برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1323 100 1

علیه

/'alayh/

برابر پارسی: در برابر، رو در روی، ناهمسوی

معنی علیه در لغت نامه دهخدا

علیت. [ ع ِل ْ لی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) علت بودن. رجوع به علت شود.

علیة. [ ع َلی ی َ ] (ع ص ) تأنیث عَلی ّ. بلندمرتبه و رفیعالقدرو بلند و بالا. (ناظم الاطباء). رجوع به عَلی ّ شود.
- حضرت علیه ؛ آستان بلندپایه. ترکیبی است که در عناوین و القاب زنان به کار میبردند.
- دولت علیه ؛ دولت بلندپایه ، که در عناوین دولتها بکار میرفت.
|| (ص نسبی ) زنی که از اولاد حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام باشد. (ناظم الاطباء). و علویه هم بدین معنی آمده است.

علیة. [ ع ِل ْ ی َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عَلی ّ. رجوع به عَلی ّ شود. || شریف و رفیعالقدر و رئیس : هو من علیةالناس ؛ أی من أجلتهم و أشرافهم. (ازمنتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و نیز رجوع به عُلْی و عُلّی ّ و عَلیّة و عُلّیَّة شود.

علیة. [ع ِ لی ی َ ] (ع ص ) شریف و رفیعالقدر و رئیس. (ناظم الاطباء). و رجوع به عِلْیة و عَلیّة و عُلّیّة شود.

علیة. [ ع ِل ْ ل َ ی َ ] (ع ص )شریف و رفیعالقدر و رئیس. (ناظم الاطباء). و رجوع به عِلْیة و عُلّیّة و عَلیّة و عُلْی و عُلّی ّ شود.

علیة. [ ع ِل ْلی ی َ ] (ع ص ، اِ) عُلّیّة. رجوع به عُلّیّة شود.

علیة. [ ع ُل ْ لی ی َ ] (ع ص ) عِلّیّة. شریف و رفیعالقدر و رئیس. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به عِلْیة و عَلّیة و عُلْی و عُلّی ّ شود. || (اِ) برواره و بالاخانه و غرفه. (ناظم الاطباء) (از لسان العرب ). ج ، عَلالی ّ. || یک مشت آب. (ناظم الاطباء).

علیة. [ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام دو کوهست در یمامة. و در آن وادیهای بسیاری است از آن جمله «دَخول » است که امروءالقیس از آن نام می برد. (از معجم البلدان یاقوت ).

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) وی یکی از دختران امام زین العابدین (ع ) امام چهارم شیعیان بود. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 68 از کشف الغمه از شیخ مفید).

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ] (اِخ ) وی یکی از دختران امام موسی کاظم (ع ) امام هفتم شیعیان بود. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 81).

علیة. [ ع ُ ل َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام دختر مهدی عباسی مشهور به «عباسة» است که ادیب و شاعر بود (106 - 210 هَ. ق.). وی در شعرهای خود آهنگهای زیبایی به کار می برد و برادرش هارون الرشید در اکرام و اح ...

معنی علیه به فارسی

علیه
بلندمرتبه، ازاهل رفعت وشرف، مونث علی، بلندمرتبه، بلنددرشرف، براودرفارسی به معنی ضداووبزیان اومیگویند
۱ - بر او . ۲ - ضد او بزیان وی : علیه او اقدامات متعدد کرده . مقابل له . یا بر علیه .ضد او بزیان وی بر علیه وی بداد گستری شکایت کرده مقابل برله . توضیح بعض فاضلان چون علی در عربی بمعنی بر و ضد است این ترکیب را که هم شامل بر است و هم علی صحیح نمی دانند
نام دختر جودت پاشا مورخ قرن اخیر بود وی از زنان نویسنده و داستانسرای قرن حاضر بود که در اسلامبول پرورش یافت و کتب بسیاری در موضوعهای اجتماعی و داستانی تالیف کرد که از آن جمله کتاب المراه المسلمه است
( جمله اسمی دعایی ) هزاران درود براو باد . ( پس از ذکر نام پیغمبروایمه آرند ). یا علیه آلاف التحیه و الثنائ . ( جمله اسمی دعایی ) هزاران درود و ستایش بر او باد . یا علیه آلاف التحیه والدعا . ( جمله اسمی دعایی ) بر او باد هزاران درود و دعا .
( جمله اسمی دعایی ) بر او باد بخشایش ( خدا ) . یا علیه الرحمه و الغفران . ( ( جمله اسمی دعایی )براو باد بخشایش و آمرزش ( خدای ) . : .....درسنه خمس و تسعین و ماتین در بخارا بجوار رحمت حق پیوست علیه الرحمه و الغفران .
رحمت بر او باد . این ترکیب را بمنظور تکریم از گذشتگان پس از یاد کردن نام آنان میاورند
( جمله اسمی دعایی ) درود بر او باد . ( پس از ذکر نام پیغمبران و امامان آرند ): اما حدیث عیسی بن مریم علیله السلام چنان بود .....
درود بر او باد . این ترکیب را پس از نام پیامبران و امامان آرند
بر او درود باد . ترکیبی است که پس از نام پیامبران آرند
( جمله اسمی دعایی ) درود بر او باد . (پس از نام پیغمبران آرند ) : دین بود و وحی از جلیل الصفات در آمد بعیسی علیه الصلوه . ...

معنی علیه در فرهنگ معین

علیه
(عَ لَ هِ) [ ع . ] (حر اض . و ضم .) ۱ - بر او. ۲ - در فارسی به معنای ضد او، به زیان او.
(عَ لِ یَّ) [ ع . علیة ] (ص .) مؤنث علی ، بلند مرتبه ، ارجمند، از اهل رفعت و شرف .

معنی علیه در فرهنگ فارسی عمید

علیه
۱. برضدِ، به زیانِ.
۲. (صفت) مخالف.
بلندمرتبه، بارفعت، دارای شرف.
= عَلیّه
بر او باد بخشایش.
درود بر او باد. &delta، پس از ذکر نام پیغمبران و امامان می گویند.
درود بر او باد.
درود و تحیت بر او باد. &delta، پس از ذکر نام پیغمبر می آید.
لعنت بر او باد.
بر او باد آنچه بر اوست. &delta، پس از ذکر نام بدکاران می آید.
کسی که جنایتی علیه او رخ شده.
طرف حواله، برات گیر.
کسی که حکم به زیانش صادر شده.
کسی که دعوی بر او اقامه شده، خوانده.
واخوانده.
بی هوش.
بی هوش.
عددی که عدد دیگر بر آن تقسیم شده، بخش یاب.
آن که چیزی به نفع او وقف شده.

علیه در دانشنامه اسلامی

علیه
معنی عَلَيْهِ: براو
معنی ﭐشْتَمَلَتْ عَلَيْه: آن را در بر گرفته
معنی تَابَ عَلَيْهِ: توبه اورا پذيرفت
معنی جَنَّ عَلَيْهِ: اورا پوشانید - اورا مستور کرد (جَنَّ در اصل لغت به معني مستور بودن از حواس است)
معنی قُدِرَ عَلَيْهِ: تنگ گرفته شده بر او
معنی قَدَرَ عَلَيْهِ: تنگ گرفت بر او
معنی قَضَیٰ عَلَيْهِ: او را کشت(کلمه قضاء به معناي حکم است ، و اگر با حرف علي متعدي شود مثل عبارت"فَوَکَزَهُ مُوسَیٰ فَقَضَیٰ عَلَيْهِ " کنايه از اين است که با کشتنش کارش را تمام کرد معناي جمله اين است که : موسي (عليهالسلام) آن دشمن را با تمام کف دست و مشت زد و يا دفع کر...
معنی قَضَيْنَا عَلَيْهِ: براو مقرّر کرديم (عبارت "قَضَيْنَا عَلَيْهِ ﭐلْمَوْتَ "يعني مرگ را براو مقرر کرديم يا جانش را گرفتيم)
معنی لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ: هرگزبر او تنگ نمي گيريم (کلمه قدر به معناي منزلت است ، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامي بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته ، و يا عنايتي که به عبادت متعبدين در آن شب داشته . بعضي ديگر گفتهاند : کلمه قدر به معناي ضيق و تنگي است ، و...
معنی لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ: هرگزبر او دست نيابد (کلمه قدر به معناي منزلت است ، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامي بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته ، و يا عنايتي که به عبادت متعبدين در آن شب داشته . بعضي ديگر گفتهاند : کلمه قدر به معناي ضيق و تنگي است ، و شب ...
معنی ءَازَرَ: نام عموي حضرت ابراهيم (عليه وعلي نبينا السلام)
معنی إِبْرَاهِيمَ: نام يکي از پيامبران اولوالعزم الهي عليه و علي نبينا السلام
معنی حُمِّلَ: بر او حمل شد(در جمله " عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ ": برعهده اوست آنچه بر او تکليف شده است)
معنی مَرْيَمَ: نام مادر حضرت عيسي علي نبينا و عليه السلام
ریشه کلمه:
علی‌ (۱۴۴۵ بار)
ه‌ (۳۵۷۶ بار)
الفاظ تعدیل متفق علیه، از اصطلاحات بکار ...


علیه در دانشنامه آزاد پارسی

عُلَیَّه
امّ علی، دختر امام زین العابدین (ع)، محدث و دانشور شیعی. با عبیدالله، فرزند حضرت عباس، ازدواج کرد. از پدر خود حدیث گرفت و کتابی از مجموعۀ احادیث تدوین کرد که زُرارة بن أعین راوی آن بوده است.

علیه در جدول کلمات

علیه و دشمن
ضد
امام صادق علیه السلام فرمودند: به هر کسی تهمت زده شد اگر سوره••• را هفت بار بخواند از آن تهمت رهایی پیدا می کند
نور
بازیگر خانم فیلم کریمر علیه کریمر
مریلا ستریپ
بازیگر مطرح آمریکایی و برنده جایزه اسکار برای بازی در فیلم های «کرامر علیه کرامر» و «مرد بارانی»
هافمن
دلاوری از خراسان که در سال ۱۵۰ هجری علیه عباسیان قیام کرد
استادسیس
رسول خدا صلی الله و علیه و آله فرمود: رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت است و میانه اش مغفرت و پایانش آزادی از •••
اتش جهنم
ساتراپ ایرانی که علیه اردشیر دوم شورید
موزولوس
شورش نظامی بر علیه دولت
کودتا
نام پسر ادریس علیه السلام
لاب
نام همسر حضرت نوح علیه السلام
واهله

معنی علیه به انگلیسی

high (صفت)
رشید ، علیه ، با صدای بلند ، بلند ، خوشحال ، علوی ، خشن ، عالی ، گزاف ، مرتفع ، زیاد ، عالی مقام ، عالیجناب ، علی ، متعال ، بو گرفته ، بلند پایه ، رفیع ، وافرگران ، تند زیاد ، با صدای زیر ، اندکی فاسد
eminent (صفت)
بزرگ ، علیه ، بلند ، برجسته ، عالیجناب ، هویدا ، علی ، والا مقام ، متعال ، سربلند
against (حرف اضافه)
با ، مجاور ، مخالف ، ضد ، علیه ، در برابر ، در مقابل ، بر ، به ، برعلیه ، برضد ، بسوی
anti- (پیشوند)
غیر ، مخالف ، ضد ، علیه ، برضد ، پاد ، بجای ، درعوض

معنی کلمه علیه به عربی

علیه
ضد
اتهم
اشجب
اِحْتَجَّ ضِدَّ
اِدَّعي علي
اِدَّعي علي
اِحْتاطَ ضِدَّ
إثارة الأجواءِ ضِدَّ
إثارة الأجواءِ ضِدَّ
اِدَّعي علي
إثارة الأجواءِ ضِدَّ
متهم

علیه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدعلی
برپد
اشکان
بر او
من علیه او شکایت کردم
من بر او دادخواست دادم
بر در اینجا ضد با است
ما نه با دشمن که بر دشمنیم
جمشید احمدی
پاد
برعلیه = بر پاد/ به پاد
ب. الف. بزرگمهر
در رویارویی با

نمونه در پی نوشتِ یادداشت �بنیادی بر جای نمانده است ...� در پیوند زیر:
در پی سه روز پرخاش های خیابانی ده ها هزار تن در روبارویی با (علیه) سیاست های اقتصادی دولت لبنان، وزبران یک حزبِ ترسایان (مسیحیان) آن کشور از دولت �سعد حریری� کناره گرفتند.

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/10/blog-post_95.html
علیرضا
گاهاً یعنی به نفع شخص و گاهاً یعنی به ضرر شخص. مثلاً دفتر تاجر میتواند بر علیه او قابل استناد باشد ⇐ یعنی دفتر تجاری تاجر میتواند به نفع تاجر اماره قضایی محسوب شود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی علیه   • الیه   • علیه ما علیه صافی   • علیه السلام   • سرکار علیه   • مفهوم علیه   • تعریف علیه   • معرفی علیه   • علیه چیست   • علیه یعنی چی   • علیه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی علیه
کلمه : علیه
اشتباه تایپی : ugdi
آوا : 'alayh
نقش : اسم
عکس علیه : در گوگل

آیا معنی علیه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )