انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1047 100 1

علیت

/'elliyyat/

معنی علیت در لغت نامه دهخدا

علیت. [ ع ِل ْ لی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) علت بودن. رجوع به علت شود.

علیة. [ ع َلی ی َ ] (ع ص ) تأنیث عَلی ّ. بلندمرتبه و رفیعالقدرو بلند و بالا. (ناظم الاطباء). رجوع به عَلی ّ شود.
- حضرت علیه ؛ آستان بلندپایه. ترکیبی است که در عناوین و القاب زنان به کار میبردند.
- دولت علیه ؛ دولت بلندپایه ، که در عناوین دولتها بکار میرفت.
|| (ص نسبی ) زنی که از اولاد حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام باشد. (ناظم الاطباء). و علویه هم بدین معنی آمده است.

علیة. [ ع ِل ْ ی َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عَلی ّ. رجوع به عَلی ّ شود. || شریف و رفیعالقدر و رئیس : هو من علیةالناس ؛ أی من أجلتهم و أشرافهم. (ازمنتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و نیز رجوع به عُلْی و عُلّی ّ و عَلیّة و عُلّیَّة شود.

علیة. [ع ِ لی ی َ ] (ع ص ) شریف و رفیعالقدر و رئیس. (ناظم الاطباء). و رجوع به عِلْیة و عَلیّة و عُلّیّة شود.

علیة. [ ع ِل ْ ل َ ی َ ] (ع ص )شریف و رفیعالقدر و رئیس. (ناظم الاطباء). و رجوع به عِلْیة و عُلّیّة و عَلیّة و عُلْی و عُلّی ّ شود.

علیة. [ ع ِل ْلی ی َ ] (ع ص ، اِ) عُلّیّة. رجوع به عُلّیّة شود.

علیة. [ ع ُل ْ لی ی َ ] (ع ص ) عِلّیّة. شریف و رفیعالقدر و رئیس. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به عِلْیة و عَلّیة و عُلْی و عُلّی ّ شود. || (اِ) برواره و بالاخانه و غرفه. (ناظم الاطباء) (از لسان العرب ). ج ، عَلالی ّ. || یک مشت آب. (ناظم الاطباء).

علیة. [ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام دو کوهست در یمامة. و در آن وادیهای بسیاری است از آن جمله «دَخول » است که امروءالقیس از آن نام می برد. (از معجم البلدان یاقوت ).

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) وی یکی از دختران امام زین العابدین (ع ) امام چهارم شیعیان بود. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 68 از کشف الغمه از شیخ مفید).

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ] (اِخ ) وی یکی از دختران امام موسی کاظم (ع ) امام هفتم شیعیان بود. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 81).

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام دختر مهدی عباسی مشهور به «عباسة» است که ادیب و شاعر بود (106 - 210 هَ. ق.). وی در شعرهای خود آهنگهای زیبایی به کار می برد و برادرش هارون الرشید در اکرام و احترام او مبالغه می کرد. وی را دیوان شعری است. (از معجم المؤلفین از عیون التواریخ ابن شاکر کتبی ج 3 ص 254 و نزهةالجلساء فی اشعار النساء سیوطی ص 9 و الوافی صفدی ج 12 ص 229 والفهرست ابن الندیم ج 1 ص 164 و الاغانی اصفهانی ج 10ص 162 و ایضاح المکنون بغدادی ج 1 ص 520 و اعلام النساء عمر رضا کحالة ج 3 ص 334). و رجوع به عباسة شود.

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام دختر زریاب آوازه خوان بود. او را عمری طولانی بود آنچنانکه در حیاتش هیچ یک از افراد خاندانش زنده نبودند. (از اعلام النساء عمر رضا کحالة از نفح الطیب مقری ).

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام دختر جودت پاشا مورخ قرن اخیر بود. وی از زنان نویسنده و داستانسرای قرن حاضر بود که در اسلامبول پرورش یافت و کتب بسیاری در موضوعهای اجتماعی و داستانی تألیف کرد که از آن جمله کتاب «المراءة المسلمة» است. رجوع به اعلام النساء شود.

معنی علیت به فارسی

علیت
( مصدر ) علت بودن .
علت بودن
[causality] [فیزیک] اصلی که بنا بر آن احتمال وقوع حالت های آینده و مقادیر چشم داشتی مشاهده پذیرِ سامانۀ کوانتومی را می توان از وضعیت کنونی آن به دست آورد متـ . اصل علیت causality principle
[causation, causality] [علوم سلامت] رابطۀ علت و معلولی میان یک بیماری و علت ها و عوامل ایجادکنندۀ آن
[causality principle] [فیزیک] ← علیت 1
[web of causation, causal web] [علوم سلامت] نظریۀ پیوستگی متوالی علل چندگانۀ بیماری ها و سایر وقایع مربوط به سلامت در همه گیرشناسی و سلامت همگانی

معنی علیت در فرهنگ معین

علیت
(عِ یَّ) [ ع . علیة ] (مص جع .) علت بودن .

علیت در دانشنامه اسلامی

محور همه تلاش های علمی را کشف روابط علّی و معلولی بین پدیده ها تشکیل می دهد و اصل علّیت بعنوان یک اصل کلّی و عام، مورد استناد همه علومی است که درباره احکام موضوعات حقیقی، بحث می کنند. و از سوی دیگر، کلّیت و قطعیّت هر قانون علمی، مرهون قوانین عقلی و فلسفیِ علّیت است و بدون آنها نمی توان هیچ قانون کلّی و هیچ قانون قطعی را در هیچ علمی به اثبات رسانید. و این یکی از مهم ترین نیازهای علوم به فلسفه می باشد.
نقش کلیدی و مهم اصل علیت را در فلسفه دین و در آثار دیگر فلسفی می توان به وضوح مشاهده کرد. معمولا یک بخش از کارهای فیلسوفان بزرگ به رابطه علیت اختصاص یافته است. با کمی دقت در برهان های عقلی که تاکنون برای اثبات وجود خدا مطرح شده اند، می توان رد پای علیت را به راحتی یافت. برهان های جهان شناختی از قبیل برهان حرکت، حدوث و امکان همگی در نهان خود بر مبنای درک انسان ها از مفهوم علیت استوار هستند. فراتر از این، برهان هایی نظیر برهان نظم نیز ریشه ای در مفهوم علیت دارند. آنجایی که فیلسوف استدلال می کند که هر نظمی نیاز به ناظمی دارد، در درون خود می داند که علت نیاز ناظم در ایجاد نظم نوعی رابطه علی است.
نظرات مختلف در این اصل
نکته جالب توجه در مورد اصل علیت گستره وسیع نظرات متفاوت در مورد آن است. دیوید هیوم فیلسوف تجربه گرای اسکاتلندی که از اساس با مفهوم علیت مخالف بود هیچ دلیلی برای اثبات آن را نمی پذیرفت. اما نوئل کانت فیلسوف آلمانی عصر روشن گری اصل علیت را در مقولات فاهمه خود می گنجاند. فیلسوفان مسلمان نیز مانند غربیان هر یک آرای منحصر به فردی در مورد این مسئله دارند که بر اساس استنباط آنها از جهان پیرامون شکل گرفته است. در ذیل به اختصار به دیدگاه های چند تن از ایشان اشاره کرده و در آخر یکی از ملحقاتی که علامه طباطبایی بر اساس فلسفه صدرایی به اصل علیت افزوده اند بیان خواهد شد.
مفاد اصل علّیت
اصل علّیت عبارت است از قضیّه ای که دلالت بر نیازمندی معلول به علّت دارد و لازمه اش این است که معلول بدون علّت، تحقق نیابد.
← در قالب قضیه حقیقیه
...
تقدم یعنی جلو و پیش و در مرتبت اول و متقدم یعنی امری که از جهتی از جهات جلو و قبل باشد و وضع تاخر مقابل تقدم است.
بنابر مشهور بر پنج قسم است؛ یا موجود متقدم با موجود متاخر قابلیت اجتماع را دارند یا نه. اگر قابل اجتماع نباشند، تقدم آنها از نوع تقدم به زمان است ولی اگر قابل اجتماع باشند، خودش بر دو نوع است؛ یا متاخر به نوعی محتاج متقدم است که در این قسم، یا موجود متقدم علت تامه متاخر است که تقدم متقدم بر متاخر از نوع تقدم به علیت است و یا علت تامه متاخر نیست تقدمش به طبع است؛ مانند تقدم واحد بر اثنین. در صورتیکه متاخر محتاج به متقدم نباشد نیز دو صورت ممکن دارد؛ یا تقدم و تاخر بر ماخذ ترتب است به اینکه مثلا شی ء به مبدا محدود نزدیکتر از غیرش باشد که تقدم مذکور را تقدم به وضع و مرتبه گویند؛ مانند تقدم جنس بر فصل و صف اول بر صف دوم و اگر بر حسب ترتیب و قرب و بعد نباشد تقدم بالشرف است. متکلمان قسم ششمی به تقدم اضافه کرده اند که تقدم بالذات باشد؛ مانند تقدم اجزاء زمان بر یکدیگر. میرداماد نیز تقدم دهری را ارائه نموده است و می توان تقدم مفارقات را بر مادیات و تقدم عالم عقل بر عالم مثال و تقدم عالم مثال برعقل را تقدم دهری دانست و او تقدم ذات حق را بر ماسوی الله، تقدم سرمدی و تقدم انفکاکی نامیده است. نکته ای که در تقدم و تاخر مهم است این است که گاه انواع تقدم ها و یا چند نوع از آن، در بین دو امر صادق است؛ مانند تقدم به علیت که علت هم از این جهت متقدم بر معلول است و هم به واسطه مرتبه و هم به شرف و در علت علل (علت همه علت ها که دیگر معلول چیزی نیست و همان ذات واجب است.) همه انواع تقدم ها وجود دارد.
تقدم یعنی جلو و پیش و در مرتبت اول و متقدم یعنی امری که از جهتی از جهات جلو و قبل باشد و وضع تاخر مقابل تقدم است.
بنابر مشهور بر پنج قسم است؛ یا موجود متقدم با موجود متاخر قابلیت اجتماع را دارند یا نه. اگر قابل اجتماع نباشند، تقدم آنها از نوع تقدم به زمان است ولی اگر قابل اجتماع باشند، خودش بر دو نوع است؛ یا متاخر به نوعی محتاج متقدم است که در این قسم، یا موجود متقدم علت تامه متاخر است که تقدم متقدم بر متاخر از نوع تقدم به علیت است و یا علت تامه متاخر نیست تقدمش به طبع است؛ مانند تقدم واحد بر اثنین. در صورتیکه متاخر محتاج به متقدم نباشد نیز دو صورت ممکن دارد؛ یا تقدم و تاخر بر ماخذ ترتب است به اینکه مثلا شی ء به مبدا محدود نزدیکتر از غیرش باشد که تقدم مذکور را تقدم به وضع و مرتبه گویند؛ مانند تقدم جنس بر فصل و صف اول بر صف دوم و اگر بر حسب ترتیب و قرب و بعد نباشد تقدم بالشرف است. متکلمان قسم ششمی به تقدم اضافه کرده اند که تقدم بالذات باشد؛ مانند تقدم اجزاء زمان بر یکدیگر. میرداماد نیز تقدم دهری را ارائه نموده است و می توان تقدم مفارقات را بر مادیات و تقدم عالم عقل بر عالم مثال و تقدم عالم مثال برعقل را تقدم دهری دانست و او تقدم ذات حق را بر ماسوی الله، تقدم سرمدی و تقدم انفکاکی نامیده است. نکته ای که در تقدم و تاخر مهم است این است که گاه انواع تقدم ها و یا چند نوع از آن، در بین دو امر صادق است؛ مانند تقدم به علیت که علت هم از این جهت متقدم بر معلول است و هم به واسطه مرتبه و هم به شرف و در علت علل (علت همه علت ها که دیگر معلول چیزی نیست و همان ذات واجب است.) همه انواع تقدم ها وجود دارد.
تقدم به علیت
تقدم به علیت عبارتست از اینکه وجود متقدم علت وجود متاخر باشد و همانطور که در وجود بر آن تقدم دارد در وجوب نیز متقدم بر آن هست؛ بنابراین تقدم علت تامه که وجوب وجود معلول به واسطه آن محقق می شود را تقدم علی و تاخر معلول از علت تامه خود را تاخر علی می نامند؛ زیرا این علت متقدم است که سبب متاخر است. معلول تا وجوب و ضرورت نیابد و همه ابواب عدم آن بسته نشود، معدوم نمی گردد. و این است معنای قاعده فلسفی «الشیء ما لم یجب لم یوجد». ازسوی دیگر معلول، این وجوب و ضرورتش را از اول نداشته است و از علت تام خود گرفته است. و علت نیز اگر این وجوب را نداشته باشد، نمی تواند آن را به دیگری بدهد. از این جهت است که عقل ، یک نحوه تقدم و تاخری را میان علت و معلول نسبت به وجوب و ضرورت درک می کند. و این ادراک به این صورت است که علت تام و معلول هر دو وجوب و ضرورت وجود دارند و در این جهت مشترک هستند، اما علت تام در وجوب وجود بر معلول خود تقدم دارد و معلول در این جهت از علت خود متاخر می باشد. پس این تقدم میان علت تامه و معلولش برقرار است؛ مانند تقدم آتش بر حرارت . زیرا اگرچه حرارت از لوازم ذاتی آتش است و قابل جدا شدن از آن نیست ولی در اعتبار عقلی و به صورت عقلی می توان گفت که آتش هست ولی حرارت نیست ولی نمی توان گفت که حرارت هست ولی آتش نیست و همین معنی تقدم است. پس این تقدم نشان دهنده یک صفتی در علت هست که بیان کننده بی نیازی علت از معلول و نیاز مندی معلول به علت تامه است؛ مانند تقدم حرکت انگشتان بر حرکت انگشتر. به این بیان که اگر حرکت دست نباشد، حرکت انگشتر نیز ممکن نخواهد بود. پس این ترتیب عقلی را تقدم به علیت می گویند.
ویژگی علت تامه
ا. اگر معلول باشد، عقل گواهی می دهد که علتش نیز هست و وجود علت در این صورت امری مسلم است و محال است که معلول باشد ولی معلول نباشد وگرنه لازم می آید که وجودی که عین ربط به وجود دیگر (علت) است، بدون آن بوجود آمده باشد و این مستلزم خلف ربطی بودن وجود معلول است. ب. وقتی که علت وجود داشت، عقل حکم می کند که معلول این علت نیز باید وجود داشته باشد. زیرا در غیر این صورت، باید فرض شود که وجود مستقلی که قوامش به فاعل بودن و تاثیر گذار بودن است، وجود داشته باشد ولی وجودی که قرار است عین ربط به آن هست و می بایست از آن تاثیر بپذیرد وجود نداشته باشد. ج. اگر علت از بین برود، معلول نیز حقیقتا از بین می رود ولی اگر معلول از بین برود علت از بین نمی رود بلکه از بین رفتن معلول نشان دهنده این است که در وهله اول، علت از بین رفته که معلولش مرتفع شده است. د. معلول این علت، نه تنها در به وجود آمدنش محتاج به علت است بلکه در بقاء نیز وابسته به وجود علتش است. ه. هر نحوه فاصله افتادن میان علت و معلول ممنوع است. زیرا توقف وجود معلول بر وجود علت به واسطه رابطه وجودی است که وجود معلول به واسطه آن وجودی رابط می شود و ذاتا قائم به وجود علت تامه اش می شود. در نتیجه فرض وجود معلول در ظرف زمانی که علت نباشد، مستلزم این است که وجود رابط باشد و وجود مستقل نباشد و این خلف رابط بودن آن است.
تفاوت تقدم علی و طبعی
...
رابطه علیت، از اصطلاحات علم منطق بوده و یکی از انواع علاقه میان مقدم و تالی در قضیه شرطیه متصله لزومیه می باشد.
رابطه علیت، از اصطلاحات علم منطق بوده و یکی از انواع علاقه میان مقدم و تالی در قضیه شرطیه متصله لزومیه می باشد.
اقسام قضیه شرطیه متصله
قضیه شرطیه متصله به حسب نوع لزوم و مصاحبت، به متصله لزومیه و متصله اتفاقیه تقسیم می شود.
← متصله لزومیه
علاقه ای که سبب لزوم میان مقدم و تالی می شود به دو صورت است:
← علاقه و رابطه علیت
...
وصف غیر مشعر علیت، صفت فاقد دلالت بر علّیت مبدأ اشتقاق آن برای ثبوت حکم می باشد.
وصف غیر مشعر علیت، مقابل وصف مشعر علیت بوده و عبارت است از وصفی که هیچ دلالتی بر این ندارد که مبدأ اشتقاق آن، علت برای ثبوت حکم بر موصوفش می باشد، مثل:«رأیت زیدا یوم الجمعة»، که «یوم الجمعه» وصف اصولی است و به علیت اشعار ندارد.
عنوان مرتبط
وصف مشعر علیت .

علیت در دانشنامه ویکی پدیا

علیت
علیت رابطهٔ بین یک رویداد (علت) و رویدادی دوم (اثر یا معلول) است که در آن، رویداد دوم نتیجهٔ رویداد نخست است. این نیز به بٌن و بَر شناخته می شود.
علت لازم : اگر وجود یک چیز برای تحقق و وجود یک چیز دیگر لازم باشد . مثلا وجود « X » برای تحقق و وجود « Y » لازم باشد .
علت کافی: x است اگر وجودش برای تحقق و وجود y کافی باشد. در اینجا با وجود x وجود y ضرورت می یابد. علت کافی قطعاً لازم نیز هست.
علت مشارکت کننده: x است اگر قبل از y موجود باشد، برای وجود y لازم نباشد، و تغییرش موجب تغییر y شود.
اگر وجود الف و ب را با یکدیگر مقایسه کنیم و ببینیم که الف موجودی است که تحقق موجود دیگر، یعنی ب، موقوف بر آن است، وجود الف را علت و وجود ب را معلول می گوییم.
علت ها بر سه قسم اند: «علت های لازم (ناقصه/مجبره)»، «علت کافی (تامّه/ مختاره/ حقیقیه)» و علت مشارکت کننده (دخیل، سهیم)
علت را به اقسام دیگری نیز تقسیم کرده اند:
در آمار، علیت گرانجر (به انگلیسی: Granger causality) یک آزمون فرض آماری است برای تشخیص علیت میان سری های زمانی. این آزمون براساس این اصل است که «علت از نظر زمانی بر معلولش مقدم است.» بنابراین هرگاه مقادیر گذشتهٔ سری زمانی X ( t ) {\displaystyle X(t)} در پیش بینی مقادیر آیندهٔ سری زمانی دیگر Y ( t ) {\displaystyle Y(t)} به طرز معناداری کمک کند بیشتر از آنچه مقادیر گذشتهٔ خود Y ( t ) {\displaystyle Y(t)} می تواند کمک کند گوییم فرآیند X {\displaystyle X} علت فرآیند Y {\displaystyle Y} است در معیار گرانجر. علیت گرانجر حاصل کار کلیو گرانجر است که جایزه نوبل اقتصاد را برای او به ارمغان آورد.
Anil Seth (2007) Granger causality. Scholarpedia, 2(7):1667., revision #91329
M. Eichler (2012). Causal inference in time series analysis. In: C. Berzuini, A.P. Dawid, L. Bernardinelli (eds), Causality: Statistical Perspectives and Applications, Wiley, Chichester.
در عمل برای تشخیص علیت گرانجر میان دو سری زمانی X و Y دو رگرسیون خطی انجام می گیرد:
اگر مدل دوم به طرز معناداری مدل بهتری برای پیش بینی سری زمانی Y {\displaystyle Y} باشد، گوییم فرآیند X {\displaystyle X} علت فرآیند Y {\displaystyle Y} است در معیار گرانجر. آزمون علیت گرانجر برای بیش از دو سری زمانی توسط مدل اتورگرسیو برداری انجام می گیرد.
علیت معکوس (به انگلیسی: Retrocausality) به هر کدام از پدیده هایِ فرضی یا فرایندهایی می گویند که علیت را معکوس می کند و اجازه می دهد که یک معلول، پیش از روی دادنِ علت اش، اتفاق بیفتد. علیتِ معکوس، در اصل، آزمایشی فکری در فلسفهٔ ذهن است که با استفاده از عنصرهایِ علمِ فیزیک، تلاش می کند این سؤال را بررسی کند که: آیا آینده، می تواند حال را تحتِ تأثیر قرار دهد و آیا حال می تواند بر رویِ گذشته تأثیرگذار باشد؟ همچنین ملاحظه هایِ فلسفیِ سفر در زمان نیز، گاهی به موضوع هایی چون علیتِ معکوس اشاره می کنند، هر چند که سفر به گذشته، دقیقاً هم معنایِ با علیتِ معکوس نیست. نظریه هایِ فیزیکیِ مجازِ کمی وجود دارند که گاهی اوقات، به گونه ای تفسیر می شوند که علیتِ معکوس از آن برداشت می شود. این بخشی از فیزیک پنداشته نمی شود، چرا که در فیزیک، تمایزِ بینِ علت و معلول، در بنیادی ترین سطح، بررسی نمی شود.
اگرچه تلاشِ فلسفی برایِ درکِ علیت، از زمانِ ارسطو و بحث هایِ او دربارهٔ علت هایِ چهارگانه آغاز می شود، این ایده که پیکانِ زمان، امکانِ برعکس شدن دارد، ایده ای به مراتب جدیدتر است. در حقیقت، علیتِ معکوس مدتی طولانی به عنوانِ ایده ای در ذات خود-متناقض پنداشته می شد، زیرا آن گونه که در فیلسوفِ قرنِ ۱۸مِ میلادی، دیوید هیوم بحث کرده است، زمانی که دو رویدادِ مرتبط با هم را بررسی می کنیم، علت، بنابه تعریف، آن رویدادی است که مقدم بر معلول است. به علاوه، تواناییِ تأثیر گذاشتن بر گذشته، می تواند به آن ختم شود که علت ها، توسطِ معلول هایِ شان خنثی شوند و چنین چیزی یک پارادوکسِ فیزیکی همچون پارادوکسِ شناخته شدهٔ پدربزرگ را به وجود می آورد. اما در دههٔ ۱۹۵۰ میلادی، مایکل دامت، در مخالفت با چنین دیدگاه هایی برخاست و بیان کرد که هیچ مشکلِ فلسفی ای وجود نخواهد داشت اگر معلول ها بر علت شان مقدم شوند. این ادعا، توسطِ آنتونی فلو و بعداً توسطِ ماکس بلک به چالش کشیده شد. «استدلال حیله» که بلک، آن را مطرح می کند، می گوید که علیتِ معکوس امکان پذیر نیست، چرا که ناظرِ خارجیِ معلول، می تواند پس از مشاهده یِ روی دادنِ معلول، مداخله کند و از پیش آمدنِ علتِ آن در آینده جلوگیری کند، پس، آن اتفاق هیچ گاه نباید روی داده باشد. یک بحثِ پیچیده تر دربارهٔ اینکه چه طور خواستِ آزاد می تواند به این بحث مرتبط شود، توسطِ بلک مطرح می شود که آن را می توان در قالبِ پارادوکس نیوکامب مشاهده کرد. فیلسوفان ذات باور، پیشنهادهایِ دیگری را مطرح کرده اند، مثلاً وجودِ «قدرت هایِ عِلی اصیل در طبیعت» یا با برانگیختن نگرانی ها، در رابطه با نقشِ استقرا در نظریه هایِ علی. بحث هایِ فلسفیِ جدید در این زمینه، معمولاً با همراه کردنِ جنبه هایی از فیزیکِ مدرن صورت می گیرد، به عنوانِ مثال با کمک گرفتن از ذره ی فرضیِ تاکیون و برخی جنبه هایِ مستقل-از-زمان در مکانیک کوانتومی. جان فای، از دانشگاهِ کپنهاگ استدلال کرده است که اعتراض هایِ منطقی نسبت به سفر در زمان در بعدِ ماکروسکوپی، لزوماً به این معنا نیست که علیتِ معکوس در اندرکنش هایِ دیگر بعدها هم امکان پذیر نیست. حتی اگر چنین اثرهایی امکان پذیر هم باشند، باز هم ممکن است که نتیجه هایی که ما می بینیم، متفاوت با آنچه که در علیتِ معمولی می بینیم، نباشند.
فیزیک کنونی به طور کلی از علیت معکوس حمایت نمی کند. اگرچه بعضی از نظریه ها به ذرات یا اطلاعات اجازه می دهند که در زمان به عقب بازگردند. این نظریات توسط دانشمندان برجسته مطرح شده اند یا توسط جامعه علمی معنی دار در نظر گرفته شده اند
آزمون های علیت (به انگلیسی: Causality Tests) به دسته ای از آزمون ها گفته می شود که برای شناسایی رابطه علی بین دو یا چند فرایند تصادفی انجام می گیرد. این آزمون ها کاربرد بسیار زیادی به عنوان مثال در تحقیق مؤثر بودن دارو ها در علاج بیماری ها دارند. بسیاری از این آزمون ها براساس این اصل که معلول متاخر بر علت است طراحی شده اند. به عنوان مثال در آزمون علیت گرانجر، یک فرایند تصادفی (A) علت فرایند دیگر (B) است اگر مقادیر گذشته A به پیش بینی مقدار فرایند B در آینده کمک کند.
علیت
برهان علیت (به انگلیسی: The Causal or cosmological Argument) که به نام های برهان علت اول، برهان سببیت و برهان کیهان شناختی نیز خوانده می شود، هم در جهت نفی وجود خدا و هم در جهت اثبات وجود خدا بکار گرفته شده است. برخی بی خدایان می گویند علیت به معنی تعاقب یا تقارن یا غیره است و حداقل اینکه قطعاً به معنی «هستی بخشی» نیست. برهان یادشده بر این مبناست که مجموعهٔ جهان از یک مبدأ سرچشمه می گیرد و در سیر تکاملی خود با وجود واسطه ها به سوی همان مقصد بازمی گردد.
اگر تامه است؛ پس برهان علیت باطل است؛ زیرا حکم برهان اثبات این مدعاست، و نمی توان آن را جز مفروضات ذکر کرد.
اگر ناقصه است؛ پس برهان علیت از توجیه علت نداشتن خدا قاصر خواهد بود، زیرا سلسله علل ناقصه، هر چه به عقب تر رویم، به علت ناقصه ای دیگر می رسد؛ یعنی نمی توانیم مسئله را این گونه توضیح دهیم که دلیل علت نداشتن خدا، علت تامه بودن اوست؛
نخستین کسانی که به طور گسترده مفهوم علیت را در نوشته های خود مطرح کردند؛ افلاطون و ارسطو بودند. ارسطو با طرح مفهوم علت غایی، سعی کرد از علیت به عنوان برهانی برای اثبات وجود خدا بهره گیرد. همچنین دومین برهان توماس آکویناس در اثبات وجود خدا همین برهان بود. در میان معاصران نیز فردریک کاپلستون از جمله قائلان به این برهان است.
برخی فیلسوفان مسلمان نیز علت غایی را علت العلل و غایةالغایات نامیده اند؛ و در اثبات خدا به آن تمسک جسته اند.
برای آشنایی مثالی گفته می شود، فرض کنید دو نفر می خواهند با هم مسابقه بدهند حال اگر نفر اول به نفر دوم بگوید تا تو حرکت نکنی من شروع به حرکت نمی کنم و نفر دوم هم به نفر اول بگوید تا تو حرکت نکنی من هم حرکت نمی کنم، در این صورت هیچگاه این مسابقه شروع نمی شودو هیچ کدام از آن دو شروع به حرکت نمی کنند. به این حالت دور گفته می شود و آن محال است، به آن مصرح می گویند چون واسطه ای بین نفر اول و دوم وجود ندارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

علیت در دانشنامه آزاد پارسی

عِلّیّت (causality)
این اصطلاح بر رابطه ای دلالت می کند که به موجب آن یک عامل، عامل دیگری را سبب می شود. میان این دو عامل که علت و معلول خوانده می شوند نوعی ارتباط ضروری وجود دارد. مطالعۀ علیّت، تا حدودی بر کوشش برای کشف و تعریف این رابطه متمرکز بوده است. در قرن ۴پ م ارسطو تحلیلی از اقسام علت به دست داد که برای تبیین هرگونه تغییر ضروری بودند. به عقیده او در هر تغییری لازم است به چهار پرسش، که شامل چهار قسم علت اند، پاسخ دهیم: ۱) علت مادی، یا چیزی که موجود از آن تشکیل شده است؛ ۲) علت صوری، یا شکل و طرحی که موجود در اثر تغییر پیدا می کند؛ ۳) علت فاعلی که تغییر را عملی می کند؛ و ۴) علت غایی، یا هدفی که تغییر در جهت آن صورت می گیرد. آموزۀ ارسطو مبنایی برای تبیین تغییرات در طبیعت فراهم کرد. علاوه بر آن، برهانی را فراهم آورد که در قرون وسطا برای اثبات وجود خدا به کار می رفت، یعنی این برهان که در سلسلۀ علل باید علت اولی یا علت العلل وجود داشته باشد که همان خداست. با پیدایش علم جدید در قرن ۱۷، اندیشمندانی نظیر دکارت و گالیله بعضی اصول تبیینی ارسطو را رد کردند و علت فاعلی را به دغدغۀ اصلی و کانون استدلال علمی تبدیل کردند. دکارت عقیده داشت که علت فاعلی یا باید صفات معلول را داشته باشد یا بتواند آن ها را ایجاد کند. در قرن ۱۸ دیوید هیوم بررسی بسیار دقیق و تأثیرگذاری از رابطۀ علّی به دست داد. او مدعی شد که هیچ رابطۀ استنتاجی میان علت و معلول وجود ندارد و هیچ پیوند ضروری میان آن ها مشاهده نمی شود زیراکه چنین پیوندی از راه حسی و تجربی قابل درک و دریافت نیست و او که اعتقاد به اصالت تجربه داشت، نمی توانست چنان رابطۀ ذاتی و درونی بین علت و معلول را بپذیرد. به اعتقاد وی، این که انسان معلول را از علت و علت را از معلول استنتاج می کند به این سبب است که آن علت و معلول به طور ثابت و دائمی در تجربۀ او با یکدیگر در پیوند بوده اند و شخص انتظار دارد (البته بدون این که بتواند آن را اثبات کند) که آینده نیز همانند گذشته باشد. از این رو به گفته هیوم استدلال علّی صرفاً انتظار حدوث رویدادهای آینده به روال اکنون است امّا تبیین آن ممکن نیست. کانت تحت تأثیر هیوم مدعی شد که علیّت یکی از مقولاتی است که برای طبقه بندی تجربه به کار می رود امّا خود در تجربه یافت نمی شود. تحلیل هیوم از علّیت، در شکلی ظریف تر و خالص تر، در بین اغلب فیلسوفان علم و بسیاری از دانشمندان، معیار تبیین رابطۀ علّی شده است هرچند انتقادات جدّی نیز بر آن وارد شده است. در فلسفۀ اسلامی مباحث مشروحی دربارۀ علیت و احکام مربوط به آن وجود دارد. بنابر نظر فیلسوفان اسلامی، مفهوم علیت از بدیهیات اولیه تصوری و قانون علیت از بدیهیات اولیه تصدیقی است. رابطه علّی و معلولی هرچند به گفته هیوم از راه تجربه قابل درک و دریافت نیست اما به لحاظ عقلی قابل دریافت است. علامه طباطبایی چگونگی پیدایش بدیهیات اولیه تصوری ازجمله تصور علیت را در مباحث فلسفی خود با سبکی نوین تبیین کرده است.

ارتباط محتوایی با علیت

معنی علیت به انگلیسی

causality (اسم)
علیت ، خاصیت سببی ، رابطه بین علت و معلول

معنی کلمه علیت به عربی

علیت
سببية

علیت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اصل علیت   • تعریف علت و معلول   • قانون علیت چیست   • برهان علیت در اثبات وجود خدا   • تعریف قانون علیت   • قانون عليت چيست   • رد برهان علیت   • مثال برای علت و معلول   • معنی علیت   • مفهوم علیت   • تعریف علیت   • معرفی علیت   • علیت یعنی چی   • علیت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی علیت
کلمه : علیت
اشتباه تایپی : ugdj
آوا : 'elliyyat
نقش : اسم
عکس علیت : در گوگل


آیا معنی علیت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )