برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1323 100 1

عمیق

/'amiq/

مترادف عمیق: ژرف، عمق دار، گود، تام، کامل

برابر پارسی: ژرف گود، ژرف، گود

معنی عمیق در لغت نامه دهخدا

عمیق. [ ع َ ] (ع ص ) دورتک یا دراز. (منتهی الارب ). دورتک و دراز. (ناظم الاطباء). دورتک و ژرف یا دراز. (از آنندراج ). ژرف ، بمعنی دور و دراز نیز آمده. (غیاث اللغات ).دارای عمق. (از اقرب الموارد). مغاک. (دهار). دورفرود. گود. فرورفته. دوراندر. قعیر. بعیدالقعر. ج ، عِمَق ، عِماق ، عَمائق. (از اقرب الموارد) : ابواب احتیاط و اسباب استظهار به معاقل وثیق و خنادق عمیق به احکام رسانید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 294).
زین بحر عمیق جان بدر برد
آن کس که هم از کنار برگشت.
سعدی.
- بحر عمیق و بئر عمیق ؛ دریا و چاه قعیر و دورتک. (از اقرب الموارد).
- سکوت عمیق ؛ سکوت تام. (فرهنگ فارسی معین ). که آوا از کس یا چیزی برنیاید. که صدای بال مگس شنیده شود.
- طریق عمیق ؛ راه دور یا راه دراز. (از اقرب الموارد).
- فج عمیق ؛ دره ٔ دورتک و دراز. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ).
- نفس عمیق ؛ نفسی که هوا را به اعماق ریه برد. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی عمیق به فارسی

عمیق
دارای عمق، دارا اودورتک، ژرف، گود
( صفت ) ژرف دارای عمق گود . یا سکوت عمیق . سکوت تام . یا نفس عمیق . نفسی که هوا را با اعماق ریه برد .
[deep overbit] [پزشکی-دندان پزشکی] ← بیش بَست
[deep uncertainty] [آینده پژوهی و آینده نگری] موقعیتی که در آن تصمیم گیرندگان از مدل سامانه و همچنین توزیع احتمالی متغیرها و پیامدهای مختلف آن آگاهی ندارند
[profound mental retardation] [روان شناسی] نوعی عقب ماندگی ذهنی که در آن هوش بهر فرد کمتر از20 است
[deep vertical overlap] [پزشکی-دندان پزشکی] ← بیش بَست
[profound hearing impairment, profound hearing loss] [شنوایی شناسی] ← ناشنوایی

معنی عمیق در فرهنگ معین

عمیق
(عَ) [ ع . ] (ص .) ژرف ، گود.

معنی عمیق در فرهنگ فارسی عمید

عمیق
۱. دارای عمق، دراز و دورتک، ژرف، گود.
۲. [مجاز] دارای دقت و تلاش ذهنی، دارای معانی بلند.
۳. (اسم) (ادبی) در عروض، از بحور شعر بر وزن فاعلن فاعلاتن فاعلن فاعلاتن.

عمیق در دانشنامه اسلامی

عمیق
معنی عَمِيقٍ: عميق - ژرف
معنی لُجَّةً: آبی عمیق و فراوان - جایی که آب در آن موج می زند
معنی لُّجِّيٍّ: بسيار عميق - متلاطم (کلمه بحر لجي به معناي درياي پر موجي است که امواجش همواره در آمد و شد است و لجي منسوب به لجه دريا است که همان تردد امواج آن است)
معنی جَهَنَّمُ: جهنّم - دوزخ (اسمي است از اسماي آتش آخرت . بعضي گفتهاند اين لفظ از قول عرب که به چاه بسيار عميق جهنام ميگويد اخذ شده . بعضي ديگر گفتهاند که اين کلمه لغتي است فارسي که در زبان عربي شايع شده است . )
ریشه کلمه:
عمق‌ (۱ بار)

«عمیق» از مادّه «عُمْق» در اینجا به معنای دور است.
. عمق در اصل به معنی گودی است «بِئْرعَمیق» چاهی است که ژرف و عمیق باشد. در راه دور نیز به کار رفته، مراد از فّج عمیق راه دور است «عمق الطریق و المکان:بعد و طال» این کلمه فقط یکبار در قرآن مجید یافته است.

عمیق در جدول کلمات

عمیق
ژرف
عمیق ترین چاه
ویل
عمیق ترین گودال جهان
ماریانا
عمیق گودال جهان
ماریان
پرتگاه عمیق کوه
دره
گودی عمیق در طبیعت
دره

معنی عمیق به انگلیسی

abysmal (صفت)
عمیق ، ژرف ، بی پایان ، گردابی ، ناپیمودنی
deep (صفت)
عمیق ، ژرف ، گود ، عمقی ، سیر
profound (صفت)
عمیق ، ژرف ، عمقی
fathomless (صفت)
عمیق ، بی انتها
deep-rooted (صفت)
عمیق ، دیرینه ، ریشه کرده

معنی کلمه عمیق به عربی

عمیق
عمق , عميق
هاوية
منتصف الليل
وادي
هبوط

عمیق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mani
دارای عمق
پرنیا
عمق زیاد
اشکان
گویا این واژه ایرانی است ( شاید):
یکی از معنی های " مغ" ژرف است و این واژه هم ایرانی است و همانندی با واژه عمق دارد.
من خیلی خوفناکم
عمق دار
ژرف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی عمیق   • تمام یک چیز   • مفهوم عمیق   • تعریف عمیق   • معرفی عمیق   • عمیق چیست   • عمیق یعنی چی   • عمیق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عمیق
کلمه : عمیق
اشتباه تایپی : uldr
آوا : 'amiq
نقش : صفت
عکس عمیق : در گوگل

آیا معنی عمیق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )