برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1326 100 1

غول

/qul/

مترادف غول: دیو، شیزان، نسناس، هیولا، آغل، شبگاه، شوغا، اذن، گوش، دست وبازو

برابر پارسی: دیو

معنی غول در لغت نامه دهخدا

غول. (اِ) شبگاه گوسپندان و چهارپایان بود چون خباک. (فرهنگ اسدی ). شبانگاه گوسفندان. (نسخه ای از فرهنگ اسدی ). شبانگاه یا شبگاه گوسفندان و چهارپایان و گذریان بود. (فرهنگ اوبهی ). جای گوسفندان و گاو و دیگر چارپایان که در صحرا سازند و آغال نیز گویند. (فرهنگ رشیدی ) (از جهانگیری ) (از انجمن آرا). جایی باشد که در دامن کوهها و صحراها بکنند و بسازند تا گوسفندان و گاوان و دیگر ستوران و چارپایان شبها در آنجا باشند و آن را به عربی غار خوانند. شوغا. (برهان قاطع). آغل. (جهانگیری ). آغال. نغل. کمرا. (برهان قاطع). زاغه. || کنده ٔ بزرگ و فراخی در کوه و دشت. (فرهنگ اوبهی ). غار و مغاک در دشت. (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). || (ص ) مرد کَر بزبان پهلوی ، و در عربی اُطروش و اصم گویند. (ازانجمن آرا) (از آنندراج ). در تداول مردم مازندران بمعنی کر است. (از فرهنگ نظام ). || (اِ) گوش. به عربی اُذُن گویند. (از برهان قاطع). گوش ، چون خرغول و اسپغول. (فرهنگ رشیدی ). به واو مجهول بمعنی گوش. (غیاث اللغات ). گوش بود، و تخمی هست که آن را اسپغول نامند بدان سبب که برگ آن به گوش اسب شبیه است.(فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از برهان قاطع). استعمال غول تنها برای گوش دیده نشده است ، اما در سنسکریت گُل بمعنی مطلق سوراخ آمده است. (فرهنگ نظام ). صاحب برهان قاطع گوید: خرغول گیاهی است... و آن را خرغول بدان سبب گویند که شبیه به گوش خراست چه غول در فارسی بمعنی گوش است و اسب غول نیز به همین سبب میگویند - انتهی. و شاید در ترکیب های دامغول و چرغول نیز چنین است. || حرامزاده. (فرهنگ اسدی ) (جهانگیری ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (برهان قاطع). بعضی در بیت ذیل از رودکی بمعنی حرامزاده گفته اند و در آن تأمل است. (فرهنگ رشیدی ) :
ایستاده دید آنجا دزد غول
روی زشت و چشمها همچون دغول .
رودکی (از فرهنگ اسدی ) (فرهنگ رشیدی ).
|| دو طفل که از مادر توأمان زاده باشند. (فرهنگ جهانگیری ) (انجمن آرا) (از برهان قاطع). و آن را دغوله و دغلی نیز گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). یکی از دو فرزند که با هم پیدا شده باشند و مخفف این لفظ دوغلی در تکلم هست. (فرهنگ نظام ). و رجوع به غلی در ...

معنی غول به فارسی

غول
موجودافسانهای بسیاربزرگ جثه وبدهیکل، هیکل یزرگ، جانورمهیب ماننددیو
( اسم ) ۱ - دست و بازو ۲ - فوجی دارای سردار .
یکی از جنگهای عرب است که در آن قبیله ضبه با بنی کلاب جنگ کردند .
[نجوم ] ← ستارۀ غول
[ گویش مازنی ] /ghool/ کر ناشنوا
[blue giant] [نجوم ] ستاره ای پُرجِرم با دمایی در حدود سی هزار کلوین و درخشندگی (luminosity) بیش از ده هزار برابر خورشید که مرحلۀ هیدروژن سوزی را به پایان رسانده و در نمودار اِچ آر از رشتۀ اصلی جدا شده است
( صفت ) مانند غول بسیار بزرگ و مهیب غول پیکر : کارخانه غول آسای ذوب آهن .
نام جایی است
[ گویش مازنی ] /ghool paas/ درشت هیکل
[ گویش مازنی ] /ghool peno/ کر ناشنوا - کسی که مخفیانه و بی سر و صدا کاری را انجام دهد
( صفت ) مانند غول بسیار بزرگ و مهیب غول پیکر : کارخانه غول آسای ذوب آهن .
[gigantism] [زیست شناسی] رشد غیرعادی بدن براثر ترشح بیش ازاندازۀ هورمون رشد
[ گویش مازنی ] /ghooltashen/ زورمند قوی
یا غولدنگ آدم قد بلند بد ترکیب
[draa] [زمین شناسی] ساختار تلماسۀ بادی غول آسایی که ممکن است ارتفاع آن حدود 400 متر و طول دامنۀ آن بیش از 600 متر باشد
[caldera] [زمین شنا ...

معنی غول در فرهنگ معین

غول
(اِ.) ۱ - آغُل گوسفند و گاو. ۲ - گوش .
[ ع . ] ۱ - (اِ.)موجودی افسانه ای که هیکلی درشت و ترسناک دارد. ۲ - (ص .) بسیار بزرگ . ، ~ بی شاخ و دم (عا.) شخص درشت اندام و بی ریخت .
(اِ.) = قول : ۱ - دست و بازو. ۲ - فوجی دارای سردار.

معنی غول در فرهنگ فارسی عمید

غول
جایی که برای گاووگوسفند در کوه یا صحرا درست کنند، آغل، غار: گاهی چو گوسفندان در غول جای من / گاهی چو غول گرد بیابان دوان دوان (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۸۹).
۱. موجود افسانه ای بسیار بزرگ جثه و بدهیکل.
۲. جانور مهیب مانند دیو، هیکل بزرگ.
* غول بیابان: = * غول بیابانی
* غول بیابانی:
۱. غولی که گمان می رود در بیابان باشد: حذر از پیروی نفس که در راه خدای / مردم افکن تر از این غول بیابانی نیست (سعدی۲: ۶۳۶).
۲. [عامیانه، مجاز] = * غول بی شاخ ودُم
* غول بی شاخ ودُم: [عامیانه، مجاز] شخص درشت، بدقواره، و زشت.
آنچه مانند غول بزرگ و مهیب باشد، مانند غول، غول پیکر، بسیاربزرگ.
غول آسا ، بزرگ و مهیب، کسی یا چیزی که جثۀ بزرگ مانند غول دارد.
غول مانند، غول آسا، مانند غول.

غول در دانشنامه اسلامی

غول
دیو را غول می گویند.
از غول به مناسبت در باب صلات نام برده اند.
معرفی
غول نوعی جن است که در بیابان به صورت و شکل های گوناگون ظاهر و متعرض مسافران می شود.
حکم فقهی
مفاد روایتی چنین است: هرگاه غول در نظرتان آمد اذان بگویید. بر این اساس، فقها اذان گفتن را در بیابان برای کسی که از غول و مانند آن وحشت دارد، مستحب دانسته اند.
غول
معنی غَوْلٌ: ضرر رساندن و فاسد کردن
معنی قَوْلُ: قول - سخن - گفتار
ریشه کلمه:
غول‌ (۱ بار)

«غَوْل» (بر وزن قول) در اصل، به معنای فسادی است که به طور پنهانی در چیزی نفوذ می کند، و این که به قتل های مخفی و ترور در ادبیات عرب «غیلة» گفته می شود، از همین نظر است.
. آیه در وصف شراب بهشتی است ظاهراً مراد از «غَوْل» سردرد است طبرسی فرموده غول فسادی که به طور مخفی بر شی‏ء عارض شود. اهل لغت آن را سردرد، مستی، مشقت و غیره گفته‏اند. «یَنْزِفُونَ» را عاصم در این آیه مجهول خوانده و در سوره واقعة معلوم. و آن چنانکه در «نزف» خواهد آمد به معنی مستی و زوال عقل است. معنی آیه چنین می‏شود: در شراب بهشتی سردرد (یا ضرر و فساد) نیست و از آن مست نمی‏شوند. مؤیّد احتمال نگارنده آیه است. یعنی از شراب بهشتی نه درد سر می‏گیرند و نه مست می‏گردند و اگر «غَوْل» را اضرار و اهلاک بگیریم با «صداع» مخالف نخواهد بود که آن نیز ضرر است این کلمه فقط یکبار در قرآن یافته است.
احمد غول از علما و فرماندهان نظامی افغانستان در قرن چهاردهم هجری بوده است.
او فارغ التحصیل دارالعلوم آکورا و از نخستین عالمانی بود که ندای جهاد بر ضد کمونیست ها را در افغانستان سر داد. به همین دلیل به مدت شش ماه در گردیز به اتهام ترور حاکم منطقه آرغون زندانی شد.
فعالیت سیاسی
احمد غول تظاهرات بسیاری بر ضد حاکمیت داوود خان در دهه هفتاد میلادی در دو منطقه گردیز و خوست برپا کرد. وی علاوه بر فرماندهی نظامی مجاهدان افغانی در منطقه پکتیا، عضو کمیته مرکزی «ائتلاف احزاب اسلامی هفتگانه» ...

غول در دانشنامه ویکی پدیا

غول
غول موجودی افسانه ای و عظیم الجثه است. آن ها زاییدهٔ خیال مردم و داستان سرایان هستند و اغلب در داستان های عامیانه از آن ها یاد می شود اما هیچ گونه سند و مدرکی دلیل بر وجودشان در دست نیست.
یکی از غول های افسانه ای در برخی نواحی ایران «اولی غولی» نام دارد.
غول ها ظاهری شبیه انسان دارند اما به مراتب بزرگ تر هستند در برخی از داستان های عامیانه آن ها دارای شاخ و دُم هستند.
وبگاه سیمرغ
عکس غول
غول ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
غول، موجود افسانه ایِ عظیم الجثه
غول (فیلم ۱۹۵۶)، فیلمی آمریکایی به کارگردانی جرج استیونز
غول (فیلم ۱۳۵۲)، فیلمی ایرانی به کارگردانی داوود اسماعیلی
غول (رمان)، رمانی نوشتهٔ تئودور درایزر، نویسندهٔ اهل ایالات متحدهٔ آمریکا (۱۹۱۴)
غول (نقاشی)
غول کتابی ادبی نوشتهٔ تئودور درایزر، نویسندهٔ اهل ایالات متحده آمریکا است.
غول فیلمی به کارگردانی داوود اسماعیلی و نویسندگی رضا عقیلی محصول سال ۱۳۵۲ است.
جمیله
بهمن مفید
مرتضی عقیلی
حسین گیل
جهانگیر فروهر
نعمت اله گرجی
گیتی فروهر
علی رجبی
رضا جوکار
رشید دلباختهٔ رقاصه ای به نام محبوبه است؛ اما جواد، موسوم به غول، مانع ارتباط آن دو است. رشید وقتی توسط غول مضروب می شود مباشرش روح الله را می گمارد تا گردن کشی را بیابد که با غول دربیفتد. روح الله با حسین مواجه می شود و او را برای مقصود خود اجیر می کند. غول حسین را به شدت گوشمالی می دهد و حسین دست یاری به سوی اسماعیل گاوکش دراز می کند. اسماعیل نمی پذیرد و به دروغ به او گفته می شود که محبوبه دختر رشید است و غول برخلاف میلش او را در کافه مجبور به کار کرده است. محبوبه نیز از اس ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

غول در دانشنامه آزاد پارسی

غول (giant)
در بسیاری از اساطیر و ادبیات عامیانه، موجودی عظیم الجثه و غالباً احمق و جنگ طلب. در اساطیر یونان، غولان پس از ریخته شدن خون اورانوس بر زمین خلق شدند و بر ضد خدایان شوریدند. در قرون وسطا، آدمک های حصیری غولان را در مراسم نیمۀ تابستان در بسیاری از نقاط اروپا می گرداندند و گاه به آتش می کشیدند. در نزد اعراب و نیز ایرانیان بعد از اسلام موجودی افسانه ای و مهیب، شبیه دیو، که به شکل های گوناگون در می آید و مردم را می فریبد و نابود می کند و از آن جمله است غول بیابانی.

ارتباط محتوایی با غول

غول در جدول کلمات

غول
دیو
غول برفی
یتی
غول خیالی برف ها
یتی
غول سبز هالیوودی
هالک
غول سبز و خشن هالیوودی
هالک
غول سبز ویرانگر هالیوودی
هالک
غول قرن بیستم لقب گرفته است
یتی
غول و دیو
هیولا
غول کارتونی
شرک
غول یخی
یتی

معنی غول به انگلیسی

hole (اسم)
سفت ، روزنه ، سوراخ ، خندق ، غار ، گودی ، غول ، منفذ ، رخنه ، فرجه ، نقب ، حفره ، گودال ، چال ، فرج ، لانه خرگوش و امثال ان
ear (اسم)
دسته ، شنوایی ، غول ، خوشه ، گوش ، سنبله
cave (اسم)
سوراخ ، غار ، غول ، مغاره ، کاو ، مجوف کردن
cavern (اسم)
غار ، غول ، مغاره ، حفره ، گودال ، حفره زیرزمینی ، چال
corral (اسم)
غول ، جای اسب و گله ، اغل
bogy (اسم)
شیطان ، دیو ، جن ، لو لو ، غول
giant (اسم)
غول ، نرهغول ، ادم غول پیکر
ogre (اسم)
غول ، ادمخوار ، غول پیکر ، ادم موحش
colossus (اسم)
غول ، غول پیکر ، چیز غول پیکر وگنده ، غول یا شخص بسیار بلند
ghoul (اسم)
غول ، سادیست
gargantua (اسم)
غول ، غول پیکر
bugaboo (اسم)
لو لو ، غول
hobgoblin (اسم)
دزد ، لو لو ، غول ، شبگرد ، جنی

معنی کلمه غول به عربی

غول
عملاق , غول , هائل
بشع , عملاق , هائل
عملاق

غول را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرعباس
این واژه ریشه ی آکادی (از میانرودان) دارد... بمعنی هیولای وحشتناک... واژه ی انگلیسی که از آن گرفته شده goul می باشد که به همین معنی ست.
آرزو سلطانی
غول مثال غول زشت است lt s againt very ugly
مازیار ایرانی
در گویش سیستانی به غول لوک میگویند

برای نمونه میگویند همانند یک لوک مست
هنرزاده
علاوه بر مطالب مطرح شده، در گویشهای شهرستانهای استان فارس مثل خرامه، نی ریز، داراب، فسا، جهرم و ... به چاهی که عمق آن زیاد باشد ، می گویند این چاه خیلی غول است یعنی عمق آن بلند است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• غول واقعی   • غول فیلم   • غول ترسناک   • فيلم غول   • غول کلش   • نقاشی غول   • انسان غول   • غول چراغ جادو   • معنی غول   • مفهوم غول   • تعریف غول   • معرفی غول   • غول چیست   • غول یعنی چی   • غول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غول
کلمه : غول
اشتباه تایپی : y,g
آوا : qul
نقش : اسم
عکس غول : در گوگل

آیا معنی غول مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )