انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 894 100 1

معنی عنبیه در لغت نامه دهخدا

عنبیة. [ ع ِ ن َ بی ی َ ] (ع اِ) نام طبقه ٔ سوم از هفت طبقه ٔ چشم است. رنگ آن مختلف می باشد، و در بعضی اشخاص سیاه و در بعضی اشهل و در بعضی ازرق بود. (از آنندراج ) (از غیاث اللغات ). قسمت قدامی پرده ٔ عضلانی عروقی است که عموداً در عقب قرنیه و در جلو عدسی قرار دارد. و در وسط آن سوراخی است بنام مردمک چشم. عنبیه دارای دو سطح قدامی و خلفی و دو محیط بزرگ و کوچک است. سطح قدامیش کمی محدب است و حد خلفی اطاق قدامی چشم را می سازد و رنگش بر حسب اشخاص ونژادهای مختلف متفاوت و معمولاً سیاه یا قهوه یی یا خاکستری و یا آبی است. و نیز بواسطه ٔ وجود عروقی که در روی آن قرار دارند دارای برآمدگیهایی است که محاذی شعاعهای دایره ای قرار گرفته اند که بین دو محیط کوچک و بزرگ آن کشیده شده اند. سطح خلفی عنبیه کمی مقعر وسیاه رنگ است و قسمت مرکزی آن با عدسی و قسمت محیطیش با زواید مژگانی مجاور است. محیط بزرگ عنبیه مجاور با قسمت قدامی تنه ٔ مژگانی است و با محیط قرنیه شیارمدوری را میسازد که به نام زاویه ٔ عنبی قرنیه ای موسوم است. محیط کوچک عنبیه سوراخی را محدود می سازد به نام مردمک که در مرکز عنبیه قرار دارد و معمولاً مدورو گاهی نیز بیضی شکل است و قطر آن تقریباً 3 تا 4 میلیمتر است ؛ ولی در نتیجه ٔ عمل عضلات گشادکننده و تنگ کننده ٔ عنبیه تغییر قطر میدهد. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی عنبیه به فارسی

عنبیه
پرده رنگین که قسمتی ازپوشش میانی کره چشم راتشکیل میدهد
[iridectomy] [پزشکی] برداشتن بخشی از عنبیۀ چشم با جراحی
[therapeutic iridectomy] [پزشکی] نوعی عنبیه برداری که برای درمان بیماری چشم انجام می شود
[total iridectomy, sector iridectomy, complete iridectomy] [پزشکی] عمل جراحی برداشتن کامل بخش شعاعی عنبیه از ریشه تا حاشیه
[iridotomy] [پزشکی] برش دادن عنبیه با جراحی
[peripheral iridotomy, basal iridotomy, buttonhole iridotomy, stenopeic iridotomy] [پزشکی] نوعی روش جراحی برای درمان آب سیاه با زاویۀ تنگ (narrow-angle glaucoma) که در آن بخشی از محیط یا ریشۀ عنبیه برش داده می شود
[iridoplegia, iridoparalysis] [علوم پایۀ پزشکی] فلج بندارۀ عنبیه همراه با ناتوانی در انقباض و اتساع مردمک
[reflex iridoplegia] [علوم پایۀ پزشکی] نارسایی در انقباض مردمک در هنگام تحریک پوست یا تحت تأثیر نور
[accommodation iridoplegia] [علوم پایۀ پزشکی] نارسایی در انقباض مردمک در هنگام انجام عمل تطابق
[sympathetic iridoplegia] [علوم پایۀ پزشکی] نارسایی در اتساع عنبیه در هنگام تحریک پوست
[complete iridoplegia] [علوم پایۀ پزشکی] نوعی عنبیه فلجی که در آن بندارۀ عنبیه به هیچ محرکی واکنش نشان نمی دهد
[iridodonesis] [پزشکی] لرزش نابهنجار عنبیه در هنگام حرکت چشم
[stroma of iris, stroma iridis] [علوم تشریحی] تودۀ نرمی از الیاف بافت پیوندی که بخش عمدۀ عنبیه را پر می کند

معنی عنبیه در فرهنگ معین

عنبیه
(عِ نَ یِّ) [ ع . عنبیة ] (اِ.) پرده ای است در چشم شبیه دیافراگم در دوربین عکاسی که میزان ورود نور به چشم را تنظیم می کند. رنگ عنبیه در افراد متفاوت است .

معنی عنبیه در فرهنگ فارسی عمید

عنبیه
بافت رنگی در چشم مهره داران که مردمک در قسمت مرکزی آن قرار دارد.

عنبیه در دانشنامه ویکی پدیا

عنبیه
عِنَبیه بخش رنگدانه دار چشم است. در فرمانروی جانوران تنها طنابداران عنبیه دارند.
عنبیه در پشت قرنیه قرار گرفته است. میانه عنبیه سوراخ است و این سوراخ مردمک نام دارد. عنبیه به شکل روزنه ای است که نور از آن داخل چشم عنبیه در جلوی چشم قرار داردمی گردد و این دریچه مقدار نور را تنظیم می کند یعنی هر وقت که محیط روشن تر و پرنورتر باشد مردمک چشم تنگ تر می شود و برعکس، در نور کم گشادتر می شود تا نور کافی به داخل چشم نفوذ کند.
ماهیچه های موجود بافت عنبیه با انقباض و انبساط خود در برابر نور شدید یا کم، موجب تنگ و گشاد شدن مردمک می شوند. این عمل تحت اثر اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک صورت می گیرد.
عنبیه بخش جلویی پرده عضلانی عروقی و دنباله مشیمیه است که به طور عمودی در جلوی عدسی قرار می گیرد. عنبیه از لحاظ رنگ و شکل تغییر قابل توجهی حاصل کرده است یعنی از لحاظ شکل مسطح و عمودی است و همین تغییر شکل موجب شده است که میان این قسمت مسطح و «قرنیه» فضایی بوجود آید که آن فضا از مایع مخصوص و شفافی بنام «زلالیه» مملو است.
عنبیه دارای دو سطح جلویی (قدامی) و پشتی (خلفی) است. سطح جلویی آن به طرف قرنیه بوده و کمی کوژ (محدب) است. سطح پشتی کمی کاو (مقعر) و کنار خارجی آن مجاور تنه مژگانی و قسمت مرکزی آن روی عدسی قرار دارد. این پرده فضای میان عدسی و قرنیه را به اتاق های جلویی و پشتی تقسیم می کند. اتاق های جلویی در جلوی عنبیه واقع شده و حد جلویی آن سطح پشتی قرنیه و حد عقبی آن سطح جلویی عنبیه و قسمتی از سطح جلویی عدسی است.
اتاق پشتی که در پشت عنبیه قرارگرفته حد جلویی آن سطح پشتی عنبیه و حد عقبی آن سطح جلویی عدسی است. عنبیه به ترتیب از قسمت های زیر ساخته شده است: ۱- لایه پوششی جلویی ۲- بافت ویژه عنبیه که دارای سلول های رنگین و رگ های خونی است ۳- ماهیچه تنگ کننده مردمک یا عضله حلقوی ۴- ماهیچه گشادکننده مردمک یا عضلات شعاعی ۵- لایه پوششی پشتی که دارای پیگمان های رنگی است.
عنبیه لرزی (iridodonesis) لرزش نابهنجار عنبیه در هنگام حرکت چشم را می گویند. عنبیه لرزی ممکن است بر اثر دررفتگی یا نیم دررفتگی subluxation عدسی یا نبود عدسی aphakia ایجاد شود.
شناسایی عنبیه یک روش زیست سنجشی است که در آن با پردازش داده های به دست آمده از تصاویر عنبیه چشم افراد و مقایسه آن ها با داده های بانک اطلاعاتی، می توان به هویت آن ها پی برد. (عنبیه انسان ها مانند اثر انگشت منحصربه فرد است)
در این روش با استفاده از دوربین می توان به صورت خودکار از افرادی که در محدوده دید دوربین هستند را شناسایی کرد. این روش اگرچه در شرایطی غیرایده آل نوری، فاصله چشم و متحرک بودن سوژه همچنان به دقت بسیار بالایی نرسیده اما هم اکنون در شماری از کشورهای جهان مورد استفاده قرار می گیرد.
ماهیچه تنگ کننده عنبیه (انگلیسی: Iris sphincter muscle) یا ماهیچه تنگ کننده مردمک (pupillary sphincter) از رشته های حلقوی درست شده است. این ماهیچه به صورت حلقه ای است به عرض یک میلیمتر که در اطراف مردمک قرار دارد و در موقع انقباض مردمک را تنگ و کوچک می نماید.
ماهیچه گشادکننده عنبیه (انگلیسی: Iris dilator muscle) یا ماهیچه گشادکننده مردمک (pupil dilator muscle) در موقع انقباض، مردمک چشم را گشاد می کند.
این ماهیچه که از رشته های شعاعی ساخته می شود و در سطح عقبی عنبیه قرار دارد. عصب ماهیچه گشادکننده مردمک از گانگلیون بالائی سمپاتیک گردنی می باشد که از شبکه عصبی Cavernous می گذرد و از طریق اعصاب مژگانی وارد این ماهیچه می شود.
ناهم رنگی عنبیه در آناتومی معمولا به تفاوت رنگ آمیزی در عنبیه اشاره دارد، اگرچه شامل پوست و مو هم می شود. این تفاوت رنگی حاصل فقدان یا مقادیر اضافی ملانین (رنگدانه ها) است. ناهم رنگی عنبیه می تواند ارثی یا ناشی از موزاییسم ژنتیکی، آسیب یا بیماری باشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با عنبیه

معنی عنبیه به انگلیسی

iris (اسم)
عنبیه ، عنبیه چشم ، رنگین کمان

معنی کلمه عنبیه به عربی

عنبیه
قزحية

عنبیه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی عنبیه

شهریار آریابد ١٠:٣٦ - ١٣٩٨/٠١/١٧
در پارسی " رنگاور " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی عنبیه



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عنبیه چشم کجاست   • عنبیه چشم انسان   • زلالیه چشم   • عنبیه به انگلیسی   • عکس عنبیه چشم   • مردمک چیست؟؟   • کار عنبیه چشم چیست   • معنی عنبیه   • مفهوم عنبیه   • تعریف عنبیه   • معرفی عنبیه   • عنبیه چیست   • عنبیه یعنی چی   • عنبیه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عنبیه
کلمه : عنبیه
اشتباه تایپی : ukfdi
آوا : 'enabiyye
نقش : اسم
عکس عنبیه : در گوگل


آیا معنی عنبیه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )