برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1157 100 1

غافل

/qAfel/

مترادف غافل: بی خرد، جاهل، ناآگاه، نادان، بی خبر، غفلت زده، لاقید

متضاد غافل: عاقل

برابر پارسی: تنبل، فراموشکار، ناآگاه، سست

معنی غافل در لغت نامه دهخدا

غافل. [ ف ِ ] (ع ص ) بی خبر. ناآگاه. (دهار). گول. (نصاب ). بیخود. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). بی خرد. نادان که درکارها اهمال و فروگذاری کند. دائر. غارّ. غیهب. غمر: اغترار؛ غافل شدن. تهو؛ غافل شدن. (منتهی الارب ).
من و تو غافلیم و ماه و خورشید
بر این گردون گردان نیست غافل.
منوچهری.
جره بازی بدم رفتم به نخجیر
سیه دستی بزد بر یال من (مو) تیر
برو غافل مچر در چشمه ساران
که گر غافل چری غافل خوری تیر.
باباطاهر.
غافل نبود در سرای طاعت
تا مرد بیک ره بقر نباشد.
ناصرخسرو.
گر امروز غافل بوی هم چنین
بدین درد فردا بمانی حسیر.
ناصرخسرو.
تا مر مرا تو غافل و ایمن نیافتی
از مکر غدر خویش گرفتی سخر مرا.
ناصرخسرو.
غافل و مرده هر دو یکسان است.
سنائی.
از نتایج عاقبت آن [ محنت ] غافل بودی. (کلیله و دمنه ). در نصیب خویش غافل بودم. (کلیله و دمنه ). چنان در حلاوت آن [ شهد ] مشغول شد که ازکارهای خود غافل گشت. (کلیله و دمنه ). دزد جواب دادکه من آن غافل نادانم که دم گرم تو مرا بر باد سرد نشاند. (کلیله و دمنه ). عاجزتر ملوک آن است که از عواقب کارها غافل باشد. (کلیله و دمنه ). و اگر چنانکه از باژگونگی روزگار کاهلی بدرجتی رسد یا غافلی رتبتی یابد بدان التفات ننماید. (کلیله و دمنه ).
تو غافل و سپهر کشنده رقیب تو
فرزانه خفته و سگ دیوانه پاسبان.
خاقانی.
بلکه من آزادم او در بند آز
بلکه من آگاهم او غافل ز راه.
خاقانی.
رادمردان غافلان عهد را
از شراب جود مست خود کنند.
خاقانی.
بس بی خبر است ز اندکی عمر
زان خنده ٔغافلان زند صبح.
خاقانی.
غافل از این بیش نشاید نشست
بر در دل ریز گر آبیت هست.
نظامی.
این چه نشاط است کزو خوشدلی
غافلی از خود که ز خود غافلی.
نظامی.
آدمی غافل اگر کور نیست
کمتر از آن نحل ...

معنی غافل به فارسی

غافل
غفلت کننده، آنکه درامری اهمال وغفلتکند، نا آگاه، بی خبر، فراموشکار
( اسم ) ۱ - غفلت ورزنده . ۲ - بیخبر نا آگاه . ۳ - بیخرد نادان . یا غافل غافل . ۱ - بسیار بیخبر . ۲ - بسیار نادان .
ابن صخر برادر بنی قریم بن ساهله است .
[ گویش مازنی ] /ghaafel/ آرام – ساکت - بی خبر
حالت غفلت و بی خبری داشتن : غافلی
[ گویش مازنی ] /ghaafel baviyen/ آرامش پس از گریه
( مصدر ) غافل شمردن کسی را تغفیل .
( صفت ) کسی که خاطر او به غفلت گراید .
۱ - غفلت ورزیدن . ۲ - آگاهی نداشتن .
( مصدر ) غافل خواندن .
بسیار نادان بسیار بی خبر
( مصدر ) ناگاه گرفتن کسی را اغتفال .
( صفت ) مانند غافل غافل وار .
[ گویش مازنی ] /ghaafel hekaarden/ حمله کردن با استفاده از غفلت حریف - غفلت کردن
مانند غافل غافل گونه : تو غافل وار روزگار می بری .
( مصدر ) گول زدن فریب دادن اغفال .
بسیار نادان بسیار بی خبر
...

معنی غافل در فرهنگ معین

غافل
(فِ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - ناآگاه ، بی خبر. ۲ - نادان ، بی خرد.

معنی غافل در فرهنگ فارسی عمید

غافل
۱. آن که در امری اهمال و غفلت کند، غفلت کننده.
۲. ناآگاه، بی خبر.
۳. فراموش کار.
* غافل شدن: (مصدر لازم)
۱. غفلت کردن: دریغا که مشغول باطل شدیم / ز حق دور ماندیم و غافل شدیم (سعدی۱: ۱۸۴).
۲. بی خبر ماندن.
۳. فراموش کردن.
غافل وار، مانند غافلان.
ناگهانی و بی خبر.
* غافل گیر شدن: (مصدر لازم) [مجاز] به طور ناگهانی و بی خبر در حالتی پیش بینی نشده قرار گرفتن.
غافل گونه، مانند غافلان.

غافل در دانشنامه ویکی پدیا

غافل
غافل (شوشتر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شوشتر در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان شهید مدرس قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۴۸ نفر (۲۲خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

غافل در جدول کلمات

معنی غافل به انگلیسی

unaware (صفت)
بی خبر ، ناگهان ، غافل ، ناخود اگاه ، بی اطلاع
neglectful (صفت)
سر بهوا ، مهمل ، غافل ، مسامحه کار ، غفلت کار
careless (صفت)
سرهم بند ، بی دقت ، لا ابالی ، غافل ، مسامحه کار ، سبکسر ، غفلت کار ، لا قید
negligent (صفت)
بی دقت ، غافل ، مسامحه کار ، غفلت کار ، فرو گذار ، برناس
inattentive (صفت)
بی دقت ، غافل ، بی توجه ، بی اعتنا
heedless (صفت)
بی پروا ، غافل

غافل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

م. نمازیان
ناآگاه
فراموشکار
بَرناس ، پرناس ، فرناس
M
بی خبر
التن قاسمپور
بی خبر
نا اگاه
آنی
از یادش رفته فراموشکار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مخالف غافل   • قافل   • غافل شدن   • معنی مباش   • مخالف کلمه غافل   • معنی از من مباش غافل   • متضاد کلمه غافل   • معنی کلمه زیان   • معنی غافل   • مفهوم غافل   • تعریف غافل   • معرفی غافل   • غافل چیست   • غافل یعنی چی   • غافل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غافل
کلمه : غافل
اشتباه تایپی : yhtg
آوا : qAfel
نقش : صفت
عکس غافل : در گوگل

آیا معنی غافل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )