انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1094 100 1

عکس

/'aks/

مترادف عکس: پرتره، تصویر، تمثال، شمایل، نقش، خلاف، ضد، مخالف، نقیض، وارو، وارونه

برابر پارسی: فرتور، نگاره، رُخش، رخش، فَرتور

معنی عکس در لغت نامه دهخدا

عکس. [ ع َ ] (ع مص ) باشگونه کردن و گردانیدن لفظ و سخن و جز آن. (از منتهی الارب ).بازگونه کردن. (دهار). واشگونه کردن. (المصادر زوزنی ). مقلوب کردن سخن. (از اقرب الموارد). باشگونه کردن. (حدائق السحر وطواط). || آخر چیزی را در اول آن آوردن ، و بجای یکدیگر گردانیدن اجزای چیزی را. (از منتهی الارب ). بازگرداندن آخر شی ٔ به اول آن. (از تاج المصادر بیهقی ). (دهار) (از اقرب الموارد). و آن جمله است عکس «بلیة» در قبر، زیرا عرب در جاهلیت ، بلیه و شتر را به صورت معکوس بر قبر صاحب خود می بستند تا بمیرد. (از اقرب الموارد). || بازداشتن ستور. || کشیدن عنان اسب را بسوی خود تا برگردد. (از منتهی الارب ). کشیدن سردابه را بسوی خود تا به عقب برگردد. (از اقرب الموارد). || مهار شتر بر دست او بستن تا رام گردد. (از منتهی الارب ). دست شتر واکردن بستن. (المصادر زوزنی ). بینی شتر با دست وی بستن تا رام شود. (تاج المصادر بیهقی ). ریسمان بستن در «خطم » شتر تا «رسغ» دو دست او تا رام شود. (از اقرب الموارد). || شیر ریختن در خوردنی. (منتهی الارب ). شیر بر خوردنی ریختن. (تاج المصادر بیهقی ). «عکیس » را بر طعام ریختن. (از اقرب الموارد). || چیزی را بسوی زمین کشیدن و آن را به شدت فشار آوردن و به زمین زدن. || خم کردن و بازگرداندن سر شتر را. || بازگرداندن کاری را بر کسی. || منصرف کردن کسی را از کار خود. (از اقرب الموارد). || تافتن. تابیدن ؛ عکس شعاع آفتاب. (فرهنگ فارسی معین ).

عکس. [ ع َ ] (ع اِ) آنچه در آب و آینه و امثال آن از اشیاء پیدا میشود. (غیاث اللغات ). عکس شاخص در آینه و جز آن ، آنچه را که منطبع میشود در آن بطور باژگونه. ج ، عُکوس. (ناظم الاطباء). تصویری که از شی ٔ یا شخص در آب و آیینه و جز آن پیدا شود. (فرهنگ فارسی معین ). ناهمتا. (دستوراللغة). خیال که در چشم یا در آب و آیینه افتد از شی ٔ خارجی ، و فرتور یعنی عکس نور و روشنائی آب و آیینه و امثال آن.(یادداشت مرحوم دهخدا). فرتور و شبحی که از شاخص درآب و آیینه و جز آن پیدا و ظاهر میشود. (از ناظم الاطباء). اطلاق عکس بر دو معنی آید، گاهی مراد آن می باشد که شبح و لون چیزی در چیزی دیگر که مقابل وی به منزله ٔ مرآة باشد افتاده بود، و گاه مقصود آن میگردد که شبح و لون چیزی از تحت چیزی دیگر که شفاف یا رقیق باشد بروز کند و با لفظ کشیدن و افتادن به صله ٔ «در»، و با لفظ افگندن و زدن به صله ٔ «بر» مستعمل است. (از آنندراج ). || پرتو. پرتاب :
زان می که یاقوت سرخ گردد
در خانه از عکس او در و بام.
فرخی.
زان می که در شب ز عکس جامش
هر دم برآید ستاره ٔ بام.
فرخی.
ز عکس خون مخالف که شاه ریخت هنوز
در آن دیار هوا ابرش است و خاک اشقر.
عنصری.
ز عکس می زرد و جام بلور
سپهری شد ایوان پر از ماه و هور.
اسدی.
هوا گفتی از عکس شد زرپوش
زمین سیم شد پاک و آمد بجوش.
اسدی.
خدای از بخارش سپهر آفرید
ز عکسش ستاره پدید آورید.
اسدی.
عکس مراد ما و تو کار وی
شاهد بسست شکل نگونسارش.
ناصرخسرو.
وین که بجوی اندر از عکس گل
سرخ عقیق است تو گوئی حصاش.
ناصرخسرو.
در ناحیت کشمیر مرغزاری خوش و نزه بود که از عکس ریاحین او پر زاغ چون دم طاووس نمودی. (کلیله و دمنه ). عکس آن در آب بدید. (کلیله و دمنه ).
ظلمت ظلم از جهان برداشت عکس تیغ تو
ظلمت شب را چو عکس تیغ خورشید منیر.
سوزنی.
عکس شکوفه ز شاخ بر لب آب اوفتاد
راست چو قوس قزح بر گذر کهکشان.
خاقانی.
ز یک عکس شمشیرش این هفت رقعه
تصاویر این هفت ایوان نماید.
خاقانی.
ماه نو و صبح بین پیاله و باده
عکس شباهنگ بر پیاله فتاده.
خاقانی.
ضمیر منیر... او آیینه ٔ روشن گشته که عکس اسرار و غور افکار... چون شعله ٔ آفتاب پیش او لایح و واضح باشد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 13).
ز عکس آنچنان روشن جنابی
خراسان را درافروز آفتابی.
نظامی.
به مشکین زگال آتش لاله رنگ
درافتاده چون عکس گوهر به سنگ.
نظامی (از آنندراج ).
عکس آن اینجاست ذل من قنع
اندر این طور است عز من طمع.
مولوی.
گر به خشم و جنگ عکس قهر اوست
ور به صلح و عذر عکس مهر اوست.
مولوی.
آن خیالاتی که دام اولیاست
عکس مهرویان بستان خداست.
مولوی.
طارم اخضر از عکس چمن حمرا گشت
بس که از طرف چمن لؤلؤی لالا برخاست.
سعدی.
این نقطه ٔ سیاه که آمد مدار نور
عکسی است در حدیقه ٔ بینش ز خال تو.
حافظ.
عکس روی تو چو در آینه ٔ جام افتاد
عارف از خنده ٔ می در طمع خام افتاد.
حافظ.
دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
کز عکس روی او شب هجران سرآمدی.
حافظ.
- عکس انداز کردن ؛ نمودن انعکاس. (ناظم الاطباء).
|| در اصطلاح عکاسی ، تصویری که عکاس از شاخص بر روی صفحه ٔ کاغذ و جز آن ثابت می کند.(ناظم الاطباء). صورت شی ٔ یا شخص یا منظره ای که با دستگاه عکاسی برداشته شود. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عکس برداری شود.
- چاپ کردن عکس ؛ در اصطلاح عکاسی. رجوع به عکس برداری شود.
- عکس مثبت ؛ در اصطلاح عکاسی. رجوع به عکس برداری شود.
- عکس منفی ؛ در اصطلاح عکاسی. رجوع به عکس برداری شود.
|| در اصطلاح نقاشی ، پوشاندن حاشیه با طرحهای خفیف گلها و جانوران. (فرهنگ فارسی معین ). || باژگونه از چیزی و مخالف و ضدآن. (ناظم الاطباء).
- بالعکس ؛ برخلاف. ضد. رجوع به همین مدخل شود.
- برعکس ؛ برخلاف و برضد و مخالف. (ناظم الاطباء). رجوع به برعکس در ردیف خود شود.
- به عکس شدن ؛ معکوس شدن :
بر عکس شود چون به نهایت برسد
شادی میکن چو غم بغایت برسد.
(امثال و حکم دهخدا).
- برعکس ؛ برعکس. برضد. برخلاف. رجوع به بر عکس شود :
گروهی به عکس این مصلحت دیده اند.
(گلستان ).
- عکس صوت ؛ انعکاس صوت. بازگشت آواز. صدا. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- عکس نور ؛ برگشتگی نور و انعکاس آن. (ناظم الاطباء).
|| (اصطلاح منطق ) در اصطلاح منطق ، هر قضیه که محمول و موضوعش متعین باشد چون محمول را موضوع کنیم و موضوع را محمول ، آن را عکس خوانیم ، و چون مقابل موضوع به عدول موضوع کنیم و مقابل محمول به عدول محمول آن را مقابل خوانیم و چون مقابلها را منعکس کنیم آن را مقابلش خوانیم. عکس یا مستوی است و یا نقیض. عکس مستوی آن است که عین موضوع را محمول کنیم و عین محمول را موضوع کنیم چنانکه در قضیه ٔ «انسان ناطق است » گوئیم «ناطق انسان است ». و عکس نقیض آن است که نقیض جزء دوم را اول (نقیض محمول ) و عین جزء اول را محمول و جزء دوم قرار دهیم. و برخی گویند در عکس نقیض ، نقیض هر یک از موضوع و محمول رابجای هم قرار دهیم. مثال اول «انسان حیوان است » به «حیوان انسان است » مثال دوم «انسان حیوان است » به «بعض لاحیوان لاانسان است ». عکس موجبه ٔ کلیه و جزئیه ، موجبه ٔ جزئیه است و عکس سالبه ٔ کلیه ، سالبه ٔ کلیه است ،و سالبه ٔ جزئیه را عکس نباشد. (از فرهنگ علوم عقلی به نقل از اساس الاقتباس ).
- عکس مستوی ؛ در اصطلاح منطق ، یکی از دو نوع عکس است. رجوع به عکس شود.
- عکس نقیض ؛ در اصطلاح منطق ، یکی از دو نوع عکس است. رجوع به عکس شود.
|| (اصطلاح فقه ) تعلیق نقیض حکم مذکور است به نقیض علت مذکوره ، برای رد به اصلی دیگر، چنانکه گوئیم آنچه به نذر لازم است به شروع لازم است چون حج ، وعکس آن چنین میشود، آنچه به نذر لازم نباشد به شروع لازم نباشد. بنابراین عکس ضد طرد است. (از تعریفات جرجانی ). و رجوع به عکس و طرد شود. || (اصطلاح بدیع)، یکی از صنایع شعری است که به عکس و تبدیل یا عکس و طرد شهرت دارد. رجوع به عکس و طرد در همین ترکیبات شود.
- عکس و تبدیل ؛ عکس و طرد که از محسنات بدیعی است. رجوع به عکس و طرد درهمین ترکیبات شود.
- عکس و طرد ؛ یکی از صنایع شعری و محسنات بدیعی است. و آن چنان است که در یک مصراع یا نیم مصراع ، الفاظ مصراع یا نیم مصراع قبل را قلب کرده مکرر سازند. چون این مصراع :
باده چه کنی پنهان ، پنهان چه کنی باده.
و یا این بیت :
در چهره ٔ تو دیدم لطفی که می شنیدم
لطفی که می شنیدم در چهره ٔ تو دیدم.
و در عربی چون گفته ٔ خداوند: تولج اللیل فی النهار و تولج النهار فی اللیل ، و یا این آیه : یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی.
و از جمله ٔ آن است که در کلامی ، کلمه به کلمه از آخر گیرند و بر عکس ترتیب خوانند. و آن دو نوع است : یکی آنکه از ترتیب عکس همان کلام حاصل شود چنانکه :
درمی داری و داری کرمی
کرمی داری و داری درمی.
دوم آنکه از ترتیب ، عکس بیت دیگر حاصل شود. چون این بیت از سلمان ساوجی :
به احسان توئی حاتم به رفعت توئی کسری
به فرمان توئی آصف به برهان توئی عیسی.
که چون آن را عکس کنیم این بیت به اختلاف وزن حاصل شود:
عیسی توئی به برهان آصف توئی به فرمان
کسری توئی به رفعت حاتم توئی به احسان.
و این را متلون معکوس نیز گویند. (از آنندراج ).
و رجوع به فرهنگ علوم نقلی و نفائس و مطول و کشاف اصطلاحات الفنون شود.
|| در اصطلاح نجومی ، انتقال کوکبی برخلاف توالی از اول برجی به آخر برج مقدم. مانند انتقال مریخ از حوت به دلو. (یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی عکس به فارسی

عکس
برگرداندن، باژگونه کردن، وارون کردن، صورت شخص یاشی ئ یامنظرهای که بادستگاه مخصوص عکاسی گرفته شود
۱ - برگرداندن وارونه کردن . ۲ - تافتن تابیدن : عکس شعاع آفتاب ۳ - تصویری که از شئ یا شخص در آب و آیینه و جز آن پیدا شود . ۴ - صورت شئ یا شخص یا منظره ای که با دستگاه عکاسی برداشته شود ۵ - پوشاندن حاشیه باطرحهای خفیف گلها و جانوران . ۶ - هر قضیه ای که محمول و موضوعش متعین باشد چون محمول را موضوع کنیم وموضوع را محمول آن را عکس خوانند و چون مقابل موضوع بعدول موضوع کنیم و مقابل محمول بعدول محمول آن را مقابل خوانند و چون مقابل ها را منعکس کنیم آن را عکس خوانند . یا عکس مستوی . آنست که عین موضوع را محمول کنیم و عین محمول را موضوع کنیم چنان که در قضیه انسان ناطق است گوییم ناطق انسان است و شرط است در بقائ صدق و کیف یعنی اگر اصل صادق باشد باید عکس آن هم صادق باشد و اگر اصل موجبه باشد باید عکسش هم موجبه باشد چنان که در قضیه هر انسانی حیوان است که عکس آن قضیه جزئیه موجبه است ( بعضی حیوان ها انسانند ) یا عکس نقیض . آن بود که نقیض جزئ دوم را اول ( نقیض محمول ) و عین جزئ اول را محمول جزئ دوم قرار دهیم با شرط بقائ صدق و مخالفت در کیف ( بعضی گویند : در عکس نقیض نقیض هر یک از موضوع و محمول را بجای هم قرار دهیم ) مثال اول : انسان حیوان است . و حیوان انسان است . مثال دوم : انسان حیوان است و بعض لا حیوان لا انسان است . یا عکس و طرد . یکی از صنایع شعری و آن چنانست که در یک مصرع یا نیم مصراع الفاظ مصراع یا نیم مصراع قبل را قلب کرده مکرر سازند : در چهره تو دیدم لطفی که می شنیدم لطفی که می شنیدم در چهره تو دیدم . ( میرزا غازی ترخان وقاری ) باده چه کنی پنهان پنهان چه کنی باده ? و از جمله آنست که در کلامی کلمه به کلمه از آخر بگیرند و بر عکس ترتیب بخوانند و آن بر دو نوعست : یکی آن که از ترتیب عکس همان کلام حاصل شود : درمی داری و داری کرمی کرمی داری و داری درمی . دوم از ترتیب عکس بیت دیگر حاصل شود : باحسان تویی حاتم برفعت تویی کسری بفرمان توی آصف ببرهان تویی عیسی . ( سلمان ساوجی ) چون عکس کنیم این بیت باختلاف وزن حاصل شود : عیسی تویی ببرهان آصف تویی بفرمان کسری تویی برفعت حاتم تویی باحسان . و این را مسکون معکوس نیز گویند .
آنچه در آب و آینه و امثال آن از اشیائ پیدا میشود عکس شاخص در آینه و جز آن آنچه را که منطبع میشود در آن بطور باژگونه
[converse] [ریاضی] در مورد یک گزارۀ شرطی، گزاره ای که از جابه جایی مقدم و تالی آن به دست می آید متـ . عکس قضیه converse of theorem
[photograph, photo] [مهندسی نقشه برداری] نمایشی از اشیا که براثر تابش امواج الکترومغناطیسی بر لایۀ حساسی مثل برومور نقره حاصل شود
ده از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد
[photobomb] [عمومی] عکسی که در زمان گرفتن آن کسی یا چیزی به طور غیرمنتظره و ناگهانی معمولاً در پس زمینۀ عکس ظاهر می شود و عکس را به اصطلاح خراب می کند
[photobomber] [عمومی] کسی یا چیزی که با ظاهـر شدن ارادی یا غیرارادی در عکس آن را خراب می کند
[photobombing] [عمومی] قرار گرفتن کسی یا چیزی به طور غیرمنتظره و ناگهانی در عکس
عکس افکننده پرتو افکن
پرتو افکندن
( اسم ) واکنش
واکنش مقابل عمل
( مصدر ) ۱ - منعکس شدن انعکاس یافتن پرتو افکندن . ۲ - عکس برداشتن .
( صفت ) آنکه با دوربین عکاسی عکس شخص یا شئ یا منظره ای را گیرد .
عکس برداشتن عکاسی مجموع عملیاتی که به اجرای آنها تصور شئ مورد نظر بروی صفحه ای ثابت می گردد . توضیح اشعه نورانی صادر از شئ به وسیله عدسی دستگاه عکس برداری بداخل جعبه تاریک دستگاه نفوذ می کند و صفحه حساس را متاثر می سازد و تغییراتی در وضع شیمیایی و فیزیکی ماده حساس پدید می آورد . این صفحه به تاریک خانه یعنی محلی که با نور قرمز روشن می شود برده شده در آن جا با مواد شیمیایی مخصوص عکس تصویر شئ مورد نظر ظاهر و ثابت می گردد . سپس این عکس را بروی صفحه حساس کاغذی انتقال داده تصویر حقیقی شئ بروی آن چاپ می شود . یا دستگاه عکس بردار . دور بین عکاسی . ۲ - برداشتن تصویر از اعضا و جوارح انسان به وسیله دستگاه رادیوگراف .
[photography] [مهندسی نقشه برداری] تهیۀ عکس که با تابش امواج الکترومغناطیسی بر لایۀ حساسی مانند برومور نقره انجام می شود
[mapping photography, cartographic photography] [مهندسی نقشه برداری] عکس برداری به منظور نقشه سازی
[continuous-strip photography] [مهندسی نقشه برداری] ثبت عکس بر روی نوار پیوسته، با دوربین های مخصوص
[convergent photography] [مهندسی نقشه برداری] عکس برداری از یک صحنه، از دو یا چند ایستگاه به طوری که محور دوربین ها هم گرا باشد
[false colour photography] [مهندسی نقشه برداری] نوعی عکس برداری که در آن تصاویر کاذب رنگ تولید می شود
( مصدر ) تصویر شخص یا شئ یا منظره ای را به وسیله دستگاه عکاسی گرفتن .
( صفت ) طرحی از نقاشی رنگین بر روی کاغذ روپوشیده که چون آن را وارونه به کاغذ دیگر بچسبانند و با رطوبت ( آب ) کاغذ روپوش را بر گیرند تصویر اصلی را بر کاغذ دوم منتقل سازد .
[high-oblique photograph] [مهندسی نقشه برداری] عکس مایلی که افق در آن دیده می شود
عکس پذیرنده نقش پذیر
( مصدر ) ۱ - قبول انعکاس . ۲ - قبول تصویر کردن نقش پذیرفتن .
پرتو افکندن

معنی عکس در فرهنگ معین

عکس
(عَ کْ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) برگرداندن ، وارونه کردن . ۲ - تابیدن . ۳ - (اِ.) تصویر انسان یا هر چیز دیگری که توسط دوربین عکاسی گرفته می شود.
(عَ سُ لْ عَ مَ) [ ع . ] (اِمر.) واکنش .

معنی عکس در فرهنگ فارسی عمید

عکس
۱. برگرداندن، باژگونه کردن، وارون کردن.
۲. (اسم) صورت شخص، شیء، یا منظره ای که با دستگاه مخصوص عکاسی گرفته می شود.
* عکس وطرد: (ادبی) در بدیع، آن است که شاعر کلماتی را که در یک مصراع یا نیم مصراع آورده در مصراع یا نیم مصراع دیگر قلب و مکرر کند، مانند این شعر: در چهرۀ تو دیدم لطفی که می شنیدم / لطفی که می شنیدم در چهرۀ تو دیدم.
واکنش، کار یا حرکتی که کسی در برابر کار یا حرکت کس دیگر انجام می دهد.
عکس برداشتن، جهت تصویربرداری، فیلم عکاسی، فتوگرافی.

عکس در دانشنامه اسلامی

عکس
به تصویر ایجاد شده به وسیله دوربین عکاسی عَکس می گویند.
عنوان یاد شده به مناسبت در کلمات معاصران در باب صلات و نیز مسائل مستحدثه و استفتائات آمده است. به قول مشهور، نماز گزاردن در برابر عکس و تصویر جانداران مکروه است. با پوشیده بودن روی آن کراهت رفع می شود. برخی قدما کراهت را به مجسمه اختصاص داده اند. ← عکس گرفتن مرد از زن نامحرمعکس گرفتن مرد از زن نامحرم حرام نیست، مگر آنکه مستلزم کار حرامی باشد، مانند لمس کردن بدن او و یا نگاه کردن به موها یا جاهایی از بدن زن که نگاه کردن به آنها جایز نیست. ← نگاه کردن به عکس نامحرمبه تصریح بسیاری از معاصران، نگاه کردن به عکس نامحرم حکم نگاه کردن به او را ندارد. بنابر این، نگاه کردن به بدن نامحرم از روی عکس بدون قصد لذت در صورت عدم ترتب مفسده بر آن، بدون اشکال است، مگر آنکه صاحب عکس را بشناسد. البته اگر صاحب عکس تقیدی به حجاب شرعی نداشته باشد، نگاه کردن به عکس بی حجاب او که به طور متعارف آن مواضع را از نامحرم نمی پوشاند، حتی در صورت شناخته بودنش جایز است. استفاده ازعکسهای مبتذل وفسادانگیز، به هر نحو، و نیز پخش، ترویج و خرید و فروش آنها جایز نیست. ← عکس گرفتنعکس گرفتن حکم نقاشی را ندارد. بنابر این، عکس گرفتن از جانداران؛ اعم از انسان و حیوان اشکال ندارد. برخی معاصران عکس گرفتن از چهره را مکروه دانسته اند. عکس گرفتن با دوربین عکاسی و نیز فیلم برداری در حال احرام جایز است و جزء محرمات احرام به شمار نمی رود.
عکس ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • عکس (علوم قرآنی)، به معنای جابه جایی اجزای فراز قبلی عبارت در فراز بعدی و دارای کاربرد در علوم قرآنی• عکس (فقه)، به معنای تصویر ایجاد شده به وسیله دوربین عکاسی و دارای کاربرد فقهی• عکس (منطق)، از اصطلاحات علم منطق، دارای دو زیرمجموعه عکس مستوی و عکس نقیض
...
عکس به جابه جایی اجزای فراز قبلی عبارت در فراز بعدی اطلاق می شود.
از اسلوب های بدیعی قرآن که از محاسن معنوی شمرده شده «عکس» است؛ به این صورت که آن بخش از کلام که جلوتر آمده، به آخر برده شود و آن بخش که آخر بود به جلو برده شود؛
مثال
مانند:۱. (ما علیک من حسابهم من شیء وما من حسابک علیهم من شیء) ؛۲. (یولج اللیل فی النهار ویولج النهار فی اللیل) ؛۳. (ومن یخرج الحی من المیت ویخرج المیت من الحی).
به تصویر ایجاد شده به وسیله دوربین عکاسی عَکس می گویند.
عنوان یاد شده به مناسبت در کلمات معاصران در باب صلات و نیز مسائل مستحدثه و استفتائات آمده است. به قول مشهور، نماز گزاردن در برابر عکس و تصویر جانداران مکروه است. با پوشیده بودن روی آن کراهت رفع می شود. برخی قدما کراهت را به مجسمه اختصاص داده اند.
← عکس گرفتن مرد از زن نامحرم
 ۱. ↑ جواهر الکلام، ج۸، ص۳۸۳- ۳۸۷.۲. ↑ توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۵۰۱.۳. ↑ المراسم العلویة، ص۶۵.۴. ↑ توضیح المسائل مراجع، ج۲، ص۴۹۰ م ۲۴۳۹.۵. ↑ توضیح المسائل مراجع، ج۲، ص۴۹۰ م ۲۴۳۹.۶. ↑ ارشاد السائل، ص۱۲۴.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۴۴۵، برگرفته از مقاله«عکس».    
...
عکس یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای تعیین نوع قضیه حاصل از اعمال عکس مستوی و عکس نقیض در هر یک از انواع قضایا است؛ این اصطلاح دارای احکامی می باشد که در این مقاله به آنها اشاره می شود.
تعیین نوع قضیه حاصل از اعمال عکس در هر یک از انواع قضایا ذیل عنوان «احکام عکس» می آید که به احکام عکس مستوی و احکام عکس نقیض تقسیم می شود.
احکام عکس مستوی در قضایا
منظور از احکام عکس مستوی، تبیین تفصیلی این امر است که آیا همه قضایا (حملیه، شرطیه، مطلقه و موجهه) عکس لازم الصدق دارند یا نه، و در صورت اول، عکس مستوی آنها کدام است و چگونه به دست می آید؟
← عکس مستوی موجبه کلیه
عکس نقیض در همه اقسام خود از لحاظ کمیت برخلاف عکس مستوی است؛ به این معنا که قضایای موجبه در حکم سوالب، و سوالب در حکم موجبات است. بنابراین موجبه کلیه به موجبه کلیه بدل می شود و موجبه جزئیه عکس نقیض ندارد و سالبه کلیه و جزئیه به سالبه جزئیه بدل می شود.به حسب جهت نیز عکس نقیض، نقطه مقابل عکس مستوی است؛ یعنی هر قاعده ای که در آنجا برای موجبه ها بیان شد همان قواعد برای سالبه عکس نقیض ثابت است و قواعدی که برای سالبه ها بود در موجبه های عکس نقیض اجرا می شود.
احکام عکس به معنای جابه جایی جزء اول و دوم یک قضیه با تحفّظ بر کیف و صدق قضیه است.
واژه عکس، گاهی به معنای مصدری (تبدیل کردن، که یک فعل است) به کار می رود و گاهی به معنای قضیه حاصل از فعل. عکس در کاربرد اوّل از مناسبات قضایای محصوره و از انواع استدلال مباشر، و به معنای جابه جایی جزء اول و دوم یک قضیه (موضوع و محمول، یا مقدم و تالی) با تحفّظ بر کیف و صدق قضیه است؛ مانند تبدیل قضیه «کلّ انسانٍ حیوان» به قضیه «بعض الحیوان انسان» که هر دو موجبه و صادق اند. مراد از جزء اول و دوم قضیه در قضایای حملیه، اول و دوم در تلفظ و کتابت است، نه در حقیقت، زیرا جزء اول و دوم قضیه به معنای حقیقی، ذات موضوع و وصف محمول است و به سبب عکس، ذات موضوع، محمول نمی شود، چنان که وصف محمول، موضوع نمی شود، بلکه موضوع قضیه عکس، ذات محمولِ قضیه اصل است و محمول قضیه عکس، وصف موضوعِ قضیه اصل است. تعریف عکس به معنای دوم (قضیه حاصل از تبدیل دو طرف یک قضیه) عبارت است از: «اخصُّ قضیةٍ لازمةٍ للقضیّة بطریق التبدیل موافقةً لها فی الکیف و الصدق؛ خاص ترین قضیه حاصل از تبدیل طرفین قضیه اصل که به لحاظ کیف و صدق، موافق قضیه اصل است». عکس با توضیحات مذکور را «عکس مستوی» هم می گویند تا از عکس نقیض (که آن هم نوعی عکس است) متمایز شود. طرفین قضیه اصل در عکس مستوی، بدون اینکه تغییر کنند جابه جا می شوند، اما در عکس نقیض، جابه جایی طرفین همراه تبدیل یک یا هر دو طرف قضیه به نقیض آنهاست.
روش های عکس نقیض قضیه
توضیح اینکه برای به دست آوردن عکس نقیض یک قضیه، دو طریق مرسوم است: ۱. طریق قُدَما که «عکس نقیض موافق» نامیده می شود و عبارت است از: جابه جایی دو طرف قضیه بعد از تبدیل آنها به نقیض، با بقای صدق و کیفِ قضیه اصل؛ بدین سبب به آن موافق گفته اند که به لحاظ کیف با قضیه اصل موافقت دارد؛ مثال: عکس نقیض موافقِ «کلّ انسانٍ حیوانٌ» عبارت است از: کل لاحیوان لاانسان. ۲. طریق متاخران که «عکس نقیض مخالف» نامیده می شود و عبارت است از: قرار دادن نقیض محمول قضیه اصل در جایگاه موضوع و انتقال عین موضوع قضیه اصل به جایگاه محمول؛ بدین سبب آن را مخالف گفته اند که به لحاظ کیف، با قضیه اصل مخالفت دارد؛ مثال: عکس نقیض مخالفِ «کلّ انسانٍ حیوانٌ» عبارت است از: لا شیَء من اللاحیوان انسان.
اختلاف کمّیّت در عکس قضایا
سبب اختلاف کمیت در عکس قضایا این است که نسبت بین موضوع و محمول در قضایا مختلف است. گاهی موضوع، اعم از محمول و گاهی به عکس و گاهی مساوی اند و در قضایای سالبه، گاهی بین آنها تباین کلی و گاهی فی الجمله است و کمیت موضوع قضیه تابع نسبت میان موضوع و محمول است، زیرا اگر محمول اعم از موضوع باشد قضیه کلیه، و اگر موضوع اعم از محمول باشد قضیه جزئیه خواهد بود و با تیدیل موضوع به محمول نسبت میان آنها قلب می شود؛ به این سبب، کمیت موضوع اصل با عکس اختلاف پیدا می کند.
شرط بقای صدق
...
شرایط عکس، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای شرایط لازم برای تحقق عکس لازم الصدق یک قضیه است.
تبدیل دو طرف قضیه و قرار دادن موضوع به جای محمول (در قضیه حملیه) یا مقدم و تالی (در قضیه شرطیه) و برعکس را در صورتی عکس (به اصطلاح منطقی) می گویند که اموری، هنگام تبدیل رعایت شود.
شروط عکس
به این امور «قوانین یا شرایط عکس» گفته می شود. این شرایط عبارت اند از: ۱. اتحاد دو قضیه (قضیه اصل و قضیه عکس) در کیف (ایجاب و سلب)؛ ۲. اتفاق در صدق، یعنی اگر قضیه اصل صادق است قضیه عکس هم باید صادق باشد و اگر قضیه عکس کاذب باشد آن را عکس (به اصطلاح منطقی) نمی گویند، بلکه این جابه جایی موضوع و محمول را «انقلاب» می نامند، اما اگر قضیه اصل کاذب باشد، کذب قضیه عکس ضرورت ندارد، زیرا در بعضی موارد قضیه ای می تواند کاذب باشد، اما عکس آن صادق باشد. در باره کمّ (جزئیت و کلیت) و جهت قضیه (در قضایای موجهه) اتفاق و اتحاد لازم نیست، اما درباره کمّ به این دلیل که نسبت بین موضوع و محمول در قضایا مختلف است، گاهی موضوع، اعم از محمول و گاهی برعکس و گاهی مساوی اند، و در قضایای سالبه، گاهی بین آنها تباین کلی و گاهی تباین فی الجمله است و کمیت موضوع قضیه تابع نسبت میان موضوع و محمول است، زیرا اگر محمول، اعم از موضوع باشد، قضیه، کلیه و اگر برعکس باشد قضیه، جزئیه خواهد بود. با تبدیل موضوع به محمول، نسبت میان آنها قلب می شود. به همین سبب، کمیت موضوع اصل با عکس اختلاف پیدا می کند. درباره جهت، اختلاف قضیه اصل با عکس از آن لحاظ است که عکس، نوعی از حکم است که لازم مدلول مطابقی قضیه است و البته لوازم هر چیزی تا اندازه ای با اصل مغایرت دارد و از جهاتی با هم مناسبت دارند.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • مظفر، محمدرضا، المنطق.    
...
طرد و عکس به تقریر مفهوم هر یک از دو کلام با منطوق کلام دیگر اطلاق می شود.
«طرد و عکس» از انواع اسلوب بدیعی قرآن است که آن را از اقسام اطناب به زیادت نیز شمرده اند و عبارت است از آوردن دو کلام به صورتی که منطوق هر یک، مفهوم دیگری را تقریر کند؛
طریق عکس، به معنای شیوه اثبات صحت نتایج اشکال اربعه قیاس، و مباحث عکس و عکس نقیض است.
طریق عکس، یکی از راه هایی است که در اثبات صحت انتاج ضرب های اَشکال اربعه قیاس و همچنین اثبات صحت عکس و عکس نقیض قضایای موجهه و غیر موجهه کاربرد دارد. طریق عکس عبارت است از: عکس کردن صغرا یا کبرا یا هر دو و یا جابه جا کردن دو مقدمه در بعضی از ضروب شکل دوم، سوم و چهارم تا قیاس به صورت شکل اول برگردد که نتیجه آن بدیهی است. اگر نتیجه به دست آمده از این شکل معکوس، با نتیجه اصل یکسان باشد دلیل بر صحت و صدق نتیجه اصل خواهد بود. مثال: قیاس «بعضی از حیوان ها خندان اند و هیچ اسبی خندان نیست» از نوع قیاس شکل دوم و نتیجه آن عبارت است از: بعضی از حیوان ها اسب نیستند. برای اثبات صحت نتیجه، کبرا را عکس می کنیم تا قیاسی به این صورت پدید آید: «بعضی از حیوان ها خندان اند و هیچ خندانی اسب نیست». این قیاس، از نوع قیاس شکل اول است که بدیهی الانتاج و بی نیاز از استدلال و نتیجه آن عبارت است از: «بعضی از حیوان ها اسب نیستند». این نتیجه با نتیجه قضیه اصل (که از نوع قیاس شکل دوم بود) یکسان، و دلیل بر صحت آن است.
نکته
این یادآوری لازم است که با عکس کردن صغرا در بعضی از ضرب های شکل چهارم، آن شکل به شکل دوم برمی گردد و با عکس کردن کبرا در بعضی از ضرب های آن، آن شکل به شکل سوم بر می گردد و این برگرداندن به شکل دوم و سوم (با اینکه این دو شکل نیز، بدیهی الانتاج نیستند و به استدلال نیاز دارند) یا به این سبب است که این دو را به این لحاظ پذیرفته اند که نتیجه صادق می دهند و یا از این لحاظ که شکل دوم و سوم به شکل اول برگردانده می شود (که بدیهی الانتاج و بی نیاز از استدلال است). طریق عکس، علاوه بر اثبات صحت نتایج اَشکال اربعه قیاس در مباحث عکس و عکس نقیض قضایای موجهه و غیر موجهه هم کاربرد دارد.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • مظفر، محمدرضا، المنطق.    
...
قیاس عکس، به معنای قیاس مؤلَّف از مقابل نتیجه یک قیاس با یکی از مقدمات آن برای اثبات مقابل مقدمه دیگر است.
برای بعضی از مصادیق قیاس به دلیل ویژگی آنها، اسم خاصی قرار داده شده است. قیاس عکس یا عکس قیاس و قیاس معکوس یکی از این موارد است، و آن قیاسی است که از تالیف مقابل نتیجه یک قیاس (به تقابل ضد یا نقیض) با یکی از مقدمات آن حاصل می شود تا مقابل مقدمه دیگر را نتیجه بدهد (البته در بعضی تالیفات، برای این که بتواند مطلوب را انتاج کند، عکس مقدمه یا عکس نتیجه را به جای مقدمه و نتیجه به کار می برند). به عبارت دیگر قیاس معکوس عبارت است از اثبات مقابل مقدمه به وسیله مقابل نتیجه. مثلاً در قیاس: "هر انسانی حیوان است، و هیچ حیوانی جاودان نیست، پس هیچ انسانی جاودان نیست" از تالیف نقیض نتیجه با مقدمه کبرا قیاسی به صورت: "بعضی انسان ها جاودان هستند، و هیچ حیوانی جاودان نیست، پس بعضی انسان ها حیوان نیستند" پدید می آید که عکس قیاس یا قیاس عکس برای قیاس اول است و نتیجه آن، نقیض صغرای قیاس اصل است.
نحوه تشکیل قیاس عکس
چنان که از تعریف قیاس عکس برمی آید این قیاس، همیشه بعد از یک قیاس دیگر قابل تحقق است. قیاس عکس به صورت قیاس حملی تشکیل می شود و در کیفیت انتاج، نظیر قیاس خلف است؛ زیرا نتیجه اش از طریق ابطال لازم نقیض مطلوب به دست می آید و به این جهت برخی آن را رد قیاس حملی مستقیم به خلف شمرده اند. قیاس عکس چنین تشکیل می شود که نقیض یا ضد نتیجه و مطلوب را به جای یکی ازدو مقدمه که مورد وفاق و مسلّم است قرار داده و با مقدمه دیگر ترکیب می نمایند، نقیض یا ضد همان مقدمه محذوفه را که مسلّم و مورد اتفاق است نتیجه می دهد، و آن محال می باشد و هر قضیه ای که محال باشد دروغ است. و کذب این نتیجه از جهت ترکیب و صورت قیاسی و یا از ناحیه مقدمه دیگر این قیاس نیست زیرا صحت صورت و صدق مقدمه دیگر مسلم است، بنابراین کاذب بودن نتیجه به واسطه کذب مقدمه ای است که نقیض مطلوب می باشد و چون نقیض مطلوب باطل است اصل مطلوب صحیح خواهد بود.
کاربرد قیاس عکس در منطق
در منطق، این قیاس برای اثبات نتایج شکل دوم و سوم به کار برده می شود. مثال (از شکل دوم): "بعضی از حیوان ها خندان نیستند، و هر انسانی خندان است، پس: بعضی از حیوان ها انسان نیستند". برای اثبات صحت این ضرب و نتیجه، از قیاس عکس استفاده می کنیم به این شکل که نقیض نتیجه (هر حیوانی انسان است) را صغرا، و کبرای قیاس اصل را کبرا قرار می دهیم تا شکل اول پدید آید: "هر حیوانی انسان است، و هر انسان خندان است، پس: هر حیوانی خندان است". این نتیجه، نقیض صغرای قیاس اصل و کاذب است، زیرا با فرض صحت صغرا، نقیض آن ممکن نیست صادق باشد و کذب نتیجه به واسطه باطل بودن صغرای قیاس جدید است که همان نقیض نتیجه قیاس اصل می باشد، پس نقیض نتیجه باطل و عین آن صحیح می باشد که همان مطلوب است. مثال دیگر (با استفاده از ضد نتیجه): "هر انسانی حساس است، و هیچ سنگی حساس نیست، پس: هیچ انسانی سنگ نیست". این قیاس را با بکار بردن ضد نتیجه تبدیل به قیاس عکس کرده و می گوییم: "همه انسان ها سنگ هستند، و هیچ سنگی حساس نیست، پس: هیچ انسانی حساس نیست". نتیجه این قیاس ضد صغرای اصل و کاذب است. و کذب آن به واسطه باطل بودن صغرای قیاس جدید (قیاس عکس) است که همان ضد نتیجه قیاس اصل بود. پس ضد نتیجه قیاس اصل باطل بوده و عین آن صحیح می باشد.
جایگاه قیاس عکس در علوم
...


عکس در دانشنامه ویکی پدیا

عکس
عکس یا فرتور نوعی تصویر است که بر اثر تابش نور بر یک سطح حساس به نور (معمولاً فیلم عکاسی یا یک تصویرساز الکترونیکی مانند دستگاه جفت کننده بار یا تراشهٔ سیموس (به انگلیسی: CMOS) به دست می آید. بیشتر فرتورها با استفاده از دوربین آنالوگ گرفته می شوند. دوربین آنالوگ از لنز برای واضح سازی طول موج های مرئیِ نور در بازتولیدی که برای چشمان انسان رؤیت پذیر باشد استفاده می کند. فرایند ساخت فرتور را عکاسی می گویند. نخستین فرتور در سال ۱۸۲۶ یا ۱۸۲۷ میلادی به دست ژوزف نیسه فور نیپس ثبت شد
ژوزف نیسه فور نیپس
تاریخ عکاسی در ایران
عکاسی
عکسبرداری
چاپ عکس سیاه و سفید
تصویر
عکاسی دیجیتال
اکسیف تول، برنامه نمایش و ویرایش فراداده های عکس ها (متا دیتا)
جان هرشل
عکاسی دیجیتالی
عکس نوعی تصویر است که بر اثر تابش نور بر یک سطح حساس به نور تشکیل می شود.
عکس (منطق)
نگاره
عکس (ترانه اد شیرن)
عکس همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
«عکس» (به انگلیسی: Photograph) تک آهنگی از هنرمند اهل بریتانیا اد شیرن است که در سال ۲۰۱۵ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم ضرب (آلبوم اد شیرن) قرار داشت.
این تک آهنگ در چارت های استرالیا، و دانمارک جزو ده ترانه اول قرار گرفت.
عکس (به هندی: Aks) فیلمی محصول سال ۲۰۰۱ و به کارگردانی راکیش امپراکاش مهرا است. در این فیلم بازیگرانی همچون آمیتاب باچان، راوینا تاندون، مانوج باجپایی، ناندیتا داس، تانوی عظمی، وراجش هیجری، آمل پالکار ایفای نقش کرده اند.
۱۳ ژوئیه ۲۰۰۱ (۲۰۰۱-07-۱۳)
عکس در منطق به دو نوع است: عکس مستوی و عکس نقیض. در عکس، بر خلاف تناقض صدق و کذب قضیه تغییر نمی کند.
عکس مستوی یک قضیه، هم ارزش و معادل با اصل آن قضیه است. برای به دست آوردن عکس مستوی یک قضیه، باید جای موضوع و محمول آن را عوض کرد و کیف(سلب و ایجاب) را به حال خود گذاشت؛ در این صورت قضیه ای را که به دست می آید معکوس قضیه اول می نامند. عکس یک قضیه صادق، حتماً صادق است. همچنین اگر قضیه ای موجبه باشد، عکسش هم باید موجبه باشد، و اگر سالبه باشد، عکسش نیز سالبه است. در عکس مستوی، کمیت قضیه لازم نیست یکسان باشد؛ و از قضیه کلی، عکس جزئی نیز قابل استنتاج است.
قضیهٔ موجبهٔ کلیه به موجبهٔ جزئیه منعکس می شود: مثلا قضیهٔ «هر فلزی رساناست» در حال عکس چنین می شود که «بعضی رساناها فلز هستند» یا قضیهٔ «هر ایرانی آسیایی است» عکسش این است که «بعضی آسیایی ها ایرانی هستند.» علت این که موجبهٔ کلیه به موجبه جزئیه انعکاس می یابد این است که در قضایای حملی معمولاً محمول اعم از موضوع است و بنابراین نمی توان آن را به صورت کلّی منعکس کرد؛ مثلاً نمی توان گفت: « هر آسیایی ایرانی است.» موجبه جزئیه به موجبه جزئیه منعکس می شود. مثلاً قضیهٔ «بعضی ایرانی ها مسلمان اند» به قضیهٔ «بعضی مسلمان ها ایرانی اند» تبدیل می شود. سالبهٔ کلیه به سالبه کلیه منعکس می شود؛ مانند «هیچ مهره داری حشره نیست» که معکوس آن می شود: «هیچ حشره ای مهره دار نیست.»
سالبه جزئیه دارای عکس مستوی لازم الصدق نیست؛ به این معنی که اگر قضیهٔ سالبه جزئیه صادق داشته باشیم، عکس آن فقط در صورتی صادق است که رابطه موضوع و محمول قضایا، رابطه عموم و خصوص من وجه باشد. مثلاً عکس «بعضی حیوانات سیاه نیستند» می شود «بعضی سیاه ها حیوان نیستند» که قضیه صادقی است؛ اما عکس «بعضی انسان ها باسواد نیستند» می شود « بعضی باسوادها انسان نیستند» که کاذب است.
مختصات: ۳۳°۲۷′۲۳″شمالی ۴۹°۵۳′۱۳″شرقی / ۳۳٫۴۵۶۴۶۹۴۴۴۴۴۴۴°شمالی ۴۹٫۸۸۷۰۳۰۵۵۵۵۵۵۶°شرقی / 33.4564694444444; 49.8870305555556
عکس آباد (خمین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خمین در استان مرکزی ایران است.
این روستا در دهستان آشناخور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت 109 نفر (24خانوار) بوده است.
عکس آزاری (انگلیسی: Photobombing) عکسی که در زمان گرفتن آن کسی یا چیزی به طور غیرمنتظره و ناگهانی معمولاً در پس زمینهٔ عکس ظاهر می شود و عکس را به اصطلاح خراب می کند.
عکس بازداشت (به انگلیسی: Mug Shot)‏ اصطلاحی برای عکس پلیس یا بایگانی عکس پلیس است. این عکس به طور معمول از یک فرد پس از دستگیری گرفته می شود. آلفونس برتیلون، افسر پلیس پاریس، مبدع عکس بازداشت بود.
عکس برداری با لرزش یا حرکت عمدی (انگلیسی: Intentional camera movement) نوعی تکنیک عکسبرداری است که در آن به دوربین عکاسی در خلال نوردهی و به منظور به دست آوردن عکس های هنری و خلاقانه، تکان یا لرزشی خاص داده می شود. شیوه کار بدین صورت است که در ابتدا یک دریچه دیافراگم مناسب و متناسب برای دوربین انتخاب شده و سپس با استفاده از فیلترهای مختلف، سرعت شاتر مطلوب و مناسب به دست می آید.
عکس برداری هوایی به تکنیک برداشت عکس از سطح زمین از نقاط مرتفع گفته می شود. این اصطلاح اغلب در مورد عکس هایی به کار می رود که از هوا برداشت شده است. عکس هوایی عبارت است از یک تصویر واقعی از عوارض و خصوصیات ظاهری سطح زمین که توسط هواپیما و با استفاده از یک دوربین عکس برداری هوایی گرفته شده است. استفاده از عکس های هوایی به منظور بررسی ها و مطالعات زمین شناسی، جاده سازی، شهرسازی، کشاورزی، مدیریت منابع طبیعی، حفاظت از محیط زیست و مهم تر از همه برای تأمین اهداف نظامی و امنی رایج است. در گذشته در بسیاری از کشورها از عکس های هوایی به جای نقشه اصلی در صحرا استفاده می کردند.
پایه اتصال به بدنه: این پایه ضمن جلوگیری از انتقال لرزش هواپیما به دوربین، امکان تراز کردن دوربین را نیز فراهم می آورد.
بدنه و عدسی: عدسی مهم ترین بخش یک دوربین عکسبرداری هوایی می باشد.
سیستم کنترل: این سیستم امکان عکس برداری متوالی و تنظیم نوردهی فیلم را فراهم می آورد.
مخزن فیلم: مخزن فیلم قابل جدا کردن از دوربین می باشد. با سیستم تخلیه هوا فیلم در لحظه عکس برداری به صورت کاملاً تخت قرار می گیرد.
چشمی ناوبری: با استفاده از این چشمی، عکاس امکان تنظیم پوشش طولی و حذف زاویه دریفت را دارد.
دوربین های عکس برداری هوایی تجهیزاتی هستند که برای تهیه عکس های هوایی مورد استفاده قرار می گیرند. این دوربین ها معمولاً از ابعاد بزرگ برخوردار هستند. دوربین های عکس برداری هوایی دارای فاصله کانونی ثابت هستند و عدسی به کار رفته در آن ها از نوع متریک می باشد. عدسی متریک به عدسی گفته می شود که اعوجاج آن ثابت بوده و از ۲۰ میکرون کمتر باشد. این دوربین ها معمولاً بر روی کف هواپیما نصب می گردند و امکان تراز نمودن آن ها وجود دارد. دوربین های هوایی مورد استفاده در عکس برداری هوایی تاکنون عمدتاً از نوع دوربین های آنالوگ بودند. (دوربین هایی که از فیلم استفاده می کنند). امروزه دوربین های عکس برداری هوایی رقومی نیز به بازار ارائه شده و به مرور در پروژه های عکس برداری های مورد استفاده قرار می گیرند.
دوربین های عکس برداری هوایی آنالوگ معمولاً دارای ابعاد ۲۳ * ۲۳ سانتی متر می باشند. دوربین های عکس برداری هوایی دارای پنج قسمت اصلی زیر هستند:
از انواع دوربین های عکس برداری هوایی آنالوگ می توان به دوربین Leica RC30/ASCOT اشاره کرد.
عکس رنگی رحم یا هیستروسالپینگوگرام (HSG) یک نوع روش رادیولوژی است که درون رحم و لوله های فالوپ و اطراف آن را بررسی میکند. این تست برای خانم هایی که مشکل باروری دارند انجام می شود.
در طی این آزمایش، ماده حاجب وارد واژن بیمار می ­گردد. این ماده به سمت لوله های فالوپ جریان از طریق رحم جریان پیدا می کند. پس از آن تصاویری با استفاده از اشعه ایکس گرفته می شود.
این تصاویر می ­توانند مشکلاتی که از حرکت تخمک در لوله ­های فالوپ به سمت رحم یا اسپرم به سمت لوله های فالوپ را مختل می کنند را مشخص کند .
اشتراک گذاری عکس (انگلیسی: Image sharing) یا اشتراک گذاری تصاویر، به انتشار یا انتقال عکس های دیجیتال کاربران به صورت آنلاین اطلاق می شود. وب سایت های اشتراک گذاری تصاویر اغلب خدماتی مانند آپلود، میزبانی، مدیریت و به اشتراک گذاری عکس در قالب های انتشار عمومی یا خصوصی را ارائه می نمایند. اشتراک گذاری عکس به طور کلی از طریق وب سایت، وب نوشت عکسی و نیز بوسیله برنامه های کاربردی انجام می گیرد، که باعث تسریع در زمان آپلود نمودن و نیز چابکی در نمایش تصاویر موردنظر خواهد شد.
قاب عکس دیجیتال
سرویس میزبانی فایل
اشتراک پرونده
چاپ، عبارت از انتقال اطلاعات نگاتیو بر روی کاغذ عکاسی است، که در طی یک سری کارهای نوری و فیزیکی شیمیایی انجام می شود و تصویری ثابت و مثبت بدست می آید. این کار به روش های مختلفی صورت می گیرد.کاش کاغذ   تشتک ظهور و ثبوت   خشک کن کاغذ دو طرفه با صفحه استیل در حالت باز   خشک کن کاغذ دو طرفه در حالت آماده بکار
چاپ با روش تاباندن نوری که از نگاتیو عبور کرده به روی کاغذ عکاسی می افتد، خود دو نوع است:
ظهور و ثبوت کاغذ در داروهای مخصوص، بعد از نوردهی نهایی، منجر به بدست آمدن تصویری ثابت است. بعد از شستشو، برای اینکه کاغذ خشک شود، آن را از گیره ای می آویزند، ولی این کار مستلزم زمان زیادی است و ممکن است کاغذ در این مرحله تاب بردارد. خشک کن وسیله ای است که این کار را سریع انجام داده و از تاب برداشتن کاغذ نیز جلوگیری می کند.
کاش کاغذ
قاب عکس یک سجاف زینتی برای یک نگاره، نظیر نقاشی یا عکس است، که به منظور ارتقا، نمایش ساده تر، یا حفاظت از آن تهیه می شود.
قاب عکس دیجیتال


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عکس در دانشنامه آزاد پارسی

عکس (اخترشناسی)
رجوع شود به:رجعت (اخترشناسی)

عکس در جدول کلمات

عکس
تصویر
عکس العمل
واکنش
عکس پرسنلی
نیمرخ
عکس نصف صورت
نیمرخ
بر عکس و معکوس
وارون
پیرایش عکس روی فیلم
رتوش
تهیه عکس برای استفاده در رایانه
اسکن
واحد شمارش عکس | شعر | فرش | زمین
قطعه
آن که عکس تو بنمود راست
ایینه

معنی عکس به انگلیسی

shot (اسم)
تیر ، گلوله ، پرتابه ، گیلاس ، عکس ، جرعه ، تزریق ، منظره فیلمبرداری شده ، یک گیلاس مشروب ، ضربت توپ بازی
picture (اسم)
وصف ، صورت ، رسم ، سینما ، تصور ، تصویر ، عکس ، تمثال ، منظره ، نگار
echo (اسم)
طنین صدا ، طنین ، پژواک ، انعکاس صدا ، عکس ، توف
photo (اسم)
عکس ، عکس برداشتن از
photograph (اسم)
عکس ، عکس برداشتن از
vignette (اسم)
شکل ، تصویر ، عکس
picto- (پیشوند)
تصویر ، عکس

معنی کلمه عکس به عربی

عکس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

متین ٠٥:٢٨ - ١٣٩٥/٠٨/٠٣
(= تصویر) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
ناتیا (سنسکریت: ناتیَ)
آلیگ (سنسکریت: آلیکْه)
|

یوسف ١٥:٢٢ - ١٣٩٥/٠٩/١٠
تصویری است که روی مواد مات به وسیله ترسیم، نقاشی، عکسبرداری یا دیگر فنون هنر گرافیک به وجود می آید.
|

نیوشا ١٤:٤٤ - ١٣٩٦/١٠/٢٨
تصویر
|

بهرام آیریا ١٦:٤٤ - ١٣٩٨/٠٣/٠١
پَرتوره. از پرتو و بازتاب می آید.
|

محمدرحیم ریگی ١٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٤/٠٢
رخ نما
|

فر کیانی ٠٢:٠٦ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
لغت پهلویک ākasī که در اوستایی ā-kas (ā=به-بر-سوی-بیش kas=نور) در پارتی میانه *آگس ‘gs خوانده میشده به مانای جلوه، ظهور و بیناب apparent visible است که امروز اکس aks خوانده میشود و ارب آنرا عکس نوشته و لغت عکاس (=اکسکار-اکسگر) را از آن جعل کرده است. دانستنی است لغت اربیشده ی معکوس از این ریشه نیست بلکه از لغت اسک به مانای وارونه ساخته شده و همچنین واژگان اکش akSi अक्षि در سنسکریت و **اَخش axš در اوستایی به مانای چشم هستند.
عکاسی= اکس گری
عکاس=اکس کار
کارگاه عکاسی=اکس خانه
پیرسها(منابع)‌:
Nyberg Pahlavi Dictionary*
**فرهنگ واژگان اوستایی: شادروان احسان بهرامی-فریدون جُنیدی
همتای دیگر اکس نیز واژه ی فرتور می باشد!
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رضا > کرتیلان
اجاقی > اجاقی
Mahdi > شربت (دارو)
Behnaz > guidelines
مهدی ورمزیار > ورمزیار
دینا حسین پناهی > بر می خیزد
ماد > ریناز
ناهید > establishing

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس زن   • عکس زیبا   • عکس س   • عکس منظره   • عکس جالب   • عکس دختر   • عکس طبیعت   • عکس جدید   • معنی عکس   • مفهوم عکس   • تعریف عکس   • معرفی عکس   • عکس چیست   • عکس یعنی چی   • عکس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عکس
کلمه : عکس
اشتباه تایپی : u;s
آوا : 'aks
نقش : اسم
عکس عکس : در گوگل


آیا معنی عکس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )