برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1283 100 1

غاغه

معنی غاغه در لغت نامه دهخدا

غاغة. [ غ َ ] (ع اِ) گروه کثیر بهم آمیخته از مردم. (از قطر المحیط). مردم انبوه درآمیخته. || ملخ نوبال برآورده. || مگس ریزه. || گیاهی است. (منتهی الارب ). || همهمه و هیاهو و معرکه. (دزی ). || غاغة علی الاکل ؛ افراط در خوراک. (از دزی ). || خو گرفتن به باده خواری. (از دزی ). || جشنهای خدایان شراب در نزد بت پرستان. (از دزی ).

غاغة. [ غ َ ] (ع اِ) واحدة الغاغ. (اقرب الموارد). رجوع به غاغ شود. نبات یشبه الهربون. (اللسان ). و فی شرح القاموس الهرنوی. (ذیل اقرب الموارد).

غاغه. [ غ َ / غ ِ ] (اِ) به لغت عمان پودنه و معرب آن فودنج است. (برهان ). و رجوع به غاغ و پونه شود.

معنی غاغه در فرهنگ فارسی عمید

غاغه
مردمان مختلط بسیار، گروه بسیار درآمیخته از مردم.

غاغه در جدول کلمات

غاغه
پودنه ، پونه

غاغه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• یکان در حل جدول   • فلس ماهی   • یکان در جدول   • اثر گی دوموپاسان در حل جدول   • معنی غاغه   • مفهوم غاغه   • تعریف غاغه   • معرفی غاغه   • غاغه چیست   • غاغه یعنی چی   • غاغه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غاغه
کلمه : غاغه
اشتباه تایپی : yhyi
عکس غاغه : در گوگل

آیا معنی غاغه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )