انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 894 100 1

معنی عیدی در لغت نامه دهخدا

عیدی. (ص نسبی ، اِ مرکب ) آنچه روزهای اعیاد به کسی دهند. (آنندراج ). عطا و بخشش و خلعت و هدیه ای که در روز عید به کسی دهند. (ناظم الاطباء). آنچه در عید قربان و عید فطر و توسعاً در نوروز وجز آن ، سران به زیردستان دهند از زر و سیم و جز آن.دست لاف. عیدانه. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
عیدی و نوروزی از شه هیچ نستانم مگر
بارگی ّ خاص وترکی درج گوهر بر میان.
؟ (از المعجم ).
نه حافظ می کند تنها دعای خواجه تورانشاه
ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی.
حافظ.
بغیر حلقه ٔ جوشن چو عیدی اطفال
ندیده اند خلایق به دست خویش درم.
علی خراسانی (از آنندراج ).
|| عطا و هدیه. (فرهنگ فارسی معین ).

عیدی. (اِخ ) دهی از دهستان گابریک بخش جاسک شهرستان بندرعباس با 193 تن سکنه. آب آن از رودخانه ٔ هیرمند. محصول آن غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی عیدی به فارسی

عیدی
( صفت اسم ) ۱ - خلعت و هدیه و پولی که در روز عید به کسی دهند . ۲ - عطا هدیه .
ده از دهستان گابریک بخش جاسک شهرستان بندر عباس
[ گویش مازنی ] /aydi marghene/ تخم مرغ رنگ کرده که در نوروز به کودکان دهند
کنایه از گلها و شکوفه های بهاری
خطبه ای که در روز عید خوانند

معنی عیدی در فرهنگ معین

عیدی
( ~ .) [ ع - فا. ] (ص نسب .) هدیه ای که به مناسبت عید به کسی داده می شود.

معنی عیدی در فرهنگ فارسی عمید

عیدی
پول یا چیز دیگری که در روز عید، به خصوص عید نوروز، به کس دیگر می دهند.

عیدی در دانشنامه ویکی پدیا

عیدی
عیدی هدیه ای است که معمولاً توسط بزرگترهای خانواده یا دوستان خانوادگی به کوچکترهای خانواده به عنوان بخشی از مراسم دو عید مسلمانان، عید فطر و عید قربان داده می شود.
عیدی شبیه به دریافت یک هدیه تولد است و رایج ترین نوع عیدی دادن پول به کوچکترهاست.
عیدی امین دادا اومه (به انگلیسی: Idi Amin Dada) (حدود ۱۹۲۵ - ۱۶ آگوست ۲۰۰۳) رهبر خودکامه، دیکتاتور نظامی و همچنین سومین رئیس جمهور اوگاندا از ژانویه سال ۱۹۷۱ تا آوریل سال ۱۹۷۹ بود.
عیدی مرده بالا، روستایی از توابع بخش سردشت شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.
عیدی مرده پایین، روستایی از توابع بخش سردشت شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.
کل سرخ عیدی، روستایی از توابع بخش طرهان شهرستان کوهدشت در استان لرستان ایران است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عیدی در جدول کلمات

از زمان این پادشاه | رسم دادن سکه در نوروز به عنوان عیدی متداول شد
هرمز دوم

معنی عیدی به انگلیسی

festive (صفت)
شاد ، جشنی ، عیدی ، بزمی
festival (صفت)
جشنی ، عیدی
festal (صفت)
خوشحال ، خوش ، جشنی ، عیدی ، وابسته به عید

معنی کلمه عیدی به عربی

عیدی
مهرجان

عیدی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی عیدی

امیررضا ٢٢:٥٨ - ١٣٩٥/١١/١٠
تصویر های چاپ سنگی که تا اواخر دوره قاجاریه ملاهای مکتب خانه ها عیدانه را به شاگردان می دادند و تعدادشان نزد هر شاگرد سالهای حضور او در مکتب را می نمود. از دائرة المعارف (دانشنامه) فارسی مصاحب.
|

شهریار آریابد ٠٩:٢٧ - ١٣٩٨/٠١/١٨
در پهلوی " نیوک " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی عیدی



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عیدی کارگران سال 95   • عیدی کارمندان سال 94   • عیدی کارگران سال 94   • مبلغ عیدی سال 95   • محاسبه عیدی   • قانون عیدی و سنوات   • عیدی کارگران 95   • سقف عیدی سال 95   • معنی عیدی   • مفهوم عیدی   • تعریف عیدی   • معرفی عیدی   • عیدی چیست   • عیدی یعنی چی   • عیدی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عیدی
کلمه : عیدی
اشتباه تایپی : udnd
آوا : 'eydi
نقش : اسم
عکس عیدی : در گوگل


آیا معنی عیدی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )