برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1279 100 1

غمی شدن

معنی غمی شدن در لغت نامه دهخدا

غمی شدن. [ غ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) اندوهناک شدن. غمگین شدن. غمناک گردیدن. اندوه داشتن :
ای آنکه عاشقی به غم اندر غمی شده
دامن بیا به دامن من غلج برفکن .
معروفی.
غمی شد دل بهمن از کار اوی
چو دید آن بزرگی و دیدار اوی.
فردوسی.
به آورد از او ماند اندر شگفت
غمی شد دل از جان و تن برگرفت.
فردوسی.
غمی شد دل ارجاسپ را زآن شگفت
هیون خواست راه بیابان گرفت.
فردوسی.
حدیث آنکه من از روزه چون غمی شده ام
به گوش خواجه رسد بر زبان عید مگر.
فرخی.
عبدوس نزدیک غازی رفت و او بر بالا ایستاده و غمی شده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 233). بچه [ بچه ٔ آهو ] از مادر جدا ماند و غمی شد، بگرفتمش بر زین نهادم و بازگشتم. (تاریخ بیهقی ).
ستاره شمر شد غمی زآن شتاب
که لشکرگذر کرد ناگه ز آب.
اسدی (گرشاسب نامه ).
چو بر باره مردم غمی شد ز جنگ
جهان پهلوان رفت گرزی به چنگ.
اسدی (گرشاسب نامه ).
دنیا بسوی من بمثل بیوفا زنی است
نه شاد شو از او نه غمی شو ز فرقتش.
ناصرخسرو.
ابوالنباتم و زن هم عجوزه ٔ درویش
غمی شده دل از اندوه بی نجاح و نجات.
سوزنی.

معنی غمی شدن به فارسی

غمی شدن
( مصدر ) اندوهناک شدن غمگین شدن .

غمی شدن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
غمی شدن: سست شدن، ناتوان شدن، از کار افتادن
<<سه روز و سه شب بود هم زین نشان؛
غمی شد تن و اسب گردنکشان>>
دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: ‹‹از دید معنی شناسی، در کاربرد ویژه است: سست؛ نا توان، از کار افتاده ››
‹‹نامه ی باستان ،ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴،ص ۳٠۳.››

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی غمی شدن   • مفهوم غمی شدن   • تعریف غمی شدن   • معرفی غمی شدن   • غمی شدن چیست   • غمی شدن یعنی چی   • غمی شدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غمی شدن
کلمه : غمی شدن
اشتباه تایپی : yld ank
عکس غمی شدن : در گوگل

آیا معنی غمی شدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )