برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1280 100 1

عوج

معنی عوج در لغت نامه دهخدا

عوج. [ ع َ ] (ع مص ) اقامت کردن. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). اقامت کردن در مکان. (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || مقیم کردن کسی را (لازم و متعدی است ). || ایستادن. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بازگشتن. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). برگشتن.(از اقرب الموارد). || خم دادن و پیچیدن گردن شتر را به کشیدن مهار و سپسایگی کشیدن مهار شتر. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). منعطف کردن و برگردانیدن سر شتر را به کشیدن مهار. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). و گویند که بمعنی مطلق منعطف کردن و پیچیدن می آید. (از اقرب الموارد). || توجه نکردن و اهمیت ندادن ، و آن لغت بنی اسد باشد، مثلاً گویند: ماأعوج بکلامه ؛ یعنی بسخن او اهمیت نمیدهم و توجه نمیکنم. (از اقرب الموارد). مَعاج. رجوع به معاج شود.

عوج.[ ع َ وَ ] (ع مص ) کژ گردیدن. (از منتهی الارب ). منحنی و خمیده شدن. || بد گشتن خوی انسان. (ازاقرب الموارد). || (اِمص ) کژی ، یا کژی دربالای چیزی ایستاده چون دیوار و درخت و چوب دستی و مانند آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گویند عوج بفتح اول (عَوَج ) در مورد اجسام بکار میرود، و بکسر آن (عِوَج ) در مورد معانی می آید. (از اقرب الموارد). و رجوع به عِوَج شود.

عوج. [ ع ِ وَ ] (ع مص ) مایل گردیدن. (از المنجد). || (اِمص ) کژی ، یا کجی در معیشت و رای و دین و زمین و مانند آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به عَوَج شود.
- ذوعوج ؛ صاحب کجی. دارنده ٔ کژی. رجوع به ماده ٔ ذوعوج شود.

عوج. (ع ص ، اِ) ج ِ أعوج. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به اعوج شود. || ج ِ عَوجاء. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به عوجاء شود.

عوج.(اِخ ) نام دو کوهست در یمن که آنها را جبلا عوج خوانند. (از معجم البلدان ). و رجوع به منتهی الارب شود.

عوج. (اِخ ) ابن عوق. نام مردی است که در منزل آدم (ع ) متولد شد و تا زمان موسی (ع ) زیست. (ازمنتهی الارب ). نام مردی طویل القامت که در زمان آدم علیه السلام به وجود آمد و تا زمان موسی علیه السلام بزیست و عمرش سه هزاروپانصد سال شد. طوفان ...

معنی عوج به فارسی

عوج
ابن عنق . مردی است افسانه یی. بعضی عنق را نام مادر او که دختر آدم ابوالبشر بود دانستهاند و نام او را [ با نصم ] نوشته اند و گویند وی در منزل آدم تولد یافت و تا زمان موسی علیهالسلام زنده بود . عوج را ببزرگی و بلندی قامت توصیف کردهاند چنانکه گویند قد او بیست و سه هزار و سیصد ذراع و ثلث گز بوده و هر انگشتش سه گز طول داشته است و گویند در طوفان نوح آب که از سر بلندترین کوهها گذشته بود از سر زانوی وی تجاوز نکرد هنگامی که موسی قصد جنگ با ستمگران شام را داشت عوج موازی با طول و عرض لشکر بنی اسرائیل قطعه سنگی از کوهی برید و بر سرگرفت تا آنرا بروی بنی اسرائیل اندازد و همه را نابود سازد . خداوند مرغی را مامور کرد تا آن سنگ را با الماس سوراخ کرد و سنگ بگردن عوج افتاد . موسی بر کیفیت امر مطلع گردید و خود را به عوج رسانید و عصا برکعبش زد و او را هلاک کرد . گویند استخوان ساق پایش را بروی نیل انداختند و چند سال همچون پلی بکار میرفت .
( اسم ) کجی انحنائ خمیدگی .
ابن عوق نام مردی است که در منزل آدم متولد شد و تا زمان موسی ( ع ) زیست نام مردی طویل القامت که در زمان آدم علیه السلام بوجود آمد و تا زمان موسی علیه السلام بزیست و عمرش سه هزار و پانصد سال شد
همان عوج بن عنق است که گاهی بصورت اضافه بنوت خوانده می شود

معنی عوج در فرهنگ معین

عوج
(ع وَ) [ ع . ] (اِمص .) کجی ، انحناء، خمیدگی .

عوج در دانشنامه اسلامی

عوج
معنی عِوَج: کجي - تمايل - تحريف - انحراف (عبارت "يَبْغُونَهَا عِوَجاً " یعنی : میخواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] كج نشان دهند)
ریشه کلمه:
عوج‌ (۹ بار)

«عَوَج» (بر وزن کرج) به معنای کجی حسی است، ولی «عِوَج» (بر وزن پدر) به کجی هایی گفته می شود که با فکر، درک می شود. ولی ظاهراً پاره ای از آیات قرآن مانند آیه 107 سوره «طه» با این تفصیل سازگار نیست (دقت کنید)، و با توجّه به این که «عِوَج» در آیه 28 سوره «زمر» به صورت نکره در سیاق نفی واقع شده و عموم را می رساند، هر نوع انحراف و کژی را از قرآن نفی می کند.
(بر وزن فرس) کجی «عَوِجَ الْعُودُ یَعْوَجُ عَوَجاً:ضِدُّ اسْتَقامَ اِیْ اِنْحَنی» عِوَج (بر وزن عنب) اسم مصدر است (اقرب قاموس) در مجمع ذیل آیه 99 آل‏عمران فرموده: عَوَج (بر وزن فرس) کجی است در هر چیز نصب شده مثل نیزه و دیوار و بر وزن عنب انحراف است در دین و سخن گفتن و در زمین و از آن است آیه «لاتَری فیها وَ عِوَجاً وَ لااَمْتاً». این کلمه به کسر عین 9 بار در قرآن مجید آمده و همه درباره انحراف و کجی معنوی است جز آیه فوق. . حمد خدا را که بر بنده‏اش کتاب را نازل فرمود و در آن کجی و انحراف از حق قرار نداد . عدم عوج عبارت اخرای حق بودن است چنانکه فرموده . . . ضمیر «له» ظاهراً راجع به تبعیّت است یعنی در آن روز از داعی که آنها را می‏خواند پیروی می‏کنند و در آن پیروی انحرافی نیست و سرپیچی نتوانند. . در بعضی آیات به صورت خطاب «تَبْقُونَها عِوَجاً» آمده و هر دو از خطاب و غیبت جمعاً چهار بار در قرآن به کار رفته و همه بعد از کلمه «یَصُدُّون» و «تَصُدُّونَ»اند به نظر می‏آید که «یَبْغُونَها عِوَجاً» بیان «یَصُدُّونَ» است و «عِوَجاً» مفعول به «یَبْغُونَ» است یعنی: با ایجاد شبهات و ایجاد انحراف در دین خدا مردم را از آن منع می‏کنند و آن را ناحق جلوه می‏دهند درمجمع فرموده: جایز است «عِوَجاً» مفعول به یبغون باشد یعنی «یَبْغُونَ لَهَا الْعِوَجَ». معنی آیه چنین می‏شود: آنانکه مردم را از راه خدا باز می‏دارند و برای آن کجی و انحراف می‏جویند. .آیه درباره قیامت و از بین رفتن کوههاست اَمت به معنی بلندی و عوجاً به معنی پستی و گودی است یعنی در زمین پستی و بلندی نمی‏بینی بلکه هموار می‏شود چنانکه در ماقبل آیه آم ...

عوج در دانشنامه ویکی پدیا

عوج
عوج به موارد زیر اشاره دارد:
عوج بن عنق
عوج موسی
عوج ابن عوق در تداول فارسی زبانان به عوج بن عُنُق مشهور است نام مردی افسانه ای است.
منتهی الارب
آنندراج
غیاث الفاتح
حبیب السیر
در افسانه ها آمده که او در منزل آدم زاده شد و تا زمان موسی زیست. او را فرزند عنق یا عناق پسر حوا دانسته اند. برخی از منابع هم عناق را نام مادر او دانسته اند. همچنین او را مردی بلندقامت دانسته و عمرش را سه هزاروپانصد سال نوشته اند. گفته اند طوفان نوح تا کمر او بود. او به خدا کافر گشت که این کفر بر اثر غرور بیجا در او به وجود آمده بود. به دشمنی با موسی پرداخت. موسی نیز عصای خود بر قوزک پای او زد و بر اثر زخمی که بر پای او به وجود آمد ضعیف گردید. شیرها و گرگ ها بر او مسلط شدند و او را خوردند. در داستان ها عناق، مادر او را زنی می پنداشتند که وقتی می نشست ده جریب در ده جریب را می گرفت و پسرش عوج چهل ذراع قدش بود.
مرکز تحقیقات صدا و سیما
عوج (به عربی: عوج) یک شهر در سوریه است که در ناحیه عوج واقع شده است. عوج ۴٬۲۲۲ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوریه
عوج موسی یک روستا در ایران است که در استان زنجان واقع شده است. عوج موسی ۳۴ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایران
ناحیه عوج (به عربی: ناحیة عوج) یک ناحیه در سوریه است که در منطقه مصیاف واقع شده است. ناحیه عوج ۳۳٬۳۴۴ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوریه


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عوج در جدول کلمات

عوج
کجی ، خمیدگی

معنی عوج به انگلیسی

crookedness (اسم)
خمیدگی ، عوج
distortions (اسم)
عوج

عوج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهادر
کجی _ خمیدگی
علی دوستی نوگورانی
خمیدگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عوج در جدول   • عوج بن عنق ويكيبيديا   • مترادف عوج   • عوج بن عنق در قران   • عوج بن عنق کیست   • درخت مريم   • معنی کرشمه و ناز   • غدوه   • معنی عوج   • مفهوم عوج   • تعریف عوج   • معرفی عوج   • عوج چیست   • عوج یعنی چی   • عوج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عوج
کلمه : عوج
اشتباه تایپی : u,[
عکس عوج : در گوگل

آیا معنی عوج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )