برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1287 100 1

غوزه

/quze/

معنی غوزه در لغت نامه دهخدا

غوزه. [ زَ / زِ ] (اِ) گوزه ٔ پنبه بود که پنبه در او روید. (فرهنگ اسدی نخجوانی ) . گوزه ٔ پنبه. (نسخه ٔ دیگر از فرهنگ اسدی ). گُندَک نیز گویند و به تازی جوزقه گویند. (نسخه ای از فرهنگ اسدی ) . پنبه ٔ ناشکفته که در غلاف باشد. (فرهنگ جهانگیری ). غلاف پنبه را گویند که هنوز پنبه از آن برنیاورده باشند و معرب آن جوزقه است. (برهان قاطع). پوست بالای پنبه که هنوز نترکیده باشد و این لفظ در اصل گوزه است مرکب از گَوز بمعنی چارمغز، و «ه » نسبت که افاده ٔ معنی تشبیه کند. (از غیاث اللغات ). پوست بالای پنبه و بالای خشخاش ، معرب آن جوزق. (از فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). در اصفهان کلوزه خوانند. (فرهنگ رشیدی ). جوزی بود که که در آن پنبه باشد. (فرهنگ اوبهی ). پنبه ای که از پوست جدا نشده باشد. میوه ای است که پنبه از درون آن بیرون آرند. غوزک. غوژه. جوزق. جوزقة. جوزه. غوزغه. رجوع به گوزه شود. || غلاف و پوست بعضی گیاهها، از قبیل : پنبه و خشخاش و شقایق و جز آن. تخمدان بعضی گیاهان ، مانند: شقایق و خشخاش و جز آن.
- غوزه ٔ پنبه ؛ پنبه ای که از پوست جدا نشده باشد. بَیَلم. رجوع به معنی اول غوزه شود.
- غوزه ٔ خشخاش ؛ پوست و غلاف خشخاش. کوکنار. رُمّان ُالسﱡعال. رجوع به کوکنار و گوزه شود.
|| حُباب آب و شراب و دوشاب و جز آن.
- غوزه ٔ آب ؛ کنایه از حباب است ، و آن شیشه مانندی است که بیشتر به وقت باریدن باران بر روی آن بهم رسد. (از برهان قاطع) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) . حُباب. حَبَب. نُفّاخة. یَعلول. غُرّان. (منتهی الارب ).
|| گوی نقره که بعربی قُداس خوانند. (برهان قاطع). مهره ٔ نقره شبیه به مروارید. (ناظم الاطباء).
- غوزه ٔ نقره ؛ کنایه از مهره ٔ نقره. مهره ٔ سیمین که مانند مروارید باشد. قُداس.

معنی غوزه به فارسی

غوزه
گوزه وغوژه وجوزغه ووش وکتوهم گویندغلاف وپوست دانه یاتخمدان بعضی گیاهان مانندخشخاش
( اسم ) ۱ - غلاف پنبه که پنبه از آن بر نیامده باشند میوه ناشکفته پنبه گندک . یا غوزه پنبه . پنبه ای که از پوست جدا نشده بیلم ۲ - غلاف و پوست بعضی گیاهان مانند شقایق خشخاش و غلاف خشخاش کوکنار . یا غوزه آب . حباب . یا غوزه نقره . مهره نقره قداس .
[ گویش مازنی ] /ghooze/ غوزه – پنبه ی باز نشده
( صفت ) آنکه غوزه فروشد جوزقی .
[ گویش مازنی ] /ghooze vaash/ علف هرزی که در پختن آش محلی از آن استفاده کنند
[ گویش مازنی ] /ghooze kashi/ بیرون آوردن وش از داخل غوزه
[boll rot] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] نوعی بیماری قارچی که به غوزۀ پنبه آسیب می رساند
[ گویش مازنی ] /tal ghooze/ غوزه ی پنبه قبل از رسیدن
همان غوزه که بشکل جرس میباشد و غوزه گل پنبه که در توی برگ بود و هنوز پنبه از میانش نچیده باشند . از اهل زبان بتحقیق پیوسته است .
[ گویش مازنی ] /koor koor ghooze/ غوزه های پنبه ی ناقص و کوچک که پنبه چین در موقع چیدن آن دچار زحمت می شود

معنی غوزه در فرهنگ معین

غوزه
(زِ) [ معر. ] (اِ.) ۱ - غلاف پنبه . ۲ - غلاف و پوست بعضی گیاهان مانند شقایق ، خشخاش .

معنی غوزه در فرهنگ فارسی عمید

غوزه
۱. غلاف پنبه که هنوز پنبۀ آن را درنیاورده باشند.
۲. غلاف و پوست دانه یا تخمدان بعضی گیاهان مانند خشخاش و شقایق.

غوزه در جدول کلمات

غوزه
غلاف پنبه
غوزه پنبه
وش
غوزه خرما
غس

غوزه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• غوزه پنبه دو حرفی   • مترادف غوزه پنبه   • غوزه پنبه در جدول   • غوزه پنبه درحل جدول   • نام دیگر غوزه پنبه   • غوزه پنبه چیست؟   • غوزه پنبه حل جدول   • غوزه پنبه جدولی   • معنی غوزه   • مفهوم غوزه   • تعریف غوزه   • معرفی غوزه   • غوزه چیست   • غوزه یعنی چی   • غوزه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غوزه
کلمه : غوزه
اشتباه تایپی : y,ci
آوا : quze
نقش : اسم
عکس غوزه : در گوگل

آیا معنی غوزه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )