انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1048 100 1

علم

/'alam/

مترادف علم: بیرق، پرچم، درفش، رایت، علامت، نشان، مشهور، معروف، نامی، اسم خاص، لغت | حکمت، دانش، معرفت، اطلاع، یقین

متضاد علم: جهل، نادانی

برابر پارسی: دانش، پرچم، نشان، درفش، دانایی

معنی علم در لغت نامه دهخدا

علم. [ ع َ ] (ع مص ) چیره شدن در نبرد. معالمة.(از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || نشان کردن. || شکافتن لب و امثال آن. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || (اِ) آفرینش. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || آنچه در احاطه ٔ آسمان است. (منتهی الارب ) (آنندراج ). عالَم. (اقرب الموارد). || آنچه بدان بر چیزی راه یابند. (ناظم الاطباء).

علم. [ ع َ ل َ ] (ع مص ) کفیده لب گردیدن. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). شکافته شدن لب بالا،یا یکی از دو طرف آن. (از اقرب الموارد). || (اِمص ) شکافتگی در لب بالایین و یا در یکی از دو طرف آن. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) لب شکری. || (اِ) حد فاصل میان دو زمین. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || نشانی که در راه برای شناختن برپا سازند.(منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || منار. (ذیل اقرب الموارد). || کوه ، یا کوه دراز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، أعلام ، عِلام. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || نشان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || نشان لشکر. (ناظم الاطباء). || پرچم. (منتهی الارب ). آنچه به سر نیزه بندند. (از اقرب الموارد). رجوع به پرچم شود. || درفش.(منتهی الارب ). رایة. (اقرب الموارد). بیرق. این لفظ از دو کلمه ٔ عبرانی ترجمه شده است ، یکی «نس » که بمعنی چوبی است که بر زیر آن مشعلی باشد، و دیگری «دجل » است که بمعنی علم یا بیرق میباشد که از قماش ترتیب یافته صورت بر آن نگارند. بعضی از علمای یهود گویند که بر علم بنی یهودا صورت شیر، بر علم بنی رأوبین صورت مرد، و بر علم بنی افرائیم صورت گاو، و بر علم دان صورت کرکس منقوش بود. (از قاموس مقدس ص 618). امیر فرمود تا خلعت احمد راست کردند طبل و علم و کوس و آنچه به آن رود که سالاران را دهند. (تاریخ بیهقی ص 270).
- علم افکندن ؛ کنایه از عاجز شدن و گریختن و شکست خوردن. (آنندراج ). و رجوع به علم انداختن شود.
- علم انداختن ؛ سپر انداختن. عاجز شدن. رو گرداندن. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از برهان ).
- || غافل شدن. (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء).
- علم بر بام زدن ؛ فاش کردن امری را :
چون بپوشیم راز کآوردیم
طبل در کوچه وعلم بر بام.
اوحدی (از امثال و حکم دهخدا).
- علم برپا شدن ؛ فعل لازم از علم برپاکردن است ، که مراد علم زدن است. (از آنندراج ).
- علم بزرگ ؛ علمی که نشانه ٔ تمام لشکریان بود : حجاج و طارق بن عمرو با معظم لشکر بر مروه بایستاد و علم بزرگ را آنجای بداشتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 188).
- علم به خون تازه کردن . رجوع به علم به خون چرب کردن شود :
علم به خون مسیحا و خضر تازه کند
چو از نیام کشد تیغ حسن بی باکش.
صائب (از آنندراج ).
- علم چرب کردن (به خون چرب کردن )؛ در هنگام صف آرائی سبقت کرده یک دوئی را از لشکر غنیم به دست آوردن ، و در پای علم خود گردن زده از خون او علم چرب کردن. این را شگون ظفر دانند. (آنندراج ):
به خون خویش علم چرب کرده ایم چو شمع
که خود نخست ز خصمان به خود اسیر شدیم.
محمدقلی بیک سلیم (از آنندراج ).
نیست در دامن این دشت شکاری صائب
که علم چرب کند آه سحرگاهی ما.
صائب (از آنندراج ).
- علم روز ؛ صبح. (ناظم الاطباء).
- || آفتاب. (ناظم الاطباء).
- علمهای روز ؛ صبح صادق. (از برهان ).
- || صبح کاذب. (از برهان ).
- || ستاره ٔ صبح. (از برهان ).
- || آفتاب. (برهان ).
- علم زدن ؛ کنایه از نصب کردن علم است. (آنندراج ) :
علم بر فلک زن که عالم تو راست
به دولت درآویز کآن هم تو راست.
نظامی (از آنندراج ).
سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
به دست مرحمت یارم درِ امّیدواران زد.
حافظ (از آنندراج ).
- علم سیاه ؛ علمی است که تا قبل از زمان مأمون در لشکر اسلام متداول بود : پس از آن آشکارا گردید کار رضا (ع ) و مأمون وی را ولیعهد کرد و علمهای سیاه برانداخت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 137).
- علم صبح ؛ روشنایی صبح صادق. (ناظم الاطباء). روشنایی صبح دوم. (از برهان قاطع) (از آنندراج ).
- || روشنایی صبح کاذب. (ناظم الاطباء). روشنایی صبح اول. (از برهان ) (از آنندراج ).
- علم کائنات ؛ کنایه از آسمان. (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
- علم کاویان ؛ درفش کاویان :
کوت فریدون و کجا کیقباد
کوت خجسته علم کاویان ؟
ناصرخسرو.
رجوع به «ماده ٔ درفش کاویان » شود.
- علم کشیدن ؛ از غلاف بیرون کشیدن. (ناظم الاطباء). کنایه از نصب کردن علم است. (آنندراج ) :
آنکه علم بر سر مغرب کشید
پایش ازین پایه به منصب رسید.
میرخسرو (از آنندراج ).
- علم معکوس ؛ رنگارنگ و صاحب رنگهای مختلف. (ناظم الاطباء).
- علم همایون ؛ درفش پادشاهی. (ناظم الاطباء).
- میر علم ؛ حاکم ناحیه ٔ کوچک. (ناظم الاطباء).
|| نخل. چوب بسیار بلند، همانند درخت تبریزی متوسط که در تعزیه خوانی پیشاپیش دسته ها برند، و بر سر آن گاه شکل پنجه ای از فلز باشد، وگاه پارچه ٔ سیاه بر آن پوشانند.
- علم باز ؛مردی که علم را در تکایا بر پیشانی و زنخ و دندان نگاه میداشت.
- علم بازی ؛ جماعتی اند که در معرکه و هنگامه علم بازی کنند، و آن چنانست که علمهای گران بر دوش کشیده به زور و قوت بازو بهوا اندازند و نگذارند که بر زمین رسد. (آنندراج ) :
بر خاک عاشقان نه شگفت است شاخ گل
گلگل ز خون کشته علمهای تربت است.
خواجه آصفی (از آنندراج ).
- علم عید ؛ علمی که روز عید، علم بازان بدان بازی کنند. (آنندراج ) :
هر طرف سروقدان چون علم عیدروان
جای درعیدگه آن سر کو می طلبند.
کمال خجندی (از آنندراج ).
- علم ماتم ؛ علمی که پیشاپیش تابوت برند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ).
- علم مرده ؛ علمی که پیش پیش تابوت برند. رجوع به علم ماتم شود. (آنندراج ) :
گذشتن از جهان گر خسروی نیست
علم پس پیش پیش مردگان چیست.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
- زیر علم کسی سینه زدن ؛ از او حمایت کردن. بدو تعلق خاطر و دلبستگی داشتن.
|| (ص ) مشهور و معروف. (ناظم الاطباء). انگشت نما. نامی :
هم برادی عَلَمی و هم به مردی علمی
هم به حرّی سمری ، هم به کریمی سمری.
فرخی.
خواجه بوطاهر، ای سپهر کرم
کرمت درجهان چو عِلم عَلَم.
مسعودسعد.
چون تو در عالم نیامد صاحبی با داد و دین
گشته ای از داد و دین اندر همه عالم علم.
مسعودسعد.
|| (اِ) مهتر قوم. || نشان جامه و نگار و روگاه آن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). نقش و نگار : از وی [ دامغان ] دستارهای شراب خیزد با علمهای نیکو. (حدود العالم ).
کرد رخ آفتاب زرد قواره نهان
بر فلک از ماه نو شد ره سیمین علم.
خاقانی.
- علم آستین ؛ طراز آستین. (آنندراج ) :
پیرایه ٔ گلو بود از دست دوست تیغ
وآن خون کزو چکد علم آستین بود.
میرخسرو (از آنندراج ).
|| (اصطلاح اکسیریان ) زرنیخ. (مخزن الادویة). رجوع به زرنیخ شود. || نامی که شخص بدان معروف باشد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) :
نیست اینها بر خدا اسم علم
که سیه ، کافور دارد نام هم.
مولوی.
|| (اصطلاح دستور زبان ) علم یا اسم خاص ، آن است که بر فردی مخصوص و معین دلالت کند، مانند حسن ، اسفندیار، تبریز... رجوع به اسم خاص شود. (از دستور زبان فارسی پنج استاد). || (اصطلاح صرف عربی ) اسم علم آن است که دلالت بر یک فرد از بین افراد جنس خود کند، و آن بر دو قسم است : 1- علم مفرد، مانند سلیم. 2- علم مرکب ، که خودبر سه قسم است : مرکب اضافی مانند «عبداﷲ»، مرکب مزجی مانند «بیت لحم »، مرکب اسنادی مانند «تأبط شرّاً».
و از جهت دیگر، اسم علم بر دو قسم میشود: 1- کنیه ، و آن اسمی است که با «أب » یا «أم » شروع شود، مانند أبویوسف و أم عامر. 2- لقب ، و آن اسمی است که متضمن معنای مدح یا ذم باشد، مانند «رشید» که لقب هارون خلیفه ٔ عباسی است.
- علم جنس ؛ علمی است که بر تمام یک جنس اطلاق میشود، مانند «اسامة» برای اسد، و «ثعالة» برای روباه.

علم. [ ع َ ل َ ] (اِخ ) کوه فردیست در مشرق حاجر و موسوم به أبان است و دارای نخل و وادی است. (از معجم البلدان ).

علم. [ ع َ ل َ ](اِخ ) دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد واقع در 33 هزارگزی جنوب باختری الشتر و 21 هزارگزی باختر راه اتومبیل رو خرم آباد به کرمانشاه.منطقه ایست جلگه ای و سردسیر و مالاریایی. 300 تن سکنه دارد. آب آن از رود تیمورسوری تأمین میشود. محصولات آن غلات و لبنیات و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن مالرو میباشد. ساکنان آن از طایفه ٔ کولیوند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

علم. [ ع ِ ] (ع مص ) دانستن. || یقین کردن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || دریافتن. (منتهی الارب ). ادراک. (اقرب الموارد). || استوار کردن. (از منتهی الارب ). اتقان. (از اقرب الموارد). || (اِمص ، اِ) یقین. || فضل. (ناظم الاطباء). || معرفت دقیق و با دلیل بر کیفیات معینه و یا حضور معلوم در نزد عالم. (ناظم الاطباء). دانست. (منتهی الارب ). معرفت و هر چیز دانسته. دانش و آگاهی و معرفت و شناسایی. (ناظم الاطباء). ج ، عُلوم : ما را از علم خویش بهره دادی و هیچ چیز دریغ نداشتی تا دانا شدیم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 338). بی اجری و مشاهره درس ادب و علم دارد [ بوحنیفه ]. (تاریخ بیهقی ص 277). ما را صحبت افتادبا استاد بوحنیفه ٔ اسکافی و شنوده بودم فضل و ادب وعلم وی سخت بسیار. (تاریخ بیهقی ص 276). طلب علم و ساختن توشه ٔ آخرت از مهماتست. (کلیله و دمنه ). بر مردمان لازم است که در کسب علم کوشند. (کلیله و دمنه ).
امثال و شواهد ذیل در کتاب امثال و حکم دهخدا جزء حکم و امثال آمده است که عیناً نقل می شود:
- امثال :
ولیکن پا به دانش نِه درین راه
که علم آمد فراوان عمر کوتاه.
جامی.
علم ازبهر دین پروردن است نه ازبهر دنیا خوردن . (سعدی ).
علم است کیمیای بزرگیها
شکّر کُنَدْت گر همه هپیونی
مردم ز علم و فضل شرف یابد
نه ز سیم و زرّ و از خز طارونی
از علم یافت نامور افلاطون
تا روز حشر نام فلاطونی.
ناصرخسرو.
علم اگر قالبیست گر جانیست
هرچه دانی تو به ز نادانیست.
اوحدی.
علم بال است مرغ جانت را
بر سپهر او برد روانت را.
اوحدی.
علم به ارزانی و ناارزانی بباید داد، که علم خویشتن دارتر از آن است که با ناارزانیان قرار کند. (عبداﷲ طاهر، از زین الاخبار).
علم به تقلید نیست علم به تحقیق
علم نخیزد مگر ز حجت وبرهان.
حاج سیدنصراﷲ تقوی.
علم بر سر تاج است و مال بر گردن غل . (خواجه عبداﷲ انصاری ).
نظیر: علم تاج سر است و مال غل گردن.
علم بهر کمال باید خواند
نه به سودای مال بایدخواند.
اوحدی.
علم بی بحث ، و مال بی تجارت ، و ملک بی سیاست را بقائی نباشد. (؟).
علم بی حلم خاک کوی بود
علم باحلم آبروی بود.
سنائی.
علم بی حلم شمعبی نور است
هر دو با هم چو شهد زنبور است.
سنائی.
نظیر: ما جمع شی ٔ اًلی شی ٔ أفضل من علم اًلی حلم. (حدیث ).
علم چون بر دل زند، یاری شود
علم چون بر تن زند، باری شود.
مولوی.
علم چه بْوَد فرق دانستن حقی از باطلی
نی کتاب زرق شیطان جمله از بر داشتن.
سنائی.
بندگی طاعت بود پندار نی
علم ، دانستن بود گفتار نی.
امیر حسینی سادات.
علم در دست یک رمه رعنا
همچو شمع است پیش نابینا.
سنائی.
علم دگر دان و باز گربزی و فن
چیز دگر دان مباش فتنه ٔ نادان.
حاج سیدنصراﷲ تقوی.
علم دل تیره را فروغ دهد
کُنْد زبان را چو ذوالفقار کند.
ناصرخسرو.
علم را چند چیز می باید
اگر آن بشنوی ز من شاید
طلبی صادق و ضمیری پاک
مدد کوکبی ازین افلاک
اوستادی شفیق و نفسی حر
روزگاری دراز و مالی پر
با کسی چون شد این معالی جمع
به جهان روشنی دهد چون شمع.
اوحدی.
علم را چون تو خوانی از بازیش
آلت جاه و ساز ره سازیش.
سنائی.
علم را دام مال و جاه مساز
بر ره خود ز حرص چاه مساز.
اوحدی.
علم را دزد برد نتواند
به اجل نیز مُرد نتواند
نه به میل زمان خراب شود
نه بسیل زمین در آب شود.
اوحدی.
علم روی تو را به راه آرد
با چراغت به پیشگاه آرد.
اوحدی.
چون تو را دیدند صدق و عدل بوبکر و عمر
مر تو را علم علی و حلم عثمان آمدند.
ادیب صابر.
آنکه او را خدای عزوجل
داد علم علی و عدل عمر.
مسعودسعد.
علم کز بهر باغ و راغ بود
همچو مر دزد را چراغ بود.
سنائی.
علم کز بهر حشمت آموزی
حاصلش رنج دان و بدروزی.
سنائی.
علم کز تو تو را بنستاند
جهل ازآن علم به بود بسیار.
سنائی.
علم کشتی کند بر آب روان
وآنکه کشتی کند به علم توان
چون تو با علم آشنا گشتی
بگذری زآب نیز بی کشتی.
اوحدی.
علم کل ّ شی ٔ خیر من جهله .
علم مرغ وحشی است . (از مجموعه ٔ مختصر امثال فارسی چ هند).
علم نور است و جهل تاریکی
علم راهت برد به باریکی.
اوحدی.
علم نیرو دهد کمالت را
عقل اجابت کند سوءالت را.
اوحدی.
علم و مال و منصب و جاه و قران
فتنه آرد در کف بدگوهران.
مولوی.
سعدی بشوی لوح دل از نقش غیر دوست
علمی که ره بحق ننماید ضلالت است.
سعدی.
- اهل علم ؛ عالم و دانا. (ناظم الاطباء). مرد روحانی. در تداول عامه ، معمم.
- بی علم ؛ بی دانش. نادان. رجوع به علم شود :
علم دل بجای جان باشد
سر بی علم بدگمان باشد.
اوحدی.
- طالب علم ؛ محصل. کسی که تحصیل علم و دانش میکند. (ناظم الاطباء) :
کبک چون طالب علم است و درین نیست شکی
مسأله خواند تا بگذرد از شب سیکی.
منوچهری.
- علم آموختن ؛ تعلیم دادن دانش ، یا دادن علم به دیگران : مردمان را رایگان علم آموزد [ بوحنیفه ]. (تاریخ بیهقی ص 277).
- || فراگرفتن دانش. یاد گرفتن علم (لازم و متعدی است ).
چو علم آموختی از حرص آنگه ترس ، کاندر شب
چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا.
سنائی.
- علم احجار ؛ سنگ شناسی. رجوع به سنگ شناسی شود.
- علم اخلاق ؛ دانش بد و نیک خویها که یکی از سه بخش فلسفه ٔ عملی است. و آن تدبیر انسان است نفس خود را یا یک تن خاص را. رجوع به اخلاق شود.
- علم ادب ؛ علمی که بدان خود را از خلل در کلام نگاه دارند. و آن بر چند فن است. رجوع به ادب شود.
- علم ادیان ؛ دانش شناختن دین ها. دانستن احکام دین ها. رجوع به ادیان و دین شود :
پیغمبر گفت علم علمان
علم الابدان و علم الادیان.
نظامی.
- علم استخراج ؛ علم بیان احکام بواسطه ٔ قواعد نجومی یا رملی. (ناظم الاطباء). رجوع به استخراج شود.
- علم اندازه ؛ علم هندسه. (ناظم الاطباء).
- علم انشاء ؛ علمی که بدان مطالب را نیکو و فصیح نویسند. (ناظم الاطباء). رجوع به انشاء شود.
- علم باکار. رجوع به ترکیب علم و عمل شود :
علم باکار سودمند بود
علم بی کار پای بند بود.
سنایی.
- علم بدیع ؛ علم آرایش سخن. علمی است که محسنات سخن بلیغ بدان وسیله شناخته میشود. (از کتاب بدیع وقافیه و عروض ). رجوع به بدیع شود.
- علم بلاغت ؛ دانش رسائی سخن و فصاحت در کلام و چیره زبانی ، و آن شامل معانی و بیان و بدیع و عروض و قافیه است. (از کتاب بدیع و قافیه و عروض ). رجوع به بلاغت شود.
- علم بیان ؛ قواعد و قوانینی که بوسیله ٔ آن آوردن یک معنی به راههای گوناگون شناخته شود. وبحث از اقسام تشبیه و مجاز و استعاره و کنایه و مانند آنها از وظایف این علم است. (از کتاب بدیع و قافیه و عروض ). رجوع به بیان شود.
- علم تشریح ؛ علمی که در آن از حقیقت انتساج آلات بحث میکنند. (ناظم الاطباء). کالبدشکافی.
- علم تصریف ؛ علم به اشتقاق کلمات. (ناظم الاطباء).
- علم تصوف ؛ از علوم شرعی جدید در ملت اسلام است. و اصل آن ، روی آوردن به عبادت و توجه بسوی خدای تعالی و اعراض از زخارف و زیورهای دنیوی و پرهیز از چیزهایی است که عامه ٔ مردم به آنها روی می آورند، مانند لذت و مال و جاه ، و دوری از خلق و پناه بردن به کنج خلوت برای عبادت است. (ازترجمه ٔ مقدمه ٔ ابن خلدون ). رجوع به تصوف شود.
- علم تعطیل ؛ علمی که اصحاب آن منکر صفات باری باشند، و آنان را معطلون گویند :
علم تعطیل مشنوید از غیر
سرّ توحید را خلل منهید.
خاقانی.
- علم تعلیمی ؛ عبارت از علم ریاضی است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).
- علم چل صباح . رجوع به علم چهل صباح شود. (از ناظم الاطباء).
- علم چهل صباح ؛ کنایه از علم چهل روزاست که تخمیر خاک آدم علیه السلام میشد. (برهان قاطع)(آنندراج ).
- علم حدیث ؛ دانش آگاهی به گفته های رسول (ص ) و حکایت گفتار و کردار وی باشد. رجوع به حدیث شود.
- علم حرکات ؛ جنبش شناسی. رجوع به جنبش و حرکات شود.
- علم داشتن ؛ داشتن دانش. دانا بودن. عالم بودن. رجوع به علم شود :
علم داری به حلم باش چوکوه
مشو از نائبات چرخ ستوه.
سنایی (از امثال و حکم دهخدا).
علم داری ز کس مدار دریغ
بر دل تشنگان ببار چو میغ.
اوحدی (از امثال و حکم دهخدا).
- علم در سینه بودن ؛ کنایه از در یاد داشتن علم. از بر دانستن دانش : علم در سینه باید نه در سفینه. (از مجموعه ٔ امثال فارسی چ هند).
- علم رسمی ؛ علوم متداول. علوم کسبی. در برابر علوم عرفانی :
علم رسمی سربسر قیل است و قال
نه از او کیفیتی حاصل نه حال.
شیخ بهائی.
- علم ریاضی ؛ علمی است که از اموری بحث میکندکه فقط در وجود خارجی محتاج به ماده باشند، چنانچه مقدار اعداد خاص که موجود در مادیات است. و اصول این علم چهار است : علم هندسه و علم عدد و علم نجوم و علم موسیقی. و فروع آن چون علم مناظر و مرایا و علم جبر و مقابله و علم جراثقال. (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). علم اندازه و ترتیب. علم خواص کمیت بطور مطلق. رجوع به ریاضی شود.
- علم زمین ؛ علم جغرافی. (ناظم الاطباء). رجوع به جغرافی شود.
- علم ستاره ؛ علم نجوم. (ناظم الاطباء). رجوع به نجوم و ستاره شناسی شود.
- علم سِحر (ساحری ) ؛ افسونگری و جادویی. (ناظم الاطباء). آگاهی به چگونگی استعدادهایی که نفوس بشری بوسیله ٔ آنها بر تأثیر کردن در عالم عناصر توانا میشوند، خواه مستقیم و بیواسطه باشد و خواه بوسیله ٔ یاریگری از امور آسمانی. نوع اول را ساحری گویند و نوع دوم را طلسمات. (از ترجمه ٔ مقدمه ٔ ابن خلدون ج 2). رجوع به سحر و ساحری و جادویی شود.
- علم سماء و عالَم ؛ علمی است از انواع علوم طبیعی. (کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به طبیعی شود.
- علم شریعت ؛ دانش به احکام خدا و دستورهای دینی و شرعی. رجوع به شریعت شود.
- علم عروض ؛ میزان سخن منظوم ، یا فنی است که از وزن اشعار بحث میکند. (از کتاب بدیع و قافیه و عروض ). رجوع به عَروض شود.
- علم فقه ؛ علمی است که از احکام فروع دین اسلام گفتگو میکند، و آن را سه رکن است : کتاب و سنت و اجماع. ابن خلدون در مقدمه ٔ خود راجع به علم فقه گوید که آن شناسایی احکام خدای تعالی درباره ٔ افعال کسانی است که مکلف میباشند، بدینسان که دانسته شود کدام فعل آنان واجب یا حرام و کدام مستحب یا مکروه یامباح است. و این احکام را از کتاب و سنت و ادله ای که شارع برای شناختن احکام مقرر داشته فرامیگیرند، بنابراین هرگاه احکام از ادله ٔ مزبور استنباط شود چنین احکامی را فقه گویند. و رجوع به فقه شود.
- علم قافیه ؛ شناختن احوال انواع قوافی است.(از کتاب بدیع و قافیه و عروض ). رجوع به قافیه شود.
- علم کلام ؛ علمی است که در آن مقدمات نقلی را بدلایل عقلی ثابت کنند. و صاحبان این علم را متکلمین گویند. (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). ابن خلدون در مقدمه ٔ خود راجع به این علم گوید که آن دانشی است متضمن اثبات عقاید ایمانی بوسیله ٔ ادله ٔ عقلی و رد بر بدعت گذارانی که از اعتقادات مذاهب سلف و اهل سنت منحرف شده اند. و رمز این عقاید ایمانی ، توحید است. و رجوع به کلام شود.
- علم کیمیا ؛ دانشی است که در آن از ماده ای گفتگو میشود که بوسیله ٔ آن زر و سیم به روش مصنوعی به وجود می آید، و عملی که به این نتیجه منتهی میگردد تشریح میشود. (از ترجمه ٔ مقدمه ٔ ابن خلدون ج 2). رجوع به کیمیا شود.
- علم لغت ؛ عبارت از بیان وضع کلمات و مسائل لغوی است. (از ترجمه ٔ مقدمه ٔ ابن خلدون ). رجوع به لغت شود.
- علم معانی ؛علم به اصول و قواعدی است که به یاری آنها کیفیت مطابقه ٔ کلام با مقتضای حال و مقام شناخته شود. و موضوعاتی از قبیل اسناد و قصر و انشاء و وصل و فصل و ایجاز و اطناب و مساوات در آن مورد بحث قرار میگیرد. (ازکتاب بدیع و قافیه و عروض ). رجوع به معانی شود.
- علم منطق ؛ قوانینی است که بدان میتوان در حدودی که تعریفات معرف ماهیت ها هستند، ودر حجت ها که تصدیق ها را افاده میکنند، درست و صحیح را از غلط و ناصحیح بازشناخت. (از ترجمه ٔ مقدمه ٔ ابن خلدون ). رجوع به منطق شود.
- علم نحو ؛ دانشی است که بوسیله ٔ آن اصول مقاصد از راه دلالت الفاظ آشکار میگردد، و فاعل از مفعول و مبتدا از خبر بازشناخته میشود. و اگر این دانش نمی بود اصل افاده ٔ سخن ، نامعلوم میماند. و این علم مهمترین رکن از ارکان چهارگانه ٔ زبان عرب (لغت ، نحو، بیان و ادب ) است. (از ترجمه ٔ مقدمه ٔ ابن خلدون ). رجوع به نحو شود.
- علم و عمل ، علم باکار و علم بی کار ؛ دانش و به کار بردن آن ، که بیشتر در علوم دینی بکار رود. و در آموزش و پرورش جدید نیز علم و عمل بسیار مورد بحث است :
علم را جز که عمل بند ندیده ست حکیم
علم را کس نتواند که ببندد به طناب.
ناصرخسرو.
ظاهر من به علم و عمل آراسته گردد. (کلیله و دمنه ).
علم باکار سودمند بود
علم بی کار پای بند بود
سنایی.
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست ، نادانی.
سعدی.
بار درخت علم نباشد مگر عمل
با علم اگرعمل نکنی ، شاخ بی بری.
سعدی.
علم چو سوزن ، عمل چو رشته ، نیابد
چاک رفو، تا جداست رشته ز سوزن.
حاج سیدنصراﷲ تقوی.
علم چون حاصل کنی آنگه عمل خالص شود.
؟
- علم هیئت ؛ دانشی که درباره ٔ ستارگان ثابت و سیاره بحث میکند. و از کیفیات این حرکات ، بر اشکال واوضاع مخصوص افلاک استدلال میشود. (از ترجمه ٔ مقدمه ٔ ابن خلدون ). رجوع به هیئت شود.
- علم یقین ؛ دانستن چیزی به کمال یقین که هیچ شبهه وشکی در آن نبود. (ناظم الاطباء). رجوع به یقین شود. و نیز از حیث تصوف رجوع به «علم » در تصوف شود.
|| هنر. || صنعت و پیشه. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح تصوف ) علم نوری است مقتبس از مشکاة نبوت در دل بنده ٔ مؤمن که بواسطه ٔ آن به خدای راه یابد. و فرق آن با عقل آن است که عقل فطری است ، ولی علم خاص مؤمن است. علمای اصول میان علم و معرفت فرقی نمیگذارند. اما مشایخ و متصوفه گویند علمی که حکایت از احوال کند و مقرون با حال باشد، معرفت است. وآنچه را از معنی مجرد باشد و از معاملت با خدا خالی ، علم خوانند. ابوعلی ثقفی در تعریف علم گوید: «العلم حیاة القلب من الجهل ، و نور العین من الظلمة». در شرح کلمات باباطاهر است که «العلم ُ دلیل »، که دلیل معرفت و حکمت است. و در خبر است که علم عبارتست از «آیة محکمة، و سنة قائمة، و فریضة عادلة».
علم را ازنظری به سه قسمت کرده اند: 1- علم توحید. 2- علم معرفت خدای متعال ، از ایجاد و اعدام و تقرب و اِبعاد و احیا و اماته و نشر و حشر و ثواب و عقاب و غیره. 3- علم احکام شریعت ، از اوامر و نواهی. و هر یک ازین مسالک سه گانه را سالکی است جداگانه ، سالک مسالک اول را«عالم ربانی »، و سالک مسالک دوم را «عالم اخروی »، وسالک مسالک سوم را «عالم دنیوی » دانند.
و باز علم رااز نظر دیگر به سه قسمت کرده اند: 1- علم طبیعی. 2- علم ریاضی. 3- علم الهی. بلخی گوید «العلوم ُ ثلاثة: علم من اﷲ، و علم مع اﷲ، و علم باﷲ». در شرح منازل آمده است که علم را سه درجه است : 1- علم جلی ، که به عیان واقع شود. 2- علم خفی ، که علم اسرار است ، و از علوم الهی و مواهب ربانی است. 3- علم لدنی.
در شرح رساله ٔ قشیریه گوید علم بر دو قسم است : یکی علم کسبی ، که بواسطه ٔ تعلم حاصل میشود، و دیگری علم ذوقی ، که نتیجه ٔ عمل است بطریق اشراق انوار الهیه که علوم رحمانیه بر آنها مترتب است. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از مصباح الهدایة ص 34 و کشف المحجوب ص 19 و 498 و الهدایة الی فرائض القلوب ص 4 و شرح کلمات باباطاهر ص 9 و شرح منازل ص 127).
- علم آخرت ؛ علمی است که به فساد بدن فاسد نشود، و آن علم به تأمین سعادت اخروی است. (فرهنگ مصطلحات عرفا، از اکسیر العارفین ص 282).
- علم اخلاص ؛ اخراج خلق است از معامله ٔ با خدا، یعنی طاعات خود را فقط برای خدا انجام دهد. رجوع به اخلاص شود.
- علم اخلاق ؛ عبارت از علم سلوک است ، و از انواع حکمت عملی است ، که آن را تهذیب اخلاق نیز گویند، و حکمت خلقیه هم گفته میشود. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از کشاف ج 2 ص 448).
- علم باﷲ؛ همان علم معرفت است ، که همه ٔ اولیأاﷲ او را بدو دانسته اند و تا تعریف و تعرف وی نبود ایشان وی را ندانستند، (از فرهنگ مصطلحات عرفا).
- علم حال ؛ از جمله علوم خاصه ٔ متصوفه است ، و آن عبارتست از دوام ملاحظه ٔ دل و مطالعه ٔ سرّ صورت آن حال که میان بنده و خداوند وجود دارد، و وقوف بر کمیت و کیفیت آن در جمیع احوال و اوقات ، تا بحسب هر وقت به مراعات حقوق و محافظت آداب آن قیام نماید. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از مصباح الهدایة ص 46).
- علم حقایق ؛ عبارت از علم به حق است ، از جهت ارتباط آن به خلق و انشاء عالم از او، بحسب طاقت بشری. و مبادی آن امهات حقایق است که لازمه ٔ وجود حق است. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از مصباح الانس ص 13).
- علم خواطر ؛ حصول معنی خاص است در دل که با سرعت زایل شود و خاطر دیگری جایگزین آن گردد. ابوالقاسم قشیری گوید: خواطر خطابی است که بر ضمایر وارد میشود. و گاه به القاء ملک است و گاه به القاء شیطان که احادیث نفس است. و زمانی که از قبل و القاء ملک باشد، الهام است. و موقعی که از قبل نفس باشد، هواجس است. و هرگاه از قبل و به القاء شیطان باشد، وسواس است. و هرگاه از قبل و القای حق باشد، خاطر حق است. و هرگاه از قبل شیطان باشد داعی بر معصیت است. و اگر از قبل نفس باشد داعی بر پیروی از شهوت است. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از رساله ٔ قشیری ص 42 و تاریخ تصوف ص 645).
- علم دراست ؛ علمی است که تا اول آن را نخواند، نداند و عمل کردن نتواند. و این علم مقدمه ٔ عمل است ،و علم وراثت نتیجه ٔ آن. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، ازمصباح الهدایة ص 42).
- علم سعت ؛ هرگاه اخلاق نفس مبدل شد،و دیو طبیعت مسلمان گشت ، و بجای متابعت هوی در مطاوعت خدا پدید آمد، بعضی از حظوظ او حقوق گردد و او رااز مضیق ضرورت به فضای سعت راه دهد. متصوفه این مقام را مقام سعت خوانند. و در این مقام نکاح و مشارب ومآکل جایز شود، و این مقام را علم سعت خوانند. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از مصباح الهدایة ص 50).
- علم ضار ؛ علمی است که ازآن زیان خیزد. و علامت آن کبر و تفاخر و غرور و طلب دنیاست. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از مصباح الهدایة ص 37).
- علم ضرورت ؛ معنای ضرورت ، مالابد است ، یعنی هرچه آدمی را از آن چاره نیست ، ضرورت است. و علم ضرورت عبارت از ادراک حد مالابد نفس است در حرکات و سکنات و اقوال و افعال. و مالابد آن است که نفس را نتوان از آن منع کرد، ومنع آن موجب خلل در عبادات شود. و آنچه از ضرورت بگذرد حظ نفس است. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از مصباح الهدایة ص 710).
- علم قیام ؛ مراد آن است که بنده در تمام حرکات و سکنات ظاهر و باطن خود، حق تعالی را بر خود قائم و مطلع بیند. و در تمام احوال و اقوال و افعال او را رقیب خود داند. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از مصباح الهدایة ص 45).
- علم لدنی ؛ علمی است که بنده ، بدون واسطه ٔ ملک و یا پیغمبر، بحکم «و آتیناه من لدنّا علماً» از خداوند آموزد. و آن برای اهل قرب ، بوسیله ٔ تعلیم الهی و تفهیم ربانی معلوم و مفهوم شود،نه به دلایل عقلی و شواهد نقلی. فرق علم لدنی با علم یقین آن است که علم یقین ادراک نور ذات و صفات الهی است. و علم لدنی ادراک معانی و کلمات از حق است بی واسطه ٔ بشر، و آن سه قسم است ، وحی و الهام و فراست. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از مصباح الهدایة ص 76 و کشاف ج 2 ص 1066).
- علم معاﷲ ؛ عبارت از علم مقامات طریق حق و بیان درجات اولیاء است. (از فرهنگ مصطلحات عرفا).
- علم من اﷲ ؛ علم شریعت است.
- علم نافع ؛ در مقابل علم ضار است. و علامت آن این است که در نفس ، تقوی وتواضع و نیستی زیادت کند. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از مصباح الهدایة ص 36).
- علم وراثت ؛ درمقابل علم دراست است ، و تا به مقتضای علم دراست عمل نشود، علم وراثت حاصل نگردد. زیرا «مَن عمل بما علم ، ورثه اﷲ علم ما لایعلم ». علم دراست مقدمه ٔ عمل است و علم وراثت نتیجه ٔ آن. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از مصباح الهدایة ص 65).
- علم یقین ؛ عبارتست از ظهور نور حقیقت در حالت کشف استتار بشریت ، بشهادت وجد و ذوق نه به دلالت عقل و نقل. و مادام که از ورای حجاب نماید آن را نور ایمان خوانند، و چون از حجاب مکشوف گردد آن را نور یقین خوانند. ابوالقاسم قشیری درباره ٔ آن گوید: یقین عبارت از علمی است که صاحب آن را در آن شکی نباشد. و علم یقین عبارت از یقین است. و عین الیقین ، نفس یقین است. و علم الیقین علمی است که به شرط برهان بود، و عین الیقین بحکم بیان ، و حق الیقین بنعت العیان. و لذا علم الیقین برای ارباب عقول است ، و عین الیقین برای اصحاب معارف. کاشانی گوید: علم الیقین مثل آنکه شخص از مشاهده ٔ شعاع و ادراک حرارت ، در وجود آفتاب یقین کند. و عین الیقین آن است که به مشاهده ٔ جرم آفتاب ، در وجود آن یقین کند. و حق الیقین آنست که به تلاشی و اضمحلال نور بصر در نور آفتاب ، به وجود آن یقین کند. بنابراین به عقیده ٔ متصوفه ، دانستن معنوی بر سه گونه است : علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین. در حالت اول شخص به استدلال عقلی معلوم را دریابد. و در حالت دوم یقین و معلوم را مشاهده کند. و در حالت سوم به حقیقت برسد. بعضی گویند مراد صوفیان از علم الیقین علم معاملات دنیا است ، و از عین الیقین ، حال نزع و وقت بیرون رفتن از دنیا است ، و از حق الیقین علم به کشف رؤیت در بهشت است. (از فرهنگ مصطلحات عرفا، از کشف المحجوب ص 497 و مقدمه ٔ گلشن ص 106 و مصباح الهدایة ص 52 و رساله ٔ قشیریة ص 44). و رجوع به ترکیب علم لدنی شود.
|| (اصطلاح فلسفه ) بمعنی دانش است و گاه اطلاق به آنچه مبداء انکشاف معلوم است ، میشود.
مسأله ٔ علم و معرفت هم از نظر ماهوی و هم از لحاظ وجودی و چگونگی حصول آن از قدیمترین ازمنه ٔ تاریخ مورد توجه فلاسفه بوده است. و از لحاظ ارزش و حدودآن نیز مورد توجه قرار گرفته و آن را با دقت خاصی بررسی کرده اند. سقراط تنها راه معارف را علم دانسته وبرای آن ارزشی نامحدود قائل بود. و حقیقت علم را مدرکات عقلانی پنداشته ، و کلیه ٔ اعمال نیک را مبتنی بر علم میدانست. افلاطون نیز مانند استاد خود سقراط، حصول علم مطلق را ممکن دانسته و علم حقیقی را عبارت از علم به مثل و حقایق اشیاء میدانست. ارسطو باآنکه توجهی به ماده داشته است ، معذلک عقل را اصیل و مُدْرَکات آن را دارای ارزش بی پایان میدانسته است. و عقل را تنها راه و منشاء مدرکات و علوم درست میدانست. فلوطین نیز پیرو مذهب اصالت عقل بوده و مدرکات عقلی را اصل میدانسته است. وی گوید همانطور که ماده و مادیات پرتوی از عوالم روحانی و معنوی است ، علمی که از راه حواس حاصل میشود علم حقیقی نبوده ، و تنها علم حقیقی مخصوص به مدرکات عقل است که بر اثر اتصال آن با عقل فعال ، حقایق عالم را دریابد. سوفسطائیان برای علم ارزشی قائل نبوده و آن را نسبی میدانستند، و نتیجه ٔ حواس ظاهری میپنداشتند. شکاکان باآنکه از جهتی با سوفسطائیان وجه مشترک دارند و حسی مذهب اند، لکن برخلاف سوفسطائیان که منکر حصول علم مطلق بودند نه علم نسبی ، اینان بطور مطلق منکر حصول علم اند، و اصولاً حصول علم را ناممکن میدانند. ملاصدرا گوید اولین کسی که درباب علم قائل به اتحاد عالم و معلوم است ، فرفوریوس میباشدکه درباره ٔ علم حق به اشیاء نظر به اشکالاتی که واردشده است ، قائل به اتحاد عالم و معلوم گردیده است. درباره ٔ اینکه آیا علم قابل تعریف و شناسائی هست یا نه ، و اینکه از امور بدیهی است یا از امور نظری و اکتسابی ، میان فلاسفه اختلاف نظر هست.
غزالی علم را از امور اکتسابی و نظری میداند و برای آن دو تعریف کرده است. امام رازی علم را از امور بدیهی داند، زیرا آنچه غیر علم است به علم شناخته میشود. و بعقیده ٔ وی اگر بخواهیم علم را تعریف کنیم دور محال لازم می آید. وی گوید هر کس به ضرورت و وجدان به وجود خود عالم است ، و علم هر کس به وجود خود علم خاص بدیهی است ، و بداهت خاص مستلزم بداهت عام است. اما کسانی که علم را قابل تعریف میدانند، برای آن تعاریف مختلف کرده اند.
متکلمان علم را از صفتی میدانند که موجب تمییز اشیاء از یکدیگر میشود، و بعقیده ٔ آنان علم واجب الوجود عبارت از صفتی ازلی است که تعلق آن به امور، موجب انکشاف میشود، و بعبارت دیگر موجب کشف حقایق است و بلکه عین اشیاء است. اما در نزد حکمای مشاء علم شامل شک و وهم و یقین میشود. آنان گویند که علم عبارت از ادراک مطلق یا حصول صور اشیاء نزد عقل است ، و آن اعم است از صور یقینی یا وهمی و شکی ، در حالی که علم در نظر متکلمان فقط شامل یقینیات است.
برخی از حکما را عقیده بر آن است که علم عبارت از صور حاصله از اشیاء نزد عقل است ، چه آنکه نفس معلوم باشد که علم حضوری است ، و یا بواسطه ٔ معلوم باشد که علم حصولی است ، خواه یقینی باشد یا وهمی و شکی و خواه علم به کنه باشد یا به وجه.
میر سیدشریف آرد که علم در لغت بمعنای دانستن است و بر دو قسم میباشد: علم قدیم و علم حادث. علم قدیم همان علم قائم به ذات است و شباهتی به علوم حادث ندارد و خاص ذات باری تعالی است. علم حادث یا محدث هم یابدیهی است یا اکتسابی و نظری.
ارسطو بحث از علم را مقدم برسایر مباحث قرار داده و چنین آغاز کرده است که علم انسان از چه راه و به چه نحو حاصل میگردد. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ص 205 و 212، از دستور العلماءج 2 ص 339 و 345 و اسفار ج 1 ص 273 و تعریفات سیدشریف ص 104). و نیز رجوع به ترجمه ٔ مقدمه ٔ ابن خلدون ج 2 شود.
- علم اجمالی ؛ علم به اشیاء را در مقام اجمال ، علم اجمالی مینامند. قطب الدین گوید علم یا تفصیلی است یا اجمالی. علم تفصیلی آنست که اشیاء را بداند، متمایز در عقل و منفصل بعضی از بعضی. و اما اجمالی مانند آنست که کسی مسأله ای را میدانست و بعد از آن غافل شد. و آنگاه که او را درباره ٔ آن مسأله سؤال کنند، جواب در ذهن وی حاضر میشود. و این جواب به قوه ٔ محض نیست زیرا نزد وی حالتی بسیط وجود دارد که مبداء تفاصیل آن معلومات است. پس آن علم از نظری به فعل باشد و از وجهی به قوت. فلاسفه درباب علم حق تعالی گویند چون علم خدای متعال به ذات خود، عین وجود نظام جملی جهان است ، از این جهت علم خدا به ذات خود، علم به کلیات بوده ، و بواسطه ٔ کلیات علم به جزئیات موجودات یعنی موجودات جزئی هم هست. زیرا ذات حق علت العلل تمام کائنات است ، و بالنتیجه از آن جهت که مستقیماً عالم به ذات خود میباشد، علم او نسبت به موجودات اجمالی است. و در عین حال علم اوست که سبب تکوین تمام موجودات جهان است. پس علم تفصیلی بمعنای کون و وجود موجودات هم هست. و همین است معنای گفتار فلاسفه که میگویند علم خدا به اشیاء، علم اجمالی است در عین کشف تفصیلی. اشراقیان گویند که علم حق به اشیاء به نحو اضافه ٔ اشراقی است. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ، از اسفار ج 3 ص 36 و 46 و 52 و درةالتاج بخش 3 ص 87 و شرح قیصری بر فصوص ص 15).
- علم أدنی ̍ ؛ علمی است که در آن بحث از اموری میشود که هم در وجود خارجی و هم در وجود ذهنی محتاج به ماده اند. (فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ).
- علم الهی ؛ علمی است که در آن بحث از احوال و صفات و آثار موجوداتی میشود که در وجود احتیاجی به ماده نداشته باشند. و آن را علم اعلی و فلسفه ٔ اولی و علم کلی هم مینامند. و میتوان گفت که موضوع علم الهی بمعنای اعم ، موجود مطلق و مطلق الوجود است. و موضوع علم الهی بمعنای اخص ، اموری است که در وجود احتیاجی به ماده نداشته باشند. مانند بحث از ذات و صفات و اسماء حق تعالی. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ، از اسفار ج 3 ص 18).
- علم انفعالی ؛ علمی است که مستفاد از خارج باشد. رجوع به علم فعلی شود. (ازفرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ).
- علم أوسط ؛ علمی است که از اموری بحث میکند که در وجود خارج احتیاج به ماده دارند، و در وجود عقلی احتیاجی به ماده ندارند، و آن بحث از ریاضیات است. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ، از شفا ج 2 ص 273).
- علم بالذات ؛ علم به موجودات خارجی عبارتست از حصول و مثول صور آنها نزد عقل. و علم به آن صور، علم بالذات است.
درباب علم حق به اشیاء، شیخ الرئیس گوید که علم او بالذات است ، یعنی به حضور ذات خود نزد خود اوست. پس علم و عالم ومعلوم یکی هستند در عین وعدت و بساطت. اما در مورد علم مفارقات و مجردات اختلافی نیست که نحوه ٔ علم آنهابه ذات خود، نحوه ٔ اتحاد است. یعنی عاقل و معقول ، وعالم و معلوم یکی است. آنچه مورد بحث و اختلاف فلاسفه است ، اتحاد عاقل و معقول در غیر علم مجردات است به ذات خود، که ملاصدرا آن را ثابت کرده است. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ، از اسفار ج 3 ص 39).
- علم برهان ؛ مراد همان علم منطق است که طریقه ٔ استدلال و برهان را می آموزد.
- علم بسیط ؛عبارت از ادراک شی ٔ است با غفلت از آن ادراک و با غفلت از تصدیق به اینکه مُدرک چیست. در مقابل علم مرکب. علم بسیط بر علم خدا هم اطلاق شده است از آن جهت که محل ارتسام صور مختلف نیست ، بلکه به خود مبداء و منشاء فیضان صور است و عین ذات اوست. و همانطور که ذات او از هر جهت بسیطالحقیقه است ، علم او هم که عین ذات اوست علم بسیط است. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ).
- علم جزئی ؛ مراد از آن گاه علم طبیعی است در مقابل علم کلی که علم الهی است و گاه نیز بر تصورات و مفاهیم جزئی ، علم جزئی اطلاق میکنند، در مقابل کلیات. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ).
- علم حصولی ؛ صوری که از اشیاء عینی خارجی در ذهن حاصل میشود، معلوم بالذات هستند (رجوع به ترکیب علم بالذات شود)، و اشیاء خارجی و عینی که محکی عنه آن صور هستند، معلوم بالعرض اند. و نحوه ٔ علم به اشیاء را که بواسطه ٔ حصول صورتی از معلوم عینی حاصل شود، علم حصولی نامند، و آن را علم انطباعی نیز گویند. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ).
- علم حضوری ؛ علم مجردات را به ذات خود، علم حضوری نامند. و گاه صور علمی در صورتی که عین امر خارجی باشند، و معلوم بعینه و نفسه و بذاته نزد مُدرک حاضر باشد، آن را علم حضوری می نامند.
علم حضوری بر دو قسم است : یکی علم عالم به ذات خود مانند علم مجردات به ذات خود، و دیگری علم علت به معلولات خود، که به نفس حضور معلولات نزد علت است. زیرا علت در مرتبه ٔ علیت واجد جمیع کمالات و مراتب و وجودات معلولات خودمی باشد. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ، از شرح منظومه ص 137 و دستور العلماء ج 2 ص 348 و تعریفات سید شریف ص 104).
- علم طبیعی ؛ علمی است که بحث از جسم میکند از آن جهت که معروض حرکت وسکون است. به عبارت دیگر بحث از اجسام را از آن جهت که در معرض کون و فساد و سکون و حرکت اند، علم طبیعی نامند. (فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ).
- علم فعلی ؛ علمی است که وجود خارجی ، مستفاد از آن باشد. در مقابل علم انفعالی که مستفاد از خارج است. میر سیدشریف گوید علم فعلی علمی است که از غیر گرفته نشده باشد. و علم انفعالی به عکس آن میباشد.
صاحب دستورالعلما آرد: علم فعلی علمی است که وجود خارجی مستفاد از آن باشد. و علم انفعالی به عکس آن باشد. ملاصدرا گوید علم حق تعالی به ذات خود، علم فعلی است. وعلم انفعالی مانند علم انسان است به اشیائی که به ارتسام آنها در نفس حاصل میشود. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ، از اسفار ج 3 ص 39 و تعریفات ص 104 و دستورالعلماء ج 2 ص 369).
- علم مرکب ؛ عبارت از ادراک و شعور با ادراک است ، یعنی با علم به مُدرک. در مقابل علم بسیط که عبارت از ادراک شی ٔ است با غفلت از آن ادراک. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ).

معنی علم به فارسی

علم
شوکه الملک امیر قاینات از رجال اواخر قاجاریه اوایل پهلوی ( قر. ۱۴ ه. ). وی در ۱۳۲٠ ۱۳۱۹ ۱۳۱۸ ۱۳۱۷ه.ش . وزیر پست و تلگراف بود.
۱ - ( مصدر ) دانستن . ۲ - یقین کردن . ۳ - ( اسم ) معرفت دانش مقابل ظن جهل ۴ - یقین . ۵ - هر چیر دانسته معلوم . ۶ - ادراک مطلق یا حصول صور اشیائ نزد عقل چه آنکه نفس معلوم باشد که علم حضوری است و یا به واسطه معلوم باشد که علم حصولی است یقینی باشد و یا وهمی و شکی . علم به کنه باشد یا بوجه . ۷ - نوریست مقتبس از مشکات نبوت در دل بنده مومن که بدان راه یابد به خدای یا بکار خدای یا بحکم خدای . یا اهل علم . دانشمندان یا خداوند علم . عالم دانشمند . یا علم آب . علم تفسره بولشناسی . یا علم ( علوم ) آثار علوی . علم به افلاک و حرکات فلکی و نجوم و آثار آنها و امور و حوادث جوی است . یا علم آخرت . علمی است که به فساد بدن فاسد نشود و آن علم بتامین سعادت اخروی است . یا علم اجمالی . علم به اشیائ است در مقام اجمال چنان که علم علت به معلولات خود به نحو علم اجمالی است . علم ادنی . علم طبیعی . یا علم اسفل . علم طبیعی . یا علم اعلی . علم الهی . یا علم افعال . علم اخلاق و حکمت عملی . یا علم افکار . علوم عقلی ( فلسفی ) یا علم اقوال . علم به قواعد سخن گفتن مانند صرف و نحو و غیره . یا علم الهی . علمی است که در آن بحث میشود از احوال و صفات آثار موجودات که در وجود احتیاج به ماده نداشته باشند علم اعلی فلسفه اولی علم کلی . یا علم الفاظ . ۱ - علم اقوال . ۲ - علوم کیمیاوی که بحث در آثارحروف کند . یا علم اوسط . علمی است که در آن بحث از اموری می شود که در وجود خارجی احتیاج به ماده ندارند که بحث از ریاضیات باشد . یا علم برهان . علم منطق . یا علم بسیط . ۱ - ادراک شئ است با غفلت از آن ادراک و با غفلت از آنکه مدرک چیست . ۲ - اطلاق علم بسیط و بسیط ازلی بر علم حق تعالی نیز شده و لکن آن اطلاق به این معنی است که علم او عین ذات اوست و ذات او ازلی و ابدیست و معلوم او ذات او بسیط است و مرکب از جنس و فصل نیست و دیگر باین معنی است که وی محل ارتسام صور مختلف نیست . ۳ - علم به مجردات بذات خود . یا علم بکنه . علم به حقیقت و ذات شئ . یا علم تعلیمی . علوم ریاضی علم اوسط . یا علم تفصیلی . علم حاصل موجودات واحد و احد بهر نحو و تفسیر که باشد مقابل علم اجمالی . یا علم جزئی . ۱ - علم طبیعی مقابل علم کلی و علم الهی . ۲ - علم تفصیلی مقابل علم اجمالی . ۳ - تصورات و مفاهیم جزئی مقابل کلیات . یا علم حال . دوام ملاحظه دل و مطالعه سر و صورت آن حال که میان بنده و خداوند است و وقوف بر کمیت و کیفیت آن در جمیع احوال و اوقات تا بحسب هر وقت بمراعات حقوق و محافظت آداب آن قیام بنمایند . یا علم حصولی . نحوه علم باشیا که به واسطه حصول صورتی از معلوم عینی حاصل می شود علم انطباعی . یا علم حضوری . علم به مجردات بذات خود و علم نفوس انسانی به خود و صور حاضره . یا علم حقایق . علم به حق است از جهت ارتباط آن به خلق و انشائ عالم ازو بحسب قدرت بشری و مبادی آن امهات حقایق است که لازمه وجود حق است . یا علم دنیا . علم به جلب منفعت و دفع مضار قبل از مرگ . یا علم دین . شناختن راه و به کار بردن امور است برای انتفاع بعد از مرگ . یا علم ربوبی . علم الهی . یا علم شریعت . علم به احکام ظاهری شریعت است که او را سه رکن است کتاب سنت اجماع . یا علم ( علوم ) طبیعی . علمی است که در آن بحث از جسم می شود از جهت آن که در معرض تحول و تغییر و در معرض حرکت و سکون است . یا علم ( علوم ) عقلی . فلسفه علوم فلسفی . یا علم عملی . حکمت عملی که شامل سیاست مدن تدبیر منزل و تهذیب اخلاق است . یا علم غیب . دانشی که از اسرار پوشیده گذشته حال و آینده خبر دهد علم مکنون علم باطن . یا علم کلی . فلسفه اولی و امور عامه است و موضوع آن موجود بماهو موجود است و در آن از عوارض ذاتی موجودات بحث می شود بدون توجه به آن که موجود جسم باشد یا صورت یا هیولی و یا انسان باشد یا حیوان یا جماد یا نبات ثابت باشد یا متبدل . یا علم کون و فساد . علم طبیعی . یا علم لدنی . علمی است که بنده از خدا آموزد بدون واسطه بشر یا فرشته . یا علم مطلق . مطلق علم اعم از حضوری و حصولی . یا علم میزان . منطق . یا علم ( علوم ) نظری . ۱ - مقابل علم بدیهی است . ۲ - علمی که به تفکر و استدلال وابسته باشد مقابل علم ( علوم ) عملی . یا علم نفس . ۱ - علم اصلاح اخلاق و ریاضت نفوس جزوی . ۲ - علم النفس روانشناسی . یا علم نوامیس . علوم شرعی . یا علم یقین . ظهور نور حقیقت در حال کشف استتار بشریت به شهادت وجد و ذوق است نه به دلالت عقل و نقل ومادام که از ورای حجاب نماید آن را نور علم خوانند و چون از حجاب مکشوف گردد آنرا نور یقین گویند .
دهی است کوچک از دهستان نگار بخش مشیز شهرستان سیرجان واقع در ۳٠ هزار گزی جنوب مشیز در سر راه فرعی بافت به نگار
( صفت ) آکنده از دانش پر از علم .
۱ - ( مصدر ) تعلیم دادن یاد دادن ۲ - ( مصدر ) فرا گرفتن دانش یاد گرفتن.
[information science] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] مطالعه و تحلیل نظام مند منابع و توسعه و گردآوری و سازمان دهی و اشاعه و ارزشیابی و کاربری و موقعیت اطلاعات در همۀ اشکال متـ . اطلاع رسانی
[neuroscience, neural science] [علوم پایۀ پزشکی] هریک از شاخه های علوم اعصاب که به مطالعۀ رویان شناختی یا کالبدشناختی یا کاراندام شناختی یا داروشناختی یا زیست شیمی دستگاه عصبی می پردازد
( مصدر ) عاجز شدن و شکست خوردن .
[economics] [اقتصاد] شاخه ای از علوم اجتماعی که موضوع آن تحلیل و شناخت چگونگی 1) تولید، توزیع و مصرف کالا و خدمات، 2) ایجاد، انباشت و توزیع ثروت، و 3) استفاده از منابع نادر برای مصارف مختلف است متـ . اقتصاد 1
[forest economics] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] شاخه ای از جنگل داری که در آن جنگل به مثابۀ دارایی مولدی است که از قوانین اقتصادی تبعیت می کند متـ . اقتصاد جنگل 2
( اسم ) یکی از فروع علم فر است و آن علمی است که از کیفیت دلالت اختلاج اعضای انسان - از سر تا پا- بر احوال و اموری که واقع خواهد شد بحث کند .
( اسم ) دانش شناختن دینها : پیغمبرالابدان علم علمان علم الابدان علم الادیان . ( نظامی )
( جمله فعلی ) ماخوذاز آیه ۲۹ سوره ۲ بقره : و علم آدم الاسمائ کلها . ( و آموخت همه اسمها را به آدم ) یا علم الاسمابگ . آنکه صاحب عدلم الاسمائ است : بوالبشرکو علم الاسما بگ است صد هزران علمش اندر هر رگ است .
( اسم ) طبیعیات تاریخ طبیعی علوم طبیعی .
(اسم) شناختن انواع باز( پرنده شکاری ) و خصایص آنها بیزره بازشناسی
( اسم ) داروشناسی
( اسم ) علم تفسیر
( اسم ) سنگ شناسی
( اسم ) علم حدیث
( اسم ) علم شعبه ای از علم فیزیک که در مورد چگونگی حرکات یک جسم بدون توجه به نیروهایی که بدان وارد می شود. بحث می کند جنبش شناسی
( اسم ) زیست شناسی .

معنی علم در فرهنگ معین

علم
(ع ِ لْ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) دانستن . ۲ - یقین داشتن . ۳ - (اِمص .) دانش ، آگاهی . ج . علوم .
(عَ لَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - نشانه ، نشان . ۲ - پرچم ، رایت . ۳ - بزرگ و مهتر قوم . ۴ - نامی ، مشهور. ۵ - نقش ونگار جامه . ۶ - صلیب مانندی از فلز با تزئینات خاص که ماه محرم هنگام عزاداری پیشاپیش دسته حرکت می دهند.
( ~. اَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) کنایه از: تسلیم شدن ، شکست خوردن .
(عَ لَ. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) مشهور شدن ، سرشناس شدن .
( ~ . شَ نú گِ) (اِ.) (عا.) = اَلَم شنگه : هیاهو، داد و فریاد.
( ~ . نُ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) دوباره نیرو گرفتن .
( ~ . کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) ۱ - برپا کردن ، برافراشتن . ۲ - آماده کردن ، تهیه کردن . ۳ - از سر و ته لباس زدن .

معنی علم در فرهنگ فارسی عمید

علم
۱. رایت، پرچم، بیرق.
۲. نشان، نشانه.
۳. (ادبی) نامی که شخص به آن معروف باشد، اسم خاص.
۴. مهتر، بزرگ تر قوم.
۵. پارچۀ بسته شده بر بالای چوبی که در مراسم عزاداری در جلو دستۀ عزاداران حمل می شود.
۶. [قدیمی] نقش ونگار جامه.
* علم به خون تازه (چرب) کردن: عَلَم را به خون دشمن آغشته ساختن در جنگ.
* علم روز: [مجاز] صبح، آفتاب.
* علم شدن: (مصدر لازم) [مجاز] مشهور شدن، معروف شدن، سرشناس شدن: هر که علم شد به سخا و کرم / بند نشاید که نهد بر درم (سعدی: ۱۵۶).
* علم صبح: [مجاز] روشنایی صبح.
* علم کردن: (مصدر متعدی)
۱. راست کردن، افراشتن، برافراشتن.
۲. [مجاز] ساختن، برپا کردن: در آن شهر یک قمارخانه علم کرده بود.
۳. [عامیانه، مجاز] آماده کردن.
۴. [مجاز] تحریک کردن، برانگیختن به ویژه بر ضد کسی یا چیزی.
۵. [مجاز] مطرح کردن، به وجود آوردن: برای مؤسسه یک نام جدید علم کرده اند.
۶. [مجاز] پهن کردن، چیدن: بساطش را علم کرد.
۱. دانستن، یقین کردن.
۲. یقین.
۳. (اسم) معرفت، دانش.
* علم ازلی: علم الهی، علم غیب.
* علم اسفل: [قدیمی] حکمتِ طبیعی.
* علم اوسط: علم ریاضی.
* علم بیان: [قدیمی] علمی که به وسیلۀ آن می توان فهمید کدام یک از طرق تعبیر واضح تر و برای ادای مقصود مناسب تر است. به عبارت دیگر علمی که شناخته می شود به آن ایراد معانی در انحای مختلف، و آن شامل سه باب است: باب اول در تشبیه. باب دوم در مجاز و استعاره. باب سوم در کنایه.
* علم حروف: علمی که از خواص و تٲثیر حروف به طور مفرد یا مرکب بحث می کند و موضوع آن حروف هجا است، علم سیمیا.
* علم (حکمت) الهی: علمی که دربارۀ ذات واجب الوجود بحث می کند.
* علم غیب: علم بر امور پنهانی، غیب دانی: حاجت موری به علم غیب بداند / در بن چاهی به زیر صخرۀ صمّا (سعدی۲: ۳۰۳).
* علم لاهوت: علمی که دربارۀ عقاید متعلق به خداوند و خداشناسی بحث می کند.
* علم لدنی (لدن): [مقابلِ علم مکتسب] علمی که از طریق کشف و شهود حاصل شود، دانشی که بدون فراگیری از جانب خدا به کسی داده شود، دانش ذاتی، علم من لدن.
علم طب.
دانش شناختن دین ها، دین شناسی.
دانش شناختن چیزها، تاریخ طبیعی، علوم طبیعی.
نسب شناسی، قسمتی از علم تاریخ که اشخاص را به واسطۀ پدر، جد، یا قبیله می شناساند و دربارۀ نیاکان کسی بحث می کند.
زیست شناسی.
روان شناسی.
معرفةالنفس، روان شناسی.
۱. دانستن چیزی به کمال یقین که هیچ شک و شبهه در آن نباشد.
۲. (تصوف) مرحله ای از سلوک، پیش از عین الیقین و حق الیقین که سالک در آن به حقایق پی می برد.

علم در دانشنامه اسلامی

علم
علم دارای ارزش ذاتی می باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است.
ارزش علم و دانش به اندازه ای است که خداوند متعال به قلم و آنچه می نویسد سوگند خورده است. آنقدر دانش در اسلام ارزشمند است که امیرالمؤمنین میان آن و ثروت، به هفت دلیل علم و دانش را انتخاب می نماید.

علوم دارای ارزش
این همه مزیت و اعتبار، برای معرفتی است که هم رساننده و هم بازدارنده باشد و علمی باشد که از طریق ثواب، به دست ما رسیده باشد هدف قرآن کریم تشویق مردم به تحصیل علم و تعمیق در اعتقادات و تعهد آنها است تا ایمانی راسخ و استوار به دنبال داشته باشد.

نکوهش جهل
اعتبار و ارزشی که قرآن کریم برای علم و عالم قائل شده است آنرا برای هیچ موجودی روا نداشته و جاهل را به منزله نابینایی می داند که راه را نمی شناسد و به سرمنزل مقصود نمی رسد.

انواع علم و عالم
...
علم
این صفحه مدخلی از کتاب فرهنگ عاشورا است
پرچم، رایت، بیرق، نشان لشکر، آنچه به سر نیزه بندند، درفش. در اصطلاح عزاداری حسینی، نام علم و علامت خاصی است که هر هیئت و دسته، ویژه خود دارد و آن را از دسته های دیگر متمایز می سازد.
«نخل، چوب بسیار بلند همچون درخت تبریزی متوسط که در تعزیه خوانی پیشاپیش دسته ها برند و بر سر آن، گاه شکل پنجه ای از فلز باشد و گاه پارچه سیاه بر آن بپوشانند».
                      
در میدان کربلا نیز، علمدار لشکر امام حسین علیه السلام، حضرت اباالفضل بود. از شعار عرب های عراقی عزادار نیز این است: «رفع الله رایة العباس ، پرچم عباس، افراشته باد».
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.
علم
معنی عَلَّمَ: تعليم داد - ياد داد
معنی عِلْمَ: علم - دانش - تشخيص و تميز دادن (کلمه علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود)
معنی عَلِمَ: دانست(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
معنی الم: از حروف مقطعه و رموز قرآن (در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده که الم معنايش " انا الله الملک " است . يعني منم خداوند سلطان )
معنی خَبِيرٌ: هميشه باخبر(خبر به معني علم است و علم يعني تشخيص وتميزدادن )
معنی عِلْمُهَا: علم آن - دانش آن (کلمه علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود)
معنی عِلْمُهُمْ: علم ايشان - دانش ايشان (کلمه علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود)
معنی خَبَرٍ: علم (وعلم به معني تشخيص و تميز دادن) -خبر
معنی تَظُنُّ: مي داند(درآيه "تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ " ظن به معني علم است)
معنی تَلَقَّیٰ: فرا گرفت - دريافت کرد (از مصدرتلقن بمعناي گرفتن کلام است با فهم و علم )
ریشه کلمه:
علم‌ (۸۵۴ بار)
• عَلَم به فتح عین و لام به معنای پرچم است. • عِلم به کسر عین و سکون لام به معنای دانش است.
...
امروزه در زبان فارسی و عربی کلمه «علم» به دو معنای متفاوت بکار برده می شود.
معنای اصلی و نخستین علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن کریم به این معنا اشاره دارد که « هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون»، (آیا یکسانند آنان که می دانند و آنان که نمی دانند.) از این منظر به همه دانستنیها صرف نظر از نوع آنها علم گفته می شود مطابق این معنا، اخلاق، ریاضیات، فقه، دستور زبان، مذهب، زیست شناسی و نجوم همه علم اند... کلمه Knowledge در انگلیسی و Connaissance در فرانسه معادل این معنا از علم اند.
علم در معنای حسی
کلمه علم در معنای دوم منحصراً به دانستنی هایی اطلاق می شود که بر تجربه مستقیم حسی مبتنی باشند.علم در این جا در برابر همه دانستنیهایی قرار می گیرد که آزمون پذیر نیستند. اخلاق (دانش خوبیها و بدیها)، متافیزیک (دانش احکام و عوارض مطلق هستی)، عرفان (تجارب درونی و شخصی)، منطق (ابزار هدایت فکر)، فقه، اصول، بلاغت، و... همه بیرون از علم به معنای دوم آن قرار می گیرند و همه به این معنا غیر علمی اند کلمه SCIENCE در انگلیسی و فرانسه معادل این معنا از علم اند.دیده می شود که علم در این معنا بخشی از علم به معنای اول را تشکیل می دهد و به سخن دیگر علم تجربی نوعی از انواع دانستنیهای بسیاری است که در اختیار بشر می تواند قرار گیرد.
سیر رشد علم
رشد علم به معنای دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حالیکه علم به معنای مطلق آگاهی (معنای اول) تولدش با تولد بشریت هم آغاز است. آیه قرآنی «خلق الانسان علمه البیان»، (خداوند رحمن انسان را آفرید و بیان را به وی تعلیم داد.) بهترین موید این معناست.
یکی از اوصاف قرآن علم می باشد.
خداوند به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم می فرماید: (الذی جاءک من العلم)
بقره/سوره۲، آیه۱۲۰.    
بیشتر مفسران، واژه «علم» در این آیات را به دین یا بیان الهی و ادله و معجزات تفسیر کرده و چون این ها توسط قرآن بیان شده اند، قرآن را «علم» نامیده اند.
تمامی علوم در قرآن
برخی گفته اند همه علوم کتاب های آسمانی پیشین در قرآن گرد آمده و مباحث آن به علم و یقین بیان شده است و مردم با عنایت به علم روشن بیان شده در قرآن می توانند به مدارج ایمان راه یابند؛ از این رو، خداوند، کتاب خود را به «علم» وصف کرده است.
مصباح، محمد تقی، ۱۳۱۳ -، قرآن شناسی، ج۱، ص۳۷.
...
درباره علم مباحث مختلفی قابل طرح است که اکثر آنها مربوط به شناخت شناسی است، اما بحث های دیگری از نقطه نظر هستی شناسی طرح می شود و فلاسفه به مناسبت هایی آنها را در ابواب مختلف فلسفه ذکر کرده اند و صدرالمتالهین مبحث مستقلی را به بحث در پیرامون مسائل علم اختصاص داده است از جمله آنها بحث درباره تجرد علم و عالم است که با مبحث مجرد و مادی مناسبت بیشتری دارد و به همین جهت ما آن را در این مقاله ذکر می کنیم.
درباره هستی شناسی علم سؤال هایی طرح می شود مانند اینکه حقیقت علم چیست و آیا همه اقسام آن ماهیت واحدی دارد و دست کم مندرج در مقوله خاصی است یا نه و آیا همه اقسام آن مجرد است یا همه آنها مادی است و یا بعضی از آنها مجرد و بعضی دیگر مادی است.برای پاسخ به اینگونه پرسش ها لازم است نخست نظری به اقسام علم بیفکنیم.
اقسام علم
آگاهی از موجودی یا بدون وساطت صورت و مفهومی حاصل می شود که آن را علم حضوری می نامند و یا با وساطت صورت حسی و خیالی یا مفهوم عقلی و وهمی تحقق می یابد که آن را علم حصولی می خوانند و مخصوص نفوس متعلق به ماده می باشد و مرتبه ای از وجود نفس بنام ذهن ظرف گونه ای برای علم حصولی بشمار می رود که خود آن دارای مراتب و شؤون مختلفی است و بعضی از مراتب آن اشراف بر مرتبه دیگر پیدا می کند به طوری که مرتبه پایینتر حکم خارج را نسبت به ذهن می یابد و علم دیگری به آن تعلق می گیرد، آگاهی انسان از یک واقعیت نفس الامری بصورت قضیه ای در ذهن منعکس می شود که ساده ترین شکل آن قضیه حملیه است و به نوبه خود به هلیه بسیطه و هلیه مرکبه و سایر اقسام قضایا منقسم می گردد.در قضیه حملیه دست کم دو مفهوم ذهنی وجود دارد که یکی موضوع و دیگری محمول آن را تشکیل می دهد و انسان نسبتی را بین آنها در نظر می گیرد و حکم به ثبوت در قضیه موجبه و یا عدم ثبوت در قضیه سالبه می نماید هر چند در این زمینه اختلافاتی وجود دارد که قبلا به آنها اشاره شد.حکم یا تصدیق به اصطلاح خاص در صورتی تحقق می یابد که شخص اعتقاد به مفاد قضیه داشته باشد هر چند اعتقادی ظنی باشد ولی اعتقاد شخص همیشه مطابق با واقع نیست و حتی گاهی انسان اعتقاد جزمی و قطعی به مطلبی پیدا می کند که مخالف با واقع است و در این صورت آن را جهل مرکب می نامند.با توجه به این نکات علم حصولی را می توان از جنبه های گوناگون مورد بررسی قرار داد و به بحث پیرامون هر یک از امور یاد شده بطور جداگانه پرداخت اما آنچه معمولا مورد بحث واقع می شود تجرد ادراک بویژه ادراک عقلی است.
حقیقت علم حضوری
در علم حضوری ذات معلوم نزد ذات عالم حاضر بوده عالم وجود عینی آن را می یابد و این شهود و یافتن چیزی خارج از ذات عالم نیست بلکه از شؤون وجود اوست و شبیه عوارض تحلیلیه اجسام است که از شؤون وجود آنها بشمار می رود به دیگر سخن همان گونه که امتداد امری جدای از وجود جسم نیست بلکه مفهومی است که ذهن با فعالیت تحلیلی خودش آن را بدست می آورد؛ علم حضوری هم وجود جداگانه ای از وجود عالم ندارد و مفهوم علم و عالم با تحلیل ذهنی از وجود عالم بدست می آید و مصداق آن در مورد خدای متعال ذات مقدس اوست که نه جوهر است و نه عرض و در مورد مخلوقات عین جوهر عقلانی یا نفسانی آنهاست و طبعا چنین علمی عرض و کیفیت نخواهد بود.
اقسام علم حضوری
...
یکی از اوصاف قرآن علم می باشد.
خداوند به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم می فرماید: (الذی جاءک من العلم) و (ما جاءک من العلم)؛ «آن چه از علم که تو را آمد».
تعریف
بیشتر مفسران، واژه «علم» در این آیات را به دین یا بیان الهی و ادله و معجزات تفسیر کرده و چون این ها توسط قرآن بیان شده اند، قرآن را «علم» نامیده اند.
تمامی علوم در قرآن
برخی گفته اند همه علوم کتاب های آسمانی پیشین در قرآن گرد آمده و مباحث آن به علم و یقین بیان شده است و مردم با عنایت به علم روشن بیان شده در قرآن می توانند به مدارج ایمان راه یابند؛ از این رو، خداوند، کتاب خود را به «علم» وصف کرده است.
علم به معنی مطلق ادراک، دارای آثاری هم چون پیشرفت تکنولوژی و هدایت و شناخت خدا و غیره است که در زیر بدان ها اشاره می شود:
انسان وقتی پا به عرصه وجود می گذارد، سوای امور غریزی و فطری که در درون او به ودیعه نهاده شده، نسبت به دیگر حقائق پیرامون خود بی اطلاع و ناآگاه است، او با بهره بردن از ابزار حسّی و عقلی که خداوند در اختیارش قرار داده با دنیای اطراف خود آشنا می گردد و با گذر زمان حقائق عالم را یکی پس از دیگری درمی یابد. دانش بسان چراغی فراروی او تاریکی های جهل را می شکافد و او را با افق های تازه ای از اسرار عالم آشنا می گرداند. علم، ابزار حرکت و تکامل انسان می گردد و هر چه بر دانش او افزوده می شود، مجهولات او به معلومات، تاریکی هایش به روشنائی تبدیل شده و مسیر حرکت را به سوی بالاترین نقطه کمال به او می نمایاند. و حتی خود علم، کمال برای نفس بشری می گردد و به قول فیلسوف بزرگ و حکیم متالّه مرحوم ملاصدرا نفس انسان در پرتو علم سعه وجودی می یابد و به درجه بالاتری از مراتب وجود صعود می کند.
اقسام آثار علم
سخن از آثار و ثمرات علم و حکمت است، آثاری که آن قدر چشمگیرند که حتی بر افراد جاهل نیز پوشیده نمانده اند. این ثمرات را می توان از یک جهت به دو دسته عمده تقسیم نمود:۱. آثار مادی۲. آثار معنوی
← آثار مادی
حکمت در لغت به دو معنی آمده است:معنای اول: از آن جهت که مانع از نادانی و کردار زشت است.معنای دوم: استواری، از این رو حکمت بر علم استوار و خالی از خلل اطلاق می شود، هم چون معلومات عقلی حقّ و بطلان ناپذیر.امّا با استفاده از احادیث و تفاسیر متعدد حکمت را این گونه می توان تفسیر نمود که: «حکمت عبارت است از مقدمات علمی، عملی و روحی برای نیل انسان به هدف والایش». بنابراین تعریف، حکمت بر دوگونه است:۱. حکمت نظری۲. حکمت عملیانسان با فراگیری حکمت نظری و آراستن اعمال خود به حکمت عملی، زمینه تجلی حقیقت حکمت را در دل و جان خویش فراهم می سازد، و آن همان نوری است که خداوند بر دل انسان می تاباند و هر اندازه قلب از آن پرتو گیرد، به همان اندازه هوا از آن می گریزد و شهوت ضعیف شده و عقل انسان زنده می شود و به سمت مقصود اعلایی از انسانیت سوق داده می شود.
ری شهری، محمد، سیمای علم و حکمت در قرآن، دارالحدیث، ص۴۴.
...
از آنجا که علم نیز یک فعالیت بشری می باشد می تواند آفاتی را در شرایطی خاص بگیرد که در ذیل بدان اشاره می شود.
علم و معرفت از بالاترین هدایا و الطاف الهی بر بشر است که انسان با استفاده صحیح از آن می تواند به اوج نقطه کمال انسانی صعود نماید و از آن به عنوان پلکان ترقّی مدد بگیرد، ولی با این حال در صورت عدم استفاده صحیح از دانش و هدف بالذات قرار دادن آن ممکن است دچار آفاتی شود که موجبات انحطاط و گمراهی هر چه بیشتر عالم را فراهم نماید، چنانکه گاهی برخی از امور قبل از تابیدن نور علم و حکمت بر قلب انسان مانع از تابش آن بر صفحه تاریک دل انسان و حیات دوباره آن می شوند.از آنجا که آشنایی با این آفات و موانع ما را قادر بر پیشگیری از آنها و بهره برداری مطلوب تر از این موهبت الهی می سازد، در این گفتار کوتاه به بیان برخی از موانع و آفات علم و حکمت با استفاده از کلام معصومین (علیهم السّلام) و بزرگان دین می پردازیم.
اقسام موانع و آفات علم
موانع و آفات علم و حکمت را از یک نظر می توان به سه دسته تقسیم نمود:
← موانع سیستم آموزش کلاسیک
...
محمد ابراهیم خان علم، مشهور به شوکت الملک دوم، زمیندار بزرگ و حاکم منطقه بیرجند، جنوب خراسان و سیستان و از چهره های مؤثر در تاریخ ایران در اواخر دوران قاجار و اوائل دوران پهلوی بود.
محمد علی منصف در کتاب خود «امیر قاین» در معرفی خاندان علم، نسب این خاندان را از سران طوایف عرب خزیمه می داند؛ اما وی از زمان دقیق ورود این خاندان به سازمان های دولتی ایران اظهار بی اطلاعی می کند. مظفر شاهدی نیز در «زندگانی سیاسی خاندان علم» در شناساندن این خاندان دو نظر را می آورد:۱. اعرابی بودند که در زمان منصور، خلیفه دوم عباسی (۱۳۶-۱۵۸ ق) برای سرکوبی جنبش ها و شورش های گوناگون، به خراسان و سیستان روانه شده بودند.۲. اعرابی که در دوران مامون عباسی (۱۹۸-۲۱۸ق) به سرکردگی خازم بن خزیمه همراه افراد قبیله خزاعه برای سرکوبی امین، با سپاه طاهر ذوالیمینین همکاری کرده اند. طبق این نظر، منشا این خاندان از بحرین است که به جنوب خراسان مهاجرت کرده بودند.
شاهدی، مظفر، زندگانی سیاسی خاندان علم، ص۱.
امیر ابراهیم خان، معروف به شوکت الملک دوم، یکی از مهمترین افراد دودمان علم به شمار می رود. وی در سال ۱۲۵۹ش/۱۲۹۸ق در بیرجند متولد شد. وی از خاندان خزیمه علم بود، که تبارشان به خازم بن خزیمه سردار عرب و فاتح خراسان می رسید. خاندان خزیمه پس از وصلت با طایفه عرب علم به «علم» یا «خزیمه علم» شهرت یافتند.
منصف، محمدعلی، امیر شوکت الملک علم، ص۲۳ـ۲۵، تهران، امیرکبیر، ۲۵۳۵.
وی از چهره های مؤثر در تاریخ ایران در ماه های پایانی دوره قاجار و روزهای نخستِ دوره پهلوی بود. دوران پادشاهی چهار تن از سلاطین قاجار (ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه، محمد علی شاه و احمد شاه) و دو تن از سلسلۀ پهلوی (رضا شاه و بخشی از دوران محمدرضا) را درک کرد و در اغلب این دوران، عهده دار مناصب مهم سیاسی بود و به همین دلیل، یکی از رجال مهم شناخته می شد.
شاهدی، مظفر، زندگانی سیاسی خاندان علم، ص۷۶.
...


علم در دانشنامه ویکی پدیا

علم
علم به معنی اقدام قاعده مند در جهت توسعه و سازماندهی هدفمند دانش است که در قالب تفسیرهای قابل آزمایش و پیش بینی هایی دربارهٔ جهان، صورت می گیرد.
جواد نوربخش (پیر سلسله نعمت اللهی و روانپزشک): صوفیه به علوم ظاهری و رسمی که شرط اصلی آن ها تقلید و تکرار است توجهی ندارند، و علومی را اصیل می خوانند که از طریق صفای نفس و تهذیب اخلاق و گشاده دل حاصل می شود.
همچنین، علم به معنای «مجموعه دانسته هایی است منسجم و روشمند در بارهٔ یک موضوع یا مطالعاتی است که در کار دستیابی به یک هدف معرفتی است؛ گزاره های یک علم، ممکن است که اعتباری، و موضوع آن، جزئی و مشخص باشد؛ مانند فیزیک (توصیفی)، بهداشت، علم اخلاق، منطق (هنجاری)، فقه و حقوق (هنجاری، توصیفی و اعتباری)، کلام (هدف محور) جغرافیا (موضوع جزئی)، و… فیلسوفان علم، علم را باور صادق موجه هم، توصیف می کنند» (برابر نهاد دانش).
یک معنای قدیمی تر و نزدیک که امروزه هنوز هم، به کار می رود، متعلق به ارسطو است و دانش علمی را مجموعه ای از آگاهی های قابل اتکا می داند که از لحاظ منطقی و عقلانی، قابل توضیح باشند. (بنگرید به بخش تاریخ و ریشه شناسی) همچنین گاه به مجموعه گزاره هایی اطلاق می شود که دانشمندان در کاوش های علمی حول یک موضوع یا برای تأمین یک هدف (در علوم کاربردی یا علوم بدون موضوع مانند علم کلام) گردآورده اند و بین آنان بر اساس زبان علوم مورد گفتگو قرار می گیرد. البته گاه به معنای عام شامل فلسفه هم می شود. به خاطر این که علم اهمیت بالایی دارد درسی به نام علوم تجربی و رشته علوم انسانی در مدارس ایران تدریس می شود.
واژهٔ علم از زبان عربی، وارد زبان فارسی شده است. برخی واژه دانش را به جای علم به کار می گیرند؛ ولی باید توجه داشت علم و دانش، دارای دو تعریف متفاوت هستند. در زبان انگلیسی، واژه لاتین science برای علم به کار گرفته می شود، و واژه knowledge، برای دانش. در زبان پهلوی واژه های هم ارز علم اینهاست: داناگیْه، هوداناگیْه، فْرهَنگ، فَرزَنیه. ویدا و چیستا هم برابرهایی هستند که از زبان اوستایی برگرفته شده اند.
علم با دو تلفظ «عِلْم» و «عَلَم» می تواند به موارد زیر اشاره کند:
علم، نوعی دانش درباره جهان طبیعی
دانش یا معرفت
شناخت
عَلم یا جریده یکی از وسیله های نمادین بکار رفته در آیین سوگواری عاشورا در میان شیعیان است. این وسیله معمولاً چوبی بلندی به ارتفاع پنج شش متر که سر آن پنجه ای برنجین می گذارند و پارچه های رنگین قیمتی به چوب می بندند. علم از فلز ساخته شده، توسط علم دار حمل می شود.
علامت کشی
سوگ سیاوش
علم معمولاً در پیشاپیش صف سوگواران حرکت داده می شود. علم های قدیمی تر معمولاً پایه ای دارند که واژه های دینی بر روی آن برنگاشته شده است و دو اژدها با دهان باز از آن پاسداری می کنند. گاهی پهنای علم ها به ۳ متر تا 10متر هم می رسد و غالباً ۱۱ زبانه دارد که زبانه میانی بزرگ تر از بقیه می باشد. حد فاصل زبانه ها را هم با اشیاء فلزی که به شکل کبوتر و طاووس و لاله و گنبد و بارگاه و ... ساخته شده بود، پر می کردند. به کسی که علم را با خود حمل می کند، علم دار می گویند. این شخص پایه علم را که از چوب ساخته شده، داخل بند تسمه ای که به کمر و شانه خود بسته، قرار می دهد و با آن حرکت می کند. علم و پرچم از وسائلی است که در جنگ ها از اهمیت اساسی برخوردار بود. البته بین علم و پرچم تفاوت هایی وجود داشته است و از نظر اهمیت هم درجه بندی شده اند. علم شمال کشور با علم بخش های مرکزی ایران اختلاف دارد. در شهر گز برخوار نیز علم ها به صورت چوب بلند به صورت یک تکه یا چند تکه بسه می شود و با دستمال پارچه ای تزیین می شود و یادآور علمدار کربلا است.
به نظر می رسد که نوعی علم در زمان آل بویه برای مراسم محرم استفاده می شده است. در زمان آق قویونلوها طبل و علم از امامزاده ها توسط علما در مراسم مذهبی حمل می شده است. با تشکیل دولت شیعی صفوی، علم به صورت گستره ای در مراسم محرم و سایر مراسم مذهبی بکار مورد استفاده قرار می گرفته است.
قدیمی ترین علم های ایرانی در کاخ توپ قاپی استانبول نگهداری می شود. این علم ها از غنایم جنگی است و پس از تصرف شهر تبریز توسط سپاهیان عثمانی، شاه سلیم آن ها را به استانبول منتقل کرد که پس از رواج تشیع در زمان شاه اسماعیل مورد استفاده دسته ها قرار می گرفت، از صفحه ای آهن به صورت تیغه ای باریک و بلند ساخته می شد. در راس آن علامت و نشان سنتی و قومی قبیله و در شیعه مذهبان نام الله یا نام الله و محمد و علی یا نام الله و پنج تن نقره کاری (نقره کوبی) یا کنده کاری می شد. تیغه باریک و بلند آهنین با صفحه ای مدور و بزرگ تر در انتهای تیغه که دارای قابی از فلز بود خاتمه می یافت. دور این قاب را با سرهای اژدها که از هنرهای چینی و ژاپنی اقتباس شده بود، می آراستند. این علمها بر روی دسته ای چوبی یا فلزی قرار می گرفت و پیشاپیش دسته ها حمل می شد.
علم ۲٫۰ رویکرد جدید پیشنهادی به علم است که از قابلیت به اشتراک گذاری اطلاعات و همکاری در فناوری های شبکه ای استفاده می کند. این رویکرد مشابه جنبش های تحقیق باز و علم باز است و از فناوری وب ۲٫۰ الهام گرفته شده است. علم ۲٫۰ مزایای افزایش همکاری بین دانشمندان را مورد تأکید قرار داده است. علم ۲٫۰ از ابزارهای همکارانه مانند ویکیها، وبلاگ ها و مجلات ویدئویی برای اشتراک گذاری آنلاین یافته ها، داده های خام و "نظریه های نوپا " استفاده می کند. علم ۲٫۰ از بازبودن و اشتراک گذاری مقالات و تحقیقات ایده ها و راه حل جزئی بهره می گیرد.
نمای کلی این است که جذابیت علم ۲٫۰ با تکثیر وب سایت ها رو به افزایش است در عین حال در جامعه علمی در مورد جنبه های تحول و همچنین معنی دقیق این اصطلاح بحث و مقاومت قابل توجهی در جریان است. چندین دیدگاه وجود دارد که یک «تغییر عظیم» در حال رخ دادن است و وضعیت موجود نشر علمی چگونگی اشتراک اطلاعات تحقیق توسط دانشمندان تغیرات مهمی را تجربه خواهد کرد. بحث های قابل توجهی در جامعه علمی در مورد اینکه آیا دانشمندان باید پذیرای این مدل باشند و علم ۲٫۰ دقیقاً چگونه کار خواهد کرد در جریان است. همچنین چندین گزارش نشان می دهند که بسیاری از دانشمندان در پذیرش روش های همکارانه تعلل می کنند و در «پذیرش و استفاده از بسیاری از ابزارهای آنلاین کند و بی علاقه عمل می کنند.»
این اصطلاح معانی متعددی دارد و و همچنان در زبان علمی رو به تکامل است. این عبارت نه تنها آنچه در حال حاضر در علم رخ می دهد را توصیف می کند، بلکه جهتی که هواداران جنبش علم ۲٫۰ خواهان آن است را توصیف می کند و به همین ترتیب وبگاه هایی که همکاری علمی رایگان را ممکن می سازند را تشویق می کنند.
اصطلاح علم ۲٫۰ تقابلی میان شیوه های سنتی انجام کار علمی که اغلب با علم ۱٫۰ مشخص می شود با رویکردهای همکارانه را پیشنهاد می دهد و نشان می دهد که اشکال جدید علم بافناوری های وب ۲٫۰ کار خواهند کرد. یک توصیف علمی این است که علم ۲٫۰ با استفاده از "قدرت شبکه های اینترنتی برای مقابله با مشکلات متعدد با متغیرهای متعامل - به عبارت دیگر مشکلات زندگی روزمره- را حل خواهند ساخت ." یک دیدگاه متفاوت و تا حدودی بحث برانگیز دیدگاه بن اشنایدرمن است که پیشنهاد کرد که علم ۲٫۰ پویش های مبتنی بر فرضیه را با روش های علوم اجتماعی ترکیب می کند تا به صورت بخشی این شبکه های جدید را بهبود دهد.
علم آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
علم آباد (بوانات)
علم آباد (خاش)
علم آباد (رفسنجان)
علم آباد (سلسله)
علم آباد (بوانات)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بوانات در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان باغستان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰ نفر (۷خانوار) بوده است.
علم آباد (بوکان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان ایل تیمور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۱ نفر (۱۹خانوار) بوده است.
علم آباد (خاش)، روستایی از توابع بخش نوک آباد شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان نازیل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۴ نفر (۱۰خانوار) بوده است.
علم آباد (رفسنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رفسنجان در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان رزم آوران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۰۹ نفر (۱۰۹خانوار) بوده است.
علم آباد روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سلسله در استان لرستان ایران است.
این روستا در دهستان دوآب قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۷۸ نفر (۵۴ خانوار) بوده است.
علم آباد مهندس، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شادگان در استان خوزستان ایران است.
فهرست روستاهای شهرستان شادگان
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان دارخوین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۴ نفر (۱۷خانوار) بوده است.
اسدالله خان عَلَم امیر قاینات (مرداد ۱۲۹۸ بیرجند - ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ آمریکا) مشهور به اسدالله علم، یکی از مهم ترین چهره های سیاسی دوران محمدرضاشاه پهلوی، وزیر دربار و نخست وزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بوده است.
امیراسدالله علم
اسدالله علم دبیرکل حزب مردم
انتشار یادداشت های اسدالله علم در گفتگو با علینقی عالیخانی (ویدئو: بخش پارسی صدای آمریکا)
اسدالله عَلم متعلق به خاندان عَلم خزیمه (خزیمه عرب) از کهن ترین خاندان های خراسان و پسر محمدابراهیم علم «محمد ابراهیم خان علم امیر قاینات» «شوکت الملک دوم» بود. نخستین باری که نام خاندان علم عرب خزیمه در تاریخ آمده است، زمان منصور دومین خلیفه عباسی (۱۵۳ – ۱۵۴ خورشیدی) است. وی یکی از سردارانش بنام خازم ابن خُزِیمه را مأمور سرکوبی شورش خراسان کرد. خازم و طایفه اش که بِنَا بر گفته های گوناگون از عربستان یا بحرین (بِنَا بر شواهد تاریخی ازجمله وجود مناطق خزیمه نشین در عربستان و همراهی قبیله های عربی دیگر عربستان مانند شیبانی ها و نخعی ها نظریه مهاجرات از عربستان مستند می نماید) به قهستان لشکر کشی نمودند. پس از آنکه مأموریت خود را با موفقیت به انجام رساندند در قهستان واقع در بخش جنوبی خراسان اقامت گزیدند و خود و اعقابش بر مناطق نیمه بیابانی قاینات، حکومت کردند. تاریخ این دودمان از پایان دوره صفویه کاملاً روشن است. امیر اسماعیل خان خزیمه حاکم قائن و فرا یکی از سرداران نادر شاه بود. در اواخر قرن هجدهم سه تن از رؤسای این طایفه پی در پی نام امیر علم خان را بر خود نهادند و بدین سان به پیدایش شاخه ای از این طایفه کمک کردند که نام علم را بر خود نهاد در حالی که شاخهٔ اصلی نام خزیمه یا عرب خزیمه را حفظ کرد.
پدر اسدالله علم، شوکت الملک، مردی تجددخواه و نوگرا بود و شیفتهٔ ادب و هنر. با بسیاری از شاعران نوآور زمان خود مانند ایرج میرزا و عشقی و هم چنین نقاشان معاصر مانند کمال الملک دوستی داشت. علینقی وزیری در دو سالی که مأمور ارتش در بیرجند بود دوستی صمیمی با خانواده شوکت الملک پیدا کرد به گونه ای که فرزندان شوکت الملک وی را عمو خطاب می کردند. امیر اسدالله در محیط متجددی که پدرش در بیرجند ایجاد کرده بود پرورش یافت. این محیط به گونه ای بود که پیش از کشف حجاب دخترانش بی حجاب در لباس سواری، در گردش های خانوادگی شرکت می کردند. امیر اسدالله فارغ التحصیل دانشکده کشاورزی کرج بود. در سال ۱۳۱۸ به اشاره رضاشاه با ملک تاج، دختر قوام الملک شیرازی، پیوند زناشویی بست. پیش از آن پسر قوام الملک با شاهدخت اشرف پهلوی ازدواج کرده بود. به این ترتیب عَلم به دربار راه یافت و با محمدرضا پهلوی، ولیعهد، آشنا شد.
پس از شهریور ۱۳۲۰ و خروج رضا شاه از کشور، شاهدخت اشرف پهلوی از این فرصت استفاده کرد و از شوهرش طلاق گرفت. به این ترتیب ارتباط علم با دربار قطع شد. سال های پایانی تحصیلات علم هم زمان با اشغال شهر از سوی ارتش سرخ بود. وی همسرش را به تهران فرستاد و خود در کرج ماند. در ۱۳۲۱، عَلم فارغ التحصیل شد و برای رسیدگی به املاک خانوادگی و کمک به پدرش همراه همسرش راهی بیرجند شد. در همین سال ها فرزندان آن ها رودابه، ۱۳۲۳ و ناز، ۱۳۲۶، به دنیا آمدند.
بی بی کا علم یکی از مراسم سنتی شیعیان در حیدرآباد هند است که بیاد فاطمه دختر پیامبر اسلام و به مناسبت ماه محرم برگزار می گردد.
پژوهشکده تاریخ علم یکی از مراکز تحقیقات تاریخی در ایران و وابسته به دانشگاه تهران می باشد.
تاریخ ریاضی
تاریخ نجوم
تاریخ پزشکی و داروسازی (به طور کنونی جذب دانشجو ندارد)
تاریخ فیزیک و فناوری
مطالعه تاریخ علم در دوره اسلامی نقش اساسی را در ایجاد و تقویت هویت ملی و معنوی ایفا می کند. همچنین مردم ایران می بایست در زمینه معرفی دانشمندان اسلامی و دست آوردهای ایشان نقش مهمی را ایفا کنند. به همین خاطر و به منظور تحقق رساندن رسالت پژوهشی دانشگاه تهران، پژوهشکده تاریخ علم تأسیس شد. پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۵ ش. با کسب موافقت اصلی شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم تحقیقات و فناوری تأسیس شد. هدف اصلی پژوهشکده، پژوهش و آموزش در زمینه تاریخ علوم در دوره اسلامی است. سه گروه تاریخ ریاضی، تاریخ نجوم و تاریخ فیزیک و فناوری در این پژوهشکده فعالیت دارند. شورای پژوهشی ۹ نفره مرکب از استادان ۳ دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ادبیات و علوم انسانی و علوم برای سیاستگذاری و پیشبرد برنامه های تعیین شده است.
پژوهشکده تاریخ علم هرساله علاوه بر فعالیت های پژوهشی، اقدام به جذب دانشجو می نماید:
گروه های پژوهشی و آموزشی پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران عبارت انداز:
مختصات: ۳۳°۵۹′ شمالی ۶۹°۰۲′ شرقی / ۳۳٫۹۸۳°شمالی ۶۹٫۰۳۳°شرقی / 33.983; 69.033
ویکی پدیای انگلیسی، نسخهٔ ۸ نوامبر ۲۰۰۶.
مختصات و ارتفاع
لوگر
پُلِ عَلَم مرکز ولایت (استان) لوگر کشور افغانستان است.
تاریخ نگاری به معنی مطالعهٔ تاریخ و روش شناسی رشتهٔ تاریخ است؛ بنابراین تاریخ نگاری علم به معنای مطالعهٔ تاریخ و روش شناسی زیرمجموعه ای از رشتهٔ تاریخ، به نام تاریخ دانش است که شامل مطالعهٔ روش ها، نظریه ها، و مکاتب موجود در رشتهٔ تاریخ، یا به عبارت دیگر، مطالعهٔ تاریخ تاریخ علم است.
تاریخ نگاران علم
فیلسوفان علم
جامعه شناسان علم
به فعالیت هایی که به منظور آموزش علوم به مردم عادی، تقویت باور و اعتماد عمومی به علم، و همگانی کردن علم انجام می شود، ترویج علم می گویند.
انجمن ترویج علم ایران
کارسوق
بنیاد علمی زیرک زاده
فیزیک سرا
خانه ریاضیات
تکامل سوسیالیسم از تخیل به علم (آلمانی: Die Entwicklung des Sozialismus von der Utopie zur Wissenschaft) کتابی است که فردریش انگلس در سال ۱۸۸۰ نوشته است. مباحث این کتاب عمدتاً از کتاب آنتی دورینگ استخراج شده و ادامه آن به شمار می رود. این کتاب برای اولین بار در سال ۱۸۸۰ در فرانسه منتشر شده است.
متن کامل ترجمه فارسی کتاب تکامل سوسیالیسم از تخیل به علم
کتاب تفاوت های میان سوسیالیسم تخیلی و سوسیالیسم علمی را شرح می دهد. انگلس در این کتاب سوسیالیسمی را که توسط نویسندگانی مانند سن سیمون، فوریه و دورینگ تبلیغ می شد تخیلی و ایدئالیستی می نامد و معتقد است که سوسیالیسم تخیلی بر مبنای عقاید شخصی نظریه پردازان آن است که اعتقاد دارند جامعه را می توان براساس این ایده ها تغییر داد. در مقابل سوسیالیسم علمی پایه های خود را بر واقعیت ها بنا کرده است. سوسیالیسم علمی بر مفهوم ماتریالیستی تاریخ تأکید دارد که بر تحلیلی دقیق از تاریخ بنا شده و کمونیسم را فرجام نهایی سرمایه داری می داند.
انگلس کتاب را با شرحی تاریخی از اندیشه های سوسیالیست های تخیلی و اندیشه های سن سیمون آغاز کرده و سپس به سراغ اندیشه های فوریه و رابرت اوون می رود.
در فصل دوم وی به طور خلاصه مفهوم دیالکتیک را توضیح می دهد و سپس تاریخچه این مفهوم را از یونان باستان تا هگل شرح می دهد.
جامعه شناسی و فلسفه علم و همچنین تمامی حوزه های مطالعات علم، در قرن بیستم از لحاظ گستردگی الگوها و جریان های تدوین شده بوسیلهٔ علم مورد نقد قرار گرفتند. سؤالی که در این راستا مطرح می شد این بود که علم چگونه با فلسفه و نیز با حواس تجربی شکل می گیرد.
تاریخ نگاری علم
روش علمی
مفهوم علم به عنوان یک سازهٔ اجتماعی در طول چند قرن اخیر توسعه یافته است. در گذشته، افراد معدودی می توانستند تا به جستجوی تجربی بپردازند. آنان یا افراد ثروتمندی بودند تا تحت حمایت نهادهای دینی قرار داشتند. اما امروزه، پژوهش علمی از سوی دولت و نیز بخش خصوصی مورد حمایت قرار می گیرد.
جامعه شناسی علم یا جامعه شناسی دانش علمی یکی از شاخه های جامعه شناسی است که علم را به مثابه یک فعالیت اجتماعی مورد مطالعه قرار می دهد و به موقعیت اجتماعی علم و تأثیرات اجتماعی آن و نیز ساختارهای اجتماعی و فرایندهای فعالیت علمی می پردازد.
ویکی پدیای انگلیسی
جشنواره جهانی علم (به انگلیسی: World Science Festival) جشنواره ای است که در سال ۲۰۰۸ توسط برایان گرین و همسرش تریسی دی بنیان نهاده شد. این جشنواره به وسیله سازمان غیرانتفاعی جشنواره بنیاد علوم که مقر اصلی آن در نیویورک است مدیریت می شود. ایده این جشنواره زمانی در ذهن آنها جرقه زد که در سال ۲۰۰۵ از جشنواره علم ژنو بازدید کردند. در اولین سال برگزاری این جشنواره بیش از ۱۴۰ هزار نفر از مردم در این برنامه مشارکت کردند و هر سال به تعداد برنامه های این جشنواره جهانی و تعداد مشارکت کننده ها افزوده شد.
آلن آلدا
جودیس کاکس
تریسی دی
برایان گرین
گیلیان سمال
تامسن ان زیف
جشنواره جهان علم توسط برایان گرین، استاد فیزیک و ریاضیات دانشگاه کلمبیا و همسرش تریسی دی، روزنامه نگار برندهٔ جایزه معروف امی بنیان نهاده شده است. الان برایان گرین ریاست سازمان غیرانتفاعی جشنواره بنیاد علوم و تریسی نیز مدیر عاملی را بر عهده دارد. مراسم افتتاحیه جشنواره در ۲۸ مه تا ۱ ژوئن ۲۰۰۸ در ۲۲ سالن در شهر نیویورک برگزار شد.
جشنواره جهانی علم، برنامه های ویژه ای برای کودکان، نوجوانان و خانواده ها نیز تدارک دید از جمله آنها می توان به اجرای برنامه های در فضای باز در پارک پل بروکلین اشاره کرد.
برای دیدن فهرستحامیان و همکاران و شریکان به وبگاه رسمی جشنواره سر بزنید.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

علم در دانشنامه آزاد پارسی

عِلم (science)
هر حوزۀ مطالعاتی سازمان یافته یا مجموعه ای منسجم از دانش ها و دانستنی ها، حاصل آزمایش، مشاهده، و استنتاج با هدف توصیف معتبر پدیده ها به کمک ارجاع به دنیای مادی و فیزیکی. فعالیت هایی مثل پزشکی، تماشای ستارگان، و فن شناسی از روزگار باستان در بسیاری از جوامع صورت می گرفت. دانش نظری، به خصوص فیزیک که در گذشته فلسفۀ طبیعی خوانده می شد، از دیرباز حوزۀ اصلی مطالعۀ فیلسوفان بود. انقلاب علمی اروپا از حدود ۱۶۵۰ تا ۱۸۰۰، ترکیبی تازه از مشاهده، آزمایش، و عقلانیت را جایگزین فلسفۀ نظری کرد. در حال حاضر، پژوهش علمی متضمن کُنش متقابل بین عقیده، فرضیه، آزمایش، مشاهده، و استنتاج است. موضوعی که فلسفۀ علم خوانده می شود، ماهیّت این کُنش پیچیده و گسترش توانایی آن را در دسترسی به واقعیت جهان مادّی بررسی می کند. از دیرباز مشخص بود که استقرای ناشی از مشاهده توضیحی مبتنی بر منطق به دست نمی دهد. در قرن ۲۰، کارل پوپر روش علمی را به مثابۀ آزمون تجربی افکار یا فرضیه های یک دانشمند توصیف کرد. منشأ و نقش افکار و وابستگی متقابل آن ها با مشاهده را متفکر امریکایی، تامس ساموئل کوهن، بررسی کرد و آن ها را در دو زمینۀ تاریخی و جامعه شناختی قرار داد. جامعه شناسی علم چگونگی وضع نظریه ها و قوانین علمی را بررسی می کند و امکان واقع بینی در هر کوشش علمی را مورد پرسش قرار می دهد. یکی از مباحث بحث بر انگیز، جانشینی واقع گرایی علمی با نسبیت گرایی علمی به گونه ای است که پاول فایرابند مطرح کرد. پرسش هایی دربارۀ کاربرد مناسب علم و نقش آموزش علم نیز ساختار این زمینۀ مطالعاتی را دگرگون ساخته است. علم امروزه به حوزه های مستقل مطالعاتی ازجمله اخترشناسی، زیست شناسی، زمین شناسی، شیمی، فیزیک، و ریاضیات تقسیم می شود. با این حال، بسیاری از تلاش های اخیر در این جهت بوده است که رشته های مستقل سنتی را به صورت بخش هایی مثل علوم زیستی و علوم زمینی تلفیق کنند. به مجموع این دو حوزه معمولاً علوم طبیعی اطلاق می شود. علوم فیزیکی شامل ریاضیات، فیزیک، و شیمی است. کاربرد علم در مقاصد عملی، فناوری نام دارد. علوم اجتماعی بررسی سازمان یافتۀ رفتار انسان است و حوزه هایی نظیر انسان شناسی، اقتصاد، روان شناسی، و جامعه شناسی را دربر می گیرد.

علم در جدول کلمات

علم
دانش
علم آموختن
دراست
علم احصائیه
امار
علم احصاییه
امار
علم استفاده از منابع
اقتصاد
علم اطلاع رسانی
انفورماتیک
علم اعداد
ریاضی
علم اعداد در یونان
ارثماطیقی
علم اقتصاد
اکونومی
علم الاجتماع
جامعه شناسی

معنی علم به انگلیسی

knowledge (اسم)
سامان ، اگاهی ، اطلاع ، معرفت ، علم ، بصیرت ، فضیلت ، عرفان ، دانش ، دانایی ، وقوف
sign (اسم)
اعلان ، اثر ، نشان ، نشانه ، صورت ، علم ، تابلو ، رمز ، علامت ، ژست ، ایت ، امضاء ، نشان گذاشتن
banner (اسم)
نشان ، درفش ، پرچم ، شعار ، بیرق ، علم ، سرصفحه
flag (اسم)
پرچم ، بیرق ، علم ، سنگ فرش ، زنبق ، برگ شمشیری ، جاده سنگ فرش ، دم انبوه و پشمالوی سگ
standard (اسم)
نشان ، پرچم ، شعار ، علم ، قالب ، معیار ، استاندارد ، الگو ، نمونه قبول شده
ensign (اسم)
اشاره ، نشان ، گروه ، دسته ، پرچم ، علم ، ناوبان دوم ، پرچمدار ، نشان افتخار ، نشان رسمی ، سربازی که حامل پرچم است
science (اسم)
معرفت ، علم ، دانش
symbol (اسم)
اشاره ، نشان ، علم ، رقم ، رمز ، مظهر ، نماد

معنی کلمه علم به عربی

علم
راية , علم ، إِحَاطَة
تنجيم
غش
اقتصاد
علم الاجناس البشرية
علم الزراعة
نظافة
فصاحة
جغرافية
حساب
مالية
علم اللآهوت
بستنة
متري
کيمياء
طب
علم وظائف الاعضاء
علم البيئة
فصاحة
علم الفلک

علم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مهدی میرجلیلی ١١:١٥ - ١٣٩٦/٠٧/١٧
دانش
|

نگین ٢١:٤٩ - ١٣٩٦/٠٨/١٤
دانش
|

ناشناس ٢٠:٤٥ - ١٣٩٦/٠٩/٠٢
برپا کردن
|

ناشناس ١٦:٤٢ - ١٣٩٦/٠٩/٠٩
شناخت،درک محیطی در آن زندگی می کنیم
|

سید میثم نقاش ١٣:١٩ - ١٣٩٦/١٢/٢٧
عَلَم - پرچم . نام نوعی پرچم در درخش خراسان جنوبی که شامل یک طوق بشکل گل و... و یک قطعه چوب بلند بطول حدود 3متر که با پارچه هایی زیبا آذین شده و در مراسم عزاداری اباعبدا...الحسین مورد استفاده قرار میگیرد
|

مهدیه ٠٧:١٣ - ١٣٩٧/٠٣/٠٦
درک‌حقیقت
|

ناشناس ١٩:١٧ - ١٣٩٧/٠٧/١٤
دانش.فهم.درک
|

شهریار آریابد ٠٨:٢٧ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
واژه علم در زبان اوستایی ، پارسی و پهلوی برابر با " چیستا " می باشد و در انگلیسی به آن " ساینس: scienc " گویند که جایگاهی بالاتر از " دانش یا knowledge " است.
|

yashar.h ١١:٠٨ - ١٣٩٨/٠١/٠٧
دانش
|

سینا ساعدی ١١:٠٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٨
عِلم:دانش،دانایی،دانستن،آگاهی،اطلاع،
شناخت و معرفت نسبت به امر یا موضوع یا
مطلبی یا چیزی یا واقعه و رخدادی و....
عِلم در لغت به معنای دانستن در برابر ندانستن
(جهل)است،بنابراین آن که میداند عالِم است و آن که نمیداند جاهل.
عَلَم:پرچم،بیرق،درفش،لوا،رایت،علامت یک کشور یا دسته یا حزب و...
پارچه ای سفید یا رنگین منقوش به نقوش مختلف که بر سر چوب یا میله کنند و علامت و نشان یک کشور یا دسته یا حزب و...باشد.
|

اشکان ٠٦:٣٧ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢
واژهای عربی و زشت و البته بی معنی
واژه های زیبای ایران ویدا و چیستا و .. داریم
یکی از واژه های خوب ، جای این واژه زشت و بی معنی " داناگی " است که کردها هم خانواده این واژه را بکار می برند که " زانست " است
واژه علم را جا انداختن تا فارسی زبان وقتی که در قرآن این واژه یا واژه های همخانواده آن را می بیند گمان کند که قرآن علم گرا است
|

مهدی مطهرنیا ٢٣:٠٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٦
دانایندگی
|

مهدی مطهرنیا ٢٣:١١ - ١٣٩٨/٠٥/١٦
دانایندگی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Reyhaneh > get to know
جواد طایفی > Eurious
sina > tip over
Mah > Tug of love
محسن نجات حسینی > نظرات
مسعو ذهنیان > انگوری
عباس کاظمی > compresores
reza > providence

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• علم چيست   • تفاوت علم و دانش چیست؟   • علم محرم   • علم عزاداری   • علم امام حسین   • علم چیست pdf   • انواع علم   • علم عاشورا   • معنی علم   • مفهوم علم   • تعریف علم   • معرفی علم   • علم یعنی چی   • علم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی علم
کلمه : علم
اشتباه تایپی : ugl
آوا : 'alam
نقش : اسم
عکس علم : در گوگل


آیا معنی علم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )