برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

عینی

/'eyni/

معنی عینی در لغت نامه دهخدا

عینی. [ ع َ / ع ِ ] (ص نسبی ) منسوب به عین. رجوع به عین شود. || اصیل و خالص و ناب و صاف و صالح. (آنندراج ).اصلی و حقیقی و خالص. || هر چیز که تعلق به ذات و عین گیرد. (ناظم الاطباء). در مقابل ذهنی.
- واجب عینی ؛ چیزی که بر همه ٔ افراد مردم ارتکاب آن فرض و واجب بود و هرگز از آنها ساقط نشود (مانند نماز و روزه و حج ، که اگر دیگری بدان قیام کند از شخص ساقط نشود). برخلاف واجب کفائی که چون یک نفر مرتکب آن شود از دیگران ساقط شود (مانند نماز میت ). (از ناظم الاطباء). رجوع به واجب و واجب عینی و واجب کفائی شود.
- وجوب عینی ؛ واجب عینی بودن. مقابل وجوب کفائی. رجوع به واجب عینی شود.
- وجود عینی ؛ وجود خارجی و ظاهری. در مقابل وجود ذهنی. رجوع به وجود شود.

عینی. [ ع َ ] (ص نسبی ) نسبت است به عین التمر، از شهرهای حجاز. ابوالعتاهیة شاعر قرن دوم هجری منسوب بدانجاست. (از اللباب فی تهذیب الانساب ).

عینی. [ ع َ ] (اِخ ) نام وی محمودبن احمدبن موسی بن احمد، مکنی به ابومحمد و ملقب به بدرالدین است. وی مورخ و محدث و اصل او از حلب بود. بسال 762 هَ. ق. در عینتاب متولد شد و مدتی در حلب و مصر و دمشق و قدس بسر برد. در قاهره از خواص الملک المؤید شد. و در اواخر عمر از وظایف دیوانی و دولتی دست کشید و به تدریس و تصنیف پرداخت و بسال 855 هَ. ق. در قاهره درگذشت. او را کتابهای بسیاری در حدیث و فقه و تاریخ میباشد که از آن جمله است : عمدةالقاری فی شرح البخاری (در یازده جلد)، العلم الهیب فی شرح الکلم الطیب ، تاریخ البدر فی اوصاف اهل العصر، تاریخ الاکاسرةبه زبان ترکی. (از الاعلام زرکلی از التبر المسبوک و الضوء اللامع و شذرات الذهب و آداب اللغة العربیة).

معنی عینی به فارسی

عینی
بدرالدین محمود بن حنفی معروف به عینی از لغویان و ادیبان قر.۹ ه.( ف.۸۵۵ ه.ق.). از اوست شرح صحیح بخاری شرح شواهد طبقات حنفیه مختصر تاریخ ابن عساکر.
( صفت ) منسوب به عین ۱ - آنچه به چشم دیده شود محسوس مقابل غیبی . ۲ - خارجی مقابل ذهنی وجود عینی .
نام وی محمود ابن احمد بن موسی بن احمد مکنی به ابو محمد و ملقب به بدر الدین است وی مورخ و محدث و اصل او از حلب بود
از مورخین بزرگ اندلس
دیده شور چشم زخم چشم خورده
۸۵۵ - ۷۶۲ ه . ق . محمود بن احمد بن موسی مورخ و دانشمند و محدث بود و در قاهره وفات یافت .
[objective forecast] [علوم جَوّ] نوعی پیش بینی که تجربه و تفسیر و پیش داوری پیش بین در آن دخالت ندارد
[eyewitness identification] [علوم نظامی] شناسایی فرد یا شیئی مرتبط با جرم ازطریق دست کم یک نفر شاهد که فرد یا شیء را در یک یا چند صحنۀ جرم مشاهده کرده باشد
جای خوش و خوب
دهی است از دهستان علامرو دشت بخش کنگان شهرستان بوشهر ٠
ابن حسن ابن عبدالله عینتابی متخلص عینی مدرس ادب فارسی در استانبول دیوان شعر و ساقینامه ترکی و چند منظومه دیگر دارد
[concrete operation] [روان شناسی] عملیات ناشی از توانایی کودک درحال رشد برای بازسازی ذهنی اشیای جهان واقعی و درک روابط منطقی میان آنها
فاضل ...

معنی عینی در فرهنگ معین

عینی
(عَ یا ع ) [ ع . ] (ص نسب .) منسوب به عین . آن چه به چشم دیده شود، محسوس مق غیبی .

معنی عینی در فرهنگ فارسی عمید

عینی
۱. [مقابلِ ذهنی] آنچه با یکی از حواس پنجگانه قابل حس باشد.
۲. آشکار، هویدا.
۳. واقعی، حقیقی.

عینی در دانشنامه اسلامی

عینی
معنی عَيْنِي: چشم من ( در عبارت " وَلِتُصْنَعَ عَلَیٰ عَيْنِي " منظور اين است که زير نظر من پرورش يابي و ساخته شوي )
ریشه کلمه:
عين‌ (۶۵ بار)
ی‌ (۱۰۴۴ بار)
اخذ ذهنی مکان عینی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و یکی از مصادیق مغالطه سوء اعتبار حمل است.
یکی از موارد اشتباه و سوء اعتبار حمل، مشتبه شدن احکام ذهنی با احکام خارجی است. این اشتباه از طرف قوه واهمه است که محمولات عقلی را به محمولات و اعراض خارجی مخلوط می کند، از این رو قضایای وهمیه را جزء مشبّهات معنوی شمرده اند؛ مثلاً گفته اند: انسان، کلی یا نوع است. از این جمله چنین تصور می شود که انسان خارجی، همان گونه که موصوف به جسمیت است، کلی یا نوع است، در صورتی که این امور، احکام ذهنی و عقلی اند.هم چنین وقتی می گویند: ماهیت نه موجود و نه معدوم است، بعضی از این قضیه توهم کرده اند که در خارج نیز حالت سومی یافت می شود که متوسط بین وجود و عدم است؛ بدین سبب گفته اند ماهیت درحالی که خالی از هر گونه وجودی است دارای تقرّر خارجی و غیرمعدوم است و یا گفته اند: اگر موجودات به امکان یا ضرورت، متصف باشند، هریک از امکان و ضرورت نیز دارای امکان و ضرورتی خواهند بود، و تسلسل جهت لازم می آید. همه این اشتباهات به سبب آن است که محمولات ذهنی را با اعراض و محمولات خارجی اشتباه کرده و از حیثیات ذهنی غفلت کرده اند.
اقتضای عینی به عینیت و دلالت مطابقی یک شیء بر شیء دیگر اطلاق می شود.
اقتضای عینی، مقابل اقتضای تضمنی و التزامی بوده و در جایی است که مقصود از اقتضا، عینیت باشد، مانند این که کسی ادعا کند امر به شیء، عین نهی از ضد آن است، به این معنا است که برای مثال، وقتی مولا می گوید: «یجب علیک الصلوة»، عین این است که بگوید: «یحرم علیک ترک الصلوة». به عبارت دیگر، مقصود از عینیت، همان است که از آن به دلالت مطابقی تعبیر می شود و معنای آن دلالت لفظ بر تمام ...


عینی در دانشنامه ویکی پدیا

عینی
عینی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
عینی (جماعت)
عینی (خراسان)
عینی (ورزاب)
عینی مرکز ناحیهٔ عینی در شمال غربی تاجیکستان و ولایت سغد است که پس از صدرالدین عینی شاعر تاجیکی، به این نام نامگذاری شد. این جماعت، ۱۲٬۱۳۱ نفر جمعیت دارد.
عینی جماعت و شهرکی در جنوب غربی کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ خراسان ولایت ختلان قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۸۴۶۷ است.
فهرست جماعت های تاجیکستان
عینی جماعت و شهرکی در کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ ورزاب ناحیه های تابع جمهوری قرار دارد. جمعیت این جماعت ۷۱۶۷ است.
فهرست جماعت های تاجیکستان
عینی گرایی (به فرانسوی: Objectivité) بی طرفی محقق در فرایند تحقیق و دوری از ارزش ها و گرایش های فردی در بازگویی و واکاوی رویدادها است. ناظر عینیت گرا کوشش می کند تا جهان را مستقل از ذهن خود مشاهده کند و بر این باور است که، فقط و فقط یک حقیقت جدای از نحوهٔ برداشت و تفکر انسان وجود دارد.
فلسفه علوم
واقع گرایی
واقع گرایی خام
معرفت شناسی
در میان فلاسفه ایرانی ابن سینا و ملاصدرا با دو دیدگاه متفاوت به نحوهٔ شناخت عینی انسان از جهان پرداخته اند.
دوگونهٔ متفاوت در شناسایی با توجه به ذات منظره وجود دارد، که هرکدام از این دو رده می توانند با توجه به ناظر یا ناظران شناسا عینی یا ذهنی باشند:
حقّ عینی (که از آن با نام حقّ اجتماعی نیز یاد می شود)، قاعده یا مجموعه قواعدی است که در مورد ا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی عینی به انگلیسی

genuine (صفت)
اصلی ، خالص ، درست ، واقعی ، حقیقی ، اصل ، عینی
identical (صفت)
جور ، مساوی ، یکسان ، عینی ، همان ، منطبق با
identic (صفت)
جور ، مساوی ، یکسان ، عینی ، همان ، منطبق با
exact (صفت)
کامل ، دقیق ، صحیح ، درست ، عینی
objective (صفت)
حالت مفعولی ، بی طرف ، عینی ، برونی ، مفعولی ، قابل مشاهده ، علمی و بدون نظر خصوصی
visual (صفت)
عینی ، بصری ، دیدنی ، دیداری ، دیدی ، وابسته به دید

معنی کلمه عینی به عربی

عینی
هدف
موضوعية
نسخة
شاهد العيان
حاجة معنوية

عینی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد زمانی
واقعی،شفاف،حقیقی،آشکار،
جمشید احمدی
دیدور/دیدورانه/دیده ور/ دیده ورانه
جمشید احمدی
دید پای/ دیدپایه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کانال تلگرام حسین عینی فرد   • نوای عینی فرد   • حسین عینی فرد محرم 94   • دانلود مداحی حسین عینی فرد محرم 94   • کانال تلگرام عینی فرد   • حسین عینی فرد 94   • بیوگرافی حسین عینی فرد   • عینی فرد اپارات   • معنی عینی   • مفهوم عینی   • تعریف عینی   • معرفی عینی   • عینی چیست   • عینی یعنی چی   • عینی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عینی
کلمه : عینی
اشتباه تایپی : udkd
آوا : 'eyni
نقش : صفت
عکس عینی : در گوگل

آیا معنی عینی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )