انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1069 100 1

علوفه

/'olufe/

مترادف علوفه: علف، علفه، علیق

معنی علوفه در لغت نامه دهخدا

علوفة. [ ع َ ف َ ] (ع اِ) هرچه ستور بخورد آنرا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آنچه از علف خورند. (ازلسان العرب ). ج ، عُلَف (اقرب الموارد)، عُلْف (منتهی الارب )، عَلائف. (لسان العرب ). عُلوفه (در تداول فارسی زبانان ). || (ص ) ناقه و گوسپند که علوفه به خوردن دهی آن را و به چرا نگذاری. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شتر ماده یا گوسفندی که برای فربه شدن ، علف داده شود و به چرا فرستاده نشود. (از لسان العرب ). این لغت برای مفرد و جمع به کار میرود. (از اقرب الموارد). رجوع به عَلیفة و مُعلّفة شود. گوسفند پرواری. || شتر طلح خوار. (منتهی الارب ).

علوفة. [ ع ُ ف َ ] (ع اِ) ج ِ عَلَف. رجوع به علف و نیز رجوع به أعلاف و عِلاف شود. و در تداول فارسی زبانان جمع آن علوفات آید. خوراک ستور از کاه و جو و علف و یونجه و جز آن که چرام و چرامین و چرایین و واش نیز گویند. (ناظم الاطباء). || خوردنی و خوراک. (غیاث ). ارزاق و توشه و آذوقه خاصه در مورد ستور : سعید بیامدو به در درقان فرودآمد، او را بسیار نزل و علوفه آوردند و دوهزار مرد از ایشان با او ایستادند و از آنجا بر پی خزریان رفتند. (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ).
فراوان گرفتند و انداختند
علوفه چهل روزه برساختند.
فردوسی.
چون امیر اسماعیل خبر یافت که عمرولیث تدارک حرب میسازد، وی سپاه خویش را گرد کرد و علوفه ٔ ایشان داد.(تاریخ بخارا). در یک روز امیر اسماعیل سپاه عمرولیث را بنواخت و علوفه داد و همه را نزدیک عمرولیث فرستاد. (تاریخ بخارا). حالی کوچ کرد و به بلخ رفت تا ماده ٔ طمع ایشان از آن نواحی منقطع گردد و راه زاد و علوفه بر ایشان بسته شود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 266).

معنی علوفه به فارسی

علوفه
خوارک ستور، آنچه چهارپایان بخورندازکاه وجووعلف
( اسم ) ۱ - آنچه که ستور آن را بخورد از کاه و جو و علف . ۲ - علف . ۳ - مالیاتی که برای تهیه علوفه مامورانی که از دهات عبور می کردند وصول می شد ( ایلخانان قاجاریه ) .
[baler] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] ماشینی برای فشرده کردن علوفه و بسته بندی آن
( صفت ) کسی که علوفه حیوانات بوی سپرده است .
[ley farming] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] کشت تناوبی خانوادۀ نیامداران به خصوص یونجه های یک ساله و شبدر در تناوب با غلات
[forage harvester] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] ماشینی که علوفه را درو می کند یا علوفۀ دروشده را از زمین برمی دارد و پس از خرد کردن و بسته بندی به وسیلۀ نقلیۀ دیگری منتقل می کند
[ensilage] [علوم و فنّاوری غذا] فرایند نگهداری و ذخیره سازی علوفه در حجم انبوه در سیلو
[wafered hay, pelleted feed] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] قطعۀ کوچک و قرص مانندی که از فشرده سازی علوفۀ خشک درست می کنند

معنی علوفه در فرهنگ معین

علوفه
(عُ فِ) [ ع . علوفة ] (اِ.) خوراک چهار - پایان .

معنی علوفه در فرهنگ فارسی عمید

علوفه
۱. (زیست شناسی) = علف
۲. [قدیمی، مجاز] آذوقه.

علوفه در دانشنامه ویکی پدیا

علوفه
علوفه به گیاهانی گفته می شود که به منظور تغذیه حیوانات اهلی و دام کاشته می شود. علوفه ممکن است دربرگیرنده مواد حبوبات نرم، ته مانده محصولات کشاورزی و خود محصولات کشاورزی تولید شده به منظور تولید علوفه باشد.
علوفه هیدروپونیک
یونجه
شبدر
علوفه حیوانات محافظت شده باید نرم باشد و از مواد علوفه ای برش داده شده به وجود می آید.
علوفه (به انگلیسی: Fodder) غذای چهارپایان، دام و نیز حیوانات اهلی است که شامل تمامی گیاه با برگ، ساقه و دانه های آن مانند ذرت و سورگوم می باشد.
فهرست برخی گیاهان علوفه ای مورد استفاده برای تغذیه دام
عکس علوفه
بسته بند یا بیلر یک ادوات برای ماشین آلات کشاورزی است که برای فشرده سازی علوفه بریده شده و جمع آوری شده (مانند یونجه، پنبه، کلش کتان یا علوفه سیلاژ) به شکلی که بتوان آسان حمل ونقل و ذخیره کرد، عمل می کند. اغلب اشکال بسته بندها برای خشک شدن و حفظ برخی ویژگی های ذاتی (به عنوان مثال ارزش تغذیه ای) گیاهان پیکربندی شده اند (مانند گرد که از نفوذ باران جلوگیری می کند). معمولاً گونه های مختلفی از بسته بندها استفاده می شوند و هر کدام یک نوع متفاوت از شکل – مستطیل یا استوانه در اندازه های مختلف و با ریسمان، تسمه، بند پلاستیکی یا سیم دوخته می شوند.
ویکی پدیا انگلیسی
بسته بندهای صنعتی نیز در بسته بندی موادبازیافتی در درجه اول برای بسته بندی فلزات، پلاستیک یا کاغذ برای حمل ونقل استفاده می شود.
گاری علوفه یک نقاشی است که توسط جان کانستبل در سال۱۸۲۱ تمام شد.این نقاشی صحنه رعیتی روی رودخانه استار در بین شهرستان های سافک و اسکس است، که در نگارخانه ملی لندن نگهداری می شود و به عنوان مشهورترین کار جان کانستبل شناخته می شود. و یکی از بزرگترین و محبوبترین نقاشی های انگلیسی است.
جان کانستبل


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

علوفه در جدول کلمات

علوفه ای مخصوص گاو
ار
علوفه گاو
ار
علوفه مخصوص گاو
ار
گیاه علوفه ای
شبدر

معنی علوفه به انگلیسی

feed (اسم)
خورد ، خورش ، خوراک ، علوفه
keep (اسم)
توجه ، حفاظت ، امانت داری ، علوفه ، نگاهداری
provision (اسم)
ماده ، شرط ، بند ، قید ، اغذیه ، علوفه ، توشه ، تهیه ، قوانین ، تدارک ، شرط کردن
fodder (اسم)
علف ، علوفه ، علیق ، علوفه دادن ، سورسات
forage (اسم)
علف ، علوفه ، علیق ، سورسات ، تلاش و جستجو برای علیق
provender (اسم)
غذا ، علف ، علوفه ، علیق ، سورسات ، خواربار ، اذوقه
feed-stuff (اسم)
علوفه ، خوراک حیوانات

معنی کلمه علوفه به عربی

علوفه
استمرار , علف

علوفه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد ٠٩:٣١ - ١٣٩٧/١١/٢٤
در پهلوی " واستر " برابر نسک فرهنگ کوچک زبان پهلوی نوشته مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
|

نیازعلی شمس ٠٩:٢٣ - ١٣٩٨/٠٤/١٩
با درود به پارسی دوستان گرانسنگ
واستر گویا به واژه استر برمی‌گردد چنانکه معین در واژه نامه خود آورده:
واستریوش
(تَ) [ په . ] (اِ.) کشاورز و آن یکی از طبقات چهارگانة عهد ساسانی به شمار می رفته . ج . واستریوشان .
واستریوش بد
(بذ) ( واستریوش بد . بَ) [ په . ] (اِ.) رییس طبقة کشاورزان (عهد ساسانی ).
از سویی واژه چره را در دهخدا بنگرید:
چره . [ چ َ رَ/ رِ ] (اِمص ) عمل چریدن . چرا. چرا کردن . رجوع به چره کردن شود.
◄ (اِ) قسمی علف خوراک حیوان است . (فرهنگ نظام ).
◄ خوراک مخصوصی که شبها بعد از شام میخورند، با لفظ شب (شب چره ) استعمال میشود. (فرهنگ نظام ) . با کلمه ٔ �شب � و �لب � بصورت �شبچره � و �لبچره � ترکیب شود و معنی خوردنی های شور یا شیرینی را دهد که شب هنگام بعضی اشخاص چون گرد هم آیند بدانها تنقل کنند.
♦ شبچره ، لبچره ؛ خوردنی هایی از نوع نقل و آجیل را گویند که چون عده ای شب هنگام گرد هم آیند بخوردن آنها سرگرم شوند. رجوع به لب چره شود.
علوفه همان گیاه خشک شده است،اکنون با آمیختن دو واژه خشک و چره واژه (خشک‌چره یا خشک‌چر یا خشکه‌چر) یا همان کاه برابر علوفه بدست می‌آید.
بادرود





|

نیازعلی شمس ٠٦:٣٨ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠
بادرود دوباره
بنده در واژه ناه دهخئا این واژه را یافتم:
گیهه
گیهه . [ هََ/ هَِ ] (اِ) علیق . (ناظم الاطباء) . از قبیل کاه و ینجه و جز آن که خوراک ستوران باشد.
◄ تموش . (ناظم الاطباء) (از اشتنگاس ). بته ٔ خار. خاربن .
◄ تمشک جنگلی .
با سپاس

|

احد واعظ افشار ١٥:٠١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٤
واش
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• علوفه دام   • قیمت علوفه هیدروپونیک   • قیمت دستگاه تولید علوفه هیدروپونیک   • آموزش تولید علوفه هیدروپونیک   • روش ساخت دستگاه تولید علوفه هیدروپونیک   • خرید دستگاه تولید علوفه هیدروپونیک   • معایب علوفه هیدروپونیک   • دستگاه تولید علوفه به روش هیدروپونیک و ارگانیک   • معنی علوفه   • مفهوم علوفه   • تعریف علوفه   • معرفی علوفه   • علوفه چیست   • علوفه یعنی چی   • علوفه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی علوفه
کلمه : علوفه
اشتباه تایپی : ug,ti
آوا : 'olufe
نقش : اسم
عکس علوفه : در گوگل


آیا معنی علوفه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )