انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1061 100 1

عقل نظری


برابر پارسی: خرد دانا

عقل نظری در دانشنامه اسلامی

عقل نظری
عقل نظری و عقل عملی از ویژگی های انسان و نفس ناطقه او است و این دو بال هایی هستند که انسان را به سوی ترقی و تکامل علمی و عملی پرواز می دهند. در اینجا به تعریف های عقل نظری و عقل عملی و مراتب آنها پرداخته شده است.
بدون اغراق این مبحث را می توان یکی از مهم ترین مباحث فلسفی و معرفت شناختی دانست؛ که از دیرباز مورد توجه فیلسوفان بوده است. نظری و عملی در فلسفه گاهی تقسیمی برای عقل است و گاهی این تقسیم ناظر به حکمت به کار گرفته شده. هنگامی که نظری و عملی بودن را درباره دانش و معرفت به کار می بریم به آن حکمت عملی و نظری می گوییم. (حکمت نظری و عملی دو گونه تعریف شده است: در یک تعریف گفته شده حکمت نظری آگاهی از چیزهایی است که شایسته دانستن هستند در حالی که حکمت عملی آگاهی از اموری است که سزاوار به کار بستن اند. اما در یک تعریف دقیق تر حکمت عملی و نظری این گونه تعریف شده اند: حکمت نظری علم به احوال موجوداتی است که وجودشان در اختیار آدمی نیست. حال آنکه حکمت عملی علم به احوال موجوداتیست که تحققشان در حیطه اختیار آدمی است و متعلق قدرت او قرار می گیرد که همان رفتارهای اختیاری جوانحی و جوارحی است. قابل توجه است که اصل این تعریف از فارابی است که بعدها در میان فیلسوفان مسلمان رواج یافته است.) اما گاهی درباره قوه و نیرویی که منشا این دانش است و عامل درک کننده معرفت هاست سخن می گوییم در این صورت می گوییم عقل عملی و نظری. پس عملی نظری گاهی تقسیمی است برای معرفت ها و گاهی تقسیمی است برای نیرو و قوه ای که معرفت وابسته به آن است.
عقل و کاربردهای آن
عقل در علوم مختلف به معانی متفاوتی به کار رفته است. در علم کلام عقل به معنای معقولات و قضایایی است که فهم عملی و عمومی بشر آنها را پذیرفته باشد. به نوعی مقبولات عمومی را گویند که خود بر دو گونه است. آداب و رسوم ملی مانند خوبی حمایت از حیوانات و امور ضروری. اما در باب برهان علم منطق، عقل به معنای معقولات یقینی است که از مقدمات باب برهان است. در علم النفس عالی ترین مراتب درک را که درک کلیات است عقل می گویند. اما در علم اخلاق واژه عقل به معنای عقل عملی است که در یک اصطلاح خاص به آن، علم معامله نیز اطلاق می شود. به عقل نظری نیز علم مکاشفه گفته می شود. در فلسفه اولی یا فلسفه ای که درباره مابعدالطبیعه بحث می کند عقل یکی از تقسیمات اولیه وجود است. در اینجا عقل به مجردات تام گفته می شود، موجوداتی که هیچ ماده ای ندارند و هیچ تعلقی به امور مادی ندارند. در اصطلاح به آنها مفارقات یا موجودات نورانی نیز می گویند. اطلاق عقل بر چنین موجودی ربطی به عقل به معنای قوه درک کننده مفاهیم کلی ندارد. و اینجا عقل به معنایی کاملاً متفاوت از معنای عقل در معرفت شناسی فلسفی است.
تعاریف و کارکردهای عقل نظری و عملی
طیف تعاریفی که برای عقل نظری و عملی ارایه شده است را می توان در یک تقسیم اولیه دو قسم دانست:
← یک قوه با دو کارکرد
...
عقل نظری و عقل عملی از ویژگی های انسان و نفس ناطقه او است و این دو بال هایی هستند که انسان را به سوی ترقی و تکامل علمی و عملی پرواز می دهند. در اینجا به تعریف های عقل نظری و عقل عملی و مراتب آنها پرداخته شده است.
بدون اغراق این مبحث را می توان یکی از مهم ترین مباحث فلسفی و معرفت شناختی دانست؛ که از دیرباز مورد توجه فیلسوفان بوده است. نظری و عملی در فلسفه گاهی تقسیمی برای عقل است و گاهی این تقسیم ناظر به حکمت به کار گرفته شده. هنگامی که نظری و عملی بودن را درباره دانش و معرفت به کار می بریم به آن حکمت عملی و نظری می گوییم. (حکمت نظری و عملی دو گونه تعریف شده است: در یک تعریف گفته شده حکمت نظری آگاهی از چیزهایی است که شایسته دانستن هستند در حالی که حکمت عملی آگاهی از اموری است که سزاوار به کار بستن اند. اما در یک تعریف دقیق تر حکمت عملی و نظری این گونه تعریف شده اند: حکمت نظری علم به احوال موجوداتی است که وجودشان در اختیار آدمی نیست. حال آنکه حکمت عملی علم به احوال موجوداتیست که تحققشان در حیطه اختیار آدمی است و متعلق قدرت او قرار می گیرد که همان رفتارهای اختیاری جوانحی و جوارحی است. قابل توجه است که اصل این تعریف از فارابی است که بعدها در میان فیلسوفان مسلمان رواج یافته است.)
رک. به: سبزواری، ملاهادی، شرح منظومه، ص۳۱۰، قسمت فلسفه، انتشارات دارالعلم، بی جا.
عقل در علوم مختلف به معانی متفاوتی به کار رفته است. در علم کلام عقل به معنای معقولات و قضایایی است که فهم عملی و عمومی بشر آنها را پذیرفته باشد. به نوعی مقبولات عمومی را گویند که خود بر دو گونه است. آداب و رسوم ملی مانند خوبی حمایت از حیوانات و امور ضروری. اما در باب برهان علم منطق، عقل به معنای معقولات یقینی است که از مقدمات باب برهان است. در علم النفس عالی ترین مراتب درک را که درک کلیات است عقل می گویند. اما در علم اخلاق واژه عقل به معنای عقل عملی است که در یک اصطلاح خاص به آن، علم معامله نیز اطلاق می شود. به عقل نظری نیز علم مکاشفه گفته می شود.
حائری یزدی، مهدی، کاوش های عقل نظری، ص۳۹۲-۳۹۶، تهران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۸۴.
طیف تعاریفی که برای عقل نظری و عملی ارایه شده است را می توان در یک تقسیم اولیه دو قسم دانست:
← یک قوه با دو کارکرد
...
احکام عقل نظری، ادراکات کلّی مربوط به شناخت حقایق - هست ها و نیست ها -را می گویند.
احکام عقل نظری از اقسام احکام عقلی و مقابل احکام عقل عملی است و به معنای ادراک امور کلی از نوع شناختن و دانستن است (مما ینبغی ان یعلم) و ربطی به مقام عمل و به کار بستن ندارد؛ به عبارت دیگر، به ادراک واقع و هستی، همان گونه که هست، حکم عقل نظری می گویند، مانند: نوع قواعد منطقی ، ریاضی، فلسفی و کلامی که از مقوله دانستن و باور کردن است، مثل: «یک، نصف دو است» یا « دور و تسلسل باطل است».
حجیت عقل نظری به صحّت استناد به مدرکات عقل نظری در احکام شرعی اطلاق می شود.
حجیت عقل نظری، مقابل حجیت عقل عملی و به معنای صحت تمسک به مدرکات عقل نظری و عمل بر طبق آنها، به عنوان حکم شرع است، که لازمه آن، منجّزیت در صورت مطابقت با واقع و معذّریت در صورت عدم مطابقت با واقع است.
دیدگاه اصولیون
اصولیون در این که عقل نظری بدون کمک شارع نمی تواند فلسفه احکام را درک کند، اختلاف ندارند، اما مشهور اصولیون اعتقاد دارند عقل نظری از راه ملازمه می تواند به حکم شرعی دست یابد و چنین حکمی، حجت است؛ برای مثال، در باب مستقلات عقلی ، ابتدا عقل عملی ، حسن عدالت یا قبح ظلم را درک می کند، سپس عقل نظری می گوید: «کل ما یحسن فعله عقلا یلزمه عقلا وجوبه شرعا و کل ما یقبح فعله عقلا، یلزمه عقلا تحریمه شرعا» و از این دو مقدمه به این نتیجه می رسد که: «فالعدل واجب شرعا» یا «فالظلم حرام شرعا».در باب غیر مستقلات عقلی نیز عده ای از اصولی ها، در بعضی از موارد به ملازمه معتقد شده اند؛ برای مثال، شارع می گوید: «الحج واجب شرعا»، سپس عقل نظری می گوید: «کل فعل واجب شرعا یلزمه عقلا وجوب مقدمته شرعا»، آن گاه نتیجه می گیرد که پیمودن مسافت به عنوان مقدمه برای انجام مناسک حج وجوب شرعی دارد.

عقل نظری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف عقل نظری و عملی   • علوم نظری   • عقل عملی و نظری چیست   • معنای عقل   • عقل نظری و عملی کانت   • مفهوم عقل   • عقل عملی کانت   • حجیت عقل   • معنی عقل نظری   • مفهوم عقل نظری   • معرفی عقل نظری   • عقل نظری چیست   • عقل نظری یعنی چی   • عقل نظری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عقل نظری
کلمه : عقل نظری
اشتباه تایپی : urg kzvd
عکس عقل نظری : در گوگل


آیا معنی عقل نظری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )