انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1097 100 1

علامه

/'allAme/

مترادف علامه: دانشمند، دانشور، عالم، علیم، فاضل

متضاد علامه: جهول

معنی علامه در لغت نامه دهخدا

علامت. [ ع َ م َ ] (ع اِ) علامة. نشان. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ج ، عَلام ، علامات. و در تداول فارسی زبانان به علائم (علایم ) نیز جمع بسته شود. || نشانی که در راه برای رهنمونی برپا سازند.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || داغ. (ناظم الاطباء). نشان. || حد فاصل میان دو زمین. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || علم و رایت. (ناظم الاطباء). درفش. (لغت فرس اسدی ) : حسن فرمود تا علامت بزرگ را پیش تر بردند. (تاریخ بیهقی ص 39). من بجای خود بایستادم ، ابوالفضل و علامت وچتر سلطان پیش آمد. (تاریخ بیهقی ص 166). امیر علامت را میفرمود تا پیشتر می بردند. (تاریخ بیهقی ص 113). سرهنگان را خلعت دادند و علامت. (تاریخ بیهقی ص 401).
در جنگ و در سفر زد و سایه جدا مباد
از سایه ٔ علامت و از سایه ٔ همای.
فرخی.
|| صلیب مانندی که بر چوب یا آهن افقی آن از سوی پائین شالهای ترمه آویزند و از سوی زبر لاله وتندیس هائی از مرغ و جز آن نصب کنند. و در میانه زبانه ای از فلز طویل دارد و بر نوک آن فلز، پر یا گلوله ای از شیشه ٔ الوان نصب کنند، و این زبانه های فلزی که به «تیغ» مشهور است سه یا پنج باشد. و در مراسم عزاداری محرم پیشاپیش دسته ها به حرکت آرند، و حامل آن را «علامت کش » گویند.

علامة. [ ع َ م َ ] (ع اِ) رجوع به علامت شود.

علامة. [ع ُل ْ لا م َ ] (ع اِ) آنچه بدان بر چیزی راه یابند و بر آن استدلال کنند. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

علامة. [ ع َل ْ لا م َ / م ِ ] (از ع ، ص ) نیک دانا و بسیار دانا. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (غیاث ) (منتهی الارب ).و تاء آن برای مبالغه است و مذکر و مؤنث در آن یکسان می باشد : دو امیرزاده در مصر بودند، یکی علم آموخت و آن دگر مال اندوخت ، عاقبةالامر آن یکی علامه ٔ عصر شد وین دگر عزیز مصر گشت. (گلستان سعدی ).
صاحبدل و نیک سیرت و علامه
گو کفش دریده باش و خلقان جامه.
سعدی.
|| آگاه به انساب مردمان. (اقرب الموارد). عارف به نسب مردم. (منتهی الارب ).

علامة. [ ع َل ْ لا م َ ] (اِخ ) ابن اثیر. مبارک بن ابی کرم جزری.رجوع به ابن اثیر و مآخذ ذیل شود: ریحانة الادب ج 5 ص 243، کشف الظنون ، روضات الجنات ص 685، تاریخ ابن خلکان ج 2 ص 12، معجم الادباء ج 17 ص 71، قاموس الاعلام ج 1 ص 599.

علامة. [ ع َل ْ لا م َ ] (اِخ ) ابن جماعه ٔ شافعی ، محمدبن ابی بکر. رجوع به ابن جماعه و ریحانة الادب ج 5 ص 290، هدیة الاحباب ص 42، روضات الجنات ص 748 شود.

علامة. [ ع َل ْ لا م َ] (اِخ ) ابن حاجب عثمان بن عمر. رجوع به ابن حاجب و ریحانة الادب ج 5 ص 302، روضات الجنات ص 468، تاریخ ابن خلکان ج 1 ص 340، هدیة الاحباب ص 45، لغات تاریخیه و جغرافیة احمد رفعت ج 1 ص 31، قاموس الاعلام ج 1 ص 616 شود.

علامة. [ ع َل ْ لا م َ ] (اِخ ) ابن هشام ، عبداﷲبن یوسف. رجوع به ابن هشام و ریحانة الادب ج 6 ص 199، کشف الظنون ، روضات الجنات ص 455، الدرر الکامنة ج 2ص 308، هدیة الاحباب ص 95، قاموس الاعلام ج 1 ص 679 شود.

علامة. [ ع َل ْ لا م َ ] (اِخ )ابن هشام ، محمدبن یحیی. رجوع به ابن هشام و ریحانة الادب ج 6 ص 203، کشف الظنون ، روضات الجنات ص 727 شود.

علامة. [ ع َل ْ لا م َ ] (اِخ ) احمدبن حسین ، بدیعالزمان همدانی. رجوع به احمد (ابن حسین بن یحیی ) شود.

علامة. [ ع َل ْ لا م َ ] (اِخ ) احمدبن عمربن محمد زبیدی. رجوع به علامه ٔ زبیدی شود.

علامة. [ ع َل ْ لا م َ ] (اِخ ) احمدبن کمال پاشا. رجوع به احمد... شود.

علامه. [ ع َل ْ لا م َ ] (اِخ ) حسن بن یوسف. رجوع به علامه حلی شود.

علامه. [ ع َل ْ لا م َ ] (اِخ ) تقی الدین راصد محمد (متوفی در سال 993 هَ. ق.). او راست : الطرق السنیة فی الاَّلات الروحانیة. (کشف الظنون ).

معنی علامه به فارسی

علامه
بسیاردانا، دانشمند،تائ آن برای مبالغه است ومذکرومونث در آن یکسان است)
( صفت ) نیک دانا بسیار دانشمند .
حسن بن یوسف
سید محمد مهدی طباطبائی بروجردی
سید هاشم بن سلیمان بن اسماعیل بن عبدالجواد ابن علی بن سلیمان بن ناصر حسینی بحرانی توبلی کتکانی عالم فاضل مدقق فقیه عارف مفسر رجالی محدث متتبع امامی در کثرت تتبع تالی مجلسی اش شمارند
سید هاشم بن سلیمان
محمد بن حسن
محمد باقر بن محمد اکمل
سعد الدین معسود بن عمر حاشیه ای بر کشاف زمخشری نوشته است ولی آنرا تمام نکرده و فقط تا سوره فتح نگاشته است متوفی در سال ۷۹۲ قمری و نیز او را آثار دیگری است
سید هاشم بن سلیمان
محمد باقر بن محمد اکمل معروف به آقای بهبهانی استاد اکبر سید البشر محقق ثالث از بزرگان علمای امامیه ( و. اصفهان ۱۱۱۶ یا ۱۱۱۷ یا ۱۱۱۸ ه.ق . - ف. ۱۲٠۵ یا ۱۲٠۶ یا ۱۲٠۸ ه.ق .). وی از شاگردان سید صدرالدین قمی بود و مدتی در بهبهان سکونت گزید و اواخر عمر را در کربلا گذرانید . اوراست : ابطال القیاس الاجتهاد و الاخبار در رد اخباریان احکام العقود الاستصحاب اصاله البرائ ه اصل الاسلام و الایمان الامامه .
محمد باقر بن محمد اکمل معروف به آقای بهبهانی و استاد اکبر و مروح ملت و سید البشر و علامه ثانی و محقق ثالث است او از شاگردان سید صدرالدین قمی بود پدرش نیز از فضلای عصر خود و از شاگردان شیخ جعفر قاضی و ملا میرزا شیروانی و علامه مجلسی بود
مبارک بن ابی الکرام
پسر میرزا علی بیگ و از اهالی تبریز بوده و در ایام جوانی برای تحصیل به شیراز رفت و مدتی در حوزه درس ملامیرزا جان حاضر شد و عاقبت بجهت تهمت شرب خمر به قزوین رفته و بواسطه شهرت وصیت کمالاتی که داشته بهندوستان رفته و در دربار ملوک وقت هند تقرب یافته و در اثر سوئ سر بره کتابی در رد انبیا نوشت و در نتیجه این کردار ناشایست خود بمعرض آکله مبتلی و بدنش سوارخ سوراخ شده و عازم مقر خود گردید
حاج شیخ عبدالکریم بن محمد جعفر مهجردی یا میجردی یزدی حائری از اجله علمای طراز اول این عصر می باشد و در سال ۱۲۷۶ هجری قمری در دهی بنام میجرد از دهات یزد متولد شد و پس از تکمیل مقدمات علوم عربی وادیی رهسپار عتبات شده و نزد حاج میرزا حسین شیرازی و میرزا محمد تقی شیرازی و شیخ فضل الله نوری و آخوند ملا کاظم خراسانی و سید کاظم و سید محمد اسپهانی فشارکی یزدی تلمذ نمود
محمود بن احمد بخاری ملقب به جمال الدین از اکابر فقهای حنفیه که ریاست مذهبی این سلسله بدو منتهی بوده وی تالیفات محمد بن حسن شیبانی را روایت نموده و کتاب التحریر فی شرح الجامع الکبیر از اوست
ابن عنایت احمد خان متخلص به کامل از علمای امامیه اوایل قرن ۱۳ هجری هندوستان که در سال ۱۲۳۵ قمری وفات کرد
محمد بن محمد بن ابوجعفر بویهی مکنی به ابوجعفر و ملقب به قطب الدین و قطب المحققین وی اهل ورامین از توابع ری بوده و نسبش به آل بویه میرسد وی از شاگردان علامه حلی بود و قواعد علامه را با خط خود نوشته است
احمد بن عمر بن محمد بن عبدالرحمان بن قاضی یوسف مکنی به ابو سرور و ملقب به شهاب الدین وصفی الدین وی از بزرگان فقهای شافعی است که شیخ الاسلام زمان خویش بود و دارای قریحه شاعری نیز بوده و گویند که روزی هشتاد بیت با رعایت تمام شرایط عروض میگفت تولد و مسکن و مدفن او در زبیدیه از شهرهای یمن بود و مدتی نیز سمت قاضی القضاتی آن شهر را عهده دار بود
محمود بن عمر بن احمد خوارزمی مکنی به ابوالقاسم و ملقب به جارالله
یوسف بن ابوبکر خوارزمی مکنی به ابو یعقوب و ملقب به سراج الدین
محمود بن مسعود بن مصلح فارسی شیرازی کازرونی ملقب بقطب الدین و مکنی به ابوالثنائ
سید محمد مهدی بن مرتضی بن محمد طباطبائی بروجردی مشهور به بحر العلوم

معنی علامه در فرهنگ معین

علامه
(عَ لّ مِ) [ ع - علامة ] (ص .) دانشمند، بسیار دانا.

معنی علامه در فرهنگ فارسی عمید

علامه
بسیاردانا، دانشمند.

علامه در دانشنامه ویکی پدیا

علامه
علّامه (Allama, Allameh, Allamah) در لغت، صیغهٔ مبالغهٔ عربی است؛ به معنی کسی که بسیار می داند، دانشمند و بسیار داناست. از نظر اصطلاحی، علامه از القاب خاصی است که صرفاً به بعضی از دانشمندان برجستهٔ علوم اسلامی اطلاق شده و به آن شهره شده اند. هرچند به معنی پروفسور و Polymath نزدیک است، اما این لقب مانند آیت الله از القاب خاص دانشمندان مسلمان در کشورهای فارسی، عربی و اردو زبان است و همسانی در زبان های دیگر (به خصوص انگلیسی) ندارد.
علامه طباطبایی: سیدمحمدحسین طباطبایی، معاصر، از مفسران معاصر و صاحب تفسیر المیزان ( در مطالعات دینیِ معاصر، در اغلب موارد، علامه به تنهایی اشاره به وی می باشد)
علامه مجلسی: محمدباقر بن محمدتقی مجلسی ثانی، از محدثین قرن یازدهم و صاحب بحارالانوار
علامه حلی: حسن بن یوسف بن مطهر حلی، ملقب به آیت الله و معروف به علامهٔ دهر، از فقهای قرن هشتم؛ (در فقه هرگاه کلمهٔ «علامه» را بدون قرینه ای ذکر می کنند، معمولاً منظورشان اوست.)
علامه محمدابراهیم کلباسی
علامه امینی: عبدالحسین امینی، از علمای معاصر و صاحب کتاب الغدیر
علامه حسن زاده آملی: حسن حسن زاده عاملی (حسن طبری آملی) حکیم متأله و عارف معاصر و معروف به علامه ذوالفنون
علامه جعفری: محمدتقی جعفری، فیلسوف مسلمان و مولوی شناس معاصر
علامه مصباح یزدی: محمدتقی مصباح یزدی، فیلسوف معاصر و
علامه عسکری: سید مرتضی عسکری، محقق و نویسنده معاصر و رئیس دانشگاه اصول دین
علامه سید منیرالدین: سیدمنیرالدین حسینی الهاشمی، فیلسوف، مؤسس فلسفه شدن اسلامی، مؤسس اصول فقه حکومتی، مؤسس نظریه فلسفه تاریخ شیعی، وحدت بین علوم پایه، ... و بنیان گذار فرهنگستان علوم اسلامی
علامه طهرانی: سید محمدحسین حسینی طهرانی، عارف، حکیم و فقیه معاصر
علامه قاضی: سید علی قاضی، عارف، حکیم و فقیه معاصر
علامه مظفر (محمدرضا مظفر)، فقیه، اصولی، متکلم، فیلسوف و محقق معاصر.
علامه جواد آملی: عبدالله جواد آملی، مراجع تقلید، حکیم متأله، عارف و مفسر معاصر صاحب تفسیر تسنیم.
علامه بحرالعلوم: سید محمدمهدی طباطبائی بروجردی، از فقهای قرن دوازدهم
علامه وحید یا علامه ثانی: محمدباقر وحید بهبهانی: از فقهای قرن دوازدهم، اصولی بزرگ و مجدد اصولیگری
خواجه نصیرالدین طوسی: محمد بن محمد بن حسن الطوسی، فقیه متکلم قرن هفتم معروف به علامهٔ بَشَر (علّامة البشر)
علامه رفیعی: سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، فیلسوف متاله و فقیه معاصر
علامه زمخشری: جارالله زمخشری، مفسر و دانشمند مسلمان قرن ششم قمری
علامه لقبی برای دانشمندان اسلامی است که در چندین رشته دست داشته، دارای معلومات وسیع بوده و صاحب نظر و تأثیرگذار بوده باشند. این لفظ جزء الفاظ رسمی حوزوی محسوب نمی شود؛ و حتی به همهٔ دانشمندان مسلمان با این ویژگی ها نیز اطلاق نمی شود، بلکه تنها عده ای از این دانشمندان به این لقب مشهور شده اند.
غالباً دربارهٔ اساتید صاحب نظر در فلسفه و گاه فقه و حتی ادبیات و فرهنگ — که معمولاً مطالعات دینی نیز دارند — اطلاق می شود. در مطالعات دینیِ معاصر، در اغلب موارد، علامه به تنهایی اشاره به علامه طباطبائی می باشد؛ و در گذشته در فقه معمولاً اشاره به علامه حلی است.
علامه دانش خود را از طریق استدلال کسب می کند؛ ازاین رو اکثر معروفین به «علامه»، فیلسوف نیز بوده اند. در عصر پیش از اسلام، میان اعراب، کسی را که آگاه به انساب مردمان بوده علامه می گفتند.
ابومنصور جمال الدین، حسن بن یوسف بن مطهّر حلّی معروف به علامه حلّی، از علمای اصولی شیعه قرن هفتم و هشتم قمری بود.
شیخ یوسف سدید الدین (پدرش)
محقق حلی(دایی اش)
سید رضی الدین علی بن طاووس
سید احمد بن طاووس
خواجه نصیر الدین طوسی
یحیی بن سعید حلی
مفیدالدین محمد بن جهم حلی
کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی
جمال الدین حسین بن ایاز نحوی
محمد بن محمد بن احمد کشی
نجم الدین علی بن عمر کاتبی
برهان الدین نسفی
شیخ فاروقی واسطی
شیخ تقی الدین عبدالله بن جعفر کوفی
ابومنصور جمال الدین
وی در شب جمعه ۲۹ رمضان ۶۴۸، در شهر حله به دنیا آمد. نیاکان او از طرف پدر به اهلِ مطهر که خاندانی اهل تقوا و دانش بوده اند می رسد و همچنین از طرف مادر با محقق حلی که دایی او بوده پیوند دارد.
او چند سال بیشتر نداشت که با راهنمایی پدرش برای یادگیری قرآن به مکتب رفت و خواندن و نوشتن را در مکتب آموخت، ولی به این مقدار راضی نشد و نزد استادی به نام محرم رفت و کتابت خط را نزد او فرا گرفت. سپس مقدمات و ادبیات عرب و علوم فقه، اصول فقه، حدیث و کلام را نزد پدرش شیخ یوسف سدید الدین و دایی اش آموخت. او در ادامه علوم منطق، فلسفه و هیئت را نزد استادان دیگرش به ویژه خواجه نصیر الدین طوسی فرا گرفت.
راغِب عَلّامه خواننده پاپ عرب، ملقب به سوپراستار در سال ۱۹۶۲ میلادی در منطقه الغبیری در جنوب بیروت، در خانواده ای شیعی به دنیا آمد. در سال ۱۹۸۰ میلادی و در سن ۱۸ سالگی با شرکت در یک برنامه تلویزیونی مشهور گشت و وارد دنیای موسیقی شد. در سال ۲۰۱۱ میلادی ویدئوی «انت یا غالی» را به همراه لیغا یوسف خواننده و مدل لبنانی - ایرانی به بازار داد. حمدالله علی السلامه از ماندگارترین آثار اوست.
1962
مسجد علامه مربوط به دوره قاجار است و در بابل، خیابان امام خمینی، کوچه ایثار ۶ واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۵۳۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

علامه در جدول کلمات

تفسیری از علامه طباطبائی
المیزان

علامه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مجتبی ١٦:٢٥ - ١٣٩٧/١٠/٢٣
بسیار انا
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• علامه طباطبایی دبیرستان   • کرامات علامه طباطبایی   • دانشگاه علامه طباطبائی دانشآموختگان برجسته   • آدرس دانشگاه علامه طباطبایی   • زندگینامه علامه طباطبایی   • آثار علامه طباطبایی   • اتوماسیون تغذیه دانشگاه علامه طباطبایی   • پردیس دانشگاه علامه طباطبایی   • معنی علامه   • مفهوم علامه   • تعریف علامه   • معرفی علامه   • علامه چیست   • علامه یعنی چی   • علامه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی علامه
کلمه : علامه
اشتباه تایپی : ughli
آوا : 'allAme
نقش : اسم
عکس علامه : در گوگل


آیا معنی علامه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )