انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1049 100 1

غرب

/qarb/

مترادف غرب: باختر، مغرب، باخترزمین، ناپدیدشدن ، مشرق زمین

متضاد غرب: خاور

برابر پارسی: باختر، خوربران

معنی غرب در لغت نامه دهخدا

غرب. [ غ َ ] (ع مص ) پنهان گردیدن. غایب شدن. دور شدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). فرونشستن. (غیاث اللغات ). ناپدید شدن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || رفتن. به یک سو شدن. || شادمانی کردن. || تمادی و درنگی کردن. || ریخته گردیدن اشک. (منتهی الارب )(آنندراج ). مسیل الدمع او انهلاله من العین. (اقرب الموارد). || (اِمص ) تیزی هر چیزی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). تیزی. حدت. (از تاج العروس ) (جهانگیری ). || تیزی تیغ. (منتهی الارب ) (آنندراج ). تیزی نای شمشیر. (جهانگیری ): سیف غرب ؛ ای قاطع حدید. (تاج العروس ). تیزی نای زبان. (جهانگیری ). || تیزی رفتار اسب ، و اول رفتار. (منتهی الارب ).غرب الفرس حدته و اول جریة. (تاج العروس ). || تیزی دندان. و آبداری آن. ج ، غُروب. (منتهی الارب ) (دهار). || (اِ) جای فروشدن آفتاب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (جهانگیری ). مغرب. (غیاث اللغات ). مغیب. خلاف شرق : سخن تو در شرق و غرب روان است. (تاریخ بیهقی ).
آفتاب از غرب گفتی بازگشت از بهر حاج
چون نماز دیگری بهر سلیمان دیده اند.
خاقانی.
بوالمظفر ظل حق چون آفتاب
مالک الملک جهان در شرق و غرب.
خاقانی.
از روی تو ندید در اطراف شرق و غرب
وز رای شاه عادل روشنتر آفتاب.
خاقانی.
|| همه ٔ بلادی که نسبت به بلاد دیگر در جهت غرب واقع شوند، مانند بلاد فرنگ نسبت به بلاد عرب ، و مقابل آن شرق است. (اقرب الموارد).
- اهل الغرب ، یا اهل غرب ؛ مردم مغرب زمین. مردمانی که در طرف مغرب سکنی ̍ دارند. و مردم فرنگستان. مقابل اهل شرق. (ناظم الاطباء).
|| اول هر چیزی و حد آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || اسب تیزرو. (منتهی الارب ) (آنندراج ). الفرس الکثیرالجری. (اقرب الموارد). || مشک آب. (منتهی الارب ) (آنندراج ). روایة. (اقرب الموارد). || ستور آبکش. || دلو بزرگ. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دلو کلان که بدان آب از چاه کشند. (غیاث اللغات ). یقال : کان غربیها فی غربی دالج ؛ ای غربی العین و هی مقدمها و مؤخرها فی دلوی ساق. || بثرة فی العین. (اقرب الموارد). آبله ریزه است در چشم و آماسی در دنباله ٔ آن. || رگ آب چشم که همیشه روان باشد چون ناسور. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ناسوری. (غیاث اللغات ). مجرای اشک و جای ریزش آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). جای روان شدن اشک. || ورمی که به گوشه ٔ چشم به طرف بینی پیدا می شود. (غیاث اللغات ) . ورم فی الماقی. (اقرب الموارد). ناصور که در گوشه ٔ انسی چشم حادث گردد. در ذخیره ٔ خوارزمشاهی آمده : آماسی است کوچک از نوع خراج اندر گوشه ٔ چشم میان چشم و بینی ، هرگاه این آماس بگشاید و سرکند آن را غرب گویند. - انتهی. ترشح گوشه ٔ چشم از جانب انسی (ماق )، که چون بیمار چشم برهم نهد زردابه ای از آن جاری گردد و آن را ناصور نیز گویند. ابن البیطار گوید: هو الناصور الذی یکون فی مأقی العین. اخیلوس. (مفردات ذیل کلمه ٔ جوز) و اذا مضغ و وضغ علی... نواصیر العین التی یقال له اخیلوس و هو الغرب ابراء. (مفردات ذیل جوز). ابوعلی سینا در قانون آرد: غرب ناصوری است که در موق انسی چشم حادث می شود و بیشتر اوقات به دنبال خراج و جوشی که در موضع ظاهر شده به وجود می آید و بعد شکافته می شود و ناصور می گردد، و این خراج را قبل از شکافته شدن اخیلوس نامند، و چون این عضو رقیق الجوهر است از باطن آن به سوی کالجوبه منتهی می شود و بین استخوان بینی و مقله قرار میگیرد و وقتی شکافته شد شکافی باقی میگذارد که التیام آن دشوار است ، زیرا عضو مرطوب است و با وجود رطوبت دائماً حرکت می کند. و بسا اوقات ، انفجارش به سوی خارج می شود و گاهی انفجارش به سوی داخل چشم طرف راست یا چپ و گاهی به هر دو طرف است. و بسیار اتفاق می افتد که انفجارش به سوی بینی متمایل می شود و به سوی آن سیلان می کند، و ممکن است چرک آن به استخوان بینی رسد و آن را فاسد و سیاه کند سپس آن را بخورد و غضروفهای پلک را فاسد و چشم را پر از زرداب کند که بافشار بیرون شود. (از قانون چ تهران کتاب ثالث صص 63 - 64). رجوع به مفردات ابن البیطار در خواص بابونج شود. || اشک که از چشم برآید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دمع: سالت غروبه ؛ ای دموعه. || الفیضة من الدمع؛ جریان اشک. (اقرب الموارد). || فراهم آمدنگاه آب دهان. || بسیاری آب دهن و تری آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کثرة الریق و بلله و منقعه. (اقرب الموارد). || روزسقی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). روز آب خورانیدن. || پیشگاه چشم. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مقدم العین. (اقرب الموارد). || مؤخر چشم. || درختی است حجازی سطبر خاردار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) . قیل : و منه لایزال اهل الغرب ظاهرین علی الحق ؛ ای الحجاز... (اقرب الموارد). درخت قواق. (فرهنگ شعوری ). || یقال اصابه سهم غرب (مضافة و نعتاً)؛ یعنی رسید تیری که تیراندازش معلوم نیست. (منتهی الارب ). همچنین است سَهْم ُ غَرَب و سَهْم ٌ غَرَب ٌ. (اقرب الموارد). || سوراخ کردن تیر قلب را: گویند غرب السهم فی فؤاده ؛ یعنی تیر قلب او را سوراخ کرد. (دزی ج 2 ص 204). || روانی می. (منتهی الارب ) (آنندراج ). الفیضة من الخمر. (اقرب الموارد). || عرق پیشانی. (تاج العروس ). || خواب. (تاج العروس ). || اعلی الماء؛ بالای آب. (تاج العروس ). || دوری. (منتهی الارب ) (آنندراج ). النوی و البعد؛ جدائی و دوری. || حدت و نشاط. (اقرب الموارد): کففت من غربه ؛ ای من حدته ، و انی اخاف علیک غرب الشباب ؛ ای حدته و نشاطه. (از اقرب الموارد). || از عیوب خلقی اسب است ، و آن سفیدی اشفار چشمان اوست که ضعف بینائی وی را در برابرماه و گرمای سخت سبب می شود. (از صبح الاعشی ج 2 ص 24). || ماشین آبی عموماً. (دزی ج 2 ص 204).

غرب. [ غ َ ] (اِخ ) یکی از ایالات مغرب اقصی است که شامل فاس و مراکش است. از تنگه ٔ سبته شروع و در امتداد کناره های اقیانوس اطلس به وادی بوینجه (سبو) منتهی می شود. اراضی آن مرتفع است و از جبال درن به وسیله ٔ رودخانه های بسیاری جدا می گردد. این ایالت به دو ناحیه تقسیم می شود. اهالی قسمت شمالی غالباً بربرند و بسیاری از ایشان چشمان آبی و موی زرد دارند و اهالی قسمت جنوبی غالباً عربند و چهره ٔ گندم گون دارند و بیشتر چادرنشینند. خاک آن حاصلخیز است و دارای ذخایر زمینی است و چارپایان مخصوصاً گوسفند بسیار دارد. از صادرات مهم آن پشم است و درآنجا درخت منطار بسیار میروید. (از قاموس الاعلام ).

غرب. [ غ َ ] (اِخ ) نامی است که آن را به مغرب اقصی اطلاق کنند. (اعلام المنجد).

غرب. [ غ َ ] (اِخ ) (الَ...) در زمان قدیم به قسمت جنوب غربی اسپانیا و مخصوصاً به پرتقال جنوبی اطلاق می شد و پس از انقراض امویین ملوک الطوائفی شد. (از اعلام المنجد). رجوع به مغرب اقصی شود.

غرب. [ غ َ ] (اِخ ) (بنوالَ...) امرائی از عرب تنوخ اند که پس از بازگشت صلیبی ها از بیروت به این شهر استیلا یافتند (1294 م.) 90 تن سوار داشتند در هر شهری سی نفر از ایشان برای حراست سرحد مقیم شده بودند نخستین آن امرا، بُحتُر پس از وی فرزندش کرامة سپس حجی بن کرامة و پس از وی محمدبن حجی بود. (از اعلام المنجد).

غرب. [ غ َ رَ ] (ع اِ) درخت پده. (منتهی الارب ) (برهان قاطع) . نام درختی است که هرگز بار و میوه ندهد. (برهان قاطع ذیل پده ). درخت پده که کبودرنگ باشد و بر لب رودخانه ها روید، و در صحاح به معنی درخت سپیدار نوشته. (آنندراج ) (از غیاث اللغات ). پُده ، و گویند سپیددار است. (مقدمةالادب ). کُوَن. (برهان قاطع).سفیددار. اسفیدار. ایطاماس. سفیددار را بعض عرب عشام خوانند. چوبش به عمارت به کار دارند، به سرکه آغشته خضاب را مفید است. (نزهة القلوب ). به یونانی اطار و به شیرازی وزک و به اصفهانی وشک و در تنکابن و دیلم اوجا گویند و او را خارها بود و قطران از او حاصل شود. (الفاظ الادویة). بید مجنون. (درختان جنگلی حبیب اﷲ ثابتی ). درخت قواق. (فرهنگ شعوری ). ابهل. و قطران را از آن گیرند. (تهذیب از تاج العروس ) (ترجمه ٔ صیدنه ) و درختی که آن را به تازی غرب گویند، و به پارسی پده گویند ثمره ٔ آن یک درمسنگ نافع است. این درخت را بعضی از اهل خراسان پده گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). حکیم مؤمن در تحفه آرد: غرب درختی است عظیم و در اصفهان وسک (وزک : اختیارات بدیعی ) و در تنکابن و دیلم اوجا نامند و گویا این اسم از آطا، یونانی (درخت آطا یا طا، اختیارات بدیعی ) باشد در دوم سرد و خشک و قابض و مجفف بی لدغ و شرب برگ او با فلفل رافع قولنج ایلاوس و مغص ، و با آب مانع حمل ، و گویند به تجربه رسیده است. و ضماد برگ تازه ٔ آن جهت جراحات تازه ، و آب فشرده ٔ آن جهت رفع سیلان چرک اعضاء باطنی و سده ٔ جگر، و غرغره ٔ آن جهت اخراج زلوئی که در حلق مانده باشد، و ذرور خشک آن جهت آکله و جراحات مزمنه مفید، و بیخ مسحوق آن که با عصاره ٔ برگ آن در روغن گل و پوست انار طبخ دهند به جهت درد گوش بغایت مؤثر و نطول طبیخ آن جهت نقرس و رفع نخاله ٔ موی سر، و شکوفه و پوست درخت آن جهت نفث الدم ، و ضماد پوست سوخته ٔ آن با سرکه جهت ثآلیل ، و ذرور شکوفه ٔ او جهت خشک کردن جراحات و صمغ و رطوبت سایله ٔ آن جهت جلای بصر و بیاض و رفع وشم و آثار، بیعدیل ، و چوب محرق مغسول آن قائم مقام توتیا، و مضر گرده ، و مصلحش صمغ عربی و بدلش نصف وزن آن اقاقیا است. - انتهی. و داود ضریر انطاکی گوید: غرب درختی است بلند مانند صنوبر، پوست آن سفید و برگ آن به برگ قطلب ماند و از آن قطران ضعیف میگیرند و آن در حقیقت نوعی از صفصاف است ولی مزیت آن بر صفصاف این است که با فلفل رافع مغص است... (تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ص 251). در اختیارات بدیعی آمده : غرب درختی است که آن را آطا (در نسخه ٔ دیگر: طا) خوانند و به شیرازی وزک خوانند و آن درخت بزرگ بود و صمغ وی نیکوترین پوده بود و تا زخم بر ساق وی نرسد که شکافته گردد آن صمغ بیرون نیاید و آن هیچ ثمری که شاید بخورند ندهد. (اختیارات بدیعی نسخه ٔ خطی متعلق به کتابخانه ٔ لغت نامه مکرر). رجوع به کتاب مذکور شود. || گندم. (دزی ). || دانه ٔ جزایر قناری. قسمی از گرامینه ها؛ یعنی گیاهانی که فقط یک فلقه دارند و ساقه ٔ آنها شوم (کلش ) است (مانند گندم و جو و غیره ) که شامل ده قسم اروپائی و آمریکائی است. قسمی از ارزن . المستعینی در ذیل «دوسر» گوید: آن گیاهی است که برگ آن به برگ سنبل گندم ماند جز اینکه از آن نرمتر است و آن معروف به غرب است. (ابن بیطار ذیل دوسر). || مرهم الغرب ، مرهمی است که از عصاره ٔ برگ درخت غرب میگیرند . (دزی ج 2 ص 204). رجوع به مفردات ابن بیطار و رجوع به غرب شود. || می. || سیم یا جام از سیم. فضه. نقره. || زر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بیرونی در الجماهرگوید: از جمله ٔ نامهای نقره ، غرب را نیز گفته اند زیرا در معدن پوشیده باشد، ولی این تغیب اختصاص به نقره ندارد تا وجه تسمیه ٔ آن باشد و آن درباره ٔ تمام جواهر مخزون صدق می کند و غرب را به طلا نیز اطلاق کرده اند اعشی گوید :
اذاانکب ازهر بین السقاة
تراموا به غرباً او نضاراً
و نضار در بیت فوق زر است و اگر غرب نیز به زر اطلاق شود مستحسن نیست بنابراین غرب به معنی سیم است و در شعر فوق چنین است : سیم و زر، و باید دانست که غرب و نضار را به دو نوع از چوب که ظرفهای شراب از آنها ساخته شود تعبیر کرده اند. ابونواس گوید:
فاستوثق الشرب للندامی و اَجَ
راها علینا اللجین و الغرب
در اینجا نیز خوب نیست که بگوید سیم وسیم ، و قول صحیح در هر دو بیت آن است که غرب به قدح شراب خشبی اطلاق شود، و نضار یا لجین نیز ذهب است ، وچون ظرفهای چوبی عموماً بزرگتر است تا ظرفهای زرین ،از این رو گوئی مقصود از آنها قدح کبیر و صغیر است.(از الجماهر چ 1 حیدرآباد ص 246). رجوع به کتاب مذکور شود. || کاسه. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قدح. (اقرب الموارد). || بیمارئی است مر گوسفند را. نوعی بیماری گوسفند مانند سعف در شتر، که سبب ریزش موی بینی و چشمان وی می گردد. || آب که از دلو در حوض و چاه چکد و متغیر شود بوی آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || به قول فریتاگ موضعی که در آن مخزن آبی زیرزمینی وجود دارد و این بدون شک مستخرج از کامل ابن اثیر (130، 19) است. (دزی ج 2 ص 204). || بوی گل و لای. || کبودی چشم اسب. || دانه ٔ انگور. (لسان العجم شعوری ). ولی در فارسی به این معنی غژب آمده است. || (مص ) سخت سیاه گردیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سیاه شدن روی ازسموم. (اقرب الموارد). || غرب زده گردیدن گوسفند. (منتهی الارب ) (آنندراج ): غربت الشاة؛ اصابهاداء الغرب. (اقرب الموارد). || اصابه سهم غرب (مضافةً و نعتاً)؛ یعنی رسید تیری که اندازه اش معلوم نیست. (منتهی الارب ).

غرب. [ غ ُ ] (ع اِمص ) دوری از جای و دیار خود. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دوری از وطن. (المنجد). غربت.

غرب. [ غ ُ] (ع اِ) ج ِ غُراب. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

غرب. [ غ ُ رُ ] (ع ص ، اِ) مسافر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || غریب. (غیاث اللغات ) (اقرب الموارد). || نادر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). || نهی غرب ؛ جائی است. (منتهی الارب ).

غرب. [ غ ُرْ رَ ] (اِخ ) نام کوهی به شام. (منتهی الارب ). کوهی است در شام در دیار کلب ، و در نزد آن چشمه ٔ آبی است موسوم به غربة. متنبی گوید :
عشیة شرقی الحدالی و غرب.
(از معجم البلدان ).
|| ابوزید گوید غرب آبی است در نجد سپس در شریف از آبهای بنی نمیر. جران العود نمیری راست :
ایا کبداً کادت عشیة غرب
من الشوق اثر الظاعنین تصدع
عشیة ما فی امام بغرب
مقام ، و لا فی من مضی متسرع.
لبید گوید:
فأی اوان ما تجئنی منیَّتی
بقصد من المعروف لااتعجب
فلست برکن من ابان وصاحة
ولا الخالدات من سواج و غرب
قضیت لبانات و سلیت حاجةً
و نفس الفتی رهن بغمزة مؤرب.
(از معجم البلدان ).

معنی غرب به فارسی

غرب
نامی که در قدیم بقسمت جنوب غربی اسپانیا و مخصوصا پرتغال جنوبی اطلاق میشد ( المنجد لغ . ) غرب اقصی مغرب اقصی .
پنهان شدن، ناپدیدشدن، دورشدن، جای پنهان شدن آفتاب، جائی که آفتاب غروب میکند، مقابل شرق
( اسم ) ۱ - بید مجنون . ۲ - ترنگوت . ۳ - تومور کوچکی که در کنار زوایه داخلی چشم کیسه اشکی تولید می شود . این تومور ممکنست به صورت یک کیسه چرکی با دیوار محکم در آید و یا حالت التهاب و مشی حاد پیدا کند ورم ماق اکبر عین .
نام کوهی بشام کوهی است در شام در دیار کلب و در نزد آن چشمه آبی است موسوم به غربه
در تاریخ ایران باستان آمده از جغرافیای سترابون صری استنباط میشود که غرب اقصی برای عالم آنروزی مملکت ایبریها بوده و شرق اقصی هندوستان
ناسوری که در ماق انسی چشم حادث میشود
[occidentalism] [جامعه شناسی] گرایش به شیوه ها و مظاهر فرهنگی و اجتماعی کشورهای غرب اروپا و امریکای شمالی
[westerlies] [علوم جَوّ] 1. باد بیش وز یا باد غالب غرب به شرق به ویژه متمرکز در عرض های میانی هردو نیمکره 2. هر بادی با مؤلفه ای از غرب
[circumpolar westerlies] [علوم جَوّ] حرکت غالب غرب به شرق جوّ در منطقۀ قطبی
شهر کوچک شاه آباد غرب مرکز شهرستان شاه آباد است . یکی از شهر های استان پنجم کشور دارای باغهای میوه و کارخانه قند سازی است .
رشته ای از پیشکوه که میان مرز ایران و عراق قرار گرفته و قله مهم آن [ دالاهو] است که بر جلگه بین النهرین (عراق امروزی) مشرف است .
۱ - ناحیه ایست در شمال غربی لیبی در ساحل بحرالروم ( مدیترانه ) و آن در قدیم مقرسه مستعمره فینیقی بود ( بهمیین مناسبت تریپولیس یعنی سه شهر نامیده شده ) این ناحیه بصورت یکی از ایالات بربر در آمد و توسط ایتالیا اشغال شد ( ۱۹۱۹ - ۱۹۱۲ م.) در ۱۹۵۲ م . یکی از بخشهای مهم کشور مستقل لیبی گردید.وسعت آن ۱،۷۵۹،٠٠٠ کیلومتر مربع و جمعیت ۸٠٠٠٠٠ تن میباشد و محدود است از مغرب به تونس و الجزایر و از جنوب به ولایت فزان و از مشرق بولایت قیروان . از شهر های آن [زواره] و کرسی آن [ حمص ] است . ۲ - شهریست در ایالت مذکور در ساحل بحرالروم ( مدیترانه ۵۵۱٠٠٠ تن سکنه .
نام اسکله وشهری است در ساحل شمالی افریقا در بحر ابیض و مرکز ولایت بزرگ موسوم بهمین اسم میباشد و در ۱۶٠٠ کیلومتری جنوب غربی است استانبول و ۵٠٠ کیلومتری جنوب شرقی تونس در ۳۳ درجه و ۵۴ ثانیه عرض شمالی با طول شرقی دیده میشود .
یکی از بخشهای شهرستان شاه آباد ( استان کرمانشاهان ) واقع در باختر شاه آباد دارای ۱۱۸ آبادی و ۳۹۳٠٠ تن سکنه است . محصول غله بنشن پنبه توتون و محصولات دامی میباشد . در این بخش معادن نفت و زغال سنگ گوگرد و آهن یافت میشود .
قصبه مرکزی بخش گیلان غرب از شهرستان شاه آباد واقع در ۹۴ هزار گزی باخترشاه آبادو ۶٠ هزار گزی جنوب خاوری قصر شیرین در قسمت علیای دره گیلان
[west point] [نجوم] یکی از چهار نقطۀ اصلی جهت یابی بر روی افق که غرب جغرافیایی را نشان می دهد

معنی غرب در فرهنگ معین

غرب
(غَ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) پنهان شدن . ۲ - دور شدن . ۳ - (اِ.) یکی از چهار جهت اصلی ، جای فرو شدن آفتاب ، باختر. ۴ - سرزمین های واقع در غرب (اعم از اروپا آمریکا).

معنی غرب در فرهنگ فارسی عمید

غرب
۱. بخشی از کرۀ زمین که در سمت غرب نصف النهار گرینویج است.
۲. جایی که آفتاب غروب می کند، یکی از چهار جهت اصلی.
۳. سمت چپ شخصی که رو به شمال ایستاده است.
۴. [مجاز] کشورهای اروپایی و امریکایی.
۱. درختی که میوه ندهد، پد، پده.
۲. سپیدار.
۳. بید.
۴. بید مجنون.
۵. طلا.
۶. نقره.
۷. قدح.
۸. خمر.

غرب در دانشنامه اسلامی

غرب
تکرار در قرآن: ۱۹(بار)
دور شدن. در قاموس گفته: «اَلْغَرْبُ: اَلْمَغْرِبُ وَ الذِّهابُ وَالَّنَحّی» در اقرب الموارد گفته «غَرَبَتِ النُّجُومُ غُرُوباً: بَعُدَتْ وَ تَوارَتْ» در مجمع فرموده: اصل غرب به معنی تباعد و حد است «حّد» را دیگران نیز گفته‏اند. علی هذا غروب آفتاب و غیره را به علت دور شدن از افق و پنهان شدن غروب گفته‏اند. . چون آفتاب غروب می‏کرد از آنها به طرف شمال میل می‏کرد. . مَغرِب: محل غروب . آیه شامل تمام زمین است زیرا چون زمین را به شرق و غرب تقسیم کنیم جز خطّی موهوم که فاصل آن دو است چیزی نمی‏ماند. راجع به آیه . و . رجوع شود به «شَرَقَ» و راجع به آیه . رجوع شود به «طلع» و «حماء». در کریمه . مراد زمین شام و فلسطین است به قرینه «الّتی بارَکْنا» که در چند آیه در وصف سرزمین شام آمده است مشارق و مغارب مفید آن است که تمام آن زمین به دست بی اسرائیل افتاده است. در آیه . گفته‏اند مراد آن است که شجره زیتون در شرق و غرب باغ نیست تا آفتاب فقط در نصف روز بر آن بتابد و نصف روز در سایه باشد بلکه در محلی است که خورشید پیوسته بر آن می‏تابد، خوب می‏رسد روغنش صاف و عالی می‏شود که «یَکادُ زَیْتُها یُضی‏ءُ وَلَوْلَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ».
بحران دینی در غرب، مقوله ای جدی و قابل پیش بینی بوده است. که نتیجه افراط دین داری انحرافی در دوره قرون وسطی منجر به تفریط در دین داری بعد آن دوره تاکنون می باشد.
آغاز عصر جدید در غرب تحولی پدید آورد که بی شک از تاثیرگذارترین حوادث دوران محسوب می شود. تغییرات ناشی از رنسانس نه تنها در روند زندگی و پیشرفت های تکنولوژی، بلکه بر تفکرات و عقاید مردم زمان نیز تاثیری شگرف داشت. مسیحیت نیز که دین رایج در غرب به حساب می آمد از این تغییرات بی نصیب نماند.
اهداف کلیسا
قبل از آن دوران، پیروی از مسیحیت و حفاظت از عقاید گذشتگان بی هیچ چون و چرایی از اهداف مهم کلیسا بود. اما با اتفاقاتی که رخ داد تفکر افراد و بخصوص علمای پروتستان چنان دچار تحول شد که حتی در حقانیت مسیحیت دچار تردید شدند. هر چند در این بین عده ای همچنان بر سنت ها پای بند بوده و در برابر تفکراتی که در فکر مردم نفوذ کرده بود مقاومت می کردند، ولی با وجود این توفانی که وضعیت جدید ایجاد کرده بود چنان استوار و سریع پیش می رفت که حتی علمای کاتولیک هم قادر به کنترل آن نبودند.
تحولات فلسفی در دوره دکارت
چندی نگذشت که افکار جدید سئوالات و ابهاماتی را در بین مردم ایجاد کرد که نه تنها غیر دینی بلکه ضد دینی بودند. در ابتدای قرن ۱۹ متفکرانی ابراز وجود کردند که بیشتر آنان پروتستان بوده و به ادامه این روند کمک می کردند. در راس آنان دکارت بود که عصر جدید را بنا نهاد. او در دیدگاه خود نسبت به خدا، جهان، انسان و دیگر مسائل مورد بحث در آن زمان و بخصوص در فلسفه دگرگونی ایجاد کرد، به گونه ای که پس از او اکثر فلاسفه مهم مانند کانت پروتستان بودند.
آموزش فلسفه حقیقی
...
توجه پارسیان به اروپا و غرب به سده دوازدهم باز می گردد.
اولین پارسی در ۱۱۳۵/۱۷۲۳ به انگلستان رفت، اما عزیمت گروهیِ آنان در اواسط سده سیزدهم/ نوزدهم و بیش تر با هدف تحصیل و فراگیری فن آوری، بویژه نساجی، بود.
حضور پارسیان در انگلستان بزودی با هدفهای تجاری همراه شد.
در واقع، اولین تجارتخانه هندی در انگلستان، از آنِ برادران پارسی کاما بود که در ۱۲۷۱/۱۸۵۵ در لندن و لیورپول افتتاح شد.
← پارسیان در انگلستان
(۱) ایرج پورکریمی، «گزارشی کوتاه از چگونگی بنیان گزاری ' کانون فرهنگی زرتشتیان، در ونکوور کانادا»، چیستا، سال ۱۶، ش ۱ (مهر ۱۳۷۷).

تحقیقات و پژوهش های دانشگاهی در زمینۀ تصوف در اروپا از سدۀ ۱۲ق/۱۸م با ترجمۀ متون عرفانی و ادبی، و انتشار آثار محققان دربارۀ صوفیه آغاز شد و به تدریج بخشی از رشته مطالعاتی گردید که با اصطلاح «شرق شناسی» شناخته می شود.پژوهش دربارۀ تصوف در ایران و دیگر کشورهای شرقی نیز با دو سده تأخیر، پس از شکل گیری دانشگاه های امروزی در این کشورها آغاز گردید.
بدیهی است که نخستین گام ها در زمینه تحقیقات تصوف، با تصحیح متون کهن صوفیه و ارائۀ نسخه هایی قابل اعتماد، چاپی و خوشخوان، همراه با حاشیه ها و توضیحات برداشته شد.اما ناپختگی شیوه های علمی، در دسترس نبودن نسخه های متعدد از متنی خاص، و محدودیت امکانات چاپی مانع از انتشار متنهایی بی نقص می شد و این خود انگیزه هایی برای ادامۀ کار، و کوشش برای به کمال رسانیدن متون منتشر شده پدید می آورد.پیشگام بودن پژوهش گران این زمینه و تازگی موضوع تحقیق آنان در هر کشور نیز به ناچار هر محقق را به یافته ها و پژوهش های خود او متکی و محدود می کرد، زیرا امکان سرمشق گرفتن از روش های دیگر محققان، و بهره بردن از تجربیات و حاصل کار ایشان برای پژوهندگان نسل اول وجود نداشت.از این رو، در آثار آنان کمتر می توان تحقیقاتی با روی کرد تطبیقی، و یا بررسی ترجمه ها و پژوهش های دیگران یافت.افزون بر این، با مطالعۀ آثار این گروه از محققان این نکته نیز آشکار می شود که کیفیت آثار و موضع گیری های آنان رابطۀ مستقیمی با میزان هم دلی و هم نوایی آنان با اندیشه و جهان بینی صوفیان دارد.چه بسیار تحقیقاتی که به رغم کنجکاوی و موشکافی بسیار، به سبب دور بودن پژوهش گر از فضای تفکر صوفیه و بیگانگی او با دغدغه های آنان مصداق هیاهو برای هیچ بوده، و ابتر مانده اند. دیگر آن که بیش تر در جریان این پژوهش ها، به عارفان نام دار و صوفیان مشهوری که دربارۀ زندگی و اندیشۀ آنان منابع بیشتری در دسترس بوده، بیش از دیگران پرداخته شده است و بقیۀ آنان نسبتاً در سایه مانده اند.برای نمونه، تنها در ایران در فاصلۀ سال های ۱۳۰۰ تا ۱۳۸۰ش، حدود ۷۰۰ مقاله دربارۀ مولوی نوشته شده است، در حالی که در همین دوره دربارۀ شمس تبریزی، پیر و مرشد او، مقالات انگشت شمار است.این روی کرد به نوبۀ خود حلقه های گمشده و موارد ناشناخته یا کمتر شناخته شده ای را آشکار ساخت که موضوع تحقیقات پژوهشگران بعدی بوده است.
حوزۀ فرهنگی غرب
در این مقاله به محققان و آثار آنان در این زمینه، در حوزۀ غرب پرداخته می شود.نخستین مواجهۀ غربیان با متون عرفانی فارسی ــ که بیش تر به وسیلۀ جهان گردان و بازرگانان، یعنی افرادی غیرمتخصص، اما علاقه مند به اروپا وارد شده بود ــ به سدۀ ۱۱ق/۱۷م باز می گردد و پس از این تاریخ است که تحقیقات گسترده دربارۀ این متون به تدریج به شکل تصحیح، ترجمه و شرح صورت می گیرد و آثار متعدد مستشرقان غربی در این زمینه به ظهور می رسد.
اتریش
...
یکی از عوامل گسترش اسلام در غرب تصوف بوده است و گروه های مختلفی از طریقه های صوفیه در غرب فعال هستند.
حضور تصوف در جهان غرب، با افزایش حضور مسلمانان در این بخش از جهان به ویژه در دهه های اخیر، رابطه ای مستقیم دارد و تردیدی نیست که تصوف خود یکی از عوامل گسترش اسلام در غرب بوده است.اما در بررسی های تاریخیِ چگونگی نشر اسلام در سرزمین های غربی، برخی از محققان عامل اصلی جذابیت گرایش های صوفیانه برای غربیان را، نه صرف حضور اسلام و مسلمانان در جهان غرب، بلکه جست وجوی مشتاقانۀ دنیای متجدد در حکمت شرق برای یافتن حقیقت و فلسفه ای نجات بخش برای زندگی، و گاه تفسیری زیبایی شناسانه و دینی از عشق و هماهنگی، برای رهایی از سردرگمی های نظری و الاهیاتی دانسته اند و تصوف را به مثابۀ پدیده ای که از اشکال اسلام سنتی فاصله گرفته و با قابلیت انعطاف پذیری، بر بُعد باطنی و جنبۀ معنوی دین تأکید دارد، به شمار آورده اند.این اشتیاق، همراه با سازگاری و مدارای تصوف در بسترهای مختلف اجتماعی و فرهنگی، و ایجاد فضایی تلفیقی از اسلام و تمدن غرب، و نیز تأکید آن بر تعاملی فراملیتی، سبب جذابیت آن نزد غربیان شده، و مطالعۀ اهمیت نقش آن در جوامع متجدد را امری ضروری ساخته است.
تحقیقات دانشگاهی
به رغم چنین ضرورتی، برخی از محققان بر این باورند که در فضای دانشگاهی غرب، به این دلایل مطالعات جدی و محققانه دربارۀ تصوف به عنوان بُعد عرفانی اسلام صورت نگرفته است:۱. جدید بودن مطالعۀ پدیدۀ حضور اسلام در سرزمین های غربی و فقدان آگاهی از خاست گاه های این دین در این کشورها. این از آن روست که محققان غربی عموماً اسلام را منحصر به مسلمانانِ متولدِ شرق می دانستند و نوگروندگان به آن را جزو مجموعۀ یک پارچۀ جامعۀ مسلمانان به شمار نمی آوردند.۲. هم زمانی نسبی ظهور گروه های صوفی در غرب، با روی آوردن جامعۀ غربی به ادیان شرقی در دهۀ ۱۹۶۰م، که موجب شد برخی پژوهش گران دانشگاهی، مسلمانان سنتی و گروه های ضدفرقه ای، ظهور این گرایش ها را به ویژه در آمریکا، صرفاً پدیده ای از نوع جریان های فرقه گرایی، جنبش های ضدفرهنگی، و یا جنبش های نوظهور عصر جدید به شمار آورند و آن را از جمله موضوعات جدی در حوزۀ مطالعات ادیان ندانند.۳. عدم توجه به رابطۀ میان سنن مکتوب کهن، و معنویت عامیانه، و اساساً فقدان بررسی کافی رابطۀ واقعی سنن قدیم عرفانی با زندگی امروز و کاربرد آن ها، و نیز عدم بررسی جای گاه شخصیت های مقدس یا «اولیاء الله» در تصوف به طور کلی، و در دورۀ معاصر به طور اخص. این امر به نوبۀ خود به جای گاه تاریخی تصوف در درون و بیرون جامعۀ اسلامی باز می گردد که گاه در کنار جریان اصلی دین و گاه در برخورد با آن مطرح بوده است و امروزه نیز رابطۀ میان نهضت های صوفیانۀ فعلی با اسلام را پیچیده و مشکل کرده است، به ویژه که برخی از آنان این رابطه را انکار می کنند و برخی دیگر به احیای مجدد آن قائل اند. افزون بر این، دیدگاه های نقادانۀ تجددگرایان، مسلمانان اصلاح طلب، بنیادگرایان و برخی از مستشرقان که تصوف را مجموعه ای از عناصر خرافی عوام زده، مخالف تجدد و گاه غیراسلامی می دانند که ریشه در عقب ماندگی و انحطاط ناشی از دوران های استعماری و عواقب ناگوار پس از آن دارد، در این عدم توجه نقش داشته است. البته گروه های صوفی نیز در پاسخ به این انتقادات از یک سو کوشیده اند تا خاست گاه اسلامی تصوف را نشان دهند و از سوی دیگر، با حضور در مجامع چندفرهنگی که متشکل از ادیان مختلف است، سعی در ارتباط با دیگر سنن دینی داشته اند.تشکیل گردهمایی های سالانه از گروه های مختلف صوفی با اجرای مراسم مشترک، جلوه ای از این وحدت گرایی صوفیانه در غرب است.
هویت اسلامی
با این همه، هویت اسلامی این گروه ها همچنان مسئله ای مورد مناقشه باقی مانده است و امروزه در کشورهای غربی، صوفیان ۳ نوع روی کرد مختلف در این زمینه دارند:۱. گروهی که با جدیت از شریعت و مناسک اسلامی پیروی می کنند و در پوشش و روش تابع کشور مبدأ هستند.۲. گروه هایی که انعطاف بیشتری نسبت به تازه واردان نشان می دهند، با این فرض که آن ها پس از جذب جنبه های باطنی در خود، می توانند به تدریج ابعاد بیرونی دین را نیز بپذیرند.۳. گروه هایی که صادقانه نمادهای دینی و شریعت اسلامی را کنار گذاشته اند و تصوف را جنبۀ عرفانی اسلام، و مشابه با عرفان دیگر ادیان می شمارند، که مشهورترین آن ها عنایت خان است. افزون بر این ها، شاید به توان جریان نسبتاً جدیدتری را که در سدۀ ۲۰م پس از این روی کردها شکل گرفت، نیز به این دسته بندی افزود و آن جنبش باوا محیی الدین در آمریکاست که ضمن تلاش برای حفظ رسالت تاریخی تصوف در پای بندی به اعتقادات دینی و تأکید بر رابطۀ مرید و مراد (قطب)، توانسته است خود را با ملزومات جهانی شدن سازگار نماید و با جمع جنبه های باطنی و ظاهری اسلام، مخاطبانی در میان مسلمانان و غیرمسلمانان بیابد.
نظرات درباره تأثیرات تصوف
...



غرب در دانشنامه ویکی پدیا

غرب
غَرب یا باختر یکی از چهار جهت اصلی در جغرافیا است که در نقشه ها معمولاً در سمت چپ نقشه است. باختر محل فروشدن یا غروب خورشید و بنابراین جهت مخالف گردش زمین است. به هنگام ناوبری برای رفتن به سوی باختر باید سمت قطب نما را روی °۲۷۰ قرار داد.
فرهنگ معاصر فارسی (صدری افشار و دیگران:۱۳۸۱) «باختر» را ادبی می داند و به مدخل غرب (که مفصلتر است) ارجاع می دهد.
فرهنگ روز سخن (انوری:۱۳۸۳) «باختر» را «مغرب» (که باز مدخل مفصلتری است) معنی می کند.
لغت نامه هایی که مشخصاً به فارسی امروز می پردازند دربارهٔ واژهٔ «باختر» چنین آورده اند:
با توجه به این که هر دوی این فرهنگها مدخل مفصلتری تحت «مغرب» یا «غرب» دارند، به نظر می رسد که باید فرض کرد واژهٔ «باختر» به نظر این فرهنگ نویسان از واژه های «غرب» و «مغرب» مهجورتر است.
«باختر» در ادبیات فارسی به معنی شمال و شرق هم استفاده می شده است.
عکس غرب
باختر یا غرب (جهت اصلی) در جغرافیا به معنی سمت چپ نقشه، جایی که آفتاب غروب می کند
جهان غرب در جغرافیای سیاسی به معنی قاره های اروپا و آمریکای شمالی
غرب (درخت) گونه ای درخت در سرزمین حجاز
غرب (بازی) یک بازی تحت شبکه و تحت مرورگر و در ژانر ماجراجویی
آسمان خراش غرب یک آسمان خراش در لیورپول
غرب (به انگلیسی: The-west) یک بازی رایانه ای تحت شبکه و تحت مرورگر و در ژانر نقش افرینی وماجراجوی در غرب وحشی است و به صورت real-time می باشد.
سایت the-west
شما در این بازی می توانید کارهای گوناگونی همچون:دوئل، کار کردن، ایجاد یک شهر جدید و دژ دست بزنید همینطور در دفاع از دژ با دیگر بازیکنان در مقبل مهاجمین کمک کنید همینطور شما می توانید به عضویت یک شهر دیگر در بیاید و با کمک یکدیگر شهر را توسعه دهید.
«غرب» (انگلیسی: West (2007 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
«غرب» (آلمانی: Westen) فیلمی در ژانر درام است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جکی آیدو و یولیا فرانک اشاره کرد.
۲۵ اوت ۲۰۱۳ (۲۰۱۳-08-۲۵) (Montréal World Film Festival)
۷ نوامبر ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-11-۰۷) (USA)
منطقه غربی قاره آفریقا را غرب آفریقا می گویند. طبق تعریف سازمان ملل این منطقه شامل پانزده کشور و مساحتی بالغ بر پنج میلیون کیلومتر مربع را تشکیل می دهد.
بنین
بورکینافاسو
ساحل عاج
کیپ ورد
گامبیا
غنا
پاپوآ گینه نو
گینه بیسائو
لیبریا
مالی
موریتانی
نیجر
نیجریه
سنگال
سیرالئون
توگو
به استثنای موریتانی تمامی این کشورها عضو جامعه اقتصادی غرب آفریقا (ECOWAS) هستند.
اسلام دین اکثر مردم این ناحیه است و پس از آن مسیحیت بیشترین رواج را دارد.
بیشتر مردم این منطقه با زبان های هواسایی و بانتو سخن می گویند.
غرب آهسته (به انگلیسی: Slow West) فیلمی اکشن وسترن بریتانیا/نیوزیلندی ساخته شده در سال ۲۰۱۵ است که جان مکلین در آغاز حرفه کارگردانی اش آن را نوشته و کارگردانی نموده است. در این فیلم کدی اسمیت-مک فی نقش مرد جوانی را بازی می کند که در جستجوی عشق گمشده اش در غرب آمریکاست و یک شکارچی جایزه بگیر با بازی مایکل فسبندر او را همراهی می کند. این فیلم برای اولین بار در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۵ در طی جشنواره فیلم ساندنس ۲۰۱۵ اکران شد و جایزه هیئت داوران سینمای جهان: برنده دراماتیک انستیتو ساندنس را از آن خود کرد.
۱۵ مه ۲۰۱۵ (۲۰۱۵-05-۱۵) (ایالات متحده)
غرب اروپا یک اصطلاح سیاسی–اجتماعی است که در زمان جنگ سرد ابداع شد و از آن زمان تا کنون به کار رفته است. این اصطلاح به معنای کشورهای اروپایی جهان اول (توسعه یافته) است. این اصطلاح در مقابل اصطلاح شرق اروپا قرار دارد و وجه تمایز آن با شرق اروپا جغرافیا نیست بلکه اقتصاد، سیاست و دین است. شرق و غرب اروپا نوسانات تاریخی فراوانی داشته و با یکدیگر همپوشانی دارند که در نتیجه درک مناسب این دو اصطلاح کمی با مشکل همراه است.
اتریش
بلژیک
فرانسه
آلمان
لیختن اشتاین
لوکزامبورگ
موناکو
هلند
سوئیس
امروزه اصطلاح «غرب اروپا» کمتر به مرز جغرافیایی بین کشورها وابسته است و بیشتر مفهومی اقتصادی است. این اصطلاح با مفاهیمی مانند سرمایه داری، لیبرال دموکراسی و اتحادیه اروپا ارتباط تنگاتنگ دارد. اغلب کشورهای حوزه غرب اروپا دارای فرهنگ غربی مشترک هستند و با کشورهای حوزه آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی و اقیانوسیه روابط اقتصادی و سیاسی تنگاتنگی دارند. به علاوه شبه جزیره اسکاندیناوی (در شمال اروپا) معمولاً با دموکراسی اجتماعی (سوسیال دموکراسی) شناخته می شوند و در اغلب مناقشات بین المللی نقشی بی طرف را ایفا می کنند. همچنین «غرب اروپا» یک منطقه جغرافیایی از اروپا است که در قیاس با درک سیاسی سنتی از غرب اروپا بسیار محدودتر است. سازمان ملل متحد قاره اروپا را به چهار منطقه غرب، شرق، شمال و جنوب تقسیم می کند، و بر طبق این تقسیم بندی غرب اروپا از نه کشور زیر تشکیل شده است:
در اوایل قرن بیستم، در صحنه سیاسی اروپا دو اتحاد اصلی وجود داشت: متحدین و مثلث سه گانه در سال ۱۹۱۴ میلادی. همین قدرت های سیاسی آغاز جنگ جهانی اول را رقم زدند.
مثلث سه گانه که به متفقین معروف بودند شامل امپراتوری بریتانیا، فرانسه، روسیه و بعدها ایالات متحده آمریکا بودند که در سال ۱۹۱۸ امپراتوری روسیه از این قدرت خارج شد. کشورهای آلمان، اتریش و امپراتوری عثمانی جبهه متحدین را تشکیل می دادند. پس از اینکه متفقین موفق به شکست دادن متحدین شدند، کشورهای عضو متحدین جایگاه جهانی خود را از دست دادند و اغلب پادشاهان آنان مجبور شدند از قدرت کناره گیری کنند و به مناطق دوردست تبعید شدند. امپراتوری های این سه کشور به جمهوری تبدیل شدند و مجبور شدند عهدنامه ورسای را بپذیرند. امپراتوری روسیه (که بعداً به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تبدیل شد) با متحدین طی عهدنامه برست-لیتوفسک پیمان صلح بست.
غرب القاهره نام شهر و شهرستانی در استان قاهره مصر است.
فهرست شهرهای مصر
غرب الیگانی (پیتسبورگ) (به انگلیسی: Allegheny West (Pittsburgh)) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در پنسیلوانیا واقع شده است.
غرب الیگانی ۴۶۲ نفر جمعیت دارد.
غرب اهوادا (به لاتین: Ahoada West) یک سکونتگاه مسکونی در نیجریه است که در ایالت ریورز واقع شده است.
فهرست شهرهای نیجریه
آسیا در برابر غرب نام کتابی از داریوش شایگان است.
این کتاب دربارهٔ نیهیلیسم نیچه و نتایج تقدیر تاریخی بروز غربزدگی جمعی در آسیا است. در بخش انتهایی این کتاب تمدن های آسیایی با تفکری فلسفی مورد بحث قرار گرفته است. شایگان در این کتاب به نقل از داستایفسکی نوشته: «ما روس ها همگی نیهیلیست هستیم.»
در این کتاب مطرح شده که انکار فرهنگ و تاریخ سبب شد که روس ها با مسائل نهایی درگیر شوند و افراط کنند. مارکسیسم و سوسیالیسم نقطهٔ پیوند نیهیلیسم روس و نیهیلیسم غربی است یعنی ملغمه ای از آنارشیسم باکونین که سرآغاز آفرینندگی نو را در تخریب می دانست و آنارشیسم مذهبی تولستوی و برنامه انقلابی لنین که مخلوطی از باکونین و پطر کبیر بود.
تقدیر تاریخی در این کتاب مورد بحث قرار گرفته و منظور وضع خاصی است که به حکم تاریخ پدید آمده است. شایگان می نویسد: ما بازماندگان تمدن های آسیایی هم دچار هگل هستیم هم دچار مارکس بی آنکه از روح و تحول بدانیم و بی اطلاع به بحث دربارهٔ سلوک عقلی و جبر زمانه و مبارزه طبقاتی می پردازیم. تقدیر تاریخی ما این است که از تاریخ غرب عقب مانده ایم و بسته به برداشتمان از تاریخ تفکر غرب دانستن این که عقب مانده ایم سودمند با زیان بخش است و به قول هگل فلسفه تاریخ و تاریخ فلسفه چنان درهم آمیخته که تفکیک آن امکان پذیر نیست. این ناآگاهی به این واقعیت برمی گردد که فرصتی برای انتخاب نداشته ایم.
امستردام-غرب (به هلندی: Amsterdam-West) یک سکونتگاه مسکونی در هلند است که در آمستردام واقع شده است.
فهرست شهرهای هلند
اسلام آباد غرب با نام پیشین شاه آباد غرب یکی از شهرهای استان کرمانشاه است. به لحاظ جمعیت دومین شهر استان کرمانشاه بعد از شهر کرمانشاه است. این شهر تا قبل از انقلاب ۵۷ شاه آباد (شاباد) نام داشت.از کارخانه های این شهر کارخانه کاشی کاژه و کارخانه بزرگ آن کارخانه قند است که توسط رضا شاه بزرگ پهلوی تأسیس شده که با توجه به جمعیت آن زمان در نوع خود بی نظیر بوده این شهر به عنوان پایتخت جنگل های بلوطی ایران مشهور است. در شامگاه ۲۱ آبان ماه ۱۳۹۶ زلزله ای به بزرگی ۷/۳ریشتری شهر سرپل ذهاب را لرزاند و خسارات زیادی به این شهر وارد کرد و بیش از ۳۰۰ کشته و زخمی به جای گذاشت. زبان مردم این شهر کردی کلهری است.
سراب شرف آباد
تپه چغاگاونه
شهر اسلام آباد در گذشته روستایی به نام ئارون آباد (هارون آباد) بود و یکی از آبادی های بخش باوندپور محسوب می شد. در سال ۱۳۱۴ نام آن به شاه آباد تغییر یافت و پس از انقلاب ۵۷، اسلام آباد نامیده شد. هم اکنون نیز بزرگان و ریش سفیدان شهر و منطقه آن را با همان نام ئارون آباد می خوانند. اما این شهر با توجه به استقرار حکومت های مختلف در این شهر و کلاً منطقه در دوران مختلف تاریخی نام های دیگری را نیز تجربه کرده و بر خود داشته که هیچگاه ماندگار نبوده و تنها از طرف حاکمان بر آن گذاشته شده و مورد اقبال مردم نبوده است. از جمله این نام ها می توان به «مَنَلی» یا «ری مَنَلی» در اوایل اسلام، «زیدیه» در دوران خلافت عباسیان، «شاه آباد غرب» (به کردی = شاباد)، در دوران پهلوی و زمان حکومت رضا شاه اشاره کرد. پس از پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ نام شهر توسط آیت الله محمد یزدی به اسلام آباد غرب تغییر پیدا کرد.
این شهر از شمال به شهرستان جوانرود، از خاور به شهرستان کرمانشاه، از جنوب به شهرستان سیروان در استان ایلام و از باختر به شهرستان دالاهو و گیلان غرب محدود می شود. در درازای جغرافیایی ۴۶ درجه و ۳۱دقیقه و در پهنای جغرافیایی ۳۴درجه و ۶دقیقه و در بلندی ۱۳۳۵ متری از سطح دریا، در ۶۵ کیلومتری جنوب باختری کرمانشاه و در مسیر راه کرمانشاه – خسروی قرار دارد. آب و هوای این شهرستان معتدل مدیترانه ای و بارندگی سالانه به طور متوسط ۴۷۸ میلی متر است. مسیرهای دسترسی به این منطقه عبارت است از:
راه اصلی به سوی شمال خاوری تا شهر کرمانشاه به درازای ۶۵ کیلومتر راهی تا مرکز شهرستان ایلام به درازای ۱۳۰ کیلومتر راهی تا پل دختر به درازای ۱۴۸ کیلومتر راهی تا قصر شیرین به درازای ۱۱۲ کیلومتر به علت قرار داشتن بر سر راه اصلی مرکز ایران، مرز عراق، و مسیر ارتباطی کرمانشاه - قصر شیرین - خسروی (در کنار مرز) از اهمیتی ویژه ای برخوردار است.
اسلام و غرب نام کتابی است از سید عطاءالله مهاجرانی که در سال ۱۳۸۲ توسط انتشارات اطلاعات، مشتمل بر ۲۱۲ صفحه منتشر شده است.
امارت عمومی حوزه جنوب غرب، تشکیلات تحت امر اسماعیل خان، فرمانده جمعیت اسلامی افغانستان در دوران جنگ با ارتش شوروی است.
این تشکیلات، پس از تسلط طالبان بر شهر هرات، توسط اسماعیل خان در شهر مشهد، گسترش یافت، و به حزبی جداگانه از جمعیت اسلامی بدل شد.
امستردام-غرب (به هلندی: Amsterdam-West) یک سکونتگاه مسکونی در هلند است که در آمستردام واقع شده است.
انحطاط غرب (به انگلیسی: The Decline of the West)، (به آلمانی: Der Untergang des Abendlandes) نام یک کتاب تاریخی-ادبی است که توسط اسوالد اشپینگلر، نویسندهٔ اهل آلمان نوشته شده است. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است.
فهرست آثار ادبی مشهور
اکوکو جنوب غرب (به لاتین: Akoko South-East) یک سکونتگاه مسکونی در نیجریه است که در ایالت اوندو واقع شده است.
فهرست شهرهای نیجریه
اکوکو شمال غرب (به لاتین: Akoko North-East) یک سکونتگاه مسکونی در نیجریه است که در ایالت اوندو واقع شده است.
فهرست شهرهای نیجریه


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با غرب

غرب در جدول کلمات

غرب با استراتژی فشار اقتصادی بر ایران به دنبال این مقوله اقتصادی است
بیکاری
غرب با استراتژی فشار اقتصادی در ایران به دنبال این مقوله اقتصادی است
بیکاری
از مساجد غرب مدینه
سقیا
استانی در غرب کشور
ایلام
ایالتی در شمال غرب هند | که در غرب و شمال با کشور پاکستان هم مرز است
پنجاب
این مسجد در وادی عقیق در غرب مدینه واقع است
عروه
بادی که از سمت غرب بوزد
دبور
بلندترین قله رشته کو ههای زاگرس در غرب ایران
دنا
بندری در غرب کانادا
ونکوور
پارک بزرگی در غرب تهران
ارم

معنی غرب به انگلیسی

occident (اسم)
مغرب ، مغرب زمین ، غرب
west (اسم)
مغرب ، مغرب زمین ، غرب
western countries (اسم)
غرب

معنی کلمه غرب به عربی

غرب
غرب
حثالات الثقافة الغربية
منطقة شمالية غربية

غرب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

معصومه ١٠:٢٢ - ١٣٩٥/١٠/١١
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پَسم، پَژیم (سنسکریت: پَسچیما)
روژاپ (کردی: روژاوا)
دَئوش (اوستایی: دَئُشتَرَ)
پَرتیج (سنسکریت: پْرَتیچی)
باختر (پارسی دری؛ پهلوی: اَپاختر)
|

نیک ایرانی ٢٢:٢٩ - ١٣٩٨/٠٧/١٦
خوربران (خابران) (خابر) = جایی که خورشید فرو می شود
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• غرب در جدول   • دانشکده علوم انسانی تهران غرب   • معنی غرب در جدول   • دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب iran   • دانشگاه آزاد تهران غرب آدرس   • جهان غرب   • معنی غربی   • رشته های دانشگاه آزاد تهران غرب   • مفهوم غرب   • تعریف غرب   • معرفی غرب   • غرب چیست   • غرب یعنی چی   • غرب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غرب
کلمه : غرب
اشتباه تایپی : yvf
آوا : qarb
نقش : اسم
عکس غرب : در گوگل


آیا معنی غرب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )