برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1316 100 1

غنیمت

/qanimat/

مترادف غنیمت: نهب، یغما، غنیم، مغتنم، رایگان، مفت

برابر پارسی: پروه، چاپیده، دست برد

معنی غنیمت در لغت نامه دهخدا

غنیمت. [ غ َ م َ ] (ع اِ) اموالی که مسلمانان در جهادبا کفار حربی به دست آورند. مال و خواسته که از دشمن گرفته شود. غنیمة. رجوع به غنیمة شود :
غنیمت بر او بخش کو جنگ جست
بمردی دل از جان شیرین بشست.
فردوسی.
غنیمت همه بهر لشکر نهاد
نیامدش از آکندن گنج یاد.
فردوسی.
غنیمت ببخشید پس بر سپاه
جز از گنج ناپاکدل ساوه شاه.
فردوسی.
برده و غنیمت را اندازه نبود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 114). قهندز حصار راغارت کرد و بسیار غنیمت و ستور به دست لشکر افتاد. (تاریخ بیهقی ایضاً 349).
ور ودیعت نهند مال یتیم
نزد ایشان غنیمت انگارند.
ناصرخسرو.
و مالهاو غنیمتهای بی اندازه نزدیک هرمز فرستاد. (فارسنامه ٔابن البلخی ص 99). پادشاه باید که خدمتکاران را... چندان نعمت و غنیمت ندهد که توانگر شوند. (کلیله و دمنه ). اصفهبد با او مصاف داد و او را بشکست و از لشکر او غنیمت فراوان حاصل کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 ص 217).
کرد از آن گنج و آن غنیمت پر
وقف آتشکده هزار شتر.
نظامی.
چو شه با غنیمت شد از دستبرد
سپاس غنیمت غنیمت شمرد.
نظامی.
سلاح از تن بگشادند و رخت غنیمت بنهادند. (گلستان سعدی ). || فارسی زبانان بمعنی مفت ، و چیزی که بی رنج و تعب به دست آید استعمال کنند و آن را با لفظشمردن و دانستن و گرفتن آرند. (از آنندراج ) :
خلق را بهتر غنیمت عدل توست از بهر آنک
آشتی داده ست عدل تو غنم رابا ذئاب.
امیرمعزی.
باز عیسی چون شفاعت کرد،حق
خوان فرستاد و غنیمت بر طبق.
مولوی (مثنوی ).
- دم غنیمت است ؛ یعنی فرصت را باید غنیمت شمرد. رجوع به غنیمت دانستن و غنیمت شمردن شود.
|| سودمند و مغتنم : وجود ایشان [ حصیری و پسراو ] غنیمت است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 166). || سود و فایده. || فراوانی. || بخت نیک. || شکار. (ناظم الاطباء). || در شرح تبصره ٔ علامه درباره ٔ غنایم و تقسیم آنها چنین آمده است : از همه ٔ غنایمی که از شهرهای مشرکان به دست می ...

معنی غنیمت به فارسی

غنیمت
آنچه که درجنگ بزورازدشمن گرفته شود آنچه که بی رنج وزحمت بدست آید
( اسم ) ۱ - مالی که مسلمانان در جهاد با کفار حربی به دست آورند مال و خواسته ای که از دشمن گرفته شود . توضیح همه چیزهای که از دشمن گرفته شود و آن اعم است از اسیران و زنان و بچگان و زمینها و اموال منقول که در جنگ به زور از خصم گیرند . بنا به معمول مسلمانان یک پنجم اینها بخدا تعلق داشت و به پنج حصه متساوی میان حضرت رسول ع و نزدیکان او ( یعنی اهل بیت وی ) یتیمان و بینوایان و ابن السبیل تقسیم می شد و مجوز این کار در سوره ۸ ( انفال ) آیه ۴۱ مذکور است که پس از غزوه بدر نازل شد قواعد تقسیم این یک پنجم و چهار پنجم مابقی غنایم که تفصیل آن بر حسب شعایر آداب مختلف مذهبی بیان شده است فقط در جزئیات فرق می کند . فتوحات دامنه دار مسلمانان آنان را نا گزیر کرد که در طرز به کار بستن نظریه غنیمه تغییراتی دهند به خصوص در مواردی که موضوع غنایم زمین بود . راه و رسم اولیه تقسیم چهار پنجم غنیمت ( باستثنای خمس ) میان فاتحان اندکی تغییر یافت . اگر چه فقیهان گرفتار این مسئله بودند که چگونه باید روش علمی تقسیم غنایم را با نظریات شرعی تطبق و تعریف کرد تا در نتیجه بتوان اعمال زعمای قوم را موجه دانست در واقع چنین می نماید که راه و رسم کلی باین سرزمین های مفتوح را ( اعم از آنچه به شمشیر تسخیر شده یا بصلح و سلم ) در حکم زمین های فئ بشناسد ( مالک و زارع در ایران ) ۲ - چیزی که بیرنج و تعب به دست آید مفت
( مصدر ) غنیمت گرفتن غنیمت یافتن .
( مصدر ) دادن مالی که به غنیمت گرفته شده .
( مصدر ) غنیمت دانستن غنیمت شمردن .
( مصدر ) غنیمت شمردن مغتنم شمردن .
( مصدر ) غنیمت دانستن فایده و سود بردن از چیزی . یا غنیمت شمردن فرصت . استفاده کردن از فر ...

معنی غنیمت در فرهنگ معین

غنیمت
(غَ مَ) [ ع . غنیمة ] (اِ.) هر آن چه که در ج نگ از حریف شکست خورده به دست آید. ۲ - در فارسی هر مالی که بدون زحمت به دست آمده باشد.
( ~ . شُ مُ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) فایده و سود دانستن .

معنی غنیمت در فرهنگ فارسی عمید

غنیمت
۱. آنچه در جنگ به زور از دشمن گرفته شود.
۲. آنچه بی رنج و زحمت به دست آید.
* غنیمت داشتن: (مصدر متعدی) [قدیمی، مجاز] = * غنیمت شمردن
* غنیمت دانستن: (مصدر متعدی) [مجاز] = * غنیمت شمردن: صاحبا عمر عزیز است غنیمت دانَش / گوی خیری که توانی بِبَر از میدانش (سعدی۱: ۴۷۲).
* غنیمت شمردن: (مصدر متعدی) [مجاز] فایده و سود بردن از آنچه در دسترس است: خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر / زآن پیشتر که بانگ برآید فلان نماند (سعدی: ۵۹).

غنیمت در دانشنامه اسلامی

غنیمت
غنیمت به معنی فیی ء و مالی است که عاید شخص می شود.
در اصطلاح غنیمت عبارت است از چیزی که مسلمانان در میدان کارزار با جنگ و پیروزی به دست آورده اند. لیکن به اموالی که از راه اختلاس و غارت به چنگ آمده غنیمت گفته نمی شود.
غنیمت در باب خمس
در باب خمس، غنیمت به شرح زیر تعریف شده است: فایده ای که به دست آید، خواه بر اثر به کار بردن مالی باشد، مانند آنکه آن را در تجارت به کار می رود و سودی عایدش می گردد، و یا اینکه به علت داشتن حرفه و صنعتی باشد و مانند اینها پس از جداکردن مخارج اولیّه از قبیل رضخ، جعایل، فضایل، نفل و مخارج تقسیم و نگهداری، خمس آن جدا شده و بقیه اگر اموال منقول باشد، بین رزمندگان تقسیم می شود. و اگر اموال غیر منقول باشد مانند زمین و...، تحت نظارت امام قرار گرفته و در مصالح عموم مسلمانان مصرف می شود.
مجاهدان در مراحل اولیه غزوه احد، به دنبال شکست ابتدایی مشرکان به غنائمی دست یافتند.
دست یابی مجاهدان احد به غنیمت های جنگی، به دنبال شکست ابتدایی مشرکان: ولقد صدقکم الله وعده اذ تحسونهم باذنه حتی اذا فشلتم وتنـزعتم فی الامر وعصیتم من بعد مآ اریکم ما تحبون منکم من یرید الدنیا.... اگر چه مقصود از «ماتحبون» پیروزی بر دشمن است، لازمه آن، یعنی غنیمت نیز به دلیل «منکم من یرید الدنیا» می تواند مورد نظر باشد.
نزاع بر سر تقسیم غنائم
نزاع مؤمنان با یک دیگر در جنگ احد بر سر تقسیم غنیمت ها: ولقد صدقکم الله وعده اذ تحسونهم باذنه حتی اذا فشلتم وتنـزعتم فی الامر وعصیتم من بعد مآ اریکم ما تحبون منکم من یرید الدنیا.... ابن عباس می گوید: مقصود از «من یرید الدنیا» کسانی هستند که به منظور جمع آوری غنیمت، سنگرهای خود را رها کردند و منظور از «من یرید الاخرة» عبدالله بن جبیر و دیگر محافظانی بودند که سنگرها را ترک نکردند.
برخی از منافقان نسبت به تقسیم غنایم جنگ حنین به ...

غنیمت در دانشنامه آزاد پارسی

غَنیمت
مالی که از مشرکان قبل از پایان جنگ به دست می آید. دربرابر فَیء، که پس از اتمام جنگ است. در معنای عام تر، بر هر فایده ای که عاید آدمی شود، چه با به کاربستن سرمایه یا بدون آن، غنیمت گفته می شود. در یک معنای دیگر به مالی که بدون سپردن سرمایه عایدشده غنیمت گویند، که بر دو گونه است: مال هایی که در جنگ با سلاح و زور و پیروزی به دست آمده است، و مال های غیر آن، نظیر عایدات معادن و گنج ها. در شیعه، غنیمت عموماً متعلق خمس است.

غنیمت در جدول کلمات

غنیمت جنگی
فی
غنیمت شمرده
مغتنم
غنیمت گیرند ه
غانم
تخم جواهر نشانی که نادر شاه افشار به غنیمت آورد
تخت طاووس
درمثل غنیمت است
دم
عزیز است غنیمت شمریدش
عزیز است غنیمت شمریدش

معنی غنیمت به انگلیسی

spoil (اسم)
یغما ، فساد ، تباهی ، تاراج ، غنیمت ، سودباداورده
prize (اسم)
جایزه ، انعام ، غنیمت
trophy (اسم)
جایزه ، غنیمت ، یادگاری پیروزی ، نشان ظفر
plunder (اسم)
یغما ، تاراج ، غارت ، چپاول ، غارتگری ، غنیمت

معنی کلمه غنیمت به عربی

غنیمت
جائزة , غنائم , نهب
غنيمة

غنیمت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
دیوتا dyutã (سنسکریت)
لوپَت lupat(سنسکریت: لوپتَ)
تینا
سود
مبینا
آنچه که بدست می آید
قنبری
این واژه عربی است
بامعنای هر گونه سود
ملیکا
🌹غنیمت یعنی : فرصت مناسب🌹
سارا
شمردن فرصت ها
وریا صادقی
(غنم) یا غنیمت یا غنائم به معنای (گوسفند یا غنیمت) و غنیمت به مالی که در مبارزه با کفار و مشرکین کسب شده که از قبل این مال وجود نداشته گفته می شود.و غنم به معنای گوسفند هم همان مال و غنیمت است که کسب شده .پس معنای غنیمت یعنی فرصت شمردن و بهره بردن به صورت حداکثر استفاده .
محمد
ارزشمند
Sy
فرصت مناسب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کلمه غنیمت   • مترادف کلمه غنیمت   • غنیمت شمردن معنی   • مترادف غنیمت   • غنیمت شمردن در جدول   • هم خانواده کلمه غنیمت   • هم خانواده غنیمت   • غنیمت جنگی در جدول   • معنی غنیمت   • مفهوم غنیمت   • تعریف غنیمت   • معرفی غنیمت   • غنیمت چیست   • غنیمت یعنی چی   • غنیمت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غنیمت
کلمه : غنیمت
اشتباه تایپی : ykdlj
آوا : qanimat
نقش : اسم
عکس غنیمت : در گوگل

آیا معنی غنیمت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )