انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1084 100 1

عطار نیشابوری

عطار نیشابوری در دانشنامه اسلامی

خسرونامه؛ شیخ فریدالدین عطّار نیشابوری
خسرونامه در میان مثنویات عطّار، تنها منظومه ای است که از ماجرای عشق دو دلداده و داستان زندگانی دو شاهزاده سخن می گوید. اصل این داستان، چنانکه خود شیخ در آغاز کتاب بدان اشاره کرده، افسانه ای باستانی است به قلم «بدر اهوازی» که احوالش مانند بسیاری از داستان نویسان مجهول است. دوستی از شیخ خواهش کرده است که آن را به نظم درآورد. وی نخست به عذر این که خسرونامه افسانه ای عشقی است، خواهش آن دوست را رد کرد؛ ولی وی سخت پایداری نمود و بعدها شیخ خواهش او را پذیرفت و این داستان را دستاویز بیان حقایق معارف و عرفان کرد و به سلک نظم کشید. داستان خسرونامه بعد از عطّار به نام «گل و هرمز» و «خسرو و گل» معروف شده و اکنون چنان است که ارباب دانش نام اصلی آن را کمتر می دانند و برخی هم خسرونامه و گل و هرمز را به اشتباه دو مثنوی دانسته اند. بعضی این مثنوی را از شیخ عطّار نمی دانند. از جمله کسانی که در صحّت انتساب خسرونامه به عطّار تردید کرده اند، می توان سه تن را نام برد. مرحوم استاد سعید نفیسی در کتاب «جستجو در احوال و آثار عطّار» که خسرونامه را از «عطّار تونی» شاعر شیعه ی قرن نهم دانسته اند، آقای دکتر محمّدرضا شفیعی کدکنی در مقدّمه ی کتاب مختارنامه، استاد عبدالحسین زرّین کوب در کتاب «جستجو در تصوّف ایران» دلیل دکتر شفیعی بر رد انتساب خسرونامه به عطّار، وجود برخی ابیات مشترک و مشابه در «گلشن راز» شبستری و خسرونامه است. استاد زرین کوب فرموده اند: «در باب خسرونامه یا خسرو و گل که گه گاه محققان، ذکر آثار دیگر عطّار را در آن مستند و ملاک تمیز صحت و قبول انتساب آن آثار تلقی کرده اند، هم در باب یقین ممدوح و مخاطب آن (سعدالدین ابن الربیب) جای بحث است و هم در این نکته که شاعر بعد از نظم آثاری چون اسرارنامه و مصیبت نامه و مقامات طیور به نظم کردن یک قصّه بزمی ساده پرداخته باشد، غرابتی هست. ذکر آثار عطّار و اشارت به احوال او هم در طی مقدّمه ی خسرونامه طوری است که روی هم رفته نمی توان آن را به طور قطع جزء آثار اوایل عمر شاعر شمرد و اگر جزء آخرین آثارش باشد، دیگر سلوک روحانی و عرفانی شاعر چندان صمیمانه و قابل توجیه نخواهد بود». البته محققانی هستند که انتساب کتاب را به عطّار قطعی دانسته ودلایل شفیعی کدکنی و زرین کوب و نفیسی را ناصواب می دانند.
کتاب در وزن هزج مسدس مقصور سروده شده است و همانند «ویس و رامین» فخر گرگانی و «خسروشیرین» و «لیلی و مجنون» حکیم نظامی درباره عشق دو شاهزاده سخن می گوید. کتاب بعد از حمد حضرت حق و نعت سیدالمرسلین (ص) آغاز می شود و بعد از مدح ائمّه ی دین به ترتیبی خاص درباره وقایعی چون دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن، خطاب به حقیقت جان در معنی زاری کردن گلرخ، گفتار در رخصت دادن دایه گلرخ را در عشق هرمز و حیله ساختن، پاسخ دادن هرمز دایه را، رفتن دایه پیش هرمز، آغاز عشق نامه خسرو و گل، خواستگاری شاه اصفهان از گل، طلب کردن قیصر باج و خراج از پادشاه خوزستان و رفتن هرمز به رسولی، نامه نوشتن گل به خسرو در فراق و ناخوشی، رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ، لشکر کشیدن قیصر و خسرو به طرف اصفهان، رفتن خسرو به دریا به طلب گل، آمدن فرّخ به ترکستان به طلب گل، رزم خسرو با شاپور، رسیدن خسرو و گل با هم و رفتن به روم، سپری شدن کار خسرو، در وفات قیصر و پادشاهی جهانگیر داستان سرایی کرده و دقائق است.
خسرونامه یا داستان هرمز و گل (گلرخ)، در قالب یک داستان شورانگیز و پرماجرا به نظم آورده شده است. وی در مقاطع گوناگون داستان، اسرار عرفانی را به زیباترین شکل بیان فرموده است. داستان از این قرار است که قیصر روم سالها در آرزوی فرزندی بود؛ ولی متأسفانه از زن همسر وی فرزندی متولد نمی شد:
در قصر پادشاه، کنیزی بود که بسیار زیبا بود. عطّار در وصف وی چنین می گوید:
زندگی نامه شیخ فرید الدین عطار نیشابوری، به زبان فارسی، تألیف، سعید نفیسی و در شرح احوال و آثار شیخ فرید الدین عطار نیشابوری است.
کتاب، شامل دیباچه و شرح حال عطار مشتمل بر نام و نسب و خانواده، ولادت، مدت عمر، عصر زندگی، سوانح زندگی، رحلت، مرقد، عطار همدانی، عطارهای دیگر، مقام عطار، عقاید و افکار، آثار عطار، عطار دیگری که در قرن نهم بوده و تکمله است.
مؤلف، در مقدمه کتاب بیان می کند که پاره ای از کتاب های تراجم بیش و کم، شرح حال هایی از عطار نوشته اند، ولی هیچ کدام از آنها جامع و کافی و وافی نیست و در همه آنها مطالب نادرست دیده می شود، لذا وی سعی نموده با استفاده از همه مآخذ و مراجع، کتابی را ارائه دهد تا قابل مراجعه اهل فن باشد. وی، در این کتاب، مشروح تحقیقات خود را در ذیل عناوین مختلفی ارائه نموده که چکیده آنها چنین است:
چیزی که مسلم است این است که لقب عطار، فرید الدین بوده و نام وی و پدرش را در همه جا محمد بن ابراهیم نوشته اند و کنیه وی در مآخذ معتبر ابوحامد آمده است، البته صاحب «تذکره مرآت الخیال»، به اشتباه برای وی دو کنیه ابوحامد و ابوبکر قائل شده است.
به نظر نفیسی، تاریخ ولادت عطار در حدود سال 537ق، است. به نظر دولت شاه، اصل او از قریه کدکن از اعمال نیشابور بوده و این نکته را مؤلفین «مجالس المؤمنین» و «خزینة الاصفیاء» و «سفینة الاولیاء» و «بستان السیاحة» تأیید کرده اند.
فریدالدین محمد بن ابوبکر، معروف به عطار نیشابوری، شاعر و عارف معروف ایرانی قرن ششم و هفتم هجری است.
فریدالدین محمد عطار نیشابوری، شاعر و عارف معروف ایرانی قرن ششم و هفتم هجری قمری است که در حوالی نیشابور متولد شد. او شغل پدر خود، عطاری (داروفروشی) را ادامه داد تا این که بنا بر حادثه ای به عرفان جذب شد. وی پس از سفر به مناطق مختلف، در نهایت به نیشابور بازگشت و در همان جا از دنیا رفت. از عطار آثار بسیاری بر جای مانده که عموم آن ها به نظم می باشد.
زندگی نامه
شیخ فریدالدین محمد بن ابوبکر نیشابوری مشهور به «عطار» شاعر بزرگ ایرانی در قرن ششم، به سال ۵۴۰ه. ق در روستای کدکن نیشابور به دنیا آمد. برخی تولد وی را در سال ۵۴۰ و بنا بر برخی نقل های دیگر ۵۳۷ عنوان شده است.پدر او عطار (داروفروش) بود. از جزئیات زندگی عطار اطلاعات قابل اعتمادی در دست نیست. عطار از همان دوران کودکی به مدارس علمیه شهر راه یافت و به تحصیل مقدمات علوم زمان خود مشغول گردید. به علوم دینی یعنی تفسیر، روایت احادیث، و فقه نیز اشتغال ورزید. سپس به تدریج به درس های عمیق تر پرداخت و فنون ادبی سنگین، علم حکمت، کلام و نجوم را نیز آغاز کرد.
گرایش به عرفان
فریدالدین نیز ابتدا به شغل پدر مشغول شد، اما پس از مدتی، به عرفان روی آورد و راه تازه ای را در زندگی خود برگزید.در علت این تغییر، داستان معروفی نقل شده است:«روزی عطار در دکان خود مشغول معامله بود، درویشی به آن جا رسید و چندبار "شی ء لله" گفت. وی به درویش توجهی نکرد، درویش گفت: ای خواجه! تو چگونه خواهی مرد؟ عطار گفت: همان گونه که تو خواهی مرد. درویش: تو همچون من می توانی بمیری؟ عطار: بلی. درویش کاسه ای چوبین داشت بر سر نهاد و گفت: الله، و جان داد. عطار متغیر شد و مسیر زندگی خود را تغییر داده، به عرفان روی آورد». عطار پس از این تحول، برای کسب علم و معنا، به هند، عراق، شام و مصر مسافرت کرد. به مکه رفته و حج به جا آورد و سپس به شهر خود نیشابور بازگشت و در آن جا ماندگار شد. عطار مرید شیخ مجدالدین بغدادی بوده است.
عطار از زبان زرین کوب
...

عطار نیشابوری در دانشنامه ویکی پدیا

عطار نیشابوری
مختصات: ۳۶°۱۰′۱٫۷۱″ شمالی ۵۸°۴۸′۲۵٫۳۳″ شرقی / ۳۶٫۱۶۷۱۴۱۷°شمالی ۵۸٫۸۰۷۰۳۶۱°شرقی / 36.1671417; 58.8070361
اسرارنامه
فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری مشهور به شیخ عطّار نیشابوری (۱۱۴۶م/۵۴۰ق -۱۲۲۱م/۶۱۸ق) یکی از عارفان، صوفیان و شاعران ایرانی سترگ و بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد و در ۶۱۸ هجری به هنگام حملهٔ مغول به قتل رسید.
محمدرضا شفیعی کدکنی در مقدمه ای که بر منطق الطیر نوشته است اشاره می کند که شخصیت عطار در «ابر ابهام» است و اطلاعات ما حتی دربارهٔ سنایی، که یک قرن قبل عطار می زیسته، بسیار بیشتر از اطلاعاتی است که از عطار در دست داریم. تنها می دانیم که او در نیمهٔ دوم قرن شش و ربع اول قرن هفتم می زیسته است، زادگاه او نیشابور و نام او، آنگونه که عطار گاهی در اشعارش به هم نامی خود با پیامبر اسلام اشاره می کند، محمد بوده است.
عوفی در لب الالباب خود از او با عنوان «الأجل فریدالدین افتخار الافاضل ابوحامدِ ابوبکر العطار النیشابوری سالک جادهٔ حقیقت و ساکن سجادهٔ طریقت» یاد می کند. نام او «محمّد»، لقبش «فریدالدّین» و کنیه اش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کرده است. بنا به روایت قدیمی ترین کاتب دیوان اشعارش نام پدر عطّار محمود و بنا به روایتی دیگری از تذکره نویسان قدیم ابراهیم بن اسحاق بود؛ نام یوسف نیز برای پدر عطار ذکر شده است. در کدکن زیارتگاهی است به نام «پیرِ زِرًوَند» که مورد احترام اهالی است و اهالی بر این باورند که این مزارِ «شیخ ابراهیم» پدر عطار است.
عکس عطار نیشابوری
آرامگاه عطار نیشابوری بنایی است تاریخی که در دوره تیموری توسط امیر علیشیر نوایی بر روی قبر عطار نیشابوری ساخته شد. در دوره های پهلوی دوم مرمت کامل و دهه ۷۰ نیز مرمت مختصر شد.سنگ قبر عطار نیشابوری   محوطه آرامگاه در باغی محصور است.   محوطه آرامگاه   سنگ قبر عطار نیشابوری   آرامگاه عطار
فریدالدین عطار نیشابوری شاعر و عارف نامی ایران در حدود سال ۵۴۰ هجری متولد و در سال ۶۱۸ درگذشت. آرامگاه وی در خیابان عرفان واقع در نیشابور کنونی هر ساله پذیرای علاقمندان به ادب و فرهنگ ایرانی است. آرامگاه عطار از بناهای دوره امیر علیشیر نوایی است و در سده نهم هجری ساخته شده است. بنای کنونی آرامگاه دارای هشت ضلع و گنبدی کاشی کاری شده و چهار در ورودی است. در نمای بیرونی آن چهار غرفه کاشی کاری شده تعبیه شده است و در وسط بقعه، قبر عطار و یک ستون هشت ترکی به ارتفاع ۳ متر وجود دارد. عطار چنان که از نامش پیدا است، در نیشابور دکان عطاری داشت و در حمله مغول به نیشابور کشته شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می رود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبه ای بالا برخوردار بوده است. بیت
نیز از جمله ابیاتی است که به مولانا منسوب شده اما در انتساب آن تردید است. از آثار زبانزد عطار می توان تذکرة الاولیا و منطق الطیر را نام برد.
پرویز مشکاتیان آهنگساز، موسیقی دان، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نوازنده سنتور اهل ایران، در روز ۴ مهر در زادگاهش نیشابور در محوطه بیرونی باغ عطار و در جوار مقبره عطار نیشابوری به خاک سپرده شد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های عطار نیشابوری

عطار نیشابوری، (۵۴۰–۶۱۸ ق) برابر با (۱۱۴۲–۱۲۲۰ میلادی) شاعر و صوفی سدهٔ هفتم.
• چون از قرآن و حدیث گذشتی هیچ سخنی برتر از سخنان مشایخ طریقت نیست...
• «اگر این را نیز بدانی زیان ندارد، بلکه انصاف آن است که چون پادشاهِ دنیا و آخرت محمد را می دانی، وزراء او را به جای خود می باید شناخت و صحابه را به جای خود و فرزندان او را به جای خود می باید شناخت تا سنی پاک باشی و با هیچ کس از پیوستگان پادشاهت کار نَبُود.» تذکرة الأولیاء، ذکر جعفر صادق
• «عجب دارم از آن قوم که ایشان خیال بندند که اهل سنّت و جماعت را با اهل بیت چیزی در راه است، که اهل سنت و جماعت، اهل بیت را باید گفت به حقیقت، و من آن نمی دانم که کسی در خیال باطل مانده است، آن می دانم که هر که به محمد ایمان دارد و به فرزندانش ندارد، به محمد ایمان ندارد، تا به حدی که شافعی در دوستی اهل بیت تا به حدی بوده است که به رفضش نسبت کردند و محبوسش کردند.» تذکرة الأولیاء، ذکر جعفر صادق
• از مقدمهٔ تذکرة الأولیاء
• «آب در جوی من است این جا مدام// من به خشکی کی توانم یافت کام» -> منطق الطیر - حکایت بط
• «آفرین، جان آفرین پاک را// آن که جان بخشید و ایمان، خاک را» -> منطق الطیر - بیت اول
• «آن پر اکنون در نگارستان چین ست// «اُطلُبُواالعِلمَ وَلَو بالصِین» از این ست» -> منطق الطیر - حکایت سیمرغ
• «از رشک تو کاغذین کنم پیراهن//تا سایه تو نگرددت پیرامن» -> مختارنامه/ ص. ۲۰۷
• «اگر از خویش می جویی خبر نو// بمیر از خود مکن در خود نظر تو» -> الاهی نامه/ ص. ۱۸۵
• «باز در دین چون خر لنگ آید او// دست زیر سنگ، بی سنگ آید او» -> منطق الطیر - الحکایة والتمثیل
• «با نمد آن جا مرو ای حق شناس// با خداوند جهان آخر پلاس؟» -> مصیبت نامه/ ص. ۳۱۳
• «بمیر از خویش تا یابی رهایی// که با مرده نگیرند آشنایی» -> اسرارنامه/ ص. ۹۰
• «بی تو بر جانم جهان بفروختم// کیسه بین کز عشق تو بردوختم» -> منطق الطیر - الحکایة والتمثیل
• «چنین بادی ت در راه و تو چون مور// به مویی می شوی بر مه، زهی کور» -> اسرارنامه/ ص. ۱۱۲
• «چون ندارم هیچ آبی برجگر// پس چگونه چشم تر دارم ز تو؟» -> دیوان/ ص. ۵۵۵
• «چه سازم، چون کنم چون کارم افتاد// خرم در گل بخفت و بارم افتاد» -> اسرارنامه/ ص. ۱۷۶
• «در خرابات خراب عشق تو// یک حریف آب دندان کس ندید» -> دیوان/ ص. ۳۰۶
• «در خرابی جای می سازم به رنج// زان که باشد در خرابی جای گنج» -> منطق الطیر - حکایت کوف
• «در شکم نان بر جگر آبی نداشت// در همه عالم خور و خوابی نداشت» -> مصیبت نامه/ ص. ۲۵۳
• «سزد که پیرهن کاغذین کند عطار// که شد ز نفس بدآموز پیرهن کفنم» -> دیوان/ ص. ۴۶۳
• «شد غناءالقلب جان افزای من// شد قناعت «کنز لایفنا» ی من// هر توانگر کاین چنین گنجیش هست// کی شود در منت هر سفله پست؟» -> منطق الطیر - الحکایة والتمثیل
• «عاشق آشفته فرمان کی برد؟// درد درمان سوز درمان کی برد؟» -> منطق الطیر - شیخ صنعان
• «کار آمد حصهٔ مردان مرد// حصهٔ ما گفت آمد، اینت درد!» -> منطق الطیر - الحکایة والتمثیل
• «کرده ام هرلحظه غسلی بر صواب// پس سجاده باز افکنده برآب» -> منطق الطیر - حکایت بط
• «گر بر جگرم آب نمانده ست، عجب نیست// کاتش ز رخت هر نفس اندر جگر افتاد» -> دیوان/ ص. ۱۲۷
• «گرچه بودی مرغ زیرک، از کمال// بانگ مرغی کردت آخر در جوال» -> منطق الطیر - الحکایة والتمثیل
• «گر سخن از نیکویی چون زر بود// آن سخن ناگفته نیکوتر بود» -> منطق الطیر - الحکایة والتمثیل
• «گر هر دو جهان کرامت ما گیرد// گو گیر که در جوال می نتوان شد» -> مختارنامه/ ۱۷۳
• «موی می بشکافت مرد معنوی// در کرامات و مقامات قوی» -> منطق الطیر - الحکایة والتمثیل
• «ندارم در جگر آبی که باشد// نه در دیده شبی خوابی که باشد» -> الاهی نامه/ ص. ۲۹۸
• «نهادی برهم و برهم نماندت// حسابی برگرفتی وا نخواندت» -> اسرارنامه/ ص. ۸۸
• «ور نخواهی کرد این جا اقتدا// خیز رو، اینک عصا اینک ردا» -> منطق الطیر - شیخ صنعان
• «هرچه را بنیاد بر آبی بود// گرهمه آتش بود، خوابی بود// کس ندیده ست آب هرگز پایدار// کی بود برآب بنیاد استوار؟» -> منطق الطیر - الحکایه والتمثیل
• «هم ز دنیا هم ز عقبی درگذر// پس کلاه از سر بگیر و درنگر» -> منطق الطیر - آغاز کتاب
• «اگر چه شعر در حد کمال است// چو نیکو بنگری حیض الرجال است»
• «بر جگر آبم نماند از دلنواز// همچو ماهی مانده ام بر خشک باز»
• «شعر و شرع و عرش از هم خاستند// این دو عالم زین سه حرف آراستند»
• «عشق را بنیاد بر ناکامی است// هر که زین می سرکشد از خامی است»
• «مگو از هیچ نوعی پیش زن راز// که زن رازت بگوید جمله سرباز»
• «وصالی بی فراقی قسم کس نیست// که گل بی خار و شکر بی مگس نیست»
• «ذره گشت و آفتاب انبار کرد// خرمن از صد رومی و عطار کرد» -> اقبال لاهوری
• «شعر عطار، آن گونه که خودش آن را درک می کند شعر درد، شعر جنون، و شعر بی خودی است. چیزی است که به قول خودش عقل با آن بیگانگی دارد و با این حال شعر حکمت است- حکمت دینی نه حکمت عقلی.» -> عبدالحسین زرین کوب - صدای بال سیمرغ، بخش ۱۷
• «عطار، با آن که تمام مثنویاتش شعر تعلیمی است داعیه تربیت یا تعلیم اخلاق ندارد. موعظه او ارائهٔ راه هایی است که سالک را در سیر الی الله کمک می کند.» -> عبدالحسین زرین کوب - صدای بال سیمرغ، بخش ۲۵
• «عطار روح بود و سنایی دوچشم او// ما از پی سنایی و عطار آمدیم» -> جلال الدین محمد بلخی
• «مرا از شاعری، خود عار ناید// که در صدقرن چون عطار ناید» -> محمود شبستری
• «منطق الطیر که ظاهرأ خاتمه مثنویات عطار و شرح عالی ترین تجربه های سلوک طالب سالک است منطقی دیگر ورای سایر مثنویات دارد- منطق شاعر در این ماهرانه ترین و پرشورترین مثنوی وی، منطق عرفان است.» -> عبدالحسین زرین کوب - صدای بال سیمرغ، بخش ۲۱
• «هفت شهر عشق راعطار گشت// ماهنوز اندر خم یک کوچه ایم» -> جلال الدین محمد بلخی

ارتباط محتوایی با عطار نیشابوری

عطار نیشابوری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی عطار نیشابوری   • مفهوم عطار نیشابوری   • تعریف عطار نیشابوری   • معرفی عطار نیشابوری   • عطار نیشابوری چیست   • عطار نیشابوری یعنی چی   • عطار نیشابوری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عطار نیشابوری
کلمه : عطار نیشابوری
اشتباه تایپی : uxhv kdahf,vd
عکس عطار نیشابوری : در گوگل


آیا معنی عطار نیشابوری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )