انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 921 100 1

معنی عقاب در لغت نامه دهخدا

عقاب. [ ع ِ ] (ع مص ) شکنجه کردن. (از منتهی الارب ). مؤاخذه کردن کسی را بر گناه ، و اسم آن «عقوبة» می شود. (از اقرب الموارد). عقوبت کردن. (دهار). جزای گناه و عمل بد کسی را دادن. (فرهنگ فارسی معین ). عذاب نمودن و شکنجه کردن. (غیاث اللغات ). || در پی کردن. (منتهی الارب ). || از پی کسی درآمدن. (دهار). || خواستن از اسب دویدن پس از دویدن را. (از اقرب الموارد). || به نوبت کاری کردن. (دهار). || غنیمت یافتن. (دهار).

عقاب. [ ع ِ ] (ع اِمص ، اِ) عذاب و شکنجه و پاداش بدی. (دهار). جزای بدی ، و آن در پی گناه باشد، و گویند آن محنت و عذابی است که به دنبال ارتکاب گناه ، در آخرت دامنگیر انسان می شود. (از اقرب الموارد). تنبیه و سیاست. (ناظم الاطباء). ضد ثواب. (اساس الاقتباس طوسی ). عقوبت. (مهذب الاسماء). آنچه به آدمی رسد بر اثر ارتکاب گناه در این جهان از رنج در جهان دیگر، اما همان رنجی را که ممکن است در نتیجه ٔ گناه در این جهان به آدمی رسد نام آن عقوبت باشد. (کشاف اصطلاحات الفنون ) : و لقد استهزی ٔ برسل من قبلک فأملیت للذین کفروا ثم أخذتهم فکیف کان عقاب ِ. (قرآن 32/13)؛ و همانا بر رسولانی پیش از تو استهزاء شد و به کسانی که کفر کردند مهلت دادم سپس آنها را گرفتم پس عقوبت من چگونه باشد. اًن کل الاّکذّب الرسل فحق ّ عقاب ِ. (قرآن 13/38)؛ همگی نبودند جز که رسولان را تکذیب کردند پس مجازات من لازم آمد. ان ربک لذومغفرة و ذوعقاب ألیم. (قرآن 43/41)؛ همانا پروردگار تو صاحب مغفرت و صاحب عقوبت دردناکی است. و هرچ بدان جهان باشد ثواب و عقاب جاوید باشد و هیچ بسر نیاید. (ترجمه ٔ تفسیر طبری ). حشر و قیامت خواهد بود و سؤال و جواب و ثواب و عقاب. (تاریخ بیهقی ص 339). مردم را که ایزد... این دو نعمت عطا داده است لاجرم از بهایم جداست و به ثواب و عقاب می رسد. (تاریخ بیهقی ).
زادن ایشان ز تو ای گنده پیر
هست شگفتی چو ثواب از عقاب.
ناصرخسرو.
مرغ درویش بی گناه مگیر
که بگیرد ترا عقاب عقاب.
ناصرخسرو.
مگر که خدمت تو طاعت خدای شده ست
که هست بسته درو خلق را ثواب و عقاب.
مسعودسعد.
آنکه بی خدمتی ثواب دهیش
دید بایدش بی گناه عقاب.
مسعودسعد.
در معنی بعث و قیامت و ثواب و عقاب هیچ چیز نگفتم. (کلیله و دمنه ).
باج ستان ملوک ، تاج ده انبیا
کز در او یافت عقل خط امان از عقاب.
خاقانی.
شاه را سوره ٔ فتوح رسید
خصم را آیت عقاب رساد.
خاقانی.
که گفته است فلان می گریزد از پی آن
که شاه بشنود و بازداردم به عقاب.
خاقانی.
- عقاب بلابیان ؛ مجازات بدون بیان و توضیح قبلی. و «قبح عقاب بلابیان » از اصطلاحات فقهی است که مفاد آن این است که هر حکمی که بر بندگان بیان نشده باشد خدا نتواند عبد را بر آن مؤاخذه کند به حکم «ما حجب اﷲ علمه عن العباد فهو موضوع عنهم » چون تکلیف به مجهول محال و زشت است. (از فرهنگ علوم نقلی به نقل از وسائل ص 199 و کفایة ج 2 ص 179).
|| ج ِ عَقَبة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عقبة شود. || ج ِ عَقب. (اقرب الموارد). رجوع به عقب شود.

عقاب. [ ع ُ ] (ع اِ) مرغی است و عقاب تیزچنگال. (منتهی الارب ). مرغ شکاری سیاه. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). پرنده ای است از جوارح و چنگال داران که عرب آن را کاسر نامد. و گویند عقاب «سیّد» پرندگان است و نسر «عریف » آنها. عقاب را «خداریة» نیز نامند و او را چشمانی تیزبین است ، لذا در مثل گویند أبصر من عقاب. ماده ٔ آن را «لقوة» گویند، و برخی لقوه را عقاب تیزپر دانند. عقاب را «عنقاء مغرب » نیز دانند زیرا از اماکن دور دست می آید. و برخی عقاب را بر نر و ماده اطلاق کنند. (از اقرب الموارد).یک نوع مرغ شکاری که اُلْه و اُلَّه و یا ججا نیز گویند و قسم سیاه آن را دال و دالمن گویند. (ناظم الاطباء). طایر سبعی معروف است و به فارسی الوه و به ترکی قراقوش نامند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). مرغی شکاری و ناپاک است و کوچکترین آن را رخم یا مرغ فرعون نامند، و اشتباهاً آن را لاشخور نامیده اند. (قاموس کتاب مقدس ).عقاب به صورت مؤنث بکار رود و مذکر نباشد و از بزرگترین جوارح است رنگ اصلی آن سیاه باشد. و گویند نر آن را «غرن » نامند و برخی نر آن را از جنسی دیگر غیراز عقاب دانسته اند. عقاب ، آهو و روباه و خرگوش و گاهی گورخر را نیز شکار می کند. برای شکار گورخر، عقاب خود را به آب می زند سپس در خاک می غلطد و به پرواز درمی آید و چون به گورخر رسید بالهای خود را تکان می دهدتا خاکهای آن به چشم گور رود و از حرکت بازایستد و شکارچی آن را شکار کند. عقاب عادةً خود در پی شکار نمی رود، بلکه بر بلندی می ایستد و چون پرنده ای را ببیند که شکاری کرده است به سمت او می رود و آن پرنده از بیم جان شکار خود را رها می کند. و می گریزد و عقاب آن شکار را برمی دارد عقاب جوجه های خود را بیش از دیگر پرندگان مخفی می دارد. و گویند نخستین کسانی که عقاب را شناختند و آن را به بازی گرفتند اهل مغرب و رومیان بوده اند. انواع مختلف عقاب در کوهها و صحراها و جنگلها و اطراف شهرها مسکن می کنند. و رنگ آنها سیاه ، سیاه مایل به سرخی ، شفتالوئی ، سفید و بور است. در شرع اسلام خوردن آن حرام است چون از پرندگان چنگال دار می باشد و کشتن آن را برخی مستحب دانند و برخی استحباب و کراهت آنرا، نفی کرده اند. (از صبح الاعشی ج 2 ص 53 و 65). پرنده ای است از راسته ٔ شکاریان و از دسته ٔ شکاریان روزانه که دارای جثه ای نسبتاً بزرگ و پنجه و منقاری بسیار قوی است. این پرنده بسیار جسور و پرجرأت است و نسبت به دیگر پرندگان شکاری قدرت و شجاعتی مخصوص دارد، بطوری که برخی خلبانان گزارش داده اند عقاب حتی به هواپیماهای کوچک حمله می کند و گاهی نیز موجب خطراتی می گردد. به همین جهت عقاب را به نام «سلطان پرندگان » می نامند. در یونان قدیم عقاب نشانه ٔ ژوپیتر بود و رومیان عقاب را نماینده ٔ قدرت خارق العاده می دانستند و روی چوبه های درفش ملی خود مجسمه ٔ او را به عنوان یک قدرت شکست ناپذیر نصب می کردند. ایرانیان باستان نیز آن را شعار و مظهر قدرت خویش قرار داده بودند. پرواز این پرنده به قدری زیاد است که ساعتهای متمادی می تواند به پرواز خود ادامه دهد و مسافات طولانی را به سهولت طی کند و تا ارتفاع بسیار زیاد اوج بگیرد. منقار عقاب بسیار قوی و برنده است و دارای پنجه هایی پرقدرت و ناخنهایی بسیار تیز و خمیده است. عضلات پنجه و پای وی به قدری نیرومند و پرقدرت است که می تواند حیوانات قوی جثه از قبیل روباه و بچه گوزن و بره های نسبةً بزرگ را به سهولت و سادگی از زمین برباید. در گرسنگی پرطاقت است و تا چند روز می تواند تحمل گرسنگی کند. قدرت دید این پرنده نیز بسیار است و از مسافات بسیار بعید کوچکترین حرکت از نظرش پوشیده نمی ماند. عقاب دارای کبر و غرور خاصی است و برای اینکه همواره به شکار خود تسلط داشته باشد عموماً در ارتفاعات زیاد پرواز می کند. در محوطه ٔ پرواز او دیگر پرندگان شکاری قدرت پریدن و تعقیب شکار را از دست می دهند و به مجرد دیدن عقاب شکار خود را رها کرده به منظور حفظ جان خود به گوشه ای پناه می برند. عقاب دارای انواع مختلف است که از نظر رنگ و بزرگی و کوچکی و شجاعت و دلاوری با هم تفاوت دارند، از قبیل عقاب شاهی که از عقابهای دیگر قوی تر و شجاعتر و چابکتر و بلندپروازتر است و در قلل مرتفع آلپ وپیرنه بومی است. دیگر عقاب پیگارگ که در سواحل دریاها می زید و به همین جهت به نام عقاب دریا نیز موسوم است. دیگر عقاب هلیااتوس لوکوسفالوس که به نام عقاب آمریکایی نیز مشهور است ، که این نوع آن در سال 1872م. طی قانونی در دومین کنگره ٔ آمریکا، به عنوان علامت رسمی دولت آمریکا شناخته شده است. (از فرهنگ فارسی معین ). کلمه ٔ عقاب مؤنث است. جمع قله ٔ آن أعقُب وجمع کثرت آن عِقبان و عقبان است. (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج ، عَقابین. (از اقرب الموارد). اَلُه. (مهذب الاسماء). ابوالاشیم. ابوالحجاج. ابوحسبان. ابوالدهر. (مرصع). ابوقرة. ابوالهیثم. (دهار). اَلُه. ام الحوار. ام الشفوة. ام طلبة. ام کیح. ام لوح. ام الهیثم. (مرصع). أنوق. جَجا. حُباشیّة. خُدارّیة. (منتهی الارب ). دالمَن. ذولقوَة. سَتَل. سَهوک. شَفواء. (دهار). صومعة. عُبر. عُثر. عَزیبَة. عَزیزَة. عَنس. غَرَن. کاسِر. کَفَر. (منتهی الارب ). لَقوَة. (بحر الجواهر). لقیة. (دهار). کمّاعَة. (منتهی الارب ). مردارخوار. (زمخشری ). نُساریّة. (منتهی الارب ). تُلَج و تُلد، چوزه ٔ عقاب. خاتیة؛ عقاب که بر صید فرود آید. دَلوف ؛ عقاب تیزپرواز. شَقذاء و شَقَدی ̍؛ عقاب سخت گرسنه. عَبَنقاء و عَبَنقاة؛ عقاب تیزچنگل. عَجزاء؛ عقاب کوتاه دم و عقابی که در دم او پر سپید باشد. عَقَنباة؛ عقاب تیز چنگل. عَنز؛ ماده عقاب. فتخاء؛ عقاب فروهشته بال. قَیعَلة؛ عقاب که بر سر کوه جای گیرد. لَخواء؛ عقاب که منقار بالایش از زیرین بزرگ باشد. لَقوة؛ عقاب ماده. هَیثم ؛ چوزه ٔ عقاب. (منتهی الارب ) :
بر که و بالا چوچه ، همچون عقاب اندر هوا
بر تریوه راه چون چه ، همچو در صحرا شمال .
شهید [در صفت اسب ].
از آن کردار کو مردم رباید
عقاب تیز نرباید خشین سار.
دقیقی.
چنین گفت با گیو جنگی تژاو
که تو چون عقابی و من چون چکاو.
فردوسی.
نپرید بر گرد ایشان عقاب
یکی را سر اندر نیامد به خواب.
فردوسی.
پلنگ از بر سنگ و ماهی در آب
هم اندر هوا ابر و پران عقاب.
فردوسی.
ز شاهین و از باز و پران عقاب
ز شیر و پلنگ و نهنگ اندر آب.
فردوسی.
سیه شد ز گرد سپه آفتاب
ز پیکان پولاد و پرِّعقاب.
فردوسی.
تو گفتی که دریا به موج اندراست
عقاب اجل سوی اوج اندراست.
فردوسی.
ای عوض آفتاب روز و شبان تاب تاب
تو به مثل چون عقاب حاسد ملعونت خاد.
منوچهری.
بیش بین چون کرکس و جولان کننده چون عقاب
راهوار ایدون چو کبک و راست رو همچون کلنگ.
منوچهری.
همیشه در فزع از وی سپاههای ملوک
چنان کجا به نواحی عقاب بر خرچال.
زینبی.
که ملکت شکاری است... و عقاب پرنده و شیر ژیانی. (تاریخ بیهقی ص 392).
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
از بهر طمع بال و پر خویش بیاراست.
ناصرخسرو.
سپس دین درون شو ای خرگوش
که به پرواز برشده ست عقاب.
ناصرخسرو.
جز شکار مردم هشیار هیچ
نیست چیزی کار این پران عقاب.
ناصرخسرو.
زمین شده همه چون چشم کبک و روی تذرو
هوا شده همه چون دم باز و پرعقاب.
مسعودسعد.
ز نوک رمح تو کندی گرفت چنگ هزبر
ز سم رخش تو کندی نمود پر عقاب.
مسعودسعد.
ز عدل تو بکند رنگ ناخنان هزبر
ز امن تو بکند کبک دیدهای عقاب.
مسعودسعد (دیوان چ رشیدیاسمی ص 33).
عقاب از وی [ از باز ] بزرگتر است ولیکن وی را آن حشمت نیستی که باز را. (نوروزنامه ).
وین ناوک ضمیر مرا پر جبرئیل
کرده ست بی نیاز ز پر عقابشان.
خاقانی.
نهنگ مرگ دید دهن بازکرده و عقاب اجل پر و بال گشاده و چنگال تیزکرده. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 72). عقاب را در مراقی آن عقاب بال گسسته گشتی. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 338).
چو طاووس عقابی باز بسته
تذروی بر لب کوثر نشسته.
نظامی.
به ذره آفتابی را که گیرد
به گنجشکی عقابی را که گیرد.
نظامی.
زلفت چو عقاب در عقب بود
بربود و کشیدش در عقابین.
عطار.
بیابان نوردی چو کشتی بر آب
که بالای سیرش نپرد عقاب.
سعدی.
هلاک خویشتن می خواهد آن مور
که خواهد پنجه کردن با عقابی.
سعدی.
عقابان تیزچنگالند و بازان آهنین پنجه
ترا باری چنین بهتر که با عصفور بنشینی .
سعدی.
- امثال :
با سینه ٔ من چه کینه گردون را
با پشه عقاب را چه ناورد است.
خاقانی.
جائی که عقاب پر بریزد
از پشه ٔ لاغری چه خیزد.
(امثال و حکم دهخدا).
چشم من است واسطه ٔ چشم زخم من
بال عقاب شد سبب آفت عقاب.
سلمان ساوجی.
دل من نه مرد آن است که با غمش برآید
مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی.
سعدی.
رنج حسد هلاک کند حاسد ترا
آری پر عقاب بود آفت عقاب.
فخرالدین اوحد.
کار جهان وبال جهان دان که بر خدنگ
پر عقاب آفت جان عقاب شد.
خاقانی.
نرسم در خیال تو چه عجب
که مگس در عقاب می نرسد.
خاقانی.
- حجرالعقاب ؛ حجر و سنگی است شبیه به تمر هندی. (از اقرب الموارد). رجوع به حجر شود.
- عقاب آسمان ؛ چند ستاره است به صورت عقاب و آن را نسر طائر نیز گویند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به عقاب و نسر طائر شود.
- عقاب آهنین منقار ؛ کنایه از تیر پیکان دار است. (برهان ) (انجمن آرا) (از آنندراج ).
- عقاب الجور ؛ در بیت ذیل از خاقانی با نسخه بدل «عقاب الجود» و «عقاب الجو» آمده است و شاید اشاره به عقاب (درمعنی صورت فلکی ) باشد :
چون عقاب الجور آرنده ٔ جور
چون غراب البین آرنده ٔ بیم.
- عقاب چهارپر ؛ کنایه از تیر است که چهار پردارد. (انجمن آرا) :
عقاب چارپر یعنی مرا تیر
نهنگی در میان یعنی که شمشیر.
نظامی (انجمن آرا).
- عقاب عَبَنقاء و عَبَنقاة و عَقَنباة وعَنقاة ؛ عقاب تیزچنگل. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
- عقاب قَبعَلة ؛ عقاب برآینده بر کوه ، و عقاب کوه باش. (منتهی الارب ).
- عقاب قَعَنباة؛ عقاب تیزچنگال. (منتهی الارب ).
- عقاب قَوعَلة ؛ عقاب کوه باش و عقاب برآینده بر کوه. (از منتهی الارب ).
- عقاب مَلارِع ؛ عقاب موشخوار که کوچک باشد و کلاکموش را شکار کند. (منتهی الارب ).
|| در اصطلاح عرفانی ،قلم است که عقل اول باشد. و آن به سبب این است که عقل اول بالاترین چیزی است که در عالم قدس یافت شده است و چون عقاب بالاروترین پرندگان است در جو، لذا بدین نام خوانده شده است. (از تعریفات جرجانی ). کنایت ازعقل اول است و گاه از طبیعت کلیه تعبیر به عقاب می شود. (فرهنگ علوم عقلی از اصطلاحات شاه نعمةاﷲ ص 54). || به اصطلاح کیمیاگران ، نوشادر است. (از غیاث اللغات ). به اصطلاح اکسیریان ، نوشادر است. (تحفه ٔحکیم مؤمن ). || (اِخ ) در اصطلاح نجوم ، یکی از صور فلکی در شمال برج قوس. ستاره ٔ روشن آن النسرالطائر است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نام صورتی از صور فلکیه از ناحیه ٔ شمالی و آن را بر مثال آلهی توهم کرده اند و آن نه کوکب است و خارج از صورت شش کوکب است. و ستاره ٔ روشن در این صورت است که آن را ذنب العقاب نامند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). عقاب و سهم ؛ نام صورت دهم از صور نوزده گانه ٔ شمالی فلکی قدما است و آن را نسر طائر نیز گویند. (از مفاتیح العلوم ). یکی از صورتهای فلکی شمالی (دو صورت عقاب و سهم را توأما نسر طایر خوانند). (فرهنگ فارسی معین ).عقاب آسمان. رجوع به ترکیب عقاب آسمان و نسر طائر وذنب العقاب شود. || (ع اِ) مجازاً، اسب :
ناهید چون عقاب ترا دید روز جنگ
گفتا درست هاروت از بند رسته شد.
دقیقی.
عقاب تکاور برانگیختم
چو آتش برو تیر می ریختم.
فردوسی.
تورگ دلاور نشد هیچ کند
عقاب نبردی برانگیخت تند.
اسدی.
|| سنگ میان چاه که دلو را دراند. (منتهی الارب ). سنگی که در میان چاه برآید و باعث شکافتن دلو گردد. (از اقرب الموارد). || سنگ بزرگ بیرون جسته از کوه مانند پایه ٔ نردبان. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || سنگ در نورد چاه که بر آن آبکش ایستد. (منتهی الارب ). || سنگ که بر آن ساقی بایستد. (دهار) (از اقرب الموارد). || شبیه لوز که در پای ستور برآید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || رشته ٔ خرد که در سوراخ حلقه ٔ گوشواره باشد. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || رشته ٔ کوچک که در سوراخ گوش کشندبرای گوشواره. (غیاث اللغات ). و رجوع به عقاب افکن شود. || آبراهه به سوی حوض. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || پشته. (منتهی الارب ). رابیة. (اقرب الموارد) :
نگاه کردم از دور من تلی دیدم
که چاه ژرف نماید از آن بلند عقاب.
مسعودسعد.
چون زلف تو هواش ظلام از پس ظلام
چون کار من زمینش عقاب ازپس عقاب.
مسعودسعد.
دیده نه ای روز بدر کان شه دین بدروار
راند سپه در سپه سوی نشیب و عقاب .
خاقانی.
عقاب را در مراقی آن عقاب بال گسسته گشتی. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 338). || هر بلندی زمین که بسیار دراز نباشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || عَلم بزرگ. (منتهی الارب ) (دهار).رایت. (اقرب الموارد). || (اِخ ) نام چند اسب است عرب را. || نام ماده سگی است. (از منتهی الارب ).

عقاب. [ ع ُ ] (اِخ ) نام رایت پیغمبر اسلام (ص ). (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نام رایت و علم قریش بود، و آن از مصالح کعبه پیش از اسلام بشمار می آمد. هنگام جنگ آن را خارج می کردند و هر گاه بر کسی اتفاق نظر می یافتند آن را به وی تسلیم می کردند و در غیر اینصورت به صاحبش می دادند که یک بار از بنی امیه بود و یکبار از بنی عبدالدار. و ظاهراً این نام را از رومیان اقتباس کرده اند زیرا عقاب یا شاهین علامت رومیان بود که آن را بر رایتها و ساختمانهای خود نقش می کردند. (ازتاریخ التمدن الاسلامی جرجی زیدان ج 1 ص 20 و 134).

عقاب. [ ع ُ ] (اِخ ) (ثنیة الَ...) پشته ای است به دمشق. (منتهی الارب ). «فرجه »ای است در کوهی که بر غوطه ٔ دمشق مشرف است از ناحیه ٔ حمص. و قافله هایی که از شرق به غرب به سوی دمشق می آیند آن را قطع می کنند. (از معجم البلدان ). رجوع به ثنیةالعقاب شود.

عقاب. [ ع ُ ] (اِخ ) (تبق الَ...) موضعی است به جحفه. (منتهی الارب ).

عقاب. [ ع ُ ] (اِخ ) (وقعه ٔ...) نام جنگی است که میان محمدبن یعقوب و فرنگ روی داد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). واقعه ای است که در اندلس اتفاق افتاد و در آن آلفونس پادشاه قشتاله لشکریان موحدین را منهزم ساخت (1212 م.) (فرهنگ فارسی معین ).

عقاب. [ ع ُ ] (اِخ ) شهرکی است [ به عربستان ] با نعمت و مردم بسیار. (حدود العالم ).

معنی عقاب به فارسی

عقاب
وقعه عقاب واقعه ای که در اندلس اتفاق افتاد و در آن آلفونس پادشاه قشتاله لشکریان موحدین را منهزم ساخت ( ۱۲۱۲ م .)
( اسم ) پرنده یست از راسته شکاریان و از دسته شکارچیان روزانه که دارای جثه ای نسبتا بزرگ و پنجه و منقاری بسیار قوی است . این پرنده بسیار جسور و پر جرات است و نسبت به دیگر پرندگان شکاری قدرت و شجاعتی مخصوص دارد به طوری که برخی خلبانان گزارش داده اند عقاب حتی به هواپیماهای کوچک هم حمله می کند و گاهی موجب خطراتی می گردد . به همین جهت نیز عقاب را به نام پادشاه پرندگان می نامند . در یونان قدیم عقاب نشانه ژوپیتر بود و رومیان عقاب را نماینده قدرت خارق العاده می دانستند و روی چوبه های درفش ملی خود مجسمه او را به عنوان شکست ناپذیر نصب می کردند . ایرانیان باستان نیز آن را شعار و مظهر قدرت خویش قرار داده بودند . پرواز این پرنده به قدری زیاد است که ساعتهای متمادی می تواند به پرواز خود ادامه دهد و مسافات طولانی را به سهولت طی کند و تا ارتفاع بسیار زیاد اوج بگیرد . منقار عقاب بسیار قوی و برنده و دارای پنجه هایی پر قدرت و ناخن های بسیار تیز و خمیده است . عضلات پنجه و پای وی به قدری نیرومند است که می تواند حیوانات قوی جثه از قبیل روباه و بچه گوزن و بره های نسبتا بزرگ را به سهولت و سادگی از زمین برباید . در گرسنگی پر طاقت است و تا چند روز می تواند تحمل گرسنگی کند . قدرت دید این پرنده نیز بسیار است و از مسافات بسیار بعید کوچکترین حرکات از نظرش پوشیده نمی ماند . عقاب دارای کبر و غرور خاصی است و برای این که همواره به شکار خود تسلط داشته باشد عموما در ارتفاعات زیاد پرواز می کند . در محوطه پرواز او دیگر پرندگان شکاری قدرت پریدن و تعقیب شکار را از دست می دهند و به مجرد دیدن عقاب شکار خود را رها کرده به منظور حفظ جان خود به گوشه ای پناه می برند . عقاب دارای انواع مختلف است که از نظر رنگ و بزرگی و کوچکی و شجاعت و دلاوری با هم تفاوت دارند از قبیل : عقاب شاهی که از عقاب های دیگر قوی تر و شجاع تر و چابک تر و بلند پرواز تر است و در قلل مرتفع آلپ و پیرنه بومی است . دیگر عقاب پیگارگ است که در سواحل دریا می زید و به همین جهت به نام عقاب دریا نیز موسوم است . دیگر عقاب هلیا اتوس لو کوسفالوس که به نام عقاب آمریکایی نیز مشهور است ( در سال ۱۸۷۲ میلادی طی قانونی در دومین کنگره آمریکا به عنوان علامت رسمی دولت آمریکا شناخته شده ) آله آلغ . یا عقاب آهنین منقار . تیر پیکان دار . ۲ - رشته ای که در سوراخ گوش کشند برای انداختن حلقه .
شهرکی است با نعمت و مردم بسیار
[Aquila, Aql, Eagle] [نجوم] صورت فلکی در استوای آسمان که ستارۀ پرنور نسرِ طایر در آن قرار دارد
چند ستاره است بصورت عقاب و آنرا نسر طائر نیز گویند
( صفت ) ۱ - آن که عقاب را بیندازد ( تیر و مانند آن ) . ۲ - غلام حلقه به گوش مطیع .
[Haliaeetus leucoryphus] [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از عقابیان و راستۀ شاهین سانان با بال های باریک و بلند و دم مدور که بالغ آن سر سفید و کروی دارد
[Haliaeetus albicilla] [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای بزرگ از عقابیان و راستۀ شاهین سانان با سر و سینۀ قهوه ای مایل به سفید و دم کاملاً سفید که بالغ آن دارای بال های عریض با لبه های موازی است
[Haliaeetus pelagicus] [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ عقابیان و راستۀ شاهین سانان که در نواحی ساحلی به شکار می پردازد و رنگ بالغ آن در سطح زیرین و بالا قهوه ای تیره است
کنایه از طالب شدن به چیزی
[Pandion haliatus] [زیست شناسی- علوم جانوری] تیره ای از گونۀ عقاب ماهی گیریان و راستۀ شاهین سانان که سطح بالایی بدنشان قهوه ای و پاها و قفسه سینه شان سفید است و یک طوق خال دار دارد
[Pandionidae] [زیست شناسی- علوم جانوری] تیره ای از راستۀ شاهین سانان که عموماً زیستگاه خود را در کنار آب انتخاب می کنند و از آبزیان تغذیه می کنند
( مصدر ) شکنجه دادن عذاب دادن .
که کینه ای چون کینه عقاب دارد که آسان از مقصود باز نگردد
صاحب شکنجه و عقوبت .
[Eagle Nebula, M , NGC] [نجوم ] سحابی ای پخشیده در صورت فلکی حَیه
ده کوچکی است از دهستان ده تازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان .
کنایه از عناصر چهار گانه است

معنی عقاب در فرهنگ معین

عقاب
(عِ) [ ع . ] ۱ - (مص م .)کیفر دادن ، شکنجه دادن . ۲ - (اِمص .) شکنجه ، عذاب .
( عُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - پرنده ای است شکاری با جثه ای بزرگ دارای منقاری خمیده ،چشم هایی تیزبین و چنگال هایی نیر ومند. ۲ - صورت فلکی بزرگی در آسمان استوا و در کهکشان راه شیری به شکل لوزی نسبتاً بزرگی که روشن ترین ستارة آن نَسر طایر نام دارد.

معنی عقاب در فرهنگ فارسی عمید

عقاب
سزای گناه و کار بد کسی را دادن، جزای کردار بد، عذاب.
= عقبه
۱. (زیست شناسی) پرندۀ شکاری بزرگ با چنگال های قوی و چشم های تیزبین که جانوران کوچک از قبیل خرگوش یا روباه را شکار می کند.
۲. (نجوم) از صورت های فلکی نیمکرۀ شمالی است.

عقاب در دانشنامه اسلامی

عقاب
عقاب در دو معنا به کار برده می شود.عُقاب، پرنده ای شکاری با جثه نسبتا بزرگ و نوک و چنگالهای خمیده و تیز است.عِقاب که به معنای عذاب است و کلمه «عذاب» به معنای شکنجه و عقوبت است.
...
عقاب
معنی عِقَابِ: کيفر - مؤاخذه (مؤاخذه انسان به نحوي ناخوشايد ، در مقابل کاري ناخوش آيند که عقاب شونده مرتکب شده ، و اگر اين مؤاخذه را عقاب ناميدهاند ، بدين مناسبت است که عقيب و دنبال عمل ناخوش آيند قرار دارد )
معنی عَاقَبَ: عقاب کرد - عقوبت کرد(کلمه عقاب به معناي مؤاخذه انسان است به نحوي ناخوشايد ، در مقابل کاري ناخوش آيند که عقاب شونده مرتکب شده ، و اگر اين مؤاخذه را عقاب ناميدهاند ، بدين مناسبت است که درعقب و دنباله ي عمل ناخوش آيندي قرار دارد)
معنی عَاقِبُواْ: عقوبت کنيد - عقاب کنيد(کلمه عقاب به معناي مؤاخذه انسان است به نحوي ناخوشايد ، در مقابل کاري ناخوش آيند که عقاب شونده مرتکب شده ، و اگر اين مؤاخذه را عقاب ناميدهاند ، بدين مناسبت است که درعقب و دنباله ي عمل ناخوش آيندي قرار دارد)
معنی عُوقِبَ: عقاب شد - عقوبت شد(کلمه عقاب به معناي مؤاخذه انسان است به نحوي ناخوشايد ، در مقابل کاري ناخوش آيند که عقاب شونده مرتکب شده ، و اگر اين مؤاخذه را عقاب ناميدهاند ، بدين مناسبت است که درعقب و دنباله ي عمل ناخوش آيندي قرار دارد)
معنی عُوقِبْتُم: عقاب شديد - عقوبت شديد (کلمه عقاب به معناي مؤاخذه انسان است به نحوي ناخوشايد ، در مقابل کاري ناخوش آيند که عقاب شونده مرتکب شده ، و اگر اين مؤاخذه را عقاب ناميدهاند ، بدين مناسبت است که درعقب و دنباله ي عمل ناخوش آيندي قرار دارد)
ریشه کلمه:
عقب‌ (۸۰ بار)
عُقاب، پرنده ای شکاری با جثه نسبتا بزرگ و نوک و چنگالهای خمیده و تیز است.
از آن به مناسبت در بابهای تجارت ، صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
← در تجارت
 ۱. ↑ جواهر الکلام، ج۳۶، ص۲۹۸-۲۹۹.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۴۰۹.    
...
در قرآن آیاتی زیادی است که عقاب پس از اقامه برهان روا و نادیده گرفتن برهان را نا درست می داند.
دوستی با کافران، برهان آشکار خداوند، برای عقاب دوستداران آنان است.یـایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الکـفرین اولیآء... اتریدون ان تجعلوا لله علیکم سلطـنا مبینا. ای کسانی که ایمان آورده اید! غیر از مؤمنان، کافران را ولی و تکیه گاه خود قرار ندهید! آیا می خواهید (با این عمل،) دلیل آشکاری بر ضد خود در پیشگاه خدا قرار دهید؟ترک ولایت مؤمنین و قبول ولایت کفار"نفاق" است و اعمال بد بندگان حجتی است علیه آناناین آیه شریفه- بطوری که ملاحظه می کنید- مؤمنین را نهی می کند از اینکه به ولایت کفار و سرپرستی آنها بپیوندند و ولایت مؤمنین را ترک کنند و سپس آیه شریفه دوم مساله را تعلیل می کند، به تهدید شدیدی که از ناحیه خدای تعالی متوجه منافقین شده و این بیان و تعلیل معنایی جز این نمی تواند داشته باشد که خدای تعالی ترک ولایت مؤمنین و قبول ولایت کفار را" نفاق" دانسته، و مؤمنین را از وقوع در آن بر حذر می دارد. سیاق دلالت دارد بر اینکه آیه شریفه: " یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا... " به منزله نتیجه ای است که از مطالب قبل گرفته شده و یا حد اقل فرعی است که بر آنها متفرع می شود و همین دلالت سیاق مثل این می ماند که صریحا فرموده باشد که آیات سابق متعرض حال بیمار دلان ضعیف الایمان است، نه منافقین اصطلاحی و اگر آنان را منافق خوانده صرف تعبیر و نامگذاری بوده، و به فرضی که بگوئیم آیات سخن از منافقین اصطلاحی دارد، حد اقل شامل بیماردلان نیز می شود، آن گاه مؤمنین را اندرز می دهد که پیرامون این قرقگاه خطرناک نگردند و متعرض خشم خدای تعالی نشوند و حجتی واضح علیه خود به دست خدای تعالی ندهند که اگر چنین کنند خدای تعالی گمراهشان خواهد کرد و خدعه و نیرنگ در کارشان خواهد نمود و در زندگی دنیا گرفتار ذبذبه و سرگردانشان ساخته و در آخرت بین آنان و کفار در یک جا یعنی در جهنم جمع خواهد کرد و در گودترین درک های آتش سکنایشان خواهد داد و رابطه بین آنان و هر نصیر و یاوری را که بتواند یاریشان کند و هر شفیعی را که بتواند شفاعتشان کند قطع خواهد کرد.از دو آیه مورد بحث دو نکته استفاده می شود، اول اینکه: اضلال و خدعه و هر سخط الهی دیگر که از این سنخ باشد خود حجتی است واضح که اعمال بندگان آن را به دست خدای تعالی می دهد و اینگونه کیفرها اخزاء خدا و خزی بنده است که خدای تعالی او را به طریق مقابله و مجازات گرفتار آن ساخته است و گر نه حاشا بر جناب الهی اینکه بندگان خود را ابتداء و بدون هیچ سابقه گرفتار شر و شقاوت کند، پس اینکه فرمود: " ا تریدون ان تجعلوا لله علیکم سلطانا مبینا" به منزله این است که بفرماید: " و ما یضل به الا الفاسقین"، همانطور که در سوره بقره آیه ۲۶ این تعبیر را آورده.نکته دومی که از دو آیه مورد بحث استفاده کردیم این بود که: در آتش دوزخ مراتبی مختلف برای ساکنان آن هست، بعضی در سافلند و بعضی در اسفل (سافل تر) و ناگفته پیدا است که به حسب اختلاف این مراتب شکنجه ها نیز مختلف می شود که خدای عزّوجلّ این عذابهای مختلف را درکات نامیده.
به صلاحیت عقوبت شدن - رنج همراه با اهانت - به سبب عدم التزام به اوامر و نواهی استحقاق عقاب می گویند.
استحقاق عقاب به معنای حکم عقل و عقلا است به این که شخص عاصی سزاوار عقاب - رنج و ضرر همراه با استخفاف و اهانت - می باشد.سبب استحقاق عقاب، انجام اعمال ناپسند است، زیرا در معاصی واقعی، علتی وجود دارد که به نظر عقل و عقلا ملاک استحقاق عقوبت است، که از آن به «مخالفت با امر مولوی » مخالفت با اوامر و نواهی مولا از روی علم ، عمد و اختیار تعبیر می کنند.
← نکته اول
 ۱. ↑ سیری کامل در اصول فقه، فاضل لنکرانی، محمد، ج۹، ص۳۱۸. ۲. ↑ آراؤنا فی اصول الفقه، طباطبایی قمی، تقی، ج۱، ص۱۵۸.    
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۱۵۷، برگرفته از مقاله «استحقاق عقاب».    
...
ثواب و عقاب، دو اصطلاحی است که بیشتر در مباحث کلامی مطرح گردیده و معرکه آرای کلامی می باشد.
" ثواب " یعنی پاداش و جزای خیر که از سوی پروردگار به بندگان مؤمن در برابر اطاعت از تکالیف الهی و انجام کارهای نیک داده می شود . و " عقاب " سزا و جزای بدی ( عذاب ) است که در روز قیامت به بندگان کافر یا عاصی، به دلیل کفر یا انجام کارهای ناروا و خلاف شرع، می رسد .
مباحث کلامی پیرامون ثواب و عقاب
میان متکلمان شیعه، اشاعره، معتزله و فلاسفه درباره ثواب و عقاب ، مباحثی مطرح است، از جمله این که آیا مدح و ذم همان ثواب و عقاب است یا خیر ؛ آیا ثواب و عقاب استحقاقی است یا نه ؛ آیا عقاب کفار و گناهکاران، دایمی است یا مقطعی ؛ و در چه صورت عبد استحقاق ثواب و عقاب دارد .برای کسب اطلاع بیشتر به کتاب های معتبر کلامی رجوع شود .
ثَواب و عِقاب، دو اصطلاح قرآنی برای اعمال نیک و بد انسان است. ثواب یعنی پاداش و جزای خیری که از سوی پروردگار به بندگان مؤمن در برابر ایمان و کارهای نیک داده می شود و عقاب سزا و جزای ناخوشایندی است که به بندگان کافر یا عاصی، در عوض کفر یا کارهای ناروا و خلاف شرع می رسد.
زیربنا بودن بودن ایمان برای ثواب، استحقاقی یا تفضلی بودن آن، جایگاه دریافت ثواب و عقاب و بحث تجسم اعمال از مهمترین مباحث مربوط به این موضوع هستند. وجود ثواب و عقاب از دلایل وجود اختیار در انسان است چرا که در صورت نبود اختیار، پاداش در مقابل کار خیر و عقاب در مقابل معصیت جایز نیست.
این موضوع در کلام اسلامی، فلسفه، عرفان و اصول فقه نیز مباحث گسترده ای را به خود اختصاص داده است.

عقاب در دانشنامه ویکی پدیا

عقاب
عقاب یا تیز بال به گروهی از پرندگان شکاری عضو تیرهٔ عقابیان (Accipitridae از راستهٔ شاهین سانان Falconiformes) گفته می شود. حدود ۶۰ گونه از پرنده های شکاری عقاب نامیده می شوند که در ۱۱ سرده از خانوادهٔ عقابیان قرار می گیرند و بیشتر آن ها هم بومی اوراسیا و آفریقا هستند. معیار دقیقی برای تمایز عقاب ها از دیگر پرندگان تیرهٔ عقابیان یعنی سُنقُرها، کرکس ها، قوش ها و کورکورها، وجود ندارد اما به طور کلی عقاب ها از بقیه پرندگان شکاری -به جز برخی از کرکس ها- جثهٔ بزرگتری دارند و از پاهایی بزرگتر و نیرومندتر، منقارهایی بزرگ و خمیده و بال هایی پهن تر بهره مند هستند. تمامی عقاب ها شکاریان روزگرد هستند و بینایی فوق العاده دقیق و پروازی عالی در ارتفاعات بالا دارند.
عقاب ها به خاطر قدرتی که دارند، در بسیاری از فرهنگ ها به عنوان نماد جنگ و نیروی پادشاهی شناخته شده اند و تمثال ایشان بر روی بسیاری از سکه ها و بناهای تاریخی دیده می شود و بسیاری از کشورهای دنیا و سازمان ها و گروه های مختلف تصویر عقاب را به عنوان نماد خود انتخاب کرده اند.
عقاب ها از نظر آناتومی و مشخصات پروازی به کرکس ها شباهت دارند اما سر آن ها بر خلاف کرکس ها پوشیده از پر است. عقاب ها از نظر ظاهری به سنقرها هم شباهت زیادی دارند اما معمولاً بزرگترند و فاصلهٔ دو سر بال های ایشان طولانی تر است. تفاوت دیگر عقاب ها با این دو خویشاوند نزدیک خود در شیوهٔ معمول تغذیهٔ آن هاست: عقاب ها معمولاً شکارهای زنده را طعمه خود می کنند اما کرکس ها و سنقرها بیشتر از لاشه ها تغذیه می کنند. البته عقاب ها سنگین تر از آن هستند که بتوانند مثل شاهین ها و پرنده های کوچکتر تیرهٔ عقابیان (همچون برخی از انواع قوش ها) در هوا طعمه های خود را شکار کنند، پس معمولاً شکار خود را روی زمین غافلگیر کرده و آن را اسیر چنگال های نیرومند خود می کنند و مثل جغدها در بسیاری از اوقات با کندن سر شکار خود آن را از پای درمی آورند.
عقاب نیکوبار جنوبی کوچکترین نوع عقاب است که تنها ۴۵۰ گرم وزن دارد و بومی انحصاری جزایر نیکوبار در هند است. عقاب دریایی استلر با میانگین وزن ۶.۷ کیلو و عقاب فیلیپینی با طول یک متر در کنار عقاب دم سفید و عقاب هارپی از بزرگترین انواع عقاب ها هستند. عقاب ماهی گیر تنها پرنده شکاری است که با نام عقاب شناخته می شود اما به تیره عقابیان تعلق ندارد. این پرنده که تقریباً فقط از ماهی تغذیه می کند، تنها عضو بازمانده از خانوادهٔ زیستی خود یعنی Pandionidae است.
منظور از عقاب ممکن است یکی از این موارد باشد:
عقاب، پرنده ای شکاری
عقاب (صورت فلکی)، جرمی آسمانی
عقاب (راکت)، نام یک موشک ایرانی
عقاب (باشگاه فوتبال)، باشگاه فوتبالی در ایران
عقاب یک راکت توپخانه ای ایرانی ۲۳۰ میلیمتری غیر هدایت شونده و با برد ۴۵-۳۴ کیلومتر است. این راکت دارای چرخش تثبیت شده در پرواز بوده اما یک دایره خطای (اصابت) بیش از ۵۰۰ متر دارد که آن را به یک سلاح بسیار غیر دقیق تبدیل کرده است. این راکت یک کلاهک انفجاری ۷۰ کیلوگرمی تکه تکه شونده دارد هر چند که ممکن است قادر به حمل کلاهک شیمیایی نیز باشد. براساس منابع آمریکایی، مدل تغییر یافته و اصلاح شده ای از این راکت ساخته و توسعه یافته که می تواند توسط هواپیماهای اف-۱۴ تام کت و اف-۴ فانتوم نیروی هوایی ایران حمل و شلیک گردد. پرتاب کننده آن یک لانچر سه گانه بالا رونده است که بر روش مونتاژ بروی یک شاسی کامیون مرسدس بنز LA ۹۱۹B ۴×۴ نصب شده است. این راکت در سال ۱۹۸۵ همزمان با جنگ ایران و عراق بر اساس قراردادی با مقامات جمهوری خلق چین بر اساس راکت ۲۷۳ میلی متری تایپ-۸۳ ساخت چین طراحی و یک سال بعد مورد استفاده نیروهای ایرانی برای بمباران بصره قرار گرفت.
عقاب (سرده) (نام علمی: Aquila) نام یک سرده از تیره عقابیان است.
عقاب ها در رشته افسانه های تالکین عبارتند از پرنده هایی بزرگ اندام که می توانستند سخن بگویند و در سرزمین میانی زندگی می کردند.
مختصات: ۲۰h ۰۰m ۰۰s٬ +۰۵° ۰۰′ ۰۰″
عُقاب از صورت های فلکی است.
ستاره، درخشان کرکس پرنده به آسانی در این پیکر آسمانی قابل تشخیص است، چون دو ستارهٔ کم رنگ تر در دو سوی آن قرار دارند.
زمان رسیدن به نصف النهار: ۸ شهریور مساحت ۶۵۲ درجه مربع معادل لاتین Aquila
عقاب (انگلیسی: The Eagle) فیلمی صامت در سبک کمدی رمانتیک و کمدی-درام به کارگردانی کلارنس براون است که در سال ۱۹۲۵ منتشر شد.
«عقاب» ((به لهستانی: Orzeł)) یک فیلم جنگی است که در سال ۱۹۵۹ منتشر شد.
«عقاب» (انگلیسی: Eagle (1991 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد.
عقاب عنوان فیلمی تاریخی حماسی به کارگردانی کوین مک دونالد و بازیگری چنینگ تیتوم، جیمی بل و دونالد ساترلند می باشد که در سال ۲۰۱۱ با اقتباسی از رمان ماجراجویی-تاریخی عقاب نهم اثر رزماری ساتکلیف ساخته شده است.
این فیلم ماجرای افسر جوان رومی را به تصویر می کشد که به دنبال نشان عقاب روم که توسط لژیون پدرش در جنگ با قبایل شمال بریتانیای کبیر مفقود شده است می گردد.
این فیلم محصول مشترک بریتانیا و ایالات متحده آمریکا می باشد که در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ در کانادا و ۲۵ مارس ۲۰۱۱ در انگلستان و ایرلند به نمایش درآمد.
«عقاب» (انگلیسی: Eagles (2012 film)) یک فیلم در سبک درام است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد.
عقاب ۲ سازمان ضدجاسوسی توسط ایران برای حفاظت از برنامه هسته ای ایران در برابر عملیات جاسوسی خارجی تشکیل شده است.
عقاب آفریقایی (نام علمی: Aquila africana) نام یک گونه از سرده عقاب است.
عقاب آمریکایی (به انگلیسی: American Eagle) یک شخصیت تخیلی و ابرقهرمانانه در کتاب های کامیک می باشد. این کاراکتر به دست دوگ مونچ و رون ویلسون خلق شده و در سالانهٔ دو-در-یک مارول شماره ۶ام (اکتبر ۱۹۸۱) معرفی شد.
جدا از کتاب های کامیک، شرکت مارول از عقاب آمریکایی در دیگر کالاهای خود از جمله پوشاک، اسباب بازی، ورق بازی، انیمیشن های تلویزیونی و بازی های رایانه ای استفاده کرده است.
عقاب آهنی (به انگلیسی: Iron Eagle) فیلمی آمریکایی-کانادایی در سبک اکشن به کارگردانی سیدنی جی. فیوری با بازی لوئیس گوست است.
عقاب آهنی ۲ (انگلیسی: Iron Eagle II) یک فیلم در سبک اکشن به کارگردانی سیدنی جی. فیوری است که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به لوئیس گوست، جونیور، مائوری چایکین، کلم فیور، و کلارک جانسون اشاره کرد.
عقاب آهنی در حمله (انگلیسی: Iron Eagle on the Attack) یک فیلم در سبک اکشن و مهیج به کارگردانی سیدنی جی. فیوری است که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به لوئیس گوست جونیور اشاره کرد.
عقاب بندباز (نام علمی: Terathopius ecaudatus) نام یک گونه از تیره عقابیان است.
عقاب پاپوآیی (نام علمی: Harpyopsis novaeguineae) نام یک گونه از تیره قوشیان است.
عقاب پَرپا (نام علمی: Aquila pennata) یک پرنده شکاری از تیرهٔ عقابیان است. این پرنده در اروپا، آفریقای شمالی و آسیا یافت می شود و از پرندگان مهاجر است. در نواحی شمالی ایران نیز یافت می شود.
عقاب تاج دار (نام علمی: Stephanoaetus coronatus) پرندهٔ شکاری بزرگی از خانوادهٔ عقابیان است. این عقاب بیشتر در درختزارهای کنار رودخانه ها و جنگل ها زندگی می کند. عقاب تاج دار تنها گونهٔ بازمانده از سردهٔ Stephanoaetus است. عقاب تاج دار خویشاوندی هم در ماداگاسکار داشت که پس از ورود انسان به این جزیره منقرض شد.
عقاب تاج دار یکی از بزرگترین انواع عقاب و در کنار عقاب جنگی بزرگترین عقاب آفریقایی است. دست کم ۹۰ درصد غذای عقاب تاج دار را پستانداران تشکیل می دهند. مهمترین شکارهای این پرنده سم داران کوچک (همچون غزالک)، موش آهو و خرگوش کوهی صخره و میمون های کوچک هستند. پرندگان و مارمولک های بزرگ نیز از دیگر شکارهای عقاب تاج دار هستند.

۱۰ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۱۱ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۱۲ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۱۴ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۱۵ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۱۸ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۲۱ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۲۳ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۲۴ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۲۶ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۲۷ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۲۸ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۳۱ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۳۵ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۳۶ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۳۷ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۴۵ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۴۶ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۵ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.

۵۱ عقاب یک ستاره است که در صورت فلکی عقاب قرار دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های عقاب

عقاب، پرنده ای است از راسته شکاریان و از دسته شکاریان روزانه که دارای جثه ای نسبتا بزرگ و پنجه و منقاری بسیار قوی است.
• «شراب، موش کور را به عقاب تبدیل می کند.» -> چارلز بودلر
• «عقاب از باز بزرگتر است ولیکن وی را آن حشمت نیستی که باز» -> نوروزنامه
• «عقاب را در مراقی آن عقاب بال گسسته گشتی.» -> تاریخ یمینی
• «که ملکت شکاری است... و عقاب پرنده و شیر ژیانی.» -> ابوالفضل بیهقی
• «مردان بزرگ مانند عقاب هستند و آشیانه خود را روی قله بلند تنهائی می سازند.» -> آرتور شوپنهاور
• «نهنگ مرگ دید دهن بازکرده و عقاب اجل پر و بال گشاده و چنگال تیز کرده.» -> تاریخ یمینی
• «جایی که عقاب پر بریزد، از پشه لاغری چه خیزد.»
• «پر عقاب آفت عقاب است.»
• (( گشت غمناک دل و جان عقاب // چو ازو دور شد ایام شباب)) "پرویز ناتل خانلری"
• «از آن کردار کو مردم رباید// عقاب تیز نرباید خشین سار» -> دقیقی
• «ای عوض آفتاب روز و شبان تاب تاب// تو به مثل چون عقاب حاسد ملعونت خاد» -> منوچهری دامغانی
• «با سینه من چه کینه گردون را// با پشه عقاب را چه ناورد است» -> خاقانی
• «بیابان نوردی چو کشتی بر آب// که بالای سیرش نپرد عقاب» -> سعدی
• «بیش بین چون کرکس و جولان کننده چون عقاب// راهوار ایدون چو کبک و راسترو همچون کلنگ» -> منوچهری دامغانی
• «به ذره آفتابی را که گیرد// به گنجشکی عقابی را که گیرد» -> نظامی
• «پلنگ از بر سنگ و ماهی در آب// هم اندر هوا ابر و پران عقاب» -> فردوسی
• «تو چو خرگوش چه مشغول شدستی به گیاه// که به سر برت عقاب است و بگرد تو کلاب» -> ناصرخسرو قبادیانی
• «تورگ دلاور نشد هیچ کند// عقاب نبردی برانگیخت تند» -> اسدی طوسی
• «تو گفتی که دریا به موج اندراست// عقاب اجل سوی اوج اندراست» -> فردوسی
• «جز شکار مردم هشیار هیچ// نیست چیزی کار این پران عقاب» -> ناصرخسرو قبادیانی
• «چشم من است واسطه چشم زخم من// بال عقاب شد سبب آفت عقاب» -> سلمان ساوجی
• «چنین گفت با گیو جنگی تژاو// که تو چون عقابی و من چون چکاو» -> فردوسی
• «چو آهو و خرگوش یابد عقاب// نیارد به دراج و تیهو شتاب» -> اسدی طوسی
• «چو طاووس عقابی باز بسته// تذروی بر لب کوثر نشسته» -> نظامی
• «چون زلف تو هواش ظلام از پس ظلام// چون کار من زمینش عقاب از پس عقاب» -> مسعود سعد سلمان
• «دل من نه مرد آنست که با غمش برآید// مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی» -> سعدی
• «روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست// از بهر طمع بال و پر خویش بیاراست» -> ناصرخسرو قبادیانی
• «ز شاهین و از باز و پران عقاب// ز شیر و پلنگ و نهنگ اندر آب// همه برگزیدند فرمان اوی// چو خورشید، روشن شدی جان اوی» -> فردوسی
• «ز عدل تو بکند رنگ ناخنان هزبر// ز امن تو بکند کبک دیده های عقاب» -> مسعود سعد سلمان
• «زلفت چو عقاب در عقب بود// بربود و کشیدش در عقابین» -> عطار نیشابوری
• «زمین شده همه چون چشم کبک و روی تذرو// هوا شده همه چون دم باز و پرعقاب» -> مسعود سعد سلمان
• «ز نوک رمح تو کندی گرفت چنگ هزبر// ز سم رخش تو کندی نمود پر عقاب» -> مسعود سعد سلمان
• «سپس دین درون شو ای خرگوش// که به پرواز برشده ست عقاب» -> ناصرخسرو قبادیانی
• «سیه شد ز گرد سپه آفتاب// ز پیکان پولاد و پرعقاب»
• «عقاب آنجا که در پرواز باشد// کجا از صعوه صیدانداز باشد» -> وحشی بافقی
• «عقابان تیزچنگالند و بازان آهنین پنجه// ترا باری چنین بهتر که با عصفور بنشینی» -> سعدی
• «کار جهان وبال جهان دان که بر خدنگ// پر عقاب آفت جان عقاب شد» -> خاقانی
• «نپرید بر گرد ایشان عقاب// یکی را سر اندر نیامد به خواب» -> فردوسی
• «نرسم در خیال تو چه عجب// که مگس در عقاب می نرسد» -> خاقانی
• «نگاه کردم از دور من تلی دیدم// که چاه ژرف نماید از آن بلند عقاب» -> مسعود سعد سلمان
• «وین ناوک ضمیر مرا پر جبرئیل// کرده ست بی نیاز ز پر عقابشان» -> خاقانی
• «هلاک خویشتن می خواهد آن مور// که خواهد پنجه کردن با عقابی» -> سعدی

ارتباط محتوایی با عقاب

عقاب در جدول کلمات

عقاب
الغ
عقاب سیاه
دال

معنی عقاب به انگلیسی

eagle (اسم)
عقاب ، شاهین قرهقوش

معنی کلمه عقاب به عربی

عقاب
نشر
عقيب

عقاب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی عقاب

آریا بهداروند ٢٢:٤٣ - ١٣٩٦/٠٧/٠٣
در زبان لری بختیاری با تلفظ
عقاو
OGav
|

آریا بهداروند ٢٢:٤٤ - ١٣٩٦/٠٧/٠٣
در زبان لری بختیاری
هاشو':نوعی عقاب
Hasho
|

آریا بهداروند ٢٢:٤٥ - ١٣٩٦/٠٧/٠٣
در زبان لری بختیاری
بالنده::نوعی عقاب
Balondah
|

آریا بهداروند ٢٢:٤٦ - ١٣٩٦/٠٧/٠٣
در زبان لری بختیاری
دال::نوعی عقاب.کرکس
Dal
|

آریا بهداروند ٢٢:٥١ - ١٣٩٦/٠٧/٠٣
در زبان لری بختیاری با تلفظ
(آل.آله.)::نوعی عقاب
Al.Aloh
ال.اله::نوعی عقاب
al.aloh
|

آریا بهداروند ٢٢:٥٤ - ١٣٩٦/٠٧/٠٣
در زبان لری بختیاری
بانده::بال زننده .
نوعی عقاب
Bandeh
|

قربانی ٠١:٥٠ - ١٣٩٦/٠٧/٠٤
الوه
|

علیرضا ١٣:٥٧ - ١٣٩٦/٠٩/٠٧
عِقاب:عذاب
|

آقایی ٠٧:٠٣ - ١٣٩٦/٠٩/١٤
در زبان کردی هةلو
|

فاطمه زینی ٢٠:٢٣ - ١٣٩٦/١٠/٢١
قوش در زبان لکی به معنای عقاب هستش
|

محمد رستمی ١٥:٣٤ - ١٣٩٧/٠٣/٠١
در زبان لکی عقاب=عالو یا واشه نامیده میشود در ان لکی شاهین قوش نامیده می‌شود.
|

شهریار آریابد ٠٩:٤٨ - ١٣٩٧/١٠/٠١
در اوستایی " سئن " در پارسی " سین " در نام های ایرانی بسیار پرکاربرد می باشد.
رامسین= عقاب آرام
سیمرغ = پرنده عقاب مانند ، پرنده افسانه ای
سیندژ = دژ عقاب
|

مهدی سعیدی ١٧:٢١ - ١٣٩٧/١٠/٢١
آل یا اله (به ضم ل) همان عقاب است . شکارچیان بختیاری بخصوص لردگان ، آن را بسیار بکار می برند .در واژه " الموت " که از واژه اله و موته تشکیل شده ، اله به معنی عقاب و موته به معنی آشیانه است . بلندی قلعه الموت باعث شده که ان را به آشیانه عقاب تشبیه کنند.
|

پارسا ١٥:٢١ - ١٣٩٨/٠٣/٢١
عقاب به زبان کوردی هلو میگویند
|

پیشنهاد شما درباره معنی عقاب



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عقاب طلایی   • عقاب گونه نماینده   • بزرگترین عقاب   • معنی عقاب   • عقاب سر سفید   • عقاب ایرانی   • عقاب هارپی   • عمر عقاب   • مفهوم عقاب   • تعریف عقاب   • معرفی عقاب   • عقاب چیست   • عقاب یعنی چی   • عقاب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عقاب
کلمه : عقاب
اشتباه تایپی : urhf
آوا : 'oqAb
نقش : اسم
عکس عقاب : در گوگل


آیا معنی عقاب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )