برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1286 100 1

غشیه

معنی غشیه در لغت نامه دهخدا

غشیة. [ غ ُش ْ ی َ ] (ع اِ) پوشش. پرده. غُشایَة. و غِشایَة. مثله ، یقال : علی بصره و قلبه غشیة و غشایة؛ ای غطاء. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

غشیة. [ غ َش ْ ی َ ] (ع اِمص ) بیهوشی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). به معنی غَشْی ْ. (از اقرب الموارد). غش کردن. بیخود شدن.رجوع به غَشْی ْ شود. || اسم مرت از غَشْی ْ. رجوع به غَشْی ْ شود. || حمی الغشیة؛ تبی است که گاه ورود آن غش آید. (بحر الجواهر). ظاهراًاین همان نوبه ٔ غش امروز است که مالاریای قوی است.

غشیة. [ غ ِش ْ ی َ / ی ِ ] (ع اِ) نوع بیهوشی. هیئت بیهوشی. (ناظم الاطباء) بنای نوع است از غَشْی ْ.

غشیة. [ غ َ شی ی َ ] (اِخ ) نام جایی است از ناحیه ٔ معدن القبلیة. به صورت عسیة نیز روایت شده است. (از معجم البلدان ).

غشیه. [ غ ُش ْ ی َ ] (اِ) بوی بد دهان و آن را غساک و غشاک نیز گویند. (از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 191 الف ).

معنی غشیه به فارسی

غشیه
بیهوشی
نام جایی است از ناحیه معدن القبلیه بصورت عسیه نیز روایت شده است

غشیه در جدول کلمات

غشیه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهادر
بیهوشی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی غشیه   • مفهوم غشیه   • تعریف غشیه   • معرفی غشیه   • غشیه چیست   • غشیه یعنی چی   • غشیه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غشیه
کلمه : غشیه
اشتباه تایپی : yadi
عکس غشیه : در گوگل

آیا معنی غشیه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )