انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1045 100 1

غزالی

/qazzAli/

معنی غزالی در لغت نامه دهخدا

غزالی. [ غ َ ] (ص نسبی ) منسوب به غزالة که قریه ای است از مضافات طوس مولد امام محمد غزالی. (غیاث اللغات ). به قولی لقب ابوحامد و برادر وی احمد است. رجوع به غزالة و ابوحامد غزالی و احمد غزالی و غزالی شود. || (اِ) در اصطلاح طب قسمی از نبض است. || نوعی خرما که دراز و قهوه ای رنگ است. (دزی ج 2 ص 211).

غزالی. [ غ َزْ زا ] (ص نسبی ) منسوب به غزال. لقب ابوحامد محمدبن محمدبن محمدبن احمد طوسی ، و لقب برادر او احمدبن محمدبن محمدبن احمد است. صاحب غیاث اللغات گوید: در این مورد غزالی به تخفیف ثانی صحیح است و به تشدید آن محض خطاست. رجوع به غَزّال و ابوحامد غزالی و احمد غزالی و غزالی و مدخل قبل غزالی شود.

غزالی. [ غ َ ] (اِخ ) شاعر. او راست : کتاب «مرآة الکائنات » به زبان فارسی که درباره ٔ تاریخ از آغاز خلقت تا اواخر دولت سلیمانیه است. (کشف الظنون چ استانبول ستون 1649).

غزالی. [ غ َ ] (اِخ ) برسوی. (متوفی به سال 941 هَ. ق.) مولی محمد برسوی ، معروف به دلی برادر. او را دیوانی به ترکی است.

غزالی. [ غ َ ] (اِخ ) تبریزی. صادقی کتابدار در مجمع الخواص (ترجمه ، ص 258) او را از جمله ٔ شعرای معاصر خود (قرن دهم هجری قمری ) شمرده ، گوید: حریفی رند و لاابالی بود و اوقات خود را به نحاسی میگذرانید. طبعش بد نیست و این مطلع ازوست :
سیل اشکم همچو طفلان میکند میل کنار
برکنارم تا نمی آید نمی گیرد قرار.

غزالی. [ غ َزْ زا ] (اِخ ) طوسی. ابوحامد محمدبن محمدبن محمدبن احمد. رجوع به ابوحامد غزالی شود :
او بود صد جوینی و غزالی اینت غبن
کاندر جهان نه کندریی بود و نه نظام.
خاقانی.

غزالی. [ غ َزْ زا ] (اِخ ) طوسی. احمدبن محمدبن محمدبن احمد. رجوع به احمد غزالی شود.

غزالی. [ غ َزْ زا ] (اِخ ) طوسی. (متوفی به سال 830 هَ. ق.) محیی الدین محمد غزالی. از علما و زهاد زمان شاهرخ بن امیرتیمور گورکان بود. (تذکره ٔ دولتشاه سمرقندی و تاریخ حبیب السیر از غزالی نامه ص 259).

غزالی. [ غ َزْ زا / غ َ ] (اِخ ) (متوفی در رجب سال 513 هَ. ق.) عبدالباقی بن محمدبن عبدالواحد، مکنی به ابومنصور. معاصر امام غزالی و شاگرد کیای هراسی بود و ابوطاهر سلفی از وی روایت میکند. (طبقات الشافعیة ج 4 ص 242 از غزالی نامه ص 258).

غزالی. [ غ َزْ زا ] (اِخ ) (متوفی به سال 721 هَ. ق.) علی بن محمد او ابن ابی قصیبه است و جز غزالی مشهور میباشد. او راست : کتاب «میزان الاستقامة لاهل القرب و الکرامة». (از کشف الظنون چ 2 استانبول 1941م. ستون 1916).

غزالی. [ غ َ ] (اِخ ) چلبی. (متوفی به سال 1437 م.) شاعری عثمانی و نامش محمد بود. در بروسا به دنیا آمد و در مکه درگذشت. در «بسفر» مسجدی و گرمابه ای و باغی ساخت ، او راست : «دافع الغموم و رافع الهموم ». (از اعلام المنجد).

غزالی. [ غ َ ] (اِخ ) لوکری. علی بن محمد غزالی لوکری ، مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن شود.

غزالی. [ غ َ ] (اِخ ) مروزی. عوفی در لباب الالباب (چ 1335 ص 362 او را جزو شعرای آل سلجوق (خراسان ) به شمار آورده ، گوید: آنکه به دام لطف طبع غزال لطایف صید کردی وجان را از لذت شعر و غزل او کعب الغزال به کام رسیدی. این یک غزل از منشآت اوست ، که میگوید :
عشق تو مرا بلا و شر دارد
در عشق تو جان کجا خطر دارد؟
هجر تو به کشتن من مسکین
هر روز بهانه ای دگر دارد
در صحبت تو کسی که دل بندد
بسیاری را که از تو بردارد
از صحبت تو کجا بپرهیزد
آن کس که ز درد جان خبر دارد
اندر غم تو غزالی عاشق
حقا که ز جانت دوستر دارد.

غزالی. [ غ َ ] (اِخ ) مشهدی. صاحب مجمع الفصحاء آرد: او ازمشاهیر شعرای زمان شاه طهماسب صفوی بوده است. کلیاتش هفتاد هزار بیت است و مثنویات متعدد دارد، از جمله ٔ آنها «رشحات الحیات » و «اسرار المکتوم » و «نقش بدیع» است. مسافرت هندوستان رفته و با شیخ فیض دکنی صحبت داشته است. او در سنه ٔ 970 هَ. ق. درگذشت. (مجمع الفصحاء چ 1295 هَ. ق. ج 2 ص 25). جمله ٔ (سنه ٔ نهصدو هشتاد) لفظاً و معناً ماده تاریخ اوست. (ریحانة الادب ج 3 ص 151). در مجمع الخواص (ص 138) چنین آمده : غزالی مشهدی در اوایل عمر شاعر شناخته شد و چون نوری دندانی را هجو گفت شهرتی به سزا یافت. در زمان شاه مرحوم از تهمت ارتداد اندیشید و مهاجرت اختیار کرده به هندوستان رفت ، پیش اکبر شاه مقبول القول گردید و چنانکه گویند جمعیتش نیز از 60000 تن تجاوز کرد. اینکه تزاید جمعیت را دلیل رذالت میشمارند درباره ٔ وی درست بوده است. گویند شانزده جلد کتاب تصنیف کرده است و این دلیل جمعیت خاطر است. از جمله کتابی است به نام «نقش بدیع» که به عراق آوردند. - انتهی. این ابیات از مثنوی «نقش بدیع» اوست :
خاک دل آن روز که می بیختند
شبنمی از عشق بر آن ریختند
دل که بدان رشحه غم اندود شد
بود کبابی که نمک سود شد
دیده ٔ عاشق که دهد خون ناب
هست همان خون که چکد زآن کباب
بی اثر مهر چه آب و چه گل
بی نمک عشق چه سنگ و چه دل
دل که ز عشق آتش سودا در اوست
قطره ٔ خونی است که دریا در اوست
به که نه مشغول بدین دل شوی
کش ببرد گربه چو غافل شوی
آهن و سنگی که شراری در اوست
بهتر از آن دل که نه یاری در اوست
نیست دل آن دل که درو داغ نیست
لاله ٔ بی داغ در این باغ نیست
دامن از اندیشه ٔ باطل بکش
دست ز آسودگی دل بکش
قدر دل آنانکه قوی یافتند
از قدم پاکروی یافتند
عشق بلند آمد ودلبر غیور
در ادب آویز و رها کن غرور
چرخ در این سلسله پا درگل است
عقل درین مرحله لایعقل است
روی بتان گرچه سراسر خوش است
کشته ٔ آنیم که عاشق کش است
هر بت رعنا که جفاکیش تر
میل دل ما سوی او بیشتر
سوزش و تلخی است غرض از شراب
ورنه به شیرینی از آن خوشتر آب
یا منگر سوی بتان تیزتیز
یا قدم دل بکش از رستخیز
حسن چه دل بود که دادش نداد
عشق چه تقوی که به بادش نداد.
از غزلیات اوست :
بستر شده در کوی تو خاکسترم امشب
یا سوخته از آتش دل بسترم امشب
جان دادم و فارغ شدم از محنت هجران
یعنی که ز شبهای دگر بهترم امشب.
نیز سراید:
چون رد و قبول همه در پرده ٔ غیب است
زنهار کسی را نکنی عیب ، که عیب است.
نیز او راست :
کس را نبینم روز غم جز سایه در پهلوی خود
آن هم چو بینم سوی او گرداند از من روی خود.
من به ویرانه ٔ غم مرده و طفلان هرسوی
سنگ بر دست که دیوانه نیاید بیرون.
از رباعیات اوست :
در کعبه اگر دل سوی غیراست ترا
طاعت گنه است و کعبه دیر است ترا
ور دل به حق است و ساکن بتکده ای
خوش باش که عاقبت به خیر است ترا.
تا کی گوئی که گوی اقبال که برد؟
تا کی گوئی که ساغر عیش که خورد؟
اینها چه فسانه ست میباید رفت
اینها چه بهانه ست میباید مرد.
(از مجمع الفصحاء ج 2 ص 25).
رجوع به مجمع الخواص ص 138 و الذریعة ج 2 ص 55 و 138 و ریاض العارفین چ تهران 1305 هَ. ق. ص 118 و آتشکده ٔ آذر به تحشیه ٔ آقای شهیدی ص 89 و ریحانة الادب ذیل غزالی شود.

غزالی. [ غ َزْ زا ] (اِخ ) مغربی (496-555 هَ. ق.). علی بن معصوم بن ابی ذر،مکنی به ابوالحسن. از مردم مغرب و از علمای شافعی مذهب بود. او در «اسفراین » درگذشت. این قول زبیدی در مقدمه ٔ شرح احیاء العلوم ص 19 بود. در طبقات الشافعیة اولاً لفظ غزالی نیامده و ثانیاً تولد را 489 هَ. ق.نوشته است ، اما در سال وفات قول صاحب طبقات با نوشته ٔ زبیدی مطابق است و چنین است : «علی بن معصوم بن ابی ذر المغربی ابوالحسن من اهل المغرب ، قال ابن السمعانی امام فاضل عالم بالمذهب ولد سنة تسع و ثمانین و اربعمائة (489) و مات باسفراین فی شعبان سنة خمس و خمسین و خمسمائة». (555 هَ. ق.). (از غزالی نامه ص 295).

غزالی. [ غ َ ] (اِخ ) هراتی . از شعرای هرات اواخر قرن دهم هجرت و با غزالی مشهدی معاصر بود، به هندوستان سفر کرد. او و شاعر مذکور با یکدیگر مطایبه داشتند. این شعر ازوست :
او در اندیشه که چون خون غزالی ریزد
من در اندیشه که اندیشه ٔ دیگر نکند.
نام و سال وفات او به طور تحقیق به دست نیامد. (از ریحانة الادب ج 3 ص 152). آذر در آتشکده آرد: غزالی از موزونان آن دیار (هرات ) و شاگرد حیدر کلچه پز و در خدمت والد ماجد به عنوان سیاحت به هندوستان رفته در آنجابا مولانا غزالی مشهدی در خصوص تخلص مباحثات کرد و بالاخره فائق آمد. این چند شعر از اشعار او انتخاب و در این اوراق ثبت و قلمی شد:
چشمت که به خونریزی عشاق سری داشت
میکشت یکی را و نظر با دگری داشت.
از سگان سر کوی تو بسی منفعلم
که به هم صحبتی همچو منی ساخته اند.
او در اندیشه که چون خون غزالی ریزد
من در اندیشه که اندیشه ٔ دیگر نکند.
معموره ٔ دل شد ز تو ویران به که گویم
شهری که خراب است ز سلطان به که گویم.
(آتشکده ٔ آذر چ آقای شهیدی ص 154).
صاحب مجمعالخواص او را از جمله ٔ شعرای معاصر خود (قرن دهم ) به شمار آورده ، گوید: غزالی جنبک از مشهد مقدس است حریفی شاعرپیشه و مضحک و صحبت آرا بود. با مادر خود گردش میکرد و به خانه ٔ اکابر اردو رفت و آمد مینمودند. به علت اشتراک در تخلص با مولانا غزالی (غزالی مشهدی ) نزاع کرد و عاقبت قرار شد غزلی بگوید، اگر غزل خوبی باشد تخلص برقرار بماند وگرنه ترکش کند ودر واقع غزل خوبی گفت. مطلع آن این است :
نظر سویت نکردم وز گرفتاری حذر کردم
ولی خود را گرفتار تو دیدم تا نظر کردم.
(مجمع الخواص ص 182).

معنی غزالی به فارسی

غزالی
هراتی شاعر هروی ( اواخر قر . ۱٠ ه .) وی معاصر غزالی مشهدی بود و بهندوستان سفر کرد و با غزالی مذکور در خصوص تخلص مباحثات داشته و بر او فایق آمده .
هراتی از شعرای هرات اواخر قرن دهم هجرت و با غزالی مشهدی معاصر بود
( متوفی بسال ۹۷۷ هجری قمری ) مولانا عبدالله افندی از دانشمندان عثمانی و از نسل حجه الاسلام امام غزالی است
احمد بن محمد بن محمد بن احمد غزالی طوسی مکنی به ابی الفتح برادر امام محمد غزالی بوده است .
از ملوک چراکسه مصر

غزالی در دانشنامه ویکی پدیا

غزالی
ابی حامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ، ملقب به حجت الاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (۴۵۰ — ۵۰۵ ه‍.ق) همه چیزدان، فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. او در غرب بیشتر با نام های Al-Ghazali و Algazel شناخته می شود.
الف- آثار سال های دانش اندوزی غزالی، از سال ۴۶۵ تا ۴۸۷ هجری:
التعلیقه فی فروع المذهب
المنخول فی الاصول
محمد غزالی به سال ۴۵۰ هجری قمری در توس از اعمال خراسان دیده به جهان گشود. در دوران کودکی در زادگاهش تعلیمات خود را فرا گرفت. پدرش از رشتن پشم، گذران زندگی می کرد. آنچه می رشت در دکانی در بازار پشم فروشان می فروخت و بدین سبب او را غزالی می گفتند. پدر محمد غزالی اهل ورع و تقوی بود و غالباً در مجالس فقیهان حضور می یافت. دو پسر داشت: محمد و احمد. این دو هنوز خردسال بودند که او از دنیا رفت. طبق وصیت وی، پسرانش را به یکی از دوستانش که ابوحامد احمد بن محمد الراذکانی نام داشت و صوفی مسلک بود سپردند. آن مرد نیز به وصیت عمل کرد تا آنگاه که میراث پدر به پایان رسید. روزی به آن ها گفت: «هر چه از پدر برای شما مانده در وجه شما به کار بردم. من مردی فقیر هستم و از دارایی بی نصیب. اکنون باید برای تحصیل فقه به مدرسه ای بروید تا با آنچه به عنوان ماهیانه می گیرید، نانی بدست آورید که مرا سخت کیسه تهی است». محمد و برادرش احمد ناگزیر به یکی از مدارس طلاب در نیشابور رفتند و به تحصیل ادامه دادند. ابوحامد محمد غزالی بی اندازه باهوش و تندذهن بود. علوم دینی و ادبی را نزد احمد الراذکانی فراگرفت و سپس مدتی در یکی از مدارس طوس به تحصیل پرداخت. آنگاه به گرگان نزد ابونصر اسماعیل رفت. بعد از مدتی دوباره به زادگاه خود، طوس برگشت و مدت سه سال در طوس به مطالعه و تکرار دروس پرداخت.
غزالی در سال ۴۷۰ هجری قمری به نیشابور رفت و در آنجا با امام الحرمین جوینی آشنا شد و تا وفاتش که در سال ۴۷۸ هجری قمری بود، ملازمش بود. تحصیلات غزالی تنها فقه نبود؛ او در علم اختلاف مذاهب، جدل، منطق و فلسفه هم دانش اندوخت تا آنجا که بر همه اقران خود تفوق یافت. در میان چند تن شاگردان ابوالمعالی جوینی که همگی از علماء و فضلای آن دوره بودند بر همه تقدم یافت و امام الحرمین به داشتن چنین شاگردی بخود می بالید.
بعد از وفات استادش الجوینی، غزالی به قصد دیدار خواجه نظام الملک طوسی، وزیر سلطان ملکشاه سلجوقی پسر آلب ارسلان از نیشابور بیرون آمد. وی وزیر نظام الملک را در لشکرگاهش ملاقات نمود. نظام الملک را از غزالی که هم شهریش نیز بود خوش آمد، اکرامش کرد و بر دیگرانش مقدم داشت و غزالی مدت شش ماه در کنف حمایت او زیست. سپس او را به تدریس در نظامیه بغداد و توجه به امور آن مأمور کرد. غزالی در سال ۴۸۳ هجری وارد بغداد شد و با موفقیت زیاد به کار پرداخت و سخت مورد توجه و اقبال دانش پژوهان گردید. حلقه درس او هر روز گسترش بیشتر یافت و فتواهای شرعی او مشهورتر شد. تا آنجا که صیت اشتهارش دور و نزدیک را بگرفت. محمد غزالی در بغداد در ضمن تدریس به تفکر و تألیف در فقه و کلام و رد بر فرقه های گوناگون چون باطنیه، اسماعیلیه و فلاسفه نیز مشغول بود.
عکس غزالی
غزالی یا الغزالی یک نام خانوادگی با ریشه در زبان عربی است و در زبان های دیگر نیز کاربرد دارد. غزالی نام حانوادگی افراد سرشناس زیر است:
ابوحامد محمد غزالی فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگ ترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است.
احمد غزالی برادر ابوحامد محمد غزالی
رستم غزالی سیاست مدار و نظامی اهل سوریه است.
زینب غزالی
سلما غزالی
محمد الغزالی؛ دانشمند معاصر مصری.
شمس الدین غزالی؛ دانشمند شیعی قرن ۸ هجری.
غزالی مشهدی؛ ملک الشعرای دربار هند در قرن دهم.
یوسف غزالی
سلیمه غزالی
محمد مهدی غزالی
ریم غزالی
سید احمد غزالی
غزالی عثمانی
مختصات: ۴۵°۴۶′ شمالی ۶۲°۰۶′ شرقی / ۴۵٫۷۶۷°شمالی ۶۲٫۱۰۰°شرقی / 45.767; 62.100 غَزالی (قزاقی: Қазалы، روسی: Казалинск، کازالینسک) شهری است در استان قیزیل اوردا در قزاقستان. این شهر در کرانه راست رودخانه سیردریا واقع شده و ۹٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد. (۱۹۷۰م).
Lewis, Geoffrey (Ed.) (۱۹۷۴). The Book of Dede Korkut. Harmondsworth: Penguin
غزالی در سال ۱۸۵۳ به عنوان یک دژ روسی بنیاد شد و در سال ۱۸۶۷ به سطح شهر ارتقاء یافت. در مسیر راه آهن غزالی به قیزیل اوردا گوری وجود دارد که به دده قورقود، از روحانیان مهم تاریخی-افسانه ای اوغوز نسبت داده می شود.∗
^
M. Jirmunskiy, Sledı Oguzov v Nizovyah Sır Dari (Aşağı Sırderya’daOğuzların İzleri). (این پیوند، ص۴)
غزالی در بغداد نام یک رمان تاریخی است که نوشته ی ذبیح الله منصوری است ، او نامی خودساخته تحت عنوان ادوارد توماس، نویسندهٔ اهل انگلستان برای این اثر خود برگزیده . پوشیده نیست مانند سایر آثار منصوری اعلام ، مستندات و بطور کل محتوای این کتاب قابل استناد نیست و با اتکا به قلم روان نویسنده تنها به عنوان داستانی جذاب نگریسته می شود.
احمد غزالی مشهدی (درگذشته به سال ۹۹۵ق) از شاعران عهد صفوی است که به هند رفت و مقامی بلند یافت.
تاریخ ادبیات. ذبیح الله صفا، بخش پنجم. انتشارات فردوسی.
احمد غزالی طوسی مشهدی از شاعران ایرانی مشهور قرن دهم هجری و معاصر و هم دوره عرفی شیرازی، محتشم کاشانی و وحشی بافقی است. او در سال ۹۹۵ ق از دنیا رفت. وی در جوانی به دربار حکومت صفوی راه یافت. سپس به هندوستان گریخت و مورد توجه جلال الدین اکبر قرار گرفت.
دیوان شعر و غزلیات وی بارها در هند و ایران چاپ شده است. از مهمترین تالیفات دیگر این شاعر بزرگ باید به مثنوی نقش بدیع و مرآت الکاینات اشاره کرد.
سبک هندی
غزالی نامه عنوان کتابی است که در احوال و افکار ابوحامد محمد غزالی به پارسی نگاشته شده است. نویسنده این اثر جلال الدین همایی است که در سال ۱۳۱۷ ش این اثر را نوشته و کتاب وی از منابع اصلی غزالی پژوهان معاصر همچون حسین خدیو جم و عبدالحسین زرین کوب است. همایی در این اثر از غزالی و افکار وی دفاع می کند.
رضوی، سید مسعود. «استاد همایی و غزالی نامه». اطلاعات حکمت و معرفت.
کتاب در قطع وزیری متوسط و در ۵۸۴ صفحه و در چاپ دوم با دو سرآغاز منتشر شده است. چاپ سوم آن مربوط به سال ۱۳۸۷ است. همچنین کتاب دارای سه فهرست اعلام می باشد.
آرامگاه شیخ احمد غزالی مربوط به دوره صفوی - دوره قاجار است و در قزوین، خیابان شهید انصاری، کوچه امامزاده اسمعیل واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۷۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۹۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
آرامگاه منسوب به غزالی مربوط به سدهٔ ۵ و۶ ه.ق است و در ۲۵ کیلومتری شمال غرب مشهد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۹۴۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
محمد غزالی فرزند محمد (۴۵۰ — ۵۰۵ ه‍ ق) فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگ ترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. نام کامل وی: ابی حامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ، ملقب به حجت الاسلام زین الدین الطوسی ، است. او در غرب بیشتر با نامهای Al-Ghazali و Algazel شناخته می شود.
مجدالدین ابوالفتح احمد بن محمد غزالی (۴۵۲–۵۲۰ ه‍. ق)، برادر کوچکتر ابو حامد محمد غزالی بود. کنیه وی ابوالفتوح، والقابش مجدالدین، زین الدین و حجت الاسلام بود. تاریخ و محل تولد او در منابع ذکر نشده، اما چون زندگی و تحصیلات این دو برادر به هم نزدیک بوده، براساس تاریخ و محل تولد محمد، احتمالاً احمد نیز در طابران طوس و دو سه سالی پس از برادرش محمد، در۴۵۲ یا ۴۵۳ به دنیا آمده است. وی یکی از فقهای بزرگ سدهٔ پنجم هجری و زادهٔ شهر توس بود. او هم چنین از بزرگ ترین عارفان و صوفیان عصر خود بود و اثر بزرگ وی سوانح العشاق نیز در همین باب تألیف شده است. این کتاب بزرگانی چون عراقی و عبدالرحمان جامی را تحت تأثیر قرار داده است. احمد، مانند برادرش، تحصیلات مقدماتی خود را در فقه به پایان رساند و هنوز جوان بود که به تصوّف گرایید. احمد غزالی مرید شیخ ابوبکر نساج طوسی بود و نسّاج نیز با پنج واسطه مرید جنید بغدادی محسوب می شود. احتمالاً احمد تا سال ۴۸۷ ه‍.ق که ابوبکر نساج درگذشت، نزد وی بوده است. غزالی از سال ۴۸۸ تا ۴۹۸ هجری قمری در نظامیه بغداد به نیابت از برادرش (محمّد) -که به سفری دراز رفته بود- تدریس می کرد. دراویش سلسله نعمت اللهی احمد غزالی را هفتمین قطب این سلسه بعد از غیبت کبرای امام دوازدهم به شمار می آورند. شیخ احمد غزالی در سنهٔ ۵۲۰ در شهر قزوین وفات یافت. مدفن وی مسجد «احمدیه» در شهر قزوین است.
لباب الاحیا
الذخیره فی علم البصیره
بحرالحقیقه (بحر الحقایق)
رساله العشقیه
سوانح العشاق
بوارق الالماع فی تکفیر من یحرم السماع
التجرید فی کلمه التوحید
فی ضیق الفقر
مجالس
مختصر السلوه فی الخلوه
منهج الاباب
بحرالمحبه فی اسرارالموده فی تفسیر سوره یوسف
مکتوبات شیخ احمد غزالی شامل: سوانح، بحر الحقیقة، رساله الطیّور، رسالة عینیهّ، نامه ها به عین القضات همدانی، رساله وصیت، مقاله روح
آثاری که به او منسوبند عبارتند از:
غزالی، دهستانی است از توابع بخش میان جلگه شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران.
براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۸۸۳۵نفر (۲۱۸۰خانوار) بوده است.
رستم غزالی (به عربی: رستم غزالة) سیاست مدار و نظامی اهل سوریه بود.
ویکی انگلیسی
بشار اسد در سال ۲۰۰۲ او را به سمت ریاست اطلاعات نظامی سوریه در لبنان گماشت. پس از ترور رفیق حریری، او و قاضی کنعان (مسئول پیشین ا. ن. س) متهم به دست داشتن در ترور شدند که پیامدش خودکشی قاضی کنعان بود.
زینب محمد الغزالی (زاده ۲ ژانویهٔ ۱۹۱۷) اسلام گرای مصری و بنیان گذار انجمن زنان مسلمان بود
دعوت گر بزرگ بانو زینب غزالی
پدر وی سخت پایبند به قرآن بود و از اهالی روستای «میت یعیش» در دقهلیه مصر. کار خانواده بیشتر تجارت بود. زینب غزالی در مدارس دولتی به تحصیل پرداخت و علوم دینی و قرآن و حدیث و فقه را از شیخ عبدالمجید بنان نماینده الازهر، شیخ محمد سلیمان رئیس بخش خطابه در الازهر و شیخ علی محفوظ فرا گرفت. او از حسن البنا و حسن الهضیبی نیز متاثر بوده است.
ارتباط زینب غزالی با اخوان المسلمین در سال ۱۹۳۲ میلادی آغاز شد. درست شش ماه پس از آنکه مرکز بانوان مسلمان را بنیاد نهاد، حسن البنا ریاست بخش خواهران مسلمان را در جماعت اخوان المسلمین به وی پیشنهاد کرد، اما به سبب مخالفت بانوان هیئت مؤسس مرکز، وی در آغاز این پیشنهاد را نپذیرفت، ولی پس از چندی به همکاری و هماهنگی با جماعت، تمایل پیدا کرد.
پس از رخدادهای ۱۹۴۸میلادی و صدور فرمان انحلال جماعت اخوان المسلمین، به نیابت از دیگر بانوان تلگرافی برای حسن البنا فرستاد و طی آن، در راه فعالیت برای اسلام و خدمت به دعوت با وی بیعت کرد. از آن هنگام بود که وی عضو جماعت اخوان المسلمین شد.
سلیمه غزالی (انگلیسی: Salima Ghezali؛ ۱۹۵۸ –) روزنامه نگار اهل الجزایر است. غزالی از اعضای مؤسس زنان در اروپا و مغرب است.
سلیمه غزالی رئیس انجمن پیشرفت زنان و سردبیر مجله زنان ان وای اس اس آی (NYSSA) که خود بنیانگذار این مجله بود، او همچنین سردبیر هفته نامه فرانسوی ملت است. وی یک فعال حقوق زنان، حقوق بشر و دموکراسی در الجزایر است.
او در سال ۱۹۹۷ برندهٔ جوایزی همچون جایزه اولاف پالمه و جایزه ساخاروف شده است.
سید احمد غزالی (عربی: سيد أحمد غزالي‎) (زاده ۳۱ مارس ۱۹۳۷ برابر با ۱۸ محرم ۱۳۵۶ هجری قمری) یک سیاستمدار الجزایر است که از ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۲ نخست وزیر دولت الجزایر بود.نبو
سید احمد غزالی در ۳۱ مارس ۱۹۳۷ در شهر مغنیه از تلمسان الجزایر به دنیا آمد وی مهندس و فارغ التحصیل رشته مدرسهٔ پلها و راه ها در پاریس (ENPC) می باشد.
سید احمد غزالی عضو حزب جبههٔ ملی آزادی بود و یک همکار و پشتیبان رئیس جمهور هواری بومدین بود که در حکومت او و هنگامی که به وزارت انرژی و صنعت رسید، در رأس مؤسسهٔ سوناتراک یا انتقال سوخت از ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۷ قرار داشت. او توسط شاذلی بن جدید از این مسئولیت در سال ۱۹۷۹ برکنار شد تا بتواند سفیر الجزایر در فرانسه باشد. سپس در سال ۱۹۸۸ دوباره به وزارت برگردانده و تا سال ۱۹۸۹ در منصب وزیر دارایی انجام مسئولیت کرد. سید احمد غزالی از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱ وزیر خارجه الجزایر بود.
سید احمد غزالی منصب نخست وزیری الجزایر را از پنجم ژوئن ۱۹۹۱ پس از مولود حمروش بعهده گرفت. او در دوران ریاست جمهوری شاذلی بن جدید پس از وقایع ژانویه ۱۹۹۲ استعفا داد ولی تا ژوئیه ۱۹۹۲ در دوران ریاست جمهوری محمد بوضیاف این مقام را بعهده داشت. اما در هشتم ژوئیه همان سال کمی بعد از قتل محمد بوضیاف مجدداً استعفا داد. پس از او بلعید عبدالسلام نخست وزیری الجزایر را بعهده گرفت. او در سال های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۴ کاندید ریاست جمهوری الجزایر شد ولی موفق نشد.
شهرستان غزالی (به لاتین: Kazaly District) یک منطقهٔ مسکونی در قزاقستان است که در استان قیزیل اوردا واقع شده است. شهرستان غزالی ۷۴٬۹۰۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای قزاقستان


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با غزالی

غزالی در جدول کلمات

سریال اخیرشبکه دو ساخته جلال دهقانی اشکذری با بازی عباس غزالی | جعفر دهقان | هستی مهدوی فر و سیماخضرآبادی
حانیه
سریال جدید شبکه دو ساخته سید جلال دهقانی اشکذری با بازی عباس غزالی | محمد کاسبی | هستی مهدوی فر | سیما خضر آبادی و••• که قسمت اول آن دیشب روی آنتن رفت
حانیه
سریال شبکه دو با بازی محمد کاسبی | عباس غزالی | هستی مهدو یفر و سیما خضرآبادی
حانیه
سریالی از حمید نعمت الله با بازی افسانه بایگان | ابوالفضل پورعرب | پوراندخت مهیمن | افسانه چهره آزاد | عباس غزالی | لیندا کیانی | سهیلا گلستانی و •••
وضعیت سفید
سریالی ساخته جلال دهقانی اشکذری با بازی جعفر دهقان | عباس غزالی | هستی مهدوی فر و سیما خضر آبادی که پارسال پخش شد
حانیه
کتابی از امام محمد غزالی طوسی که در سیرت شاهان | وزیران و حکمت دانایان است
نصیحه الملوک

غزالی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• غزالی قزوین   • امام محمد غزالی کیست   • غزالی بازیگر   • امام محمد غزالی کتابها   • امام محمد غزالی کیمیای سعادت   • دانشگاه غزالی ورود به سامانه   • احمد غزالی   • فیلمی از تاد فیلیپس   • معنی غزالی   • مفهوم غزالی   • تعریف غزالی   • معرفی غزالی   • غزالی چیست   • غزالی یعنی چی   • غزالی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غزالی
کلمه : غزالی
اشتباه تایپی : ychgd
آوا : qazzAli
نقش : اسم فامیل
عکس غزالی : در گوگل


آیا معنی غزالی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )