انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1073 100 1

غضب

/qazab/

مترادف غضب: برآشفتگی، برافروختگی، تندمزاجی، تندی، تیزی، خشم، خشمگین، خشمناکی، سخط، عتاب، عصبانیت، غیظ، قهر، هیجان

برابر پارسی: اندوه، تند خویی، خشم

معنی غضب در لغت نامه دهخدا

غضب. [ غ َ ض َ ] (ع مص ) خشم گرفتن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ): غضب علیه و له غضباً و مغضبة،و این وقتی گویند که مغضوب علیه زنده باشد و اگر مرده باشد «غضب به » گویند. (منتهی الارب ). دشمن داشتن کسی توأم با حس انتقام گرفتن از او. (اقرب الموارد). || غضب اسب و جز آن ؛ کنایه از گاز گرفتن لگام است. || غضب آتش ؛ کنایه از شدت سوزش آن است. (از اقرب الموارد). || (اِمص ) خشمگنی. خلاف خشنودی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). غول الحلم. (منتهی الارب ). خشم. مقابل رضا. یکی از شش عرض نفسانی : قوه ٔ دفع منافر . مقابل شهوت که قوه ٔ جلب ملائم است. بطش. وروت. جوشیدن خون قلب برای اراده ٔ انتقام. (از اقرب الموارد). تغیری است که هنگام غلیان خون قلب حاصل شود تا از آن سینه تشفی یابد. (از تعریفات جرجانی ). صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: غضب حرکت نفس است و مبداء آن حالت اراده ٔ انتقام میباشد، و گفته اند: آن کیفیت نفسانی است که حرکت روح را به خارج بدن برای طلب انتقام ایجاب میکند - انتهی. رجوع به همین کتاب شود. غضب مانند ترس از حس صیانت ذات ریشه میگیرد و عبارت از حالت تعرض موجود زنده است برای مقابله و معارضه با عوالمی که منافع و مصالح او را تهدید میکنند. (روان شناسی از لحاظتربیت تألیف دکتر علی اکبر سیاسی ص 363). صاحب قاموس کتاب مقدس آرد: غضب خدا را با غضب انسان امتیاز کلی است ، زیرا غضب انسان عبارت از احساسات موجود گناهکار است که از همجنس خود غضبناک میشود، اما غضب خدای تعالی عبارت از مکروه داشتن خطا و گناه از وجود پاک وخالی از گناهی میباشد، و امکان دارد که غضب با رحمت و شفقت در ذات الهی موجود باشد - انتهی. رجوع به مرآت الخیال ص 328 و رجوع به مدخل خشم شود : ولما سکت عن موسی الغضب اخذ الالواح. (قرآن 154/7).
به لگد ناف و زهار همه از هم بدرید
که از ایشان به تن اندر شده بودش غضبی.
منوچهری.
از آنجا که روا بود مر قضاءِ مرگ را که روح سعید امیر نصر را به غضب گیرد... مرا هم سزد و شاید که این ابیات را... انتحال کنم ، و به غضب در مرثیه ٔ امیرنصر برخوانم. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 446).
غضب دست در خون درویش داشت
ولیکن سکون دست در پیش داشت.
سعدی (بوستان ).
- به غضب آمدن ؛خشم گرفتن. خشمگین شدن.
- پرغضب ؛بسیار خشمگین :
شیر با خرگوش چون همراه شد
پرغضب پرکینه و بدخواه شد.
مولوی (مثنوی ).

غضب. [ غ َ ] (ع اِ) گاو نر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ثور. (اقرب الموارد). || شیر بیشه. (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسد. (اقرب الموارد). || سنگلاخ است. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). صخرة صلبة. تخته سنگ سخت ؛(اقرب الموارد). || (ص ) سخت سرخ. و احمر غضب ؛ ای غلیظ. (منتهی الارب ) (آنندراج ). الشدیدة الحمرة و قیل الاحمر الغلیظ. (اقرب الموارد). || (مص ) خاشاک رفتن در چشم. || چچک زده گردیدن. (از اقرب الموارد) (تاج العروس ). آبله زده شدن.

غضب. [ غ َ ض ِ ] (ع ص ) خشمناک. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).

غضب. [ غ ُ ض ُب ب ] (ع ص ) سخت خشم. زودخشم. (منتهی الارب ) (آنندراج ). خشمناک. (از اقرب الموارد).

غضب. [ غ َ ] (اِخ ) ابن جشم بن خزرج بن حارثةبن ثعلبةبن عمروبن عامربن رافعبن ملک بن عجلان بن عمروبن عامربن رزیق. وی جد قبیله ای از انصار بود. رجوع به انساب سمعانی ورق 409 ب و رجوع به غَضبی شود.

غضب. [ غ َ ] (اِخ ) ابن کعب بن حارث بن بهیةبن سلیم. وی جد قبیله ٔ سلیم بود. رجوع به انساب سمعانی ورق 409ب رجوع به غَضبی شود.

معنی غضب به فارسی

غضب
خشم گرفتن، خشم کردن برکسی، خشمگینی، خشم
( صفت ) خشمناک قهر آلود .
ابن کعب بن حارث بن بهیه بن سلیم وی جد قبیله سلیم بود
( صفت ) خشمناک خشمگین غضبناک : مردی غضب آلوده بود . ۲ - با خشم و غضب قهر آلود : غضب آلوده فریاد کرد .
( صفت ) خشمناک خشمگین غضبناک : مردی غضب آلوده بود . ۲ - با خشم و غضب قهر آلود : غضب آلوده فریاد کرد .
( صفت ) خشمناک خشمگین غضبناک : مردی غضب آلوده بود . ۲ - با خشم و غضب قهر آلود : غضب آلوده فریاد کرد .
( صفت ) آنکه بخشم آورد خشم آور خشمگین کننده .
( مصدر ) خشم گرفتن غضب کردن خشمگین شدن .
( مصدر ) خشم گرفتن غضب کردن خشمگین شدن .
خشمناک و غصبناک
خشم و تندی خشم سخت
کسی که قهر و غضب پادشاهی را اجرا می کند . جلاد .

معنی غضب در فرهنگ معین

غضب
(غَ ضَ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) خشم گرفتن . ۲ - (اِمص .) خشمگینی . ۳ - (ا ِ.) خشم .

معنی غضب در فرهنگ فارسی عمید

غضب
خشمناک، خشمگین.
خشم گرفتن، خشم کردن بر کسی، خشمگینی، خشم.
* غضب راندن بر کسی: [قدیمی] خشم و تندی نشان دادن بر او.
* غضب کردن: (مصدر لازم) خشم گرفتن، خشمگین شدن.
خشم آلود، پر از خشم، خشمناک، خشمگین.
خشم آور، خشمگین کننده، آنچه یا آن که به خشم آورد.

غضب در دانشنامه اسلامی

غضب
خشم و غضب نیرویی است که برای دفاع از خود و پاسداری از حق در نهاد انسان گذارده شده است، اما اگر از محور اصلی خویش خارج گردد تبدیل به یکی از رذائل بزرگ می شود و رذائل مهم دیگری را نیز با خود به همراه می آورد.
کلمه "غضب" به معنای خشم گرفتن، و خلاف خشنودی، به کار رفته است.غضب عبارت است از: حالت نفسانیّه ی که باعث حرکت روح حیوانی و از داخل به جانب خارج از برای غلبه و انتقام می شود و هرگاه شدت نمود باعث حرکت شدیدی می شود که از آن حرکت، حرارتی مفرط حاصل، و از آن حرارت دود تیره ای بر می خیزد و دماغ و رگ ها را چنان پر می سازد که نور عقل را می پوشاند، و اثر قوه عاقله را ضعیف می کند.و به این جهت است که در صاحب غضب، موعظه و نصیحت اثر چندانی نمی بخشد. بلکه پند و موعظه، درشتی و شدّت را زیاد می کند. و حرکت قوّه غضبیه به این جهت امری است که هنوز واقع نشده است بلکه محتمل الوقوع است. و به جوش آمدن شعله غضب، به جهت دفع آن است، یا به سبب امری است که واقع شده، و حرکت آن به جهت انتقام است.پس اگر انتقام ممکن باشد و قدرت بر آن داشته باشد، چون غضب به حرکت آمد خون از باطن به ظاهر میل می کند و رنگ آدمی سرخ می شود. و اگر انتقام ممکن نباشد و از آن مایوس باشد خون میل به باطن می کند و به آن جهت رنگ آدمی زرد می شود. و اگر غضب بر کسی باشد که نداند خواهد توانست انتقام از او بکشد یا نه، گاهی خون میل به باطن و گاهی میل به ظاهر می کند، و به این جهت رنگ آدمی گاهی سرخ و گاهی زرد می شود.
غضب در قرآن
کلمه غضب در آیات بسیاری به کار رفته است که در بیشتر موارد، مراد غضب و خشم الهی است که شامل کافران و منافقان می شود. همچنین در برخی آیات، قرآن کریم مومنان را به کنترل خشم سفارش کرده و از ویژگی های بارز آنان، عفو و بخشش در هنگام غضب، و صبر و تحمل در برابر حکم و قضای خداوند نام برده است. چنانکه می فرماید: «و همان کسانی که از گناهان بزرگ و از کارهای زشت دوری می کنند و هنگامی که (به مردم) خشم می گیرند، راه چشم پوشی و گذشت را برمی گزینند.»به عبارتی آیه در صدد بیان این مطلب است که این گروه نه تنها در موقع غضب، اختیار خود را از دست نداده و دست به اعمال زشت نمی زنند، بلکه با عفو و بخشش، قلب خود را از کینه ها می شویند و این صفتی است که تنها در سایه ایمان و توکل بر خدا پیدا می شود. «آن کسانی که در توان گری و تنگدستی انفاق می کنند و خشم خویش فرو می خورند و از خطای مردم در می گذرند خدا نیکوکاران را دوست دارد.» هم چنانکه مشخص است فرو بردن خشم در این آیه از صفات نیکوکاران و پرهیزکاران شمرده شده است.
غضب در روایات
هر انسانی طبیعتا در مقابل پیشامدهای ناگوار، ناراحت و عصبانی می شود، اما اگر خشم به طور متعادل به کار گرفته نشود، موجب خواری و هلاکت و بسیاری از شرور دیگر می گردد. به طوری که شخص در زمان عصبانیت قدرت تفکر نداشته، و ممکن است دست به اموری بزند که شایسته نیست و حتی موجب قتل شخصی دیگر گردد. و در اخبار و آثار، مذمت شدید در خصوص غضب وارد شده است. حضرت رسول (صلّی اللّه علیه و آله و سلم) فرمودند که: «غضب ایمان را فاسد می گرداند چنانکه سرکه عسل را فاسد می کند.» و از حضرت امام محمدباقر (علیه السّلام) مروی است که: «این غضب آتش پاره ای است از شیطان، که در باطن فرزند آدم است. و چون کسی از شما غضبناک گردید چشم های او سرخ می گردد و باد به رگ های او می افتد و شیطان داخل او می شود.» از جمله سخن امام محمد باقر (علیه السّلام) که فرمودند: «هر که خشم خود را از مردم باز گیرد، خدای تبارک و تعالی خشم خود را از او باز می گیرد.» و از حضرت امام جعفرصادق (علیه السّلام) مروی است که: «غضب، کلید هر بدی و شرّی است.» و باز از آن حضرت مروی است که: «غضب، دل مرد دانا را هلاک می کند.» و نیز آن حضرت فرموده است که: «کسی که قوه غضبیّه خود را مالک نباشد عقل خود را نیز مالک نیست.» همچنین در حدیثی از امام صادق (علیه السّلام) آمده است: «هر که غضب خود را نگه دارد، خداوند عیب او را بپوشاند.» و مخفی نماند که: علاوه بر اینکه خود غضب از مهلکات عظیمه و از صفات خبیثه است، لوازم و آثاری چند نیز بر آن مترتّب می شود که همه آنها مهلک و قبیح است، مانند: فحش و دشنام و اظهار بدی مسلمین و شماتت ایشان و سرّ ایشان را فاش کردن و پرده ایشان را دریدن و سخریه و استهزاء به ایشان کردن و غیر این ها از اموری که از عقلا صادر نمی گردد.در روایتی دیگر، حضرت علی (علیه السّلام) فرموده اند: «سخت ترین دشمن انسان غضب و هوای نفس او است، هر کس بتواند این دو را رها کند، درجه او بلند می شود و به آخرین مرحله کمال می رسد.»
اقسام غضب
...
غضب
محقق کبیر، احمد بن محمد، معروف به ابن مسکویه در کتاب طهارة الاعراق که از کتب نفیس کم نظیر است در نیکویی ترتیب و حسن بیان، چیزی می فرماید که حاصل ترجمه اش قریب به این مضمون است:
غضب در حقیقت عبارت از حرکتی است نفسانی که به واسطه آن جوشش در خون قلب حادث شود برای شهوت انتقام پس وقتی که این حرکت سخت شود آتش غضب را فروزان کند و برافروخته نماید و متمکن کند جوشش خون قلب را در آن، و پر کند شریانها و دماغ را از یک دود تاریک مضطربی که به واسطه آن حال عقل بدو ناچیز شود و کار او ضعیف شود.
و مثل انسان در این هنگام، چنانچه حکما گویند، مثل غاری شود که در او آتش افروزند و پر گردد از شعله و محبوس و مختنق گردد در آن دود و اشتعال آتش، و بپا خیزد نفیر آن و بلند شود نایره و صدای آن از شدت اشتعال، پس سخت شود علاج آن و مشکل گردد خاموش نمودن آن و چنان شود که هر چه بر وی افکنند که او را فرو نشاند، خود را نیز جزء آن شود و بر ماده آن افزاید و سبب ازدیاد شود.
پس از این سبب است که انسان در این حال کور شود از رشد و هدایت و کر گردد از موعظه و پند بلکه موعظه در این حال سبب ازدیاد در غضب شود و مایه شعله و نایره آن گردد و از برای این شخص راه چاره ای در این حال نیست.
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الْغَضَبُ یُفْسِدُ الْإِیمَانَ کَمَا یُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: غضب ایمان را فاسد کند چنان که سرکه عسل را. (اصول کافی، ج:3 ص:412 روایة:1)
یکی از محققان گوید: غضب، زبانه آتشی است که از آتش فروزان خدا برگرفته شده و جز از دلها سر بر نزند، در درون دل خموده است و چون آتش زیر خاکستر آرمیده و سر بزرگی نهان دل، هر سرفراز لجباز آن را بدر آورد چنانچه آهن آتش خموش را از دل سنگ، بر آن ها که به دیده حق بین بنگرید هویدا است که رگی از شیطان لعین در انسان می درزد و در هر که زبانه خشم سرزد خویشی شیطان از او سر برزد که گفت: مرا از آتش آفریدی و او را از گِل، شیوه گِل آرامش و وقار است و شیوه آتش برافروختن و شرار و جنبش و پریشانی و کباب کردن دلهای نزار که خدا فرماید: «تافته کند هر چه در دل آنها است با پوستشان» و از نتایج خشم است کینه و حسد که بدان ها هلاک شده اند مردم بد و تباه شده اند هر دیو و دد.
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام الْغَضَبُ مِفْتَاحُ کُلِّ شَرٍّ؛ امام صادق علیه السلام فرمود: غضب کلید هر شری است. (اصول کافی، ج:3، ص:412، روایة: 3)
غضب
معنی غَضِبَ: خشم گرفت
معنی مَغضُوبِ: مورد غضب و خشم واقع شده
معنی حَمِيَّةَ: حميّت (نيروي غضب وقتي فوران کند و شدت يابد)
معنی غَضْبَانَ: خشمگيني که خشمش به راحتي فروکش نکند (صفت مشبهه از ماده غضب است )
معنی حُلُمَ: حِلمها (کنایه از رسیدن به بلوغ ،جمع حِلم به معنی حوصله که ضبط نفس و کنترل طبع است از اينکه دچار هيجان غضب شود )
معنی حَادَّ: دشمنی کرد(از ریشه محادة به معنی تجاوز با مخالفت٬منع کردن و خودداري نمودن وشدت غضب است به حدي که عقل و تدبير آدمي را از بين ببرد )
معنی يُحَادُّونَ: مخالفت مي کنند(از ريشه محادة به معني تجاوز با مخالفت٬منع کردن و خودداري نمودن وشدت غضب است به حدي که عقل و تدبير آدمي را از بين ببرد )
معنی لَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ: نه از آنان مي خواهند كه عذر خواهي كنند (عتب به معناي غضب و حزن است ، وقتي گفته ميشود : فلاني بر فلاني عتب کرد معنايش اين است که غم او را خورد ، و اگر برگردد و دلجوئيش کند ميگويند عاتبه ، و اسم اين ماده عتبي است ، يعني برگشتن معتوب عليه به چيزي که ماي...
معنی يُحَادِدِ: دشمني کند - مخالفت کند(از ريشه محادة به معني تجاوز با مخالفت٬منع کردن و خودداري نمودن وشدت غضب است به حدي که عقل و تدبير آدمي را از بين ببرد . جزمش به دليل شرط واقع شدن براي جمله بعدي است و حرکت گرفتن دال به دليل تقارنش با حرف ساکن بعدي يا تشديد دار...
معنی يَسْتَعْتِبُواْ: که عذر خواهي کنند (عتب به معناي غضب و حزن است ، وقتي گفته ميشود : فلاني بر فلاني عتب کرد معنايش اين است که غم او را خورد ، و اگر برگردد و دلجوئيش کند ميگويند عاتبه ، و اسم اين ماده عتبي است ، يعني برگشتن معتوب عليه به چيزي که مايه رضايت عاتب باشد ، و...
ریشه کلمه:
غضب‌ (۲۴ بار)
خشم حالتی نفسانی است که با به هیجان آمدن عواطف و احساسات و هجوم خون به قلب همراه است. چنین حالت هیجانی به طور طبیعی تعادل رفتاری را در آدمی به هم می ریزد و کنش و واکنش های تندی را سبب می شود. اما هنگامی که غضب و خشم را به خدا نسبت می دهیم هرگز این معنا را قصد نمی کنیم؛ زیرا خدا از انفعال و متاثر شدن پاک و منزه است، در حالی که خشم و غضب بیانگر تاثر و انفعال شدید آدمی است. بر این اساس هرگاه غضب و خشم به خداوند نسبت داده می شود مراد از آن، عقاب الهی یا در نهایت انتقام وی می باشد.
غضب که در فارسی از آن به خشم یاد می شود، دو کاربرد متفاوت در فرهنگ قرآنی دارد. گاه خشم و غضب درباره حالت نفسانی انسانی به کار رفته و گاه دیگر این واژه به خداوند نسبت داده می شود. به نظر می رسد که تفاوت معنایی میان دو کاربرد وجود دارد، هر چند که متشابهات معنایی میان دو کاربرد زیاد باشد. راغب اصفهانی زبان شناس و قرآن شناس به نام ایرانی، در کتاب مفردات الفاظ قرآن کریم، در تبیین معنا غضب می نویسد: غضب عبارت از به هیجان آمدن خون قلب برای گرفتن انتقام است. مراد از غضب الهی، تنها انتقام می باشد.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات راغب، ص۶۰۸، ذیل واژه غضب.    
عواملی که خشم انسانی را برمی انگیزد می تواند امور بسیاری باشد که از جمله آن ها می توان به مخالفت دیگری با خواسته ها، نیازها، توقعات و انتظارات و مانند آن باشد. تجاوز و ظلم به حقوق دیگری و یا نادیده گرفتن حقوق دیگری و مانند آن نیز می تواند از عوامل خشم انسانی باشد. اما آن چه در این جا نخست مورد توجه و تاکید است، عواملی است که خشم و غضب الهی را برمی انگیزد، زیرا با شناخت این علل و عوامل می توان به عوامل واقعی خشم و غضب در انسان نیز توجه یافت. به این معنا که اگر انسان مومنی بخواهد نسبت به امری خشم معتدل داشته و از افراط و تفریط به دور باشد، می بایست به اموری توجه یابد که به عنوان علل و عوامل خشم و غضب الهی شده است. به سخن دیگر، علل و عوامل بسیاری می تواند خشم آدمی را برانگیزد و او را به سوی هیجانات ویژه خشم سوق دهد، ولی انسان معتدل و مومن کسی است که خشم اعتدالی داشته باشد و در جایی که سزاوار است خشم گیرد و در جایی که سزاوار نیست خود را مهار و کنترل کند هرچند که به طور طبیعی واکنشی هیجانی از خود بروز می دهد. برای دست یابی به چنین حالتی از اعتدال لازم است که انسان خشم خویش را مرتبط با علل و عواملی قرار دهد که موجبات خشم الهی را فراهم می آورد تا این گونه، انسانی خدایی و متاله شود. بنابراین، مقتضای متاله و خدایی شدن و قرار گرفتن در شرایط انسان سالم و کامل آن است که به علل و عواملی واکنش نشان دهد که خداوند را به خشم و غضب می آورد. این گونه است که امام کامل امیرمومنان (علیه السّلام) خشم خود را الهی می گرداند و تنها برای او خشم و غضب می کند. این گونه است که وقتی پهلوان عرب بر او خدو و تفو می اندازد وی از سینه اش بر می خیزد و پس از فرو بردن خشم خویش تنها به خشم و انتقام و عقاب الهی است که جان دشمن را می ستاند تا اخلاص را در عمل خویش هم چنان برای وجه الله حفظ کرده باشد. مولوی در این باره می سراید: گفت بر من تیغ تیز افراشتی•••• از چه افکندی مرا بگذاشتی. آن چه دیدی که چنین خشمت نشست•••• تا چنان برقی نمود و باز جست.
← علل و عوامل بینشی و عقیدتی
خشم و غضب الهی که به شکل عقاب و انتقام خودنمایی می کند، می تواند در دنیا و آخرت باشد. به این معنا که خشم الهی موجب انتقام گیری و عقاب الهی در قیامت به آتش دوزخ شود.
طه/سوره۲۰، آیه۸۱.    
...
کلمه غضب در آیات بسیاری به کار رفته است که در بیشتر موارد، مراد غضب و خشم الهی است که شامل کافران و منافقان می شود.
بنی اسرائیل ، گرفتار خشم و غضب همیشگی خداوند هستند.«واذ قلتم یـموسی... وباءو بغضب من الله....»؛ و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: «ای موسی ! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! از خدای خود بخواه که از آنچه زمین می رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما فراهم سازد.» موسی گفت: «آیا غذای پست تر را به جای غذای بهتر انتخاب می کنید؟! (اکنون که چنین است، بکوشید از این بیابان) در شهری فرود آئید؛ زیرا هر چه خواستید، در آنجا برای شما هست.» و (مهر) ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائی شدند؛ چرا که آنان نسبت به آیات الهی ، کفر می ورزیدند؛ و پیامبران را به ناحق می کشتند. اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند. («باءو» به معنای «بازگشتند» است و «باءو بغضب من الله»، یعنی بازگشتند در حالی که غضب و خشم خدا را به دوش کشیده، همراه داشتند. ) «.. ولو ءامن اهل الکتـب...»؛ شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اند؛ (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب ، (به چنین برنامه و آیین درخشانی،) ایمان آورند، برای آنها بهتر است! (ولی تنها) عده کمی از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار) «... وبآءو بغضب من الله...»؛ هر جا یافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، (و تجدید نظر در روش ناپسند خود،) و (یا) با ارتباط به مردم (و وابستگی به این و آن)؛ و به خشم خدا، گرفتار شده اند؛ و مهر بیچارگی بر آنها زده شده؛ چرا که آنها به آیات خدا، کفر می ورزیدند و پیامبران را بناحق می کشتند. اینها بخاطر آن است که گناه کردند؛ و (به حقوق دیگران،) تجاوز می نمودند.
سبب سقوط
گرفتاری بنی اسرائیل به غضب الهی ، سبب سقوط و هلاکت آنان شد.«یـبنی اسرءیل...»؛ ای بنی اسرائیل! ما شما را از چنگال دشمنتان نجات دادیم؛ و در طرف راست کوه طور ، با شما وعده گذاردیم؛ و «منّ» و «سلوی» بر شما نازل کردیم! «کلوا من طیبـت ما رزقنـکم ولاتطغوا فیه فیحل علیکم غضبی ومن یحلل علیه غضبی فقد هوی»؛ بخورید از روزیهای پاکیزه ای که به شما داده ایم؛ و در آن طغیان نکنید، که غضب من بر شما وارد شود و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوط می کند!
عوامل غضب
...
نَفَق، ایجاد سوراخى در زمین است که راه رهایى داشته باشد -همانند سوراخ موش -
منافقان، گرفتار خشم و غضب خداوند:۱. ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَ کَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ.
محمّد/سوره۴۷، آیه۲۸.    
 ۱. ↑ فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۵، ص ۱۷۷، «نفق».    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۳۱، ص۱۶۷، برگرفته از مقاله «غضب به منافقان».    
...
غضب ، حالتی نفسانی است که بر انگیزاننده حس انتقام می باشد.
غضب حالتی نفسانی است که نفس آدمی از آن متأثر و بر انتقام ، تحریک می شود از نشانه های آن، به هیجان در آمدن خون و سرخ شدن چشم ها و متورم شدن رگ های گردن است.
غضب خدا
غضب آنگاه که به خدا نسبت داده می شود، مقصود عقاب و انتقام او از سرکشان و متجاوزان و کافران است .
کاربرد فقهی
از آن در باب هایی نظیر طهارت ، صلات ، لعان ، نذر و قضاء سخن گفته اند.
حکم اقسام غضب
...
نَفَق، ایجاد سوراخى در زمین است که راه رهایى داشته باشد -همانند سوراخ موش -
غضب منافقان از پیامبر صلی الله علیه وآله، در صورت محروم شدن از صدقات:وَ مِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ یَسْخَطُونَ.
توبه/سوره۹، آیه۵۸.    
سینه هاى منافقان، جایگاه خشم و کینه نسبت به مسلمانان:یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُمْ لا یَأْلُونَکُمْ خَبالًا وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا یُحِبُّونَکُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْکِتابِ کُلِّهِ وَ إِذا لَقُوکُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ.
آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۸.    
 ۱. ↑ فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۵، ص ۱۷۷، «نفق».    
...
آیات نشان دهنده غضب الهی را آیات صفت غضب گویند.
واژه "غضب" با مشتقات آن ۲۲ بار در قرآن آمده است که از این موارد، ۱۶ بار "غضب" به نوعی به خداوند سبحان نسبت داده شده است.
آیات مربوط غضب
آیات: ۹۳ سوره نساء: (وغضب الله علیه ولعنه واعد له عذابا عظیما)
نساء/سوره۴، آیه۹۳.    
به مجموع این آیات که نشان از غضب و خشم الهی دارند، "آیات غضب" می گویند.
غضب خداوند
...
شرحی بر حدیث إنّ الغَضَبَ مِن الشّیطانِ اثر حاج ملا احمد گوگدی گلپایگانی (م پس از ۱۲۶۴ق) (تاریخ تالیف یکی از کتاب های ایشان ۱۲۶۴ق، است.) یکی از فقهای عظیم القدر شیعه بوده، که متاسفانه در حوزه های علمیه ناشناخته مانده است. (شرح حال او در کتاب های اعیان الشیعه، اعلام الشیعه و گنجینه دانشمندان به طور مختصر و در کتاب شرح حال دانشمندان گلپایگان، ج۱، به گونه مفصل آمده است.)
تالیفات ارزنده ای به این شرح دارد:ازاحة الشکوک فی تملک العبد المملوک، قواطع الاوهام فی نبذة من مسائل الحلال و الحرام، دعائم الدین در اصول الفقه، رساله اصالت لزوم در عقدها، کتاب الطهارة (رساله عملیه)، عشرة مسائل در احکام نکاح و طلاق و صلح، التوکیل فی اخراج الزکاة، رساله در اجتماع امر و نهی، اجوبة المسائل الفقهیة، رساله در وقف، رساله در شرایط مفتی، المقیاس المستقیم، توضیح المقال (شرح حال شیخ کلینی، شیخ صدوق، شیخ طوسی و مطالب دیگر)، منهج السداد فی شرح الارشاد (این کتاب - که نسخه هایی از آن در دست است - مورد تمجید ملا احمد نراقی (رحمة الله علیه) قرار گرفته و تقریظی بر آن نوشته است. نیز از آیت الله العظمی گلپایگانی - که از بخشی از این کتاب استفاده کرده اند - نقل شده که این کتاب، مانند جواهر الکلام و یا مانند جامع المدارک است)، شرح حدیث ان الغضب من الشیطان.جز این کتاب، همه تالیفات آن مرحوم به زبان عربی است.
نسخه موجود شرح حدیث غضب
دو نسخه از این رساله _که گویا یکی از آنها به خط مؤلف است_ در کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی (رحمة الله علیه) نگهداری می شود و تاریخ تالیف آن، ۱۲۴۳ ق است.آنچه در پی می آید، شرح حدیث ان الغضب من الشیطان است که بر اساس همان دو نسخه موجود، سامان یافته است.بسم الله الرحمن الرحیمالحمد لله رب العالمین، والصلاة والسلام علی خیر خلقه محمد و آله الطاهرین اجمعین.اما بعد، چنین گوید کمینه، خادم شریعت سید ابرار و چاکر طریقت ائمه اثنی عشر اطهار (علیه و علیهم صلوات الله الملک الغفار) احمد بن علی مختار - حشرهما الله مع من تولیاه من السادات المعصومین الکرام و جمعهما الله تحت لوائهم یوم القیام و فی دار السلام -:این رساله مختصره و عجاله مقتصره ای است در بیان معنای حدیث شریفی که از ختم رسل و هادی سبل (صلی الله علیه و آله وسلّم) روایت شده، که آن حضرت فرمودند:ان الغضب من الشیطان، خلق من النار، و انما یطفا النار بالماء. فاذا غضب احدکم، فلیتوضا. و مرتب نمودم این رساله را بر مقدمه و چهار فصل و خاتمه. و ما توفیقی الا بالله و علیه توکلت و الیه انیب.
بررسی فواید بحث
مقدمه رساله مذکور در بیان فوایدی چند است که پیش از بیان مطلب، دانستن آنها سودمند است:
← فایده اول
...

غضب در جدول کلمات

معنی غضب به انگلیسی

bate (اسم)
خشم ، غضب ، نگهداشتن
irritation (اسم)
رنجش ، ناراحتی ، خشم ، غضب ، ازردگی ، سوزش
anger (اسم)
ستیز ، خشم ، عصبانیت ، غضب ، غیظ ، براشفتگی ، برافروختگی ، خلم
rage (اسم)
الهام ، دیوانگی ، خشم ، غضب ، غیظ ، تغیر ، میل مفرط
wrath (اسم)
خشم ، غضب ، غیظ ، قهر ، اوقات تلخی زیاد
fury (اسم)
شدت ، اشوب ، خشم ، غضب ، غیظ ، اضطراب ، درنده خویی ، هیجان شدید و تند ، روح انتقام
huff (اسم)
عصبانیت ، غضب ، تغیر
ire (اسم)
خشم ، عصبانیت ، غضب ، از جا در رفتگی
exasperation (اسم)
تشدید ، غضب
bait (اسم)
غضب ، طعمه ، دانه ، چینه ، مایه تطمیع ، دانهء دام
muck (اسم)
غضب ، پهن ، کثافت ، سرگین ، کود ، کود تازه

معنی کلمه غضب به عربی

غضب
حفارة , غضب , مزاج
غضب
غضوب

غضب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ریحانه ٢١:٥٢ - ١٣٩٦/٠٦/٠٨
خشم
|

سوزان ١٣:٥٩ - ١٣٩٧/١١/١٦
استیزه
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی غضب   • خشم و غضب در اسلام   • غضب در جدول   • معنی خشم و غضب   • خشم و غضب در قرآن   • خشم از دیدگاه قرآن   • خشم از دیدگاه اسلام   • حدیث در مورد کنترل خشم   • مفهوم غضب   • تعریف غضب   • معرفی غضب   • غضب چیست   • غضب یعنی چی   • غضب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غضب
کلمه : غضب
اشتباه تایپی : yqf
آوا : qazab
نقش : اسم
عکس غضب : در گوگل


آیا معنی غضب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )