انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1079 100 1

غسل

/qosl/

مترادف غسل: استحمام، تطهیر، تغسیل، شست وشو، طهارت، وضو

برابر پارسی: شست و شو، شستُشو

معنی غسل در لغت نامه دهخدا

غسل. [ غ َ ] (ع مص ) شستن. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). مطلق شستن هرچیز که باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). تطهیر با آب و زایل کردن چرک و مانند آن با روان کردن آب بر آن. (از اقرب الموارد). || محو کردن و از میان بردن نوشته. (دزی ج 2 ص 212). || غُسل الفرس (مجهولاً)؛ خوی آوردن اسب. (منتهی الارب ). عرق کردن اسب. (از قطر المحیط). || غسل کسی ؛ زدن پس دردناک گردیدن. (منتهی الارب ). زدن کسی و به درد آوردن او را. (اقرب الموارد). || غسل با زن ؛ بسیار گائیدن. (منتهی الارب ). بسیار جماع کردن با زن. (از قطر المحیط). || غسل فحل بر ناقه ؛ بسیار جستن گشن بر ناقه.(منتهی الارب ) (از قطر المحیط). || (هذا) لغسل رأسک ، اشاره به تحفه بودن چیزی است. شاهزادگان هندی وقتی پولی به عنوان تحفه به کسی میفرستادند پیغام میدادند که : (هذا) لغسل رأسک. (دزی ج 2 ص 211).

غسل. [ غ َ ] (اِ) نام گلی است که آن را خطمی گویند، سرخ آتشی وسرخ نیم رنگ و سفید میباشد. (برهان قاطع). در فرهنگهای عربی و در ذیل قوامیس عرب دزی غِسل آمده است. و ظاهراً غَسل مأخوذ از عربی است. رجوع به غِسل شود.

غسل. [ غ َ س ِ ] (ع ص )مردی که با زنش بسیار جماع کند. (از تاج العروس ).

غسل.[ غ ِ ] (ع اِ) سرشستنی چون خطمی و گل و جز آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنچه بدان سر شویند، چون خطمی وگل و مانند آن. (از اقرب الموارد). || خطمی. (مهذب الاسماء). در برهان قاطع به این معنی غَسل آمده است. رجوع به غَسل شود. || آب غُسل. (منتهی الارب ). آبی که بدان شسته شود. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || (ص ) گشنی که گشنی بسیار کندو باردار نسازد و مرد چنین . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نری که بر ماده بسیار جهد. یا نری که بر ماده بسیار جهد و باردار نسازد، همچنین است مرد. (از قطر المحیط). مردی که بسیار جماع کند، و یا مردی که بسیار جماع کند و باردار نسازد.

غسل. [ غ ِ س ِ ] (ع اِ) گل خطمی. (فرهنگ شعوری ج 2 ورق 187 الف ). ظاهراً مصحف غِسل است. رجوع غِسل شود.

غسل. [ غ ُ ] (ع مص ) تطهیر با آب و زایل کردن چرک و مانند آن با روان کردن آب بدان. و این کلمه مصدر است و بعضی آن را اسم مصدر از اغتسال دانسته اند. (از اقرب الموارد). روان شدن آب است به طور اطلاق. (کشاف اصطلاحات الفنون ). اغتسال. شستن. || در شرع به معنی روان شدن آب بر تمام بدن است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). شستن تمام تن. (بحر الجواهر). شست و شوی تمام بدن. (غیاث اللغات ). شست و شو کردن تمام بدن و سر شستن ،و با لفظ زدن و برآمدن و کردن و دادن استعمال شود وپسین را (غسل دادن را) اکثر بر میت اطلاق کنند. (از آنندراج ). شستن همه ٔ تن بدانسان که در شرع آمده است.شستن تمام بدن پس از نیت آن است. غسل به دو قسم ارتماسی و ترتیبی تقسیم میشود: غسل ارتماسی عبارت است : از فروبردن تمام بدن یکمرتبه در آب ، و غسل ترتیبی عبارت است از شستن اعضای بدن به تدریج ، بدان طریق که ابتداء سر و گردن و بعد نیمه ٔ راست بدن و سپس نیمه ٔ طرف چپ آن شسته شود. در هر دو قسم از غسل ارتماسی و ترتیبی نیت یعنی توجه به عمل و قصد تقرب به خدا لازم است و این معنی باید مقارن شروع به عمل انجام گیرد. غسل های واجب عبارتند از: غسل جنابت ، غسل حیض ، غسل استحاضه ، غسل نفاس ، غسل میت ، غسل مس میت. غسل دادن و همچنین کفن و دفن کردن میت بر هر کس واجب کفائی است.
در کتاب شرایع، کیفیت غسل میت چنین آمده است : در غسل میت نخست واجب است که از بدن مرده نجاست را زایل کنند پس از آن او را به آب سدر بشویند و از سر وی شروع کنند پس از آن طرف راست و سپس طرف چپ را بشویند.بعد با آب کافور شست و شو دهند و در مرتبه ٔ سوم با آب خالص بشویند، و روا نیست که به اقل غسلات مذکور کفایت کنند مگر آنکه ضرورت باشد، و هرگاه سدر و کافور نباشد با آب خالص غسل دهند. (از کتاب الشرائع چ 1311ص 10). و در مس میت غسل وقتی واجب میشود که اولاً میت انسان باشد ثانیاً مس بعد از سرد شدن بدن میت و قبل از غسل آن صورت گیرد. غسلهای دیگر به همان ترتیب است که در غسل جنابت گفته شد، برای تفصیل رجوع به مدخل طهارت و النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی کتاب اول شود. || (اِ) آب غسل. (منتهی الارب ). آبی که بدان غسل کنند. (بحر الجواهر). الماء الّذی یتطهر به. ج ، اغسال. (اقرب الموارد). || شستگی. (منتهی الارب ). || خطمی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). غِسل (اقرب الموارد).

غسل. [ غ ُ س ُ ] (ع مص ) به معنی غُسل. (منتهی الارب ). سر شستن.شست و شوی تمام بدن. لغتی است در غسل و اسم است از غَسَل َ. (اقرب الموارد). || شستگی. (منتهی الارب ). غُسل. رجوع به غُسل شود. || آب غسل. || خطمی. (منتهی الارب ) (قطر المحیط).

غسل. [ غ ُ س َ ] (ع ص ) گشنی که گشنی بسیار کند و باردار نسازد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نری که بسیار برجهد، یا نری که بسیار برجهد و باردار نسازد همچنین است مرد. (از قطر المحیط). مردی که بسیار جماع کند و یا مردی که بسیار جماع کند و باردار نسازد.

غسل. [ غ َ س َ ] (اِخ ) کوهی است میان تیمار و هردو کوه طی ٔ، فاصله ٔ آن تا لفلف یک روز راه است. (از منتهی الارب ) (معجم البلدان ).

غسل. [ غ ِ ] (اِخ ) موضعی است به دیار بنی اسد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ). امرؤ القیس گوید :
تربع بالستار ستار قدر
الی غسل فجادلها الولی.
(تاج العروس ).
|| ذات غسل. رجوع به ذات غسل شود. || ذوغسل. رجوع به ذوغسل شود.

غسل. [ غ ُ ] (اِخ ) موضعی است به جانب راست سمیراء. (منتهی الارب ). کوهی است در طرف راست سمیراء، و در آنجا آبی است. که آن را غُسله گویند. (از معجم البلدان ).

معنی غسل به فارسی

غسل
شستن، شستشودادن، شستن ودر آب فروبردن چیزی برای زایل ساختن نجاست یاچرک آن
( اسم ) ۱ - تطهیر با آب زایل کردن چرک و مانند آن باروان کردن آن بر شئ ۲ - شستن همه تن طبق دستور شرع با نیت ( توجه به عمل و قصد قربت بخدا ) یا غسل ارتماسی . فرو بردن تمام بدن یک مرتبه در آب . یا غسل استحاضه . غسلی که زنان مستحاض کنند . یا غسل ترتیبی . شستن اعضای بدن بتدریج بدین طریق که ابتدا سر و گردن و بعد نیمه راست بدن سپس نیمه چپ آن شسته شود . یا غسل تعمید . غسل هر فرد مسیحی است که در آب مقدس و آن علامت طهارت و برائت از گناه است . یا غسل جنابت . غسل شخصی که جنب کند . یا غسل حیض . غسلی که زن حایض پس از پاک شدن از حیض به عمل آورد . یا غسل میت . غسلی که مرده را دهند پیش از دفن . یا غسل مس میت . غسلی که به سبب تماس با میت لازم آید . یا غسل نفاس . غسلی که زن نفسائ کند .
موضعی استبجانبراست سمیرائ کوهیست در طرف راست سمیرائ و در آنجا آبی است که آنرا غسله گویند
( مصدر) غسل کردن ٠
غسلی که زنان مستحاض کنند
صاحب قاموس کتاب مقدس آرد : غسل تعمید یکی از قواعد مقدسه دینی است که قبل از ظهور مسیح معروف بود و آنجناب آنرا از جمله فرایض کلیسا قرار داد
غسلی که زن حائض پس از پاک شدن از حیض بعمل میاورد
( مصدر ) شستن طبق حکم شرع ۲ - وادار به غسل کردن کسی را .
( مصدر ) غسل کردن .
غسلی که زن نفسائ کند
ابن موسی گوید موضعی است میان یمامه و نباج و میان آن و نباج دو منزل است .
[ گویش مازنی ] /vag ghosl/ زود به زود حمام کردن - زیرآبی

معنی غسل در فرهنگ معین

غسل
(غُ سْ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - شستشو دادن با آب . ۲ - شستشوی تن طبق آیین شرع . ،~ ارتماسی فرو بردن تمام بدن یک مرتبه در آب . ،~ ترتیبی شستن اعضای بدن به تدریج . بدین طریق که ابتدا سر و گردن و بعد نیمة راست بدن و سپس نیمة چپ آن شسته شود.
( ~ . نِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) ۱ - حمام . ۲ - مستراح .

معنی غسل در فرهنگ فارسی عمید

غسل
۱. (فقه) شستشوی تمام بدن طبق دستور شرع، همراه با نیت و برای نزدیکی به خداوند.
۲. شستن و در آب فروبردن چیزی برای زایل ساختن نجاست یا چرک آن.
* غسل ارتماسی: [مقابلِ غسل ترتیبی] (فقه) غسلی که در آن تمام بدن یک مرتبه در آب فرو برود.
* غسل ترتیبی: (فقه) غسلی که در آن تمام بدن به صورت تدریجی و با شیوۀ خاصی (ابتدا سر و گردن، بعد طرف راست، و سپس طرف چپ بدن) شسته می شود.
* غسل تعمید: در آیین مسیحیت، غسل دادن کودکان و کسانی که به دین مسیح می گروند با آیین مخصوص.
* غسل جنابت: (فقه) غسلی که مردان پس از جُنُب شدن به جا می آورند.
* غسل حیض: (فقه) غسلی که خانم ها پس از پاک شدن از حیض به جا می آورند.
* غسل دادن: (مصدر متعدی)
۱. (فقه) غسلی که در آن بدن میت طبق دستور شرع، و با شیوۀ خاصی (ابتدا سر و گردن، بعد طرف راست، و سپس طرف چپ بدن) شسته می شود، غسل میت.
۲. شستشو دادن، شستن.
* غسل کردن: (مصدر لازم)
۱. (فقه) شستشوی تمام بدن طبق دستور شرع، همراه با نیت و برای نزدیکی به خداوند.
۲. (مصدر متعدی) = * غسل دادن
* غسل مسّ میت: (فقه) غسلی که به سبب تماس با میت واجب می شود.
* غسل میت: (فقه)
۱. = * غسل دادن
۲. (فقه) [مجاز] = * غسل مسّ میت
۱. حمام، گرمابه.
۲. = غسالخانه

غسل در دانشنامه اسلامی

غسل
غسل یعنی شستن بدن به گونه ای خاص به قصد تقرب به خدا .غسل عبارت است از شستن تمامی بدن از سر تا پا با کیفیت تعیین شده از سوی شرع مقدس، به قصد امتثال . از احکام آن به تفصیل در باب طهارت سخن گفته اند.
غسل به لحاظ حکم تکلیفی به دو قسم واجب و مستحب تقسیم می شود که هر کدام انواعی دارد.
← غسلهای واجب
ایشان می فرماید: در غسل دستور به شستن تمام بدن داده شده، زیرا پست ترین حالت انسان و شدیدترین حالات وابستگی و بندگیش به امور شهوی حالت جماع و دیگر موجبات غسل از قبیل حیض و نفاس و استحاضه است .این مطلب فقط در مورد حالت جماع صادق است و در دیگر موجبات غسل از قبیل حیض نفاس و استحاضه و مس میت به هیچ وجه وابستگی انسان به دنیا بیش از دیگر حالات نیست، مثلا اگر بدن انسان با بدن مرده ای که سرد شده قبل از اینکه او را غسل دهند تماس پیدا کند، غسل بر او واجب می شود، آیا می توان گفت این شخص در آن حال اسیر شهوت بوده است؟در حالت جماع تمام بدن بطور کلّی و با تمام اجزاءش دخالت دارد، به همین خاطر پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: در هر مویی جنابتی نهفته است.پس وقتی که تمام بدن انسان از مراتب عالی دور شده و در لذات پست دنیوی غرق شده باشد، شستن آن از مهمترین مطالب شرعی خواهد بود، زیرا با این طهارت بدن آمادگی حرکت در مسیر شریف الهی و صعود به قلّه رفیع عبادت را پیدا می کند و از حرکت در جهت حیوانیت روی گردانده دست از لذات دنیوی می شوید.ولی چون قسمت اعظم بهره های معنوی عبادت به قلب تعلّق می گیرد، در نظر عاقل، تطهیر قلب از رذایل حیوانی و توجه به دنیا که مانع رسیدن به فضایل انسانی می شود سزاوارتر از تطهیر اعضاء ظاهری است.
غسل
غُسل عملی عبادی در فقه اسلامی است به معنای شستن تمامی بدن از سر تا پا با کیفیتی خاص.
غسل بر دو نوع است: واجب و مستحب. غسل های واجب عبارت اند از غسل جِنابَت، غسل میّت، غسل مَسّ میّت و غسل های سه گانه بانوان (غسل حیض، نفاس و استحاضه). غسل های مستحبی فراوانی وجود دارد مانند غسل جمعه، غسل زیارت و غسل اعیاد سه گانهٔ فطر و قربان و غدیر.
همه غسل ها را می توان به دو صورت ترتیبی و ارتماسی انجام داد و بهتر است مقدار آب مصرف شده برای غسل ترتیبی بیش از سه لیتر نباشد. با غسل جنابت می توان نماز خواند و نیازی به وضو نیست؛ ولی در مورد سایر غسل ها اختلاف نظر وجود دارد.
غسل
«غسل یعنی شستن و در اصطلاح شرعی، شستن تمام بدن به نحو مخصوص و به قصد قربت است.»
تماس آب با پوست بدن نیز علاوه بر شستشو و نظافت، فواید زیادی دارد. از جمله این که تعادل از دست رفته بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک بدن را تجدید می کند. حضرت رضا علیه السلام درباره علّت تشریع غسل جنابت که یکی از اقسام غسل است می فرماید:
«إِنَّ الْجَنابَةَ خارِجَةٌ مِنْ کُلِّ جَسَدِهِ، فَلِذلِکَ وَجَبَ عَلَیْهِ تَطْهیرُ جَسَدِهِ کُلِّهِ»
آنچه موجب جنابت است از همه بدن خارج می شود، از این رو بر شخص جنب واجب است که همه بدن خود را تطهیر کند.
اولیای بزرگوار اسلام برای توجّه دادن پیروان خود به هر دو بُعد مادّی و معنوی غسل، خواندن این دعا را به هنگام غسل کردن توصیه فرموده اند:
«أَللَّهُمَّ طَهِّرْنی وَ طَهِّرْ لی قَلْبی » خداوندا! مرا پاک کن! دلم را هم برایم پاک فرما!
غسل
معنی تَغْتَسِلُواْ: تا غسل کنید
تکرار در قرآن: ۴(بار)
(بر وزن فلس) شستن. در قاموس گوید: آن به فتح اول مصدر و به ضم آن اسم است (از اغتسال) در اقرب الموارد هر دو را مصدر خوانده و قول قاموس را به لفظ «قیل» آورده ایضاً در قاموس گفته گاهی مصدر آن به ضم اول آید. . روی‏ها و دست‏هایتان را تا مرفق‏ها بشوئید. اغتسال: شستن بدن «اغتسل الرجل: غسل بدنه» . و نه جنب تا غسل کنید مگر به صورت عبورکنندگان رجوع شود به «عبر». مغتسل: به صیغه مفعول محل شستشو ایضاً آبی که با آن شستشو کنند. . راه برو با پایت این آب شستشو است، خنک و خوردنی است می‏شود مغتسل را محل شستشو نیز گرفت رجوع شود به «ایوّب». غسلین: . در مجمع گفته: غسلین چرکی است که به وسیله سیلان از ابدان اهل آتش شسته و ریخته می‏شود. در اقرب الموارد گوید: یاء و نون برآن اضافه شده چنانکه در «عفرین» بقیه سخن در «ضریع». ناگفته نماند: ظاهراً غسلین عبارت اخرای غساله است که به معنی آب ریخته شده از محل شوئیده می‏باشد و آن یکبار بیشتر در قرآن مجید نیامده است.
غسل احرام غسلی برای احرام بستن می باشد.
از احکام آن در باب طهارت و حج سخن گفته اند.
حکم غسل احرام
به قول مشهور ، غسل کردن برای احرام حج و عمره در میقات مستحب مؤکد است. برخی قائل به وجوب آن شده اند.
غسل احرام برای حایض
غسل احرام از حایض و نفسا نیز صحیح است.
انجام غسل احرام قبل از میقات
...
غسل ارتماسی به نوعی شستن که با فرو بردن تمام بدن در آب به نیت غسل انجام می گیردگفته می شود.
به فرو شدن در آب و مانند آن ارتماس می گویند.
محل های بحث در فقه
در بابهای طهارت، صوم و حج از آن بحث شده است.
احکام غسل ارتماسی
به قول مشهور، فروبردن سر در آب به عمد، بر روزه دار در روزه واجب معیّن و نیز قضای روزه ماه رمضان در بعد از ظهر حرام است، لیکن در بطلان روزه اختلاف است. فرو بردن سر در آب، از محرّمات احرام است در اینکه ارتماس از مصادیق پوشانیدن سر به شمار می رود تا از این جهت حرام باشد، یا عنوانی مستقل می باشد، اختلاف است. در صورت نخست، حکم، مخصوص مرد است و تفاوتی میان آب و دیگر مایعات نیست. در فرض شک در تحقّق ارتماس، اصل عدم آن است.
انواع غسل
...
غسل استحاضه از غسل های واجب می باشد.
غسل استحاضه غسلی است که بر زن با مشاهده خون استحاضه واجب می شود.
کاربرد فقهی
از آن در باب طهارت سخن گفته اند.
احکام
به قول مشهور، بر مستحاضه متوسطه ، هر روز، پیش از نماز صبح یک غسل واجب است. چنان که بر مستحاضه کثیره سه غسل واجب است:پیش از نماز صبح، پیش از نماز ظهر و عصر در صورت جمع میان آن دو، و پیش از نماز مغرب و عشا با جمع میان آن دو .
غسل استخاره، غسل برای استخاره کردن می باشد.
از احکام آن در باب طهارت سخن گفته اند.
حکم غسل استخاره
از غسلهای فعلی (غسل فعلی) غسل استخاره است. بسیاری از فقها غسل استخاره را برای خصوص نماز استخاره مستحب دانسته اند.
اختصاص به نماز استخاره
برخی، استحباب آن را به نماز استخاره ای که با کیفیتی خاص همراه با غسل در روایات وارد شده است، اختصاص داده اند، نه هر نماز استخاره ای. در مقابل، جمعی آن را برای مطلق استخاره، هرچند بدون نماز ، مستحب دانسته اند.
غسل استسقاء به غسل درخواست باران اطلاق می شود.
از آن در باب طهارت سخن گفته اند.
احکام
از غسل های مستحب، غسل کردن برای خواندن نماز باران است. برخی احتمال استحباب آن را پیش از سه روز روزه - که جزء اعمال نماز استسقاء است - نیز داده اند. برخی غسل برای مطلق طلب باران را مستحب دانسته اند. .
آب قابل استفاده برای غسل را آّب غسل می گویند و از آن در باب طهارت بحث شده است.
آب غسل باید پاک، مطلق و مباح باشد و در شستن نجاست استفاده نشده باشد.
العروة الوثقی، ج۱، ص ۳۰۰.
در صورت در اختیار نداشتن آب برای غسل، تهیّه آن از راه های ممکن مانند خریدن و قرض کردن
توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۹۲.    
در این که تهیّه آب غسل همسر در غسل های جنابت، حیض و نفاس و در صورت نیاز، گرم کردن آن، بر عهده شوهر است یا نه، اختلاف است.
مستمسک العروة، ج۳، ص۱۰۷.    
...
آیه غسل به آیه ۴۳ سوره نساء اطلاق می شود.
← نهی از خواندن نماز در حال جنابت
 ۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۴۳.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۱۹۹.    
...
غسل یعنی شستن بدن به گونه ای خاص به قصد تقرب به خدا .غسل عبارت است از شستن تمامی بدن از سر تا پا با کیفیت تعیین شده از سوی شرع مقدس، به قصد امتثال . از احکام آن به تفصیل در باب طهارت سخن گفته اند.
غسل به لحاظ حکم تکلیفی به دو قسم واجب و مستحب تقسیم می شود که هر کدام انواعی دارد.


غسل در دانشنامه ویکی پدیا

غسل
غسل، در لغت به معنای شستن است و در اصطلاح به مجموعه ای از اراده قلبی و اجرای عملی در خصوص شستن بدن گفته می شود.
غسل های واجب
غسل های مستحب
غسل ها بر پایهٔ حکم شرعی به دو دسته تقسیم می شود:
هفت نوع غسل واجب وجود دارد که خود به دو گروه اصلی تقسیم می شوند:
غسل های خاص زنان به لحاظ خونی است که از اندام تناسلی آنها خارج می شود و براساس نوع خون نوع وضعیت جسمی آنان و به تبع آن حکم وضعی آنها در فقه شیعه متفاوت است. سه نوع غسل واجب خاص زنان وجود دارد:
عکس غسل
غسل تعمید (به انگلیسی: baptism) یک آیین تطهیریِ دینی برای کسب بخشش از گناهان و زندگی دوباره است که در مذاهب گوناگونی مانند مسیحیت و آیین سیک ها رواج دارد و ریشهٔ آن آیین های طهارت یهودی است.
امروزه غسل تعمید را با مسیحیت می شناسند، زیرا آیین غسل تعمید، نماد منزّه شدن از گناه، و پیوند فرد مؤمن با مسیحِ در حال مرگ، مسیحِ به خاک سپرده شده، و رستاخیز مسیح است. غسل تعمید در مسیحیت برگرفته از غسل تعمید داده شدنِ مسیح توسط یحیای تعمیددهنده در رود اردن است.
غسل تعمید می تواند در آب های جاری، مانند رودخانه ها یا دریا یا چشمه ها، اعمال شود.
تعمیددهنده، کسی که خود قبلاً با آب مقدس غسل تعمید داده شده، به نام عیسی مسیح این کار را انجام می دهد، و کسی که غسل تعمید داده می شود باید به طور کامل در آب قرار بگیرد و سر و صورت او به سمت پایین خم شده باشد.
غسل تعمید آتش (انگلیسی: Baptism of Fire) عنوان سومین داستان از مجموعهٔ حماسی و فانتزی ویچر، اثر آندری ساپکوفسکی می باشد. این کتاب اولین مرتبه در تاریخ ۱۹۹۶ به زبان لهستانی چاپ گردید و در سال ۲۰۱۴ نیز به زبان انگلیسی منتشر گردید. داستان کتاب ادامهٔ ماجرای کتاب قبلی، موعد تحقیر می باشد و پیش درآمدی است بر عنوان کتاب بعدی با نام برج پرستوها.
۱۹۹۶ (سوپر نووا) (لهستان)
۲۰۱۴ (گولانز) (انگلیسی)
غسل تعمید مسیح (به انگلیسی: The Baptism of Christ) نام یکی از آثار شناخته شدهٔ لئوناردو دا وینچی و آندرئا دل وروکو بوده است. این نقاشی در سال ۱۴۷۵ میلادی به اتمام رسیده است. ابعاد این تابلو ۱۵۱×۱۷۷ سانتی متر مربع است.
لئوناردو دا وینچی
مونالیزا
شام آخر (داوینچی)
در شریعت اسلام غسل جنابت، از غسل های واجبی است که پس از جنب شدن باید انجام شود.
جماع (آمیزش):
به یکی از دو چیز انسان جنب می شود:
اگر انسان جماع کند و به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، در زن باشد یا در مرد، در قُبل (جلو) باشد یا در دُبر (عقب)، بالغ باشند یا نابالغ، اگر چه منی بیرون نیاید، هر دو جنب می شوند.
بیرون آمدن منی چه در خواب باشد (احتلام)، یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بی شهوت، بااختیار باشد یا بی اختیار، البته اینها در صورتی است که یقین دارد آبی که خارج شده منی باشد و اما رطوبت یا آبی که از انسان بیرون می آید، ولی نمی داند منی است یا رطوبت دیگر، اگر این شخص مرد و سالم است بایستی آن آبی که بیرون آمده دارای سه علامت باشد که حکم به منی بودن آن بشود (البته در صورت شک).
غسل مس میت، از غسل های واجبی است که به سبب تماس با مرده لازم آید. البته حکم غسل مس میت مخصوص مسلمانان است
آن جسد، جسد شهید نباشد (شهیدی که غسل ندارد).
کسی که کشتن او به خاطر رجم یا قصاص واجب شده و قبلاً خودش غسل کرده نباشد.
بچه سقط شده ای نباشد که هنوز چهار ماهش تمام نشده است.
بدن میّت سرد شده باشد.
بدن میّت را غسل نداده باشند؛ یعنی سه غسلش تمام نشده باشد.
موی خود را به بدن میّت و همچنین بدن یا موی خود را به موی میّت نرسانده باشد در غیر اینصورت غسل لازم ندارد.
اگر از انسان عضوی جدا شده، بایستی هم گوشت و هم استخوان با هم باشد، اگر قسمتی از بدن کسی از او جدا شود یا خود او مرده است یا زنده، اگر مرده باشد یا بدنش را غسل داده اند یا نداده اند، اگر مرده باشد و بدنش را غسل داده باشند، که لمس آن عضو غسل ندارد، و اگر از مرده ای باشد که هنوز بدنش را غسل نداده اند، یا آن عضو از اعضایی است که اگر متصل هم بود و مسح می شد، غسل مس میّت لازم نبود (مانند موها)، یا از اعضای دیگر است، اگر صورت اول باشد(موها) غسل لازم نیست و اگر صورت دوم باشد، غسل مسّ میّت لازم است و اگر قسمت جدا شده، از انسانی باشد که خود زنده است، سه صورت دارد: یا گوشت تنهاست یا استخوان تنها (مانند دندان) یا گوشت و استخوان هر دو با هم است که در صورت سوم مسّ آن غسل دارد و اما دو صورت قبل غسل مسّ میّت ندارد.
اگر انسان (به ویژه پزشکان و پرستاران و کارمندان بخش های مراقبت های ویژه بیمارستان ها) بدن انسان مرده ای را که سرد شده و غسل داده شده نیست لمس و مس کنند و حتی جایی از بدن خود را به بدن او برسانند باید غسل «مس میت» کنند.
اگر بدن شخص زنده ای به بدن انسان مرده ای برخورد کند، با چند شرط بر او غسل مس میّت لازم می شود، این شرایط عبارتند از:
غسل مس میت را به دو صورت می توان انجام داد:
در شریعت اسلام غسل میت، از غسل های واجبی است که مرده را پیش از دفن دهند.
نخست: غسل با آب مخلوط به سدر:
بدن مسلمانی که از دنیا رفته است تا قبل از غسل میت ناپاک بوده و اگر چیزی با رطوبت به آن برخورد کند نجس می شود، چنانچه بدن میت سرد شده باشد لمس آن باعث وجوب غُسل مَسِّ مَیت بر کسی که مرده را لمس کرده می شود ولی لمس او پس از اتمام غسل میت چنین حکمی نداشته و بدن میت هم پاک می شود.
واجب است میت مسلمان را پس از پاک کردن و شستن بدن او از آلودگی ها و نجاست ها به ترتیب سه غسل دهند.
اندکی سدر در آب غسل ریخته به حدی که آب مضاف نشود نخست با آن آب سر و گردن و بعد سمت راست و سپس سمت چپ را غسل دهند.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

غسل در دانشنامه آزاد پارسی

غُسل (ablution)
شست وشوی آیینی. برای مثال هندوان پیش از نیایش خود را، ترجیحاً در آب روان، می شویند و شست وشو در بعضی رودها، خاصه رود گنگ، را دارای محاسن معنوی می دانند. آیین های مسیحیت و شینتو معتقدند غسل موجب تطهیر می شود. برای مثال در اساطیر ژاپنی، ایزاناگی پس از دیدار از جهان مردگان خود را با شستن در رودی تطهیر می کند. در آیین شینتو، شست وشوی بدن پیش از نیایش، به قصد رفع آلودگی است نه تطهیر از گناهان. در اسلام، در موارد زیادی توصیه به غسل و شست وشوی کامل بدن شده است که برخی از آن ها واجب و بسیاری مستحب است. از غسل های واجب می توان به غسل جنابت ـ غسل بعد از احتلام و مقاربت ـ و غسل مسّ میّت اشاره کرد. تعداد غسل های واجب را شش و تعداد غسل های مستحب را بالغ بر ۴۰ دانسته اند. غسل در فقه اسلامی به دو نوع ارتماسی و ترتیبی تقسیم شده که در اوّلی همه بدن یک باره در داخل آب ـ مثلاً استخر ـ قرار می گیرد امّا در دوّمی، ابتدا سر و گردن سپس سمت راست و بعد از آن سمت چپ شسته می شود. از غسل های مستحبی معروف می توان غسل جمعه، غسل عیدین، غسل زیارت، و غسل توبه را نام برد.

غسل در جدول کلمات

غسل نشده
غس
بدل از غسل و وضو

معنی غسل به انگلیسی

ablution (اسم)
شستشو ، غسل ، ابدست
wash (اسم)
شستشو ، غسل ، رخت شویی
dip (اسم)
غسل ، جیب بر ، شیب
immersion (اسم)
غسل ، غوطه وری
soaking (اسم)
غسل ، خیس خوری ، عمل خیساندن

معنی کلمه غسل به عربی

غسل
انتقاع , انخفاض , غسل , غمر , وضوء
اغطس
معمودية

غسل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ابوالفضل ١٨:٤٤ - ١٣٩٥/١١/٢٤
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: پادیاب، پاتیاپ که هر دو واژه، پهلوی است
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرینت > footprint
Marjan > Prescription
Azal > Go wrong
محدثه فرومدی > all
محدثه فرومدی > followed
Maria > Built up
ERF.. > daydream
mina > in my early twenties

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• چگونه غسل کنیم   • نیت غسل   • چگونگی انجام غسل جنابت   • غسل ارتماسی   • غسل حیض   • غسل ترتیبی چگونه است؟   • غسل استحاضه   • معنی غسل   • مفهوم غسل   • تعریف غسل   • معرفی غسل   • غسل چیست   • غسل یعنی چی   • غسل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غسل
کلمه : غسل
اشتباه تایپی : ysg
آوا : qosl
نقش : اسم
عکس غسل : در گوگل


آیا معنی غسل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )