انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1069 100 1

عنوان

/'onvAn/

مترادف عنوان: آغاز، دیباچه، اسم، خطاب، شهرت، کنیه، لقب، نام، آدرس، نشانی

برابر پارسی: نام، فرنامه، پیش گفتار، دیباچه، سرآغاز، برنام، پاژنام، سرنویس، فرنام

معنی عنوان در لغت نامه دهخدا

عنوان. [ ع ِن ْ ] (ع مص ) سرنامه نوشتن برای کتاب و عنوان قرار دادن برای آن. (از ناظم الاطباء). عَنونة. رجوع به عَنونة شود.

عنوان. [ ع ُن ْ / ع ِن ْ ] (ع اِ) سرنامه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). نشان و دیباچه ٔ نامه. (از اقرب الموارد). اصل آن عُنّان است ، از عن ّ. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). عُنْیان. عِنْیان. (اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به عنیان شود. هر چیزی که در سر نامه و اول آن مینویسند و بدان نامه را ابتدا میکنند و شروع در آن مینمایند. و دیباچه و سرنامه :
چوبرگشت عنوان آن نامه خشک
نهادند مهری بر او بر ز مشک.
فردوسی.
به عنوان نگه کرد مرد دبیر
که گوینده او بود و هم یادگیر.
فردوسی.
به عنوان بر از شاه ایران و روم
سوی آنکه مهتر بشهر هروم.
فردوسی.
همیشه تا به سر خطبه ها بود تحمید
همیشه تا زبر نامه ها بود عنوان.
فرخی.
نامه ٔ نعمت ز شکر عنوان دارد
بتوان دانست حشو نامه ز عنوان.
ابوحنیفه ٔ اسکافی.
عنوان پوشیده کرد پیش خودبنهاد. (تاریخ بیهقی ص 369).
ز تو آید پدید مردی و جود
چون به عنوان شود پدید کتاب.
قطران.
نیک زین عنوان بندیش و مراد او
همه زین عنوان چون روز همی برخوان.
ناصرخسرو.
دل تو نامه ٔ عقل و سخنْت عنوانست
بکوش سخت و نکو کن ز نامه عنوان را.
ناصرخسرو.
چون کاغذ سپید که بر پشتش
باشد به زرق ساخته عنوانی.
ناصرخسرو.
هر آنچه خنجرت از داستان نصرت خواند
ز فتحنامه ٔ ملکت هنوز عنوانست.
رفیعالدین لنبانی.
سرنامه ٔ روزگار خواندم
عنوان وفا بر آن ندیدم.
خاقانی.
فهرست ملک بادا نامش که تا قیامت
زو نامه ٔ کرم را عنوان تازه بینی.
خاقانی.
باز زهره ز عطارد جستی
نامه ٔ جود به عنوان اسد.
خاقانی.
شکر که این نامه به عنوان رسید
پیشتر از عمر به پایان رسید.
نظامی.
نمیدانم حدیث نامه چونست
همی بینم که عنوانش به خونست.
سعدی.
حسن عنوان چنانکه معلومست
خبر خوش بود به نامه درش.
سعدی.
بر آنم من که میدانی تو هم اخلاص او زیرا
ز عنوان نامه ٔ تقدیر را مضمون همی خوانی.
ابن یمین.
اگر نه مد بسم اﷲ بودی تاج عنوانها
نگشتی تا قیامت نوخط شیرازه دیوانها.
صائب (از آنندراج ).
|| هرچیزی که بوسیله ٔ آن برای آشکار کردن چیز دیگری استدلال شود. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء): الظاهر عنوان الباطن (از اقرب الموارد)؛ یعنی ظاهر دلیل است بر باطن.
- عنوانگاه ؛ محل ظهور. جای برآمدن :
چو عنوانگاه عالم تاب را دید
تو گفتی سگ گزیده آب را دید.
نظامی.
|| آنچه فهمیده شود از چیزی. (غیاث اللغات ). || نشانی. آدرس. (فرهنگ فارسی معین ). || امضای پادشاه در بالای فرمان. || ادعا. و اظهار ادعا. || طریقه و وضع. (ناظم الاطباء). سبیل و طریق و وجه. (از آنندراج ) :
شب تار و ره دور و خطر مدعیان
تا در دوست ندانم به چه عنوان برسم.
خاقانی.
ز سنگ کودکان بر خود نلرزد نخل بارآور
به عنوانی که من زین خلق ناهموار میترسم.
صائب (از آنندراج ).
در شکست زلف او باشد درستی ّدلم
کرده ام خاطرنشان او به عنوان درست.
باقر کاشی (از آنندراج ).
همین عطیه بهر حال خوش دلم دارد
که هرچه رفت بعنوان خیر محسوب است.
عرفی (از آنندراج ).
|| لقب :
وز آن پس همه کارداران اوی
شهنشاه کردند عنوان اوی.
فردوسی.
- باعنوان ؛ باتشخص. دارای لقب و خصوصیات اشرافی.
- عنوان بستن ؛ مقام و لقبی را بر کسی نهادن :
چو منشور اقبال او خوانده پیش
در او بست عنوان فرزند خویش.
نظامی (از آنندراج ).
|| در عرف بلغا عبارتست از آنکه سخنور غرضی در نظر گیرد، آنگاه برای تکمیل و تأکید آن غرض مثالهایی در سیاق سخن خویش ایراد کند که عنوانش خبر گذشتگان و افسانه ٔ پیشینیان باشد. و نوعی دیگراز عنوان که نزد بلغا دارای رتبه ٔ عالی است آن است که در ضمن گفتار خویش الفاظی آورد که کلید و مدخل علوم باشد. مثال آن از نوع اول ، قوله تعالی : و اتل علیهم نباء الذی آتیناه آیاتنا فانسلخ منها (یعنی بر ایشان بخوان خبر آن کسی که او را نشانه های خود دادیم ولی از آنها بیرون آمد)، در این آیه ٔ مبارکه عنوان قصه ٔ بلعام است. و مثال از نوع دوم ، قوله تعالی : انطلقوا الی ظل ذی ثلاث شعب (یعنی بروید بسوی سایه ای که دارای سه شاخ است )، که در این آیه ٔ مبارکه عنوانی از علم هندسه ایراد شده ، چه شکل مثلث نخستین شکل از اشکال هندسی است و هرگاه این شکل را در برابر آفتاب نهند و بهر ضلعی که آن را قرار دهند، سایه ای از آن شکل بر روی زمین نیفتد، زیرا نوک زوایای آن چندان تیز و باریک است که قابلیت سایه افکندن در آن موجود نباشد. بدین جهت حق عز اسمه برسبیل سخریه و تهکم به اهل دوزخ فرمان میدهد که بروید از سایه ٔ شکل مثلث استفاده کنید و بدان پناه برید. و نیز مانند این آیت : و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض k00l)_rb"> a/> (یعنی این چنین نشان میدهیم به ابراهیم عجایب آسمانها و زمین را)، که در این آیه نیز عنوانی از علم کلام و علم جدل و علم هیئت باشد. (ازکشاف اصطلاحات الفنون ).rb>- _(سعادت عنوان
عنوان. [ ع ُن ْ ] (اِخ ) ابن عثمان الزبیدی. رجوع به ابوالبر (هاشم عنوان...) شود.

معنی عنوان به فارسی

عنوان
دیباچه کتاب، سر آغازکتاب یانامه، سرنامه، آنچه درسرنامه یاپشت پاکت بنویسند، نشانی، آدرس
( اسم ) ۱ - آغاز دفتر و کتاب دیباچه ۲ - آغازنامه سرنامه . ۳ - آنچه در آغاز نامه یا در پشت پاکت نویسند . ۴ - نشانی آدرس جمع: عناوین عنوانات
ابن عثمان الزبیدی
[title] [سینما و تلویزیون] نام فیلم یا برنامۀ تلویزیونی
[title] [سینما و تلویزیون] فهرستی که معمولاً در ابتدا یا انتهای فیلم یا برنامۀ تلویزیونی درج می شود و شامل اسامی بازیگران و عواملی است که در تولید فیلم یا برنامه همکاری داشته اند؛ در این فهرست اطلاعات مرتبط نیز ذکر می شود
[سینما و تلویزیون] ← طوماری
[working title] [سینما و تلویزیون] نام موقت فیلم در مرحلۀ پیش تولید و تولید که معمولاً در هنگام نمایش تغییر می کند
[سینما و تلویزیون] ← حک
[title role/ title-role, name part, title part/ title-part, title character] [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] شخصیت اصلی نمایش یا فیلم که نام نمایشنامه یا فیلم از او گرفته شده است

معنی عنوان در فرهنگ معین

عنوان
(عُ یا عِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - دیباچه ، سرآغاز کتاب یا نامه . ۲ - نشانی ، آدرس . ۳ - واژه یا واژه هایی که مقام و منصب یا میزان تحصیلات کسی را نشان می دهد. ۴ - دلیل . ۵ - بهانه . ۶ - وضع ، حالت .

معنی عنوان در فرهنگ فارسی عمید

عنوان
۱. دیباجۀ کتاب، سرآغاز کتاب یا نامه، سرِ نامه.
۲. آنچه در ابتدای نامه یا پشت پاکت می نویسند.
۳. لقب، نامی که از اهمیت یا مقام شخصی حکایت می کند.
۴. هر آنچه موجب معرفی و شناختن چیزی می شود: عنوان مراسم.
کسی که مقام، منزلت، و عنوانی دارد.

عنوان در دانشنامه اسلامی

عنوان
ذکر الفاظی به منزله عنوان برای مطالب قبلی یا مدخل برای بعضی علوم را عنوان گویند.
«عنوان» از انواع اسلوب بلاغی و بدیعی قرآن و عبارت است از آن که گوینده مبحثی را طرح کند و سپس به قصد تکمیل و تاکید آن، مثال هایی در قالب الفاظ بیاورد که در حکم عنوان برای اخبار و قصه های قبلی باشد.
عنوان علوم
نوعی از آن که اهمیت بسزایی دارد «عنوان علوم» است؛ یعنی از الفاظی استفاده کند که به منزله «مفتاح یا کلید» و «مدخل» برخی از علوم هستند.
← مثال برای مفتاح
 ۱. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۷۵.    
...
وصف محمول بر ذات به اعتبار اتصاف آن به مبدأ اشتقاق را عنوان اشتقاقی گویند.
عنوان اشتقاقی، وصفی است که بر ذات، به اعتبار اتصاف آن به مبدأ اشتقاق، حمل می گردد، مانند: عنوان طویل (بلند قامت)، عالم و عادل که بر ذات حمل می شود، به اعتبار اتصاف ذات به مبدأ اشتقاق آنها؛ یعنی طول، علم و عدالت.
عنوان ناشی از اعتبار مُعتبِر را عنوان اعتباری گویند.
عنوان اعتباری، مقابل عنوان ذاتی بوده و به عناوین و اوصافی گفته می شود که وجود آنها به اعتبار معتبر (شخص اعتبار کننده) بستگی دارد؛ یعنی در عالم اعتبار، وجود مستقل دارند، همانند مخترعات شرعی یا عرفی، هم چون نماز و ملکیت؛ برای مثال، شارع برای یک دسته از اعمال، اوراد و اذکار خاص، عنوان «نماز» را اعتبار و وضع نموده است.
معانی امر اعتباری
مرحوم «علامه طباطبایی» در «نهایة الحکمة» برای امر اعتباری چندین معنا ذکر کرده است.
عنوان الدرایة فی من عرف من العلماء فی المائة السابعة ببجایة، از آثار احمد بن احمد بن عبدالله غبرینی (644-714ق) است که نویسنده در آن، شرح حال، آثار و اندیشه های تعداد 108 تن از دانشمندان قرن هفتم شهر «بجایه» را به زبان عربی بیان کرده است.
این اثر را عادل نویهض، تصحیح و منابعش را استخراج کرده و توضیحاتی بر آن افزوده است. گفتنی است که «بجایه»، شهری در استانی با همین نام واقع در کشور الجزایر است.
این کتاب از مقدمه لجنه تألیف و ترجمه و نشر، مقدمه مصحح، مقدمه محمد بن ابی شنب (مدرس مدرسه دولتی ثعالبیه و دانشکده ادبیات عالی الجزایر) و متن اصلی تشکیل شده است.
عادل نویهض در مقدمه اش که آن را در بیروت نوشته و تاریخش را مشخص نکرده است، نویسنده را معرفی کرده و ارزش تاریخی اثر حاضر را توضیح داده و چنین آورده است: «... بسیاری از مشاهیر الجزایری مصنفاتی نوشته و آن را «الثبت» یا «البرنامج» یا «المشیخه» نامیده و در آن، اسامی علومی را ذکر کرده اند که از دانشمندان معاصرشان در زمینه فقه، حدیث، تفسیر، لغت، ادبیات و تاریخ و... آموخته اند و در آن شرح حال این دانشوران را نیز آورده اند و... سخن پایانی این است که این کتاب، به گواهی اندیشمندان بزرگ، روشن ترین و جامع ترین اثری است که در زمینه حیات عقلی در قرن هفتم هجری نه فقط در بجایه، بلکه حتی در مغرب اوسط نیز، نوشته شده است»
برخی از مطالب جالب این کتاب، عبارت است از:
«عنوان الزمان بتراجم الشیوخ و الأقران»، کتابی است به زبان عربی، در موضوع تراجم و رجال که ابراهیم بن حسن بقاعی، آن را به تقلید از یکی از نویسندگان معاصر خویش؛ یعنی ابن تغری بردی، نویسنده «المنهل الصافی و المستوفی بعد الوافی» نگاشته است.
کتاب، توسط حسن حبشی تصحیح و حاشیه نگاری شده است.
کتاب در 4 جلد رحلی تنظیم شده و مشتمل بر مقدمه ای به قلم محقق، مقدمه ای به قلم مؤلف و اسامی 450 تن از مشایخ و شاگردان و معاصران مؤلف است. تراجم بر اساس ترتیب حروف الفبا مرتب گردیده است. هریک از مجلدات کتاب، دارای فهرست های کشافی است که توسط برخی از محققان تهیه گردیده است.
مؤلف در مقدمه کتاب می نویسد: «بدون شک از آنجا که دانش حدیث عبارت است از شناخت ویژگی های متن و اسناد روایت با هدف قبول و یا رد روایت و از آنجا که شناخت این ویژگی ها جز از راه شناخت روات حدیث میسر نیست و به جهت نقشی که شناخت روات دین در امر شناخت صحیح دین و آموزه های آن ایفا می کند، بر افراد متدین در هر دوره و زمانی واجب است که در راستای حفظ دین خویش، از یادکرد راویان حدیث و نیز عالمان عصر خود غفلت نورزند؛ زیرا چه بسا برخی از این افراد چیزی را از پیش خود به نام دین عرضه کنند... به ناچار برای بررسی صحت گفتار ایشان و نیز آنچه نقل می نمایند، راهی جز آشنایی با شرح حال آنان وجود ندارد. همین نکته باعث شد که من به نگارش این اثر دست بزنم» (ر.ک: مقدمه مؤلف، ص33).
در این کتاب، به شرح حال مردان و زنانی از مصر و شام و حجاز و عراق و هند و روم و افریقا و... که در قرن نهم هجری می زیسته اند و جزء مشایخ و شاگردان و یا معاصران مؤلف بوده اند، پرداخته شده است. مؤلف به شرح حال این افراد از جهت زمان و مکان ولادت و نسب و نشو و نما و تحصیل پرداخته و از آثار فکری ایشان و اوج نشاط علمی آنان یاد می کند و درباره سیره و روش ایشان و... نیز سخن می گوید. همچنین بقاعی در این کتاب، به معرفی بسیاری از سلاطین عصر خود، به ویژه حکام مصر و شام که خود در مجالس و محافل ایشان حضور می یافته می پردازد. نزدیکی وی به متصدیان امور، زمینه را برای آگاهی بیشتر وی نسبت به وقایع و اخبار تاریخی فراهم آورده و به کتاب وی ارزشی ویژه بخشیده است.
عُنوانُ الکَلام کتابی است به زبان فارسی در شرح دعاهای ماه رمضان اثر ملا محمد باقر فشارکی (متوفای ۱۳۱۴ق) از فقیهان قرن سیزدهم و چهاردهم در اصفهان. این کتاب، مجموعه سخنرانی های (منبرها) فشارکی درباره دعاهای روزانه ماه رمضان و ذکر فضایل و مصائب اهل بیت است. این اثر به سبب روضه های موجود در آن شهرت یافته است، هر چند برخی، این روضه ها را ضعیف شمرده اند.
ملا محمد باقر فشارکی فرزند ملا محمدجعفر (معروف به ملاجعفر دوم و داماد ملاصالح مازندرانی) فرزند ملایوسف، یکی از علما و مدرسین بزرگ دارالعلم اصفهان بود. وی در سال ۱۲۱۲ شمسی در زادگاهش فشارک اصفهان به دنیا آمد و پس از طی مقدمات علوم، سال ها از محضر علمای اصفهان مخصوصا شیخ محمدباقر فرزند صاحب حاشیه استفاده نمود تا خود به مقام اجتهاد رسید. ۲۶ رجب ۱۳۱۴ قمری (۱۲۷۵ شمسی) در اصفهان وفات نمود و جنب قبر محقق خوانساری در تکیه خوانساریهای تخت فولاد مدفون شد.
این اثر دارای چهار مقدمه و ۴۴ مجلس در شرح دعاهای ماه رمضان است. در پایان کتاب دو عشریه آمده که هر کدام شامل ده مجلس در فضیلت و مصائب ابا عبدالله الحسین(ع) است. ظاهراً بنای فشارکی تنها بر بیان مصیبت و گریاندن مردم بوده است؛ زیرا گفته های خویش را به هیچ سندی مستند نمی کرده است.


عنوان در دانشنامه ویکی پدیا

عنوان
عنوان یک کتاب یا هر متن منتشرشده یا اثر هنری، نامی است که مؤلف یا تهیه کننده برای آن اثر برمی گزیند. نام می تواند برای ارجاع به اثر، مشخص کردن بافت یا ارائه خلاصه ای از آن به کار رود.
عنوان منصب لقبی است که از نظر رسمی یا قانونی به رسمیت شناخته شده است. عنوان بر اساس سنت یا حقوق پیش از اشاره به شخصی که دارای پست یا منصب سیاسی است استفاده می شود.
لقب
عنوان های کسب و کار، عنوان های مدیریت ارشد شرکتی یا به اختصار عنوان های شرکتی به مقام های یک شرکت یا سازمان اعطا می شود و نشان دهنده وظایف و مسئولیت های آن ها در سازمان است. چنین عناوینی در شرکت های انتفاعی عمومی و خصوصی استفاده می گردد. علاوه بر این، بسیاری سازمان های غیرانتفاعی، موسسه های آموزشی، شراکتها و موسسه های انفرادی نیز این عناوین را اعطا می کنند.
مدیر عامل
مدیر ارشد مالی
مدیر ارشد اداری
مسئول ارشد اجرایی
مدیر ارشد فناوری
رئیس اجرایی حسابرسی
مدیر ارشد کسب و کار
عناوین مدیران بالاترین سطح معمولاً با نام «رئیس» (انگلیسی: Chief) شروع می شوند و به نام «سطح C» شناخته می شوند. در فارسی این عناوین می توانند با کلمه «ارشد» همراه باشند. سه عنوان سنتی این سطح عبارتند از: مدیر عامل اجرایی (CEO)، مدیر ارشد عملیات (COO) و مدیر ارشد مالی (CFO). امروزه در سازمان هایی که در حوزه فناوری قرار دارند، مدیر ارشد فناوری (CTO) برای مدیریت توسعه فناوری ظهور می کند. همچنین، مدیر ارشد فناوری اطلاعات (CIO) در سازمان هایی که در زمینه فناوری اطلاعات فعالیت می کنند یا به آن وابسته هستند، بر امور فناوری اطلاعات نظارت می کند.
AAA'عور (ابهام زدایی)'عور ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
عور (روستا)
عور (یمن)
کوهرُِفت
سیلرُفت
آبرُفت
تلماسه
آبفشان
گلشار
گلفشان
زمینساخت
آذرآواری
آتشفشان
سنگ آذرین
کویر
بیابان
روراندگی
زمین شناسی
زمان بندی زمین شناسی
ائون
دوران
دوره
دور
عصر
هادئن
ائون دیرینه
پروتروزوئیک
پیدازیستی (phanerozoic)
گسل
ژئومورفولوژی
زمین خزه
زمین لرزه
ژرفاسنجی
آبسنگ
فدراسیون بین المللی شطرنج (فیده) بر اساس نتایج بازیکنان شطرنج در رقابت های مختلف، عنوان هایی را به آن ها اعطا می کند. این عنوان ها معمولاً بر اساس ریتینگ الو شطرنج باز و کسب تعداد معینی نُرم استادی اعطا می شود. این عنوان ها مادام العمر است و به جز تعدادی از آن ها که خاص زنان است، برای بقیه هیچ محدودیت جنسیتی وجود ندارد.
شرایط دریافت عنوان های استادی در طرح مسئله و حل مسئلهٔ شطرنج
فهرست استادان طرح مسئله و حل مسئلهٔ شطرنج
شرایط دریافت عناوین استادی در دستنامه فیده
روش محاسبهٔ ریتینگ الو توسط فیده
FIDE Titles chesselo.com
ریتینگ الو مقیاسی است که قدرت ورزش کار را نسبت به دیگر ورزش کاران با توجه به نتایج او نشان می دهد. برای دریافت هر عنوان رسیدن به ریتینگ مشخصی مورد نیاز است. البته شطرنج باز لازم نیست این ریتینگ را حفظ کند. نرم استادی نیز به معنای اخذ نتیجه ای مطلوب در یک تورنمنت دارای شرایطی خاص است. مقررات مربوط به نرم های فیده پیچیده است و فاکتورهای مختلفی همچون میانگین ریتینگ و حداقل ریتینگ شرکت کنندگان و نمایش ریتینگ شطرنج باز، شرایط برگزاری مسابقه، حضور شطرنج بازان دارای آن عنوان و بالاتر در آن لحاظ شده است. دریافت نرم در مورد برخی عنوان ها مانند استاد فیده و استاد فیده زنان لازم نیست و هر شطرنج باز در صورت رسیدن به ریتینگ مورد نظر آن عنوان را بلافاصله دریافت می کند.
قهرمانی و قرار گرفتن در رتبه هایی مشخص و کسب نتایجی مطلوب در برخی مسابقات مهم، که شرایط آن در مقررات فیده مشخص شده است، نیز باعث دریافت بلافاصله درجه های استادی بدون نیاز به رسیدن به ریتینگ مشخص شده فیده برای هر درجه و کسب نرم های استادی می شود. هرچند غالباً افرادی که چنین نتایجی را کسب می کنند پیشتر آن عنوان استادی یا بالاتر از آن را دریافت کرده اند و در نتیجه شمار بسیار اندکی از شطرنج بازان با این روش عنوان جدیدی را دریافت می کنند.
فیده همچنین عنوان های استادی را به طراحان و حل کنندگان مسئله شطرنج اعطا می کند. عنوان های استادی طرح مسئله بر اساس انتشار مسائل و مطالعات طراحان در آلبوم فیده و عنوان های استادی حل مسئله بر اساس نتایج افراد در مسابقات قهرمانی حل مسئلهٔ شطرنج جهان اهدا می شود.
طنز دستگاه تصاویر متحرک بدون عنوان عنوان فیلمی است بریتانیایی با ژانر مستند، کمدی، صامت، سیاه و سفید و کوتاه به کارگردانی بیرت ایکر. این فیلم محصول سال ۱۸۹۵ میلادی است.
بیرت ایکر
رابرت ویلیام پل
صفحه عنوان (انگلیسی: Title page) صفحه ای از یک کتاب، پایان نامه یا یک اثر نوشتاری دیگر است که در نزدیکی یا در مقابل جلد قرار می گیرد و کار آن نمایش عنوان اثر است. صفحه عنوان صفحه سمت راست از کتاب که اطلاعات کاملی دربارهٔ پدیدآور، ناشر و عنوان کامل دربردارد.
صفحه عنوان در کتاب های فارسی و عربی دست چپ قرار می گیرد و در کتاب های فرنگی در سمت راست. این صفحه معمولاً دومین صفحه کتاب است و شامل عنوان کامل، عنوان فرعی، نام نویسنده به طور کامل با درج درجه و مقام علمی او، نوبت ویرایش، نام و لوگوی ناشر و گاهی نشانی و تاریخ نشر است. پشت صفحه عنوان معمولاً اطلاعات شناسنامه ای کتاب می آید شامل مشخصات ویرایش های دیگر، نام چاپخانه و نشانی، نام صحاف، جزئیات مربوط به کاغذ و حروفی که در چاپ کتاب به کار رفته، دارنده حق مؤلف و در مورد کتاب های آمریکایی، شامل شماره سفارش برگه کتابخانه کنگره. یا اطلاعات مربوط به فهرستنویسی پیش از انتشار است. اگر در کتابی مشخصات فوق روی بیش از یک صفحه آمده باشد، صفحه ای که حاوی اطلاعات کامل تر است، صفحه عنوان به حساب می آید.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با عنوان

عنوان در جدول کلمات

عنوان
سرنامه
عنوان ا مپراتوران آلمان
رایش
عنوان اثری از ابوالفضل بیهقی
تاریخ مسعودی
عنوان اثری از استاد مطهری
نهضت های اسلامی
عنوان اثری از امام خمینی
کتاب البیع , الرسایل
عنوان اثری از برناردن دوسن پیر
کلبه هندی
عنوان احترام آمیز برای بانوان
بیگم
عنوان اختصاری جام ملت های اروپا
یورو
عنوان امپرااتور آلمان
رایش
عنوان امپراتوران رومی
سزار

معنی عنوان به انگلیسی

way (اسم)
راه ، عنوان ، سیاق ، سمت ، خط ، سبک ، جاده ، رسم ، مسیر ، روش ، طرز ، طریقه ، طریق ، سان ، طور ، مسلک ، نحو
address (اسم)
نشانی ، خطاب ، ادرس ، نطق ، خطابه ، نام و نشان ، سرنامه ، طرزخطاب ، خطابت ، عنوان ، مهارت ، ارسال
cause (اسم)
سبب ، جنبش ، عنوان ، هدف ، جهت ، علت ، سرمایه ، مرافعه ، موجب ، انگیزه ، نهضت ، باعی ، موضوع منازع فیه ، موری ، منبع
reason (اسم)
سبب ، عنوان ، مایه ، علت ، خرد ، مورد ، موجب ، مناسبت ، ملاک ، عذر ، عقل ، شعور ، دلیل ، عاقلی ، خوشفکری
motive (اسم)
سبب ، محرک ، عنوان ، علت ، موجب ، انگیزه ، مناسبت ، غرض
head (اسم)
سر ، عنوان ، سالار ، نوک ، رئیس ، سرصفحه ، رهبر ، متصدی ، کله ، راس ، دماغه ، انتها ، سار ، موی سر ، ابتداء
excuse (اسم)
عنوان ، بهانه ، پوزش ، دستاویز ، عذر
manner (اسم)
راه ، رفتار ، طرز عمل ، عنوان ، قسم ، سیاق ، فن ، نوع ، سبک ، چگونگی ، تربیت ، ادب ، روش ، رسوم ، طرز ، طریقه ، طریق ، سان ، طور ، مسلک ، سلیقه
title (اسم)
لقب ، عنوان ، کنیه ، اسم ، نام ، سرصفحه ، برنامه ، مقام ، استحقاق ، حق ، صفحه عنوان کتاب ، عنوان قبل از اسم شخص
superscription (اسم)
ادرس ، سرنامه ، عنوان ، توضیح ، عنوان نوشته روی چیزی ، عنوان روی پاکت ، نشانی روی نامه
heading (اسم)
سرنامه ، عنوان ، سرصفحه ، عنوان گذاری ، باسرتوپ زدن ، تاریخ و نشانی نویسنده کاغذ
caption (اسم)
عنوان
headline (اسم)
عنوان ، سرصفحه ، عنوان سرصفحه روزنامه
pretext (اسم)
عنوان ، بهانه ، مستمسک ، دستاویز ، عذر
method (اسم)
راه ، عنوان ، سیاق ، نوع ، سبک ، رسم ، رویه ، روش ، شیوه ، طرز ، اسلوب ، طریقه ، طریق ، روند ، متد ، طور ، مسلک ، نحو ، منوال
capitulary (اسم)
عنوان ، عضو دستهای درکلیسا ، کتاب دعا ، کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس
fashion (اسم)
عنوان ، سبک ، روش ، طرز ، اسلوب ، طریقه ، طریق
salvo (اسم)
عنوان ، بهانه ، مورد ، عذر ، توپ سلام ، اظهار احساسات شدید ، شلیک توپ برای ادای احترام
lemma (اسم)
عنوان ، اصل موضوع ، خلاصهءکتاب ، مقدمهموضوع ، صغرای قیاس منطقی ، کبرای قیاس منطقی

معنی کلمه عنوان به عربی

عنوان
تعليق , رييس , صفة , عنوان , لقب , موضوع
تعليق
عنوان
دکتوراه
نحة
عنوان
لورد
عنوان
نحة
طائفة

عنوان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمدحسین ١٦:٢٧ - ١٣٩٥/٠٧/١٦
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
سیروم (سنسکریت: سیرومَنی)
سَبدا (سنسکریت: سَبدَ)
سارود (سنسکریت: سارُدّهارَ)
|

آرمین ١٣:٠٧ - ١٣٩٥/١٢/٢٦
فرنام. نام کتاب، مقاله، داستان، جستار و جز آن. نک فرنام.
|

علی دوستی نوگورانی ٠٣:٢٧ - ١٣٩٧/٠٢/٢٨
تیتر
|

علی بهجو ١٩:٠٣ - ١٣٩٨/٠٧/١٤
او را به عنوان یک انسان باید شناخت= او را در اندازه یک انسان باید شناخت
کسی به این معنای عنوان راه نیافته است
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی عنوان   • مترادف عنوان   • معنی عنوان نامه در جدول   • مجله عنوان   • عنوان تحقیق   • عنوان به انگلیسی   • مفهوم عنوان   • تعریف عنوان   • معرفی عنوان   • عنوان چیست   • عنوان یعنی چی   • عنوان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عنوان
کلمه : عنوان
اشتباه تایپی : uk,hk
آوا : 'onvAn
نقش : اسم
عکس عنوان : در گوگل


آیا معنی عنوان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )