انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1069 100 1

عطارد

/'atArod/

مترادف عطارد: تیر، سنبل الطیب

برابر پارسی: ستاره تیر، تیر، دبیرسپهر

معنی اسم عطارد

اسم: عطارد
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی که نماد نویسندگی و سخن سرایی است

معنی عطارد در لغت نامه دهخدا

عطارد. [ ع ُ رِ ] (اِخ ) ستاره ای است از ستاره های خنس در آسمان دوم. (منتهی الارب ). ستاره ای است از خنس در آسمان ششم. و آن هم به صورت منصرف و هم غیرمنصرف بکار رفته است. (از اقرب الموارد). ستاره ای معروف که بر فلک دوم تابد و آن را دبیر فلک گویند. علم و عقل بدو تعلق دارد. و شرف او در سنبله و وبال او در قوس. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نام ستاره ای است از سیارات که اورا دبیر فلک و تیر فلک گویند و جای او در دوم آسمان است. (دهار). ستاره ای است از کواکب سبعه ٔ سیاره ، معنای آن «نافذ در امور» می باشد، لذا دبیر و کاتب را بدان نامیده اند. و آن در فلک دوم است پس از فلک قمر. و دور قرص آن 720 میل است. عطارد یک بیست ودوم زمین است. (از صبح الاعشی ). اولین سیاره ٔ شمسی است و بیست بار از زمین کوچکتر است و دوری آن از خورشید 85 میلیون کیلومتر و مدت مدار آن گرد خورشید 88 شبانه روز و مدت دوره ٔ محوری آن 24 ساعت و پنج دقیقه است و آن از سیارات داخله است و خانه و بیت او دو برج جوزا و سنبله است و شرف آن در پانزدهمین درجه ٔ سنبله است. آن را ذوجسدین نیز نامند و بلاد روم بدان منسوب است و در علم احکام نجوم ، رب روز چهارشنبه است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). خدای موهومی بت پرستان قدیم و قاصد ملأ اعلی و خدائی که همواره معاون علم و تجارت بود و یونانیان وی را هرمیس ، یعنی مفسر اراده ٔ خدایان می نامیدند. (از قاموس کتاب مقدس ). عطارد به موجب افسانه ٔیونانی پیامبر یا قاصد خدایان و حامی قاصدان و بازرگانان بوده است. تیر. زادوس. زادوش. زاودش. (ناظم الاطباء). کوچکترین سیاره ٔ منظومه شمسی است. قطر آن 3030 میل و یک برابر ونیم ماه می باشد. عین عملی را که ماه نسبت به زمین انجام می دهد عطارد با خورشید می کند.دوری آن از خورشید 36 میلیون میل است. از آنجا که این ستاره بسیار کوچک است در حرکت انتقالیش به دور خورشید فقط یک بار به دور خود می چرخد. مدت حرکت انتقالی آن 88 روز است. همیشه یک طرف ستاره ٔ مذکور به طرف خورشید است و یک سال و یک روز آن با هم مساوی هستند.سمتی که به طرف خورشید است بسیار داغ است بطوری که سرب و قلع آن به صورت مذاب می باشد. سمت دیگر آن بسیار سرد است بطوری که 200 الی 300 درجه زیر صفر فارنهایت است. این ستاره دارای اتمسفر یا هوای محاطی نیست و بدین جهت قابل سکونت نمی باشد. عطارد در نزد یونانیان رب النوع سخنوری و بازرگانی بوده است. و قدما عطارد را سیاره ای می دانستند که در فلک دوم (فلک عطارد) قرار داشت و آن را دبیر فلک می نامیدند. (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به التفهیم ص 130 شود :
همان تیر و کیوان برابر شده ست
عطارد به برج دو پیکر شده ست.
فردوسی.
تو آسمانی و هنر تو عطارد است
و آن بی قرین لقای تو چون ماه آسمان.
منوچهری.
سیماب دختر است عطارد را
کیوان چو مادر است و سُرُب دختر.
ناصرخسرو.
دبیری ورای وزیری است یعنی
عطارد ورای قمر یافت مأوی.
خاقانی.
جوزا گریست خون که عطارد ببست نطق
عنقا بریخت پر که سلیمان گذاشت تخت.
خاقانی.
مرا اگر تو ندانی عطاردم داند
که من کیم ز سر کلک من چه کار آید.
خاقانی.
عطارد تلمیذ افادت او بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 255).
عطارد را قلم مسمار کردی
پرند زهره برتن خار کردی.
نظامی.
ثریا بر ندیمی خاص گشته
عطارد بر افق رقاص گشته.
نظامی.
عطارد کرده زاول خط جوزا
سوی مریخ شیرافکن تماشا.
نظامی.
چرخ گردان را قضا گمره کند
صد عطارد را قضا ابله کند.
مولوی.
عطارد مشتری باید متاع آسمانی را.
مولوی.
- عطاردحشمت ؛ دارای حشمت و جاه و جلال بسیار. به حشمت عطارد : ناهید بهجت سپهر احتشام عطارد حشمت بهرام انتقام. (حبیب السیر چ طهران ج 3 ص 1).
- عطاردضمیر ؛ تیزفهم : مشتری رأی عطاردضمیر. (حبیب السیر چ طهران ج 3 جزوه 4 ص 322).
- عطاردفطنه ؛ زیرک و بافراست و تیزفهم. (ناظم الاطباء).

عطارد. [ ع ُ رِ ] (ع اِ) نام دوائی که آن را سنبل رومی گویند. (غیاث اللغات ). و آن بیخی باشد به رنگ شبیه مامیران و به شکل مانند عصارون. (آنندراج ). سنبل رومی است ، و آن بیخی باشد به رنگ شبیه مامیران و به شکل مانند اسارون. (برهان قاطع). سنبل رومی. (مخزن الادویة) (تذکره ٔ ضریر انطاکی ). نوعی سنبل الطیب. سنبل اقلیطی. || عطری که از سنبل اقلیطی به دست آید. || جوشانده ٔ سنبل اقلیطی که در طب قدیم مصرف می شد. (فرهنگ فارسی معین ). || به اصطلاح کیمیاگران ، جمست است که یکی از فلزات باشد. (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). به لغت اکسیریان ، روح توتیا است و بعضی زیبق را به این اسم می خوانند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). در اصطلاح کیمیاگران کنایه از خارصینی است. (از مفاتیح العلوم خوارزمی ). به اصطلاح اهل صنعت زیبق است به اعتبار مناسبت طبیعت آن به طبیعت عطارد،که با هر کوکبی به مناسبت آن تأثیر می نماید و همچنین زیبق با هر فلزی و دوائی به مناسبت آن تأثیر می کند. (مخزن الادویه ). سیماب. جیوه. (یادداشت مرحوم دهخدا). جمست. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جمست شود.

عطارد. [ ع ُ رِ ] (اِخ ) ابن بکر. تابعی است. رجوع به ابوالعشراء شود.

عطارد. [ ع ُ رِ ] (اِخ ) ابن حاجب بن زراره ٔ تمیمی. وی خطیب و از بزرگان بنی تمیم بود. گویند در عهد جاهلیت او بنزد کسری رفت و کمان پدر خویش را از وی خواست. کسری آن کمان را به وی باز پس داد و حله ای از دیبا بر وی پوشاند. پس از ظهور اسلام به سال نهم هجرت به پیغمبر اسلام (ص )گروید و خطیب وی گشت و پیغمبر (ص ) او را بر صدقات بنی تمیم گماشت. پس از وفات پیامبر عطارد مرتد شد و به سجاح گروید و پس از اندکی دیگر بار اسلام آورد و در حدود سال 20 هَ. ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی به نقل از الاصابة و البیان و التبیین و الاَّمدی ). و رجوع به منتهی الارب شود.

عطارد. [ ع ُ رِ ] (اِخ ) ابن عوف بن کعب. جدی است جاهلی از تمیم از عدنانیه. وکرب بن صفوان و بکیربن وساج از نسل او بشمار آیند. (از الاعلام زرکلی به نقل از جمهرة الانساب و اللباب ).

عطارد. [ ع ُ رِ ] (اِخ ) ابن قُرّان از بنی صدی بن مالک. شاعری نیکوپرداز و اندک شعر بود و از صعالیک بشمار می رفت. وی مدتی در نجران و حجر زندانی بود و اشعاری در این مورد دارد. عطارد معاصر جریر بود و آن دو یکدیگر را هجو کرده اند. وی در حدود سال 100 هَ. ق. درگذشته است. (از الاعلام زرکلی از المرزبانی و سمط اللالی ).

عطارد. [ ع ُ رِ] (اِخ ) ابن محمد. حاسب و منجم. او راست : کتاب الجفر الهندی. العمل بالاسطرلاب. العمل بذات الحلق. ترکیب الافلاک. المرایا المحرقة. (از الفهرست ابن الندیم ).

معنی عطارد به فارسی

عطارد
یا تیر کوچکترین سیاره منظومه شمسی است قطر آن ۳٠۳٠ میل و ۱/۵ برابر ماه میباشد. عینا عملی را که ماه نسبت بزمین انجام میدهد عطارد با خورشید میکند . دوری آن از خورشید ۳۶٠٠٠٠٠٠ میل میباشداز آنجا که این ستاره بسیار کوچک است در حرکت انتقالیش بدور خورشید فقط یکبار بدور خود میچرخد . مدت حرکت انتقالی آن ۸۸ روز است . همیشه یک طرف ستاره مذکور بطرف خورشید است و یکسال و یکروز آن با هم مساوی هستند . سمتی که بطرف خورشید است بسیار داغ است بطوریکه سرب و قلع آن بصورت مذاب میباشد . سمت دیگر آن بسیار سرداست بطوریکه ۲٠٠ الی ۳٠٠ درجه زیر صفر فارنهایت است.این ستاره دارای اتمسفر یا هوای محاطی نیست و بدین جهت قابل سکونت نمیباشد . عطارد در نزد یونانیان رب النوع سخنوری و بازرگانی بوده است توضیح قدما عطارد را سیاره ای میدانستند که در فلک دوم - فلک عطارد - قرار داشت دبیر فلک .
۱ - نام گونهای سنبلالطیب سنبل اقلیطی ۲ - عطری که از سنبل اقلیطی به دست آید . ۳ - جوشانده سنبل اقلیطی که در طب قدیم مصرف می شده . ۵ - جمست .
ابن محمد حاسب و منجم اوراست : کتاب الجفر الهندی کتاب العمل الاسطرلاب کتاب العمل بذات الحلق کتاب ترکیب الافلاک کتاب المرایا المحرقه
[Mercury] [نجوم] نزدیک ترین سیاره به خورشید، و دومین سیاره ازلحاظ کوچکی در منظومۀ شمسی که به دلیل نزدیکی به خورشید، کمتر در آسمان دیده می شود متـ . تیر 3
کنایه از ذکی و تیز طبع است زیرک و بافر است و تیز فهم
دارای رتبه و مقام عالی
برج جوزا و سنبله .

معنی عطارد در فرهنگ معین

عطارد
(عُ رُ یا رِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - تیر، کوچک ترین سیارة منظومه شمسی و نزدیک ترین سیاره به خورشید. ۲ - در اساطیر یونان ، رب النّوع نویسندگی . ۳ - در ادب فارسی دبیر فلک است .

معنی عطارد در فرهنگ فارسی عمید

عطارد
نزدیک ترین سیاره به خورشید و کوچک ترین آن ها، تیر.

عطارد در دانشنامه ویکی پدیا

عطارد
عطارد یا تیر کوچک ترین و نزدیک ترین سیاره به خورشید در منظومهٔ شمسی است. تلفظ درست نام عربی آن عُطارِد است اما در تداول عامه فارسی زبانان عَطارُد رایج تر است. سطح رو به خورشیدِ سیارهٔ عطارد، به دلیل نزدیکی به خورشید، بسیار داغ است و رویهٔ پشت به خورشید آن نیز بسیار سرد است.
جوّ عطارد
سیارهٔ عطارد کوچک ترین سیارهٔ منظومهٔ شمسی است و قمری ندارد. عطارد از نظر میدان جاذبه، تقریباً قفل شده است، به این معنا که حرکت وضعی آن در منظومهٔ شمسی بی همتاست. عطارد، به ازای هر دو باری که به دور خورشید می گردد، دقیقاً سه بار به دور خود می چرخد (نسبت حرکت وضعی به حرکت انتقالی ۳ به ۲)؛ با در نظرگرفتن سرعت حرکت انتقالی سیاره تیر، و جهت و سرعت حرکت وضعی نسبت به آن، یک روز کامل در سیاره تیر حدود ۲۴۳ روز زمینی(۵۸۳۲ساعت) طول می کشد. با وجود اندازهٔ کوچک، سیارهٔ عطارد از میدان مغناطیسی نسبتاً نیرومندی برخوردار است؛ شدت میدان مغناطیسی این سیاره حدود یک صدم زمین است. این سیاره، نهمین جسم منظومهٔ شمسی از نظر جرم می باشد.
عطارد همچنین تندروترین سیارهٔ منظومهٔ شمسی است که با سرعتی حدود ۴۸ کیلومتر بر ثانیه، هر ۸۸ روز یک بار خورشید را دور می زند. از این رو سیاره ای گریزپاست که دیدنش آسان نیست و به همین دلیل است که شاید، ایرانیان باستان آن را «تیر» نامیده و در یونان «مرکوری» یا «پیک خدایان» لقبش داده بودند.
دهانه های برخوردی سیاره عطارد به نام نویسندگان و هنرمندان مشهور جهان نامیده شده اند که در میان آن ها نام شاعران مختلف ایرانی نیز دیده می شود ازجمله: دهانه فردوسی، دهانه نظامی، دهانه رودکی، و دهانه نوایی. یکی از دشت های بزرگ عطارد به نام هامونه تیر نیز نام فارسی این سیاره را بر خود دارد.
عکس عطارد
سیاره عطارد یا تیر به عنوان یکی از اهداف ممکن برای اسکان دادن انسان در منظومه شمسی به همراه مریخ، ناهید، ماه و کمربند سیارک ها پیشنهاد شده است.
سیاره تیر
جو ناهید
اسکان بشر در مریخ
همانند ماه، تیر دارای جو قابل توجهی نیست. این سیاره به خورشید نزدیک است و با شیب بسیار کمی از محور خود، به آرامی می چرخد.
به دلیل نزدیک ترین سیاره بودن به خورشید، دارای مقادیر وسیع انرژی خورشیدی در دسترس است.
۱. اختلاف درجه حرارت شب و روز آن است درجه حرارت سطح آن در هنگام روز به حدود ۴۲۷ درجه سانتیگراد و در شب به ۱۷۳ درجه زیر صفر کاهش می یابد.
جو عطارد (به انگلیسی: Atmosphere of Mercury) از ۴۲ درصد اکسیژن، ۲۹ درصد سدیم، ۲۲ درصد هیدروژن، ۶ درصد هلیم و ۱ درصد پتاسیم و دیگر گازها تشکیل شده است. متوسط دمای سطح آن ۱۶۷ درجه سانتی گراد است. عطارد گرانش ضعیف و جو بسیار رقیقی دارد. این سیاره در نزدیک ترین حالت به خورشید می تواند دمایی بیش از ۴۵۰ درجه سانتی گراد داشته باشد. به دلیل جو بسیار رقیق سیاره که حرارت را نگه نمی دارد، در شب دمای آن به ۱۸۰- درجه سانتی گراد می رسد. سنگ های ترک خورده و خردشده سطح عطارد به دلیل همین تغییر ۶۰۰ درجه ای دما در شب و روزهای طولانی آن است.
گذر عطارد یا گذر تیر به پدیده عبور سیاره عطارد از مقابل قرص خورشید (از دید زمین) گفته می شود.
۱۰۱۰ (۱۶۳۱ میلادی) اولین گذر ثبت شده
۱۳۸۲ (۲۰۰۳ میلادی)؛ از ایران هم قابل رویت بود
۱۳۹۵ (۲۰۱۶ میلادی)؛ قابل رویت از ایران
۱۳۹۸ (۲۰۱۹ میلادی)؛ در مناطق غربی ایران مشاهده خواهد
۱۴۱۱ (۲۰۲۲ میلادی)
۱۴۱۸ (۲۰۳۹ میلادی)
۱۴۲۸ (۲۰۴۹ میلادی)
سیاره عطارد (سیاره تیر) نیز مانند سیاره زهره از سیارات داخلی مدار زمین است و بین زمین و خورشید قرار گرفته و از دید ناظر زمینی موجب گذر آن از برابر قرص خورشید می گردد. عبور عطارد فقط در اردیبهشت ماه (ماه مه) یا آبان ماه (ماه نوامبر) روی می دهد؛ و علت ندرت این عبورها (که در هر قرن تا ۱۳بار روی می دهند) به این علت است که زاویه میل مدار آن با مدار زمین (۷درجه) سبب می شود که سیاره معمولاً یا از شمال یا از جنوب خورشید بگذرد. اندازه گیری های دقیق عبورهای عطارد نه فقط برای تعیین دقیق مدار عطارد بلکه برای محاسبه دوره تناوب حرکت وضعی زمین نیز به کار می آید.
قطر زاویه ای عطارد ۲۰ثانیه قوسی و خورشید حدود ۳۰دقیقه (نیم درجه) قوسی است. در گذر، عطارد به اندازه یک لکه گرد و سیاه بر قرص خورشید نمایان می شود در حالیکه قرص ۱۵۰ برابر بزرگتر از عطارد در زاویه دید قرار دارد. اولین گذر عطارد ثبت شده مربوط به سال ۱۶۳۱ است. در گذرهایی که در اردیبهشت رخ می دهد، به دلیل نزدیکتر بودن عطارد به زمین نسبت به گذرهای آبان ماه، اندازه ظاهری عطارد نسبتاً بزرگتر است. از زمان سنجی و ثبت دقیق گذر برای تعیین دقیق تر مدار عطارد و فاصله این سیاره از زمین استفاده می شود. تعیین اندازه لکه یا زبانه ها از دیگر مواردی است که از داد ه های رصدی قابل محاسبه است. تهیه و ارسال گزارش دقیق نیز اهمیت ویژ ه ای دارد.
مشاهده گذر عطارد تنها با استفاده از وسایل اپتیکی (دوربین دوچشمی مناسب یا تلسکوپ) مجهز به فیلتر ایمن مخصوص صورت می گیرد. به هیچ وجه نباید با چشم غیرمسلح به خورشید نگاه کرد، چون شدت نور خورشید و همچنین پرتوی فرابنفش آن آسیب جدی به چشم انسان وارد می کند. همچنین استفاده از وسایل اپتیکی تنها باید با فیلتر مخصوص صورت بگیرد در غیر این صورت موجب کوری فوری و کلی می شود. به هیچ عنوان نباید از عینک های آفتابی معمولی برای رصد خورشید استفاده کرد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عطارد در دانشنامه آزاد پارسی

عُطارِد (Mercury)
عُطارِد
(یا: تیر؛ در فارسی نیز عَطارُد) در اخترشناسی، نزدیک ترین سیاره به خورشید، با جرمی برابر با۰.۰۵۶ جرم زمین. دمای روبه خورشید آن به حدود ۴۰۰ درجۀ سلسیوس می رسد، اما دمای بخش «شب» آن تا ۱۷۰- درجۀ سلسیوس اُفت می کند. میانگین فاصله آن از خورشید ۵۸میلیون کیلومتر، قطر استوایی آن ۴,۸۸۰ کیلومتر، تناوب چرخش محوری آن ۵۹ روز زمینی، و سال آن برابر حدود ۸۸ روز زمینی است. جرم اندک و دمای زیادِ روز و طولانی بودن آن، نگهداری جوّ را برای این سیاره غیرممکن ساخته است. سطح آن از سنگ های سیلیکاتی، و بیشتر از روانه های گدازه تشکیل شده است. کاوشگر فضایی مارینر ۱۰، متعلق به ایالات متحده، در ۱۹۷۴ نشان داد که سطح عطارِد براثر برخورد شهاب سنگ حفره حفره شده است. این سیاره قمر ندارد. در ۱۹۹۹، ناسا مأموریت ۲۸۶میلیون دلاری فرستادن فضاپیمای مسنجر را به مداری بر گرد عطارِد در ۲۰۰۸ (پرتاب در ۲۰۰۴) تصویب کرد تا از سطح سیاره عکس برداری، ترکیب جوّی آن را، در صورت وجود، تجزیه و تحلیل، و از میدان مغناطیسی آن نیز نقشه برداری کند. بزرگ ترین ویژگی عطارِد حفرۀ کالوریس بیسین (حوضۀ گرماها) با پهنای ۱,۴۰۰ کیلومتر است. همچنین، پرتگاهی به درازای چندصد کیلومتر دارد که بیش از چهار کیلومتر عمق دارد و تصور می شود براثر سردشدن سیاره در چند میلیارد سال پیش شکل گرفته باشد. در درون عطارِد هسته ای آهنی به قطر سه چهارم قطر سیاره قرار دارد که میدانی مغناطیسی با قدرت یک درصد میدان مغناطیسی زمین ایجاد می کند.

عطارد در جدول کلمات

معنی عطارد به انگلیسی

mercury (اسم)
تیر ، پیک ، پیغام بر ، عطارد ، جیوه ، سیماب ، دزد ماهر ، یکی از خدایان یونان قدیم
evening star (اسم)
زهره ، عطارد

معنی کلمه عطارد به عربی

عطارد
زيبق

عطارد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مریم قاسمی ١٧:٠٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٨
تیر
|

امیرحسین ٢٣:٣٤ - ١٣٩٨/٠١/١٥
ندیم الشمس یا ندیمةالشمس
|

سعید فلاح ١١:٠٢ - ١٣٩٨/٠٤/٠٧
سیاره الکاتب
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نام دیگر سیاره عطارد   • عکس عطارد   • تلفظ عطارد   • سیاره ناهید   • سیاره عطارد در جدول   • دفتر پیشخوان عطارد   • سیاره ی عطارد   • عکس سیاره عطارد   • معنی عطارد   • مفهوم عطارد   • تعریف عطارد   • معرفی عطارد   • عطارد چیست   • عطارد یعنی چی   • عطارد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عطارد
کلمه : عطارد
اشتباه تایپی : uxhvn
آوا : 'atArod
نقش : اسم
عکس عطارد : در گوگل


آیا معنی عطارد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )