برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1325 100 1

غیث

معنی غیث در لغت نامه دهخدا

غیث. [ غ َ ] (ع مص ) باران بارانیدن. (مصادر زوزنی ). باران فرستادن. (تاج المصادر بیهقی ). بارانیدن خدای باران را در بلاد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || باران باریدن. (مصادر زوزنی ) (ترجمان القرآن علامه ٔجرجانی تهذیب عادل ). رسیدن باران زمین را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || غیثت الارض (مجهولاً)؛ یعنی باران رسیده شد زمین. (منتهی الارب ) (آنندراج ). باران خورد زمین. بارانیده شد [ به ] زمین. || غِثنا ما شئنا؛ یعنی باران بر ما آمد چندانکه میخواستیم. (از اقرب الموارد). || غاث النَّورُ؛ روشن گردید شکوفه و گل. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (اِ) باران ،و بقولی باران که تا دوازده کروه بارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). باران ، و گفته اند: بارانی که پهنای مساحت آن یک برید یعنی یک ماه باشد. (از اقرب الموارد).باران که از ابر میبارد. (غیاث اللغات ). || گاهی ابر را نیز غیث گفته اند. ج ، غُیوث ، اَغیاث. (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (ص ) کنایه از نیکوکار و احسان کننده نیز آمده :
ایا غیاث ضعیفان و غیث درویشان
به باغ مدح تو بر شاخ معرفت بارم.
خاقانی.
ورد تو این بس است که ای غیث ، الغیاث
کز فیض او بسنگ فسرده رسد نما.
خاقانی.
|| (اِ) گیاه. (مهذب الاسماء). گیاه که از آب باران روید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). یقال : رعینا الغیث ؛ یعنی چرانیدیم گیاه را. (از اقرب الموارد).

غیث. [ غ َی ْ ی ِ ] (ع ص ) فرس ذوغیث ؛ اسب که درافزاید رفتار را سپس رفتار. (منتهی الارب ). اسبی که بتدریج بر سرعت حرکت خود بیفزاید. فرس ذوغیث ؛ یزداد جریاً بعد جری. (اقرب الموارد). || بئر ذات غیث ؛ چاه که پیوسته در افزایش باشد و ماده اش منقطع نگردد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

غیث. [ غ َ ] (اِخ ) ابن عامربن هجیم بن عمروبن تمیم. از قبیله ٔ تمیم بود، و نام وی حبیب است. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج 2 ص 185) (تاج العروس ) (منتهی الارب ).

غیث. [ غ َ ] (اِخ ) ابن علی بن عبدالسلام بن محمدبن جعفر ارمنازی کاتب. وی خطیب صور بود. به دمشق آمد و به سال 509 هَ. ق. درگذشت. (از تاج العروس ).

غیث. [ غ َی ْ ی ِ ...

معنی غیث به فارسی

غیث
باران، ابری که باران بباردگیاهی که با آب باران بروید
۱ - ( مصدر ) باران فرستادن بارانیدن باران ۲ - ( مصدر ) رسیدن باران بزمین ۳ - ( اسم ) باران .
ابن مریطه بن مخزوم بن مالک بن غالب بن قطیعه بن عس بطنی است از قبیله عبس وی جد خالد بن سنان بود .
دهیست از دهستان رادکان بخش حومه شهرستان مشهد در ۷۹ کیلومتری شمال غربی مشهد و ۲ کیلومتری جنوب راه عمومی مشهد به رادکان جلگه و معتدل ۵۷۵ تن سکنه لهجه کردی آب از قنات محصول غلات شغل زراعت و مالداری .
دهی است از دهستان رادکان بخش حومه شهرستان مشهد که در ۷۹ هزار گزی شمال باختری مشهد و ۲ هزار گزی جنوب راه عمومی مشهد به رادکان قرار دارد.

معنی غیث در فرهنگ معین

غیث
(غِ یْ) [ ع . ] (اِ.) باران .

معنی غیث در فرهنگ فارسی عمید

غیث
۱. باران.
۲. ابری که باران ببارد.
۳. گیاهی که با آب باران بروید.

غیث در دانشنامه اسلامی

غیث
معنی غَيْثٍ: باران نافع (غيث به معناي باران به موقع است که آمدنش نافع است ، به خلاف کلمه مطر که هم به چنان باراني اطلاق ميشود و هم به باران زيان بخش ، که در غير موقع خودش ببارد )
معنی يُغَاثُ: فرياد رسي مي شود(اگر ریشه اش "غوث": فریاد رسی ، باشد) - باران بر ... باریده می شود (اگر ریشه اش "غيث": باران باشد) - برای ... علف و گیاه رویانده می شود (اگر ریشه اش "غيث": علف باشد)
معنی کَفَّارٌ: بسيار ناسپاس (کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ "به معناي کشاورزان است از اين جهت که دانه را در خاک پنهان مي کنند و از طرفي هرکسي که ربوبيت يا نعمتهاي خداي تعالي را انکار کند نيز ...
معنی کَفُور: بسيار ناسپاس-همواره ناسپاس(کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ "به معناي کشاورزان است از اين جهت که دانه را در خاک پنهان مي کنند و از طرفي هرکسي که ربوبيت يا نعمتهاي خداي تعالي را ا...
معنی مَا يَکْفُرُ: كفر نمی ورزد-كفران نمی كند- ناسپاسي نمی کند - خداي تعالي ونعمتهاي اورا انكارنمی كند -به دستورات الهي عمل می كند(کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ "به معناي كشاورزان است از اين جهت...
معنی لَمْ يَکْفُرُواْ: کافرنشده و نمي شوند - کفر نورزيده و نمي ورزند(کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ "به معناي كشاورزان است از اين جهت كه دانه را در خاك پنهان مي كنند و از طرفي هركسي كه ربوبيت يا نعمت...
معنی نَّکْفُرَ: که کفر بورزيم(کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ "به معناي کشاورزان است از اين جهت که دانه را در خاک پنهان مي کنندو از طرفي هرکسي که ربوبيت يا نعمتهاي خداي تعالي را انکار کند نيز ک...
معنی نُکَفِّرْ: محو می کنیم - مي پوشانيم (جزمش به دلیل جواب واقع شدن برای جمله ی قبلی است. کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبار ...


غیث در جدول کلمات

غیث را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیدحسین اخوان بهابادی
�ﻏَﻴﺚ� ﺍﺯ �ﻏﻴﺎﺙ� ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻔﻴﺪ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﻲ �ﻣﻄﺮ� ﺷﺎﻣﻞ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻀﺮّ ﻧﻴﺰ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ، ﭘﺎﺳﺦ ﻧﺎﻟﻪ ﻭﻧﻴﺎﺯ ﻣﺮﺩم ﺍﺳﺖ، �ﻏﻴﺚ� ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی غیث   • مفهوم غیث   • تعریف غیث   • معرفی غیث   • غیث چیست   • غیث یعنی چی   • غیث یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غیث
کلمه : غیث
اشتباه تایپی : yde
عکس غیث : در گوگل

آیا معنی غیث مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )