برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1189 100 1

علوی

/'alavi/

معنی علوی در لغت نامه دهخدا

علوی. [ ع ُل ْ / ع ِل ْ / ع َل ْ ] (از ع ،ص نسبی ) منسوب به «علو» خلاف سفل. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || ملک و فرشته. (برهان )(غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). || کوکب. (غیاث ) (برهان ). سیاره. (ناظم الاطباء). || بالا. بالاتر. (دزی از چهارمقاله حاشیه ٔ ص 11). بلندی وسمائی ضد سفلی ، که منو نیز گویند. (ناظم الاطباء).
- علوی گهر ؛ آسمانی اصل. بلندقدر. اصیل. بلندپایه :
بچگانْمان همه ماننده ٔ شمس و قمرند...
تابناکند از آنروی که علوی گهرند.
منوچهری.
- آباء علوی ؛ نه فلک یاهفت ستاره. (غیاث ). و رجوع به آباء شود : اما چون این عالم کمال یافت و اثر آباء عالم علوی در امهات عالم سفلی تأثیر کرد... (چهارمقاله ص 11).

علوی. [ ع ُ وی ی ] (ص نسبی ) منسوب به «عالیه ٔ» نجد (برخلاف قیاس ). رجوع به «عالیة» و عالی شود. و در شعر مراربن منقذ فقعسی آمده است :
اًذا هب علوی الریاح وجدتنی
کأنی لعلوی الریاح نسیب.
(از معجم البلدان ).
و نیز رجوع به منتهی الارب واقرب الموارد شود.

علوی. [ ع ُل ْ ] (اِخ ) مصطفی. وی از فضلای مصر است که در سال 1267 هَ. ق. متولد شد و در 1302 هَ. ق. در سن سی وپنج سالگی درگذشت. او راست : الثمرة الوافیة، در علم جغرافی. (از معجم المؤلفین ج 12 ص 265 از هدیة العارفین ج 2 ص 449 و معجم المطبوعات ص 1754 و فهرست الخدیویة ج 5 ص 38 و ایضاح المکنون ج 1 ص 347 و فهرس دارالکتب المصریة ج 6 ص 19).

علوی. [ ع َل ْ وا ] (اِخ ) نام اسبی است. (منتهی الارب ).

علوی. [ ع َ ل َ ] (ص نسبی ) منسوب به علی. رجوع به علی شود. کسی که از اولاد علی بن ابی طالب (ع ) باشد. (ناظم الاطباء). مصطلح آن است که کسی را که از اولاد علی و فاطمه (ع ) باشد علوی گویند. (از غیاث اللغات ) (آنندراج ) : چون کار آل برمک بالا گرفت... مردی علوی یحیی بن عبداﷲبن حسن مثنی بن الامام حسن المجتبی بن امیرالمؤمنین... علی بن ابی طالب (ع )... خروج کرد و گرگان و طبرستان بگرفت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 421). جز فرمانبرداری روی نیست که دشمنان بسیار داریم و متهم به علویانیم. (تاریخ بیهقی ص 422). شیادی گیسوان بافت بصورت علویان و با قافل ...

معنی علوی به فارسی

علوی
( میرزا ) حسین بن محسن فقیه و متکلم و شاعر ( و. ۱۲۶۸ - ف. ۱۳۵۲ ه.ق .). وی از شاگردان فاضل اردکانی و میرزا محمد حسن شیرازی و حاج ملا هادی سبزواری است . اوراست : الارجوزه فی الفلسفه العالیه .
( صفت ) منسوب به علی ۱ - کسی که از اولاد علی ع بن ابی طالب باشد ۲ - هر یک از کسانی که پس از قتل عثمان علی ع را به قتل عثمان تهمت نکردند و به عایشه و معاویه نپیوستند مقابل عثمانی جمع : علویه .
یحیی بن قاسم بن عمر بن علی علوی حسنی یمانی صنعانی ملقب به عز الدین
از شعرای مراد خان غازی او را دیوانی است بترکی و در کتاب زبده الاشعار یک بیت از وی نقل شده است
قاسم بن ابراهیم بن صاحب صعده از علما و متکلمین زیدیه و زیدیه قاسمیه بدو منسوبند
کسی بود که از بصره خروج کرد
حسن بن محمد بن یحیی بن حسن بن جعفر حسینی شیعی و مشهور به ابن اخی ابی طاهر مکنی به ابو علی وی نسابه است و در سال ۳۵۸ قمری وفات کرد
سلیمان بن ابراهیم بن عمر علوی تعزی یمنی مکنی به ابوالربیع و ملقب به نفیس الدین وی محدث و صوفی است که در سال ۸۲۵ قمری در تعز از شهرهای یمن فوت کرد
علی بن عثمان بن علی بن عمر علوی طولقی جزائری حسنی خلوی مالکی
احمد بن زین بن علوی بن احمد وی از متصوفه حضرموت است که در سال ۱٠۶۹ قمری در شهر غرفه متولد شد و سپس در دیگر بلاد حضرموت شروع بسیر و سیاحت کرد تا در سال ۱۱۴۵ قمری در ناحیه راشد درگذشت
یحیی بن قاسم بن عمر بن علی علوی حسنی یمانی صنعانی ملقب به عز ا ...

معنی علوی در فرهنگ معین

علوی
(عَ لَ) [ ع . ] (ص نسب .) منسوب به امام علی (ع )،کسانی که از اولاد امام علی (ع ) باشند.
(عُ یا عِ لْ یّ) [ ع . ] (ص نسب .) بالایی ، از عالم بالا.
( ~ عُ یُ) [ ع . ] (اِمر.)پدران آسمانی ، کنایه از: هفت سیاره یا هفت آسمان .

معنی علوی در فرهنگ فارسی عمید

علوی
مربوط به عالَم بالا، بالایی، آسمانی: کواکب علوی.
۱. از نسل یا اولاد علی بن ابی طالب، سیّد.
۲. شیعه.

علوی در دانشنامه اسلامی

علوی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل بوده و یا در معانی ذیل به کار رفته باشد: • علویان، سادات یا بنی هاشم، از تیره هاشم بن عبدمناف، اولاد پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و امام علی (علیه السلام) • آمنه علوی اصفهانی، از زنان دارای اجازه روایت شیعه• ابراهیم بن موسی علوی، فرزند امام موسی بن جعفر (علیهما السلام)، معروف به جزّار و ملقب به مرتضی (د ۲۱۰ق/۸۲۵م)، یکی از ائمۀ زیدیه• احمد بن زین العابدین علوی عاملی، از مشاهیر علمای قرن یازدهم و از شاگردان ممتاز میرداماد و شیخ بهایی• اشتر علوی، اَشْتَرِ عَلَوی ، عبدالله بن محمد نفس زکیّه (مق ۱۵۱ق /۷۶۸م)، از رجال مشهور علوی • حسین بن موسی علوی، نقیب نقبای طالبیین در نیمه دوم قرن چهارم، پدر شریف رضی و سیدمرتضی علم الهدی• سید عادل علوی، از علمای معاصر شیعه• سید محمد علوی مالکی، از علمای معاصر اهل سنت در قرن چهاردهم هجری قمری• سید محمد علوی مقدم، از ادبای معاصر• میر محمّد اشرف علوی عاملی ، از علمای قرن دوازدهم هجری قمری• صالح علی علوی، از علمای مجاهد ضد استعمار سوریه در قرن چهاردهم هجری/ نوزدهم و بیستم میلادی• محمد بن علی علوی، از علمای شیعه در قرن پنجم هجری• تاج العلاء علوی، تاج العُلی عَلَوی، اشرف بن اَعَزّ/ اَغَرّ، نَسَب شناس، عالم، شاعر و مفسر شیعی در قرن ششم و هفتم• مظفر بن فضل العلوی، متخصص در شعر و ادبیات• آقا بزرگ علوی، از ادباء و نویسندگان دوره پهلوی
...
علوی اصفهانی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • سیددولتشاه علوی اصفهانی، از بزرگان اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری• آمنه علوی اصفهانی، از زنان دارای اجازه روایت شیعه در اصفهان• ابومحمد حمزة بن عباس حسینی علوی اصفهانی، از محدّثین و مشایخ صوفیه در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری در اصفهان• سیدابومحمد حسن بن محمد علوی حسنی کرانی اصفهانی، از محدّثین و سادات جلیل القدر اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری• سیداحمد بن زین العابدین علوی عاملی اصفهانی، از علما و فضلای اصفهان و از شاگردان میرداماد و ...


علوی در دانشنامه ویکی پدیا

علوی
علوی به معنی منسوب به علی است و ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
هرکسی از خاندان علی بن ابی طالب
شیعه
علوی، مسلمانی اعم از «شیعه» و «سنی»، که علی را خلیفه می دانستند، (در مقابلِ عثمان).
علویان، شاخه ای از شیعیان که عمدتاً در ترکیه و سوریه اند
علویان (ترکیه)، فرقه ای مذهبی در ترکیه
علویان (سوریه)، فرقه ای مذهبی در سوریه
علوی عمدتاً یعنی کسی که منسوب به علی بن ابی طالب امام نخست شیعیان باشد و در طول تاریخ به پیروان وی اطلاق شده است. این واژه به این موردها اشاره دارد:
علوی (ملایر)، روستایی از توابع بخش جوکار شهرستان ملایر در استان همدان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان ترک شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۲۶۶۰ نفر (۷۹۸خانوار) بوده است.
علوی (کاشان)، روستایی از توابع بخش نیاسر شهرستان کاشان در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان نیاسر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۵۸ نفر (۱۸۳خانوار) بوده است.
علیرضا علوی تبار، سردبیر روزنامه صبح امروز
هدایت علوی تبار، استادیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی
عبدالعلی علوی تبار، پژوهشگر ایرانی حوزه اعتیاد
سید محمدحسین خان فرزند محمدهادی عقیلی علوی خراسانی شیرازی، پزشک و داروشناس قرن دوازدهم هجری قمری است. محمدحسین خان خواهرزاده حکیم محمدهاشم علوی خان شیرازی، طبیب مشهور قرن دوازدهم هجری است. از تاریخ تولد و وفات وی اطلاعی در دست نیست. دربارهٔ شرح حال و سرگذشتش نیز آگاهی اندکی داریم.
C.A. Storey, Persian Literature ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

علوی در دانشنامه آزاد پارسی

عَلَوی
در لغت: منسوب به علی و در تداول: پیرو و شیعۀ علی (ع) شیعیان و پیروانِ امامتِ علی بن ابیطالب (ع) و اولاد او. علوی به معنی اخص به فرزندان علی (ع) از حضرت فاطمه (س)، یعنی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و اولاد آن ها، اطلاق می شود. چنان که علویان اولادِ امام حسن (ع) را علویان حسنی و علویانِ اولاد امام حسین (ع) را علویان حسینی می نامند. در ترکیه شیعیان را علوی نیز گویند. میان علوی و علویه (عموم غُلاتی که برای علی (ع) مقام الوهیت قائل اند و در مقابلِ محمدیه قرار دارند) فرق است.

نقل قول های علوی

علوی منسوب به علی ابن ابی طالب و تشیع؛ ممکن است به نام خانوادگی افراد زیر اشاره کند:

ارتباط محتوایی با علوی

علوی در جدول کلمات

داستانی نوشته بزرگ علوی از نویسندگان معاصر
چمدان

معنی علوی به انگلیسی

high (صفت)
رشید ، علیه ، با صدای بلند ، بلند ، خوشحال ، علوی ، خشن ، عالی ، گزاف ، مرتفع ، زیاد ، عالی مقام ، عالیجناب ، علی ، متعال ، بو گرفته ، بلند پایه ، رفیع ، وافرگران ، تند زیاد ، با صدای زیر ، اندکی فاسد
astral (صفت)
خیال اندیش ، شبیه ستاره ، ستارهای ، علوی
heavenly (صفت)
علوی ، آسمانی ، سماوی ، روحانی ، بهشتی
celestial (صفت)
علوی ، آسمانی ، سماوی ، الهی ، فلکی
empyrean (صفت)
علوی ، آسمانی ، عرشی
supernal (صفت)
بلند ، علوی ، آسمانی ، بهشتی ، وابسته به عالم بالا
ethereal (صفت)
علوی ، رقیق ، نازک ، آسمانی ، سماوی ، روحانی ، اثیری ، اتری

معنی کلمه علوی به عربی

علوی
سماوي , نجمي

علوی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کورش رضاپور
"علوی"نام یک فرقه پرجمعیت مذهبی در ترکیه است که بیشتر در منطقه آناتولی پراکنده هستند و باورها و مناسکمخصوص به خود را دارند.
بعضی از پژوهشگران آنها را فرقه ای در حاشیه اسلام رسمی و از غلات شیعه به حساب می آورندو برخی دیگر این مذهب را آمیزه ای از زرتشتی گری، مسیحیت ، اسلام و آیین های بومی آناتولی دانسته اند.
پیروان این مذهب غالبا کُرد هستند ، اما در بین تُرکها هم پیروان زیادی دارد.
محمد جواد
مربوط به عالم بالا و در ارتباط با خداست.(جوهر علوی).همچنین معنای جوهر=اصل می باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آموزشگاه علوی   • علوی شیراز   • علوی وزیر اطلاعات   • علوی تبریز   • مذهب علوی   • دبیرستان دخترانه علوی   • دبیرستان علوی تهران   • حجت الاسلام علوی   • معنی علوی   • مفهوم علوی   • تعریف علوی   • معرفی علوی   • علوی چیست   • علوی یعنی چی   • علوی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی علوی
کلمه : علوی
اشتباه تایپی : ug,d
آوا : 'alavi
نقش : صفت
عکس علوی : در گوگل

آیا معنی علوی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )