجزای من.
مولوی.
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود.
حافظ.
- زن باعصمت ؛ زن پاکدامن که دامن آن به هیچگونه فسق و فجور و معصیتی آلوده نشده باشد. (ناظم الاطباء).
- بی عصمت ؛ بی ناموس. بدکار.
- بی عصمتی ؛ گناهکار بودن. نداشتن عصمت. زشتکاری.
- عصمت کبری ؛ لقب فاطمه ٔ زهراء سلام اﷲ علیها. (ناظم الاطباء).
- عصمت مقومه ، عصمت مؤثمه . رجوع به عصمةالمقومة و عصمةالمؤثمة در ترکیبات عصمة شود.
|| نگهداری. نگهبانی. محافظت : بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد عصمت دوستان کرد. (کلیله و دمنه ).
اعتمادی دارد اوبر عصمت بخت آنچنانک
هر سلاحی در خزانه ٔ او بیابی جز سپر.
سنائی.
گفتی این مرسوم هر سالست اینک سال شد
ظن مبر کز دادن مرسوم اندر عصمتی.
سوزنی.
نه از بادیه بل ز طوفان نوح
به کشتی ّ عصمت درون آمدیم.
خاقانی.
|| پیوستگی. استحکام. پناه :
بنده ز بی دولتی نیست به حضرت مقیم
دیو ز بی عصمتی نیست به جنت مکین.
خاقانی.
عقده ٔ الفت و عصمت مستحکم شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 233). || در نزد اشاعره ، اینست که خداوند گناهی را در بنده نیافریند، چه آنان تمام اشیاء را ازابتدا به فاعل مختار اسناد میدهند، و نیز آنان گویند عصمت عبارت از آفریدن قدرت اطاعت است در بشر، که شامل «لطف » میشود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به لطف شود. || در نزد حکما، ملکه ای است نفسانی که صاحب خود را از ارتکاب فسق و فجور و گناهان بازمیدارد، و آن بسبب اعتقاد آنها است به ایجاب و قائل بودن به استعداد قوابل. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || (اصطلاح حقوق جزا) مانند اصطلاح «هتک ناموس » در جرائم راجع به مواقعه استعمال میشود، بر خلاف اصطلاح «منافیات عفت » که در اعم از مواقعه و غیر آن استعمال شده است. (از فرهنگ حقوقی ).

عصمت. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) (خواجه...) نام او خواجه عصمةاﷲ بخاری ، مشهور به خواجه عصمت است. وی شاعری ایرانی بود و در عهد تیموری میزیست. در نظم اشعار پیرو امیرخسرو دهلوی بود و مضامین و معانی او را عیناً در اشعار خود نقل میکرد. یکی از فاضلان درباره ٔ او چنین گفته است :
میرخسرو را علیه الرحمه شب دیدم بخواب
گفتمش : عصمت تو را یک خوشه چین خرمن است
شعر او چون بیشتر از شعر تو شهرت گرفت ؟
گفت : باکی نیست شعر او همان شعر من است.
عصمت قصیده ای در رثای امیر تیمور ساخته است به مطلع ذیل :
ای فلک خرگاه ویران کن که سلطان غایبست
تخت گو بر خاک بنشین ، چون سلیمان غایبست.
میرزا خلیل سلطان بجهت این قصیده او را انعام و احسان فراوان کرد. وفات خواجه عصمت بسال 829 هَ.ق. رخ داد. (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به رجال حبیب السیر و مجالس النفائس شود.

عصمة. [ ع ِ م َ ](ع مص ) بازداشتن و نگاه داشتن از گناه و جز آن. (ازمنتهی الارب ). نگاه داشتن. (دهار) (المصادر زوزنی ) (ترجمان القرآن جرجانی ). منع. (تاج المصادر بیهقی ).

عصمة. [ ع ِ م َ ] (ع اِ) گردن بند و حمیل. (منتهی الارب ). قلاده و گردن بند و حمایل. (ناظم الاطباء). قلاده. (اقرب الموارد). رسن. (دهار) (مهذب الاسماء). عُصمة. و رجوع به عُصمة شود. ج ِ، عِصَم ، أعصُم ، و عِصَمة ، أعصام. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || بازداشتگی از گناه و جز آن. (ناظم الاطباء). منع و خودداری ، و گویند آن ملکه ٔ اجتناب از گناهان است با وجود امکان ارتکاب گناه. (از اقرب الموارد) (از تعریفات جرجانی ). عصمت. رجوع به عصمت شود.
- عصمة المقوِّمة (الَ...) ؛ عصمتی است که بوسیله ٔ آن قیمت انسان ثابت گردد، و هر کس آن را هتک کند قصاص یا دیه بر او خواهد بود. (از تعریفات جرجانی و اقرب الموارد).
- عصمةالمؤثِّمة (الَ...) ؛ عصمتی است که هر کس آن را هتک کند گناهکار و آثم خواهد بود. (از تعریفات جرجانی و اقرب الموارد).

عصمة. [ ع ِ ص َ م َ ] (ع اِ) ج ِ عِصمة. (اقرب الموارد). جج ِ عِصْمة و عُصْمة. (منتهی الارب ). رجوع به عصمة شود.

عصمة. [ ع ُ م َ ] (ع اِمص ) سپیدی بازوی آهو و مانند آن ، و سپیدشدگی دست و پای آهو و بز کوهی. (منتهی الارب ). اسم مصدر است از صفت اعصم. (از اقرب الموارد). رجوع به اعصم شود. || (اِ) قلاده. (اقرب الموارد). عِصمة. رجوع به عصمة شود. || حمیل و حلقه ای که در گردن سگ باشد. (منتهی الارب ).عذبة و شمله ٔ دستار که در گردن سگ باشد. (از اقرب الموارد). ج ، أعصام. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) مکنی به ابوحکیمة و مشهوربه عصمة البصری. محدث است. رجوع به ابوحکیمة شود.

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) مکنی به ابوعاصم. تابعی است. رجوع به ابوعاصم شود.

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) دختر محمدبن رشیدالدین دختر شمس ابرقوهی. از زنان محدث بود. و در رجب سال 711 هَ.ق. متولد شد و عمری طولانی کرد. طاووسی
بعضی کتب حدیث را نزد او فراگرفته است. (از اعلام النساء از الضوء اللامع سخاوی ).

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) ابن جشم بن معاویه ٔ هوازنی عدنانی. جدّی است جاهلی ، و فرزندان او بطنی از جشم را تشکیل می دهند. ابوالاحوص عوف بن مالک تابعی از نسل او بوده است. (از الاعلام زرکلی از نهایة الارب و السبائک و جمهرةالانساب ).

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) ابن حدرةبن قیس یربوعی تمیمی. شاعر و سوارکار عهد جاهلیت. بنی عبس ،پسرعم او را بقتل رساندند و او نذر کرد که تا هفتادتن از آنان را بقتل نرساند لب به خمر و گوشت نزند، و چون به نذر خود وفا کرد رجزی سرود که المرزبانی آن را ذکر کرده است. (از الاعلام زرکلی از المرزبانی ).

عصمة. [ ع ِ م َ ] (اِخ ) ابن حی بن السیدبن مالک ضبی. از شاعران جاهلیت. وی ارقم بن جون را بقتل رسانده است و درباره ٔ او شعری دارد. (از الاعلام زرکلی از المرزبانی ).

معنی عصمت به فارسی

عصمت
( خواجه عصمه الله ) بخاری شاعر ایرانی در عهد تیموری ( ف. ۸۲۹ ه.ق .). وی در نظم اشعار پیرو امیر خسرو دهلوی بود و مضامین و معانی او را عینا در اشعار خود نقل میکرد . یکی از فاضلان درباره او چنین گفته [ میر خسرو را علیه الرحمه - شب دیدم بخواب - گفتمش عصمت ترا یک خوشه چین خرمن است . ] [ شعر او چون بیشتر از شعر تو شهرت گرفت ? گفت : باکی نیست شعر او همان شعر من است . ] عصمت قصیده ای در رثای امیر تیمور ساخته بمطلع ذیل : [ ای فلک خرگاه ویران کن که سلطان غایبست - تخت گو بر خاک بنشین چون سلیمان غایبست .] میرزا خلیل سلطان بجهت این قصیده او را انعام و احسان فراوان کرد .
منع، نگاهداری نفس ازگناه، پاکدامنی، ملکه اجتناب ازگناه وخطا
۱ - ( مصدر ) باز داشتن منع کردن . ۲ - نگاه داشتن نفس را از آلودگی و گناه . ۳ - ( اسم ) منع . ۴ - نگاهداری نفس از گناه پاکدامنی . ۵ - ملکه اجتناب از معاصی هنگامی که تمکن عمل بدان حاصل باشد.
نام او خواجه عصمه الله بخاری مشهور به خواجه عصمت است وی شاعری از ایران بود و در عهد تیموری میزیست در نظم اشعار پیرو امیر خسرو دهلوی بود و مضامین و معانی او را عینا در اشعار خود نقل میکرد
دهی است جزو دهستان زهرا بخش بوئین شهرستان قزوین واقع در ۹ کیلومتری بوئین و سر راه شاه عباسی معروف بجاده اصفهان جلگه و معتدل ۱۴۴۳ تن سکنه قنات محصول غلات چغندرقند یونجه زراعت قالی بافی گلیم بافی و جاجیم بافی .
ده از دهستان حومه بخش مهریز شهرستان یزد
حرمخانه با عصمت حرمسرایی که همه پردگیان آن با عصمت باشند
ناپاک . زشتکار . آلوده به گناه

معنی عصمت در فرهنگ معین

عصمت
(عِ صْ مَ) [ ع . عصمة ] ۱ - (اِمص .) پاک دامنی ، نگاهداری نفس از گناه و خطا. ۲ - (اِ.) فرشتة اجتناب از گناه .

معنی عصمت در فرهنگ فارسی عمید

عصمت
۱. منع.
۲. نگه داری نفس از گناه، پاکدامنی.
۳. (اسم) ملکۀ اجتناب از گناه و خطا.
آن که از فسق و گناه پرهیز نکند، بی عفت، بی ناموس.

عصمت در دانشنامه اسلامی

عصمت
عصمت ملکه دوری از گناه و خطا است.
واژه «عصمت» معانی متعدّدی دارد؛ مانند پاکدامنی، دوری از گناه و خویشتنداری.
عصمت در باور شیعه
منظور از عصمت در باور شیعه، وجود ملکه ای است در انسان معصوم که او را از گناه و خطا بازمی دارد.خداوند به معصومان گونه ای دانش و آگاهی بخشیده است که به واسطه آن گناه و خطا نمی کنند. بدین ترتیب، از معصومان، گناهی سر نمی زند- خواه صغیره باشد و خواه کبیره. عصمت از مقوله علم است و از این رو، منافاتی با اختیار و اراده انسان ندارد.
اختلاف در باره عصمت معصومان
عقیده مسلمانان درباره عصمت و معصومان یکسان نیست.شیعیان دوازده امامی معتقدند که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله)، امامان دوازده گانه (علیهم السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها)، همگی معصوم اند؛ ولی اهل سنّت، فقط پیامبر را معصوم می دانند.مسلمانان همه پیامبران الهی را معصوم می شمارند؛ ولی درباره چگونگی عصمت آنان اختلاف نظر دارند. دسته ای از مسلمانان، پیامبران را از دروغ معصوم می دانند و برخی دیگر معتقدند که عصمت از دروغ ، فقط در تبلیغ وحی لازم است.اعتقاد شیعه بر این است که پیامبران، امامان دوازده گانه (علیهم السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) در همه عمر خویش از هرگونه گناه و خطا- کوچک و بزرگ و عمدی و سهوی- پاک و مبرّایند.
عصمت
عصمت، به معنای اجتناب و دوری از گناه و نافرمانی خداوند است. اعتقاد به عصمت پیامبران و امامان، از گناهان عمدی و سهوی، از آموزه ها و اعتقادات شیعیان است. عصمت از سهو و خطا در امور روزمره زندگی این افراد، مورد اختلاف بین علمااست.
اعتقاد به حقانیت هر دینی و عمل بر اساس آموزه های آن، وابسته به اثبات عصمت پیامبر آن دین است. در مباحث درون دینی، عصمت پیامبران در دریافت و ابلاغ وحی، با دلیل عقلی اثبات می شود؛ اما عصمت در حیطه عملی زندگی آنان، بیشتر متکی به دلیل نقلی است.
عصمت، اسم مصدر از ریشه "ع ص م" و به معنای محفوظ ماندن، مصونیت پاکدامنی و نگهداشتن نفس از گناه، «وسیله بازداشتن» و «ابزار مصونیت» به کار رفته است.
عصمت
کلیدواژه: عصمت، معصوم، معصیت، خطا، پیامبران، اعتقادات شیعه، امامان
عصمت به معنای پاکدامنی و ناآلودگی به گناه است. در این که پیامبران باید معصوم باشند، جمیع ملل و شریعت ها اتفاق نظر دارند، جز این که آن را در برخی امور لازم می دانند و در برخی جایز و هر کدام را دلایلی است.
فاضل مقداد در تعریف عصمت می گوید: «عصمت، لطفی است که خداوند در حق مکلف به جای می آورد، به گونه ای که انگیزه ای برای ترک اطاعت و یا انجام معصیت در او باقی نمی ماند، هر چند این لطف، توان انجام گناه را از وی نمی ستاند».
این متکلم برجسته امامیه در ادامه، اسباب تحقق لطف الهی را چنین برمی شمارد:
علامه مجلسی در مورد اعتقاد امامیه در بحث عصمت می گوید: بدان که علمای امامیه رضوان اللّه علیهم اجماع کرده اند بر عصمت انبیا و اوصیا از گناهان کبیره و صغیره که صادر نمی شود از ایشان هیچ نوع از گناهان نه بر سبیل سهو و نسیان و نه بر سبیل خطای در تأویل و نه بر سبیل مهاونه، نه پیش از پیغمبری و نه بعد از آن، نه در کودکی و نه در بزرگی.
و کسی در این باب مخالفت نکرده مگر ابن بابویه و شیخ محمد بن الحسن بن الولید رحمة اللّه علیهما که ایشان تجویز کرده اند که حق تعالی ایشان را برای مصلحتی سهو بفرماید که فراموش کنند چیزی را که متعلق به تبلیغ رسالت نباشد.
«عصمت» در لغت به معنای منع کردن و بازداشتن است و به همین معنا در برخی از آیات قرآن کریم به کار رفته است مانند:
از دیدگاه آیات و روایات، پیامبران و امامان از هر گونه گناه و خطایی در امان اند. برای بیان این حقیقت، الفاظ و تعابیر گوناگونی به کار رفته که واژه ی «عصمت» نیز یکی از آن ها است؛ چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «أنَا وَ عَلی وَالحَسن وَالحُسَین وَ تِسعَة مِن وُلدِ الحُسَین مُطَهَّروُن مَعصومُون»؛ (من و علی و حسن و حسین و نُه نفر از فرزندان حسین، پاک و «معصوم» هستیم.)
عصمت به دکی از اوصاف قرآن اطلاق می شود.
«عصمت» یکی از نام ها و اوصاف قرآن و برگرفته از آیه ۱۰۳ آل عمران است: (واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا…).
در میان آل عمران افرادی وجود داشتند که از عصمت برخوردار بودند.
از آیات قرآن کریم و روایات استفاده می شود افرادی که از طرف خداوند برگزیده شده اند، باید معصوم باشند.ان الله اصطفی ءادم و نوحا و ءال ابرهیم و ءال عمرن علی العلمین. (لازمه اصطفای خداوند این است که انسان های آلوده به گناه برگزیده نشوند چنان که در بعضی روایات، از این آیه بر عصمت انبیا استدلال شده است.)
مصونیت پیامبران از گناه و خطا، به طور اجمال، از سوی همه مسلمانان، بلکه همه صاحبان ادیان و ملل پذیرفته شده است؛ ولی در ویژگی های آن، نظریه های گوناگون وجود دارد.
عصمت در لغت به معنای منع و در اصطلاح نگاه داشتن خدا، بنده اش را از چیزی که موجب عقوبت و عذاب می شود و معصوم یعنی کسی که هیچ یک از حرام های الهی از او سر نمی زند. در متون دینی و تاریخی کهن مثل عهدین (منظور تورات و انجیل است) مطالبی در رابطه با عصمت و یا عدم آن نسبت به پیامبران به چشم می خورد و یا حتی در کتب تاریخ نگاری جدید و یا کتب های اسلامی مثل برخی تفاسیر، اقوالی به چشم می خورد که متأثر از اسرائیلیات بوده و رفته رفته در بین ذهن علما نفوذ کرده و در آنجا راسخ شده است که با شرع مقدس و مقام پیامبران پیشین سازگاری نداشته و ما را در شناخت اسلام ناب با مشکل مواجه می کند؛ مثلا در آیاتی از تورات و انجیل گناهانی از قبیل زنا، شراب خواری، جنایت، حقه بازی، چشم چرانی و... را به پیامبران بزرگ الهی نسبت داده اند.
دیدگاه وهابیت
از جمله کسانی که قائل به عدم عصمت پیامبران و به تبع آنها ائمه اطهار (علیهم السلام) شده اند، سلفی ها می باشند که به اعتراف بزرگانشان عصمت را برای پیامبران و ائمه اطهار قبول ندارند. ابن تیمیه از بزرگان اهل سنت در یکی از اقوالش مدعی شده که هیچ کس معصوم نیست نه پیغمبر نه غیر پیغمبر و می گوید: «فإنه لا معصوم بعد الرسول و لاتجب طاعه أحد بعده فی کل شیء»؛ به درستی که هیچ معصومی بعد از رسول نیست و طاعت هیچ کسی بعد از پیغمبر در هیچ چیزی واجب نیست.او می گوید: امت پیغمبر جمعاً معصوم هستند و چون امت معصوم اند، دیگر نیازی به عصمت امام نیست.وی در منهاج می نویسد:أحدها أن یقال لا نسلم أن الحاجه داعیه إلی نصب إمام معصوم وذلک لأن عصمه الأمه مغنیه عن عصمته.
دیدگاه امامیه
در رابطه با عصمت پیامبران دلایل مختلفی وجود دارد؛ مثلاً چون انبیا انسان ها را به پاکی و پاکیزگی فرار می خواندند؛ پس اگر خود آلوده به گناه باشند، این فراخوان، ره آوردی نخواهد داشت و به تعبیر قرآن مورد مواخذه و خشم خداوند متعال قرار می گیرند:
← آیه ۲ و ۳ سوره صف
...
«عصمة الانبیاء و الرسل» اثر علامه سید مرتضی عسکری تالیف قرن حاضر به زبان عربی می باشد.
موضوع عصمت انبیا از جمله مسائل مورد اختلاف میان شیعه و سنی بوده است. بدین شکل که آیا انبیاء عظام در اعمال و رفتار خود مصون از گناه و معصیت هستند یا خیر؟ شیعه معتقد به عصمت تمامی انبیاء الهی از هر گناه کبیره ای است و در مقابل اهل سنت قائل به عصمت انبیاء نبوده و تنها پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم را آن هم فقط در موضوع وحی و دریافت و القاء آن به مخاطبان معصوم دانسته است. (نظر مشهور اهل سنت).
انگیزه تالیف
روشن ساختن موضع شیعه در مساله مورد اختلاف. با این توضیح که انگیزه مؤلف پایان دادن به اختلافی است که در این مساله اعتقادی میان مسلمانان وجود داشته و به این شکل وحدت کلمه بیشتری میان مسلمانان محقق گردیده و مانع ایجاد شکاف بیشتر در برخی مباحث کلامی می گردد که این مهم حاصل نمی گردد مگر با تمسک به قرآن کریم و سنت نبوی صلی الله علیه و آله وسلّم .
ساختار کتاب
عصمة الانبیاء و الرسل در حقیقت کتابچه ای می باشد که با فهرست و مقدمه ای نسبتا کوتاه اما فراخور با حجم کتاب آغاز گردیده و بدون فصل و یا باب بندی بلکه با شماره اعدادی در چند قسمت مجزا مطالبی ارائه و کتاب به پایان برده شده است.
گزارش محتوا
...
این مقاله درباره عصمت امامان علیهم السّلام از هرگونه پلیدی و گناه است.
این آیه دلالت بر عصمت امامان علیهم السّلام از هرگونه گناه و خطا می کند:یـایها الذین ءامنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم... ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر (اوصیای پیامبر) را!
تفسیر آیه
در این آیه اولوا الامر بـه رهـبران و امامان معصوم تفسیر شده است، زیرا این تفسیر با اطلاق وجوب اطاعت که از آیه فوق استفاده می شود کاملا سازگار است، چون مقام عصمت امام، او را از هر گونه خطا و اشـتـبـاه و گـنـاه حـفـظ مـی کند، و به این ترتیب فرمان او همانند فرمان پیامبر صلی الله عـلیه وآله و سلم بدون هیچ گونه قید و شرطی واجب الاطاعه است، و سزاوار است که در ردیـف اطـاعـت او قـرار گـیـرد و حـتـی بـدون تـکـرار اطـیـعـوا عـطـف بـر رسول شـود. جـالب تـوجـه ایـنـکـه بـعـضـی از دانـشـمـنـدان مـعـروف اهل تسنن از جـمـله مـفـسـر مـعـروف فخر رازی در آغـاز سـخـنـش در ذیل این آیه، به این حقیقت اعتراف کرده، می گوید:کسی که خدا اطاعت او را به طور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمرد حتما باید معصوم بـاشد، زیرا اگر معصوم از خطا نباشد به هنگامی که مرتکب اشتباهی می شود خداوند اطاعت او را لازم شمرده، و پیروی از او را در انجام خطا لازم دانسته، و این خود یک نوع تضاد در حکم الهـی ایـجـاد مـیـ کـنـد، زیـرا از یـک طـرف انـجـام آن عمل مـمـنوع است، و از طرف دیگر پیروی از اولوا الامر لازم است، و این موجب اجتماع امر و نهی می شود.بنابراین از یک طرف می بینیم خداوند اطاعت فرمان اولوا الامر را بدون هیچ قید و شرط لازم دانسته و از طرف دیگر اگر اولوا الامر معصوم از خطا نباشند چنین فرمانی صحیح نیست، از ایـن مـقـدمـه چـنـیـن استفاده می کنیم که اولوا الامر که در آیه فوق به آنها اشاره شده حتما باید معصوم بوده باشند.
در این مقاله آیات عصمت پیامبر و اهل بیت (علیهم السّلام) در قرآن را که دال بر مصونیت از هر لغزش و خطا هست، بحث می کنیم.
مسئله عصمت پیامبر و اهل بیت (علیهم السّلام) جزء مسایل اساسی است، لذا بسیاری از بزرگان درباره آن به گونه ای سخن گفته و بحث کرده اند. در این جا از مجموع مباحث آنها به طور خلاصه چند محور طرح و تبیین می شود:
← هدف بعثت انبیا
اولا، تنها در سایه ی عصمت اطمینان مردم به پیامبران تحقق پیدا می یابد.ثانیا، انبیا، گذشته از بیان احکام دین مسئول تربیت و تزکیه ی بشرند.ثالثا، چون اطاعت از پیامبر واجب است، پس هر کاری که انجام می دهد، مردم نیز باید انجام دهند و یا دست کم برای آنان جایز است که انجام دهند.رابعا، اگر پیامبر معصیت کند شهادت او پذیرفته نیست و سزاوار نفرین است و نمی تواند به مقام نبوت برسد.با توجه به موارد یاد شده، عقل، حکم می کند که پیامبران الهی باید در هر دو بعد علمی و عملی از هرگونه نقص و معصیت مصون و معصوم باشند و گرنه اهداف بعثت تحقق نمی یابد.
عصمت انبیا
گرچه در قرآن کریم جریان عصمت انبیا همانند عصمت فرشته گان به طور صریح مطرح نشده، لکن در برخی آیات اشاراتی درباره ی عصمت انبیا که به طور کلی به چند دسته تقسیم می شود:
← آیات هدایت
...
خدا خواسته که رجس و پلیدی را تنها از اهل بیت دور کند، و به آنان عصمت دهد، و اهل البیت به اتفاق همه علمای اسلام و مفسران، اشاره به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم است.
تعلق اراده الهی بر عصمت اهل بیت علیهم السّلام از هرگونه پلیدی قرار گرفته است: «إنّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس أهل البیت ویطهّرکم تطهیرا» خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهلبیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد. کلمه «انما» در آیه انحصار خواست خدا را می رساند، و می فهماند که خدا خواسته که رجس و پلیدی را تنها از اهل بیت دور کند، و به آنان عصمت دهد، و کلمه (اهل البیت) چه اینکه صرفا برای اختصاص باشد، تا غیر از اهل خانه داخل در حکم نشوند، و چه اینکه این کلمه نوعی مدح باشد، و چه اینکه نداء ، و به معنای (ای اهل بیت) بوده باشد، علی ای حال دلالت دارد بر اینکه دور کردن رجس و پلیدی از آنان، و تطهیرشان، مساله ای است مختص به آنان، و کسانی که مخاطب در کلمه (عنکم - از شما) هستندبنابراین در آیه شریفه در حقیقت دو قصر و انحصار بکار رفته، یکی انحصار اراده و خواست خدا در بردن و دور کردن پلیدی و تطهیر اهل بیت، دوم انحصار این عصمت و دوری از پلیدی در اهل بیت.
معنای رجس
واژه رجس به معنی شی ء ناپاک است خواه ناپاک از نظر طبع آدمی باشد یا به حکم عقل یا شرع و یا همه اینها. و اینکه : در بعضی از کلمات رجس به معنی گناه یا شرک یا بخل و حسد و یا اعتقاد باطل و مانند آن تفسیر شده، در حقیقت بیان مصداقهائی از آن است، و گرنه مفهوم این کلمه مفهومی عام و فراگیر است، و همه انواع پلیدیها را به حکم اینکه الف و لام در اینجا به اصطلاح الف و لام جنس است شامل می شود. تطهیر به معنی پاک ساختن و در حقیقت تاکیدی است بر مساله اذهاب رجس و نفی پلیدیها، و ذکر آن به صورت مفعول مطلق در اینجا نیز تاکید دیگری بر این معنی محسوب می شود.
مراد از بردن رجس
مراد از بردن رجس، عصمت از اعتقاد و عمل باطل است، و مراد از تطهیر در جمله ((یطهرکم تطهیرا ( (که با مصدر تطهیر تاکید شده، زایل ساختن اثر رجس به وسیله وارد کردن مقابل آن است، و آن عبارت است از اعتقاد به حق ، پس تطهیر اهل بیت عبارت شد، از اینکه ایشان را مجهز به ادراک حق کند، حق در اعتقاد، و حق در عمل، و آن وقت مراد از اراده این معنا، (خدا می خواهد چنین کند)، نیز اراده تکوینی می شود، چون قبلا هم گفتیم اراده تشریعی را که منشا تکالیف دینی و منشا متوجه ساختن آن تکالیف به مکلفین است، اصلا با این مقام سازگار نیست، (چون گفتیم اراده تشریعی را نسبت به تمام مردم دارد نه تنها نسبت به اهل بیت)پس معنای آیه این شد که خدای سبحان مستمرا و دائما اراده دارد شما را به این موهبت یعنی موهبت عصمت اختصاص دهد به این طریق که اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما اهل بیت ببرد، و در جای آن عصمتی بیاورد که حتی اثری از آن اعتقاد باطل و عمل زشت در دلهایتان باقی نگذارد.
مراد از اهل بیت
...
درباره عصمت اهل بیت (علیهم السّلام) در کلام شریف و نورانی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) معارف و حقایق فراوانی رسیده که در این جا به نمونه هایی از کلمات آن حضرت اشاره می شود.
۱. ابن عباس می گوید: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) شنیدم که فرمود:انا و علی و الحسن و الحسین و تسعة من ولد الحسین مطهرون معصومون؛ من و علی و حسن و حسین و نه فرزند حسین، پاک و معصوم هستیم. ۲. ام سلمه همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) می گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) در خانه من بود و جامه ای بر خود انداخته بود، فاطمه دختر پیامبر وارد شد، حضرت به او فرمود: همسر و دو فرزندت حسن و حسین را فرا بخوان، فاطمه آنان را فرا خواند، آنها در حال صرف غذا بودند که آیه تطهیر نازل شد، بعد رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) آن جامه را بر آنان انداخت و با دست خود به سوی آسمان اشاره کرد و سه مرتبه فرمود:اللّهم هولاء اهل بیتی و خاصتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیراً؛ خداوندا اینها اهل بیت و خاصان من هستند، هر گونه آلودگی را از آنان دور بدار و آنها را پاکیزه گردان. ۳. ابو سعید خدری نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرموده است: آیه تطهیر در شان پنج نفر، یعنی رسول خدا، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السّلام) نازل شده است.
← حدیث مشهور ثقلین
 ۱. ↑ جوادی آملی، عبدالله، وحی و نبوت، ص۲۲۸.۲. ↑ صدوق، کمال الدّین وتمام النّعمة، ج۱، ص۲۸۰.    
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «عصمت اهل بیت در کلام پیامبر»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۳/۲۲.    
...
این صفحه مدخلی از اثر آفرینان است
عصمت بخاری، فخرالدین عصمت الله
(وف 840/829 ق) شاعر، متخلص به عمصت. از دانشمندان و شاعران اوایل عهد تیموری است. نسب وی به جعفر بن ابی طالب می رسید. اجدادش در بخارا شهرت و حرمت داشتند و مورد توجه ملوک آن دیار بودند.
خود نیز در این شهر به دنیا آمد و تحصیلات علمی خود را آنجا به پایان رسانید. در بیشتر علوم عصر خود سرآمد بود در مجلس درس وی خواص و طالبان علم حضور داشتند مثل: سراج الدین بساطی سمرقندی، خیالی بخاری، خواجه رستم خوریانی و طاهر ابیوردی. از آثارش: دیوان شعر.
خواجه عصمت الله بن خواجه مسعود بخارایی، از شعرای مشهور نیمه اول قرن نهم هجری است که در قصیده، «نصیری» تخلص می کرد و در غزل «عصمت». اختیار تخلص نصیری به مناسبت انتساب وی به دربار سلطان نصیرالدین خلیل بن میرانشاه بن تیمور گورکان بوده است که پس از مرگ تیمور (از 807 تا 812ق) در ماوراءالنهر سلطنت داشت. عصمت در دربار سلطان خلیل، بسیار معزّز و محترم بود و به وی علاقه زایدالوصفی داشت. قسمت اعظم عمر عصمت، به ستایش گری اولاد و احفاد تیمور و امرای ایشان گذشته است؛ ولی در آخر عمر، دست از مداحی ارباب دولت کشیده و دامن خاندان عصمت(ع) را گرفته و به مدایح و مناقب آن بزرگواران پرداخته است.
وی شیعه پاک نهاد و نیک اعتقادی بود و چون در میان مردمی حنفی مذهب به سر می برد، مدت ها تقیه می کرد و مذهب خود را مکتوم می داشت، ولی عاقبت، کاسه صبرش لبریز شد و تشیع خود را آشکار کرد.
به اعتقاد مورخ شهیر خواندمیر در تذکرة الخواتین، وفات عصمت در سال 840ق واقع شده است.
خدای سبحان، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) را چنین وصف می کند «یس و القرآن الحکیم انک لمن المرسلین علی صراط مستقیم» یعنی سوگند به این کتاب حکیم که تو از مرسلین و فرستاده گان هستی و بر بستر و مسیر صراط مستقیم و راه راست قرار داری. در گذشته، گفته شد «صراط مستقیم» آن است که هم از خطر افراط و زیاده روی دور باشد و هم از خطر تفریط و کوتاهی و اگر حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) بر صراط مستقیم و بلکه خود، عین صراط مستقیم است. تمام شئون و وظایف آن حضرت (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیز عین صراط مستقیم است. تلاوت و تعلیم و تزکیه و یاد آن حضرت (صلی الله علیه و آله وسلّم)، به دور از افراط و تفریط می گردد و در خصوص قرآن علاوه بر تلاوت، در گرفتن و نگهداری آن نیز معصوم از خطا و انحراف و نسیان است.
به تعبیر استاد علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) در سه جهت رسالتش معصوم است: اول آن که وحی الهی را درست دریافت می کند؛ دوم این که پس از دریافت درست، آن را به خوبی ضبط و نگهداری می کند و سوم این که در ابلاغ به مردم، الفاظ آن را بدون کم و زیاد بر مردم تلاوت می کند، و معارف آن را بدون کاهش و افزایش بیان می کند، پس آن حضرت (صلی الله علیه و آله وسلّم) در هر سه مرحله معصوم از سهو و نسیان و دور از عصیان است، که باید هر یک جداگانه روشن گردد.
← عصمت پیامبر در گرفتن قرآن
بنابراین، همان گونه که رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) در مقام گرفتن و نگهداری قرآن، معصوم بودند، در مقام تلاوت و ابلاغ و تعلیم نیز چنین هستند و در خود مقام تلاوت نیز علاوه بر اینکه در بعد عقل نظری و علمی اشتباه نسیان و خطا نمی کنند، در بعد عقل عملی نیز از افراط و تفریط وارسته اند و نه تنها آیات الهی را کتمان نمی کنند بلکه چیزی از ناحیه خود یا دیگران بر آن نمی افزایند.
عناوین مرتبط
عصمت؛ عصمت پیامبران؛ آیات عصمت انبیا؛ آیه عصمت؛ عصمت (قرآن)؛ عصمت از دیدگاه وهابیت؛ عصمت الانبیاء و الرسل (کتاب)؛
آیه پاک بودن اهل بیت (ع) از هر نوع پلیدى را آیه عصمت یا آیه تطهیر گویند.
به آیه ۳۳ سوره احزاب "آیه تطهیر" مى گویند: "... انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیراً ؛ همانا خداوند مى خواهد که از شما اهل بیت هر پلیدى را بزداید و شما را چنان که باید و شاید پاکیزه دارد " .
معنای تطهیر
تطهیر در لغت پاک کردن است و در این آیه به معناى پاک گردانیدن از پلیدى شرک و گناه به کار رفته است .
مراد از اهل بیت
این که مراد از اهل بیت چه کسانى هستند، سه قول است .
← خویشاوندان پیامبر
...
عصمت و مصونیت از خطا و لغزش، یکی از شرایط نبوت است، زیرا بدون آن غرض از بعثت تحقق نمی پذیرد. از این رو، در اصل لزوم عصمت پیامبران الهی، میان علمای ادیان و مذاهب اختلافی نیست.
عصمت پیامبران مراحلی دارد که یادآور می شویم:۱.مصونیت از خطا در دریافت وحی و ابلاغ آن.۲.مصونیت از مخالفت با احکام الهی در عمل. (مانند این که واجبی را ترک نماید یا کار حرامی را انجام دهد)۳.مصونیت از اشتباه در موضوعات و مصادیق احکام. (مانند این که در تشخیص وقت نماز یا جهت قبله یا تعداد رکعات نماز یا مقدار بدهی مالی به افراد اشتباه کند)۴.مصونیت از اشتباه در مسایل مربوط به مصالح و مفاسد اجتماعی (مثل این که درجایی که صلح به صلاح جامعه است، جنگ را ترجیح دهد، یا برعکس) و فردی.۵.مصونیت از اشتباه در مسایل عادی زندگی فردی.
عصمت در دریافت و ابلاغ وحی
عصمت در دریافت و حفظ و ابلاغ وحی، در واقع خمیر مایه نبوت است و بدون آن، نبوت و ارسال پیامبران بی فایده خواهد بود.بنابراین، همان دلیلی که بر ضرورت نبوت اقامه شده است، دلیل بر لزوم عصمت در تبلیغ الهی نیز هست.توضیح این که: در باب ضرورت نبوت، گفته شده است از آن جا که ادراک های عادی انسان ها، برای شناسایی کامل راه سعادت و شقاوت، کافی نیست، پس خدا باید این نقص و کمبود را از راه وحی و ارسال پیامبر جبران کند.در غیر این صورت، هدف از خلقت انسان ـ که تکامل اختیاری می باشد ـ نقض می شود، زیرا تکامل اختیاری در گرو شناخت صحیح و کافی است، و آن امر نیز بدون بعثت انبیاء حاصل نخواهد شد.پس اگر خداوند پیامبری بفرستد، ولی این پیامبر در دریافت وحی یا حفظ و ابلاغ آن دچار خطا گردد، هدف از بعثت نقض خواهد شد، و این کار با حکمت خدا منافات دارد.
← آشکار کردن اسرار غیب
متکلمان امامیه معتقدند؛ این نوع از عصمت قبل و بعد از بعثت، و نیز گناهان کبیره و صغیره هر دو را ـ خواه به صورت عمدی یا سهوی ـ شامل می شود. دو دلیل زیر، این مسئله را اثبات می کند:
← گفتار و رفتار
...
خانم دکتر «عصمت ستارزاده»، در سال 1290ش، در تبریز زاده شد و در سال 1316ش، به عنوان معلم به وزارت فرهنگ پیوست.
وی پس از مدتی، تحصیلات خود را ادامه داد تا اینکه در سال 1344با مدرک دکتری زبان و ادبیات فارسی و با رساله «شعرای ترک مقلد نظامی» به راهنمایی استاد سعید نفیسی، فارغ التحصیل شد.
خدمت ارزشمندی که این بانوی دانشور تبریزی به جامعه ادبی ایران کرده است، ترجمه شرح سودی می باشد.
وی از همان آغاز به سبب تسلطی که بر زبان ترکی اسلامبولی داشت، تلاش خویش را صرف ترجمه آثاری کرد که دوستداران فرهنگ پربار فارسی به زبان ترکی نگاشته بودند؛ تا بدین طریق بتواند ارتباط کهن این دو سرزمین را گسترش بخشد.
ایشان در این میان، کتب متعددی ترجمه نمود که از آن جمله عبارتند از:
سرانجام، این محقق و مترجم توانا، در سوم مردادماه 1372ش، در 82 سالگی، در تهران درگذشت.
عصمت و مصونیت از خطا و لغزش، یکی از شرایط نبوت است، زیرا بدون آن غرض از بعثت تحقق نمی پذیرد. از این رو، در اصل لزوم عصمت پیامبران الهی، میان علمای ادیان و مذاهب اختلافی نیست.
عصمت پیامبران مراحلی دارد که یادآور می شویم: ۱. مصونیت از خطا در دریافت وحی و ابلاغ آن. ۲. مصونیت از مخالفت با احکام الهی در عمل.مانند این که واجبی را ترک نماید یا کار حرامی را انجام دهد. ۳. مصونیت از اشتباه در موضوعات و مصادیق احکام.مانند این که در تشخیص وقت نماز یا جهت قبله یا تعداد رکعات نماز یا مقدار بدهی مالی به افراد اشتباه کند. ۴. مصونیت از اشتباه در مسایل مربوط به مصالح و مفاسد اجتماعیمثل این که درجایی که صلح به صلاح جامعه است، جنگ را ترجیح دهد.یا برعکس. و فردی. ۵. مصونیت از اشتباه در مسایل عادی زندگی فردی.
← عصمت در دریافت و ابلاغ وحی
 ۱. ↑ جن/سوره۷۲، آیه۲۶۲۸.    
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «مراحل عصمت» تاریخ بازیابی ۹۵/۰۳/۲    
...
مروارید حکمت از دریای عصمت، اثر محمدباقر بن محمد کمره ای، ترجمه حکمت های نهج البلاغه است که به زبان فارسی در سال 1388 ه.ق نوشته شده است.
سخنان و کلمات حکمت آمیز حضرت علی(ع) که در غایت بلاغت و فصاحت از ضمیر پاک ایشان برخاسته، بهترین دست مایه زندگی است. و به دلیل عربی بودن این متون، امکان دسترسی همه شیعیان فارسی زبان بدان ها وجود ندارد. برای ایجاد زمینه آشنایی فارسی زبانان با کلمات و حکمت های حضرت امیر علیه السلام، گزیده کلمات قصارِ آن حضرت ترجمه شده و به صورت کتاب حاضر در آمده است. در این کتاب 455 حکمت توضیح و تفسیر شده است.
مطالعه کتاب مروارید حکمت از دریای عصمت در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور
عصمت معلول شناخت جمال و عظمت خداوند است، انسان معصوم بر اثر بالابودن مراتب شناخت خود آنچنان دلباخته جمال و کمال خداوند می گردد که به خود اجازه نمی دهد یک ذرّه بر خلاف رضای او قدم بردارد.
پس از روشن شدن معنای عصمت و حقیقت آن به هر نحوی که تفسیر شود این سؤال مطرح می شود که آیا عصمت پیامبر ذاتی است یا اکتسابی؟و یا آنگونه که دانشمندان مطرح کرده اند بگوئیم: آیا عصمت انبیاء به طور کلّی امری موهبتی و تفضّلی است که اساساً قابل تحصیل و اکتساب نیست، بلکه خداوند به جهت شایستگی هایی که در فرد معصوم وجود دارد به او نیرویی عنایت می کند که او را از ارتکاب گناه نگه می دارد؟ یا امریست اکتسابی که قابل تحصیل و به دست آوردن است، هر انسانی می تواند با تلاش و پشتکار به مقام والای عصمت برسد؟بدون شک مراتب پایین علم و تقوا که در تفسیر حقیقت عصمت گفته شد از امور اکتسابی است که انسان های آزاده می توانند با پیراستگی از بند شهوات به آن مراتب برسند ولی سخن در این است که آیا مرتبه والایی از تقوا یا مرتبه والایی از علم و شناخت شکست ناپذیر، اعم از علم به عواقب گناه یا درک عظمت و کمال خالق، در پرتو عبادت و ریاضت قابل اکتساب است یا نه؟
پاسخ دانشمندان علم کلام
دانشمندان علم کلام که پاسخگوی اصلی در اینگونه مسائل هستند معتقدند که عصمت موهبت و تفضلی است الهی که خداوند پس از وجود زمینه و شایستگی به شخص معصوم می دهد و هرگز قابل تحصیل نیست. به بیان دیگر عصمت لطف الهی است که تحت شرایطی به افراد معصوم داده می شود.پرچمدار علم کلام شیخ مفید در این باره می گوید: «العصمة تفضّل من الله تعالی علی من علم انه یتمسک بعصمته» یعنی عصمت بخششی است از جانب خداوند درباره کسی که به عصمت او تمسک جوید.همچنین مرحوم سید مرتضی و علامه حلی و فاضل مقداد، عصمت را موهبتی دانسته اند نه اکتسابی.
عصمت موهوبی در قرآن
برای موهبتی و بخششی بودن عصمت به آیاتی از قرآن مجید نیز تمسک شده است. از جمله آیاتی که مورد استشهاد قرار گرفته است آیه شریفه تطهیر است که در آن خداوند فرموده است: خداوند می خواهد پلیدی ها را از شما اهل بیت ببرد و شما را پاک گرداند».از آنجایی که اراده تکوینی خداوند بر ازاله رجس از اهل بیت (علیهم السّلام) تعلق گرفته است فهمیده می شود که عصمت امر تفضّلی است. به عبارت دیگر خواستن تشریعی اختصاص به اهل بیت ندارد یعنی خداوند از همه انسان ها خواسته است که در پرتو اطاعت از او خودشان را پاک کنند ولی اینکه اساساً عده ای را پاک آفریده است مخصوص اهل بیت (علیهم السّلام) است که خداوند به آنها این حقیقت را تفضل و عنایت نموده است نه اینکه از راه اکتساب و تحصیل به این مقام رسیده باشند.
رابطه عصمت موهوبی و ذاتی
...
عصمت ملکه ای ربانی، بازدارنده از گناه و لغزش است.
عصمت در لغت به معنای منع آمده و در اصطلاح عبارت است از لطف خدا بر بنده که مانع ترک واجبات و ارتکاب محرمات می گردد، بدون آنکه از او سلب قدرت کند عصمت در حقیقت ملکه ای ربانی است که مانع ارتکاب معصیت و میل به گناه، با قدرت بر آن می شود. از آن در باب اعتقادات برخی کتب فقهی و نیز باب حدود سخن گفته اند.
عصمت پیامبران و جانشینان آنان
از ضروریات مکتب شیعه دوازده امامی، اعتقاد به معصوم بودن پیامبران و جانشینان ایشان است. چنان که از ضروریات مکتب شیعه اعتقاد به معصوم بودن دوازده امام علیهم السّلام و حضرت صدیقه کبری ، فاطمه زهرا علیها السّلام است. خدای تعالی در آیه تطهی ر با صراحت به عصمت ایشان شهادت داده است. مقصود از معصوم بودن، محفوظ و مصون بودن آنان از هر گناهی است؛ بزرگ یا کوچک؛ به عمد یا از روی سهو و فراموشی. اعتقاد به عصمت پیامبران و نیز اهل بیت علیهم السّلام واجب و انکار عصمت آنان از سوی فردی شیعی موجب ارتداد و کفر وی می شود.
عصمت فرشتگان
اعتقاد به معصوم بودن فرشتگان از ضروریات مکتب شیعه امامی است.
عصمت ملکه دوری از گناه و خطا می باشد. واژه «عصمت» معانی متعدّدی دارد؛ مانند پاکدامنی، دوری از گناه و خویشتنداری.
عصمت در لغت به معنای منع کردن و بازداشتن است و به همین معنا در برخی از آیات و روایات به کار رفته است که نمونه هایی از آن را بیان می کنیم:الف. «لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ اَمْرِ اللّه اِلاّ مَنْ رَحِمَ»؛ امروز هیچکس را از قهر خدا جز به لطف او پناه نیست. (تنها رحمت او است که مانع از عذاب می گردد).ب. «وَ اللّه یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ»؛ خدا تو را از شر و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت.ج. «الاعتبارُ یُفیدُ العِصمَة»؛ عبرت گیری (از کارهای دیگران) مصونیت آدمی را به دنبال دارد (و از آزمودن دوباره ی اعمال ناپسند جلوگیری می کند).د. «انَّ التَقوی عِصمَة لَکَ فِی حَیاتِک»؛ تقوای الهی (از آلودگی به گناه) بازتان می دارد.گفتنی است که بازداشتن و منع کردن، همواره با جبر و اکراه همراه نیست؛ بلکه در مورد کسی که به پند و اندرز بسنده می کند و دایره ی اختیار دیگری را تنگ نمی نماید نیز می توان این واژه را به کار گرفت.
عصمت در کلام اندیشمندان
از سوی دیگر، از دیدگاه آیات و روایات، پیامبران و امامان از هر گونه گناه و خطایی در امان اند. برای بیان این حقیقت، الفاظ و تعابیر گوناگونی به کار رفته که واژه ی عصمت نیز یکی از آن ها است. اندیشمندان مسلمان با بهره گیری از آیات و روایات و بر پایه مبانی پذیرفته شده در مکاتب مختلف کلامی، تعاریف گوناگونی از عصمت به دست داده اند که کم و بیش با یک دیگر تفاوت هایی نیز دارند. فاضل مقداد در تعریف عصمت می گوید: «عصمت، لطفی است که خداوند در حق مکلف به جای می آورد، به گونه ای که انگیزه ای برای ترک اطاعت و یا انجام معصیت در او باقی نمی ماند، هر چند این لطف، توان انجام گناه را از وی نمی ستاند» این متکلم برجسته ی امامیه، در ادامه، اسباب تحقق لطف الهی را چنین بر می شمارد: الف. برخورداری از ملکه ای که آدمی را از اقدام بر معاصی باز می دارد، ب. آگاهی کامل از پیامدهای اعمال زشت و زیبا، ج. ترس از مؤاخذه بر ترک اولی.
عصمت در آیات و روایات
چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: «انَا وَ عَلی وَ الحَسن وَ الحُسَین وَ تِسعَة مِن وُلدِ الحُسَین مُطَهَّروُن مَعصومُون»؛ من و علی و حسن و حسین و نُه نفر از فرزندان حسین، پاک و معصوم هستیم.امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نیز با اشاره به این حقیقت که خدای حکیم را نشاید که به اطاعت و پیروی همه جانبه از کسی فرمان دهد که از آلوده شدن به گناه در امان نیست، می فرماید: «انّما امَرَ اللّه عَزوَجَل بِطاعَة الرَسول لانَّهُ مَعصوم مُطَهّر لا یَامُر بِمَعصیتِه» ؛ دلیل آنکه خداوند مردم را به اطاعت (همه جانبه) از پیامبر می خواند آن است که وی پاک و معصوم است و به گناه فرمان نمی دهد.این، تنها نمونه هایی است از روایاتی که پیشینه ی کاربرد واژه ی عصمت را می نمایانند و بر این پندار که پیدایش این اصطلاح، سال ها پس از ظهور اسلام و در زمان رواج اندیشه های کلامی بوده است، خط بطلان می کشند، با این همه، برای بهره گیری از معارف دینی نباید تنها از واژه هایی سراغ گرفت که به تدریج در معنای امروزیشان به کار رفته یا در این معانی رواج یافته اند. قرآن کریم، بی آن که واژه ی عصمت را به کار گیرد، با بیان های گوناگون دامان انبیا و اولیا را از هر گونه گناه و خطایی می زداید. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و امیرمؤمنان (علیه السلام) نیز افزون بر این واژه، تعابیر دیگری به کار می برند که در رسایی و گویایی، چیزی از آن کم ندارد؛ چنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در تفسیر آیه ی تطهیر می فرماید: «فَانَا وَ اهل بیتی مُطَهَّرون مِن الذنُوب» ؛ من و اهل بیتم از گناه پیراسته ایم.


عصمت در دانشنامه ویکی پدیا

عصمت
عصمت در لغت به معنای منع و امساک است. و در اصطلاح به معنی بازداشتن و نگاه داشتن از گناه است. به اصطلاح اطلاق این لفظ بر پاکی و پاکدامنی است که از ابتدای وجود تا انتهای عمر گناه نکرده باشد.
عصمت آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
عصمت آباد (بم)
عصمت آباد (بوئین زهرا)
عصمت آباد (تفت)
عصمت آباد (مهریز)
عصمت آباد (نیشابور)
مختصات: ۳۵°۵۰′۴۴″ شمالی ۵۰°۰۳′۴۱″ شرقی / ۳۵.۸۴۵۵۷° شمالی ۵۰.۰۶۱۲۹° شرقی / 35.84557; 50.06129
عصمت آباد (بوئین زهرا)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بوئین زهرا در استان قزوین ایران است.
عصمت آباد (تفت)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تفت در استان یزد ایران است.
عصمت آباد (بم)، روستایی از توابع بخش فهرج شهرستان بم در استان کرمان ایران است.
عصمت آباد (مهریز)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مهریز در استان یزد ایران است.
عصمت آباد (نیشابور)، روستایی از توابع بخش زبرخان شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
عصمت الدوله لقب دو تن از شاهزادگان قاجار بوده است:
عصمت الدوله (دختر فتحعلی شاه)، همسر ابراهیم خان ناظر پسر محمدحسین خان صدر اصفهانی
عصمت الدوله (دختر ناصرالدین شاه)، همسر دوستمحمدخان معیرالممالک
خدیجه سلطان خانم، ملقب به عصمت الدوله شاهزاده قاجار و دختر پانزدهم فتحعلی شاه بود.
عصمت الدوله از آی باجی دختر مجنون خان پازوکی متولد شد.
عصمت الدوله را محمدحسین خان صدر اصفهانی صدراعظم فتحعلی شاه، در زمانی که در اوج قدرت بود، برای پسرش ابراهیم خان خواستگاری کرد. چون پیش از آن فتحعلی شاه هیچ یک از دخترانش را به فردی خارج از طایفه قاجار شوهر نداده بود، محمدحسین خان واسطه های بسیاری در حرمسرا و دربار برانگیخت تا شاه را به این ازدواج راضی کنند. به محض پخش شدن خبر خواستگاری، تمام رؤسای ایل قاجار شمشیر به کمر بستند و در اتاق نقاشخانه در کنار تخت مرمر جمع شدند و اعلام کردند در صورت وقوع این وصلت که مایه بی اعتباری شئونات سلطنت خواهد شد، از مقام خود استعفا می دهند. سرانجام شاه میرزا محمدخان بیگلربیگی دوانلو را به نمایندگی از ایل قاجار به مشورت خواند و به همراه علی نقی میرزا رکن الدوله مجلسی تشکیل داد و رؤسای ایل را وادار کرد رأی مجلس را که مجاز شمردن ازدواج عصمت الدوله با ابراهیم خان بود، تصدیق کنند. محمدحسین خان، عصمت الدوله را با شکوه و تشریفاتی به خانه بخت برد که مانندش در عروسی هیچ یک از دختران فتحعلی شاه سابقه نداشت.
عصمت الدوله از ابراهیم خان چهار فرزند یافت؛ یک دختر و سه پسر. اسامی پسرانش عبارت بودند از صدرالدوله، آصف الدوله و محمدباقرخان.
عصمت الدوله (۱۲۳۴، تهران-۱۲۸۵، تجریش) دختر ناصرالدین شاه. مادرش تاج الدوله دومین زن عقدی ناصرالدین شاه و دختر سیف الله میرزا پسر فتحعلی شاه بود. عصمت الدوله نخستین زن ایرانی بود که نواختن پیانو را آموخت. او را در دوازده سالگی به ازدواج دوستمحمدخان معیرالممالک درآوردند. عصمت الدوله از معیرالممالک صاحب چهار فرزند شد:
عصمت الملوک معیری، همسر میرزا حسن مستوفی الممالک
دوستعلی خان معیرالممالک
فخرالتاج معیری
دوستمحمدخان اعتصام الدوله
عصمت الدین خاتون (عربی: عصمة الدين خاتون‎) (درگذشته: ۲۶ ژانویه ۱۱۸۶) دختر معین الدین آنر حاکم دمشق بود که درسال ۱۱۴۷ میلادی با نورالدین زنکی ازدواج نمود و بعد از فوت وی درسال ۱۱۷۶ به همسری صلاح الدین ایوبی درآمد.
عصمت السطنه یک لقب قاجاری است و ممکن است به افراد زیر اشاره داشته باشد:
ماه سیما خانم عصمت السطنه، شاهزاده قاجار و دختر فیروز میرزا
مهرماه خانم عصمت السلطنه، شاهزاده قاجار و سفرنامه نویس، دختر فرهاد میرزا معتمدالدوله
عصمت السطنه تیمورتاش، خواهر عبدالحسین تیمورتاش و از زنان نام آور کاشمر
عصمت السطنه تیمورتاش خواهر عبدالحسین تیمورتاش، اولین وزیر دربار رضاشاه پهلوی بود.
وی پس از قتل تیمورتاش، به همراه فرزندان برادرش ( ایران، منوچهر، مهرپور و هوشنگ) به منطقه جنگل تربت حیدریه و کاشمر تبعید شد.
عصمت السطنه که صاحب ثروت و مکنت فراوان بود مقداری از املاک حاصلخیز کاشمر را خرید و با عزل رضاخان به کاشمر مهاجرت نمود و به همراه فرزندان برادرش در این شهر مقیم شد.
عصمت السطنه با غلام رضاخان شوکت ملقب به (شوکت الممالک) ازدواج کرد و صاحب فرزندانی به نام های مهدی، ابوتراب، و توراندخت شد.
با مرگ زودرس همسر اول به تزویج ملا محمدعلی جلالی (جلال العلما) درآمد و صاحب فرزندانی به نام های ارفع، افسر، فتح الله و فضل الله گردید.
از خدمات ارزنده عصمت السطنه تاسیس بیمارستانی در کاشمر است که املاکی را نیز وقف آن نمود.
عصمت الله شنواری (زاده ۱۳۵۳ ولسوالی اچین - ولایت ننگرهار) سیاستمدار افغانستانی و نماینده مردم ولایت ننگرهار در دوره شانزدهم مجلس نمایندگان است. وی در مجلس شانزدهم نمایندگان افغانستان عضو کمیسیون عرایض و سمع شکایات می باشد.
مصطفی عصمت اینونو (به ترکی استانبولی: Mustafa İsmet İnönü) ژنرال ارتش، نخست وزیر و دومین رئیس جمهور ترکیه بود. در سال ۱۹۳۸ حزب جمهوری خواه خلق به او لقب رهبر ملی (به ترکی استانبولی: Milli Şef) داد. عصمت اینونو در ۲۵ دسامبر ۱۹۷۳ در سن ۸۹ سالگی درگذشت.
عصمت باروتی همسر حسین شریعتمداری و دکتر متخصص زنان و زایمان می باشد. وی در دولت های نهم، دهم و یازدهم دارای سمت هایی در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بوده است. وی در سال های بعد از پیروزی انقلاب ایران، از عرصه فعالیت های سیاسی کناره گیری کرده و صرفاً به امور پزشکی مشغول بوده است. باروتی از سال ۱۳۹۰ عضو وابستهٔ فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران است.
عصمةالله بخارایی معروف به عصمت بخاری (زاده بخارا - درگذشته ۸۴۰ (قمری)) شاعر ایرانی در عهد تیموری بود.
عصمت پاپی نوعی جزم اندیشی مربوط به کلیسای کاتولیک است که بر اساس آن به خاطر وعدهٔ عیسی به پطرس، پاپ از خطاها و گناهان ایمن و پاکیزه می ماند.
عصمت الملوک دولتشاهی (۱۲۸۴ - ۱۳۷۴) آخرین همسر رضا شاه و سوگلی او بود که نَسَبی قاجاری داشت.
رضاشاه از طریق امیرلشکر خدایارخان خدایاری با عصمت الملوک دولتشاهی دختر غلامعلی میرزا مجلل الدوله دولتشاهی که بعدها از سوی رضا شاه پهلوی به سمت ریاست تشریفات داخلی دربار پهلوی منصوب شد، آشنا گردید و پس از چندی وی را به عقد خود درآورد.
عصمت الملوک از سال ۱۳۰۲ که وارد دربار شد تا تاج گذاری رضاخان در سال ۱۳۰۵، سه فرزند به نام های عبدالرضا پهلوی، احمدرضا پهلوی، محمودرضا پهلوی و سال های بعد دو فرزند دیگر با نام های فاطمه پهلوی و حمیدرضا پهلوی به دنیا آورد.
در سال ۱۳۰۶ وی به همراه شمس و اشرف راهی حرم فاطمه معصومه شدند. وی در غرفه های بالای رواق چادرهای سیاه و سفیدشان را تعویض نمود اما چون در این کار اندکی تعلل کرد چند لحظه ای بی حجاب ماند. در همین زمان شیخ محمدتقی بافقی که بر منبر بود به شدت به این امر اعتراض کرد و نزدیک بود که در همین مورد بلوایی در قم برپا شود. زمانی که خبر به رضاشاه مخابره شد وی با عده ای از قشون فوراً به سمت قم حرکت کرد و شیخ را در حرم شخصاً با عصا تنبیه نمود.
ملکه عصمت الملوک دولتشاهی به هنگام تبعید رضاشاه، همراه وی به جزیره موریس رفت و پس از چند ماه به تهران بازگشت. وی از ابتدا وارد سیاست نشد. اما از نفوذ خود در به کار گماردن اقوام خویش در پست های مهم استفاده شایانی کرد. پس از مرگ رضاخان در ویلای شخصی خود در شمیران اقامت کرد.
پس از انقلاب اسلامی در تهران ماند و در سال ۱۳۷۴ شمسی در سن ۹۰ سالگی درگذشت و در قطعه ۳۷ ردیف ۹۱ شماره ۲۵ بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد.
عصمت سیف الدوله (۲۰ آگوست ۱۹۲۳ - ۳۰ مارس ۱۹۹۶) حقوقدان مصری است که در روستای الهمامیة از توابع شهرستان البداری در استان اسیوط مصر بدنیا آمد. پس از گذراندن دوران ابتدایی در روستای محل زندگی، برای تکمیل تحصیلاتش در دانشگاه به قاهره رفت. در سال ۱۹۴۶ میلادی در مقطع لیسانس در رشته حقوق فارغ التحصیل شد. او توانست در سال ۱۹۵۱ میلادی فوق لیسانس اقتصاد سیاسی، در سال ۱۹۵۲ میلادی فوق لیسانس حقوق را در دانشگاه قاهره کسب کند و در سال ۱۹۵۵ میلادی فوق لیسانس حقوق عمومی را از دانشگاه پاریس دریافت کند. در آخر او به سال ۱۹۵۷ با دکترای قانون از دانشگاه پاریس فارغ التحصیل شد. در اوایل دوران حکومت انور سادات به اتهام برنامه ریزی برای راه اندازی برای ایجاد یک تشکیلات مردمی با هدف قیام علیه حکومت های عربی به نام سازمان عصمت سیف الدولة، دستگیر رو روانه زندان شد. او از سال ۱۹۷۲ میلادی تا ۱۹۷۳ میلادی را در زندان گذراند. آخرین بار در سال ۱۹۸۱ میلادی دستگیر شد.
عصمت صفوی بازیگر و سینما و تئاتر (متولد ۱۲۸۱, تهران - متوفی ۱۳۵۳, تهران) با نام اصلی عصمت السادات صفوی گلپایگانی
امامزاده بی بی عصمت مربوط به دوره صفوی است و در دهدشت، ضلع جنوبی بافت تاریخی شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۵۵۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی کلمه عصمت به عربی

عصمت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی عصمت

نازی ٠٠:٠٦ - ١٣٩٥/٠٩/٢٩
یعنی پاکدامنی جلوگیری از خطر
|

پیشنهاد شما درباره معنی عصمت



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عصمت پیامبران در قرآن   • تحقیق در مورد عصمت انبیا   • عصمت انبیاء   • اسم عصمت   • مراتب عصمت   • عصمت چیست   • عصمت پیامبران اکتسابی است یا خدادی ؟   • تعریف عصمت   • معنی عصمت   • مفهوم عصمت   • معرفی عصمت   • عصمت یعنی چی   • عصمت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عصمت
کلمه : عصمت
اشتباه تایپی : uwlj
آوا : 'esmat
نقش : اسم
عکس عصمت : در گوگل


آیا معنی عصمت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )