برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1281 100 1

علامت

/'alAmat/

مترادف علامت: آیت، آیه، نشان، نشانه، نمود، نمودار، انگ، داغ، شاخص، شاخصه، رایت، علم، اشاره

برابر پارسی: نشانه، آرنگ، نشانی

معنی علامت در لغت نامه دهخدا

علامت. [ ع َ م َ ] (ع اِ) علامة. نشان. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ج ، عَلام ، علامات. و در تداول فارسی زبانان به علائم (علایم ) نیز جمع بسته شود. || نشانی که در راه برای رهنمونی برپا سازند.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || داغ. (ناظم الاطباء). نشان. || حد فاصل میان دو زمین. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || علم و رایت. (ناظم الاطباء). درفش. (لغت فرس اسدی ) : حسن فرمود تا علامت بزرگ را پیش تر بردند. (تاریخ بیهقی ص 39). من بجای خود بایستادم ، ابوالفضل و علامت وچتر سلطان پیش آمد. (تاریخ بیهقی ص 166). امیر علامت را میفرمود تا پیشتر می بردند. (تاریخ بیهقی ص 113). سرهنگان را خلعت دادند و علامت. (تاریخ بیهقی ص 401).
در جنگ و در سفر زد و سایه جدا مباد
از سایه ٔ علامت و از سایه ٔ همای.
فرخی.
|| صلیب مانندی که بر چوب یا آهن افقی آن از سوی پائین شالهای ترمه آویزند و از سوی زبر لاله وتندیس هائی از مرغ و جز آن نصب کنند. و در میانه زبانه ای از فلز طویل دارد و بر نوک آن فلز، پر یا گلوله ای از شیشه ٔ الوان نصب کنند، و این زبانه های فلزی که به «تیغ» مشهور است سه یا پنج باشد. و در مراسم عزاداری محرم پیشاپیش دسته ها به حرکت آرند، و حامل آن را «علامت کش » گویند.

علامة. [ ع َ م َ ] (ع اِ) رجوع به علامت شود.

علامة. [ع ُل ْ لا م َ ] (ع اِ) آنچه بدان بر چیزی راه یابند و بر آن استدلال کنند. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

علامة. [ ع َل ْ لا م َ / م ِ ] (از ع ، ص ) نیک دانا و بسیار دانا. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (غیاث ) (منتهی الارب ).و تاء آن برای مبالغه است و مذکر و مؤنث در آن یکسان می باشد : دو امیرزاده در مصر بودند، یکی علم آموخت و آن دگر مال اندوخت ، عاقبةالامر آن یکی علامه ٔ عصر شد وین دگر عزیز مصر گشت. (گلستان سعدی ).
صاحبدل و نیک سیرت و علامه
گو کفش دریده باش و خلقان جامه.
سعدی.
|| آگاه به انساب مردمان. (اقرب الموارد). عارف به نسب مردم. (منتهی الارب ).

علامة. [ ع َل ْ لا م َ ] (اِخ ) ابن اثیر. مبارک بن ابی کرم جزری.رجوع به ابن اثیر و مآخذ ذیل شود: ریحانة الادب ج 5 ص 243، کشف الظنون ، روضات الجنات ص 685، تاریخ ابن خلکان ج 2 ص 12، معج ...

معنی علامت به فارسی

علامت
نشان، نشانی، آنچه که برای راهنمایی درجائی نصب کنند، درفارسی به معنی علم ورایت ودرفش نیزگفته اند
( اسم ) ۱ - نشان نشانی . توضیح در فارسی زبانان به علایم ( علائم ) جمع بسته شود . ۲ - نشانی که در راه برای رهنمونی بر پا سازند . ۳ - داغ کی . ۴ - حد فاصل میان دو زمین . ۵ - علم رایت درفش ( سپاهیان ) . ۶ - صلیب مانندی که بر چوب یا آهن افقی آن از سوی پایین شالهای ترمه آویزند و از سوی بالا لاله ها و تندیسهایی از مرغ و جز آن نصب کنند و در میانه زبانه ای از فلز طویل دارد و بر نوک آن فلز پر یا گلوله ای از شیشه الوان نصب کنند و تعداد این زبانه ها ( که تیغ نام دارند ) ۳ تا ۵ است و در مراسم عزا داری محرم علامت را پیشاپیش دسته ها به حرکت آورند و حامل آن را علامت کش می نامند جمع : علامات . یا علامت گرداننده . نشانه ای که جلو نوتها واقع می شود و صدای آن ها را تغییر دهد و معمول ترین آن ها ازین قرار است : دیز : بمل بکار .
[signal] [حمل ونقل ریلی] ابزاری دیداری برای انتقال پیام به رانندۀ قطار و دادن مجوز حرکت یا توقف قطار
[symptom] [پزشکی] مشخصۀ غیرعینی که بیمار آن را ابراز می کند
[main signal, running signal] [حمل ونقل ریلی] علامت نوری رنگی ای که نمای حرکت یا توقف قطار است
[distress signal] [حمل ونقل دریایی] علامتی که نشانگر وضعیت اضطراری در کشتی است
[fiducial mark, fiducial marker] [مهندسی نقشه برداری] هر یک از علامت هایی که نشانگر محورهایی هستند که تقاطعشان نقطۀ اصلی عکس را نشان می دهد
[hallmark] [پزشکی] ویژگی یا خصیصۀ ممتازکننده
[retreat signal] [حمل ونقل دریایی] علائم دیداری یا شنیداری یا هرنوع علامت دیگر برای بازگشت گروه جست وجو و نجات به پایگاه
...

معنی علامت در فرهنگ معین

علامت
(عَ مَ) [ ع . علامة ] (اِ.) ۱ - نشان ، نشانی . ۲ - در فارسی به معنای پرچم ، درفش . ۳ - صلیب مانندی ساخته شده از آهن با تزئینات مخصوص به خود که در محرم هنگام عزاداری پیشاپیش دسته حرکت می دهند.
( ~ . کَ) [ ع - فا. ] (ص فا.)۱ - علم - دار، کسی که پرچم را حمل می کند. ۲ - کسی که در محرم علم را بر دوش گرفته پیشاپیش دسته حرکت می کند.

معنی علامت در فرهنگ فارسی عمید

علامت
۱. نشان، نشانی.
۲. آنچه برای راهنمایی در جایی نصب می کنند.
۳. [قدیمی] علم، رایت، درفش: در جنگ و در سفر ز دو سایه جدا مباد / از سایهٴ علامت و از سایهٴ همای (فرخی: ۳۹۱).
۴. وسیله ای شامل یک قطعه چوب یا فلز افقی با میله ها و پره هایی که به صورت عمودی در بالای آن وصل شده و در مراسم عزاداری عاشورا آن را بر دوش حمل می کنند.
۱. نشانه گذاری.
۲. (ادبی) نقطه گذاری بر یک متن.
کشندۀ علامت، حامل علامت، علمدار، کسی که علم را برمی دارد و پیشاپیش دسته و جماعتی می برد.

علامت در دانشنامه اسلامی

علامت
این صفحه مدخلی از کتاب فرهنگ عاشورا است
از ابزار و وسایل عزاداری امام حسین علیه السلام که در هیئت ها و دسته های مذهبی بکار گرفته می شود. علامت به معنای نشانه است. این علامت ها هم نشانه های گروه های عزادار محسوب می شده است و کسانی هم که آن را حمل می کردند، «علامت کش » بودند یعنی علم بردار.
به نوشته دهخدا: «صلیب مانندی که بر چوب یا آهن افقی آن از سوی پایین شالهای ترمه آویزند و از سوی زبر لاله و تندیس هایی از مرغ و جز آن نصب کنند و در میان زبانه ای از فلز طویل دارد و بر نوک آن فلز پر یا گلوله ای از شیشه الوارن نصب کنند و این زبانه های فلزی که به «تیغ » مشهور است، سه یا پنج باشد و در مراسم عزاداری محرم پیشاپیش دسته ها به حرکت آرند».
«شیئی است فلزی و کار صنعتگران اصفهان که قدمت آن به عهد سلاطین صفوی می رسد، دارای تعدادی زبانه، گنبد، گلدان و طاووس بوده و آن را با شالهای سبز و سیاه و قهوه ای و پر طاووس و سکه های نقره و شمشیر و قمه و خنجر زینب می کنند و در آخر دسته ها به حرکت درمی آورند... عده ای از جوانان هم نذر می کنند که همه ساله باید در بردن علمات، سهم داشته باشند».
به آن علمات هم می گویند. شباهت آن به صلیب، می رساند که پس از ارتباط ایران با اروپایی ها در عصر قاجار، از آیین های مذهبی مسیحیت اقتباس شده است. به هر حال، نمودها و مظاهری است که گاهی عزاداران را از محتوا و اصل عزاداری و اقامه شعائر دینی بازمی دارد.
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.
نشانه برای موارد سکت را علامت سکته گویند.
«سکت» به معنای قطع صوت در زمانی کوتاه بدون تجدید نفس،
علامت سکت
علامت سکت نشانه ای است که موارد سکت را نشان می دهد. این علامت عبارت است از «س» که در موضع سکته قرار می گیرد؛ مانند:۱. (ولم یجعل له عوجا سلام الله علیهم قیما لینذر…) ؛(وقیل من سلام الله علیهم راق).
حرف دال بر جایز نبودن وقف را علامت عدم جواز وقف گویند.
علامت عدم جواز ...


علامت در جدول کلمات

علامت
نت, سیگنال, نشان ,انگ
علامت اختصاری پتاسیم
کا
علامت استمرار
می
علامت بیماری
تب
علامت بینالمللی تعیین کننده مشخصات و قیمت کالا
بارکد
علامت پرانتز
کمانک
علامت پیروزی
وی
علامت پیکان
فلش
علامت تجاری
ارم
علامت تجاری روی کالا
مارک

معنی علامت به انگلیسی

significant (اسم)
علامت
tally (اسم)
حساب ، نشان ، نظیر ، برچسب ، تطبیق کردن ، قرین ، شمارش ، علامت ، اتیکت ، چوب خط ، شمارشگر ، جای چوبخط
indication (اسم)
اشاره ، نشان ، نشانه ، قرینه ، بروز ، علامت ، دلالت
label (اسم)
لقب ، برچسب ، علامت ، اتیکت ، متمم سند یا نوشته ، تکه باریک ، اصطلاح خاص
token (اسم)
نشانی ، نشان ، نشانه ، ژتون ، رمز ، یادبود ، علامت ، اجازه ورود ، یادگار ، یادگاری ، علامت رمزی ، کلمه رمزی ، علامت مشخصه ، بلیط ورود
sign (اسم)
اعلان ، اثر ، نشان ، نشانه ، صورت ، علم ، تابلو ، رمز ، علامت ، ژست ، ایت ، امضاء ، نشان گذاشتن
index (اسم)
راهنما ، نما ، فهرست ، شاخص ، فهرست راهنما ، علامت ، سبابه ، نمایه ، جاانگشتی ، راهنمای موضوعات ، فهرست مواد
mark (اسم)
حد ، مرز ، نقطه ، هدف ، نشان ، نشانه ، درجه ، خط ، پایه ، مارک ، داغ ، علامت ، نمره ، علامت مخصوص ، خط شروع مسابقه ، علامت سلاح ، چوب خط ، مدل مخصوص
insignia (اسم)
نشان ، علامت ، نشان افتخار ، نشان رسمی ، مدال رسمی
signal (اسم)
راهنما ، نشان ، اخطار ، علامت ، سیگنال
emblem (اسم)
نشان ، تمثیل ، نشانه ، شعار ، علامت ، ارم
symptom (اسم)
اثر ، نماینده ، نشان ، نشانه ، علامت ، دلیل ، هم افت ، علائم مرض
omen (اسم)
نشانه ، پیش گویی ، فال ، علامت ، ایت
tag (اسم)
برچسب ، سوش ، علامت ، پلاک ، تهلیل ، منگوله یا نوار ، بند گردان سرود ، مثال یا گفته مبتذل
tick (اسم)
تیک ، علامت ، چوب خط ، تیک تیک ، سخت ترین مرحله
docket (اسم)
دفتر ثبت دعاوی حقوقی ، علامت
intimation (اسم)
علامت
milestone (اسم)
میل ، علامت ، مرحله برجسته ، فرسخ شمار ، مرحله مهمی از زندگی
ostent (اسم)
خود ستایی ، علامت
portent (اسم)
نشانه ، علامت ، خبر بد ، فال بد

معنی کلمه علامت به عربی

علامة الاستفهام

علامت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " دخشک" dakhshak ، دخشک ها = علایم .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ثبت علامت   • علامت تجاری در جدول   • استعلام علامت تجاری   • علامت محرم   • جستجوی علامت تجاری   • علامت (()) چیست   • علامت در جدول   • علامت تجاری چیست   • معنی علامت   • مفهوم علامت   • تعریف علامت   • معرفی علامت   • علامت چیست   • علامت یعنی چی   • علامت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی علامت
کلمه : علامت
اشتباه تایپی : ughlj
آوا : 'alAmat
نقش : اسم
عکس علامت : در گوگل

آیا معنی علامت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )