انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1101 100 1

غلات

/qallAt/

برابر پارسی: گندم، ارزن، برنج، جو، ذرت

معنی غلات در لغت نامه دهخدا

غلات. [ غ ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ غالی ، از حد درگذشتگان. || کسانی که در عقاید مذهبی غلو کرده و از حد درگذشته باشند. رجوع به غلاة شود.

غلات. [ غ َل ْ لا ] (ع اِ) ج ِ غَلَّة، به معنی درآمد هرچیزی از حبوب و نقود و جز آن ، و آمد کرایه ٔ مکان و مزد غلام و ماحصل زمین. (منتهی الارب ). رجوع به غلة شود: راهها بسته شد و ماده ٔ غلات و اقوات منقطع گشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 385). || در گیاه شناسی تألیف حسین گل گلاب (ص 292) آمده است : غلات یا تیره ٔ گندمیان از بزرگترین تیره های نباتات تک لپه ای است و شماره ٔ جنسهای آن متجاوز از 3500 است. غلات مختلف مانند گندم و جو و برنج و تمام رستنیهایی که معمولا" آنها را علف میگویند و در چمنزارها به حالت طبیعی میرویند از این تیره محسوب میشوند، و در تمام مناطق سطح زمین میتوان آنها را یافت. گندم یکی از نمونه های کامل این تیره و دارای علائم ذیل است : ساقه ٔ آن میان تهی و بندبند است و آن را سوفار میگویند، و درهر بند آن برگی است که به غلافی مانند لوله متصل شده است و این غلاف تمام فاصله ٔ مابین دو بند را میپوشاند و از طرف مقابل برگ شکافی دارد. ریشه های آنها نازک و افشان است و اگر ساقه ای از آنها مجاور زمین قرار گیرد از آن نیز چندین دسته ریشه ٔ افشان خارج شده در خاک فرومیریزد. گلهای گندم بر شاخه هایی که هریک سه یا چهار گل دارد قرار گرفته اند، و آنها را سنبلک نامند، و سنبلکها یک سنبله ٔ بزرگتر میسازند که آن را سنبله ٔ مرکب خوانند. هر سنبلک گندم دارای یک ساقک مرکزی است که بر روی آن سه یا چهار گل است. در پای هر ساقه از راست و چپ دو فلس است که آن را زبان گویند، و این دو زبان در انتهای خود دندانه هایی دارند. در پای هر دم گل نیز فلسی کوچکتر است که زبانک نامیده میشود، و در بغل هرگل نیز فلسی کوچکتر از آن است که زبانچه خوانده میشود. این فلسها به جای پوشش گل گندم هستند. در بالای هر دم گل قسمتهای زایای آن که عبارتند ازسه پرچم و یک تخمدان قرار گرفته است ، و در بالای آن یک خامه ٔ دو شاخه ٔ شانه مانند است. همینکه آمیزش انجام گیرد زبان و زبانک زرد و پرچمها که بساک آنها سنگین است پژمرده میشوند، و تخمدان مبدل به گندمه ای میگردد که آلبومن نشاسته ای دارد و دیواره ٔ تخمدان به تخمک آن چسبیده است. چون دانه ٔ گندم خرد شود آلبومن نشاسته ای آن آرد و پوسته ٔ برون بر آن ، سبوس را تشکیل میدهند. از آنچه گفته شد چنین استنباط میشود که گندمیان گلهای بسیار ساده ای دارند که زبان و زبانک آن را فرامیگیرند، و زبانچه ای نزدیک دانه ٔ آن است. تشخیص انواع گندمیان از روی وضع زبان و زبانک و زبانچه است. انواع این تیره ها را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
اول : غلات که آنها را آرد میکنند و بعضی از آنها را مانند برنج آردنکرده به مصرف میرسانند. دوم گندمیان علوفه ای که به مصرف غذای چارپایان میرسد. اول دسته ٔ غلات ، انواع آن ازاین قرار است :
1- گندم ، که مهمترین غله ٔ منطقه ٔمعتدله است. و غذای عمده ٔ انسان را تشکیل میدهد و شرح ساختمان آن در بالا ذکر شد، و مرغ که ساقه های خزنده دارد، و دانه ٔ آن کوچک ،و یکی از آفات زمینهای زراعتی است زیرا که ساقه های خزنده ٔ آن در زمینهای زراعتی به سرعت پراکنده میشود و ریشه میدواند، و اندک رطوبتی برای بقای آن کافی است. این گیاه را «زه » نیز مینامند و هرجا که آبی از زمین تراوش کند زهابی تشکیل میشود و زمین را زه زده میگویند. 2- جو، که سنبله ٔ آن ساده و شاخه های انتهای زبانک آنها دراز است. دانه های آن به زبانچه چسبیده است و در موقع روییدن در آنها دیاستازی به نام مالتاز پدید می آید که نشاسته را مبدل به مالتوز میکند. اگر در این موقع دانه ها را خشکانیده آرد کنند جسمی به نام مالت ساخته میشود که آردی شیرین و زودهضم است ، در آبجوسازی مالت را مبدل به آلکل میکنند. 3- دیوک ، بسیار شبیه به گندم است ولی دانه های باریک و درازی دارد. 4- دوسر ، که سنبله های آن به هم فشرده نیست و در نقاط مرطوب و سردسیر میروید. 5- برنج ، که گلهای آن دارای 6 پرچم است و در زمینهای باتلاقی و گرم کاشته میشود. جنسهای مختلف دارد وغدای نیمی از نوع بشر است. دانه های سفیدرنگ آن را زبانچه کاملاً فراگرفته و آن را شلتوک میگویند. 6- ذرت ، که گلهای نر و ماده ٔ آن جداگانه است. گلهای ماده در بالای ساقه تشکیل سنبله های بسیار میدهند، و گلهای ماده در بغل برگها سنبله های بزرگ با یک ستون مرکزی ضخیم میسازند، و چون دانه های آن برسد پوسته های متعدد سبز روی آن را فراگرفته و کلاله های گلهای ماده از بالای آن پوسته ها بیرون است. این نوع سنبله را بلال مینامند. 7- ارزن ، که دانه های آن تقریباً کروی و براق است و در زمینهای کم قوت کاشته میشود.
دوم : گندمیان علوفه ای ، انواع آنها بسیار زیاد و مهمترین آنها چمن است که جنسهای زیاد دارد.
سوم : گندمیان صنعتی ، مهمترین انواع این دسته عبارتند از:
1- نیشکر ، که ساقه های آن به سه متر میرسد و در مغز ساقه های آن قند بسیار است. این گیاه را در نقاط گرم ومرطوب به عمل آورده برای ساختن قند به کار میبرند. 2- خیزران ، که دارای ساقه های نازک و بلند و محکم است. 3- آلفا ، که رشته های بافتنی آن زیاد است و برای کاغذسازی و طناب به کار میرود. 4- ذرت خوشه ای ، که جنسهای گوناگون دارد، مانندذرت قند و ذرت دانه ای . 5- گور گیاه ، یا کاه مکی که خوشه های معطر دارد.

غلاة. [ غ ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ غالی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به غالی شود : و بیان این مسئله... که رد است بر ملاحده و بواطنه و دهریه و غلاة و غیر ایشان... خواجه... رشید رازی... در کتاب فصول بیان کرده است. (کتاب النقض ص 472).

غلاة. [ غ ُ ] (اِخ ) فرقه ای از شیعه هستند. (اقرب الموارد). غلاة یا غالیه فرقه هایی هستند که مذهب غلو داشته باشند. در قرآن کریم ازغلو نهی شده است چنانکه در سوره ٔ نساء آیه ٔ 171 آمده : «یا اهل الکتاب لاتغلوا فی دینکم و لاتقولوا علی اﷲالا الحق » یعنی ای پیروان تورات و انجیل در دین خود غلو مکنید و از حد مگذرید، و درباره ٔ خدا جز گفتار راست و حق مگویید، و در حدیث آمده «صنفان من امتی لانصیب لهما فی الاسلام : الغلاة و القدریة» (رجوع به بحار الانوار ج 4 باب اول ص 4 شود). و علی (ع ) فرموده است : «یهلک فی رجلان : محب غال و مبغض قال » یعنی دو گروه درباره ٔ من به راه خطا میروند و هلاک میشوند: دوستداری که در دوستی غلو کند و دشمنی که در بغض و کینه افراط کند. شیخ مفید (متوفی به سال 413 هَ. ق.) در تصحیح الاعتقاد (ص 63) در تعریف غلاة گوید: غلاة که از متظاهرین به اسلام اند کسانی هستند که علی امیرالمؤمنین و ائمه ٔ دین ؛ یعنی ذراری آن حضرت را به خدایی و پیغمبری نسبت داده اند، و آنان را از جهت فضل در دین و دنیا به پایه ای ستوده اند که از حد گذشته است و طریق افراط پیموده اند. این گروه در شمار گمراهان و کافرانند، و علی (ع ) فرمان کشتن آنان را صادر فرمود و ائمه ٔ اطهارنیز در حق آنان به کفر و خروج از اسلام حکم کردند.
ریشه ٔ عقاید غلاة.عربستان و جزیره ؛ یعنی بلاد میان دجله و فرات و شامات پیش از ظهور اسلام مرکز طوایف مختلف عرب و غیر عرب و محل بروز و تصادم عقاید و ادیان گوناگون از بت پرستی و یهودیت و مسیحیت و آیین های ایرانیان از زردشتی ومانوی و مزدکی و دیگر ادیان رایج آن زمان بود. در چنین محیطی ناچار باید ظهور مذاهب مختلف دیگر را انتظار داشت. پس اگر ملل و نحل نویسانی مانند ابومحمد نوبختی و شهرستانی بگویند که عقاید و آراء غلاة اسلام ازریشه ٔ خرم دینی و مزدکی و دهری است و شبهات و اهواء آنان از مذاهب حلولیه و تناسخیه و مخصوصاً یهود و نصاری مأخوذ است (ملل و نحل شهرستانی ص 81) نباید گفته ٔ آنان را تکذیب کرد، زیرا نشانه های این تأثیر به طور روشن و آشکار در آراء و عقاید این فرقه ها دیده میشود. مثلاً به قول شهرستانی همچنانکه یهود خالق را به خلق و نصاری خلق را به خالق تشبیه کرده اند غلاة نیز در آراء و عقاید از این دو نوع رأی و عقیده بی نصیب نمانده اند، لیکن باید توجه داشت که بعضی از فرق غلاة خاصه فرقه هایی که گردانندگان و زعمای آنها ایرانی بوده اند یا فرقه هایی که در ایران ظهور کرده یا نمو و توسعه یافته اند مقصود پنهانی دیگری نیز داشته اند، و آن احیای آیین ایران قدیم و شاید تضعیف اسلام بوسیله ٔ ایجاد اختلاف و تشتت آراء بوده است. اما در عین حال باید بدین نکته متوجه بود که وجود شباهت در عقاید و آراء مادام که با قراین دیگری توأم نباشد به تنهایی نمیتواند دلیل اخذ و اقتباس باشد، و متأسفانه بعضی از محققان مسیحی یا منتسبین به این دین خواسته اند عقاید غلاة، خاصه علی اللهیان را از اصل مسیحی جلوه دهند، چنانکه میرزا کرم نامی که احتمالاً به آیین مسیحیت درآمده است ، در کتاب خود که به زبان انگلیسی است و در مجموعه ٔ «دنیای اسلام » به نام علی اللهیان است در صفحات 73-78 از وجود بعضی شباهتها استفاده میکند و مذهب فرقه ٔ علی اللهی را متأثر از مسیحیت میداند. موارد مشابهت در مورد سه روز روزه و سرودهای مذهبی و تعدد زوجات و جز آنهاست ، ولی به نظر بعضی از محققان این قول درست نیست.
فرق غلاة. غالیان درباره ٔ علی بن ابی طالب و سایر ائمه و اشخاص دیگر و کسانی که درباره ٔ خود غلو کرده اند مشتمل بر اصناف و فرق بسیاری هستند که در اینجا به ترتیب حروف تهجی مشهوران آنها راذکر میکنیم : آل مشعشع، اباحیه ، احمدیه ، اخیه ، ازدریه ، اسحاقیه ، اسحاقیه ٔ حارثیه ، اسماعیلیه ، امریه ، اهل حق ، بابکیه (= اباحیه )، باطنیه (= اسماعیلیه )، بدعیه ، برکوکیه ، بزیغیه ، بشیریه ، بکتاشیه ، بومسیلمیه ، بلالیه ، بیانیه ، تعلیمیه (= اسماعیلیه و باطنیه )، تمیمیه ، تناسخیه ، جناحیه ، جواربیه ، حابطیه (یا حائطیه )، حارثیه (= اسحاقیه ) حدثیه ، حربیه ، حروفیه ، حلاجیه ، حلمانیه ، حلولیه ، حماریه ، خابطیه (یا حابطیه )، خرمیه (= اباحیه )، خطابیه ، خطابیه ٔ مطلقه ، خلالیه ، ذمامیه ، ذمیه ، راوندیه ، رجعیه ، رزامیه ، زراریه (= تمیمیه )، سبائیه ، سبعیه (= اسماعیله و باطنیه و تعلیمیه )، سپیدجامگان ، سرخ جامگان ، سلمانیه ، سمنیه ، شریعیه ، شریکیه ، شلمغانیه ، عزاقریه (= شلمغانیه )، علویه ، علیائیه (یا علیاویه )، علی اللهیان ، عمیریه ، عینیه ، غمامیه ، قادیانیه ، قرامطه (= اسماعیلیه و باطنیه و تعلیمیه و سبعیه ) کاکائیه (= اخیه )، کاملیه ، کربیه ، کسفیه ، کیسانیه ، مازیاریه (= اباحیه )، مانویه ، مبارکیه ، مبیضه (=سپیدجامگان )، متنبئین ، محمدیه (از علیائیه )، محمدیه (از مغیریه )، محمره (= سرخ جامگان )، مختاریه ، مخطئه ، مخمسه ، مزدکیه ، مسیلمیه ، مشبهه ، مشعشعیه (= آل مشعشع)، معمریه ، مغیریه ، مفضلیه ، مفوضه ، مقنعیه (= سپیدجامگان و مبیضه )، ملاحده (= اسماعیلیه و باطنیه و تعلیمیه و سبعیه و قرامطه )، منصوریه (=کسفیه )، موسویه ، میمونیه ، میمیه ، ناووسیه ، نصیریه ، نمیریه ، هاشمیه ، هشامیه ، یزیدیه و یعقوبیه. (از رساله ٔ دکتری دکتر گلشن بنام «غلو و غلاة» به اختصار). برای دانستن شرح هریک از این فرق و برای تفصیل بیشتر رجوع به مدخل غالیه و هریک از نامهای مذکور و رجوع به تاریخ کرد ص 124 و 131 و خاندان نوبختی صص 249 - 267 شود.

معنی غلات به فارسی

غلات
۱ - اسم عام جمیع فرقه هایی که در باب پیغمبر اسلام یا ایمه شیعه یا بزرگان اسلام غلو کرده و ایشان را درجه الوهیت داده اند . ۲ - ( اختصاصا ) کسانی که درباره علی ۴ بن ابی طالب غلو کرده و او را مرتبه الوهیت داده اند . فرق غلات را قدما ازین قرار نام برده اند : از دریه امریه بزیغیه جناحیهبشریه بلالیه بیانیه تمیمیه حارثیه خطابیه ذمایه ذمیه رجعیه سبائیه سلمانیه شریعیه شریکیه شلمغانیه طیاریه علیاویه ( یا علیائیه) عمیریه عینیه محمدیه مخطئه معمریهمغیریه مفضله موسویه میمیه نصیریهنمیریه یعقوبیه ( لغ . )
( صفت ) جمع غالی ۲ - از حد در گذشتگان ۲ - کسانی که در عقاید مذهبی غلو کنند و از حد در گذرند : علی اللهیه از غلاتند .
[kernel] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] دانۀ کامل گندم، جو، ذرت و سایر غلات
از اعیان و امرائ الوس جغتای و از معاصران امیر تیمور گورگان است
[ergot] [علوم و فنّاوری غذا] نوعی قارچ که به دانه های غلاتی مانند گندم و چاودار آسیب می رساند و برای سلامت انسان و حیوانات مضر است

معنی غلات در فرهنگ معین

غلات
(غُ) [ ع . غلاة ] (ص .) جِ غالی . ۱ - از حد درگذشتگان . ۲ - کسانی که در عقاید مذهبی غلو کنند و از حد درگذرند: «علی اللهیه از غلاتند.»
(غَ لّ) [ ع . ] (اِ.) جِ غله ، دسته ای از گیاهان تیرة گندمیان که دانه های برخی از آن ها را آرد کنند.

معنی غلات در فرهنگ فارسی عمید

غلات
= غَله
* غلات اربعه: (فقه) گندم ، جو، خرما، و کشمش که زکات به آن ها تعلق می گیرد.
۱. کسانی که در عقاید مذهبی غلو کرده و از حد درگذشته باشند.
۲. فرقه ای از شیعه که به علی بن ابی طالب نسبت الوهیت می دهند.

غلات در دانشنامه اسلامی

غلات
غُلات، به جماعت غالیان یا اهل غلوّ می گویند.
غُلات جمع غالی از غلوّ به معنای گذشتن از حدّ است غلوّ در اصطلاح عبارت است از گذشتن از حدّ و بالابردن مرتبه پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و امامان معصوم علیهم السّلام و یا غیر آنان به مرتبه خدایی یا شریک بودن با خدا در افعال او، از قبیل آفریدن، روزی دادن، میراندن و زنده کردن آفریده ها و یا تفویض و واگذار کردن خدا امور خلق را به آنان و کنار رفتن و دخالت نکردن او در امور یاد شده.
مصادیق غلوّ
از مصادیق غلوّ، برتر دانستن امامان علیهم السّلام از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و یا برابر دانستن مقام امامان علیهم السّلام با مقام آن حضرت است؛ به گونه ای که رسالت و وساطت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله بین خدا و بندگان، آنان را دربرنگیرد. در غلوّ و بالا بردن به مقام خدایی تفاوتی نیست میان این که غالی اعتقادی به خدای دیگر نداشته باشد یا داشته باشد؛ لیکن بگوید خدا در آنان حلول کرده و یا با ایشان یکی شده است. اعتقاد به این که پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و امامان معصوم علیهم السّلام، اسماء و اوصاف خدای تعالی و دست قدرت او در جریان فیض الهی به سوی خلق هستند، بدون شک غلوّ محسوب نمی شود. روایات متعددی بر این مطلب دلالت دارد.
کاربرد فقهی
از عنوان یاد شده به مناسبت در باب طهارت سخن گفته اند.
حکم غلات
...
گندم، جو، خرما و کشمش را غَلاّت اربع گویند.
به غلاّت اربع با شرایطی زکات تعلّق می گیرد.
غَلّات اَربَعه (غلّات چهارگانه)، در اصطلاح فقه به گندم، جو، خرما و کشمش گفته می شود. غلات اربعه از جملهٔ نُه چیزی است که زکات در آنها واجب است.
وجوب زکات در غلات، علاوه بر شرایط عمومی زکات، به دو شرط خاص است:
۱. رسیدن به حد نصاب که عبارت است از پنج وَسْق. هر وَسْق شصت صاع و هر صاع نُه رِطل عراقی و شش رطل مدنی است؛ بنابراین نصاب غلاّت به رطل عراقی ۲۷۰۰ رطل و به رطل مدنی ۱۸۰۰ رطل است که معاصران معادل کیلویی آن را حدود ۸۴۷ و ۸۸۵ کیلوگرم و جز آن ـ به اختلاف ـ ذکر کرده اند.
غلو در اهل سنت در عهد افراط حدیث گرائی منجر به غلو در حق افرادی شد که تهی از شانی والا و بلند مرتبه می باشند.
بحث پیرامون فرق غلات و غالیان در طول تاریخ اسلام یکی از مهمترین مباحثی است که هنوز بسیاری از جهات آن ناشناخته باقی مانده است؛ در صورتی که تحقیق پیرامون کشف آنها می تواند راه گشای بسیاری از مسایل اعتقادی، سیاسی و تاریخی باشد. ناگفته نماند که دشمنان شیعه نیز به تلاش ناجوانمردانه خود در جهت محکوم کردن شیعه و افکار آنان که بر گرفته از مکتب اهل بیت (علیه السّلام) بود ادامه دادند و تلاش های خالصانه ائمه اطهار (علیه السّلام) و علماء شیعه را در جهت غلو زدائی از شیعه و دین نادیده گرفتند و جریان غلو را بهانه خوبی برای کوبیدن شیعه یافتند و در طول تاریخ کتاب های خود را از نسبت غلات به شیعه و تبلیغ در جهت فرقه سازی با گرایش های کلامی غالی پر نمودند و بدین ترتیب به محکوم کردن شیعه و اثبات حقانیت خود پرداختند. اما باید دانست علاوه بر اینکه غلو در مکاتب اهل سنت نیز بوده، از دامن عقائد حقه شیعه مبراست. مکتب اهل سنت باید پاسخگوی اعتقادات گزافی باشد که در عهد افراط حدیث گرائی دچار شده اند. این افراط منجر به غلو در حق افرادی است که تهی از شانی والا و بلند مرتبه می باشند. اینک به بررسی برخی فضائل و اعتقادات گزاف نزد اهل سنت می پردازیم.
مفهوم شناسی
معنی لغوی غلا، برتری دادن و تجاوز هر چیزی از حد خود است. اما وقتی این کلمه در ظرفیت دین به صورت نهی بکار می رود به این معناست که حدود اعتقادی در دین حفظ شود و از آن تجاوز نشود؛ همانطور که خداوند در خطاب به اهل کتاب با (لا) نهی از این تجاوز نهی می کند: (یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم) سپس بیان می نماید که نسبت به خداوند غیر از حق نگویید. از اینجا به بعد به رسالت مسیح (علیه السّلام) فرزند حضرت مریم (علیهاالسّلام) و بیانی از خلقت او پرداخته. نفی شرک با انکار فرزند داشتن خدا و نیز خدایان سه گانه در ادامه آیه بیان می شود. واضح است که خداوند عقیده مسیحیت را مبنی براینکه وی فرزند خداست را غلو در دین می شمرد. با این بیان معلوم می شود که غلو و تجاوز نمودن اعتقادی از حدی که منجربه کفر می شود، در ادیان دیگر نیز بوده است. علاوه بر مسیحیت، یهود نیز از آسیب غلو در امان نماند و قائل شدند که عزیر فرزند خداست. خداوند این دو اعتقاد غلو آمیز را در ردیف آیین های کفر آمیز گذشتگان معرفی می کند.
غلو در اسلام
در اسلام نیز عده ای منحرف هم چون یهود و مسیحیت به این آسیب اعتقادی دچار شدند. این انحراف در مذاهب و فرق مختلف اسلامی حضور دارد و مخصوص به تشیع نیست. به عنوان نمونه در غیر تشیع، راوندیه (عباسیه) قائل به الوهیت منصور دوانقی بودند و برخی قائل به الوهیت ابومسلم خراسانی و نیز کیالیه و کاملیه و حارثیه و حلاجیه و.... . از دیگر فرق غالی منحرف شده از مذاهب اهل سنت می باشند معمولا ایشان معتقد به الوهیت رهبران خویش بوده اند. همچین معتقدین به حلول و اتحاد و یا وحدت اشیاء با خدا، در هر مکتب و مذهبی از جمله تشبیه کنندگان و غالیان محسوب می شوند. پس غلات در تمام مذاهب و مکاتب رشد نموده اند.
زمینه غلو در اسلام
...
ذخیره سازی غلات با خوشه و غلاف، عملی ابتکاری در دوران حضرت یوسف علیه السّلام و به پیشنهاد آن حضرت بوده است.
قال تزرعون سبع سنین دابا فما حصدتم فذروه فی سنبله.... از جمله «فذروه فی سنبله» استفاده می شود که میان مصریان نگه داری گندم با خوشه، پیش از یوسف علیه السّلام ، معمول نبوده است. این پیشنهاد به منظور محافظت گندم ها از آفت بوده است.
یوسف/سوره۱۲، آیه۴۷.    
 ۱. ↑ یوسف/سوره۱۲، آیه۴۷.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۲، ص۴۷، برگرفته از مقاله «ابتکار ذخیره سازی غلات».    
...
باطن، مقابل «ظاهر» در قرآن کریم «الظاهر و الباطن» درباره خداوند آمده است. ولی اغلب اوقات «ظاهر» یا «باطن» را در باره مفهوم « علم » به کار می برند.
علم به دو صورت جنبه باطنی می یابد: ۱) اگر در دسترس همگان نباشد؛ ۲) اگر به آن جنبه هایی از اشیا برگردد که ورای حواس قرار دارد. ← تفاوت علم ظاهری و باطنی ابن تیمیه (متوفی ۷۲۸)، در رساله فی علم الباطن و الظاهر، این تفاوت را چنین بیان کرده است : «علم باطن گاهی می تواند دانش به مکنونات باشد از قبیل دانش به واردات ذهنی و احوال قلب ، و نیز گاهی ممکن است علم به اموری باشد که ورای محسوسات است و انبیا از آن مطّلع بودند. از سوی دیگر، علم باطن را می توان به معنای دانشی دانست که از فهم اکثر مردمان خارج است (یَبْطُنُ عن فهم اکثر الناس)». ← رواج در محافل شیعی این معانی مفهوم «باطن» و «علم الباطن» بیشتر در محافل شیعیان و صوفیان رواج داشت. ظاهر و باطن در آرای غلاة اعتقاد بدین که اشیا دارای سرشتی درونی و غیرمحسوس (باطن) اند و دانش به آن (علم الباطن) شکل متعالی تری از علم است که در میان غلاة (مفرد: غالی) کوفه رواج داشت. ← کیسانیه و حربیه دو فرقه کیسانیّه و حَربیّه بر آن بودند که باطن (یا «معنا» ی) خداوند سرمدی است و ظاهر او در وجود حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلّم، حضرت علی علیه السّلام و اولاد آن ها متجلّی شده است. ← باقی غلاة دیگران با استناد به قرآن ظاهر خداوند را جسم آدمی وصف کردند که باطن، یا به عبارت دیگر روح القدس ، در آن حلول یافته است. ظاهر و باطن نه تنها به خدا بلکه به آدمیان و عالم پیرامون آن ها نیز اطلاق می شد. برخی از غلاة، ظاهر آدمیان را که ناسوتی است، از باطن آن ها که ازلی است، متمایز می ساختند و جزء ازلی آدمیان را غالباً «الجزء الالهی» می نامیدند. ظاهر و باطن قرآن از معتقدات متنوع غلاة آنچه بیش تر سر زبان ها افتاد و نفوذی پایدارتر یافت نظر ایشان درباره معنای ظاهری و باطنی قرآن و شریعت است. ← تعبیر باطنیه اطلاق باطنیّه به برخی از شاخه های متأخر غلاة، از قبیل اسماعیلیه ، مبتنی بر همین اصل است. ← لب و مغز واژه های «قِشْر» و «لُبّ» (مغز) استعاره هایی بود که برای ظاهر و باطن و باطن قرآن و شریعت به کار می رفت. ← علم ائمه به باطن قرآن براساس این نظریه، آدمیان می توانند علاوه بر معنای ظاهری به معنای باطنی کلام و احکام خداوند نیز دست یابند. پیروان مشرب های گوناگون (غلاة، قرمطیان، اسماعیلیان، اخوان الصفا) همگی معتقد بودند که ائمه علیهم السّلام به واسطه الهام الهی، علم باطن دارند، در نتیجه قادر به تفسیر معنای حقیقی و درونی قرآن و شریعت (تأویل) اند. مُغیره بن سعید، یکی از غلاة کوفه که در ۱۱۹ اعدام شد، از نخستین کسانی بود که به تأویل مضامین قرآنی پرداخت. ← اسقاط تکالیف از این گذشته، اینان ائمه را دارای علم فراحسّی به بواطن و امور آتی («غیب») می دانستند؛ پیروان وفادار امام با علم باطن که از او دریافت می کنند، رستگار می شوند، و این علم، تکلیف اطاعت از احکام شرع را از ایشان ساقط می کند و روح ایشان را چنان تعالی می بخشد که با ملایک همطراز می شود. این عقاید، که به احتمال زیاد از میراث عرفانی اواخر دوران باستان متأثر است، عمدتاً، از جانب غلاة ابراز می شد. منتقدان نظریه باطن از جمله منتقدان نظریه باطن و علم باطن: ابن حَزْم، غزالی ، محمد دیلمی از دانشمندان زیدی، و ابن جوزی و ابن تیمیه که هر دو حنبلی بودند، شایان ذکرند. ابن حزم تأویل را تهدیدی خطرناک نسبت به درک نصوص روشن و خالی از ابهام می شمرد. علم باطن نزد ابن جوزی و ابن تیمیه بدعتی ناپذیرفتنی بود؛ آن ها نیز مانند همه حنبلی ها بر آن بودند که خداوند تمام آنچه را که مایل بوده آدمیان بدانند از طریق قرآن و سنت به ایشان منتقل کرده و این تنزیل نهایی بدون نیاز به دانشی خاص برای همگان قابل درک است. فهرست منابع (۱) علاوه بر قرآن. (۲) ابن تیمیه، رسالة فی علم الباطن و الظاهر، در مجموعة الرسائل المنیریة، ج ۱، بیروت ۱۹۷۰، ص ۲۲۹ـ۲۵۲. (۳) ابن جوزی، تلبیس ابلیس، قاهره ۱۹۲۸، ص ۱۰۲ به بعد، ص ۳۲۱ به بعد. (۴) محمد بن علی ابوطالب مکّی، قوت القلوب، قاهره ۱۹۳۲، ج ۲، ص ۲۲ـ۲۴، ۴۰. (۵) عبداللّه بن علی ابونصر سرّاج، کتاب اللّمع فی التصوّف، چاپ رنولد الّن نیکلسون، در GMS، ج ۲۲، لیدن ۱۹۱۴، لندن ۱۹۶۳، ص ۲۳ وبعد. (۶) اخوان الصفا، رسائل، بیروت ۱۹۵۷، ج ۳، ص ۴۸۶، ۴۸۸، ۵۱۱. (۷) ادب الملوک، چاپ راتکه، بیروت ۱۹۸۸، ص ۳۴ـ۳۶. (۸) سعد بن عبداللّه اشعری، کتاب المقالات والفرق، چاپ محمدجواد مشکور، تهران ۱۳۴۱ ش، ص ۵۵ و بعد، ۶۰، ۶۲ و بعد. (۹) علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامییّن و اختلاف المصلّین، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰، ص ۶ـ۹، حارث بن اسد حارث محاسبی، الرعایة لحقوق اللّه، چاپ اسمیت، در ,NS GMS، ج ۱۵، لندن ۱۹۴۰. (۱۰) محمد بن علی حکیم ترمذی، دقائق العلوم، نسخه خطی مجموعة اسماعیل صائب، آنکارا، ش ۱۵۷۱، گ ۱۰ پ و بعد. (۱۱) عبدالرحیم بن محمد خیاط، کتاب الانتصار، چاپ نیبرج، قاهره ۱۹۲۷، ص ۱۳۶. (۱۲) محمد بن حسن دیلمی، بیان مذهب الباطنیة و بطلانه، منقول من کتاب قواعد عقائد آل محمد، چاپ ر شتروطمان، استانبول ۱۹۳۸، ۱۹۳۹، ص ۴، ۷ـ۱۰، ۱۶، ۲۱، ۳۰، ۳۶ و بعد، ۳۹، ۴۴، ۴۸ و بعد، ۶۱ـ۶۳، ۸۰. (۱۳) محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل والنحل، بیروت ۱۹۷۵، ج ۱، ص ۱۴۷، ۱۴۹ـ۱۵۱، ۱۸۹، ۱۹۲. (۱۴) کامل مصطفی شیبی، الصله بین التصوف و التشیع، قاهره ۱۹۶۹ (تنها به عنوان مجموعه ای از مباحث مورد استفاده قرار می گیرد). (۱۵) محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶. (۱۶) محمد بن محمد غزالی، فضائح الباطنیة، چاپ عبدالرحمن بدوی، قاهره ۱۳۸۳/۱۹۶۴، ص ۱۱ به بعد. (۱۷) محمد بن محمد غزالی، المنقذ من الضلال، چاپ فرید جبر، بیروت ۱۹۶۹، ص ۲۸ به بعد. (۱۸) کتاب الهفت والاظلّة، چاپ عارف تامر، بیروت ۱۹۷۰، ص ۲۹، ۳۱، ۶۱ و بعد، ۸۷ ـ۸۹، ۹۴ و بعد، ۹۸، ۱۰۰ و بعد، ۱۰۷، ۱۳۵، ۱۹۱ و بعد، ۱۹۴. (۱۹) ابوبکر بن محمد کلاباذی، التعرف لمذهب اهل التصوف، قاهره ۱۹۶۹، ص ۱۰۵ و بعد. (۲۰) محمد بن محمد مفید، اوائل المقالات، تبریز ۱۳۷۱، ص ۳۷ـ۴۱. (۲۱) حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، چاپ ریتر، استانبول ۱۹۳۱، ص ۶۳، ۸۲.

غلات در دانشنامه ویکی پدیا

غلات
غَلات گیاهانی از خانواده گندمیان هستند که گیاهان علفی تک لپه ای بوده و دانه های ریز آنها، مصرف خوراکی دارد. غلات گیاهانی یک ساله هستند، یعنی چرخهٔ زندگی خود را در یک فصل زراعی به پایان می رسانند.
دانشنامه رشد.
گونه های سردسیری غلات (گندم، جو و چاودار) در فصل پاییز و اوایل بهار کشت شده و در اواسط تا اواخر تابستان هم برداشت می شوند. گونه های گرمسیری غلات (برنج، ذرت، ذرت خوشه ای و ارزن) نیز با توجه به شرایط آب و هوایی در اواخر بهار یا اوایل تابستان کشت شده و اواخر تابستان یا اوایل پاییز هم برداشت می شوند.
هزاران سال است که این گونه گیاهان، در تأمین غذای بشر نقش حیاتی ایفا می کنند. باستان شناسان جوامع ابتدایی توانسته اند از ویرانه های قدیمی مراکز سکونت انسان، دلایلی به دست آورند که نشان می دهد غلات در تمدن های اولیه بشری هم کشت می شده اند و برای مثال، گندم در سرزمین حاصلخیز میانرودان به عمل می آمده است. میانرودان امروزه بخش هایی از ترکیه، عراق، سوریه و ایران را تشکیل می دهد. شواهد به دست آمده نشان می دهد که در ۱۶٫۰۰۰ تا ۱۰٫۰۰۰ سال قبل از میلاد، انسان ما قبل تاریخ در این ناحیه گندم تولید می کرده است.
همچنین هر جا که جامعه ای تشکیل شده، یکی از انواع غلات در پیدایش آن نقش داشته اند. مثلاً برنج در تشکیل جوامع نخستین کشور چین و ذرت هم در تشکیل جوامع آفریقایی مؤثر بوده اند.
عکس غلات
منظور از غلات یکی از موارد زیر می تواند باشد:
غَلات گونه ای از خانواده گندمیان
غالیان یا غُلات، کسانی که در عقاید، دین یا مذهب خود غلو می کنند.
غلات صبحانه (به انگلیسی: Breakfast cereal) به غذایی گفته می شود که معمولاً در وعدهٔ غذایی صبحانه همراه با شیر یا ماست به صورت سرد خورده می شوند و به صورت ترکیب های متفاوتی ارائه می گردند و گاهی با میوه های خشک یا دانه های روغنی یا ترکیب چند غله یا شکلات و ترکیبات غذایی دیگر ارائه می گردد.
برگه ذرت
برگه ذرت یکی از متداول ترین نوع از غلات صبحانه است که به صورت ترکیبی با دیگر غلات یا ترکیب با تکه های میوه نیز ارائه می گردد.
غلات صبحانه در عهد باستان در اروپا به اشکال مختلف به صورت وعدهٔ غذایی صرف می شدند و در سده ۱۹ میلادی به صورت تجاری توسط شرکت های آمریکایی به شکل امروزی ارائه گردید.
سفیدک داخلی غلات (نام علمی: Sclerophthora macrospora) نام یک گونه از رده آب کپک است. این بیماری در مورد ذرت باعث شکاف سر ذرت می شود.
در مورد ذرت، نشانه های این بیماری در زمان های گوناگون ابتلا و درجات ابتلا به آن در گیاه متفاوت است. اولین نشانهٔ بیماری لوله ای شدن بیش از اندازهٔ جوانه ها و پیچ خوردن نوک برگ ها است. کاکل ها آنقدر رشد می کنند تا زمانی که انبوهی از برگ ها باقی بماند و به همین جهت شکافی بر روی بلال به وجود می آید. ممکن است برگ ها کوچک مانده و دارای نوارهای زردرنگی بشوند. عامل دیگر این است که گل ها قبل از اینکه گیاه برسد ۴ تا ۵ برگی می باشند. در مساحت های کوچک معمولاً ضرر و زیان کمتر است. پرهیز از کاشت در مناطق مرطوب با زهکشی کم می تواند در کنترل آن مؤثر باشد.
لکه قهوه ای سوخته غلات (نام علمی: Cochliobolus sativus) نام یک گونه از رده دوثیدئومیستس است.
ناخُنَک غلات (سگاله، بیماری چاودار،ارگوت) (نام علمی: Claviceps) نام یک سَرده ای از قارچ ها از زیردستهٔ قارچ های فنجانی است.
G1 — land grasses of open meadows and fields;
G2 — grasses from moist, forest, and mountain habitats;
G3 (C. purpurea var. spartinae) — salt marsh grasses (Spartina, Distichlis).
قارچ ناخنک به دانه های غلاتی مانند گندم و چاودار آسیب می رساند و برای سلامت انسان و حیوانات زیان آور است. بیماری ناخُنک در غلات سمی به نام ارگوتین تولید می کند که علاوه بر انسان به حیوانات نیز آسیب می رساند. بیماری پدیدآمده از این قارچ به دلیل نشانه هایی که در روی غلات به جا می گذارد، ناخنک یا سیخک می گویند.
قارچ عامل بیماری ناخنک غلات ناخنک چاودار (Claviceps purpurea) است و در سراسر جهان بر روی گندم، جو، چاودار، یولاف، ارزن و بسیاری از گندمیان زراعی و وحشی این بیماری را ایجاد می کند. درصد ابتلا به این بیماری در گیاهانی که در زمان گل دهی، گل برای مدت طولانی تری بازمی ماند، بیشتر است و گاهی خساراتی تا حدود ۱۰ درصد در گندم و ۵ درصد در چاودار ایجاد می کند و شدت بیماری بر محصول جو کمتر است.
قارچ عامل این بیماری در مرحلهٔ گلدهی و تولید خوشه وارد اندام های زایشی و دانه می شود و داخل دانه ها مستقر می شود، در ابتدا قطرات زرد چسبنده ای روی گلها دیده می شود ولی پس از رسیدن محصول تولید اندام های تیره رنگی می کند که سفت و سخت است و از درون دانه بیرون می زند که همان اسکلروت قارچ است که به آن ناخنک می گویند. درون اسکلروت قارچ پریتسیوم قارچ وجود دارد که به این ترتیب هاگ های جنسی تولید و ماندگاری قارچ را تضمین می کنند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

غلات در دانشنامه آزاد پارسی

غُلات
غُلات
غُلات
غُلات
غُلات
غُلات
غُلات
جمع غالی به معنای کسی که از حد تجاوز کند و به گزاف و افراط گراید. در اصطلاح، گروه هایی از شیعه که در حق پیامبر (ص) و امامان به خصوص امام علی (ع) افکار و عقاید تند و افراطی داشته و مقام آنان را تا حد خدایی یا نیابت از خدا در خلق و رزق و احیا و اماته و امثال آن بالا برده اند. فکر این که پیامبر (ص) موجودی فوق بشری بود بلافاصله پس از درگذشت آن حضرت آغاز شد. بنابر روایات تاریخی پس از آن که خبر درگذشت آن حضرت پخش گردید یکی از صحابه اظهار کرد که وی وفات نفرموده و تنها از نظرها غائب شده است تا بعداً مراجعت نماید؛ ادعایی مشابه پس از شهادت حضرت امام علی (ع) شنیده شد. همین ادعا بار دیگر پس از درگذشت فرزند آن حضرت، محمّد بن حنفیّه، در ۸۱ق مجدداً شنیده شد. همچنین افراد و گروه های متعدد دیگری که امام صادق (ع) یا سایر ائمّۀ اطهار را خدا می خواندند. تمامی این گروه ها تفسیر مخصوص باطنی خود را از شریعت و شعائر مذهبی داشته و در نهایت از جامعۀ اسلامی کناره گیری کرده، به راه خود می رفتند. مع ذلک ائمّۀ اطهار و هواداران آنان ناچار بودند مرتباً به صورت رسمی آنان را لعن و تکفیر کرده و از آنان تبرّی نمایند تا اعتبار جامعۀ شیعه به خاطر کفرگویی های آنان آسیب نبیند و اظهارات ایشان چهرۀ تشیّع را خدشه دار نسازد. در دهه های سوم و چهارم قرن دوم هجری، در دورۀ زندگی و امامت امام صادق (ع)، گروه دیگری از غُلات در جامعۀ شیعه پدیدار شدند. این گروه به بسیاری از نظریات و عقاید گروه تقریباً ناپدیدشدۀ کیسانیّه علاقه مند بوده و از آن جانبداری می کردند. این گروه جدید از غلات، پیامبر و ائمّه را خدا نمی خواندند بلکه معتقد بودند که پیامبر و ائمّه عملاً تمام کارهایی را که خداوند باید انجام دهد، انجام می دهند با این فرق که قدرت خدا اصلی و قدرت آنان تَبَعی و فرعی است. پس فرق اصلی میان آنان و غلات ملحد آن بود که غلات ملحد، ائمّه را در عرض خدا و در درجۀ او می دانستند ولی اینان در طول خدا می دانستند. این فکر به زودی در سنّت شیعه با کلمۀ «تفویض» شناخته شد که گروه مزبور را به این اعتبار «مُفوِّضه» نامیدند. همچنان که سایر گروه های غلات که ائمّه را خدا می دانستند به طور اخصّ «غلات طیّاره» یا به طور ساده و خلاصه «طیّاره» خوانده می شدند. در کتب رجال حدیث شیعه معمولاً افراد این گروه با تعبیراتی نظیر فاسدالمذهب یا فاسد الاعتقاد و اهل تخلیط (تفسیر باطنی از شریعت) مشخص شده، و گروه دیگر که همچنان در داخل مذهب تشیّع مانده و به اصطلاح «غُلات درون گروهی» بودند با تعبیراتی نظیر اهل الارتفاع، مرتفع القول، یا فیه غلوّ و ترفّع ممتاز گردیده اند. اصول و اعتقادی مفوِّضه شکل تکامل یافتۀ عقائد غلات صدر اول بود. چنین به نظر می رسد که جریان فکری مُفوِّضه پیوندی نامبارک از دو نظریۀ غالیانه از غلات کیسانی در اوایل قرن دوم بوده است. نظریۀ اول، نظریۀ حلول روح خداوند یا نور او در جسم پیامبر و ائمّه بود. نظریۀ دوم اعتقاد به دو خدای آسمان ها و زمین داشت. هرچند خدای آسمان ها بزرگ تر و خدای زمین کوچک تر و فرمانبردار اوست. این دو نظریه در دهۀ چهارم قرن دوم توسط ابوالخَطّاب (متوفّی ح ۱۳۸ق)، رئیس غُلات خَطّابیه، با یکدیگر به این صورت تلفیق شد که روح خدا در مقام تنزل در شکل امام صادق(ع) مجسّم شده و اکنون وی خدای زمین است. مذهب مفوّضه که اندکی پس از کشته شدن ابوالخطاّب، بنیاد نهاده شد به شکل روشن، صورت متطوّرتری از همان فکر بود. چند دهۀ بعد در اواسط قرن سوم، محمّد بن نُصَیر نمیری مکتب تفویض را با افزودن عقاید باطنی دیگر در باب حلول و تناسخ به صورت اولیۀ خطاّبی آن بازگرداند. مذهب نُصَیری به این شکل متولد شد اما تدوین و تکمیل و بنیاد اساسی آن به دست یکی از جانشینان بعدی محمّد بن نصیر، حسین بن حَمْدان خصیبی ( ـ ۳۴۶/۳۵۸ق) انجام گرفت و از آن پس به شکل یک فرقۀ غالی در جامعه اسلامی تداوم یافت که اکنون تعداد پیروان آن در مجموع سوریه و لبنان و ترکیه ـ که با عنوان علوی خوانده می شوند ـ به چندین میلیون نفر بالغ می شود. اما قسمت اعظم مفوّضه از پیوستن به این مذهب جدید ـ و به معنایی احیاشده ـ خودداری کرده و تا پایان دورۀ ائمّه همچنان در صفوف شیعۀ امامیّه باقی ماندند. هرچند در هر فرصت مناسبی که پیدا می کردند به نشر ادبیات غالیانه و مجموعۀ بزرگی از روایات و احادیث اقدام نمودند. دانشمندان و راویان حدیث مدرسۀ قم که در آن دوره، مرکز اصلی و عمدۀ علمی شیعه بود به شدّت نسبت به بسط و رخنۀ افکار و آثار مفوّضه عکس العمل نشان می دادند. آنان نیز با تمام قوا می کوشیدند جلوی سیل عظیم ادبیات غلات را که به سرعت گسترش می یافت، بگیرند. ائمّۀ اطهار براساس روایاتی که در دست است، خود همواره و با شدت، غلات و عقاید آنان را محکوم می کردند. امام صادق(ع) شیعیان را از آن که جوانان آنان به دست غلاة، گمراه و از مذهب حق منحرف شوند برحذر می دارد. همچنین در توقیعی که در دوران غیبت از ناحیۀ مقدّسه صادر شده امام از «جهّال و حمقاء» که در حقّ ائمه غلوّ می کردند شکایت فرمودند. در موردی دیگر، در پاسخی که محمّد بن عثمان عَمری، سفیر دوم ناحیۀ مقدّسه، به جامعۀ شیعه ارسال کرد، نقطه نظرهای مفوِّضه در نسبت دادن خلق و رزق به ائمّه تکذیب و انکار شد لیکن برکت و عنایت خاص حق دربارۀ ائمّه که میامن برکات الهی به دعای آنان بر روی مردم گشوده می شود تأکید گردید. این توقیع دوم، موضع رسمی نواب ائمّه را که همان نقطه نظر تودۀ علاقه مندان به اهل بیت و جامعۀ شیعه و در واقع خطّ میانه است، تأیید می نمود. مهم ترین فرق غلات از این قرارند: سبائیه، بیانیه، جناحّیه، اهل حق، یزیدیه، نصیریه، کاکائیه، بلالیه، تمیمیه، مُجسِّمه، مُشَّبِهه، بدائیه، جعفریه، تفویضیه، اسحاقیه، بَکتاشیه، جواربیه، جوالیقیّه، خناقیه، حیدریه، شبک، حمزیّه، سردابیه، سراجیه، راجعیه، حلولیه، حربیه، کیسانیه، ابومسلمیه، سحابیه، حماریه، حلمانیه، عزاقریه، سرخ علمان، سپیدجامگان، خَطّابیّه، مغیریه، منصوریه، علبائیه/ذمیه (پیروان علباء بن ذراء دوسی)، شریعیّه (قائل به الوهیت اصحاب کساء)، کیّالیه (پیروان احمد بن کیال) و نُصیریه/ نُمیریه

غلات در جدول کلمات

به جوانه دانه های غلات گفته می شود که طی یک روند مشخص خشک شد ه اند
مالت
ساقه غلات و جارویی که از آن می سازند
اشتوم
یکی از غلات شبیه گندم
جو
ا ز غلات پر مصرف
گندم
از غلات باستانی و ارگانیک
گندم خراسان

غلات را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ثنا ١٤:٢٤ - ١٣٩٥/٠٦/١٤
این واژه عربی و چیوان (= جمع) غله است و پارسی آن یَویناس yavinãs می باشد: (یَوین (اوستایی)= غله + پسوند چیوان «اس» که در زبان سنسکریت به کار می رفته است)
|

فلاحی ٠٦:١٣ - ١٣٩٦/١١/٢٦
جمع غالی، از حد در گذشتگان، غُلُوّ کنندگان
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسامی غلات   • انواع غلات سبوس دار   • غلات را نام ببرید   • گروه غلات   • لیست غلات   • محصولات غلات   • غلات صبحانه   • گروه غلات کدامند   • معنی غلات   • مفهوم غلات   • تعریف غلات   • معرفی غلات   • غلات چیست   • غلات یعنی چی   • غلات یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غلات
کلمه : غلات
اشتباه تایپی : yghj
آوا : qallAt
نقش : اسم
عکس غلات : در گوگل


آیا معنی غلات مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )