برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1291 100 1

عم

/'amm/

مترادف عم: عمو

معنی عم در لغت نامه دهخدا

عم. [ ع َ ] (علامت اختصاری ) اختصاری و رمزی است از «علیه السلام ». درود بر او باد. رجوع به علیه السلام شود.

عم. [ ع َ مِن ْ ] (ع ص ) عَمی. کور و نابینا. رجوع به عَمی شود.

عم. [ ع َم م ] (ع مص ) فراگرفتن و شامل شدن : عم القوم بالعطیة؛ بخشش و عطیه ٔ او همه ٔ آن قوم را فراگرفت و شامل شد. (ازاقرب الموارد) (از المنجد). و رجوع به عُموم شود.

عم. [ ع َم م ] (ع اِ) برادر پدر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از لسان العرب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). برادر پدر، خواه آن برادر صلبی و پدری باشدیا بطنی و مادری. (از اقرب الموارد). ج ، أعمام ، عُمومة، أعمَّة، أعُم ّ (لسان العرب ) (تاج العروس ) (اقرب الموارد) (متن اللغة) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)، عُموم. (لسان العرب ) (تاج العروس ). جج ، أعْمُمون (لسان العرب ) (تاج العروس ) (متن اللغة) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) أعُمّون. (اقرب الموارد). و منسوب به آن عَمّی و عَمَوی. (از متن اللغة). در حالت ندا به سه صورت «یابن عَمّی » و «یابن عَم ِّ» و «یابن عَم َّ» به کار می رود یعنی «ای پسر عم من ». (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). در حالت ندبه گاهی با هاء ندبه (یابن عَمّاه ) و گاه بدون هاء (یابن عَمّا) می آید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). در تداول زبان عرب می توان گفت «هما ابناعم ّ» (آنها پسرعم هستند) ولی «هما ابناعمة» (آنها پسرعمه هستند) به کار نمی رود، و حال اینکه در «خال » به عکس این است و «هما ابناخالة» (آنها پسرخاله هستند) به کار می رود ولی «هما ابناخال » (آنهاپسردایی هستند) نمی توان گفت. (از لسان العرب ) (از تاج العروس ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء). و سببش این است که وقتی شخصی پسردایی دیگری باشد، آن دگری پسرعمه اش می شود نه پسردائیش و نیز اگر پسرعمه ٔ او باشد، دیگری پسردائیش میشود نه پسرعمه اش. (از اقرب الموارد) :
چو شاپور بنشست بر جای عم
از ایران بسی شاد و برخی دژم.
فردوسی.
همتش اب و معالی اُم و بیداری ولد
حکمتش عم و جلالت خال و هشیاری ختن.
منوچهری.
ابن عبدال ...

معنی عم به فارسی

عم
برادرپدر، درفارسی عمونیزمیگویند
( اسم ) برادر پدر عمو افدر جمع : اعمام .
مرکب از حرف جر عن واسم استفهام ما نامی که در تداول عامه به سوره نبا داده شده است بمناسبت شروع سوره مذکور با کلمه عم
( جمله فعلی دعایی ) بخشش اوعام باد . ( در مورد خدا استعمال کنند ) : ....چه باری عز شانه و عم احسانه ذات مطهر آن پادشاه دین پرور عدل گستر را از کرایم شمایل پسندیده .. آفریده است .
جزئ سی ام یعنی قسمتی از قر آن کریم از سوره عم تیسائ لون ( سوره ۷۸ ) تا پایان آن ( سوره ۱۱۴ )
پسر عمو پسر عم پسر نیای پدری
کلمه دعا یعنی صبح شما بخیر
[ گویش مازنی ] /amghaazi/ دختر عمه
مرکب از عم عربی بمعنی عمو برادر پدر و قز ترکی بمعنی دختر و یائ نسبت
آنرا پس از بردن نام ایزد تعالی میاورند شامل است نعمت و بخشش او عام است کرم او
( جمله فعلی ) بخشش و عطای او عام است ( درباره خدا گویند )
پسر عمو
مخفف ابن عم
( اسم ) پسران عمو عمو زادگان : (( بسی برنیامد که بنی عم سلطان بمنازعت برخاستند و ملک پدر خواستند . ))
( اسم ) پسر عمو پسر برادر پدر.
...

معنی عم در فرهنگ فارسی عمید

عم
برادر پدر، عمو.
عموزاده، پسرعم، پسرعمو.
پسران عمو، عموزادگان.

عم در جدول کلمات

از مثنوی های اهلی شیرازی که 520 بیت دارد و موضوع آن عشق پاک « جم » به دختر پسر عم خود « گل » است
سحر حلال
نام دیگر سوره عم یتسائلون
نبا

معنی عم به انگلیسی

paternal uncle (اسم)
عم ، عمو

معنی کلمه عم به عربی

عم
عم

عم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرحیم ریگی
براباب(برادرپدر)
براباب زاده (دخترعمو،پسرعمو)
دختربراباب(دخترعمو)
پسربراباب (پسرعمو)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عم - جستجوی google   • متن نوحه وای عم اوغلی   • میوه عم   • دانلود وای عم اوغلی سلیم موذن زاده   • دانلود نوحه وای عم اوغلی سلیم   • متن وای عم اوغلی جان عم اوغلی من سنه قربان عم اوغلی   • عکس عم   • کتاب عم جزء   • معنی عم   • مفهوم عم   • تعریف عم   • معرفی عم   • عم چیست   • عم یعنی چی   • عم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عم
کلمه : عم
اشتباه تایپی : ul
آوا : 'amm
نقش : اسم
عکس عم : در گوگل

آیا معنی عم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )