برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1281 100 1

عقده

/'oqde/

مترادف عقده: گره، دشواری، فشار، گیر، محظور

برابر پارسی: گره، پیچیدگی، گره روانی

معنی عقده در لغت نامه دهخدا

عقدت. [ ع ُ دَ ] (ع اِ) عقدة. عقده. گره. هر چیز مشکل و دشوار. (ناظم الاطباء). رجوع به عقدة و عقده شود.

عقدة. [ ع َ ق َ دَ ] (ع اِ) بن زبان. (منتهی الارب ). اصل و ریشه ٔ لسان. || ج ِ عاقِد. (از اقرب الموارد). رجوع به عاقد شود. || یکی عَقَد. (از منتهی الارب ). واحد عقد، و آن ریگهای برهم نشسته و متراکم است. (از اقرب الموارد). و رجوع به عَقَد شود.

عقدة. [ ع َ ق ِ دَ ] (ع اِ) یکی عَقِد. (ناظم الاطباء). واحد عقد و آن ریگهای برهم نشسته و متراکم است. (از اقرب الموارد). رجوع به عَقِد شود.

عقدة. [ ع ُ دَ ] (ع اِ) گره. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). گره و بستگی. (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی ). گره ، و «آسان گشا» از صفات اوست. (آنندراج ). دژک. عقده و رجوع به عقده شود : و احلل عقدةً من لسانی. (قرآن 28/20)؛ و بگشای گره و بستگی را از زبان من. || حکومت و دست یابی بر شهر. (از منتهی الارب ). ولایت بر شهر. (از اقرب الموارد). ج ، عُقد. || آب و زمین و مانند آن که صاحبش اعتقاد ملکیت آن را دارد. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || صیغه. (اقرب الموارد) (دهار). || گره بستنگاه. (منتهی الارب ). محل عَقد و گره بستن. (از اقرب الموارد). || عهد و پیمان بسته میان قوم. (منتهی الارب ). بیعت که برای والیان بسته باشد. (از اقرب الموارد). || جای درختناک ،و نخلستان ، و گیاه بسندکننده ٔ شتر. (منتهی الارب ). جایی که درخت و نخل و علف بسیار داشته باشد و برای شتران کافی باشد. (از اقرب الموارد). || آنچه بَسند و کافی باشد مرد را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || نره ٔ سگ. || هر زمین که در فراخی و ارزانی باشد. (منتهی الارب ). هر سرزمین مخصب. (از اقرب الموارد). و در مثل گویند «هو آلَف ُمن غُراب عقدة»؛ یعنی مألوف تر از زاغ زمین درختناک است ، زیرا زاغهای آنجا به سبب فراوانی درخت پرواز نمی کنند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || وجوب و لزوم نکاح و بیع و هر چیزی. (منتهی الارب ). وجوب و ابرام و احکام در هر چیزی. (از اقرب الموارد) : و لاتعزموا عقدةالنکاح حتی یبلغ الکتاب أجله. (قرآن 236/2)؛ و قصد مکنید بستن و لزوم نکاح را تا عده منقضی شود. و ان طلقتموهن َّ من قبل أن تمسّوهن... فنصف ما فرضتم اًلا أن یعفون أو یعفو الذی بیده عقدةالنکاح... (قرآن 238/2)؛ و ...

معنی عقده به فارسی

عقده
( اسم ) ۱ - گره . ۲ - محل تقاطع فلک حامل و مایل قمر است و این تقاطع یا در سر دایره مفروضه است یا در آخر دایره . صورت اول را رائ س و صورت دوم را ذنب خوانند . ۳ - امری مشکل جمع : عقد . ۴ - توده سلولی کروی یا بیضوی یا لوبیایی شکل که در مسیر عروق لنفی یا رشته های عصبی قرار دارد . ۵ - ناراحتی های روانی و فکری و تالم و رنج های حاصل از امیال سر کوفته عقده روانی . یا عقده حقارت . ناراحتی ها روحی و رنج هایی که بر اثر لطمه خوردن های متوالی به شخصیت افراد و مورد حقارت و استهزائ واقع شدن آنها عارض می گردد اشخاصی که در طفولیت مورد حقارت و سخت گیری واقع شوند در بلوغ ممکنست کسانی کینه توز و یا خجل و گریزان از مردم باشند یا عقده دل . غم دل غصه درونی . یا عقده روانی. ناراحتی ها و رنج های شدید و درونی را گویند که براثر عدم ارضا امیال سرکوفته و انجام نشدن آرزوها بر انسان عارض می شود یا عقده عصبی . توده های عصبی کم و بیش بزرگ و کوچک که در مسیر رشته های عصبی باشکال مختلف هلالی بیضوی دوکی شکل و کروی قرار دارند . این عقده ها تجمعی از نورونها می باشند . به همین جهت مراکز کوچک عصبی را در نقاط مختلف از قبیل طرفین ستون فقرات در مجاورت صفاق و غیره تشکیل می دهند و چون در امور غیر ارادی واردند بانها عقده های سمپاتیک نیز گویند . یا عقده گاسر . عقده ایست عصبی و هلالی شکل که الیاف حسی عصب سه قلو از آن مبدائ می گیرند . این عقده در روی سطح قدامی فوقانی استخوان خاره در یک فرو رفتگی به نام فضای مکل قرار دارد . سطح فوقانی عقده مذکور مجاور ام الغلیظ ( سخت شامه ) و سطح تحتانیش روی استخوان خاره تکیه دارد . یا عقده لنفی . توده های سلولی به اندازه های یک ماش تا یک بادام که در مسیر رگهای لنفی قرار دارند و گاهی هم تبدیل باعضائ بزرگی در درون بدن می شوند مانند طحال . عقده های لنفی اکثر دارای ترشح داخلی نیز می باشند و از این لحاظ به غده های مترشح داخلی شباهت می یابند مانند لوزه ها و طحال . کار اصلی غده های لنفی ساختن گلبولهای سفید یک هسته یی کوچک به نام لنفوسیت یا یک هسته ییهای بزرگ است . دیگر از کارهای عقده های لنفی نگهداشتن میکربها و مواد خارجی است و ازین رو به عنوان اعضائ دفاعی بدن به شمار می روند به همین مناسبت است که در صورت شدت عمل و غلبه میکربها این غده ...

معنی عقده در فرهنگ معین

عقده
(عُ دِ) [ ع . عقدة ] (اِ.) ۱ - گره . ۲ - حالت سرخوردگی و کینه به علّت دست نیافتن به مطلوب مورد نظر. ،~ دل غم دل ، غصة درونی . (،(عقده گشا ( ~ . گُ) [ ع - فا. ] (ص فا.) گره گُشا، مشکل گُشا.
( ~ .) [ ع - فا. ] (حامص .) ۱ - مشکل گشایی .۲ - ارضاء امیال سرکوب شده .

معنی عقده در فرهنگ فارسی عمید

عقده
۱. امیال سرکوب شده که عوارض آن در زندگی فرد ظاهر می شود.
۲. [مجاز] دشمنی، کینه.
۳. ناراحتی، درد دل.
۴. [قدیمی، مجاز] امر پیچیده و دشوار، موضوع لاینحل.
۵. [قدیمی] گره.
۶. [قدیمی، مجاز] پیوند.
* عقدهٴ حقارت: (روان شناسی) [مجاز] حالت سرکوفتگی و افسردگی توٲم با کینه توزی که به سبب ناکامی، تحمل رنج، خفت، و حقارت پدید می آید.
* عقدهٴ دل: غم دل، غم، غصه، گله، شکایتی که در دل نهفته باشد.
۱. آن که یا آنچه گرهی را می گشاید، آن که مشکلی را حل می کند، گره گشا، مشکل گشا.
۲. (موسیقی) گوشه ای در دستگاه شور.

عقده در دانشنامه اسلامی

عقده
معنی عُقْدَةُ: گره (اين کلمه از ماده ( ع - ق - د ) است که به معناي بستن است ، و در اين آيه ، علقه زناشوئي به گرهي تشبيه شده که دو تا ريسمان را به هم متصل ميکند ، به طوري که آن دو را يک ريسمان ( البته بلندتر) ميسازد ، گوئي حبالة و ريسمان نکاح هم دو نفر انسان يعني ز...
معنی کَرْبِ: اندوه فراوان و شديد (و کربة و غمة به يک معنا است ، ريشه اين لغت از کرب الأرض - به سکون راء - گرفته شده که به معناي زير و رو کردن زمين است ، و چون اندوه نيز دل انسان را زير و رو و مشوش ميکند از اين جهت اندوه را نيز کرب گفتهاند از طرفي کرَب نيز به معني...
معنی عُقَدِ: گره ها - جمع عقده (در عبارت "ﭐلنَّفَّاثَاتِ فِي ﭐلْعُقَدِ " منظور از دمنده ها در گره ها داستاني است که در الدر المنثور که از تفاسير اهل سنت است هم آمده به اين ترتيب که مردي يهودي رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) را جادو کرد ، و در نتيجه آن حضرت بيمار...
ریشه کلمه:
عقد (۷ بار)

بستن. گره زدن «عقدالحبل عقداً:شدّه» راغب گفته: عقد جمع کردن اطراف شی‏ءاست، در اجسام صلبه به کار می‏رود مثل بستن ریسمان... و در معانی به طور استعاره آید مثل عقد بیع و عهد و غیره. . قصد بستن عقد زناشوئی نکنید تا مدت عدّه وفات سرآید علقه نکاح را عقده گفته شده که آن نوعی گره زدن و ایجاد علقه بین زنان و شوهران است اهل لغت گویند، عقده اسم آن است که بسته و گره زده می‏شود نکاح باشد یا پیمان یا غیر آنها. . ظاهراً این آیه اجمال آیات ارث است، مراد از «وَالَّذینَ عَقَدَتْ اَیْمانُکُمْ» زوج و زوجه است و آن عطف است بر «اَلْاَقْرَبُوَن» و مراد از موالی ورّاث است یعنی برای هر یک از شما وارثانی قرار دادیم ارث می‏برند از آنچه پدران،مادران،اقربا و زنان و شوهران گذاشته‏اند آنگاه فرموده: نصیب هریک را بدهید خدا بر این کار و بر هر کار شاهد است. «وَلَّذینَ عَقَدَتْ اَیْمانُکُمْ» کنایه است و ایجاد علقه زوجیت به معامله که در آن دست به هم می‏دادند. تشبیه شده است (استفاده از المیزان) اهل سنت آیه را به «عصبه» حمل کرده‏اند که انشاءاللَّه در «ولی» تحقیق و رد آن خواهد آمد. . تعقید یمین به معنی قصد در یمین و سوگند خوردن است و شاید مبالغه در آن منظور باشد یمین لغو آن است که از روی قصد ن ...

عقده در دانشنامه آزاد پارسی

عُقده (complex)
در روان شناسی، مجموعه ای از عقاید و احساس های ناخوشایندِ واپس زده شده از ذهن شخص. عقده یا عقده ها در عمق ذهن ناخودآگاه شخص فعال اند و به رغم ناآگاهی کامل از وجود آن ها، همچنان بر زندگی و اعمالش اثر می گذارند. معروف ترین نمونه های آن عبارت اند از عقدۀ اُدیپو عقدۀ حقارت.

معنی عقده به انگلیسی

knot (اسم)
خفت ، عقد ، منگوله ، گره ، عقده ، مشکل ، غده ، برکمدگی ، دژپیه ، چیز سفت یا غلنبه ، گره دریایی
complex (اسم)
مجموع ، مجموعه ، هم تافت ، عقده ، گروهه ، اچار
difficulty (اسم)
سختی ، مشقت ، محظور ، اشکال ، عقده ، مشکل ، مضیقه ، دشواری ، زحمت ، گرفتگیری ، مخمصه
nodule (اسم)
بر امدگی ، کلوخه ، عقده ، وابستگی به گره ، قلنبه کوچک

معنی کلمه عقده به عربی

عقده
عجيرة , عقدة ، إحْنة
استحواذي , عقدي
هوس

عقده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
عُقده-
گره،پیچ،چین و شکن،پیوند-غده سرطانی-خفگی،گلو گرفتگی-حرص،حسادت،رَشک،تنگ چشمی،دیده تنگ،بَخیل،غِبطه!
شفيق الله مصلح
داشتن دلهورگي در مورد شخصي يا عقده داشتن.
اشکان
برابر فارسی این واژه کمبود است
فلانی عقده است
فلانی کمبود دارد
آ
کمبود
آ
رشکاویزی_حسداویزی
آ
سرکوفت
علیرضا
کمبود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نشانه های عقده ای بودن   • درمان عقده های کودکی   • انواع عقده های روانی   • کتاب عقده های روانی   • معنی عقده   • انواع عقده در روانشناسی   • درمان عقده های روانی   • اقده   • مفهوم عقده   • تعریف عقده   • معرفی عقده   • عقده چیست   • عقده یعنی چی   • عقده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عقده
کلمه : عقده
اشتباه تایپی : urni
آوا : 'oqde
نقش : اسم
عکس عقده : در گوگل

آیا معنی عقده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )