انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 985 100 1

علیه

/'alayh/

برابر پارسی: در برابر، رو در روی، ناهمسوی

معنی علیه در لغت نامه دهخدا

علیت. [ ع ِل ْ لی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) علت بودن. رجوع به علت شود.

علیة. [ ع َلی ی َ ] (ع ص ) تأنیث عَلی ّ. بلندمرتبه و رفیعالقدرو بلند و بالا. (ناظم الاطباء). رجوع به عَلی ّ شود.
- حضرت علیه ؛ آستان بلندپایه. ترکیبی است که در عناوین و القاب زنان به کار میبردند.
- دولت علیه ؛ دولت بلندپایه ، که در عناوین دولتها بکار میرفت.
|| (ص نسبی ) زنی که از اولاد حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام باشد. (ناظم الاطباء). و علویه هم بدین معنی آمده است.

علیة. [ ع ِل ْ ی َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عَلی ّ. رجوع به عَلی ّ شود. || شریف و رفیعالقدر و رئیس : هو من علیةالناس ؛ أی من أجلتهم و أشرافهم. (ازمنتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و نیز رجوع به عُلْی و عُلّی ّ و عَلیّة و عُلّیَّة شود.

علیة. [ع ِ لی ی َ ] (ع ص ) شریف و رفیعالقدر و رئیس. (ناظم الاطباء). و رجوع به عِلْیة و عَلیّة و عُلّیّة شود.

علیة. [ ع ِل ْ ل َ ی َ ] (ع ص )شریف و رفیعالقدر و رئیس. (ناظم الاطباء). و رجوع به عِلْیة و عُلّیّة و عَلیّة و عُلْی و عُلّی ّ شود.

علیة. [ ع ِل ْلی ی َ ] (ع ص ، اِ) عُلّیّة. رجوع به عُلّیّة شود.

علیة. [ ع ُل ْ لی ی َ ] (ع ص ) عِلّیّة. شریف و رفیعالقدر و رئیس. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به عِلْیة و عَلّیة و عُلْی و عُلّی ّ شود. || (اِ) برواره و بالاخانه و غرفه. (ناظم الاطباء) (از لسان العرب ). ج ، عَلالی ّ. || یک مشت آب. (ناظم الاطباء).

علیة. [ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام دو کوهست در یمامة. و در آن وادیهای بسیاری است از آن جمله «دَخول » است که امروءالقیس از آن نام می برد. (از معجم البلدان یاقوت ).

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) وی یکی از دختران امام زین العابدین (ع ) امام چهارم شیعیان بود. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 68 از کشف الغمه از شیخ مفید).

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ] (اِخ ) وی یکی از دختران امام موسی کاظم (ع ) امام هفتم شیعیان بود. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 81).

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام دختر مهدی عباسی مشهور به «عباسة» است که ادیب و شاعر بود (106 - 210 هَ. ق.). وی در شعرهای خود آهنگهای زیبایی به کار می برد و برادرش هارون الرشید در اکرام و احترام او مبالغه می کرد. وی را دیوان شعری است. (از معجم المؤلفین از عیون التواریخ ابن شاکر کتبی ج 3 ص 254 و نزهةالجلساء فی اشعار النساء سیوطی ص 9 و الوافی صفدی ج 12 ص 229 والفهرست ابن الندیم ج 1 ص 164 و الاغانی اصفهانی ج 10ص 162 و ایضاح المکنون بغدادی ج 1 ص 520 و اعلام النساء عمر رضا کحالة ج 3 ص 334). و رجوع به عباسة شود.

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام دختر زریاب آوازه خوان بود. او را عمری طولانی بود آنچنانکه در حیاتش هیچ یک از افراد خاندانش زنده نبودند. (از اعلام النساء عمر رضا کحالة از نفح الطیب مقری ).

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام دختر جودت پاشا مورخ قرن اخیر بود. وی از زنان نویسنده و داستانسرای قرن حاضر بود که در اسلامبول پرورش یافت و کتب بسیاری در موضوعهای اجتماعی و داستانی تألیف کرد که از آن جمله کتاب «المراءة المسلمة» است. رجوع به اعلام النساء شود.

علیه. [ ع َ ل َی ْه ْ ] (ع حرف جر + ضمیر) بر او. بر وی. || ضرر. نقصان. زیان. (ناظم الاطباء). به زیان.
- بر علیه ؛ در تداول فارسی معاصر، مقابل بر له ، به جای به زیان و به سود است. و اینکه برخی آن را غلط شمارند (البته در تداول فارسی ) بر اساسی نیست زیرا در فارسی به همین صورت متداول شده است. اما در نثر فصیح ، علیه و بر علیه هیچیک رابه کار نمیبرند. و فصیح تر آن است که به جای علیه «بر» و به جای له «به » بکار برده شود.
- له و علیه کسی گفتن ؛ به سود کسی و به زیان دیگری سخن گفتن. به سود و به زیان کسی سخن گفتن.
- مأسوف علیه ؛ ترکیبی است که به جای «مرحوم » برای غیرمسلمانان به کار برند، به معنی تأسف خورده بر وی.
- مُدَّعی ̍علیه ؛ کسی که بر وی ادعا کنند در اصطلاح دادگستری (عدلیه ). خوانده ، در برابر مُدَّعی (خواهان ).

علیه. [ ع َ لی ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرگور، بخش سلوانا، شهرستان ارومیه. دارای 115 تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین می شود. و محصول آن غلات و توتون است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی علیه به فارسی

علیه
بلندمرتبه، ازاهل رفعت وشرف، مونث علی، بلندمرتبه، بلنددرشرف، براودرفارسی به معنی ضداووبزیان اومیگویند
۱ - بر او . ۲ - ضد او بزیان وی : علیه او اقدامات متعدد کرده . مقابل له . یا بر علیه .ضد او بزیان وی بر علیه وی بداد گستری شکایت کرده مقابل برله . توضیح بعض فاضلان چون علی در عربی بمعنی بر و ضد است این ترکیب را که هم شامل بر است و هم علی صحیح نمی دانند
نام دختر جودت پاشا مورخ قرن اخیر بود وی از زنان نویسنده و داستانسرای قرن حاضر بود که در اسلامبول پرورش یافت و کتب بسیاری در موضوعهای اجتماعی و داستانی تالیف کرد که از آن جمله کتاب المراه المسلمه است
( جمله اسمی دعایی ) هزاران درود براو باد . ( پس از ذکر نام پیغمبروایمه آرند ). یا علیه آلاف التحیه و الثنائ . ( جمله اسمی دعایی ) هزاران درود و ستایش بر او باد . یا علیه آلاف التحیه والدعا . ( جمله اسمی دعایی ) بر او باد هزاران درود و دعا .
( جمله اسمی دعایی ) بر او باد بخشایش ( خدا ) . یا علیه الرحمه و الغفران . ( ( جمله اسمی دعایی )براو باد بخشایش و آمرزش ( خدای ) . : .....درسنه خمس و تسعین و ماتین در بخارا بجوار رحمت حق پیوست علیه الرحمه و الغفران .
رحمت بر او باد . این ترکیب را بمنظور تکریم از گذشتگان پس از یاد کردن نام آنان میاورند
( جمله اسمی دعایی ) درود بر او باد . ( پس از ذکر نام پیغمبران و امامان آرند ): اما حدیث عیسی بن مریم علیله السلام چنان بود .....
درود بر او باد . این ترکیب را پس از نام پیامبران و امامان آرند
بر او درود باد . ترکیبی است که پس از نام پیامبران آرند
( جمله اسمی دعایی ) درود بر او باد . (پس از نام پیغمبران آرند ) : دین بود و وحی از جلیل الصفات در آمد بعیسی علیه الصلوه . ( بوستان ) یا علیه الصلاه والسلام . درود و تحیت بر او باد . ( پس از ذکر نام پیغمبر آرند ).
( جمله اسمی ) لعنت بر او باد . بهنگام نفرین گویند ) : پس ابوجهل - علیه العنه - ازین خواب عاتکه آگاه شد .. یاعلیه اللعنه والعذاب . ( جمله اسمی ) لعنت و شکننجه ( خدا ) براو باد . ( پس از ذکر نام شیطان کافران و شریران گویند .)
لعنت بر او باد . نفرین بر او باد .
( جمله اسمی نفرین ) بر او باد آنچه براوست ( تبعات اعمال زشت وی دامنگیر او شواد . ) ( پس از ذکر نام کافران و شریران و کسانی که از ایشان نفرت دارند آید ) : این جوینی علیه ما علیه را با وجود اینکه نسبه مرد فاضل ادیب سنجیده ای بود ملاحظه می فرمائید که در قدم چه غلطهای فاحش تاریخی کرده است ...
بر او باد آنچه بر اوست در جایی گویند که در نفرین و آفرین بکسی دو دل و مردد باشند
( جمله اسمی ) بگدن او مسولیت بعهده اوست .
بنابر آن . بنائ علی ذلک .
( جمله فعلی دعایی ) خدای او را توبه دهادا . : و بعد چنین گویدمحرر این تالیف .. محمد بن قیس تاب الله علیه ....
( جمله فعلی دعایی ) بخشایش خدای براو باد . : فخر خوارزم زمحشری را - رحمه الله علیه - قطعه ای دیدم در مدح خوارزمشاه....
( جمله فعلی دعایی ) خشنودی خدا بروی باد . خدا از او راضی باد . و آن پادشاه - رضوان الله علیه - از ملوک آل سامان بمزید بسطت مخصوص بود ..... یا رضوان الله علیهم اجمعین . خشنودی خدا نصیب همه آنان باد . صحابه نبی - رضوان الله علیهم اجمعین - که تلامذه نقطه نبوت بودند ..
سلام خدا بر او باد
( جمله اسمی دعایی ) درودهای خدا بر اوباد . ( درودی ایت که پس از ذکر نام پیامبر گویند و شیعیان پس از ذکر نام ایمه هم آورند) : و پیامبر صلوت الله علیه او را گفت .. یا صلوات الله علیهم ( اجمعین ). ( جمله اسمی دعایی ) درودهای خدا برایشان ( همگی ) باد . یا صلوات الله علیه و آله . ( جمله اسمی دعایی ) درودهای خدا براو ( پیغمبر ) و خاندانش باد . ( پس از ذکر نام محمد رسول الله ص گویند و وبیشتر معمول فرق شیعه است . یا صلوات الله علیه و آله و سلم . ( جملهاسمی دعایی ) درودها و سلام خدا براو ( پیغمبر) و خاندانش باد . ( پس ازذکر نام محمد رسول الله ص گویند و بیشتر معمول فرق شعیه است ) . یا صلوات الله علیه و سلم . ( جمله اسمی دعایی ) درودها سلام خدا بر او ( پیغمبر ) باد . یا صلوات الله علیه و علی آبائه طاهرین و ابنائه الاکرامین . ( جمله اسمی دعایی ) درودهای خدا بر او و برپدران پاک و فرزندان بزرگوارش باد . یا صلوات الله و سلامه علیه . ( جمله اسمی دعایی ) درودهاو تحیحت خدا بر او باد . ( پس از ذکر اسم پیغمبر اسلام ص آرند ): .........اکمل انسان و افضل ایشان - صلوات الله و سلامه علیه - می فرماید ....
درود خدا بر او بادا
( جمله فعلی دعایی ) درود خدا براوباد . ( پس از ذکر نام پیغمبر ص آرند ) . یاصلی الله و آله . ( جمله فعلی دعایی ) درود خدا براو و خاندانش باد . ( پس از ذکر نام پیغمبر ص آرند و بیشتر معمول فرق شعیه است ). یا صلی الله علیه و آله و سلم . ( جمله فعلی دعایی ) درود و تحیت خدا بر او و خاندانش باد . ( پس از ذکر نام پیغمبر ص آرند و بیشتر معمول فرق شعیه است ) . یا صلی الله علیه و سلم . ( جمله فعلی دعایی ) درود و تحیت خدا بر او و خاندانش باد . ( پس از ذکر نام پیغمبر ص آرند ) : و درود ....بربهترین خلق خدا محمد مصطفی صلی اللهعلیه وسلم ... باد.
درودیست پیمبران و خاصه پیمبر اسلام را
( جمله اسمی نفرین ) بر او باد آنچه براوست ( تبعات اعمال زشت وی دامنگیر او شواد . ) ( پس از ذکر نام کافران و شریران و کسانی که از ایشان نفرت دارند آید ) : این جوینی علیه ما علیه را با وجود اینکه نسبه مرد فاضل ادیب سنجیده ای بود ملاحظه می فرمائید که در قدم چه غلطهای فاحش تاریخی کرده است ...
بر او باد آنچه بر اوست در جایی گویند که در نفرین و آفرین بکسی دو دل و مردد باشند
نفرین خدای بر وی باد
بسود و بزیان کسی . برای او و براو .
مجهول التویه . موقوفه ای که متوالی آن معلوم نباشد . توضیح اگر وقف نامه از میان رفته باشد و یا نوافق صفاتی که در وقف نامه برای متولی ذکر شده کسی پیدا نشود در این صورت موقوفه را مجهول التویه نامند .

معنی علیه در فرهنگ معین

علیه
(عَ لَ هِ) [ ع . ] (حر اض . و ضم .) ۱ - بر او. ۲ - در فارسی به معنای ضد او، به زیان او.
(عَ لِ یَّ) [ ع . علیة ] (ص .) مؤنث علی ، بلند مرتبه ، ارجمند، از اهل رفعت و شرف .

معنی علیه در فرهنگ فارسی عمید

علیه
۱. برضدِ، به زیانِ.
۲. (صفت) مخالف.
بلندمرتبه، بارفعت، دارای شرف.
= عَلیّه
بر او باد بخشایش.
درود بر او باد. &delta، پس از ذکر نام پیغمبران و امامان می گویند.
درود بر او باد.
درود و تحیت بر او باد. &delta، پس از ذکر نام پیغمبر می آید.
لعنت بر او باد.
بر او باد آنچه بر اوست. &delta، پس از ذکر نام بدکاران می آید.
کسی که جنایتی علیه او رخ شده.
طرف حواله، برات گیر.
کسی که حکم به زیانش صادر شده.
کسی که دعوی بر او اقامه شده، خوانده.
واخوانده.
بی هوش.
بی هوش.
عددی که عدد دیگر بر آن تقسیم شده، بخش یاب.
آن که چیزی به نفع او وقف شده.

علیه در دانشنامه اسلامی

علیه
معنی عَلَيْهِ: براو
معنی ﭐشْتَمَلَتْ عَلَيْه: آن را در بر گرفته
معنی تَابَ عَلَيْهِ: توبه اورا پذيرفت
معنی جَنَّ عَلَيْهِ: اورا پوشانید - اورا مستور کرد (جَنَّ در اصل لغت به معني مستور بودن از حواس است)
معنی قُدِرَ عَلَيْهِ: تنگ گرفته شده بر او
معنی قَدَرَ عَلَيْهِ: تنگ گرفت بر او
معنی قَضَیٰ عَلَيْهِ: او را کشت(کلمه قضاء به معناي حکم است ، و اگر با حرف علي متعدي شود مثل عبارت"فَوَکَزَهُ مُوسَیٰ فَقَضَیٰ عَلَيْهِ " کنايه از اين است که با کشتنش کارش را تمام کرد معناي جمله اين است که : موسي (عليهالسلام) آن دشمن را با تمام کف دست و مشت زد و يا دفع کر...
معنی قَضَيْنَا عَلَيْهِ: براو مقرّر کرديم (عبارت "قَضَيْنَا عَلَيْهِ ﭐلْمَوْتَ "يعني مرگ را براو مقرر کرديم يا جانش را گرفتيم)
معنی لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ: هرگزبر او تنگ نمي گيريم (کلمه قدر به معناي منزلت است ، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامي بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته ، و يا عنايتي که به عبادت متعبدين در آن شب داشته . بعضي ديگر گفتهاند : کلمه قدر به معناي ضيق و تنگي است ، و...
معنی لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ: هرگزبر او دست نيابد (کلمه قدر به معناي منزلت است ، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامي بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته ، و يا عنايتي که به عبادت متعبدين در آن شب داشته . بعضي ديگر گفتهاند : کلمه قدر به معناي ضيق و تنگي است ، و شب ...
معنی ءَازَرَ: نام عموي حضرت ابراهيم (عليه وعلي نبينا السلام)
معنی إِبْرَاهِيمَ: نام يکي از پيامبران اولوالعزم الهي عليه و علي نبينا السلام
معنی حُمِّلَ: بر او حمل شد(در جمله " عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ ": برعهده اوست آنچه بر او تکليف شده است)
معنی مَرْيَمَ: نام مادر حضرت عيسي علي نبينا و عليه السلام
ریشه کلمه:
علی‌ (۱۴۴۵ بار)
ه‌ (۳۵۷۶ بار)
الفاظ تعدیل متفق علیه، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و به الفاظ دال بر عدالت راوی که مورد اتفاق دانشمندان است، اطلاق می گردد.
اندیشمندان علوم حدیث الفاظی را به عنوان الفاظ تعدیل ذکر کرده اند تا با بکارگیری آنها از سوی معدل عدالت و تزکیه راوی اثبات شود. مراد از الفاظ تعدیل متفق علیه آن دسته از الفاظی است که الفاظ تعدیل بودن آنها مورد اتفاق دانشمندان علوم حدیث است که به برخی از آنها اشاره می گردد:
نمونه الفاظ متفق فیه
۱- عدل ضابط، عدل ثبت، عدل حافظ، عدل متقن، یا عدل حجة؛ ۲- ثقه؛ ۳- حجة.
نکته مهم
باید توجه داشت که غیر از الفاظ متفق علیه بقیه مختلف فیه هستند.
المراتب فی فضائل أمیرالمؤمنین و سید الوصیین علی بن أبی طالب صلوات الله علیه نوشته ابوالقاسم بستی عالم زیدی معتزلی سده چهارم هجری، درباره فضائل امیرالمؤمنین علی(ع) می باشد.
درباره تاریخ نگارش و تدوین کتاب المراتب در منابع یا در نسخه های خطی مطلبی نیامده است. تنها در فصل هفتم کتاب هنگام بحث درباره نام ها و القاب حضرت علی علیه السلام، مؤلف به شعری از صاحب بن عبّاد تمثّل می جوید و از او با عنوان «قال الصاحب مَتَّع اللّه بصالح أعماله» یاد می کند که نشان دهنده زنده بودن اوست و بنابر نقل مشهور مورّخان، صاحب بن عبّاد در سال 385 ه‍- وفات کرده است. همچنین در همین پیش گفتار به سفر بُستی به طبرستان اشاره دارد که در زمان امامت المؤید باللّه زیدی بوده، که در سالهای نیمه دوّم قرن چهاردهم هجری می باشد. در فصل پایانی کتاب نیز به امامت ابوطالب یحیی بن الحسین برادر المؤید باللّه که پس از او به امامت رسیده اشاره دارد.
بستی در آغاز کتاب، سبب تألیف آن را این گونه آورده است که صدها فضیلت برای علی(ع) نقل شده و چون برای عده ای بی اطلاع بیان کردم خواستند در این موضوع چیزی بنویسم.
کتاب بر خلاف شیوه معمول زمان مؤلف، به صورت نقل حدیث نیست بلکه به شکل استدلال و نقل فضائل در ضمن استدلال هاست. نویسنده حتی در مواردی که به نقل احادیثی از رسول خدا پرداخته، سلسله راویان خود را ذکر نمی کند. بنابراین کتاب المراتب بیشتر کتابی کلامی است که به احادیث استدلال کرده است.
از کتاب المراتب چهار نسخه خطی تاکنون شناخته شده است، که سه نسخه آن در کتاب خانه های هند و چهارمین آن در کتاب خانه دانشگاه ییل (yale)آمریکاست. کهن ترین نسخه از کتاب المراتب نوشته سال 618 ه‍- است.
مطالعه کتاب المراتب فی فضائل أمیرالمؤمنین و سید الوصیین علی بن أبی طالب صلوات الله علیه در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور
سلسلة الغدیر الموضوعیة؛ بحث مستل من موسوعة الغدیر للعلامة الأمینی رحمة الله علیه تحقیق، تلخیص و طبقه بندی موضوعی مجموعه یازده جلدی کتاب «الغدیر» علامه عبدالحسین امینی می باشد که توسط محمدحسن شفیعی شاهرودی، تألیف و گردآوری شده است.
کتاب به زبان عربی و مقدمه آن، در سال 1385ش، نوشته شده است.
کتاب به انگیزه معرفی «الغدیر» بین مردم و به ویژه جوانان نوشته شده است .
آنچه باعث اهمیت این کتاب می شود، آن است که تا پیش از این، محققان و پژوهشگران برای تحقیق در یک موضوع، باید یازده جلد کتاب «الغدیر» را ورق می زدند، اما اثر حاضر، فرصت مطالعه سریع و دریافت مطالب در یک موضوع را برای مخاطبانش فراهم کرده است.
کتاب با مقدمه گردآورنده آغاز و مطالب در 27 موضوع، در 29 جلد، تنظیم شده است.
تسمیة الشیء بما کان علیه، نامگذاری چیزی به اسم حالت سابق آن؛ از اقسام مجاز لغوی است.
یکی از اقسام مجاز لغوی «تسمیة الشیء بما کان علیه» یعنی نامگذاری چیزی به اسم حالت و کیفیت قبلی آن است؛ به عبارت دیگر، درنظرگرفتن یک چیز به همان حالتی که در زمان گذشته بوده که این از علاقات مجاز نیز شمرده شده است؛
تسمیة الشیء بما کان علیه، نامگذاری چیزی به اسم حالت سابق آن؛ از اقسام مجاز لغوی است.
یکی از اقسام مجاز لغوی «تسمیة الشیء بما کان علیه» یعنی نامگذاری چیزی به اسم حالت و کیفیت قبلی آن است؛ به عبارت دیگر، درنظرگرفتن یک چیز به همان حالتی که در زمان گذشته بوده که این از علاقات مجاز نیز شمرده شده است؛
← مثال اول
 ۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۲.    
فرهنگ نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «تسمیة الشیء بما کان علیه».    
...



علیه در دانشنامه آزاد پارسی

عُلَیَّه
امّ علی، دختر امام زین العابدین (ع)، محدث و دانشور شیعی. با عبیدالله، فرزند حضرت عباس، ازدواج کرد. از پدر خود حدیث گرفت و کتابی از مجموعۀ احادیث تدوین کرد که زُرارة بن أعین راوی آن بوده است.

علیه در جدول کلمات

علیه و دشمن
ضد
امام صادق علیه السلام فرمودند: به هر کسی تهمت زده شد اگر سوره••• را هفت بار بخواند از آن تهمت رهایی پیدا می کند
نور
بازیگر خانم فیلم کریمر علیه کریمر
مریلا ستریپ
بازیگر مطرح آمریکایی و برنده جایزه اسکار برای بازی در فیلم های «کرامر علیه کرامر» و «مرد بارانی»
هافمن
دلاوری از خراسان که در سال ۱۵۰ هجری علیه عباسیان قیام کرد
استادسیس
رسول خدا صلی الله و علیه و آله فرمود: رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت است و میانه اش مغفرت و پایانش آزادی از •••
اتش جهنم
ساتراپ ایرانی که علیه اردشیر دوم شورید
موزولوس
شورش نظامی بر علیه دولت
کودتا
نام پسر ادریس علیه السلام
لاب
نام همسر حضرت نوح علیه السلام
واهله

معنی علیه به انگلیسی

high (صفت)
رشید ، علیه ، با صدای بلند ، بلند ، خوشحال ، علوی ، خشن ، عالی ، گزاف ، مرتفع ، زیاد ، عالی مقام ، عالیجناب ، علی ، متعال ، بو گرفته ، بلند پایه ، رفیع ، وافرگران ، تند زیاد ، با صدای زیر ، اندکی فاسد
eminent (صفت)
بزرگ ، علیه ، بلند ، برجسته ، عالیجناب ، هویدا ، علی ، والا مقام ، متعال ، سربلند
against (حرف اضافه)
با ، مجاور ، مخالف ، ضد ، علیه ، در برابر ، در مقابل ، بر ، به ، برعلیه ، برضد ، بسوی
anti- (پیشوند)
غیر ، مخالف ، ضد ، علیه ، برضد ، پاد ، بجای ، درعوض

معنی کلمه علیه به عربی

علیه
ضد
اتهم
اشجب
اِحْتَجَّ ضِدَّ
اِدَّعي علي
اِدَّعي علي
اِحْتاطَ ضِدَّ
إثارة الأجواءِ ضِدَّ
إثارة الأجواءِ ضِدَّ
اِدَّعي علي
إثارة الأجواءِ ضِدَّ
متهم

علیه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی علیه

محمدعلی ٠٢:١٢ - ١٣٩٥/٠٦/٠٢
برپد
|

اشکان ١٢:٠٤ - ١٣٩٨/٠١/٢٦
بر او
من علیه او شکایت کردم
من بر او دادخواست دادم
بر در اینجا ضد با است
ما نه با دشمن که بر دشمنیم
|

جمشید احمدی ١٦:٤٤ - ١٣٩٨/٠٥/٢٢
پاد
برعلیه = بر پاد/ به پاد
|

پیشنهاد شما درباره معنی علیه



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرزین > desolvation
شهرام > برگزیده از هر چیز
مبینا > degree
Z.SHAFIE.TKD. > funfair
be to che > Boss
امینم > ibric
امینم > cezve
داریوش زندی > مهرنجان

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی علیه   • الیه   • علیه ما علیه صافی   • علیه السلام   • سرکار علیه   • مفهوم علیه   • تعریف علیه   • معرفی علیه   • علیه چیست   • علیه یعنی چی   • علیه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی علیه
کلمه : علیه
اشتباه تایپی : ugdi
آوا : 'alayh
نقش : اسم
عکس علیه : در گوگل


آیا معنی علیه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )